بازنویسی حکایت در مورد دزدی پیراهنی را دزدید و به پسرش داد

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .فایل بعد از خرید هم مستقیم دانلود می شود هم به ایمیل شما فرستاده می شود (پوشه inbox یا s pam )

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پشتیبانی سایت

در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید یا راهنمای خریدبه شماره 09159886819 با واتساپ یا تلگرام یا اسمس پیام بدهید.
با عضویت در کانال ما در تلگرام از آخرین تحقیقات سایت باخبر شوید آدرس کانال : @dabiranyar

بازنویسی حکایت در مورد دزدی پیراهنی را دزدید و به پسرش داد

بازديد: 25
بازنویسی حکایت در مورد دزدی پیراهنی را دزدید و به پسرش داد

بازنویسی حکایت در مورد دزدی پیراهنی را دزدید و به پسرش داد

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم صفحه ۳۴ با موضوع دزدی پیراهنی را دزدید

خود حکایت :

دزدی پیراهنی را دزدید وآن را به پسرش داد که به بازار ببرد و بفروشد . پسر پیراهن  را به بازار برد ؛ اما آن را از او دزدیدند.

وقتی به خانه برگشت پدرش پرسید . پیراهن را چند فروختی ؟

پسر گفت به همان قیمتی که شما خریده بودید

باز نویسی حکایت :

روزی روزگاری پدری که شغل او دزدی بود پیراهنی می­دزدد. پدر پیراهن دزدی را به پسر داده و به او می­گوید آن پیراهن را به بازار برده و بفروشد. پسر پیراهنی که پدرش به او داده بود به بازار ببر بفروش اما پیراهن را از او دزدیدند. پسر وقتی به خانه بازگشت با پدرش روبه رو شد. پدرش از او پرسید پیراهن را به چه قیمتی فروختی؟ پسر گفت:به همان قیمتی که شما خریده بودید.(هیچ). در واقع هر چیزی که از راه حلال به دست نیاید به همان صورت از دست می­رود. این داستان بیان­کننده این امر است که دزدی امری ناپسند است

 

بازنویسی دوم :

باز نویسی حکایت صفحه 34 ( تبدیل به نثر جدید )

روزی بود روزگاری در یکی از ولایت های یک منطقه شخصی به نام میرزا محمود زندگی می کرد.

این خانواده محترم بجز مال حرام چیزی بر روی سر سفره شان نمی آمد.شغل او دزدی بود .روزها میخوابید و شب ها به شغل شریف دزدی می پرداخت. یک شب به خانه ای رفت که صاحبش از میرزا محمود  هم آس و پاس تر بود. میرزا هر چه قدر گشت چیزی برای برداشتن پیدا نکرد.

صاحبخانه را از خواب بیدار کرد و گفت من چیزی بر نداشتم بیا این 10 تومانی را فردا گرسنه نمانی.میرزا می خواست برود که چشمش به آن پیراهن بالای سر صاحبخانه افتاد.آن را برداشت و در رفت.وقتی به خانه رسید همسر میرزا  جلویش را گرفت و گفت : امشب کاسبی چطور بود ؟ میرزا گفت : کساد کساد ! فقط یک پیراهن نصیبم شد که اونم درمی نمی ارزد.

صبح  که شد میرزا به پسرش که نامش میرزا محمد بود گفت : پسرم من میخوابم  تو برو  این پیراهن  را بفروش و بیا. من اینو دزدیدم .تو هم سعی کن سر خریدار کلاه بزاری و کمی گرون بفروشی! میرزا حسن رفت.به هر کسی که رسید گفت : پیراهنی با ارزش دارم.

قبلا اوباما این پیرهن رو تنش می کرد .همه گفتن پسر جون اوباما از مد افتاده اونم گفت : اواااا اینو ترامپ می پوشید....

وقتی با یکی در همین موضوع صحبت می کرد .پیراهن را گذاشته بود روی میز که یک دزد حرفه ای آن را دزدید.میرزا حسن نا امید به خانه برگشت و پدرش را بیدار کردو گفت : پدر جان من تمام زحمت های تورا به هدر دادم.

شما در راه دزدی این پیراهن  سختی و مشقت زیادی تحمل کرده اید ولی کسی مثل شما زحمت کش پیدا شد  و پیراهن را دزدید  و یا به قول معروف باد آورده را باد می برد.

بازنویسی بلند :



*بازنویسی بلند:*

در زمان فتحلی شاه قاجار پیر مردی به نام تیمور زندگی فقیرانه ای داشت و
مایحتاج زندگی خود را از راه خارکشی بدست می آورد و زندگی مشقت باری داشت
زندگی میکرد مدتی بود که پیرمرد توان رفتن به صحرا و بیابان را نداشت و رو
به پسرش آورده بود پسر تیمور  پسری عاقل دانا و بسیار مذهبی بود تیمور چند
روزی شده بود که به دزدی روی آورده بود و از راه کسب و کار حرام درآمد خود
را بدست می آورد و اشیای دزدی را بدون آگاهی به فرزند خود میداد تا در
بازار بفروشد و هر روز بهانه ای برای آن ها می آورد اما کسبه محل به او
تحمت دزدی میزدند و او حتی توجه نمیکرد زیرا عادت نداشت جواب مردم را با
خشم بدهد روزی از همین روز ها پیرمرد از جلوی مغازه پیراهن فروشی رد شد و
پیراهنی که در بیرون از مغازه برای فروش گزاشته شده بود را دزدید و به این
فکر افتاد که این پیراهن چقدر میتواند ارزش داشته باشد پیرمرد لباس را در
زیر پیراهنش پنهان کرد و طبق معمول به پسرش رضا داد تا در بازار بفروشد رضا
دیگر به پدرش شک کرده بود از جلوی مغازه استاد علی رد شد دید که او دارد به
شدت گریه میکند و بر سر میکوبد رضا جلو رفت و علت را جویا شد و استاد علی
ماجرای پیراهن ارزشمند و تیمور را که جلوی مغازه اش ایستاده بود برای او
تعریف کرد و رضا فهمید که پدرش آن پیراهن را دزدیده است رضا پیراهن را به
استاد علی داد و بسیار معذرت خواهی کرد و با ناراحتی به خانه بازگشت پدرش
سراغ پول پیراهن را از او گرفت و پشت سر هم سوال میکرد که پیراهن چه شد و
آن را به چه قیمتی فروختی؟ رضا سرش را بالا آورد و رو به پدر گفت: به همان
قیمتی که تو خریده بودی

 

 

توجه :

برای دیدن سایر ضرب المثل ها و حکایت ها بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

نظر هم یادتون نره

بازنویسی حکایت یکی از حکما شنیدم که می گفت

باز نویسی حکایت سگی بر لب جوی استخوانی یافت

باز نویسی حکایت مردکی را چشم درد خواست

باز نویسی حکایت شخصی به عیادت مریضی رفت

بازنویسی حکایت در مورد دزدی پیراهنی را دزدید و به پسرش داد

باز نویسی حکایت صفحه ۷۰ پایه نهم با موضوع روزی شخصی نزد طبیب رفت

بازنویسی حکایت فردی با سپری به میدان جنگ رفته بود

بازنویسی حکایت شخصی شتری گم کرده بود جدید

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران باجمعی از دوستداران

بازنویسی حکایت انوشیروان و وزیرش

بازنویسی حکایت حاکمی دو گوشش ناشنوا شد

بازنویسی حکایت سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش

بازنویسی حکایت بیابان گردی را دیدم در حلقه جوهریان بصره

مثل نویسی به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است

گسترش حکایت سوداگری بار آبگینه داشت

بازنویسی حکایت یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت

ساده نویسی حکایت در مورد طاووس و زاغی

داستان ضرب المثل حلّاج ِ گرگ بوده

مورچه سیاه کوچولو ( بر اساس ضرب المثلِ : مور گرد آورد به تابستان تا فراغت بود زمستانش

بازنویسی ضرب المثل در مورد اب که یک جا ماند می گندد

بازنویسی ضرب المثل تو نیکی می کن و در دجله انداز

بازنویسی ضرب المثل در مورد از تو حرکت از خدا برکت

بازنویسی ضرب المثل در مورد کار نیکو کرن از پر کردن است

باز نویسی ضرب المثل فضول رو بردن جهنم گفت هیزمش تر است

داستان نویسی ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

بازنویسی ضرب المثل باد آورده را باد می برد

توضیح ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

گسترش ضرب المثل آب ریخته جمع شدنی نیست - انشا

بازنویسی ضرب المثل از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند

گسترش ضرب المثل از دل برود هر ان که از دیده برفت

بازنویسی ضرب المثل آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

بازنویسی ضرب المثل آدم ترسو هزار بار می میرد

بازنویسی ضرب المثل زبان خوش مار از سوراخ بیرون می آید

انشا درباره ضرب المثل گیرم پدر تو باشد فاضل از بهر پدر تو را چه حاصل

بازنویسی ضرب المثل برو کار می کن مگو چیست کار پایه دهم فنی صفحه 21

تحقیق درباره ضرب المثل نابرده رنج گنج میسر می‌شود

تحقیق درباره ضرب المثلهای فارسی

تحقیق درباره ضرب المثلها

انواع ضرب المثل های ایرانی

بازنویسی شعر در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه

بازنویسی حکایت سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان -- صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 17:27 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

مطالب مرتبط

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

شبکه اجتماعی ما

    
      

موضوعات

پيوندهاي روزانه

امکانات جانبي

تبلیغات در سایت

برای تبلیغ محصول یا سایت خود در سایت ما به شماره 09159886819 در واتساپ یا تلگرام پیام بدهید .

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

لینک های تبلیغاتی

درباره ما

آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 12000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , طرح درس