تحقیق در مورد اصل پیدایش وهابیت|سایت علمی پژوهشی آسمان

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی ها   لیست اقدام پژوهی ها         تجربیات ارتقای شغلی

توجه

در صورت هرگونه مشکل در خرید و دریافت به شماره موبایل 09159886819 اسمس و یا با تلگرام پیام بدهید.باتشکر
درهنگام خریددر ردیف اول نام و نام خانوادگی و در ردیف دوم ایمیل وارد کنید.

تحقیق درمورد پیدایش وهابیت

بازديد: 19
تحقیق درمورد پیدایش وهابیت

تحقیق رایگان سایت علمی و پژوهشی آسمان , تحقیقات دانش آموزی ، فرهنگیان و دانشجویان اقدام پژوهی گزارش تخصصی

 

وهابیت

اصل پیدایش وهابیت :
پدر بزرگ محمدبن عبدالوهاب، سلیمان تمیمی چوپانی فقیر بوده وی شبی از شبها در خواب دیده که از او شعله های آتش خارج، و بر روی زمین پخش شده و هرکس که در مقابلش آمده می سوزاند، سلیمان تمیمی جویای تعبیر خواب خود شده و از عالمی پرسید. آن عالم گفت : از [نسل] تو پسری بدنیا خواهد آمد که قدرتمند شده و مردمان بی شماری را آتش خواهد زد (هلاک خواهدکرد) آن تعبیر به حقیقت پیوست، سلیمان تمیمی دارای نوه ای شد. آن نوه در سرزمین نجد در شهر عُیَینَه به سال (1111) ه. ق بدنیا آمد. نامش محمد گذاشته شد و پدر او عبدالوهاب مردی متقی و عابد و بر مذهب حنبلی بوده و یکی از علمای برجسته زمان خود بشمار می آمد. محمد بعد از اینکه عاقل و بالغ شد شروع به یادگیری علم از پدرش نمود و بعد از مدتی از شهر عیینه خارج و رهسپار مکه شد پس از به جای آوردن مراسم حج به مدینه رفت. در آنجا از شیخ عبدالله بن ابراهیم تلمذ نمود و در آن مکان شروع به عیبجوئی از زائرین پیامبر نمود سپس به نجد برگشت و بار دیگر از آنجا جدا و ساکن بصره گشت و چند صباحی از شیخ محمد مجموعی درس گرفت و در آن زمان بر مردم بصره خرده گرفته و بر آنها عیب نمود. مسلمانان او را دنبال کرده ازشهر خارج نمودند و او از آنجا فرار کرده و به شهر حریمله از سرزمین نجد آمد. اما در نجد هم شروع به خرده گیری از عقاید مسلمانان نمود که باعث عتاب پدرش شد، عبدالوهاب او را بسیار نصیحت نمود اما او هرگز باز نماند و به سخنان پدرش گوش نمی داد. اوقات بسیاری را با پدرش در نزاع بود. شیخ عبدالوهاب به سال 1153هجری قمری وفات نمود و بعد از وی محمد عقاید خویش را بین مردم شایع نمود و بسیاری را گمراه کرد.

ساماندهی وهابیت بدست انگلیس :     
در سال(1710) میلادی وزارت مستعمرات انگلیس به 9 نفر از افراد کاردان و زیرک مأموریت داده و برای جاسوسی در دولتهای اسلامی فرستاد پنج نفر از 9 نفر به لندن بازگشتند اما 4 نفر بازنگشتند، شخصی که به مصر رفته بود مسلمان شده و در آنجا ماند و مأمور دوم که به یمن رفته بود مفقود الاثر شد. و نفر سوم به روسیه رفته و چون اصلیت روسی داشت در آنجا ساکن شده و ماند. جاسوس چهارم که به عراق گسیل شده بود در شهر عمّاره به بیماری وبا مبتلا شده و فوت کرد یکی از آن پنج جاسوسی که به انگلیس برگشتند، فرد خبره ای به نام همفر بود، او را برای کشف ضعف های حکومت عثمانی به ترکیه فرستادند. همفر به استانبول آمده و نامش را محمد گذاشت و در منزل احمد افندی بمدت دو سال ماند، در آن دو سال زبان ترک را فرا گرفت و قرآن را به همراه معنایش آموخت. احوال امپراطوری عثمانی را ماه به ماه به اداره مستعمرات بریتانیا خبر می داد. بعد از دو سال که همفر به لندن بازگشت، وزیر مستعمرات او را ارج نهاده و از کارهایش اظهار خرسندی نمود. دومین بار نیز او را به عنوان جاسوس به عراق گسیل داشتند. در آن سفر همفر با محمد بن عبدالوهاب ملاقاتی داشته و با او آشنا شد و با وی گرم گرفت و از علم و عقیده اش مطلع گشت. دانست که [محمد] یک جوان جاه طلب و مقام پرست و از خود راضی است و مخالف شدید حکومت عثمانی می باشد و تعصب مذهبی ندارد، بلکه متکبر و عیبجو از مجتهدین پیشین می باشد. همفر از ملاقات با او بسیار خرسند گشته و اطمینان یافت که دو وظیفه ای را که دولت بریتانیا بر وی امر کرده می تواند به وسیله او عملی نماید، اولین دستور، شوراندن مردم در مقابل امپراطوری عثمانی و مهیا نمودن شخصی برای رهبری، دومین دستور، فتنه انگیزی بین مسلمانان با تأسیس مذهبی جدید. حاصل کلام، همفر [محمدبن عبدالوهاب] را بدون اینکه او بداند در جمع خود کشید و با وی در مسائل بسیاری بحث نمود. هر وقت که محمدبن عبدالوهاب برخلاف مذاهب نظری می داد، همفر او را بخوبی تحویل می گرفت و او را تشویق می نمود. و هر کجا که می رفت همفر نیز با او بود. زمانی که محمدبن عبدالوهاب شروع به خرده گیری از ائمه مذاهب کرد، همفر بدروغ گفت که خواب دیده [و از عالم رؤیا او را بشارتی آورده] گفت : ای محمد من در خواب پیغمبر (ص) را دیدم که بر منبری نشسته و بر مردم سخنرانی می کرد و تمام علماء در چهار طرف ایشان جمع شده بودند و من هیچ کدام را نشناختم در آن هنگام گویا که خورشید طلوع کرده باشد تو با سیمایی نورانی وارد مجلس شدی و پیامبر(ص) برای بزرگداشت تو از جایش برخواست و تو را به آغوش کشیده و بر پیشانی ات بوسه زدند و گفتند : ای همنام من تو وارث حقیقی من در تمام امورات دینی و دنیوی مسلمین می باشی، در آن لحظه تو گفتی یا رسول الله من نمی توانم علم و عقیده خود را برای مردم بر ملا سازم و از شر مردم می ترسم. پیامبر(ص) فرمودند : ای همنام من تو از شناختی که بر خویش داری، برتر هستی، هیچ ترس به دل راه مده. محمد بن عبدالوهاب بعد از شنیدن این خواب از شدت خوشحالی بالا و پائین می پرید و نزدیک بود پرواز کند و بعد از آن [واقعه] بر تأسیس مذهبی مصمم گشت. بعد از اینکه همفر محمدبن عبدالوهاب را به آن حالت [مطلوب] رسانید دوباره از وزارت مستعمرات انگلستان کسب تکلیف نموده و ادامه دستور را خواستار شد. وزارت مستعمرات بریتانیا فرمان گنجاندن 6 ماده در مغز محمد بن عبدالوهاب را صادر نمود تا مفاد آنرا دیر یا زود بین مردم به اجرا در آورد : 1ـ فتوا دهد کسی که مذهب محمد بن عبدالوهاب را نپذیرد کافر شده و جهاد با او فرض خواهد شد. 2ـ تخریب خانه خدا به بهانه [پاکسازی] اثرات بت پرستی. 3ـ شوراندن اعراب بر علیه امپراتوری عثمانی. 4ـ انهدام گنبدهای بارگاه اولیاء و مسطح نمودن آنها و لو اینکه مکه یا مدینه هم باشد. 5ـ ایجاد هرج و مرج در سرزمین های اسلامی 6ـ چاپ قرآنی جدید با کمی دست یازی بر آن و نشر آن بین مردم. همفر بدون عجله دنبال فرصت بود و توانست 4 ماده از شش ماده وزارت مستعمرات را در عقل محمد بن عبدالوهاب جای دهد و برای اجرای آن مواد قول حتمی گرفت، اما محمد بن عبدالوهاب با انهدام خانه خدا و تغییر قرآن موافقت نکرد و به شدت می ترسید. می گفت که اگر ما این عقیده را اظهار نماییم حکومت عثمانی لشکرکشی کرده تمامی ما را نابود خواهدکرد.

فعالیتهای محمد بن عبدالوهاب برای ایجاد مذهب جدید :        
محمدبن عبدالوهاب از سال(1143) هجری قمری به بعد مذهب تازه ای را تأسیس کرده و در فکر دعوت مردم به آن شد. آخر الامر محمد بن عبدالوهاب با رئیس درعیه (محمدبن سعود) متحد شده و توغ بدعت را در جزیره العرب بر افراشت. محمد بن سعود اولین امیر وهابیون بوده و از سال 1158 تا 1178 هجری قمری امارات را تصاحب کرد. به سال 1765 میلادی امیر وهابیون محمد بن سعود از دنیا رفت و به جای او فرزند ارشدش عبدالعزیز نشست. دولت انگلیس این دو محمد را تحت حمایت قرار داد و تمام امکانات را مهیا ساخت و این دو را بر جان امراء عرب انداخت. توسط آنها بر اهداف عالیه خویش نائل گشت. به سال1206ه.ق محمد بن عبدالوهاب فوت کرد. در آن وقت علماء جمله (بَدَا هَلاکُ الخَبِیثِ) یعنی ( نابودی خبیث آشکار شد) را تاریخ [فوت] او ساخته اند، اگر حروف این جمله بنا بر حساب ابجد جمع کرده شود 1206بدست می آید. هنوز سرزمین های وهابیون توسعه نیافته و شرارت آنها زیاد در اطراف شیوع پیدا نکرده بود که آنها30 نفر از علماء خود را به حرمین گسیل داشتند تا عقاید علماء حرمین را تغییر داده و با نیرنگ، فتنه انگیزی نمایند. اهل حرمین نیز می شنیدند که در مشرق فرقه ای بوجود آمده اما حقیقت آنرا نمی دانستند در آن زمان امیر و گماشته دولت عثمانی در مکه شریف مسعود بود او بین دو طرف، علماء حرمین و علماء وهابی جلسه مناظره ای تشکیل داد که علماي وهابی از علماي حرمین شکست خوردند و چون خرانی که از شیر رمیده اند فرارکرده و متفرق شدند در آن زمان در کوچه های مکه جار زدند، هرکس در عقیده وهابی باشد جان و مال او حلال است. در سال1168ه.ق شریف مسعود از دنیا رحلت نمود و بجای او شریف مساعد منصوب شد.شریف مساعد در دوران امارت خویش وهابیون را وارد حرمین نکرد. به سال 1184ه.ق دولت شریف مساعد نیز خاتمه یافت و به جای او احمد بن سعید [برمنصب امارت] نشست و در آن زمان امیر وهابیون عبدالعزیز بود. او دوباره مثل دوره شریف مسعود جماعتی از علماء وهابی را به مکه فرستاد و علماء مکه آنها را امتحان کرده و بر عقاید آنها مطلع شدند و از آن به بعد حکم دادندکه پا نهادن شخص وهابی بر خاک حرم جایز نمی باشد. درسال1185ه.ق شریف سرور امارت مکه را بدست گرفت در دوره امارت وی وهابیون از حج محروم شدند. به سال 1202ه.ق شریف غالب بر منصب امارت نشست و در زمان او نیز وهابیون را وارد مکه نکردند، بلکه شریف غالب 15سال با آنها در نبرد بود و در آن 15سال،56 بار با آنها جنگیده بود. درشعبان سال1207 ه.ق شریف غالب برای اطلاع رسانی از فتنه وهابیت به دولت مرکزی عثمانی، سید محسن بن عبدالله و سید حسین، مفتی مذهب مالکی را فرستاد وقتی این دو رفته و ماهیت وهابیت را تشریح نمودند دولت مرکزی بر گفتارشان اهمیتی نداد. در سال 1212 ه.ق شریف غالب برای حفاظت از [شر] وهابیت از دولت مرکزی کمک طلبید و شیخ احمد ترکی را فرستاد. آنها بر اخبار او اعتنائی نکردند. گفته های او را اهمیتی ندادند و به ناچار خودش مشغول دفاع شد و به سال1213ه.ق در اواخرماه جمادی الاولی بین شریف غالب و امیر وهابیون عبدالعزیز بن محمد بعد از نامه نگاری صلح شد. و در آن سال از جمله علمای وهابیون احمدبن ناصر به همراه چند تن به حج آمدند، اما امیر وهابیون نتوانست بیاید. در سال 1214ه.ق امیر وهابیون عبدالعزیز از صلح استفاده کرده و به همراه افراد زیادی به حج آمدند و با شریف غالب در چادری که در ابطح زده بودند، نشسته و صحبت کردند. در سنه 1218ه.ق امیر وهابیون عبدالعزیز فوت کرد و به جای او پسرش سعود را جانشین کردند، امارت او تا 1229ه.ق دوام پیدا کرد.

تسلط وهابیون بر مکه :        
قبل از ظهر هشتم عاشورای سال 1218 ه.ق روز شنبه بود که سعود به همراه لشکر خود داخل مکه شد و روز دوم دستور داد تمامی اهل مکه را کنار کوه صفا جمع کنند بعد از اجتماع تمام مردم کنار کوه صفا، خطاب به آنها گفت : ای جماعت من شما را از شرک بازداشته و به راه راست دعوت می نمایم بیایید و با من بیعت کنید. مردم از ترس با او بیعت کردند و بعد سعود دستور داد تمام قبور را با زمین یکسان کنند مردم کلنگ و تیشه به دست گرفته مرقدهای بلند را تخریب نمودند. گنبدهای ساخته شده بر روی قبر حضرات ام المؤمنین خدیجه (رض) و علامه علی القاری و حضرت آمنه و عبدالمطلب و ابوطالب را تخریب و گنبد بالای زمزم را ویران و بقعه های ساخته شده بر روی سایر اشخاص بزرگ را نیز نابود کردند. وهابیون به هنگام تخریب هرگنبدی شادمانه ترانه می خواندند و موسیقی می نواختند، بر قبور اشخاص بزرگ بی احترامی می کردند حتی بر روی قبر حضرت سید محجوب ، قدس سره ادرار کردند و تا 3 روز تمام قبور را در مکه مسطح نمودند و آثار اولیاء را به کلی نابود کردند امیر وهابیون ، سعود با شریف غالب جنگ های بیشماری کرد و خون مسلمین زیادی را ریخت و از افراد خود هم بسیاری را به کام مرگ فرستاد و این چنین بر مکه و مدینه مسلط شد و مدتی چند بر حرمین حکومت کرد و در آن زمان مردم را از زیارت پیامبر (ص) منع نمود در ینبع و مدینه منوره و اطراف، هر گنبدی را که بر روی اولیاء و اصحاب ساخته شده بود تخریب می کرد و گنبدهای بنا شده بر روی مزار ابراهیم فرزند رسول خدا (ص) دختران ایشان حضرت فاطمه، رقیه ،به غیر از حضرت خدیجه و میمونه را ویران و گنبد قبر عموهای ایشان حضرت عباس و حضرت حمزه و عمه ی ایشان صفیّه را به همراه برادر رضاعی ایشان عثمان بن مظعون و گنبد نوه ی ایشان حضرت امام حسن و بارگاه پدر رسول خدا حضرت عبدالله و نتیجه ی وی امام زین العابدین را تخریب نموده و گنبد نوه ی زین العابدین امام جعفر و بارگاه حضرات عقیل، عبدالله بن مسعود، عبدالرحمن بن عوف، سفیان بن حرث، عبدالله بن جعفر طیار، فاطمه بنت اسد، سعد بن معاذ، نافع غلام آزاد کرده شده ابن عمر، و اسماعیل بن جعفر الصادق، امام مالک(رهبر مذهب)، مالک بن سنان ، پدر ابی سعید خدری و سایر اشخاص والا مقام را خرد و ویران نمودند.       

اخراج وهابیون از حرمین :    
در سال 1807 میلادی برابر با 1222 هجری قمری پادشاه دولت عثمانی (سلطان سلیم خان) به امیر مصر (محمد علی باشا) دستور لشکر کشی و اخراج وهابیون از حرمین را صادر کرد. محمد علی باشا برای نبرد با وهابیون لشکری را مهیا کرد و پسر خود طوسون باشا را رئیس آن لشکر قرار داد و به همراه او (شیخ مهدی) و (سید احمد طحطاوی) و دیگر متبحرین از هر طبقات را جمع کرده و به حجاز فرستاد، لشکر محمد علی باشا از وهابیون شکست خورد و تار و مار شده، برگشت. محمد علی باشا در ماه عاشورا سال 1227 هجری قمری دوباره تدارک زیادی دیده و لشکر انبوهی را فراهم آورد. این لشکر در ماه ذیقعده به مدینه منوره رسید. امیر وقت وهابیون (ابن مضیان) را دستگیر و به مصر روانه داشتند. در این سفر لشکر محمد علی باشا وهابیون را از حرمین فراری و خارج کردند. در آن ایام مفتی مکه عالم برجسته زمان خود (شیخ عبدالملک قلعی) بود. در آن سال شریف غالب به او گفت : امسال سال ریشه کنی وهابیت است آیا می توانی تاریخی را تهیه نمایی؟ شیخ عبدالملک بلافاصله گفت (قُطِعَ دَابِرَالخَوَارِج) یعنی ریشه خوارج قطع شد. آری تاریخ آن جمله به حساب ابجدی سال 1227 می باشد لشکر مصر در مکه و طائف ساکن شده و در مدت باقیمانده، شریف غالب خود رهبری لشکر را به عهده گرفت و کم کم به از بین بردن وهابیون پرداخت و افراد زیادی از آنها را کشت و روسای وهابیون را دستگیر کرد و از آن جمله عثمان مضایفی را با سیم فلزی بسته و روانه مصر کرد. روزی از روزها از طرف حکومت عثمانی دستوری رسید محتوی دستور چنین بود : که شریف غالب دستگیر و روانه دارالسلطنه شود. محمد علی باشا با هزار ترفند شریف غالب را دستگیر کرده و به دارالسلطنه فرستاد...و بعداً به دستور حکومت عثمانی شریف غالب را به همراه اهل و اولاد و جمیع اموالش به شهر سالونیک یونان تبعید کردند. شریف غالب به سال 1231ه.ق در آن شهر فرمان خدا را لبیک گفته و دار فانی را وداع گفت. مدت امارت وی در مکه 27 سال بود. چون محمد علی باشا شریف غالب را با حیله و نیرنگ دستگیر و به دارالسلطنه فرستاده بود. افراد زیادی از او رنجیدند و عقیده اکثر اعراب و اشراف از او برگشت. معتمدین و دوستداران او از کنارش رفتند و به دشمنانش پیوستند لذا حامیان وی کم شده و تورم حاکم شد. برای حمل بارها شتر پیدا نمی شد و محمد علی باشا آذوقه هایی را که از مصر می آمد فقط برای لشکر خود ذخیره می کرد و به سایر افراد نمی داد، بنابر این در مکه تورم و گرانی بوجود آمد.  

     
وقایع پیش آمده بعد از امیر سعود :   
در ماه ربیع الاول سال 1229 ه.ق امیر درعیه ، رئیس وهابیون سعود بن عبدالعزیز فوت کرد. که او را سعود کبیر هم می گفتند
    .

 

 

نتیجه گفتار وهابیون :
اخراج وهابیون حضرات آدم و شیث و ادریس و دیگر پیامبران را از مقام نبوت و اینکه شخص مذهبی و صوفی مسلمان نمی باشد و اینکه آمریکا و روس از درویشان و مشایخ به دین نزدیکتراند ، عصای دستشان را بهتر از محمد (ص) می دانند، گناه صلوات بر پیغمبر را بدتر از زنا می دانند کسی را که یا رسول و یا ولی گوید مشرک گویند و اینکه اهداف همیشگی آنان اولیاء و درویشان و صوفیان و مذهبیون بوده و در تضعیف و تکفیر و نسبت دادن سخنان خائنانه بر آنان کوشیده اند و این خود بیانگر دشمنی آنان با مسلمانان است. اکثر کارهای مسلمانان به نزد وهابیون یا شرک است و یا بدعت، از این احوالات معلوم می شود فرقه وهابیه جمعی هستند که برای ضدّیت با مسلمانان مهیّا شده اند. آنان دشمنی به جز مسلمانان ندارند. فقط بایستی بین مسلمانان تفرقه افکنی کنند و اختلاف بیندازند و بر کارهای مسلمانان عیبجویی نمایند و شرک یا بدعت را بر زبان رانده و اعتقاد آنان را خراب نمایند. آنان کار شیطان را انجام می دهند.

 

 

علائم وهابیت :         
1. شخص وهابی از توحید سخن می راند و خود را موحد نشان می دهد و مردم را به توحید دعوت می نماید مقصد او اشخاص مقابل را مشرک دانستن است. در فرضیت توحید (یکتا پرستی ) هیچ مسلمانی شک ندارد و تمام مسلمانان موحّد هستند ، هیچ مسلمانی مشرک نمی باشد مشرک مسلمان نیست و مسلمان مشرک نمی باشد (ضِدَّانِ لایَجتَمِعَان) یعنی دو چیز ضد جمع نمی شوند لذا اگر طرف مقابل را مشرک حساب نکنیم احتیاجی نیست که بگوییم موحّد باشید، اگر آیت توحید را خوانده و دعوت بر توحید نماید بدانید که وهابی است

2. شخص وهابی شروع به خرده گیری از مذهب می نماید و مجتهدین را عیب نموده و مذهب را بدعت می شمرد

3 . شخص وهابی زبان بر عیبجویی از طریقت می گشاید می گوید پیر و مریدی چه لزومی دارد؟ و چه نیازی به تصوّف و سیادت می باشد؟ همه اینها خرافات است

4. شخص وهابی میگوید فقط از خدا طلب نمایید و از غیر خدا کمک نخواهید و می گوید ندای اولیاء و سیدها شرک ورزی بر خداست

 5.کسی گوید قبور را زیارت نکنید مردگان از شما طمع دارند شما چرا از مردگان طمع دارید، او وهابی است

 6. شخص وهابی می گوید خواندن سنت صحیح نمی باشد لذا هم در سفر و هم در اقامت، سنت نمازها را ترک نمایید

 7. شخص وهابی می گوید اوراد بعد از نماز پنجگانه لازم نیست و دعا کردن و خواندن قرآن بعد از نماز بدعت است

 8. شخص وهابی از اعلان دوم عیبجویی می نماید یعنی بعد از اذان ( قامت، قامت ) گفتن و اعلان دوم کردن را صحیح نمی داند

 9. شخص وهابی گوید در جمعه سنن رواتب لازم نیست و خواندن احتیاط ظهر صحیح نمی باشد

 10. شخص وهابی منکر آمدن پیش سیّد و سادات می باشد و نیز استفاده از دعا و توسل به اولیاء را نهی می کند

 11. علامت دیگر وهابی بدعت دانستن دعای بعد از طعام است

 12. شخص وهابی صدقه دادن برای اموات را نهی می کند و خوردن طعام پخته شده برای مرده را صحیح نمی داند.

 13. شخص وهابی سال شماری متوفی و دَور اِسقاط را نهی کرده و می گوید که این فریفتن خداست

14. شخص وهابی متبرّک قرار دادن البسه و دیگر اسباب اولیاء و صلحاء را ناجایز و نیز تبرّک جستن از آب دهان آنان را ناروا می داند

 15. شخص وهابی منکر شنیدن مردگان است و می گوید که مردگان زوّار خود را نمی شناسند

 16. شخص وهابی حیوانات نذر شده برای اولیاء را ناروا دانسته و می گوید خوردن گوشت آنها بعد از ذبح حرام است

 17. شخص وهابی جشن تولد گرفتن در روز و یا ماه تولد رسول خدا را صحیح نمی داند و جشن مولودی را بدعت می داند

 18. شخص وهابی برپایی حلقه های ذکر و ختم خواجه را بدعت و ناروا می داند

 19. علامت دیگر وهابی ناجایز دانستن نمازهای نافله شب قدر، شب برائت و رغائب یعنی اولین جمعه شب ماه رجب است

 20. اگر کسی بگوید فتاوی و کتب فقهی که از آیت و حدیث سند نداشته باشد مورد قبول نیست، وهابی است.

 

انواع وهابیون :

حال که علائم وهابیون را دانسته اید و اکنون شناخت انواع آن لازم است 1. وهّابی جلیّ (آشکار) : وهابیت این نوع، بین مردم آشکار است، این نوع شخص عقیده ی خود را از هیچ کس مخفی نمی کند و علناً می گو ید که مذاهب و طریقت ها را قبول ندارد و تمام کسانی را که در این راه باشند مشرک می داند و آشکارا اعلان می نماید پذیرش و دخول مذهب گمراهی است و صوفی گری خروج از دین می باشد. مثل وهابیون سعودی که در اعیاد و خطبه ها ی جمعه اعلان کرده و در روز نامه ها و مجله ها می نویسند و از رادیو، تلویزیون پخش کرده و در کتب و رسائل می نگارند زیان وهابی جلی نسبت به دو نوع دیگر کمتر می باشد چون که هیچ فرد عاقلی سخن کسی را که به مذهبش اهانت می کند و از مسلک او بدگویی می نماید قبول نخواهد کرد و فریب گفتار او را نخورده و از راه راست خارج نمی شود، در جامعه ی ما وهابی جلی خطری ندارد سپاس خدای را که مردم ما در مذهب و دین خود استوارند

2. وهّابی خفیّ : وهابیت نوع دوم را مردم احساس نمی کنند، این نوع وهابی در باطن معتقد بر مذهب نمی باشد و منکر طریقت است و اکثر مسلمانان در عقیده او مشرک اند اما بهر حال وهابیت خود را به مردم مشخص نمی کند و در معرکه خود را مذهبی نشان می دهد و در سخنرانی های خود ائمه مذاهب و اولیاء را مدح می نماید و در تمام حرکاتش زیرکانه عمل می کند و در جایی که فرصت یابد وهابیت را تبلیغ می نماید و کتب وهابیت را بر معتمدین خود تعلیم می دهد. اشخاص مذهبی را چنین تبلیغ می نماید : ادله احکام را بدانید و سند آنرا از آیات و احادیث بیابید، حکم بدون سند اعتباری ندارد و با این گونه سخنان اذهان مردم را پر می سازد. زمانی که آخوندی گوید در فتاوی دیدم فلان چیز صحیح است و یا ناجایز، بلافاصله سند آنرا جویا می شود و می پرسد سندش آیت است یا حدیث؟ این نوع وهابی خود می داند که در فتاوی دلیل ذکر کرده نمی شود و فقط منحصر احکام است. ادله ی آن نزد مجتهد می باشد همچنین می داند که گفته مجتهد مقلدین را دلیل است، اما با آن سخنان عقیده طرف مقابل را خراب می کند و نظرش را از فتاوی بر می گرداند اگر آن شخص دلیلی از حدیث بیاورد او می گوید این حدیث در صحیح بخاری است یا در صحیح مسلم؟ و اگر طرف مقابل بگوید من آن را در کتاب های دیگری دیدم این نوع وهابی می گوید آن حدیث موضوع است یا ضعیف ، از آن دست بردار. آری این گونه است تخریب عقاید بدست وهابیون. وهابی خفی، مردم را چنین تبلیغ می کند که اگر حکمی را از آخوندی شنیدید بلافاصله از او سندش را جویا شوید، اگر دلیلی از آیت و یا حدیث آورد قبول کنید وگرنه قبول نکنید، چون که امام اعظم هر چه حکم کرده باشد از آیت دلیل داشته، لذا عوامی که بدست این نوع وهابی ها پرورش یافته اند نیز می گویند آخوند جان آیا برای آنچه که گفته اید دلیلی از قرآن وجود دارد؟ اگر دلیلی نداشته باشد بلافاصله عقیده اش از این حکم بر می گردد عوام و اشخاص کم علم را بدین صورت فریفته و از راه راست خارج می کند. اما شخص عالم می داند که ادله ی شرعی چهار نوع است 1. قرآن 2. حدیث 3. اجماع 4. قیاس، مذهب حنفی هر حکمی را دستور دهد حتماً از این 4 دلیل یکی را به همراه دارد. مثل این نوع وهابی ها مثل گرگی است در لباس میش که هلاکت مردم بدست این نوع وهابی از هلاکت بدست وهابی جلی بیشتر است، بسیار آگاه باشید.

3. وهابی غَبّی : این نوع وهابی از شدت نادانی و عدم تمایز بین مذهبش و راه وهابیت به رنگ وهابیت رنگین شده اند، این نوع وهابی خود را حنفی می داند و به خیال خود معتقد فقها و اولیاء است و مخلص مشایخ می باشد البته چنین نیست، در مسائلی چند گمان می کند که وهابیون با حنفی ها یکی هستند اگر حنفی ها عملی را منع کنند از جهت کراهیت است و وهابیون آن عمل را منع می کنند از این جهت که به نظرشان شرک است. حنفیّون صفت بعضی اعمال را منع می کنند و وهابیون اصل آن را منع می نمایند، این نوع وهابی (غبی) به خاطر عدم تمیز ساز وهابیت را می زند، ادعای او حنفی است اما عملش وهابی،کتابهایی که می خواند و یا تدریس می نماید حنفی است اما سخنانش وهابی، و از راه رفتن در مه خبر ندارد. این دو نوع وهابی (خفی و غبی)اند که جامعه ی ما را به خطر می اندازند. نوع اول با مکر و حیله مردم را فریفته و از مذهب دور می سازد نوع دوم از شدت حماقت و کودنی، مصیبت دین شده اند. الحاصل وهابیون موریانه هایی هستند که بر ریشه ی اسلام افتاده اند. هیچ وقت اسلام از کفار شکست نمی خورد. آخر همین مسلمان نماها اسلام را می اندازند کسانی که از اسلام رویگردان شده اند. اینجانب بر عموم برادران مسلمانم نصیحت می کنم که اسلام را بشناسند و دشمنان اسلام را بدانند و بر فرقه ی وهابیت آگاهی یابند و برای درس خواندن فرزندان خود را به عربستان سعودی و یا سایر کشورهایی که عربستان سعودی دانشگاه های آن را بنا نموده نفرستند، اولاً مواظب خود باشید که دو نوع آخر وهابیت شما را فریب ندهد و سپس از فرزندان خود مواظبت نمایید که در دام آنها گرفتار نشوند و از دست نروند در وهابیت حقیقتی وجود ندارد وهابیت سرابی بیش نیست، آب پنداشته و بی درنگ بسویش نروید راه خودمان همانند خورشید نیم روزی درخشان و نورانی است. اما راه وهابیت از شب بی ماه و ستاره نیز تاریک تر است. باطل بودن آن راه را با ادله ی عقلی و نقلی ثابت خواهیم کرد اینجانب [نویسنده] به توفیق خداوند حاضرم خطا بودن راه شخص وهابی را یا متمایل به وهابیت را بیان نمایم انشاءالله تعالی هر کس می خواهد مباحثه نماید کمر همت بسته و دست خود را بالا زده ام هدف اینجانب تکبر یا لاف زدن نمی باشد بلکه هدفم بیان استحکام راه حق و محکم بودن دین اسلام است. اگر نتوانند پیش اینجانب بیایند می توانند کتاب هایی را که در این زمینه نوشته ام (لُزُومُ الاِقتِصَاد فِی العَمَلِ وَ الاِعتِقَاد ) را به عنوان کتاب درسی بخوانند و یا می توانند کتاب (مِیزَانُ الاِعتِدَال فِی بَیَان الحَقِّ وَ الضَّلال) را خوب مطالعه نمایند با مطالعه آنها تاریکی شک و شبهات از دلشان رخت بر بسته و بجایش نور یقین و جزمیت جای خواهد گرفت، با نور ایمان و اخلاص مزیّن خواهد شد. خداوند تبارک و تعالی جمیع امّت محمّد (ص) را از انحراف نگه داشته و اعتقادشان را پاک نگه دارد. آمین ، وَالحَمدُللهِ ربّ العلمین وَصَلی الله علی سیّدنا محمّد و علی آله صحبه اجمعین.

 

برای حمایت از سایت ما بر روی صفحات زیر کلیک نمائید تا ما نیز با رغبت زیاد برای شما تحقیق بگذاریم :

 

 

لیست و فهرست کلیه اقدام پژوهی ها

 

 لیست گزارش تخصصی ها

 

لیست پروژه های آماری دبیرستان

 

به کانال ما در تلگرام بپوندید :

 

 

به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید
منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:47 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,
نظرات()

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

موضوعات

ارسال لينک

پيوندهاي روزانه

امکانات جانبي

خبرنامه سایت

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

اینستاگرام سایت

به کانال اینستوگرام سایت ما بپیوندید

نظرسنجي

چقدر از تحقیقات سایت راضی هستید و به دیگران سایت را معرفی می کنید ؟




درباره ما

آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 10000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , کارآموزی