تحقیق و پروژه رایگان - 1640

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و واتساپ: 09159886819  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پشتیبانی سایت

در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید به شماره 09159886819 در شاد ، تلگرام و یا نرم افزار ایتا  پیام بدهید
آیدی ما در نرم افزار شاد : @asemankafinet

برنامه های پرورشی و تربیتی در برنامه درس ملی

بازديد: 1163

 

 

 

 

 

برنامه های پرورشی و تربیتی

در برنامه درس ملی

 

 

 

 


برنامه های پرورشی

مقدمه:

فعالیتهای پرورشی و تربیتی فراتر از برگزاری یک سری مسابقات و راه اندازی گروه سرود و تأتر و یا حتی برگزاری نماز جماعت و مراسم صبحگاه می باشد. این نگاه که پرورشی و تربیتی را در امور فوق خالصانه نمائیم یک نگاه بسیار ناچیز به برنامه های پرورشی می باشد. فعالیتها و برنامه های تربیتی و پرورشی باید در متن همه ی برنامه های درسی باشد و محدود به یک یا چند عنوان خاص نباشد.

هر چند که برنامه هایی از قبیل برگزاری نماز جماعت، اجرای مراسم صبحگاه و اجرای مسابقات نیز جزء برنامه های پرورشی می باشد اما باید توجه داشت که تمامی برنامه ها، فعالیت ، رفتارها، گفتارها، روابط های دو طرفه بین معلم و دانش آموز یا بین دانش آموز و مدیر و یا بین معاون و دانش آموز و ... و حتی شیوه ی آموزش معلم، عدم توانایی در یادگیری یک یا چند درس توسط دانش آموز ، مشکلات روحی و روانی و جسمی دانش آموز، نحوه ی برخورد همه ی عوامل حتی سرایدار مدرسه با دانش آموزان و نحوه ی گفتگوی عوامل مدرسه (مدیر، معاونین، معلمین و مربیان و...) نحوه پوشش عوامل مدرسه و اعمال و رفتار آنها همه و همه برنامه های پرورشی است که باید مورد توجه قرار گیرد. از طرفی متولی این برنامه ها فقط نمی تواند حوزه ی پرورشی باشد بلکه مشارکت همه ی عوامل مؤثر بر تربیت دانش آموز در مدرسه را می طلبد، تا آنجا که وظیفه اصلی معلم اول تربیت است بعد آموزش.

به هر حال با عنایت به این مسئله که وظیفه اول آموزش و پرورش و دغدغه اصلی آن باید تربیت دینی و اخلاقی و دیندار کردن بچه ها باشد پیشنهادات پیوست برای تقویت و احیای برنامه های پرورشی ارائه می گردد امید است مورد توجه و استفاده قرار گیرد.

 


آموزش احکام

1-با توجه به ضرورت آشنایی دانش آموزان با احکام الهی، نیاز است به گونه ای برنامه ریزی شود تا دانش آموزان با توجه به مقتضیات سنی و نیازهای شرعی (به تفکیک موضوعات مورد نیاز پسران و دختران) احکام مربوط را در دوره ی 12 ساله آموش ببینند. برای این منظور پیشنهاد می شود به شرح زیر مسائل مربوط به آموزش احکام در برنامه درسی آورده شود.

ابتدایی دختران: آموزش نماز، احکام خوردنیها و آشادمیدنیها، قسمتی از مطهرات، احکام حجاب؛ اصول دین، سن تکلیف

ابتدایی پسران: آموزش نماز، احکام خوردنیها و آشادمیدنیها، قسمتی از مطهرات، اصول دین

راهنمایی دختران: آموزش فواید نماز، احکام تقلید، احکام طهارت ، نجاسات، مطهرات، غسل، احکام نماز، روزه، احکام نماز جمعه ، احکام حجاب، اصول و فروع دین، حلال و حرام

راهنمایی پسران: آموزش فواید نماز، احکام تقلید، احکام طهارت ، نجاسات، مطهرات، غسل، احکام نماز، روزه، احکام نماز جمعه، احکام محرم و نامحرمف اصول و فروع دین، سن تکلیف، حلال و حرام

متوسطه دختران: آموزش فلسفه احکام بخصوص نماز و روزه ، احکام خمس، حج، خرید و فروش، معامله، احکام ازدواج، امر به معروف و نهی از منکر، احکام حجاب، اصول و فروع دین

متوسطه پسران: آموزش فلسفه احکام بخصوص نماز و روزه ، احکام خمس، حج، خرید و فروش، معامله، احکام ازدواج، احکام سر بریدن و شکار کردن حیوانات، امر به معروف و نهی از منکر، احکام محرم و نامحرم، اصول و فروع دین

تذکر 1 : در دوره ابتدایی برنامه ها به گونه ای باشد که انس با احکام الهی ایجاد گردد و از هر گونه اجبار و برنامه هایی که باعث زدگی دانش آموزان می گردد پرهیز گردد و تکالیف سخت تر از توان، از آنها خواسته نشود.

2-نقش خانواده ها و تعامل آنها در برنامه درس ملی دیده شود.

3-زمینه ی اقامه نماز در تمامی مدارس پیش بینی شود.

4-علاوه بر محتویات کتابها منابع کمک آموزشی رسمی برای هر دوره تحصیلی پیش بینی شود.

5-دانش آموزان در هر دوره تحصیلی موظف باشند حداقل معادل 1 روز (2 ساعت) در هر هفته هنگام نماز در یکی از مساجد، حسینیه و یا محل اقامه نماز جماعت محل خود حضور یافته و ضمن آشنایی با آداب مساجد و نماز جماعت گزارش فعالیت خود را که به تأیید امام جماعت محل رسیده باشد را به مدرسه ارائه نماید.

6-حداقل  از نمره درس دینی دانش آموزان مربوط به عمل به احکام دینی و حضور دانش آموزان در مساجد و گواهی حسن انجام فعالیت در مساجد باشد.

مورد 4 و 5 یکی از ضروریاتی است که درعصر حاضر مورد نیاز است چرا که مساجد به دلیل عدم حضور کودکان و نوجوانان شبیه به خانه سالمندان شده است و گاهی دانش آموزان تا سنهای بالایی که می رسند فقط برای ختم در مسجد حضور می یابند و با فرهنگ مساجد بیگانه هستند. این در حالی است که مساجد از صدر اسلام تاکنون مرکز همه ی فعالیتهای آموزشی ، عبادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی بوده است.


معرفی شخصیتها:

اختصاص بخشی از محتویات برنامه درسی در ارتباط با معرفی شخصیتهای علمی، فرهنگی، هنری، مذهبی و سیاسی و مسائل خاص استانها به تفکیک هر استان

با توجه به ضرورت شناخت و آشنایی دانش آموزان با شخصیتهای علمی، مذهبی و سیاسی و ظرفیتها و مشکلات استانی و منطقه ای منطقه خود نیاز است برنامه درسی انعطاف لازم برای اختصاص بخشی از محتویات کتاب به این موضوع داشته باشد.

در این راستان پیشنهاد می شود حداقل 1 نمره در درسهای ادبیات و تاریخ و جغرافیا به این امر اختصاص داده شود و برای هر استان جزوه ضمیمه ای توسط استانها برای هر یک از دروس ذکر شده تهیه گردد که حاوی معرفی شخصیتها، ظرفیتها، توانمندیها، مشکلات، نیازها و .... می باشد که برای هر استان ضروری به نظر می رسد.

با توجه به گستردگی استانها و تفاوت نیازها و توانمندیهای هر استان این امر از ضروریات به نظر می رسد.

پیشنهاد می گردد در دوره ی متوسطه به این امر توجه جدی تر انجام شود.

 


جایگاه برنامه پرورشی در متن برنامه ی درسی

با توجه به ضرورت اجرای برنامه های پرورشی و تربیتی و مشاوره ای در سرنوشت دانش آموزان نیاز است با برنامه ریزی لازم برنامه های پرورشی، تربیتی، بهداشتی، مشاوره ای ، فرهنگی ، هنری ، تفریحی ، اردویی و ورزشی جایگاه ویژه ای در برنامه ی درسی داشته باشد . برای این منظور پیشنهادات زیر ارائه می گردد.

1-پیش بینی ساعات لازم برای هر دانش آموز برای شرکت در برنامه های اردویی

سرانه ی برنامه های اردویی و بازدیدی « درون شهری و برون شهری» برای هر دانش آموز تعریف شود که هر دانش آموز در هر پایه تحصیلی حداقل 3 روز در برنامه های گروهی اردویی شرکت نماید و برنامه های اردویی نیز تعریف لازم داشته باشد که علاوه بر شاد و جذاب بودن، برنامه های آموزشی و تربیتی مورد نیاز سنین مختلف را به صورت غیر مستقیم یا مستقیم آموزش داده شود. برای این منظور ضرورت تقویت اردوگاههای دانش آموزی و اختصاص چند نیروی توانمند علمی، فرهنگی هنری و مذهبی برای هر اردوگاه به عنوان مربی بیش از پیش احساس می شود. همچنین مدارسی که بخواهند از سایر مکانهای غیر از اردوگاهها برای برنامه ی اردویی استفاده کنند ملزم به همراه بردن مربیان توانمند باشند.

با توجه به مطالب فوق دانش آموزان برای گذراندن هر پایه تحصیلی حداقل 3 روز اردو را با اهداف و برنامه های از پیش تعیین شده را می گذراند و در کارنامه درسی به عنوان مهارت فعالیتهای گروهی نمره ای به دانش آموز تعلق می گیرد.

مدیران مدارس نیز موظف باشند همانگونه که برای سایر برنامه های آموزشی و تربیتی برنامه ریزی می نمایند برای اجرای برنامه ی اردویی به صورت کلاسی و محدود همراه با پیش بینی برنامه های آموزشی و تربیتی ، ورزشی و مهارتی و ... برنامه ریزی لازم را داشته باشند.

2-ساعت آموزش احکام

-در طول هفته حداقل 2 ساعت ویژه ی آموزش احکام در برنامه درسی هر پایه تحصیلی پیش بینی شود.

-در 2 ساعت آموزش احکام دانش آموزان به صورت عملی و تئوری با احکام الهی آشنا می شوند.

-استفاده از ظرفیت حوزه های علمیه برای آموزش احکام در برنامه درس ملی پیش بینی شود.

-اقلام کمک آموزشی به تناسب موقعیتها و توانمندیهای مدارس در ارتباط با آموزش احکام پیش بینی گردد.

 


3-اقامه نماز 

اقامه نماز به عنوان یکی از مهمترین فرایض الهی باید در رأس برنامه های درسی مدارس باشد و ساعت نماز باید اصل برنامه ی درسی قرار گیرد و پیش بینی سایر ساعت بر اساس ساعت نما زمشخص گردد. لذا با توجه به وقت اذان به وقت محلی، زمان اقامه نماز جماعت باید به گونه ای تعریف شود تا در بهترین زمان ممکن که بیشترین همکاران و دانش آموزان بتوانند در این فریضه شرکت نمایند تعریف شود.

معلمین و فرهنگیان نیز باید شرکت در نماز جماعت مدرسه را به عنوان الگوی عملی دانش آموزان جزء وظایف شرعی و قانونی خود بدانند و در شرح وظایف آنها نیز به این مورد توجه شود.

لذا در ارائه ساعات برنامه درسی توجه به وقت نمازو وارد کردن ساعت اقامه نماز مدرسه در برنامه درسی از ضروریات می باشد.

شرکت دانش آموزان در برنامه آموزشی اقامه نماز و شرکت در نماز جماعت بر اساس تشویقهای لازم می باشد و از هر گونه اجبار و برنامه هایی که دفع کننده می باشد باید پرهیز گردد.

وقتی برنامه ی اقامه نماز در متن برنامه درسی باشد کلمه ی اجبار برای نماز جایگاهی ندارد دانش آموزان همانگونه که در سایر برنامه های مدرسه شرکت می نمایند در برنامه اقامه نماز نیز شرکت می نمایند.لذا برنامه ی نماز در متن برنامه درسی و جزءی از مهمترین بخش آن می باشد.


تربیت بدنی

- تدوین کتاب شامل سر فصلهای مورد نیاز دانش آموزان در ارتباط با تربیت بدنی

- پیش بینی جایگاه و فضای ویژه برای ورزش دختران با توجه به محدودیتهای پوششی

- پیش بینی دوره های ضمن خدمت برای مربیان تربیت بدنی مثل سایر مربیان

- توجه لازم به استتار مدارس دخترانه برای اجرای برنامه های ورزشی و ....

- توسعه ی هنرستانهای تربیت بدنی

- توجه ویژه به برنامه های ورزشی همگانی در برنامه درس ملی که هر مدیر در طول سال 10 نوبت ورزش همگانی داشته باشند.

- تدوین آیین نامه و قوانین و مقررات خاص ورزشی برای دانش آموزان و کارکنان و مدارس و تدوین نظام جامع تربیت بدنی دختران و پسران در برنامه ی درس ملی

- توسعه رشته تربیت بدنی در مراکز تربیت معلم


4-سلامت و تندرستی

پیش بینی برنامه های بهداشتی در برنامه درس ملی

در برنامه درسی آموزش حداقل 20 ساعت بهداشت در طول سال تحصیلی برای هر کلاس پیش بینی شود.

-مدیران مدارس برای آموزش بهداشت از نیروهای متخصص درون سازمانی و یا برون سازمانی استفاده نمایند. سرفصلهای مورد نیاز برای آموزش دانش آموزان از طریق وزارت در اختیار مدارس قرار گیرد و مدیران مدارس در برنامه درسی نیز پیش بینی لازم نمایند.

-در این راستا توجه به بهداشت بلوغ جنسی و مسائل شرعی مربوط به آن همراه با مسائل بهداشتی از ضروریات می باشد.

-آموزش بیماریهای نو پدید و باز پدید به کلیه دانش آموزان از طریق کتاب آموزش بهداشت ویژه دوره های تحصیلی

- تدوین کتب بهداشت برای کلیه پایه های تحصیلی به تفکیک دختران و پسران و مشخص کردن ساعت تدریس آن در برنامه درس ملی در هر سه دوره ی تحصیلی

- پیش بینی حداقل دو بار تست و چکاپ دانش آموزان توسط مربیان بهداشت در برنامه درس ملی در طول سال تحصیلی در ساعات غیر رسمی مدرسه


 5- استفاده از امکانات آموزشگاه ها در ساعاتی که مدرسه به طور رسمی تعطیل می باشد برای انجام یک سری
برنامه های هنری و فرهنگی ورزشی

هر دانش آموز موظف باشد علاوه بر دروس حداقل در یک گروه علمی، هنری، فرهنگی ورزشی در خارج از ساعات رسمی در مدرسه فعالیت نماید و میزان یادگیری و انجام فعالیت نیز دارای نمره در کارنامه باشد.

حضور دانش آموزان در برنامه های گروهی مثل گروه سرود، تأتر و ... حداقل در یک برنامه الزامیباشد و دانش آموز موظف به شرکت در یکی از برنامه های فوق می باشند.

شرکت در برنامه های دینی، هنری فرهنگی ورزشی به منظور شناسایی و پرورش استعدادهای فرهنگی هنری ورزشی دانش آموزان می باشد.

مربیان پرورشی  از ساعت موظف خود را در خارج از ساعت رسمی مدارس برای سایر فعالیتهای گروهی در مدرسه حضور یابند و با برنامه ریزی قبلی اقدام به فعالیتهایی مثل گروه سورد و ... نمایند. سایر مربیان نیز با برنامه ریزی حداقل  از وقت خود را در خارج از ساعت رسمی مدرسه برای انجام فعالیتهای ذکر شده در مدرسه حضور یابند. هر دانش آموز موظف به گذراندن هفته ای 4 ساعت فوق برنامه ی رسمی در مدرسه می باشد.


6-مشاوره:

به هر دانش آموز به صورت خصوصی حداقل 2 ساعت مشاوره ی تربیتی و تحصیلی در طول سال داده شود. این زمان در برنامه گنجانده شود.

مشاوره مدرسه  از وقت خود را در ساعاتی که کار رسمی مدرسه تعطیل است با دادن وقت قبلی به دانش آموزان به آنها فرصت مشورت می دهد.

هر دانش آموز باید یک پرونده پرورشی و مشاوره ای در کلیه پایه های تحصیلی داشته باشد و کلیه محاسن و مشکلات او و فعالیتهای مشاوره ای و تربیتی که دانش آموز در طول تحصیل داشته ثبت شود این پرونده در گزینش های آینده نقش مؤثر داشته باشد به گونه ای که بتواند سوابق تربیتی ، اخلاقی، دینی و فرهنگی و هنری و ... دانش آموز را در دوران تحصیل ارائه نماید.

- توسعه رشته مشاوره در تربیت معلم

- ایجاد پست مشاور در مدارس ابتدایی و راهنمایی

- توجه به استعداد، علائق و انگیزه های دانش آموزان و خصوصیات فردی با توجه به برنامه راهنمایی و مشاوره در سطح تمامی مدارس و تأسیس مراکز خاص شناخت دانش اموزان مستعد

 - هدایت تحصیلی دانش آموزان از بدو ورود به آموزش رسمی در مدارس

- تعیین راهنمایانی برای پیگیری وضعیت تحصیلی دانش آموزان در سطح مدارس

- توسعه رشته مشاوره در سطح لیسانس در مراکز تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت بر اساس نیاز مشاور در مدارس ابتدایی و راهنمایی و متوسطه

- اختصاص دروس مرتبط با بهداشت روان دانش آموزان در سطح مراکز تربیت معلم در راستای احیاء نقش راهنمایی و مشاوره ای معلمان

- هماهنگی لازم برای استفاده از امکانات درون بخشی، میان بخشی و فرابخشی برای توسعه خدمات مشاوره ای در سطح مدارس

- انجام مطالعات تحقیقی و پژوهش ها برای تطبیق فعالیت های مشاوره با فرهنگ اسلامی

- توسعه و گسترش فعالیت های راهنمایی و مشاوره در دوره های تحصیلی در راستای کیفیت بخشی آموزش و پرورش بر اساس سند ملی توسعه آموزش و پرورش

- تجهیز و توسعه مراکز درمانی در حیطه ارائه خدمات روان شناختی در راستای کنترل و درمان اختلالات یادگیری، مسائل عاطفی و سایر اختلالات شایع در دانش آموزان


7-تدوین برنامه ی پرورشی و تربیتی مدارس:

کلیه برنامه های پرورشی و تربیتی مورد نیاز دانش آموزان در هر دوره تحصیلی تعریف شود و به عنوان آیین نامه اجرایی مدارس در اختیار مدیران مدارس قرار گیرد تا نیاز به ارسال بخشنامه های مکرر و تکراری و سلیقه ای نباشد. بلکه تمام فعالیتها به عنوان یک دستورالعمل جامع و کامل و قابل انعطاف به عنوان آیین نامه ی اجرایی و تربیتی مدارس در اختیار همه ی مدارس قرار گیرد و مدیران مدارس موظف به اجرای دقیق برنامه های تعریف شده می باشند.

8-مطالعه و پژوهش:

اختصاص ساعت خاص مطالعه و پژوهش در متن برنامه درسی ضروری است.

9-اخلاق:

اختصاص ساعت اخلاق در متن برنامه درسی برای آموزش اخلاق فردی و اجتماعی جهت رفتارسازی ضروری است.

10-مهارت های زندگی:

اختصاص ساعت مهارت های زندگی در برنامه درسی برای آموزش مهارتها ضروری است.


شاداب سازی مدارس

در برنامه درسی مدارس تدوین و ارائه ی یک الگوی مناسب مدرسه استاندارد ارائه شود تا مدارس برای استاندارد سازی خود تلاش نمایند. اینکه یک مدرسه استاندارد چه ویژگیهای و چه امکاناتی باید داشته باشد در برنامه درس ملی کاملاً تعریف شده باشد تا هم دولت و هم مشارکتهای مردمی در این راستا بکار گرفته شود.

یکی از مشکلاتی که به روشنی برای همگان روشن است این است که دانش آموزان از کلاس و مدرسه گریزان می باشند عوامل گوناگونی از جمله شیوه های تدریس ، توانمندیهای معلم و کتاب و برنامه های درسی ، طولانی بودن زمان تدریس، عدم شرایط و امکانات رفاهی مورد نیاز برای نشستن در کلاس، قوانین خشک و بدون انعطاف کمبودهای امکانات فیزیکی و سرمایشی ، گرمایشی، برخورد عوامل اجرایی و ... از جمله عواملی هستند که باعث می شود دانش آموزان از کلاس و مدرسه گریزان باشند لذا در همه ی موارد ذکر شده و سایر عوامل می بایست بازنگری شده و یک الگوی مناسب ارائه گردد. لذا شاداب سازی مدارس هم از نظر فضا و امکانات فیزیکی هم از نظر محتوا و مواد آموزشی و پرورشی و هم در شیوه های برخورد و ارتباط بین معلمین و کادر مدرسه با هم و با دانش آموزان و هم از نظر تفریحات و سرگرمیهای مناسب و برنامه های رسمی و غیر رسمی و فوق برنامه و ... باید علاوه بر استاندارد سازی در برنامه درسی ملی پیش بینی شود.

مدارس به کمک ادارات و با کمکهای دولتی و مردمی موظف باشند حداکثر تا 5 سال خود را به استانداردهای تعریف شده برسانند.

برای این منظور کمیته ی استاندارد سازی مدارس در هر اداره پیش بینی و پس از آمادگی مدارس و بازدید از شرایط و امکانات لوح استاندارد به مدارس اعطا نمایند.

 


توجه به فعالیتهای عملی در کنار برنامه های تئوری

آنچه که به عنوان یک مشکل اساسی در آموزش و پرورش مطرح است شیوه های آموزش خشک و حافظه محوری است که مشکلات زیادی را برای جامعه و دانش آموزان فراهم نموده است.

برنامه فعلی آموزش و پرورش به جای فعالیت علمی و عملی بیشتر بر حافظه محوری تأکید دارد.

در برنامه های درسی فعلی جایگاه فعالیتهای عملی بسیار ناچیز دیده شده است و از نظر مهارت عملی و تربیتی دانش آموزان را با مشکل مواجه کرده است در برنامه درسی ملی باید جایگاه و نقش فعالیتهای عملی با توجه به هر رشته درسی و هر عنوان کتاب به خوبی دیده شود. تا دانش آموزان علاوه بر حافظه پروری و آموزش تئوری به صورت عملی بتوانند از آموخته های خود در راه پرورش استعدادهای خود استفاده نماید.

به طور مثال تقویت کارگاههای متناسب، آزمایشگاه، بازدید از مراکز عملی و کارگاهی و ... در برنامه پیش بینی شود و در برنامه درسی میزان وقت لازم برای استفاده عملی از آموخته های تئوری پیش بینی شود و حداقل  از وقت تدریس هر درس به فعالیتهای عملی در ارتباط با همان درس اختصاص داده شود.

- توجه به دست ساخته های دانش آموزان و اختصاص نمره به کارهای عملی دانش آموزان ضروری است.

- تدوین برنامه ها و شیوه های آموزش به صورت دانش آموز محوری

 


همکاریهای همه ی عوامل مؤثر در تربیت و تبیین نقش هر یک از آنها

در تربیت یک فرد علاوه بر آموزش و پرورش نهادها ، ارگانهای رسمی و غیر رسمی، گروهها، افکار اجتماعی خانواده و بسیاری از عوامل پیدا و ناپیدای دیگر نقش دارند هر چند که نقش خانواده و آموزش و پرورش بسیار مؤثر است اما نباید از سایر عوامل غافل شد. البته کنترل همه ی عوامل مؤثر بر تربیت و هماهنگ نمودن همه ی آنها میسر نیست چرا که خیلی از عوامل مؤثر تحت کنترل ما نیستند اما آن دسته از عوامل مؤثر که می تواند قابل کنترل باشند یا تحت کنترل در آورد در برنامه ی درسی ملی الزامی است مورد توجه قرار گیرد. مثلاً صدا و سیما و نقش آن باید کاملاً تعریف شود.

برای مشارکت و بهره گیری بیشتر از ظرفیتهای صدا و سیما می توان تعدادی از برنامه های آموزشی و پرورشی و مکمل را به این نهاد واگذار کرد. تا خودبخود تعامل و مشارکت و همسویی آن با روند آموزش و پرورش فراهم شود.

راه اندازی دفتر همکاریهای صدا و سیما و آموزش و پرورش هم در سطح کشور و هم در استانها یکی از ضروریات است که جایگاه و راه کار آن در برنامه درس ملی باید دیده شود.

دانش آموزان هم باید با برنامه ریزی قبلی موظف باشند که مقداری از ساعت فوق برنامه خود را از این رسانه ملی استفاده کرده و گزارش کار خود را ارائه نمایند.

متأسفانه در حال حاضر استفاده از شبکه های ماهواره ای کشورهای بیگانه به مرور زمان جای خود را به استفاده از تلویزیون و شبکه های ملی می دهد این راه کار علاوه بر غنی نمودن اوقات فراغت این مشکل را نیز برطرف می سازد.

 


خانواده و برنامه درسی

همانگونه که گفته شده در برنامه درسی ، جایگاه و نقش همه ی عوامل مؤثر بر تعلیم و تربیت از جمله خانواده باید مشخص باشد.

برنامه درس ملی برای خانواده و یا سرپرست دانش آموزان باید وظایف و تکالیف مشخص نماید. البته این وظایف و تکالیف باید واقع بینانه و عملی باشد تا از عهده ی همه خانواده ها با هر سطح سواد و امکانات زندگی برآید.

نحوه ی تعامل خانواده با مدرسه و میزان ساعاتی که هر خانواده باید با مدارس در تعامل باشند باید تعریف شده باشد.

بدون شک خانواده و مدرسه دو بال پرواز یک دانش آموز هستند سهم هر خانواده علاوه بر کمکهای مادی، در برنامه ریزی و نظارت و همیاری باید کاملاً مشخص باشد. بسیار از بدبینهایی که نسبت به آموزش و پرورش وجود دارد از روشن نبودن نحوه ی تعامل این دونهاد و قانونمند نبودن مشارکتها و سلیقه ای عمل کردن مدارس و ادارات می باشد این تعامل باید قانونمند باشد.

علاوه بر آن با برنامه ریزی مناسب حداقل 5 ساعت از وقت اولیا در طول سال تحصیلی باید در تعامل با مدرسه باشد و این ساعت با برنامه ریزی مدیر مدرسه به اطلاع اولیا رسانده شود.

اولیاء دانش آموزان علاوه بر تعامل با مدیر مدرسه موظف باشند در طول سال تحصیلی حداقل 1 ساعت با مشاور، یک ساعت با مربی پرورشی یک ساعت با مربی بهداشت یک ساعت با دبیر دینی ، یک ساعت با دبیر ورزش و یک ساعت نیز با سایر دبیران برنامه و جلسه مشترک داشته باشند. تا علاوه بر اطلاع از وضعیت درسی فرزندشان از وضعیت فرهنگی، هنری، دینی، بهداشتی ، ورزشی فرزندشان اطلاع پیدا نمایند.

- تبیین نقش و جایگاه قانونی انجمن اولیاء و مربیان در برنامه ی درسی


منابع مالی و انسانی فعالیتهای پرورشی و تربیت بدنی و بهداشتی و مشاوره ای

نقش منابع انسانی و منابع مالی و اعتباری در اجرای برنامه ها و فعالیتها یک نقش اساسی است که بدون توجه به آن اجرای فعالیتهای متوقف یا به نحو شایسته ای اجرا نمی گردد . لذا تمام فعالیتها و برنامه های پرورشی، تربیتی ، ورزشی، بهداشی، و مشاوره ای علاوه بر تعریف و مشخص شدن نوع کار باید نیروی لازم برای اجرای آن و اعتبارات مالی آن پیش بینی شود. مشخص کردن درصدی از بودجه های مدرسه برای اختصاص دادن به هر برنامه تکلیف مدیر، مربی و ... را مشخص می کند. لذا ساماندهی نحوه ی هزینه کرد اعتبارات مالی مدرسه یکی از ضروریات است.

در این راستا نیز پیشنهاد می گردد میزان کارکرد مربیان ( پرورشی، بهداشتی، ورزشی، مشاوره ای) به دو بخش تقسیم شود : یکی ساعت حضور در ساعت رسمی مدرسه و دیگر ساعت حضور در ساعاتی که مدرسه تعطیل می باشد برای انجام فعالیتهای گروهی فوق برنامه.

تنظیم برنامه برای حضور هر یک از مربیان در ساعت خارج از وقت مدرسه با هماهنگی مدیر مدرسه می باشد.

مربیان موظف باشند علاوه بر حضور در ساعت رسمی مدرسه در برنامه های فوق برنامه نیز ساعتی از ساعات موظف خود را اختصاص دهند.

 


تربیت معلم  

نه تنها شیوه ی آموزش معلم و تدریس او در تغییر رفتار دانش آموزان مؤثر است بلکه طبق تحقیقات انجام شده تمامی افعال، گفتار و حتی طرز لباس پوشیدن، نحوه ی صحبت کردن، علائق خاص و ... به عنوان یک الگو در تغییر رفتار و تربیت و الگو پذیری دانش آموزان مؤثر است. لذا به این مهم باید بیش از پیش در برنامه ی درسی ملی توجه شود.

برای این منظور باید قبل از استخدام معلمین نسبت به گزینش آنها اهتمام جدی داشت و در شرایط گزینش باید همه ی فاکتورهای مورد نیاز یک معلم مد نظر قرار گیرد . مصاحبه ی حضوری و چند روزه و آزمایشات روانی، بهداشتی، سخنرانی، حرکتی و ... علاوه بر معاینات پزشکی از عوامل مهم و مؤثر در گزینش باشد. مسائل اخلاقی و تربیتی معلم در گزینش ها از فاکتورهای بسیار مهم پیش بینی شود. پس از گزینش معلمان ملزم به گذراندن دوره های خاص معلمی در دانشگاه تربیت معلم باشند.

تأسیس و راه اندازی دانشگاه تربیت معلم در همه ی استانها از ضروریات می باشد.

معلمین علاوه بر آموزشهای لازم در تخصص و رشته فنی و تخصصی خود، دروس عمومی و تخصصی تربیتی نیز باید با موفقیت بگذراند. در پیش بینی دروس دانشگاه تربیت معلم به واحدهای اخلاقی، پرورشی، تربیتی، دینی و مذهبی باید توجه ویژه گردد و حداقل 50% از واحدهایی که هر معلم باید بگذراند واحدهای پرورشی (به طور عام) باشد.

شرح وظایف تربیتی معلمان در برنامه درس ملی باید کاملاً تبیین شده باشد و جایگاه فعالیتهای تربیتی معلمین به خوبی در آن دیده شده باشد.

خروجی دانشگاههای فعلی مناسب شغل دبیری نیستند و جذب مستقیم نیروهای فارغ التحصیل از دانشگاه برای شغل معلمی جز ضربه شدن به نظام تربیتی آموزش و پرورش نیست. گزینش و آموزش معلمین باید از طریق دانشگاه تربیت معلم صورت گیرد.

در نحوه ی گزینش ، جذب، آموزش و استخدام و ارزشیابی از فعالیتهی معلم باید تجدید نظر جدی صورت پذیرد و در برنامه درس ملی پیش بینی لازم انجام گیرد.

در این راستا جذاب بودن شغل معلمی و موقعیت اجتماعی مناسب یکی از عوامل بسیار مهمی است که می تواند تقاضای ورود به شغل شریف معلمی را از بین نیروهای توانمند علمی، فرهنگی مذهبی افزایش دهد به گونه ای که قوی ترین و بهترین افراد متقاضی این شغل باشند و بتوان از بین آنها بهترینها را انتخاب کرد.

پیش بینی حقوق متناسب با شرایط زندگی، تعهدات دولت برای تهیه امکانات مورد نیاز معلمین و تسهیلات ویژه به معلمین در این راستا بسیار مؤثر است.

در صورت افزایش موقعیت اجتماعی معلمین، نقش و مقام معلم بین خانواده ها و اجتماع نیز احیاء خواهد شد و نقش تربیتی و الگویی آنها افزایش خواهد یافت.

نحوه ی افزایش دانش و بینش سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و تربیتی و مهارتی معلمین در برنامه درس ملی باید پیش بینی گردد و آموزشهای لازم قبل از استخدام و ضمن خدمت با عناوین علمی ، تربیتی، اخلاقی و ... باید پیش بینی و تعریف شده باشد.

شرح وظایف معلمان باید به گونه ای باشد که تمامی معلمین وظایف تربیتی خود را مقدم بر آموزش بدانند.

در گزینش معلمان علاوه بر فاکتورهای موجود به ویژگیهای (داشتن ایمان قوی، متفکر بودن، عالم بودن، عامل بودن، متخلق به اخلاق اسلامی بودن) نیز توجه شود.

شرح وظایف تربیتی معلمان به تفکیک هر رشته کاملاً مشخص و تعریف گردد تا معلمین به خوبی به این شرح وظایف آشنا شده و شیوه های انجام برنامه های تربیتی توسط معلمین همه ی دروس تبیین گردد.

-شاخص های پرورشی در فرم ارزشیابی همه کارکنان در مدرسه بخوبی دیده شود تا احساس مسئولیت پرورشی در مدسه افزایش یابد و برنامه های پرورشی، فرهنگی ، هنری، قرآن و نماز، سیاسی و اجتماعی معلمین در ارتقاء شغلی، گروه ممتاز و ارزشیابی کارکنان تأثیر داده شود.

توسعه رشته تربیت بدنی در مراکز تربیت معلم

- معلمین عزیز و سایر کارکنان مدرسه باید به این حقیقت برسند که تمامی افعال، گفتار و نحوه ی پوشش و ... آنها بخصوص در دوره ی ابتدایی و راهنمایی به عنوان یک الگوی عملی برای دانش آموزان است و در برنامه ی درسی نیاز است به این مهم بیش از پیش توجه شود و جایگاه تربیتی معلم در درجه ی اول مورد نظر باشد.

- ارائه ی اهداف دوره های تحصیلی به عنوان یک واحد درسی در مراکز تربیت معلم و آموزش معلمین در راستای راههای رسیدن به اهداف دوره های تحصیلی

- لزوم توجه به تربیت غیر کلامی و آموزش معلمین در این زمینه

- ارائه یک واحد درسی در مراکز تربیت معلم همه ی رشته ها در ارتباط با مناسبتهای ملی ومذهبی

- ارائه یک واحد درسی در مراکز تربیت معلم همه ی رشته ها در ارتباط با تربیت بدنی

- ارائه یک واحد درسی در مراکز تربیت معلم همه رشته ها در ارتباط با تربیت سیاسی

- ارائه دو واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با فعالیتهای اردویی و بازدیدی و گروههای دانش آموزی

- ارائه پنج واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با تربیت دینی و اخلاقی و اجتماعی

- ارائه پنج واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با قرآن (قرائت، ترجمه و تفسیر)

- ارائه دو واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با فعالیتهای فرهنگی هنری و ادبی

- ارائه سه واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با مشاوره

- ارائه سه واحد درسی در مراکز تربیت معلم درهمه رشته ها در ارتباط با بهداشت

- عنایت ویژه به تربیت دبیر تربیت بدنی و بهداشت برای تربیت نیروهای تربیت بدنی و بهداشت مورد نیاز آموزش و پرورش

 


آموزش قرآن و عربی

با توجه به اینکه قرآن کریم وسیله هدایت بشر و معجزه پیامبر اکرم (ص) و راهنمای همه ی انسانها برای یک زندگی سعادتمند می باشد توجه بیش از پیش به آموزش و انس و فراهم نمودن زمینه ی استفاده بیشتر از آن و انجام اوامر و ترک مناهی آن توسط دانش آموزان بسیار حساس و ضروری می باشد در این راستا پیشنهادات زیر ارائه می گردد:

تدوین برنامه ی هماهنگ و منسجم برای اجرای قرآن صبحگاهی و تهیه امکانات کمک آموزشی برای استفاده در این مراسم به منظور ایجاد انس بیشتر دانش آموزان به این کتاب الهی

طراحی ترجمه آیات همراه با آیات منتخب با موضوعات مورد نیاز هر سن و هر دوره ی تحصیلی برای اجرا در مراسم صبحگاهی

پیش بینی آموزش مدیران، معاوین و مربیان در ارتباط با نحوه ی اجرای قرآن صبحگاهی

برای اجرای قرآن صبحگاهی یک برنامه 12 ساله نیاز است که علاوه بر اجرای برنامه های مناسب در برنامه ی صبحگاهی از تکرار موضوعات در سالهای دوران تحصیل جلوگیری شود لذا هر 12 سال یک برنامه قرآن صبحگاهی ارائه گردد. در این راستا تدوین برنامه ی 12 ساله قرآن صبحگاهی ضروری به نظر می رسد.

علاوه بر توجه ویژه به قرآن صبحگاهی و تقویت آن نیاز است به آموزش قرآن درسی توجه ویژه گردد.

1-کیفیت بخشی به ساعت آموزش قرآن مجید : در این راستا پیشنهاد می گردد

-در دوره ابتدایی: بیان داستانهای قرآنی، آموزش روخوانی قرآن، تمرین و تکرار روخوانی و ایجاد مهارت روخوانی مورد توجه باشد.

-در دوره راهنمایی: آموزش قوائد تجویدی به مقدار کتاب تجوید سطح 1 + تقویت روانخوانی، آموزش مقداری از ترجمه آیات انتخابی و موضوعی

-در دوره متوسطه: آموزش ترجمه+ آموزش مفاهیم+ آشنایی با تفسیر + تفسیر آیات منتخب مورد توجه قرار گیرد.

2-تعریف وسایل کمک آموزشی برای هر دوره تحصیلی

وسایل کمک آموزشی به دو گونه تعریف شود:

الف) وسایل کمک آموزشی ویژه استفاده در کلاس درس که با راهنمایی معلم انجام می پذیرد

ب) وسایل کمک آموزشی ویژه استفاده در منزل که با راهنمایی خانواده انجام می پذیرد.

3-جذاب سازی ساعات درس قرآن

4-بازآموزی معلمین قرآن و دانش افزایی آنها در رشته های قرائت ، ترجمه و تفسیر

5-افزایش میزان ساعت تدریس عربی (به عنوان زبان قرآن): حداقل 1 ساعت به ساعت فعلی اضافه شود و آوردن آیات قرآن مجید همراه با ترجمه در بیشتر متنهای آموزشی

6-تشویق برای تأسیس زبانکده عربی برای بخش نیمه خصوصی

7-اختصاص ضریب در کنکور و آزمونها به درس قرآن و عربی

8-تقویت دارالقرآنهای شهرستانها، مناطق برای اجرای برنامه های تخصصی قرآنی برای دانش آموزان مستعد قرآنی

9-تأسیس مدارس علوم قرآنی در دوره ی متوسطه با شرایط خاص مثل دبیرستان معارف

10-اختصاص 10 دقیقه از برنامه درسی در هر روز به تلاوت و تمرین و تکرار آیات قرآن مجید

با توجه به تحقیق انجام شده محتوای برنامه ی قرآن درسی فعلی برای یادگیری روخوانی و روان خوانی و آموزش ترجمه ساده قرآن مجید مناسب می باشد و مشکلات فعلی که به عنوان عدم مهارت در تلاوت قرآن توسط دانش آموزان پس از گذراندن دوران تحصیل در پیش دانشگاه را باید در علتهایی مثل عدم تمرین و تکرار و عدم تلاوت قرآن در دانش آموزان و عدم توانمندیهای معلم در انتقال محتوای آموزشی و یا عدم انگیزه ی لازم در دانش آموزان برای یادگیری ( و یا توجه بیشتر به سایر دروس و استفاده از زمان آموزش قرآن برای آموزش سایر دروس و یا جدی نگرفتن آموزش قرآن در ساعات مشخص شده و ... جستجو کرد که هر کدام از این علتها قابل بررسی و ارائه ی راه کار می باشد.

همانگونه که بیان شد یکی از علتهای اصلی این عقب ماندگی از قرآن عدم تمرین و تکرار تلاوت قرآن می باشد که به روش زیر قابل حل می باشد:

-اختصاص 10 دقیقه از وقت رسمی کلاس در همه ی روزها در زنگ اول به تلاوت قرآن کریم با همکاری تمام معلمین و دبیران عزیز به شرح زیر :

*ده دقیقه به مدت زمان زنگ اول همه ی کلاسها در مدرسه اضافه شود و این ده دقیقه به نسبت از سایر ساعات کلاسهای بعدی کسر گردد تا جبران گردد.

*در این ده دقیقه یک صفحه از کتاب قرآن مجید توسط معلمین و دبیران و دانش آموزان به روش ساده و روان خوانی تلاوت گردد.

*همانگونه که مطرح شد مشکل اصلی در عدم مهارت در تلاوت قرآن عدم انس با قرآن به طور روزانه می باشد با اجرای این طرح انس با قرآن روزانه شده و تمرین و تکرار آیات مهمترین عامل به حافظه سپرده شدن آموخته ها می باشد.

*تلاوت قرآن مجید یک مهارت است که براساس تمرین و تکرار و مداومت ایجاد می شود و مانند سایر مهارتها در صورت عدم تمرین و تکرار از یاد برده خواهد شد. مثل فردی که زبان انگلیسی آموخته یا مثل خوشنویسی که اگر تمرین و تکرار نکنند فراموش خواهد شد و یا مهارت تقلیل می یابد. البته تلاوت قرآن این امتیاز را بر سایر مهارتها دارد که پس از ایجاد انس با قرآن خداوند نیز یاری گر انسان در توفیقات بیشتر خواهد بود.

*اجرای این طرح نباید به ساعت رسمی حضور همکاران در مدرسه بیفزاید تا مورد بی مهری قرار گیرد.

*در اجرای طرح برای مشارکت معلمین لازم است علاوه بر ایجاد انگیزه و رغبت از هر گونه برنامه های اجباری پرهیز گردد و به عنوان یک تکلیف الهی مطرح گردد.

*از کلاس سوم دوره ی ابتدایی شروع شده و تا پیش دانشگاهی همه ی کلاسها و رشته ها ملزم به اجرای آن باشند.

*مقدمات اجرای طرح از جمله تهیه قرآنهایی با خط هماهنگ برای هر کلاس پیش بینی گردد و در صورتی که امکان تهیه قرآن از عهده آموزش و پرورش بر نیاید دانش آموزان ملزم به تهیه یک جلد قرآن برای خود باشند.

*برای نگهداری قرآنها در هر کلاس محل مناسبی پیش بینی گردد.

*دانش آموزان به گرفتن وضو قبل از ورود به کلاس تشویق شوند.

*برای دانش آموزان ابتدایی جزء 30 و برای سایر دانش آموزان شروع تلاوت از جزء یک باشد.

*معلمین و دبیران عزیز بدون در نظر گرفتن رشته ی تدریس در ساعت اول هر روز 10 دقیقه بر اجرای طرح در کلاس درس همکاری نمایند.

*در ایام امتحانات نیز اجرای طرح متوقف نگردد و ده دقیقه تلاوت قرآن برقرار باشد.

*وسایل کمک آموزشی برای تمرین و تکرار آیات در منزل تعریف گردد.

*مسئولیت برگزاری طرح در ادارات به عهده معاونت آموزش عمومی و آموزشهای مربوطه باشد.

 


عفاف و حجاب

حجاب یکی از ضروریات دین است که بخصوص در حال حاضر مورد بی توجهی تعدادی از افراد در جامعه قرار گرفته است و روز به روز بی توجهی به رعایت پوشش بخصوص در بانوان گسترده تر می شود. این از طرفی است که ما به عنوان آموزش و پرورش برنامه ی مدون خاصی از نظر آموزشی، فرهنگی و ... برای فرهنگ سازی این فریضه ی مهم نداشته ایم و فقط کارهایی روبنایی در بعضی از دوره های تحصیلی انجام شده که اثر چندانی هم در توسعه و تحکیم حجاب و عفاف نداشته است.

لذا ضرورت دارد برای همه ی پایه های تحصیلی دختران و پسران موضوع عفاف و حجاب، حیا و شرم با توجه به سن و جنس دانش آموزان در محتوای برنامه های درسی دیده شود. هم آموزش نحوه ی حجاب و عفاف هم فواید و آثار و فلسفه حجاب و عفاف و هم آثار مخرب عدم رعایت حجاب و عفاف از دیدگاههای مختلف از جمله از دید روانشناسی، جامعه شناسی و مهمتر ا زهمه از نظر دینی در محتوای برنامه ی درسی دیده شود .

در همین راستا تدوین آیین نامه پوشش در مدارس دخترانه و پسرانه برای دانش آموزان و فرهنگیان یکی از ضروریات است.

نیاز به بازنگری در آیین نامه انضباطی مدارس و روشهای تذکر، و برخورد با موارد متخلف با دیدگاههای تربیتی ودینی به خوبی باید در برنامه درسی دیده شود.

معرفی الگوی حجاب برای همکاران و دانش آموزان به روشنی باید ابلاغ گردد.

-استفاده از تصاویر جلدهای کتاب دانش آموزان برای انجام فعالیتهای تبلیغی دینی فرصت مناسبی می باشد.

- هماهنگی و نظارت بر چاپ دفترچه هایی که مورد استفاده دانش آموزان قرار می گیرد و هماهنگی کارخانه های تولیدات دفتر برای انجام فعالیتهای تبلیغی دینی و جلوگیری از چاپ تصاویری که ترویج فرهنگ برهنگی و بی عفتی می نماید از ضروریات می باشد.


تربیت سیاسی و اجتماعی

با توجه به ضرورت آشنایی دانش آموزان به مسائل سیاسی داخلی و خارجی و شناخت جریانهای سیاسی و اجتماعی پیش بینی حداقل 1 ساعت در هفته به عنوان آموزش سیاسی و اجتماعی در دوره ی متوسطه پیشنهاد می گردد.

-تدوین نظام تربیت سیاسی و اجتماعی دانش آموزان ضروری می باشد.

-گنجاندن مباحث تربیت سیاسی و اجتماعی در کتب درسی دوره ی متوسطه

-گنجاندن مباحث تربیت سیاسی و اجتماعی در کتب درسی تربیت معلم

-تهیه مجلات رشد سیاسی و اجتماعی برای دانش آموزان

-تدوین منشور حقوق دانش آموزی به تفکیک دوره ی تحصیلی و جنسیت

-تدوین وظایف دانش آموزان در قبال خود، مدرسه، معلم، خانواده، اجتماع، جامعه ی اسلامی، دوستان، همسایگان و ...

-تدوین وظایف سایرین نسبت به دانش آموز برای دوره های تحصیلی و آموزش به دانش آموزان

-آموزش مقررات اجتماعی با توجه به مقتضیات سنی در پایه های تحصیلی

-آموزش مفهوم آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، وحدت، امنیت، عدالتخواهی، کفر ستیزی، ایثار، محبت به هم نوع و ... در پایه های تحصیلی

 


مسائل متفرقه

1-     موضوعاتی از قبیل: مهدویت، آشنایی با سیره های عملی ائمه معصومین (ع)، آثار و فلسفه احکام بخصوص اسرار و فلسفه و آثار نماز و روزه، آموزش شهروندی و رعایت حقوق همسایه، رعایت حقوق معلم توسط دانش آموز ، حقوق دانش آموز نسبت به معلم، تقویت عزت نفس ، صرفه جویی، رعایت قوانین و مقررات، حفظ محیط زیست و ... در برنامه درسی به تناسب محتوای کتابها و دوره های تحصیلی باید مورد توجه قرار گیرد.

2-    در تهیه برنامه ی درسی باید نسبت به معرفی کتابهایی از قبیل: قرآن مجید، نهج البلاغه ، رساله حقوق امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، نهج الفصاحه و رساله مراجع عظام تقلید ، بیش از پیش توجه شود و هر کدام از این کتابها به خوبی معرفی شود و در برنامه های رسمی و فوق برنامه زمینه ی رجوع و استفاده ی دانش آموزان از این منابع فراهم گردد.

3-   طرح تکریم (طرح کرامت) دوره ی ابتدایی یکی از الگوهای مناسبی است که اگر در دوره ی ابتدایی تقویت شود و در سایر پایه های تحصیلی به تناسب سنی برنامه ریزی گردد در تربیت ابعاد مختلف شخصیتی و اخلاقی دانش آموزان بسیار مؤثر است.

4-    در برنامه ریزی درسی باید به گونه ای عمل شود تا برای هر درس دانش آموزان را برای مطالعه ی بیشتر به سمت کتابخانه ی مدرسه و کتابخانه های سطح شهر سوق دهد. متأسفانه فرهنگ استفاده از کتابهای غیر درسی و میزان مطالعه ی هر ایرانی در طول شبانه روز بسیار پایین است و در صورتی که در برنامه درسی به این امر توجه شود این نقص برداشته خواهد شد و کتابخانه ها نیز رونق خواهند گرفت. تقویت کتابخانه های مدارس با کتابهای مناسب دوره های تحصیلی به این هدف کمک خواهد کرد. برای نحوی تعامل سایر نهادها و ارگانهایی که دارای کتابخانه می باشند با آموزش و پرورش باید هماهنگی لازم انجام گیرد.

5-    میزان موفقیت و یا عدم موفقیت دانش آموزان و همچنین شرکت یا عدم شرکت آنها در برنامه های پرورشی و تربیتی به گونه ای باید در سرنوشت تحصیلی برای ادامه تحصیل در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و همچنین جذب مشاغل آینده مؤثر باشد. بدون شک نباید به دانش آموزی که از دوره کودکی و نوجوانی در مسیر تربیت دینی صاحب مقامها و رتبه هایی در مراحل استان و کشور بوده همچون دانش آموزی نگاه کرد که در هیچ یک از برنامه های تربیتی و یا فوق برنامه شرکت نمی نماید.موفقیتهای داش آموزان در مسابقات مختلف فرهنگی هنری و معارف اسلامی باید به نوعی دارای ارزش باشد تا هم خانواده ها در ترغیب فرزندشان به شرکت در این برنامه ها کوشا باشند و هم دانش آموزان انگیزه ی لازم برای شرکت در این برنامه ها داشته باشد.

6-    برنامه ی درسی نباید دستخوش تغییر مسئولیتها و تغییر افراد گردد و همچنین از هر گونه سیاسی کاری در آموزش و پرورش باید پرهیز گردد و آموزش و پرورش وابسته به یک سیاست و یک جریان خاص در کشور نباشد.

7-    از صدر اسلام تاکنون و همچنین از ایران باستان تاکنون شخصیتهای برجسته ی علمی و مذهبی و مؤثر در جامعه و جهان در رشته های مختلف از دوران اسلام و ایران پایه عرصه ی ظهور  گذاشته شده اند که نام بسیاری از آنها رو به فراموشی است و نیاز است به عنوان یک افتخار برای تقویت بنیه های اعتقادی و توانمندیهای و زنده نگه داشتن هویت دینی و ملی در کتابهای درسی به تناسب موضوع به معرفی آنها پرداخته شود.

8-   برای اینکه استفاده از قرآن و احادیث در زندگی احساس شوند نیاز است در برنامه ی درسی متناسب با موضوعات کتب درسی اگر آیه یا روایتی موجود می باشد در محتوای درسی دیده شود تا مورد مطالعه و توجه قرار گیرد. البته باید این کار بسیار دقیق و توسط متخصصین امر انجام گیرد وتا دستخوش سوء استفاده در آینده نگردد. و این نکته را نیز باید در نظر داشت که نباید تلاش کرد برای هر موضوع علمی تلاش نمائیم که یک آیه و یا یک حدیث جور نمائیم و به آن بخورانیم که این نیز از آسیبهایی است که ممکن است دچار آن شویم.

9-    رقابتهای شدید و کاذب آموزشی، نگاه به فعالیتهای پرورشی را کمرنگ کرده است وقتی توجه همه ی مسئولین به امر آموزش باشد و برای آموزش اهمیت ویژه در نظر گرفته شود و پرورشی در سرنوشت دانش آموزان مؤثر نباشد خود بخود نگاه به پرورشی به حاشیه می رود باید حداقل همان نگاهی که به مسائل آموزشی می شود به مسائل پرورشی نیز بشود.

10-  تدوین مقررات و آیین نامه های انضباطی دوره های تحصیلی از جمله رعایت پوشش و عفاف، اخلاق و ...

11-  بازنگری در اهداف دوره های تحصیلی و تدوین آن با نیازهای جدید جامعه و با در نظر گرفتن واقعیتهای موجود

12-لزوم توجه به تربیت غیر کلامی و آموزش معلمین در این زمینه

13-تدوین نظام جامع تربیت دینی و روشهای اجرا به تفکیک پایه های تحصیلی و جنسیت

14-بازنگری تمامی کتب درسی با نگاه « تربیت محور» و لحاظ مسائل تربیتی ، اخلاقی و دینی در محتوای کتب

15-اختصاص مربی پرورشی و مربی ورزش به تمامی مدارس و جذب نیروهای جوان و متعهد و متخصص برای شغل شریف مربیگری

16-تدوین شرح وظایف جدید برای مدیران، معلمان و سایر کادر مدرسه با محوریت تربیت دینی

17-پیش بینی تعامل و رابطه ی طولی و عرضی از نظر محتوا، روشها، اهداف و ... بین کودکستانها، دبستانها و مدارس راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی و دانشگاهها

18-در تدوین برنامه درس ملی ضرورت دارد نقش مشارکت دانش آموزان در جریان تدریس به خوبی دیده شود.

19-اختصاص مربی پرورشی بر کودکستانها در سازماندهی کودکستانها

20-تعریف صحیح از اوقات فراغت و پیش بینی برنامه ی لازم برای غنی سازی اوقات فراغت

21-انعطاف پذیر بودن برنامه های پرورشی بخصوص برای مناطق دارای فرق ومذاهب مختلف و شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و استانها و شهرستانها و مناطق

22-اختصاص ساعت پرورشی دوره ی ابتدایی و استفاده از مربیان توانمند در این دوره که بتواند جوابگوی نیازهای دینی، اخلاقی، اجتماعی، مشاوره ای دانش آموزان را داشته باشد.

23-                       برنامه ریزی برای تقویت شوراهای دانش آموزی و احیاء نقش و جایگاه این شوراها در برنامه درس ملی

24-                        پیش بینی مرتبط کردن روحانیت با مدارس حداقل برای تدریس درس قرآن یا دینی در دورههای راهنمایی و متوسطه

25-                        در تدوین شرح وظایف جدید مربیان پرورشی کار مدیریت، هماهنگی و نظارت برنامه های پرورشی به آنها باشد نه اجرای برنامه ها

26-پیش بینی سرگروه پرورشی در ساماندهی نیروی انسانی

27-                        پیش بینی معلم راهنمای تخصصی قرآن ویژه ی دوره ی ابتدایی

28-                       بازنگری در محتوای آموزشی مراکز تربیت معلم با محوریت تربیت دینی و اسلامی

29-تأثیر فعالیتهای پرورشی و تربیتی دانش آموزان در پذیرش دانشگاهها و اختصاص امتیاز ویژه به آن

30-تأثیر دادن نمره پرورشی در معدل دانش آموزان

31-تلفیق آموزش و پرورش در محتوای کتب درسی همه ی پایه های تحصیلی و تا جایی که روح حاکم بر کتب درسی با رویکرد دینی پرورشی و تربیتی باشد.

32-                       تدوین مسابقات فرهنگی هنری، قرآنی و ... برای همکاران در طول سال تحصیلی از محتویات کتب درسی و ...

33-                      اختصاص کتابدار به صورت پاره وقت به مدارس ابتدایی و راهنمایی و متوسطه و ... با توجه به تعداد دانش آموزان نه با توجه به کتابها

34-                       تدوین شاخص ها و شیوه نامه ارزشیابی از برنامه های پرورشی و تربیت بدنی و بهداشت و مشاوره ی مدارس در برنامه درس ملی و نحوه انتخاب مربیان، مدیران و معلمان و... برترر در برنامه های پرورشی و نحوه تشویق آنها

35-                       در تدوین ارزشیابی مدارس مقایسه میزان پیشرفت هر مدرسه نسبت به سال قبل در ارزشیابی مدارس مد نظر قرار گیرد نه مقایسه با سایر مدارس

36-                       نحوه برگزاری مسابقات فرهنگی هنری ، ادبی، دینی و قرآنی و ورزشی و ... در برنامه درس ملی پیش بینی شود و همچنین نحوه پرداخت حق الزحمه داوران و عوامل اجرایی و آئین نامه های اجرایی و مالی تدوین گردد.

37-                       در برنامه درس ملی نیاز است آیین نامه های زیر نیز آورده شود.

1-     آیین نامه جامع نظام آموزش ضمن خدمت و ادامه تحصیل تمامی فرهنگیان

2-    آیین نامه جامع گزینش، آموزش و نظارت و ارزشیابی تمامی کارکنان آموزش و پرورش

3-   آیین نامه جامع انضباطی

4-    آیین نامه جامع پوشش و حجاب و عفاف

5-    آیین نامه جامع تشویق و تنبیه کارکنان

6-    آیین نامه جامع ارزشیابی با رویکرد پرورشی

7-    آیین نامه جامع توسعه ی همکاری حوزه علمیه و آموزش و پرورش

8-   آیین نامه جامع صدا و سیما و آموزش و پرورش

9-    آیین نامه جامع حمایت از دانش آموزان و فرهنگیان نخبه مذهبی، علمی، فرهنگی، ورزشی و ...

10-  آیین نامه جامع تربیت دینی اخلاقی، سیاسی و اجتماعی دانش آموزان

 

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 07 فروردین 1393 ساعت: 8:02 منتشر شده است
برچسب ها : ,,
نظرات(0)

نگاهي بر دفاع مشروع

بازديد: 507

نگاهي بر دفاع مشروع

مقدمه

دفاع در برابر دشمن امري فطري و غريزي است.و ريشه در درون انسان و ديگر موجودات دارد . انسان به تبعیت از غریزه به هنگام خطر واکنش نشان می دهد.وآن را حقی برای خود و تکلیفی نسبت به دیگران میداند. به خاطر اهميت زياددفاع مشروع، وارد قوانين كيفري اكثركشورهاي جهان شده است.و با وجود تغييرات فراوان سياست كيفري كشورها اين نهاد حقوقي هم چنان پا برجاست . دين اسلام و خصوصا قرآن كريم ، به عنوان آیینی کامل در این مورد به پیروان خود راهکار داده است ودفاع در برابر دشمن را پذيرفته است.در مورد دفاع مشروع و دلايل مشروعيت آن نظريه هاي متفاوتي داده شده است. در حقوق جزاي ايران قوانين دفاع مشروع در سال 1304 تصويب شد. قبل از انقلاب طبق ماد ه ي 41ق.م. مصوب 1304((هر كس به ضرورت براي دفاع و حفظ نفس و ناموس خود مرتكب جرمي شود ،مجازات نمي شود)).بعد از انقلاب هم قانون مجازات مصوب سال1352 در ماده ي 43 براي دفاع مشروع شرايطي قايل شد.طبق این قانون(هر كس در مقام دفاع از نفس و یاناناموس يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود و يا ديگري در برابر هرگونه تجاوز فعلي و يا خطر قريب الوقوع عملي را انجام دهد كه جرم باشد در صورت وجود شرايط زیر قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود؛ 1.دفاع بايد متناسب با تجاوز باشد 2.توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت ممكن نباشد3.تجاوز و خطر ناشي از تحریک خود شخص نباشد

تعريف دفاع مشروع

تعریف دفاع مشروع در کتاب ترمینولوژی حقوق این چنین آورده شده است:(شخص مورد تجاوز در صورت نداشتن وقت برای توسل به قوای دولتی به منظور رفع تجاوز ،حق داردبا نیروی شخصی از ناموس ,جان و مال خود دفاع کند.این دفاع را،دفاع مشروع گویند.

 

مباني دفاع مشروع

از دير باز هم عدم مجازات و يا تخفيف مجازات كسي كه دربرابر يك حمله ي نا درست از خود دفاع مي كند،مورد اعتراض نبوده است.در توجیه دفاع مشروع 2نظر کلی داده شده است .گروهی از حقوقدانان اجبار و گروهی اجراي يك حق و تكليف را مباني عدم مجازات مي دانندو آن را يك اجبار حقيقي و معنوي تلقي ميكنند. عقيده اي كه الهام دهنده ي قانون گذار انقلابي است،دفاع مشروع را يك عامل توجيه كننده براي بعضي جرايم مي داند .يعني دفا ع مشروع را عاملی مي داند كه به تحقق عدا لت در جامعه كمك مي كند.طبق گفته ي هگل((حمله انكار حق و دفاع انكار اين انكار است))

اجراي دفاع مشروع

قلمرو اجراي دفاع مشروع:رويه قضايي اين عامل توجيه كننده را به كليه ي حملات عليه حيات ،عفت وشرافت گسترش داده است.اما در مورد دفاع از دارايي اين مسئله قابل بحث است و دارا ي محدوديت است. البته ترديدي در لزوم دفاع نيست چون دفاع از مال هم مثل دفاع از جان فطري است.ولي بايد تا جايي ممكن است با حمله متناسب باشد و بيشتر از آن نباشد چون همه واقفيم كه ارزش جان بيش از مال است.و خسارت به مال با رجوع به دادگاه قابل مطالبه است. مثلا عمل مالكي كه سارق ميوه جات را مي كشد، نمي توان مشروع تلقي كرد. طبق قانون مجازات جديد دفاع مشروع يك عامل عمومي توجيه كننده ي جنايت ،جنحه وخلاف است.قبل از مجموعه قوانين 1994 اجراي قانون دفاع مشروع به جرايم عمدي محدود شده بود. ولي اين انتقاد وارد بود كه شخص مورد حمله نمي تواند حدس بزند كه عمل حمله كننده عمدي است يا غير عمدي. اميد واريم اين موضوع نيز حل شود تا از سر در گمي مراجع قضايي و مردم جلوگيري شود.

شرايط دفاع مشروع

 

ارزيابي تحقق شرايط دفاع مشروع بر عهده ي ديوان كشور است تحقق دفاع مشروع مستلزم وجود 2عنصر است1.حمله2.دفاع كه براي هر كدام شرايطي پيش بيني شده است.

شرايط حمله

1.بايد عليه اشخاص و اموال باشد2.بايد فعلي و قريب الوقوع باشد. عكس العمل عليه يك حمله اي كه گذشته و دفع خطر شده انتقام تلقي مي شود.و اقدام در مورد تهديد به يك بدي در آينده نيز مشروع نيست.چون بايد براي آن با توسل به قواي دولتي اقدام شود. 3. بايد در مقابل عملي غير قانوني و نا مشروع باشد.

طبق ماده ي 607 ق.م.ا و ماده ي 34 قانون مجازات جرائم نيرو هاي مسلح ،حمله به ما موران دو لتي جرم شناخته مي شود.در مورد دفاع در برابر مامور دولت 3 فرض مطرح مي شود:

1.وقتي ماموران دولت در حال انجام وظيفه نبا شد و مرتكب جرمي شود مقاومت در برابر اعمال غير قانوني او مشروع است2.وقتي در حال انجام وظيفه است و در حدود وظايف خود عمل مي كند كه در صورت حمله به او عمل شخص تمرد محسوب مي شود و شخص داراي مسئوليت كيفري و مدني است.3.وقتي كه مامورين دولت در حال انجام وظيفه هستند و خارج از وظايف و اختيارات خويش عمل مي كنند كه در اين باب نظريات متفاوتي ارائه شده است .گروهي دفاع در برابر او را با وجود شرايط لازم مشروع تلقي مي كنند. و گروهي عقيده دارند دفاع در مقابل مامور دولت تحت هيچ شرايطي پذيرفته نيست . ولي به نظر بنده ي حقير بهتر است راهي ميانه در پيش گيريم و بر حسب موقعيت و بررسي شرايط تصميمي عادلانه گرفته شود .

 

4.بايد حمله به گونه اي باشد كه به طرق ديگر قابل دفع نبا شد .مثل فرار كه بند ج ماده ي 627 ناظر به آن است.

شرايط دفاع

مدافع در انجام عمل دفاعي آزاد نيست كه به هر نحو و يا هر وسيله اي كه خواست يا به هر اندازه كه قدرت داشت از خود دفاع كند.پس ملزم به رعايت شرايط پيش بيني شده در قانون است.

شرايط

1. ضرورت دفاع :يعني دفاع بايد براي اجراي يك حق و انجام يك تكليف

باشد.هم چنين شرايط فرار ميسرنباشد وبا وجود امكان فرار دفاع پذيرفته نيست.پس ضروري بودن دفاع و غير قابل دفع بودن خطر مكمل هم هستند.

2.تناسب دفاع با تجاوز و خطر:طبق بند ا ماده ي 61 قانون مجازات اسلامي و بند ب ماده ي 627قانون تعزيرات دفاع بايد متناسب با خطر و تجاوز با شد.مثلا دفاع از مال هر قدر هم مشروع قتل يك انسان را توجيه نمي كند.و در موارد ديگر هم بايد صدماتي مشابه صدمات متجاوز به او وارد كند.

3.الاسهل في الا سهل :يعني دفاع نبا يد بيش از حد ضرورت باشد .دفاع داراي

درجاتي است ،كه مدافع بايد از آسانترين درجه شروع كند.1.دادو فرياد

2. استفاده از دست و پا و چوب دستي 3.استفاده از سلاح و ايجاد جراحت 4. قتل

 

 

دفاع در برابر حمله ی غیر ارادی

دفاع در برابر اعمال مجنون و صغیر اگرچه فاقد اراده می باشندوطبق بند الف ماده ی 36ق.م.ع.(هرگاه مرتکب جرم فاقد تمیز و اراده باشد،مجرم محسوب نمی شود)مشروع تلقی می شود و حقوقدانان چنین استدلال کرده اند که هر چند مجنون و صغیر مجازات نمی شوند.ولی این بدان معنی نیست که میتوانند به دیگران صدمه بزنندو عدم مسئولیت آنهارافع وصف مجرمانه عمل آنها می باشد.

دفاع در برابر حمله ی اضطراری و اجباری

در مواقعی انسان به دلیل فشار دیگری یا در حالت اضطرار مجبور به ارتکاب جرم می شود.چنین شخصی مطابق ماده ی 39و40ق.م.ع. مجازات نخواهد شد.

سوال: دفاع در برابر آنها این فردمشروع است یا نه؟مثلا کسی راتهدید کنیم در صورتی که به شخص ثالث صدمه وارد نکند او را میکشیم.در مقابل شخص ثالث در مقام دفاع حمله کننده را از پای در می آورد.در این موارد و امثالهم عمل شخص ثالث صحیح بوده ومجازات نمی شود.

اثر دفاع مشرو ع بر مدافع

مدافع در صورت اثبات مشروع بودن دفاع خوداز هر گونه مسئوليت كيفري و مدني مبري خواهد بود. ولي تا زماتي كه ثابت نشده در برابر اعمال خود از نظر قضايي مسئوليت كامل دارد.

اثر دفاع مشروع بر متجاوز

هر گونه صدمه و زياني كه از مدافع بر او وارد آيد قابل مطالبه نيست.و خون او به هدر ميرود تا چه رسد به مالش.

اموري كه دفاع از آنها مجاز است

1.دفاع از نفس : لزوم دفاع از نفس به عنوان وديعه اي كه خداوند به بشر عطا فر موده روشن است. در اين مورد هر عملي كه تجاوز بر نفس باشد حتي اگر از سوي مامورين دولتي باشد،هر گونه مقا ومت براي دفاع جايز خواهد بود.

2.دفاع از عرض و ناموس :در قرآن كريم هم به عفت و پاكدامني تاكيد شده است.

قانون مجازات اين دو را كنار هم و به يك معني به كار برده است كه با توجه به مفاهيم عرفي مقصود از عرض آبرو و شرافت است و منظور از ناموس زنان خانواده هستند.

 

.دفاع از مال :اين مورد موجب اختلاف نظر بين دانشمندان و نويسندگان حقوقي

است . برخي از آنان موافق مشروعيت دفاع اند و گروهي مخالف .آنها مي گويند خسارت بر مال با خسارت بر نفس قابل مقايسه نيست و طبق قانون دفاع و حمله بايد متناسب با هم باشند..

4.دفاع از آزادي تن:هيچ كس حق ندارد آزادي كسي را محدود كند .قانون مجازات براي مرتكبان سلب آزادي مجازات سنگيني تعيين كرده است.

طبق ماده ي 570(( هر يك از مقامات و مامورين دولتي كه بر خلاف قانون آزادي كسي را سلب كند يا آنان را را از حقوق مقرر خود در قانون محروم كند.علاوه بر انفصال از خدمت به محرو ميت از مشاغل دولتي براي 3 تا5 سال و حبس از 6ماه تا 3سال محكوم خواهد شد)). طبق ماده ي 629 قانون تعزيرات ((دفاع در مقابل كسي كه در صدد سرقت و ربودن انسان يا مال اوست مشروع است))

 

دفاع از ديگري

دفاع از ديگري علاوه بر ر عايت شرايط عمومي داراي شرايط اختصاصي نيز است طبق تبصره ي 1ماده ي61 ق.م.ا.2 شرط دارد 1. ناتوان باشد 2. نياز به كمك داشته باشد در اين صورت ميتوان از عرض وناموس و نفس ديگري دفاع كرد . دفاع از مال غير ، بنا بر ماده ي 625 (تعزيرات)شرایط دیگری دارد. 1. حفاظت آن مال بر عهده ي او باشد 2. صاحب مال استمداد كمك كند.

ارتكاب قتل در مقام دفاع

براي ارتكاب قتل در قانون چند مورد پيش بيني شده است.

1.دفاع از نفس يا ضرب و جرح شديد و دفاع از ناموس و اقارب خود

2.دفاع در برابر كسي كه در صدد هتك عرض ونا موس ديگري است .در صورتي كه با اكراه از طرف كسي كه به او حمله شده همراه باشد.

3.دفاع در برابر كسي كه در صدد ربودن انسان است.

4.به موجب ماده ي 630 (تعزيرات)ارتكاب قتل بوسيله ی شوهر در صورت مشاهده ی همسر خود در حال زناكه در اين صورت قتل مشروع تلقي ميشود.و با توجه به شرط سوم در ماده ی 43ق.م.ا.که خطر نباید ناشی از تحریک خود شخص باشد دفاع زن و مرد بیگانه در برابر حمله ی شوهر زن ،مشروع تلقی نمی شود.

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 07 فروردین 1393 ساعت: 7:55 منتشر شده است
برچسب ها : ,,
نظرات(0)

انواع اردو و مدیریت اردوگاه ها

بازديد: 1105

تعریف اردو

«اردو» مسافرتی است دسته جمعی با هدفی معیّن و مشخص همچون: کسب دانایی، توانایی، سازگاری اجتماعی و تفریح.

اردو، یعنی سازگاری فعالانه در یک زندگی دسته جمعی و اردوگاه به مکانی گفته می شود که، جمعی از افراد برای مدت محدود مطابق شرایط زمان و مکان، در آن به سر می برند.

«اردو» واژه ای است عربی و به معنای «لشگرگاه» به کار می رود. فرهنگ عمید واژه «اردو» را چنین معنا کرده است: «اردو» محل تجمع افراد برای تمرین و تفریح است، همچنین به محلی که ورزشکاران یا پیشاهنگان گرد هم آیند نیز اطلاق می شود.

در اصطلاح: «اردو» فعالیتی سازمان یافته، نظام مند و هدفمند است که به صورت گروهی با برنامه های معین، تحت نظارت و هدف مربی در محیطی خارج از محدودۀ فعالیت های روزمره برگزاری می گردد. گرایش غالب اردو آموزشی و پرورشی است. البته در فضایی کاملاً متنوع، مساعد، بانشاط و با هدف تربیت و سازندگی.

 

 

پناهنده کیست؟                        

 

 در شکل بندی و هدفمندی مهاجرتها ، قوانین و مناسبات ِحقوق بین المللی، تعریف و مشخصه ای به پناهنده داده است که فرق بارزی با مهاجر اقتصادی «مهاجر کارگر» دارد. در کنوانسیون اپریل سال 1951 منعقده ژینوا، به پناهنده چنین تعریفی داده میشود: « پناهنده ویا متقاضی پناهنده گی[11] به کسی اطلاق میشود که در کشور بومی اش نسبت فعالیت های عقیدتی، (ایدیالوژیک «سیاسی»)، جنس، نژاد، زبان، ملیت و قوم مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته باشد و یا عملا در خطر شکنجه[12] (روحی و فزیکی )، زندان و مرگ قرار گرفته باشد. فرق بارزیکه میان این دو گروپ اجتماعی موجود است در طرز تفکر، انتخاب محل زیست و نحوه برخورد آنها در اجتماع جدید میباشد. در واقع وجه مشترک میان ایندو گروه همان جلاوطنی و غربت است که به دیدگاه های مختلف از جانب هردو به آ ن نگریسته میشود؛ اولی آنرا خود پزیرفته وبه بهبود وضیعت اقتصادی اش میپردازد در حالیکه دومی خودش را قربانی میپندارد وهر چند که در فضای مطمئن و آرامی به سرمی برد، اما این حالت را تأمیل شده بالای خود مینگرد، زیرا اگر اشکالاتی راکه بدآن در بالا اشاره کردیم وجود نمیداشت، پناهنده هیجگاهی ترک وطن نمی نمود، بهره مند ازشرایط حقوق مدنی کشور اصلی اش میبود و تغیر مکان نمیداد.

پناهنده كيست؟

اولين تعريفي كه از واژه پناهنده در اسناد بين المللي آمده است مربوط به كنوانسيون وضعيت پناهندگان در سال 1951 مي باشد. اين كنوانسيون پناهنده را چنين تعريف مي كند:

«پناهنده كسي است كه به دلايل نژاد، مذهب، مليت يا عضويت در يك گروه خاص اجتماعي يا عقيده سياسي، ترس موجهي از آزار دارد و در خارج از كشور اصلي خود به سر مي برد و به علت ترس از آزار قادر يا مايل به برخورداري از حمايت آن كشور يا بازگشت به آن نيست».[6]

بعدها در سال 1969 كنوانسيون منطقه اي سازمان وحدت آفريقا در مورد برخي جنبه هاي خاص مسائل پناهندگان در آفريقا به منظور عيني تر نمودن بعضي از ملاحظات تعريف زير را به تعريف كنوانسيون 1951 افزود:

«هر شخصي كه به دليل تجاوز خارجي، اشغال، تسلط بيگانگان يا هر واقعه اي كه به طور جدي نظم عمومي تمام يا بخشي از كشور اصلي يا متبوع خود، وادار به ترك كشور اصلي براي يافتن پناهگاهي در كشور ديگري غير از كشور اصلي يا متبوع خود گردد.»[7]

در سال 1984 يك گروه از نمايندگان دولتي، دانشگاهيان و وكلاي برجسته و تراز اول از آمريكاي لاتين در شهر كارتاهناي كلمبيا تشكيل جلسه دادند و آنچه را كه اكنون بيانيه كارتاهنا ناميده مي شود تصويب نمودند كهعلاوه بر ساير مسائل، مواد عيني تري رانيز علاوه بر تعاريف كنوانسيون 1951 دربر مي گرفت. اين بيانيه موارد زير را نيز مشمول كنوانسيون 1951 دانست:

افرادي كه زندگي، امنيت يا آزادي آنها با خشونت شايع و گسترده، تعرض خارجي، درگيري هاي داخلي، نقض گسترده حقوق بشر يا ساير مواردي كه در نظم عمومي به طور جدي اخلال ايجاد مي كنند مورد تهديد قرار گرفته است.[8]

انواع اردوگاه‌ها

اردوگاه‌ها به دو دسته تقسيم مى‌شوند:

 

- اردوگاه‌هاى کوتاه‌مدت از قبيل اردوگاه‌هاى پيشاهنگي، نظامي، تابستانى و اردوگاه‌هاى اضطرارى مانند اردوگاه‌هائى که در مواقع بروز حوادث ناگوار نظير جنگ، سيل، زلزله و ... احداث مى‌گردد.

 

- اردوگاه‌هاى درازمدت مانند اردوگاه‌هاى کار و سازندگي.

 

رعايت اصول بهداشتى و ايمنى به‌منظور حفظ و تأمين سلامت افراد مستقر در اردو، امرى لازم و ضرورى است و هر گونه کوتاهى در اين زمينه، مى‌تواند مشکلات فراوانى فراهم نمايد. بديهى است چنانچه در اردوگاه‌هاى احداثي، تسهيلاتى به‌منظور تأمين آب‌آشاميدنى سالم، دفع صحيح فاضلاب و زباله و مبارزه با حشرات و جوندگان تدارک ديده نشود، محيط به‌زودى آلوده گرديده و زمينه براى بروز انواع بيمارى‌هاى واگير فراهم خواهد شد. از اين‌رو اردوگاهى از نظر بهداشتى مناسب است که بتواند نيازمندى‌هاى جسمى و روحى افراد را تا حد امکان تأمين نموده، از بروز سوانح و حوادث جلوگيرى و از انتقال بيمارى‌هاى واگيردار پيشگيرى کند.

  تعريف اردو

اردو معنى و مفهوم وسيعى دارد، در واقع، محل تجمع افراد براى تمرين و تفريح است. اردوگاه به مکانى گفته مى‌شود که اجتماعى از افراد براى مدت محدود يا دائم، مطابق با شرايط زمان و مکان در آنجا، به‌سر مى‌برند. در نظام فرهنگي، اردو تجمع افراد در مکانى جهت کسب دانائي، توانائى و سازگارى اجتماعى است.

چادر (سرپناه)

چادر، یا خیمه، سرپناهی است که معمولاً از پارچه یا دیگر بافته‌ها بر تیرها یا میله‌هایی برپا می‌شود. منشا آن احتمالا از اقوام قبایل و عشایرکوچ‌رو بوده است اما امروز بیشتر گردشگران طبیعت و نیروهای امدادی یا نظامی آن را به کار می‌برند.

مديريت اردوگاههاي آوارگان

تامين شرايط محيط و برنامه ريزي براي اردوگاه ها ، احتياجات اوليه و اساسي كساني است كه در معرض بلايا قرار ميگيرند.  در اين ميان ، سر پناه ، همچون آب ، بهداشت ، تغذيه و مراقبت هاي رواني ، نقش تعيين كننده اي در  حفظ و نجات زندگي انسان ها  در مراحل اوليه وقوع سانحه ايفا مي نمايد . وجود سر پناه به منظور مقاومت در برابر بيماري ها و حفاظت از خطرات طبيعي و غير طبيعي ، امري ضروري بوده و جهت حفظ شأن انسان ، در چارچوب  نظام خانوادگي و اجتماعي در شرايط دشوار  از اهميت بالايي بر خوردار است . در حقيقت هدف از ايجاد سر پناه ، انتخاب مناسب مكان و برنامه ريزي جهت تامين نياز هاي اوليه فردي ، خانوادگي و اجتماعي براي بوجود آوردن يك فضاي سالم ، امن و نسبتا راحت براي زندگي است . بديهي است هماهنگي و مديريت افراد آوارگان كمك مؤثري در تحقق اين امر بوده و با انجام طراحي و متناسب اثرات منفي آنان بر جامعه ميزبان به حداقل كاهش مي يابد

مديريت اردوگاه اسکان اضطراری

مديريت اردوگاه با برنامه‌هاي راهبردي مديريت بحران كشور، ارائه اطلاعات مفيد به منظور تقويت برنامه‌هاي آموزشي وجود در زمينه اردوگاه‌ها، راهنمايي‌هاي لازم در جهت ارائه خدمات موثر و كافي در اردوگاه. در اين راستا ديدگاههاي گوناگوني براي مديريت اردوگاهها پيشنهاد مي‌شوند كه با توجه به شرايط و موقعيت آوارگان مي‌توان تركيبي از آنها را بكار گرفت.

 

ديدگاههاي مرسوم مديريتي

 

·        ديدگاه انساني و اجتماعي: بازماندگان و آوارگان عموما در شرايط ناهنجاري از نظر روحي و رواني قرار دارند و نيازمند مراقبت ويژه مي‌باشند. مديريت اردوگاه با ارائه خدمات نقش تعيين كننده‌اي بر عهده دارد. تامين كمك و خدمات مورد نياز افراد سانحه ديده، خصوصا مراقبت ويژه از گروههاي آسيب پذير در ساعات اوليه پس از بحران، مي‌تواند تلفات انساني و آسيب‌هاي اجتماعي را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد.

·        ديدگاه اقتصادي و خدماتي: مديريت اردوگاه با نظارت دقيق بر نحوه كمك رساني و خدمات رساني مورد نيار مي‌تواند از اتلاف مواد اوليه و تجهيزات و ساير امكانات به ميزان قابل توجهي جلوگيري نمايد.

·       ديدگاه فني: مديريت با شناخت كامل كليه خدمات مورد نيار منطقه بحران زده و پناهندگان و آورگان و با توجه به مكان گزيني اردوگاه مي‌بايست در خصوص مديريت گروه هاي تداركات، امداد و نجات، خدمات پزشكي، خدمات بهداشتي و مدد كاري، تاسيسات امنيتي و حفاظتي، اسكان، مخابرات و ترابري اقدام لازم را بنمايد. بديهي است مكان‌يابي و استقرار هر يك از گروهها و تجهيزات مربوطه، چگونگي خدمات‌رساني و ارتباط بين گروه‌ها، چگونگي درخواست آسيب ديدگان از گروه‌ها و نظارت بر كارگروه ها و غيره همه نيازمند يك برنامه مديريتي ويژه مي باشد.

لازم به ذكر است كه در مديريت اردوگاه‌ها همكاري و مشاوره ميان وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي مسئول دولتي و غير دولتي، امري ضروريست كه در قالب تشكيل كميته‌هاي نظارتي  صورت مي‌گيرد. در اين ميان، مديريت اردوگاه بايد فردي مدبر و مجرب بوده و آموزش‌هاي ضروري را گذرانده و با اصول شرايط بحران و مديريت اضطرار آشنا باشد.

مسئوليت های عمومی اردوگاه

مدیریت اردوگاه می بایست به موضوعات ذیل توجه نماید:

·       توافقات : مدیر ملزم است که از کلیه توافقات به عمل آمده آگاهی داشته باشد.

·       تفاهم نامه : مدیر می بایست از امضای تفاهم نامه همکاری میان کمیساریا و نهاد مدیریتی اردوگاه (اداره اتباع) اطمینان یابد.

·       اطلاعات مرتبط: کلیه اطلاعات مرتبط درباره پناهندگان و اردوگاه باید در اختیار مدیر قرار داده شده باشد.

 

·       ظرفیت : مدیر اردوگاه می بایست دارای ظرفیت فکری و روانی و تجربه کافی در مواجه و تعامل با ساکنین اردوگاه باشد.

 

·       منابع در دسترس : وجود بودجه، پشتیبانی کافی و کارمندان مطلع برای مدیریت اردوگاه الزامی بوده و کمک های خیرین در این ارتباط کارساز است.

 

·       مهارت های مدیریتی : ظرفیت خوب مدیریتی، توان مذاکره با پناهندگان و نمایندگان کمیساریا و پایش سیستم توزیع کمک ها و تبیین روال اداری مناسب از جمله خصوصیات مدیر است.

 

·       آگاهی از ارزش های فرهنگی اجتماعی و آداب و رسوم پناهندگان و آوارگان : شناخت چگونگی زندگی و آداب و رسوم ساکنین اردوگاه به مدیر در ایجاد هماهنگی و حفاظت بهتر افراد خصوصا اقشار آسیب پذیر کمک می نماید.

 

·       تشویق مردم به مشارکت در امور اردوگاه : پشتیبانی  ومشارکت دادن آوارگان در امور جاریه اردوگاه امری مهم محسوب می شود.

 

·       پایش : نظارت و پایش و ارزیابی اقدامات صورت گرفته باعث جلوگیری از تکرار اشتباهات خواهد شد.

 

·       گزارش دهی : توان مدیر در ارائه گزارش های منظم دارای کلیه فعالیت های اردوگاه الزامیست.

 

·    تجربه حل اختلافات داخلی: وقوع مناقشات و درگیری در اردوگاه غالبا امری اجتناب ناپذیر است. یک مدیر مجرب  و باتجربه با بکارگیری مهارت های ویژه و استفاده از معتمدان و ریش سفیدان قدر خواهد بود که احتمال درگیری ها را از بین ببرد.

 

اگر چه ساختار مدیریتی از مکانی به مکان دیگر می توانند متفاوت باشد، لیکن تعدادی از مشاغل اصلی در گروه مدیریتی اردوگاه عبارتند از:

 

مدیر اردوگاه، معاون مدیر، نمایندگان نهادها (ملی و بین المللی)، نماینده کمیته منتخب پناهندگان، نماینده جوانان، نماینده جوانان، نماینده کسبه، کارشناس خدمات اجتماعی، حسابدار، منشی، کارپرداز و لجستیک، آمار و مراقب. باید توجه داشت که بخشی از این افراد از میان جامه پناهنده برگزیده می شوند.

 

 

 

الف) برپایی اردوگاه و تعمیر و نگهداری آن

 

·    ارزیابی آب : ارزیابی ویژه و فنی کیفیت آب سایت قبل از انتخاب آن الزامیست. آگاهی از کیفیت آب و میزان تغییرات آن در فصول مختلف از طریق پرسش از افراد محلی و نمایندگان جامعه میزبان امکان پذیر است.

 

·    ارزشیابی سایت : شناسایی خصوصیات زمین پیش از آغاز ساخت و سازها، کمک فراوانی به توسعه آتی زیر ساخت ها و  حل مسائل احتمالی در آینده خواهد نمود.

 

·         ملحوظ داشتن نیازهای خاص خانوار : مدیریت باید از برآورده شدن نیازهای فیزیکی محدوده خانه خانوار اطمینان    حاصل نماید.

 

·    ملحوظ شدن موارد تعمیر و نگهداری اردوگاه در بلند مدت : مواردی از قبیل راههای ارتباطی، زیر ساخت ها و زه کشی در بلند مدت نیازمند تعمیر و نگهداری اند. لذا بودجه مناسب باید تامین گردد.

 

·     ملاحظات ساختار جمعیتی : زیر ساخت های موجود باید جوابگوی نیازهای ساختار جمعیتی اردوگاه باشند. پناهندگان و آوارگان جمعیت همگون و یکدستی نیستند و غالبا در ضعیف ترین شرایط به اردوگاه وارد می شوند. افراد آسیب پذیر در الویت نخست اعطای سر پناه و دیگر ملزومات اساسی قرار گیرند.

 

·    ملزومات استفاده از منابع : مدیریت اردوگاه باید در نظر داشته باشد که چه نوع منابعی در اثر مرور زمان مورد بهره برداری قرار می گیرند و پیشاپیش روش های جایگزینی رامورد بررسی قرار دهد.

 

·    برنامه ریزی سامانه جلوگیری و کاهش اثرات آتش سوزی : مدیریت به منظور جلوگیری و یا کاهش خسارات احتمالی ناشی از آتش سوزی باید فضایی در حدود 300 متر مربع را بدون احداث ساختمان در نظر داشته باشد. همچنین فاصله میان ساختمان ها حداقل باید دو برابر ارتفاع هر بنا باشد. در مکان هایی که احتمال انفجار و آتش سوزی بیشتری وجود دارد این فاصله باید به سه تا چهار برابر ارتفاع ساختمان ها افزایش یابد.

 

·    منابع پایدار سوخت : سوخت لازم برای پخت و پز اعم از چوب، و یا گاز و ذغال باید از ابتدا مورد نظر قرار گیرند. کاشت درخت و تشویق استفاده از منابع طبیعی می توانند منابع سوخت را پایدار نموده و از اثرات نامطلوب زیست محیطی اردوگاه بر مجتمع های زیستی اطراف بکاهد.

 

·    استفاده از مصالح و منابع محلی : در اقلیم مناطق حاره استفاده از گیاهانی مانند بامبو که به سرعت رشد می نمایند به منظور ارتقای مصرف مصالح محلی باید تقویت گردد. در عین حال باید به خاطر داشت که شیوه های جایگزینی جنگل کاری به منظور جلوگیری از اتمام منابع محیط زیست باید به ساکنین اردوگاه آموزش داده شود.

 

·       باغچه کاری :  توسط خانوارک کلیه خانوارها می بایست برای کاشت سبزی و اقلام مورد نیازشان در باغچه های حیاط های منزل تشویق گردند.

 

·    استانداردهای سرپناه : باید از وجود استانداردهای اولیه زندگی خصوصا برای تازه واردین به اردوگاه از نقطه نظر پتو، و غیره اطمینان حاصل نمود.

 

·       پوشش ساختمان : مصالح و نوع سقف پوششی ساختمان باید به گونه ای باشد که در تمام طول سال قابل استفاده ساکنین آن قرار گیرد.

 

·    حفاظت در برابر باد : کلیه سرپناه ها اعم از سقف دیوارها، درب ها و پنجره ها باید در برابر باد و باران محافظت شوند. این امر از شیوع بیماری بواسطه نفوذ سرما و گرما به خانه جلوگیری می نماید.

 

·    ساخت سرپناه برای اقشار آسیب پذیر: مشارکت مردم می بایست تشویق شده و مردم در گروههای مختلف برای ساخت سرپناهشان بسیج شوند.

·    برنامه ریزی برای طراحی فیزیکی اردوگاه : به منظور ایجاد ایمنی با گروههای گوناگون اردوگاه باید تشریک مساعی شود. بدیهی است اقشار گوناگون دارای علائق و نیازهای متفاوتی هستند. کلیه آحاد زنان، مردان و کودکان می بایست در برنامه ریزی طراحی فیزیکی اردوگاه مشارکت نمایند.

·    وجوه ایمنی در جانمایی تسهیلات : در جانمایی تسهیلاتی از قبیل شیر آب، توالت و حمام خصوصا برای استفاده زنان و دختران باید دقت فراوان مبذول داشت. وجوه ایمنی دسترسی، روشنایی کافی خصوصا در شب و وجود محرمیت از جمله نکات مهم اند. همچنین در جانمایی مدارس و زمین های بازی کودکان نیز تمهیدات ایمنی باید رعایت گردد.

·       سرپناه مجزا برای زنان تنهای سرپرست خانوار: برای زنان سرپرست خانوار که شوهران خود را از دست داده اند سرپناه هایی را باید در نظر گرفت که حداقل آسیب پذیری را داشته باشند.

·       سرپناه مجزا برای کودکان بی سرپرست: برای پسران و دختران، که والدین خود را از دست داده اند، به طور جداگانه، باید سرپناه هایی در نقاط امن مهیا نمود.

·       تراکم جمعیت سرپناه: از تراکم نفرات در سرپناه باید اجتناب نموده و باید تعداد سرپناه ها را افزایش داد.

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 07 فروردین 1393 ساعت: 7:54 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,
نظرات(0)

علل وقوع جنگ ایران و عراق

بازديد: 485

علل وقوع جنگ ایران و عراق

جنگ ایران و عراق یکی از ویران­گرترین منازعاتِ پس از جنگ جهانی دوم به شمار می­آید. این جنگ استلزامات چشمگیری بر ثبات منطقه، منازعه اعراب اسرائیل، شاهراه نفتی غرب، و بر دیگر منافع ابرقدرت­ها[3] در بردارد. این جنگ همچنین به مثابه یک الگوی منازعه در عصر افول قدرت ابرقدرت­ها، ظهور قدرت­های منطقه­ای و تحولات انقلابی، از اهمیت نظری چشمگیری نیز برخوردار می­باشد. با این وجود شگفت آور است که علیرغم اهمیت جنگ ایران و عراق، در ایالات متحده توجه چندانی به این جنگ نشده است؛ و در حالی که رسانه­های این کشور گزارشی مستمر از جریان جنگ مذکور ارائه می­دهند ولی تلاش چندانی برای عرضه تفاسیر تحلیلی از این جنگ به عمل نیامده و علی الخصوص به مساله علل جنگ توجه اندکی شده است. پرداختن به علل این جنگ، نه تنها برای فهم چگونگی حل و فصل آن، بلکه همچنین برای پیش­بینی اینکه جنگ­های مشابه در آینده چگونه ممکن است رخ دهند و چگونه می­توان از وقوع آنها اجتناب نمود، مساله­ای حیاتی می­باشد.

 مطالعه حاضر در مورد جنگ ایران و عراق می­کوشد تا از وقایع­نگاری ساده رویدادها فراتر رفته و شمار نسبتا اندکی از عوامل علّی اساسی را شناسایی نماید. تحلیل این متغیرها و روابط متقابل­شان ما را به شناخت این جنگ در زمینه نظری­اش قادر می­سازد. این امر همچنین تبیین بهتری از علل این جنگ خاص و نیز درراستای افزایش فهم عمومی نظری­مان از علل جنگ، ابزاری را برای استفاده از این موردپژوهی در اختیارمان قرار می دهد.

 

چشم­انداز تاریخی

از دهه 1960 به بعد منازعه­ای جدی بین ایران و عراق وجود داشت. این منازعه، پشتیبانی از جنبش­های برانداز و کشمکش­های منطقه­ای را نیز دربرمی­گرفت که این کشمکش­ها بر حق استفاده از شط­العرب [اروندرود]یک آبراهه­ی حمل و نقل حیاتی و منشاء ستیزه از دوره امپراتوری عثمانی- معطوف بود. ایران در دوره شاه به واسطه حمایت دیپلماتیک و پشتیبانی نظامی ایالات متحده، قدرت برتر و بلامنازع در منطقه خلیج فارس بود. شاه تلاش داشت تا نفوذ ایران را در سرتاسر منطقه گسترش داده و به مناطق مورد ادعای رژیم­های خلیج فارس دست­اندازی­هایی نماید. ایران در سال 1969 معاهده سال 1937 که کنترل تقریبا کامل بر شط­العرب را به عراق اعطا می­نمود را باطل اعلام نمود، و دو سال بعد، سه جزیره کوچک در نزدیکی تنگه هرمز (ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک) را به تصرف درآورد. عراق در سال 1975 در الجزایر به ازاء خاتمه پشتیبانی شاه از شورشیان کرد عراقی که بغداد را با یک شورش طولانی­مدت و پرهزینه گرفتار کرده بودند، با تعیین سرنوشت خط مرزی شط، با اصل تالوِگ موافقت نموده و نیمی از این آبراهه را به ایران واگذار کرد.

 حکومت­های سلطنتی محافظه­کار عربی، از ژاندارمی غالبا توسعه­طلبانه شاه در خلیج فارس خشمگین بودند؛ با این حال در برابر عدم مداخله شاه در رژیم­هایشان، در مقابل اقدامات ایران سکوت اختیار می­کردند. این سران عرب بالاجماع از شاه در برابر مخالفت­های داخلی فزاینده به­ویژه از جانب گروههای مذهبی، حمایت نمودند. در پاییز 1978 عراق بنا به درخواست شاه، آیت­الله خمینی را پس از 13 سال تبعید در شهر مقدس نجف، از این کشور اخراج نمود.

پس از سقوط شاه، سران کشورهای عربی از انقلاب ایران در هراس به سر می­بردند. به دنبال نخست­وزیری مهدی بازرگان میانه­رو، نظام جدید ایران به واسطه تاکید بر برادری اسلامی، عدم مداخله در امور داخلی، احترام متقابل به یکپارچگی ارضی، عدم شناسایی اسرائیل، و تمایل به رها کردن نقش ژاندارمی در خلیج فارس، تا حدودی توانست از هراس اعراب بکاهد. با این وجود، ادعاهای ارضی روحانیون ایرانی در مورد بحرین و جزایر تصرف­شده در 1971، به بدگمانی اعراب راجع به اغراض عناصر بنیادگراتر نظام جدید، دامن می­زد. در بهار 1979 و به دنبال خیزش جنبش­های قومی در ایران و عراق و ادعای حمایت دو کشور از این جنبش­ها، روابط فیمابین رو به وخامت نهاد. پشتیبانی ایران از شیعیان عراقی علیه رژیم بعثیِ تحت سلطه سنّی­ها، موجب شد تا بغداد فعالیت­های شیعی در شهرهای مقدس را سرکوب نماید. صدام حسین علنا به اتهام­زنی علیه بنیادگرایان ایرانی پرداخت و دستور غارت آخرین اقامتگاه [امام] خمینی، اخراج نمایندگان ایشان، و دستگیری [آیت­الله سید] محمدباقر صدر برجسته­ترین روحانی مخالف خود را صادر کرد.

با وجود اقدامات صادقانه دولت­های بازرگان و بغداد برای حل و فصل امور در تابستان 1979، در پاییز آن سال ناآرامی شیعی در سرتاسر بخش شمالی خلیج­فارس موجب شد تا بغداد مدعیات خود درباره تحریک شیعیان عرب توسط تهران را از سر بگیرد. صدام حسین، تهدیدات زیرکانه­ای را علیه نظام [امام] خمینی انجام داده و همچنین خواستار خاتمه سلطه ایران بر جزایر خلیج فارس و مدارا در برابر اقلیت های قومی ایران شد. با این وجود به دنبال حملات مکرر پاسداران انقلابی به کنسول­گری­های عراق و سفارتخانه آن در تهران، گفتگوهای رسمی بین دو کشور به زودی خاتمه یافت. جایگزینی شورای انقلابِ تحت سلطه­ی روحانیون به جای دولت بازرگان در ماه نوامبر، کنترل حزب جمهوری اسلامی بر ایران را تسهیل نمود. ابوالحسن بنی­صدر، رئیس جمهور جدید و صادق قطب­زاده وزیرخارجه، هر چه بیشتر به روحانیون مسلط حزب جمهوری اسلامی وابسته شدند. تهران، با آماج قرار دادن شیعیان دولت­های عربی خلیج فارس سخن­پراکنی­های رادیویی خود را تشدید کرده و رژیم­های «فاسد» و «صهیونیستی» آنها را تقبیح نموده و خواستار سرنگونی و جایگزینی­شان با جمهوری­های اسلامی بنیادگرا شد. تظاهرات مردمی در جوامع شیعی و خشونت­های سیاسی مکرر، این روند را تکمیل ساخت. این خشونت­ها، بمب­گذاری و سوء قصد علیه مقامات عراقی به­ویژه تلاش برای ترور طارق عزیز معاون نخست وزیر عراق در آوریل 1980 را نیز شامل می­شود. این اقدامات عمدتا از سوی [حزب] الدعوه انجام می­گرفت که یک گروه معارض شیعی مورد حمایت ایران بود. عراق نیز با حملات تبلیغاتیِ معطوف بر اعراب ایرانی، واکنش نشان داد و از طریق تبعیدهای دسته­جمعی، بازداشت­ها و اعدام­های مستمر از جمله اعدام آیت­الله محمدباقر صدر، فعالیت­های شیعیان خود را سرکوب ساخت. ایران نیز عراق را به اشغال سفارتخانه ایران در لندن و همچنین سوء قصد به قطب­زاده نخست وزیر ایران متهم نمود.

در تابستان 1980 خشونت­های مرزی بروز کرد و چرخه مخاصمه نیز بالا گرفت. پس از یک حمله به دو روستای عراقی در اوایل سپتامبر، بغداد خواستار این شد تا ایران حقوق عراق و ادعاهای ارضی آن را به رسمیت بشناسد. خواسته­های عراق، عقب­نشینی ایران از یک منطقه موردمنازعه در استان کرمانشاه، مذاکره مجدد درباره موافقتنامه 1975، و پایان دادن به ناآرامی­های موردِ حمایت ایران و خشونت­های مرزی را دربرمی­گرفت. صدام حسین در 17 سپتامبر، اعلام کرد که ایران موافقنامه 1975 الجزایر را نقض کرده و عراق نیز این معاهده را بی­اعتبار می­داند؛ ولی ایران بلافاصله این تحرکات را محکوم کرد. در روز 22 سپتامبر، عراق حملات هوایی خود علیه پایگاههای هوایی ایران از جمله پایگاه هوایی تهران را آغاز کرد و تهاجم زمینی گسترده­ای را به استان نفت­خیز خوزستان انجام داد.

عراق مدعی بود که به واسطه حمله نظامی، به دنبال فراهم­سازی شرایط خاتمه مخاصمات است: شناسایی حقوق و حاکمیت ارضی عراق، موافقت با حُسن همجواری با دولت­های خلیج فارس، عدم مداخله در امور داخلی، و پایان دادن به کلیه اقدامات تجاوزکارانه1. عراق مدعی کل شط­العرب بود ولی هیچگونه ادعای ارضی در مورد جزایر خلیج فارس انجام نداد. تا ماه اکتبر و با حرکت رو به جلوی نیروهای عراقی، صدام حسین ادعا کرد که از نظر نظامی «ما به هدف خود دست یافته­ایم» و خواستار آتش­بس و شروع مذاکرات شد. با این وجود ایران هرگونه مذاکره قبل از عقب­نشینی کامل عراق را رد کرد. با تداوم جنگ در نیمه نخست سال 1981 دو طرف به نوعی وقفه واقعی در جنگ رسیدند و در پاییز همان سال ضدحملات ایران، عراق را وادار به عقب­نشینی نمود. تا ماه مارس 1982 ایران امتیازات آشکاری به دست آورد، و در ماه ژوئن عراق به مرزهای خود عقب­نشینی کرد و ایران نیز در ماه جولای جنگ را به مرزهای جنوبی عراق کشاند.

 

چارچوب نظری

پس از تشریح مختصر رویدادهای جنگ، هم­اینک درصددیم تا  با استفاده از پیچیدگی این تسلسل تاریخی، شمار اندکی از متغیرهایی را شناسایی نماییم که می­توانند وقوع این جنگ را تبیین کنند. انگاره­های کلیدی که این تفسیر حول آنها می­چرخد عبارتند از جستجوی قدرت و پرستیژ، یک ایدئولوژی انقلابی توسعه­گرا و تاثیر آن بر ثبات سیاسی داخلی، خلاء قدرتِ ناشی شده از تلاطم سیاسی داخلی، چشمداشت پشتیبانی قدرت ثالث، و سوء برداشت­ها. متغیرهای ثانوی که ارتباط نزدیکی با عوامل فوق داشته و آنها را تقویت می­کنند عبارتند از تحقیر و دغدغه توازن منطقه­ای قوا. متغیرهای فوق جزو مهم­ترین علل جنگ در طی قرون متمادی بوده­ و در ادبیات نظری منازعه بین­المللی نیز بطور گسترده­ای مورد توجه قرار گرفته­اند. قبل از اینکه عوامل فوق بر این مورد خاص مورد کاربست قرار گیرند لازم است تا پیوندهای نظری که به واسطه آنها این عوامل به جنگ منتهی می­شوند نیز به طور مختصری مورد امعان نظر قرار گیرند2.

از زمان توسیدید[4]، قدرت انگاره محوری در نظریه­های سیاست بین­المللی واقع­گرای غربی بوده است؛ از سوی دیگر نظریه­های توازن قوا و نظریات دیگر نیز سائقه برتری طلبی­های منطقه­ای یا قاره­ای را به عنوان یکی از علل اصلی جنگ قلمداد نموده­اند3. پرستیژ نیز پیوند نزدیکی با قدرت دارد، و دولتمردان، آن را غیر قابل تفکیک از اعتبار، اراده، و آوازه­ی قدرت می دانند4. استدلال می­شود که پرستیژ و نه قدرت، ارز روزمره روابط بین­الملل می­باشد5. همچنین فرض بر این است دولت­هایی که بین قدرت نظامی واقعی و پرستیژ خود نوعی ناهمخوانی ملاحظه می­کنند، بیشتر احتمال دارد تا به جنگ مبادرت بورزند، زیرا درصدند تا مزیت­های اقتصادی و سیاسی جایگاه مفروض خود را به سطح تعریف­شده توسط قدرت نظامی­شان ارتقا دهند6. دولت­ها به­ویژه زمانی که به این باور برسند که اخیرا متحمل تحقیر از جانب دشمنان خود شده­اند، بیشتر به دغدغه پرستیژ گرفتار می­آیند7. از آنجایی که غرور و پرستیژ ملی، تاثیر چشمگیری بر سیاست داخلی رژیم و پرستیژ فردی اصحاب قدرت می­گذارد، دولتمردان نیز نه فقط به عنوان اهداف فی­نفسه بلکه همچنین برای افزایش حمایت سیاسی در داخل، اغلب پیروزی­های دیپلماتیک و نظامی در خارجی را جستجو می­نمایند8.

دولت­ها نه فقط برای جاه­طلبی­های افزایش قدرت و پرستیژ بلکه همچنین درراستای برون­رفت از هراس­های ناشی از تهدیدات بیرونی، به جنگ روی می­آورند. این هراس­ها می­تواند تهدیدات نظامی بر یکپارچگی ارضی یا موقعیت قدرت یک کشور و یا تهدیدات سیاسی بر ثبات داخلی آن کشور را دربربگیرد. تهدیدات سیاسی ممکن است به گونه­های مختلفی ایجاد شود: یک ایدئولوژی سیاسی توسعه­طلب که درصدداست تا ارزش­های خود را بر جوامع دیگر تحمیل نماید؛ پشتیبانی خارجی از اقلیت­های قومی؛ گروههای قومی دیگر که در مرزهای سرزمینی یک کشور مجاورت دارند؛ یا اقدامات مستقیم بیرونی برای بی­ثبات ساختن یک رژیم دیگر. یک شکست نظامی می­تواند موجب تغییر رژیم یا حتی وقوع انقلاب شود، در حالی که بی­ثباتی سیاسی داخلی ممکن است توان نظامی دولت را شدیدا تضعیف کرده و از این رهگذر توازن قوای منطقه­ای یا قاره­ای را تغییر دهد. کشوری که در پی صدور یک ایدئولوژی انقلابی به خارجی است از طریق تهدید فوری بر حیات رژیم­های دیگر و نیز به واسطه صف­بندی­های دیپلماتیک جدید و تاثیرات­شان بر توازن قوا، می­تواند موجبات هراس دیگران را فراهم بیاورد9. در چارچوب این منافع ملی قدرت، پرستیژ، و ثبات سیاسی داخلی و منافع سیاسی فردی، فرصت­های خاصی پدید می­آید که احتمال وقوع جنگ را افزایش می­دهد. افزایش ناگهانی تفاوت قدرت بین دولت­ها که ممکن است از یک شکست نظامی یا ضعف داخلیِ ناشی از بی­ثباتی سیاسی یا افول اقتصادی، حاصل آید در این میان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است10.

انتظار پشتیبانی دیپلماتیک، اقتصادی یا نظامی از دولت­های دیگر یا انتظار بیطرفی دیگران، یکی دیگر از شرایط اساسی جنگ به شمار می­آید. در صورتی که منافع امنیتی مشترک یا پیوندهای ایدئولوژیک، دینی یا فرهنگی بین دولت­ها وجود داشته باشد این نوع رفتارها اهمیت خاصی پیدا می­کنند11.

سوء­برداشت و محاسبات اشتباه نیز در روند وقوع جنگ اهمیت زیادی دارند12. دولتمردان گرایش دارند تا برداشت نادرستی درباره نه فقط توازن قابلیت­های نظامی بلکه همچنین اراده دشمن برای ادامه جنگ داشته باشند. دولتمردان همچنین ممکن است درباره تاثیر جنگ بر یکپارچگی جمعیتی دشمن و نیز روحیه و کارآمدی نیروهای نظامی خودی نیز اشتباه محاسباتی انجام دهند. شاید بتوان گفت که اعتماد به نفس نظامی بیش از حد یکی از شرایط ضروری برای وقوع اغلب جنگ­هایی بوده است که در نهایت آغاز کننده آن بازنده­اش نیز بوده است. این چارچوب نظری و چشم­انداز تاریخی، شالوده­ای را برای تفسیر علل جنگ ایران و عراق و تحلیل استلزامات آن بر کاوش کلی نظری علل جنگ، فراهم می­سازد.

 

علل جنگ ایران و عراق

 

صدام حسین و جستجوی برتری

کسب جایگاه برتری برای عراق در خلیج فارس و جامعه عربی، برای سال­های متمادی یکی از اهداف عمده صدام حسین بود13. توان بالقوه عراق برای تبدیل شدن به قدرت برتر در منطقه و جانشینی مصر به عنوان کشور عربی پیشرو بر عوامل متعدد جمعیتی، اقتصادی و نظامی ابتنا داشت. جمعیت تقریبا 14 میلیونی عراق به جز مصر از هر کشور عربی صادر کننده نفت بیشتر بود و بخش اعظم جمیعت آن نیز عمدتا از افراد باسواد و طبقات متوسط تحصیل­کرده و فن­سالار تشکیل می­گردید. قبل از آغاز جنگ عراق با صادرات 3.5 میلیون بشکه نفت در روز، دومین تولید کننده عمده اوپک بود و سالانه 23 میلیارد دلار از این طریق درآمد داشت. اکتشافات نفتی در عراق تقریبا محدود بود ولی به نظر می­آمد که عراق پس از عربستان سعودی، دومین ذخایر عظیم نفت خام را در منطقه را در اختیار دارد. در نهایت اینکه، نیروهای نظامی عراق بیشتر از هر کشور عربی دیگر منطقه و تقریبا برابر با ایران بود.

از سوی دیگر صدام حسین از جایگاه سردمداری خود اطمینان خاطر داشت و کنترل شدیدی نیز بر ارتش اِعمال می­کرد. سیاست­های داخلی رژیم سوسیالیست بعث نیز به استحکام کنترل وی یاری می­رسانید. در حالیکه درآمدهای عراق به طور چشمگیری افزایش می­یافت نرخ تورم به 12 درصد محدود شده بود. برخلاف دیگر کشورهای عربی صادرکننده نفت در منطقه خط مشی­های توزیعی عراق از شکل­گیری طبقه فرادست ثروتمند ممانعت به عمل می­آورد. توسعه اقتصادی، خانه­سازی­های انبوه، نوسازی کشاورزی، و ایجاد صنایع پتروشیمی و فولاد را ممکن می­ساخت. صدام حسین همچنین درصدد بود تا به واسطه تاسیس یک نهاد پارلمانی یعنی مجلس ملی، جاذبه سیاسی خود را بیشتر نماید. این ملاحظات رویهمرفته وی و دیگران را متقاعد ساخت که قدرت عراق به نحو فوق­العاده­ای افزایش یافته است. «کلودیا رایت»[5] در سال 1979 از عراق به عنوان یک «قدرت جدید» در منطقه نام برد؛ و «ویلیام کوآندت»[6] در اوایل سال 1980 چنین ارزیابی نمود که «قطعا در دهه 1980 عراق قدرت مسلط منطقه خلیج [فارس] خواهد بود»14.

سیاست­های شخص صدام نیز آشکارا برای ارتقای جایگاه عراق در خاورمیانه طراحی شده بود. وی افزایش قدرت نظامی عراق از جمله تدوین یک برنامه هسته­ای را مهندسی نمود که عراق را به تنها دولت عربی مبدل می­ساخت که توان مقابله با توان اتمی اسرائیل را داشت. وی با برگزاری دو کنفرانس پان­عربیستی، اعراب را در برابر پیمان­های کمپ دیوید به صف کرد. نشست بغداد در نوامبر 1978 مانع از این شد که کشورهای میانه­روی عربی از صف مقاومت متحد عربی خارج شوند و همین امر پرستیژ دیپلماتیک عراق را بیشتر کرد. صدام حسین به واسطه مشارکت عراق در سازمان آزادیبخش فلسطین، جبهه آزادیبخش عرب، و حمله به کیبوتص میسگاوام[7] در شمال اسرائیل در آوریل 1980 تلاش داشت تا در منازعه اسرائیل فلسطینیان عرض اندام نماید. مهم­تر اینکه وی موضع رادیکال رژیم سوسیالیستی بعث در جهان عرب را تعدیل ساخته و لفاظی­های انقلابی خود علیه سلاطین عربی را متوقف نمود. این موضع جدید از یک پیشنهاد رهبری دیگر در فوریه 1980 هویدا بود چرا که صدام حسین در آن موقع، منشور ملی عربی را اعلام نمود. این منشور از کلیه اعراب می­خواست تا در حل منازعات خود از زور اجتناب کنند و همین امر به خودی خود تغییر چشمگیری در لفاظی­های انقلابی پیشین بغداد را نشان می­داد. دوری فزاینده عراق از اتحاد شوروی، فاصله­گیری از دوستان تروریست سابق خود، و پشتیبانی از کمک خارجی به ویژه به اردن، جایگاه پیشین بغداد به عنوان طردشده­ای از میان اعراب میانه­رو را بهبود بخشید. این میانه­روی به مسائل اقتصادی همانند میزان و بهای تولید نفت کشیده شد که عراق را هر چه بیشتر با اولویت­های عربستان سعودی همراه می­ساخت. صدام همچنین تلاش کرد تا به عنوان یک پل ایدئولوژیک میان اعراب میانه­رو و رادیکال عمل نموده و نقش رهبری را در بین غیرمتعهدها به دست بیاورد ولی در این امر ناموفق بود.

تحمیل قدرت عراق بر ایران، جزئی از دغدغه پرستیژ صدام حسین در میان اعراب، و مهم­ترین عامل در تبدیل شدن به قدرت نظامی برتر در خلیج فارس به شمار می­آمد. در واقع، لفاظی­های بغداد راجع به مسائل ارضی موافقتنامه الجزایر در ابتدا شماری از ناظران را بر آن داشت که اصلاح مفاد ارضی این توافقنامه را انگیزه اصلی عراق برای آغاز جنگ بدانند. چشم­پوشی اجباری از کنترل کامل بر آبراهه شط­العرب، تحقیر بزرگی بر پرستیژ رژیم بغداد محسوب می­شد15. این حس حقارت فراتر از عراق به میان دیگر کشورهای عربی نیز کشیده شد و نمادی از تسلیم شدن اعراب در برابر همسایه قوی­تر ایرانی­شان بود. افزون بر این، شکست­های پیاپی از اسرائیل بیشتر به این احساس حقارت دامن می­زد. تجلیل اعراب از موفقیت­های اولیه عراق به عنوان بزرگ­ترین پیروزی نظامی بر ایرانی­ها پس از نبرد قادسیه در سال 637 میلادی، اهمیت غرور عربی به مثابه یکی از نیروهای محرکِ این منازعه را نشان می­دهد.

گرچه پیروزی عراق از بازگشت هژمونی ایران به منطقه جلوگیری کرده و می­توانست عراق را به جایگاه برتر در این منطقه و جهان عرب برساند، ولی این مسائل نمی­تواند به تنهایی تصمیم صدام برای آغاز جنگ را توضیح دهند. در واقع موضع اولیه بغداد نسبت به دولت بازرگان، دوستانه بود. در واقع پس از اینکه نظام [امام] خمینی به سوی سیاست کلی صدور بنیادگرایی اسلامی خود به دیگر کشورهای منطقه و به ویژه حمایت از ناآرامی در میان شیعیان عراقی چرخش پیدا کرد، درخواست عراق برای حل و فصل اختلافات مرزی نیز آغاز شد. رژیم بغداد اعلام کرد که عدم پذیرش موافقتنامه 1975 الجزایر از سوی آن اساسا بر سرباززنی تهران از عدم مداخله در امور داخلی آن مبتنی بود و نه مسائل ارضی. علاوه بر این، برخلاف مساله عدم مداخله در امور داخلی، مطالبات ارضی عراق به عنوان شرایط پایان دادن به مخاصمات تشدید می­شدند. کشمکش­های ارضی از جمله در مورد شط­العرب، بیشتر بهانه جنگ بودند تا علت آن. از این رو برای درک کامل انگیزه­های صدام بایستی تهدید فرضی برای ثبات سیاسی داخلی عراق و رژیم­های میانه­روی منطقه از جانب ایران انقلابی را نیز مدنظر قرار دهیم.

 

تهدید انقلابی برای عراق و خلیج فارس

انقلاب ایران برای سران عربی کشورهای­ خلیج فارس یک زنگ خطر بود زیرا ماهیت مردمی و شیعی آن رژیم­های سُنّی­ را مورد تهدید قرار می­داد. از نظر سران عرب و به ویژه سلاطین محافظه­کار که رژیم­های خودکامه­شان از بسیاری جهان شبیه رژیم شاه بود، انقلاب ایران آسیب­پذیری بالقوه حاکمیت آنان در برابر بنیادگرایی اسلامی و نارضایتی اجتماعی را نشان می­داد. اسلام بنیادگرا در پیوند با شیعه­گرایی مبارزه­جویانه، تهدیدی برای رهبریت سنّی سلاطین و همچنین رژیم سکولار بعث در بغداد محسوب می­شد.

 وفاداری شیعیان در کشورهای عربی خلیج فارس نیز خود یک نگرانی به شمار می­آمد. شیعیان در عراق و بحرین، اکثریت و در قطر، ابوظبی، عمان، و عربستان سعودی (در استان شرقی) اقلیت قابل توجهی را تشکیل می­دهند16. شاید عراق بیشترین هراس را از انقلاب ایران داشت. اکثریت شیعه عراق، از مدتها قبل انزجار خود از جایگاه فرودست سیاسی و اقتصادی­اش درون نخبگان اکثرا سنّی را نشان داده و همچنین در گروههای ایدئولوژیک و فرقه­ای نسبتا شبیه با مخالفان شاه سازمان­دهی شده بود17. دهها هزار شیعه در دهه 1970 از عراق تبعید شدند. در مورد برداشت بغداد از انقلاب ایران و معنای آن برای شیعیان عراق تردید چندانی وجود نداشت. همانطور که «ای. اچ. اچ. عبیدی»[8] اذعان داشت «حکومت عراق علیرغم ژست سکولارش، جنبش ملی ضدشاهنشاهی در ایران را به مثابه یک خیزش شیعی که می­توانست تاثیر عظیمی در عراق داشته باشد، تفسیر می­کرد»18. در واقع، پیروزی انقلاب ایران، نوعی حمایت از جنبش­های معارض و فعالان حامی [امام] خمینی نه تنها در عراق بلکه در کویت، بحرین، و عربستان سعودی قلمداد می­شد. پس از شکل­گیری نظام [امام] خمینی، همدلی داخلی در ابتدا مانع از انتقاد علنی سران کشورهای مذکور از انقلاب ایران می­شد گرچه آنها در خفا هراس خود را پنهان نمی­ساختند 19. به دنبال درگرفتن جنگ، ترس از تصاعد آن و به ویژه هراس از حملات ایران به تاسیسات نفتی آسیب­پذیر نفتی خلیج فارس، مانع از ابراز حمایت آشکار اعراب میانه­رو از عراق می­شد. ملک حسین شاه اردن که عدم آسیب­پذیری­اش از تهدیدات نیروی هوایی ایران آزادی خاصی به وی می­داد، این جنگ را منازعه­ای بین رژیم تهران و تمامی کشورهای عربی خلیج فارس معرفی می­کرد که عراقی­ها در خط آن مقدم قرار داشتند20.

ماموریت توسعه­طلبانه نظام ایران انقلابی، هراس اعراب را بیشتر نیز می­کرد. هدف صدور انقلاب و تاسیس جمهوری­های اسلامی جدید، به ویژه در عراق به سرعت به منزله برنامه­های آشوب­سازی تعبیر گردید. سخن­پراکنی­های رادیویی از اهواز و تهران از پاییز 1979 آغاز شد و از بهار 1980 صدور انقلاب به خط مشی اعلانی حکومت ایران مبدل گردید. اقدامات تروریستی از جمله حمله به [طارق] عزیز معاون نخست وزیر عراق اساسا از فعالیت­های حزب الدعوه­ی مورد حمایت ایران بود؛ ترور و حمله به مراکز پلیس، دفاتر حزبی و یگان­های ارتش [عراق] جزو این فعالیت­ها به شمار می­آمدند. حمادی وزیر خارجه عراق در تلاش برای توجیه حمله عراق در شورای امنیت سازمان ملل در 5 اکتبر 1980، بر نقش حزب جمهوری اسلامی در دامن­زدن به آشوب­های شیعی به عنوان نگرانی عمده بغداد اصرار می­ورزید:

 

بازرگان از نخست وزیری استعفا داد و یزدی نیز همراه با وی از وزارت خارجه رفت، و این امر عرصه را برای [امام] خمینی و هواداران وی خالی کرد. در آن زمان، [امام] خمینی با تصمیم به صدور انقلاب به عراق و منطقه خلیج عربی [فارس] از اغراض واقعی انقلاب اسلامی­اش پرده برداشت. این تصمیم حتی از طریق براندازی، خرابکاری و تروریسم توسط به اصطلاح جندالامام سربازان امام، مبارزان حزب الدعوه- به مرحله ساقط کردن حکومت ما نیز کشیده شد. ما در سرتاسر کشور خود به ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی شاهد افزایش اقدامات خرابکارانه و تروریستی بودیم.

 

سخنان دکتر حمادی نشانگر انگیزه اولیه بغداد برای جنگ بود: خاتمه دادن به کمک­های ایران به شیعیان ناراضی عراقی. در حالیکه هر نوع چالش شیعی یا بنیادگرا نمی­توانست به سرعت باعث سقوط رژیم بعثی شود، ولی عراق در مورد تهدید بلندمدت اشتباه نمی­کرد. به ویژه پس از ناکامی اقدامات آشتی­جویانه در تابستان 1979 و سلطه حزب جمهوری اسلامی، هیچ دلیلی مبنی بر کاهش نهایی تهدید براندازی وجود نداشت. همانطور که «عدید دویشه»[9] اذعان دارد «گرچه این گروهها در حال حاضر تهدیدی برای صدام حسین نیستند، ولی بی­قراری فزاینده در میان جمعیت شیعی به دنبال انقلاب [امام] خمینی، مشکل طولانی مدت تهدید کننده­ای را ایجاد خواهد کرد»21.

زمان افزایش ناآرامی­ها در عراق که با اقدامات ایران برای تحریک عمومی توام بود، شواهد بیشتری را راجع به پیش­بینی عراقی­ها در مورد تهدید انقلابی از جانب ایران ارائه می­دهد. بیانات آیت­الله روحانی[10] در مورد الحاق بحرین و صدور انقلاب به سرتاسر خلیج فارس موجب شد تا وزیر دفاع عراق بلافاصله به کشورهای خلیج فارس سفر کرده و در مورد حمایت عراق به آنان اطمینان دهد. در ماه اکتبر و پس از تظاهرات شیعیان در عربستان سعودی، کویت و بحرین، صدام حسین اولین هشدار واقعی خود را به تهران داد: «عراق از همه توان خود علیه کسانی که بخواهند حاکمیت کویت یا بحرین را نقض کرده یا به مردم یا سرزمین آن ضربه بزنند، استفاده خواهد کرد؛ این مساله کل خلیج [فارس] را دربرمی­گیرد» 22. در همان ماه پس از حمله به کنسول­گری­ها و سفارتخانه عراق، صدام روابط دیپلماتیک را قطع کرده و صدور انقلاب را دلیل این امر معرفی کرد. پس از درگیری­های مرزی متعدد، عراق خوزستان را مورد تهاجم قرار داد.

از این رو عراق از حمله نظامی خود به ایران دو هدف عمده را مدنظر داشت. اول، بازیابی کنترل بر شط­العرب و از این رهگذر کسب موقعیت برتر در خلیج فارس و جامعه عربی؛ و دوم، پایان دادن به تحریک جنبش­های شیعی در عراق و دیگر کشورهای عربی منطقه توسط ایران. این دو هدف بطور متقابل تقویت کننده یکدیگر بودند. در صورتی که ایران به ایجاد تهدید برای ثبات داخلی و حکومت حزب بعث در عراق ادامه می­داد، رژیم عراق نمی­توانست قدرت و پرستیژ خود را افزایش دهد. در عین حال، موفقیت عراق در متوقف ساختن اقدامات ایران برای صدور انقلابش، و شاید حتی سرنگون کردن نظام [امام] خمینی، بی­تردید عراق را به جایگاه برتر در جهان عرب رسانده و شاید هم آن را به قدرت مسلط در خلیج فارس تبدیل می­نمود.

در حالیکه دو هدف مذکور یکدیگر را تقویت می­کردند، این تحلیل ما را به سوی این نتیجه رهنمون می­شود که پایان دادن به آشوب­های شیعی و تهدیدِ ثبات رژیم بعث، اولویت اصلی بغداد بود. همانطور که عدید دویشه استدلال می­کند «خشم سردمداران عراق از اقدامات مستمر ایران برای برانگیختن شیعیان عراق علیه حکومت بعثی، علت علت اولیه جنگ بود»23.

شرایط سیاسی، دیپلماتیک و نظامی منطقه خلیج فارس، اقدامات صدام حسین برای رسیدن به اهدافش را تسهیل می­نمود. دیگر کشورهای عربی منطقه نیز از انقلاب ایران می­ترسیدند ولی فاقد ابزارهای لازم برای مقابله با آن بودند. عراق که این توانایی را در اختیار داشت، به تدریج رادیکالیسم خود را تعدیل کرد، و از انزوای سیاسی خود خارج گردید. اعراب نیز برای مهار انقلاب اسلامی و ترویج میانه­روی در منطقه، به عراق نیاز داشتند. عراق هم برای اقدامات خود علیه ایران و پیشبرد آمال سردمداری خود در منطقه، به پشتیبانی دیپلماتیک و اقتصادی اعراب نیازمند بود. از این رهگذر، صدام حسین از همان ابتدا به دفاع از مواضع اعراب پرداخت. عراق همراه با سعودی­ها، در راستای مقابله با تهدید بنیادگرایانه از جانب نظام انقلابی تهران،  نقش برجسته­ای در سازمان­دهی حکام خلیج­فارس به سوی ترتیبات امنیتی دسته جمعی ایفا نمود. در حالیکه پادشاهی­های عربی خلیج فارس در تابستان 1979 توافقات امنیتی متقابلی را تدوین می­کردند، تشریک مساعی عراق با عربستان سعودی، راه را برای روابط امنیتی عراق با دیگر دولت­های خلیج فارس هموار ساخت. عراق و عربستان منازعه مرزی خود که مانع از روابط نزدیک­تر می­شد را به سرعت حل و فصل نمودند. به دنبال آن عراق وارد موافقتنامه­ای در خلیج فارس راجع به پیگرد تروریست­ها شد. در تابستان و پاییز 1979 مقامات ارتش عراق برای تدوین توافقات امنیتی مفصل دوجانبه در عربستان حضور یافتند24.

در بهار 1980 و به دنبال وخیم­تر شدن روابط ایران و عراق، عراق روابط امنیتی خود با دیگر کشورهای عربی را مستحکم­تر ساخت. در ماه می، شاهزاده الصباح از کویت، و حسین شاه اردن از بغداد دیدن کردند، و به دنبال آنان، امیر راس­الخیمه و فرستاده ویژه­ای از امارات متحده عربی نیز وارد عراق شدند. فرستاده­های ویژه بغداد نیز از توافقات امنیتی با کشورهای عربی منطقه اطمینان حاصل نمودند. در ماه آگوست صدام حسین به عنوان رئیس جمهور عراق اولین بار به عربستان سفر کرد. در بیانیه رسمی این سفر، «وضعیت کنونی جهان اسلام» به عنوان کانون تمرکز آن اعلام شد که نوعی اشاره آشکار به ایران محسوب می­گردید.

به دنبال این دیدار، اقدامات دیپلماتیک گسترش بیشتری یافت. علیرغم سکوت ظاهری دولت­های عربی خلیج فارس، شواهدی وجود دارد که نشان می­دهد آنان از برنامه­های نظامی عراق باخبر بوده و آن را تایید کرده بودند. همانطور که کلودیا رایت اذعان دارد «دیپلماسی عراق در سال 1980، نوعی توافق عربی را ایجاد کرد که حمایت عربستان سعودی، اردن و کشورهای کوچک­تر عربی منطقه از اقدام نظامی عراق علیه ایران را به دنبال داشت»25. پس از درگرفتن جنگ، کشورهای عربی دیگر آمادگی زیادی برای ارائه کمک­های دیپلماتیک، اقتصادی و لجستیک به عراق داشتند.

این وعده­ها (یا حداقل انتظار) پشتیبانی دیپلماتیک و اقتصادی از جانب ائتلاف عربی، نقش مهمی در تصمیم عراق برای آغاز جنگ داشت. در نبود این نوع حمایت­ها، دورنمای پیروزی عراق و فشار آوردن به ایران، تا حدود زیادی کمرنگ می­شد و آرزوی برتری صدام در جهان عرب نیز صرفا یک توهم می­بود. دقیقا به همین دلیل، صدام تلاش فراوانی برای شکل­دهی به یک ائتلاف دیپلماتیک انجام داد. از این رهگذر، توقع عراق از حمایت کشورهای ثالث، شاید یکی از شرایط ضروری برای آغاز جنگ بود.

 

ضعف و فرصت

دو عامل دیگر همراه با هم، فرصت بیشتری برای جنگ ایجاد کرده و افزایش هزینه­های مورد انتظار ناکامی در توسل به زور را موجب گردید. اولین عامل عبارت بود از تصور ضعف نظامی ایران و خلاء قدرت ناشی از آن در منطقه خلیج فارس. ارتش ایران به واسطه سیاسی­شدن آن در نظام انقلابی و پاکسازی­، سازمان­دهی مجدد، ترک خدمت و قطع کمک­های تسلیحاتی آمریکا، تا حدود زیادی تحلیل یافته بود. در همین اثناء و در سال 1979 مخارج ارتش عراق به 2 میلیارد دلار در سال (13 درصد از تولید ناخالص ملی آن) افزایش یافته بود و از این رو سردمداران عراق به این باور رسیده بودند که قوی­ترین نیروی نظامی منطقه را در اختیار دارند. از سوی دیگر آنان فکر می­کردند که ایران بدون درآمدهای نفتی خوزستان نمی­تواند در برابر یک اقدام جنگی مقاومت نماید. ایران که در سپتامبر 1980 فقط 12 میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت، به دنبال آغاز انقلاب با کاهش چشمگیری در درآمدهای نفتی مواجه و وادار شده بود تا بیش از نیمی از بودجه ملی 40 میلیارد دلاری خود را از طریق کسری تامین نماید. عراق در آغاز جنگ به ذخایر مالی 35 میلیارد دلاری خود مباهات می­کرد که برای تامین مالی چندین ساله برنامه­های اجتماعی و اقتصادی آن حتی بدون درآمدهای نفتی هم کافی بود. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، صدام حسین از کمک­های مالی و لجستیک همسایه­های محافظه­کارش از جمله 20 تا 30 میلیارد کمک بلاعوض و وام بدون بهره، اطمینان خاطر داشت.

از این رو عراق برای دستیابی به اهدافش به قابلیت­های نظامی و مالی خود اطمینان داشت. برنامه عراق عبارت بود از اشغال تاسیسات نفتی خوزستان، محروم کردن نظام تهران از منابعی که به شدت بدانها نیاز داشت، و وادار ساختن آن به مذاکره یا در صورت امکان سرنگون کردن آن. کلودیا رایت در مورد اهداف بغداد اینگونه می­نویسد:

 

عراق در عین پیشنهاد مذاکره، به اقدام نظامی محدودی دست یازید. تهاجم همه­جانبه به ایران هرگز متصور نمی­شد. طرح اشغال خوزستان که کشورهای عربی نیز با آن توافق داشتند، به عنوان آخرین مرحله تصاعد جنگ مطرح شده بود. بنا به طرح کلاسیک کلاوزویتسی[11] که مقامات ارشد نظامی عراق در مصاحبه­هایشان از آن دم می­زدند ... این جنگ، ادامه سیاست مذاکرات مرزی با ابزار یک اشغال نظامی بود. 26

 

ایرانِ تضعیف شده و خلاء قدرت در خلیج فارس، این فرصت را در اختیار عراق می­گذاشت تا کشمکش­های ارضی موجود را حل و فصل و تحریک شیعیان را متوقف نموده، و جایگاه برتر را در منطقه به دست بیاورد. وسوسه جنگ نیز هر لحظه بیشتر می­شد زیرا صدام حسین مطمئن نبود که این فرصت همواره فراهم باشد. سلطه گروههای روحانی بر حزب جمهوری اسلامی در تهران و تحکیم مستمر قدرت آنها، امید چندانی برای صدام و دیگر سران عربی خلیج فارس نمی­گذاشت که با روی کار آمدن افراد میانه­روتر در ایران، تحریک شیعیان خاتمه پیدا کند. در ماه جولای 1980 نیز به دنبال ناکامی کودتای نظامی، چالش جدی چندماهه برای جنبش انقلابی پایان یافت. این امر عراق و دیگر سران عربی خلیج فارس را مجاب کرد که در نبود مداخله خارجی، مخالفان داخلی توان سرنگونی نظام [امام] خمینی را ندارند و اینکه فرسایش ملی و نظامی ایران به واسطه کشمکش­های داخلی آن در حال فروکش کردن است؛ و از این رو هر نوع تاخیر در اقدام نظامی علیه ایران تنها می­تواند هزینه و خطر آن را افزایش دهد. از شوربختی صدام حسین و عراق این محاسبات عقلانی، به واسطه سوء برداشت-هایی بنیادین، اشتباه از آب درآمده و منجر به آغاز جنگ غیرمصلحت­آمیزی شدند که فقط بی­ثباتی بیشتر منطقه در طی سال­های بعدی را به دنبال داشت.

 

سوء­برداشت­ها

عراق درباره قدرت نظامی ایران و نسبت بالقوه توان نظامی خود با آن، اراده نظام [امام] خمینی برای ادامه جنگ علیرغم شکست­های اولیه، و تاثیر جنگ بر جامعه و سیاست ایران تصور نادرستی داشت. این سوء­برداشت­ها بسیار حیاتی بودند، زیرا بدون آنها احتمال بسیار اندکی وجود داشت که صدام حسین جنگ را آغاز نماید.

عراق از همان اعتماد به نفس نظامی بیش از حدی رنج می­بُرد که در طول تاریخ ویژگی بسیاری از کشورهای در آستانه جنگ می­باشد. عراق قابلیت نیروی هوایی ایران و توان آن برای حمله به اهداف مهم در عراق را بسیار دست کم گرفت. علاوه بر این صدام ارتش ایران از جمله روحیه، تجهیزات و ذخایر آن برای یک جنگ طولانی مدت را نیز دست کم گرفته بود27. محاسبات اشتباه سیاسی عراق نیز به همین اندازه مهم بودند. در حالیکه که عراق انتظار داشت تا با آغاز جنگ، جامعه متفرق ایران از هم بگسلد، روحیه ارتش آن درهم بشکند و شاید هم نظام [امام] خمینی سرنگون گردد؛ ولی جنگ در عمل تاثیر معکوسی برجای گذاشت، جامعه ایران را یکپارچه ساخته و روحیه انقلابی که [امام] خمینی را به قدرت رسانده بود را دوباره شعله ور کرد. همانند دیگر مهاجمان خارجی در طول تاریخ، عراق نیز با ارتش برانگیخته­ شده­ای روبرو شد که برای دفاع از سرزمین و انقلاب خود تا سرحد جان آماده نبرد بود. علاوه بر این برخلاف انتظار عراقی­ها، اعراب خوزستان از آنان استقبال نکرده و به آنان یاری نرساندند. فشارهای سیاسی که عراق انتظار داشت تا ایرانی­ها را وادار به تسلیم و امتیازدهی نماید، در عوض اراده و عزم ملی آنان را نه تنها برای بیرون راندن مهاجمان بلکه تا حد سرنگون ساختن رژیم عراق افزایش داد.

برآورد بیش از حد عراق از توان خودی نیز به همان اندازه اهمیت داشت. نیروهای عراقی از تجربه نظامی محدود و آموزش­های ضعیفی برخوردار بودند28. کارآمدی نیروهای شیعه تحت فرماندهی افسران سُنّی برای نبرد در یک قلمرو شیعی علیه یک انقلاب شیعی نیز جای تردید داشت. تاکتیک­هایی که برای مقابله با کردها تدوین شده بود، در برابر یک ارتش ملی همانند ارتش ایران بسیار ناکارآمد نشان دادند. دولت و ارتش سیاست­زده و به شدت تمرکزگرای عراق این محدودیت­ها را نادیده انگاشته بود. از این رو به قول آنتونی کردزمن[12] «عراق با حریفی وارد جنگ شد که به واسطه ضعف سیاسی فلج­کننده خود، آن را زمین­گیر می­پنداشت» 29.

 

نتیجه­گیری

عراق با آغاز جنگ علیه ایران، به دنبال چیزی بود که آن را برای از بین بردن تهدید جدی و در عین حال پیشبرد اهداف بلندمدت خود، فرصت مناسبی می­دانست. این تهدید از انقلاب اسلامی در ایران و تلاش­های مستمر نظام [امام] خمینی برای صدور آن انقلاب ناشی می­گردید. صدام حسین اقدامات ایران برای برانگیختن منازعه انقلابی و قومی را تهدید چشمگیری برای رژیم سکولار و رهبری شخص خود می­دانست. این اقدامات همچنین ثبات سیاسی داخلی دیگر کشورهای خلیج فارس و از این رو ثبات کل منطقه را تهدید می­نمود. از سوی دیگر با تحکیم قدرت روحانیون به دنبال افول مخالفت­های داخلی و احیای ارتش ایران از زیاده­روی­های اولیه انقلاب، این تهدیدات می­توانست بیشتر نیز شود. با افزایش تهدید سیاسیِ مورد حمایت ارتش ایران، فرصت ایجاد شده به واسطه ضعف موقتی نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران، صدام را به شدت به سوی خود جذب می­نمود.

این جنگ همچنین می­توانست منافع ملی و فردی دیگری را نیز ارتقا دهد که پرستیژ مهم­ترین آنها به شمار می­آید. این جنگ می­توانست موافقتنامه تحقیرآمیز الجزایر را تغییر داده و از این رهگذر جایگاه تاریخی عراق به عنوان قدرت برتر خلیج فارس را تصحیح نماید. افزون بر این، عراق با شکست دادن دشمن سنتی ایرانی، قادر می­شد تا به واسطه از بین بردن یک منبع تهدید عمده انقلابی برای کلیه رژیم­های عربی، منافع پان­عربیستی خود را نیز پیش ببرد. از این رو، صدام امیدوار بود تا موقعیت برتری برای عراق در جهان عرب کسب کرده و پرستیژ فردی و قدرت خود در داخل عراق، و میان اعراب و کشورهای غیرمتعهد را به نحو چشمگیری افزایش دهد.

این اهداف به­طور متقابلی تقویت کننده همدیگر بودند. درحالیکه رژیم بغداد و دیگر رژیم­های عربی از درون تضعیف می­شدند عراق نمی­توانست به جایگاه برتر به عنوان یک قدرت نظامی در خلیج فارس و یا به منزله یک قدرت عربی برجسته دست پیدا کند. سازگاری حکام عربی با نظام انقلابی ایران یا سرنگونی و جایگزینی آنان با رژیم­های بنیادگرا به­طور چشمگیری می­توانست صف­بندی­های دیپلماتیک و توازن قوای منطقه­ای را تغییر دهد. این امر هم به نوبه خود می­توانست تهدید نظامی و سیاسی برای رژیم بغداد دربرداشته باشد. از سوی دیگر عراق نیز بدون پشتیبانی دیپلماتیک و اقتصادی رژیم­های عربی نمی­توانست راجع به شکست دادن ایران یا وادار ساختن آن به پذیرش خواسته­های سیاسی خود اطمینان حاصل کند.

علیرغم این اهداف و فرصت­ها، باز هم بدون سوء­برداشت­ها و محاسبات غلط سرنوشت­ساز عراق، این جنگ نمی­توانست به وقوع بپیوندد. در واقع عراق قابلیت­های نظامی ایران را نسبت به خود، تاثیرات یکپارچه­ساز جنگ بر جامعه ایرانی، پیامدهای نظامی شور انقلابی، و اراده نظام [امام] خمینی را دست کم گرفته بود.

مطمئنا عوامل کلیدیِ منجر به جنگ ایران و عراق برای دانشجویان تاریخ جنگ کاملا  شناخته شده هستند: یک ایدئولوژی انقلابی توسعه­گرا و تهدید آن برای ثبات سیاسی داخلی و توازن قوای منطقه­ای، یک ائتلاف محافظه­کار برای حفظ وضع موجود، جستجوی قدرت و پرستیژ، و اعتماد به نفس نظامی بیش از حد. درحالیکه بسیاری از متغیرهای فوق­الذکر، در این مورد خاص با یکدیگر نوعی درهم تنیدگی دارند، ولی جالب توجه است بدانیم که تهدید اولیه، بیشتر سیاسی بود تا نظامی، پرستیژ هم آشکارا اهمیت بیشتری از اهداف راهبردی و اقتصادی داشت، ترس هم به اندازه جاه­طلبی مهم بود، و سوء­برداشت­ها هم از اهمیت حیاتی برخوردار بودند. در حالیکه این الگوها به هیچ­وجه قاعده کلی نیستند، ولی به سختی هم نوعی استثنای تاریخی محسوب می­شوند. جنگ ایران و عراق این قضیه را بیشتر تایید می­کند که نه تحولات انقلابی در سیستم بین­الملل و نه توسعه فن­آوری­های نظامی نوین نمی­توانند به طور بنیادینی دلایل دست یازیدن دولت­ها به جنگ را تغییر دهند. از این رو شاید نظریات تدوین شده برای تبیین جنگ­ قدرت­های بزرگ در گذشته، بتوانند بر جنگ قدرت­های کوچک در عصر حاضر قابل کاربست باشند.

 

 



[1] . این مقاله ترجمه ایست از:

Causes of the Iran-Iraq War , By: Jack S. Levy and Mike Froelich, In James Brown and William P. Snyder, eds., The Regionalization of War. New Brunswick, NJ: Transaction Books, 1985. Pp. 127-143.

[2] . پژوهشگر مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

[3] . لازم به ذکر است که این مقاله در سال 1985 یعنی در بحبوحه جنگ ایران و عراق و قبل از فروپاشی اتحاد شوروی منتشر شده است (مترجم).

[4] . Thucydides

[5] . Claudia Wright

[6] . William Quandt

[7] . Kibutz Misgavam

[8] . A.H.H. Abidi

[9] . Adeed Dawisha

[10] . Ayatol­lah Rhouhani

[11] . Clausewitzian

[12] . Anthony Cordesman

 

منبع: علل وقوع جنگ ایران و عراق، جک اِس. لِوی و مایک فروئلیچ، مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی، نگین ایران، فصلنامه تخصصی مطالعات دفاع مقدس، سال دهم، شماره سی و هفتم، تابستان 1390، صص 132 117.

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 07 فروردین 1393 ساعت: 7:52 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,
نظرات(0)

مقاله کامل فقر و اثار آن

بازديد: 1787

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع :

فقر و اثار ان

تهیه و تنظیم :

زمستان 92

 

فهرست مطالب

چکیده :3

مقدمه. 4

فقر و آثار زيانبارش بر انسان.. 4

الف ـ اموال؛ ابزار سامان‏بخشي زندگي انسان.. 5

ب ـ فقر؛ مانعي بر سر راه رشد و تعالي انسان.. 5

ج ـ آثار فردي فقر. 6

1 ـ پريشاني فكر. 6

2ـ ضعف ديني.. 6

3ـ حسّ خود كم‏بيني.. 8

د ـ آثار اجتماعي فقر. 9

پیشنهادات برای کاهش فقر. 10

1ـ سرمايه‏گذاري.. 10

2ـ قرض الحسنه. 11

3ـ رعايت عدالت و پرداخت حقوق.. 11

4 ـ پرهيز از تجمل گرايي.. 11

5ـ وجود سازمان ويژه فقرزدايي.. 11

6ـ نظارت و پيگيري.. 12

7ـ همنوايي و غمخواري.. 12

نتیجه گیری :13

منابع :14

 

 

 

 

چکیده :

اگر نگاهي به نوشتارهايي كه تا كنون در باره‌ي فقر صورت گرفته است، بيندازيم بي‌درنگ درمي‌يابيم كه توافق عام روي تعريف مشخصي از فقر وجود ندارد. آنچه كه معمولا به عنوان تعريف ارائه مي‌شود، تعريف كلي است كه به مصاديق گوناگون و بي‌شماري قابل تفسير است. رايج‌ترين تعريفي كه از فقر مي‌شود، اين تعريف است كه افراد مبتلا به فقر قادر به اداره‌ي يك سطح قابل قبول و مناسب زندگي نيستند. در خود اين تعريف ده‌ها جاي سؤال و تفسير وجود دارد، مانند اينكه سطح قابل قبول و مناسب زندگي، كدام زندگي است؟ سطح زندگي بسته به نظام‌هاي ارزشي اجتماعي، مذهبي، فرهنگي و اقتصادي و هم چنين موقعيت زماني و مكاني داراي تفاسير گوناگون و متفاوت است.

          براي فرار از كلي بودن تعريف، تلاش‌هايي در بيان جزئيات مفهوم فقر نيز صورت گرفته است كه علي‌رغم مفيد بودن، نتوانسته است به طور كامل از مفهوم فقر رفع ابهام نمايد. در اين تعاريف جنبه‌هاي زير به عنوان مصاديق فقر بيان شده‌اند: فقر به معناي كافي نبودن تغذيه، نرخ بالاي مرگ و مير نوزادان، اميد به زندگي پايين، فرصت‌هاي تحصيلي ناچيز، آب آشاميدني سالم غير كافي، بهداشت و درمان ناكافي، مسكن نا مناسب و فقدان مشاركت در فرايندهاي تصميم‌گيري. در اينجا نيز مي‌بينيم كه در اين فهرست نسبتاً جزئي از مصاديق فقر هنوز امكان تفسيرهاي متفاوت باقي است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

چهره تيره و تار فقر همواره متفكران دردمند را به انديشه واداشته است. مكاتب فكري گوناگون با تكيه بر معارف بشري براي حل اين مشكل راه‏هاي متفاوتي را فراروي بشر نهاده‏اند. چهره تابناك حضرت علي(ع) همواره مشعلي فروزان فراراه تاريخ انديشه بشري بوده است. بدين جهت بهره‏گيري از معارف اين امام بزرگوار مي‏تواند راهگشاي بشر در مواجهه با اين پديده هولناك باشد.

روايات اميرالمؤمنين در زمينه فقر بسيار است و هر يك وجهي از وجوه فقر را روشن مي‏سازد؛ وجوهي مانند: علل و آثار فقر، ويژگيهاي فقر، رابطه فقر با ساير عوامل اجتماعي و ...

فقر و آثار زيانبارش بر انسان

از پديده‏هايي كه همواره همراه جوامع بشري بوده است، پديده فقر است. فقر داراي ماهيتي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي است. گرچه اين پديده همواره تلخ و ناگوار بوده است، ولي در قرن شگفتيها ـ قرن حاضر ـ كه رفاه، به ظاهر، هر روز با سرعتي شگفت‏آور بيش از پيش مي‏گردد، تحمل آن تلختر و ناگوارتر است.

از موضوعات قابل مطالعه درباره اين پديده شوم، موضوع «آثار فقر» است. فقر در بعد فردي، بر شخصيت و زندگي انسان تأثيري زيانبار دارد و از سوي ديگر در بعد اجتماعي نيز داراي آثاري متعدد است. در اين مختصر، كوشش شده است تا با بهره‏جويي از نگرش حضرت اميرمؤمنان، عليّ بن ابي‏طالب عليه‏السلام درباره فقر، به تحليل و بررسي آثار آن بپردازيم.

الف ـ اموال؛ ابزار سامان‏بخشي زندگي انسان

خداوند، اموال و دارايي را وسيله سامان‏بخشي زندگي بشر قرار داده است. قرآن كريم بر اين حقيقت، تصريح كرده، مي‏فرمايد:

«وَلا تُؤتُوا السُفَهاءَ اَموالَكُم الَّتي جَعَل اللّهُ لَكُم قِيامَا»

اموالي را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است، به دست سفيهان مسپاريد.

پايه و اساس هر چيز را «قيام» آن مي‏گويند. اگر اين پايه نباشد، كيان آن چيز در خطر نابودي و تباهيمي‏افتد.2 از اين رو، مال وسيله سامان‏بخشي است.

در بينش ديني، مال و ثروت مي‏توانند در دو راه درست و يا نادرست قرار گيرند. چنانچه ثروت به گونه‏اي درست، در جامعه به گردش درآيد، زندگي انسان سامان يافته، زمينه دستيابي به ارزشهاي اخلاقي و ديني فراهم مي‏گردد، و در صورتي كه به درستي به گردش نيفتد، نتيجه‏اي جز فقر و حرمان انبوهي از مردم در كنار اقليتي مرفه، از ياد رفتن ارزشهاي اخلاقي و محو آرمانهاي ديني نخواهد داشت.

 

جريان مال در جامعه، چون جريان خون در رگهاي بدن است. خون، گرچه مايه حيات آدمي است، اگر حركتش در رگهاي بدن به كندي و يا به تندي صورت گيرد، حيات بدن را به خطر مي‏اندازد. هنگامي جامعه اسلامي، جامعه‏اي مبتني بر ارزشهاي ديني خواهد بود كه اموال به گونه‏اي درست و طبيعي در شريانهاي حياتي‏اش جاري باشد و نقش سامان‏بخشي‏اش را در زندگي، به خوبي ايفا كند. گردش سالم ثروت در جامعه، تنها به دست انسانهاي با كفايت و آگاه از نظام اقتصادي دين و واقعيات جهان امكان‏پذير است.

ب ـ فقر؛ مانعي بر سر راه رشد و تعالي انسان

فقر در نگرش ديني، نكوهش شده است. لقمان حكيم در وصف فقر مي‏گويد:

«ذُقتُ المِراراتِ كُلَّها، فَما ذُقتُ شيئا أمَرَّ مِنَ الفَقرِ»

تمامي تلخيهاي زندگي را چشيدم، در ميان آنها، فقر تلخ‏ترين بود.

ابراهيم خليل عليه‏السلام به خداوند عرضه مي‏دارد:

«يا رَبِّ الفَقرُ أشَدُّ مِن نارِ نمرُودَ»

خداوندا! فقر از آتش نمرود سخت‏تر است.

رهبران ديني به دليل تأثير زيانبار فقر بر شخصيت فرد و اجتماع، در رواياتي بسيار، آن را نكوهش كرده‏اند. تأثير فقر، به گونه‏اي است كه مانع رشد و تعالي انسان مي‏شود. خداوند، انسان را جانشين خود كرد5 و بار امانت را بر دوش وي نهاد؛6 بار امانتي كه هيچ موجودي را تاب تحمل آن نبود، و بدو توان آن داد تا مسير تكاملي خويش را بپيمايد7 و جانشيني خداوند را به ظهور برساند. ولي فقر، از موانعي استكه انسان را از بروز اين تواناييها باز مي‏دارد. براي شكوفايي استعدادهاي انسان و تواناييهاي به وديعت نهاده‏اش، بايد بستري مناسب فراهم آيد تا امكان دستيابي به كمالات انساني براي همه فراهم شود.

ج ـ آثار فردي فقر

در رواياتي كه از اميرمؤمنان عليه‏السلام به ما رسيده است، بر شماري از آثار فقر بر شخصيت انساني اشارت رفته است. از جمله آنهاست: پريشاني فكر و قلّت تدبير، ضعف در اعتقادات ديني و فزوني گناهان، اضطراب روحي، به وجود آمدن يأس و نوميدي، بروز حس خود كم‏بيني و حقارت، خواري و كم مقداري و... .

1 ـ پريشاني فكر

انساني كه از تأمين نيازمنديهاي زندگي خود ناتوان است، به اضطراب و پريشاني فكر دچار مي‏شود و از اين رو، معمولاً تصميم‏گيري درست براي او امكان پذير نيست. امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

 

اِنَّ الفَقرَ مَنقِصةٌ لِلدّينِ، مَدهَشَةٌ لِلعَقلِ، داعيَةٌ لِلمَقتِ.8

فقر، از دينداري انسان مي‏كاهد و خرد را سرگردان مي‏كند و دشمني پديد مي‏آورد.

اين بدان سبب است كه انسان فقير همواره در فكر رفع محروميت و فقر خويش است و نمي‏تواند درباره مسائلي كه كرامتهاي انساني وي را بارور مي‏سازد، بينديشد. همت او رهايي از چنگال فقر است.9 فقير، به دليل سختيهاي زندگي، دچار لغزش شده، اعتماد به نفس خويش را از دست مي‏دهد و قادر به انديشيدن به گونه درست نيست.

2ـ ضعف ديني

فقر از دو سوي، فرد را به خطر مي‏اندازد:

الف) شخص فقير به دليل عدم توانايي فكري مناسب و مشاهده نابرابريهاي اجتماعي، رفاه ثروتمندان و مشكلات مادي خويش، تيره‏روزي خويش را به خداي متعال نسبت مي‏دهد؛ چنانكه ابن‏راوندي در شعري مي‏گويد:

كَم عاقِلٍ عاقِلٍ أعيَت مَذاهِبُهُ

وَجاهِلٍ جاهِلٍ تَلقيهُ مَرزُوقا

هذا الَّذي تَرَكَ الأوهامَ حائِرَةً

وَصَيَّرَ العالِمَ النِّحريرَ زِندِيقا10

چه بسيار خردمنداني كه با بسياري خرد، راههاي زندگي بر آنان بسته است و چه بسيار بي‏خرداني كه دارايند. اين همان است كه انديشه را پريشان و داناي باريك بين را بي دين كرده است.

از همين روست كه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد:

كادَ الفَقرُ أن يَكُونَ كُفرا.11

فقر، انسان را به كفر [بدبيني به خداوند و عدم پاي‏بندي به دين] مي‏كشاند.

او نمي‏داند فقر، زاييده روابط نادرست اجتماعي است كه انسان پديد آورده است. از اين رو، اعتقاد به بخت و اقبال در جوامعي كه بر اساس روابط ناسالم اجتماعي شكل گرفته‏اند، رايج است. در چنين جوامعي، گروهي با عمري تلاش و كوشش، در محروميت‏اند و با فقر دست به گريبان، و گروهي ديگر با كمترين تلاش و هنرمندي و كارداني، پله‏هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي مي‏كنند. از اين رو، به ذهن بيشتر مردم چنين مي‏آيد كه:

اگر به هر سر مويت دو صد هنر باشد

هنر بكار نيايد چو بخت بد باشد

 

 

 

ب) فقر، موجب فزوني گناهاني چون فريبكاري، دزدي و جنايت مي‏شود. انسان فقير، ارزشهاي اخلاقي را ناديده مي‏گيرد و تن به كارهايي مي‏دهد كه انسانيت او را تباه مي‏سازد و كرامت انساني وي را بر باد مي‏دهد. از اين رو، امام علي عليه‏السلام در وصيتش به امام حسن عليه‏السلاممي‏فرمايد:

يا بُنَيّ! لاتَلُمْ اِنْسانا يَطلُبُ قُوتَه فَمَن عَدِمَ كَثُرَ خَطاياهُ.12

فرزندم! انساني را كه به دنبال نان شب است، ملامت مكن؛ زيرا كسي كه نان شب ندارد، بسيار خواهد لغزيد.

از اين رو، چون جواني را كه گناهي كرده بود، نزدش آوردند، پس از تعزير، او را چندان قابل ملامت نيافت و دستور داد تا امكان ازدواجش را فراهم آورند.13

3ـ حسّ خود كم‏بيني

هنگامي كه شب فرا مي‏رسد، آدميان فارغ از تلاش روزانه، با سربلندي نزد خانواده خويش باز مي‏گردند و فرزندان، منتظر آمدن پدرند و نگاهشان به دستان اوست. اگر كسي با دست تهي به خانه باز گردد، آيا جز عرقي سرد بر پيشاني و نگاهي پر حسرت به دامان خالي، چيزي براي آنان مي‏تواند به ارمغان دهد؟! او در برابر خانواده خويش، حسّ حقارت مي‏كند و خود را خرد و ناچيز مي‏بيند.

مَن استَغني كَرُمَ عَلي أهلِه وَمَنِ افتَقَرَ هانَ عَلَيهِم.14

مرد دارا نزد خانواده خويش گرامي است و مرد نادار، نزد خانواده‏اش خوار.

از ميان رفتن اعتماد به نفس و احساس حقارت اجتماعي، زندگي را بر وي تنگ مي‏كند. تا آن جا قدرت بيان خود را نيز از دست مي‏دهد:

اَلفَقرُ يُخرِسُ الفِطَنَ عَن حُجَّتِهِ.15

فقر، انسان زيرك را از بيان دليل و حجت ناتوان مي‏سازد.

فقير، احساس ناتواني و كاستي مي‏كند و هنگام رو به رو شدن با توانگر، گمان مي‏برد كه از او كمتر است. در نتيجه، خود را ناتوان مي‏پندارد و در بيان انديشه‏اش وا مي‏ماند، به خصوص هنگامي كه مي‏بيند شخص دارا محترم است و او را در صدر مجلس مي‏نشانند، ولي كسي حتي از آمدن او به مجلس با خبر نمي‏شود. از اين رو، در درون، احساس خواري مي‏كند؛ چنانكه امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

مَن قَلَّ ذَلَّ.16

آن كه فقير شود، خوار گردد.

 

بدين سان، زندگي بر وي تنگ مي‏گردد؛ چنانكه همان امام همام عليه‏السلام مي‏فرمايد:

اَلقَبرُ خَيرٌ مِنَ الفَقر.17

گور، از ناداري بهتر است.

گور، تنها بدن آدمي را به تنگ مي‏آورد، ولي فقر، شخصيت انساني و روح وي را در تنگنا مي‏گذارد. اين همه نشانگر آن است كه فقر چون زنجيري بر پاي انسان، وي را از تعالي و تكامل باز مي‏دارد.

د ـ آثار اجتماعي فقر

چنانكه گذشت، فقر ابعادي به گستره فرهنگ، سياست، اقتصاد و اجتماع دارد. ميان ابعاد ياد شده، پيوندي ناگسستني است. انسان فقير معمولاً به لحاظ فرهنگي نيز از دانش كمتري برخوردار است. از سوي ديگر، بر دوش گرفتن مسؤوليتهاي اجتماعي و سياسي نيز در گرو بهره‏مندي از دانش است. فقيران و نادارايان به دليل بهره‏مند نبودن از امكانات مناسب آموزشي، به مراكز حساس تصميم‏گيري، مسؤوليتهاي فرهنگي، اجتماعي، قانونگذاري و ... دست نمي‏يابند. از اين رو، ديگران برايشان تصميم مي‏گيرند و مشاركت آنان در عرصه سياست اندك است. امام علي عليه‏السلام در ترسيم موقعيت اجتماعي گروه فقيران مي‏فرمايد:

اَلفَقيرُ غَريبٌ فِي بَلَدَتِهِ.18

نادار، در شهر خود نيز غريب است.

يعني همچنانكه غريب، در شهر جايي ندارد، فقير نيز در شهر خويش، بي جاي و مكان است و از اين روز سخنش ارجي ندارد؛ چنانكه باز مي‏فرمايد:

اَلفَقيرُ حَقيرٌ لا يُسمَعُ كَلامُهُ وَلا يُعرَفُ مَقامُه.19

نادار، حقير است؛ سخنش را نمي‏شنوند و جايي برايش نمي‏شناسند.

يعني فقرش موجب آن مي‏گردد كه از حقوق اجتماعي و سياسي خويش، محروم ماند. عبارت «لا يعرف مقامه» به محروميت از منزلت اجتماعي اشاره دارد و جمله «لا يسمع كلامه» به ناديده گرفتن شخصيت‏اش.

جايگاه فقيران در جامعه ناديده انگاشته مي‏شود و آنان در جامعه، داراي حضوري كم اثرند؛ چنانكه اميرمؤمنان عليه‏السلام مي‏فرمايد:

ألفَقرُ يُنْسي.20

فقر، فراموشي [= غفلت] مي‏آورد.

قرآن كريم در برخي آيات بيان كرده است كه ثروت اندزوان، پيامبران را نكوهش مي‏كردند بدين سبب كه آنان، تنها مردم دون مرتبه و فاقد اعتبار اجتماعي را به گرد خود مي‏آورده‏اند.21

 

از ديگر آثار اجتماعي فقر، ناتواني فقيران در به دست آوردن حقوق خويش است؛ زيرا فقير به دليل فقدان جايگاه اجتماعي، از باز پس‏گيري حق خود باز مي‏ماند.

به ظاهر، رفع نيازمندي مادّي فقيران، آخرين كاري است كه بايد بدان پرداخت و پيش از آن، وظايفي ديگر متوجّه آنان است. مهمترين اين وظايف عبارتند از:

پیشنهادات برای کاهش فقر

1ـ سرمايه‏گذاري

سرمايه‏گذاري و ايجاد اشتغال براي بي‏كاران و استفاده از وجود آنان در روند توليد و افزايش ثروت جامعه، گامي است مؤثر در ريشه‏كني فقر از جامعه؛ چنانكه امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

 

انّ أفضل الاموال ما استرقّ به حرّ واستحقّ به أجرٌ.12

 

برترين مالها آن است كه با آن [با احسان و انفاق و بخشش] آزاده‏اي بنده گردد و مستحقّ مزدي شود.

 

يعني با به كار انداختن مال و سرمايه‏گذاري، براي شاغلان محلّ درآمدي پديد آورد.

 

همچنين مي‏فرمايد:

 

أفضل الاموال احسنها اثرا عليك.13

 

برترين مالها، آن است كه ثمره‏اش بهتر باشد.

 

نيكوترين اثر براي صاحب سرمايه و مال، امنيتي است كه در پرتو فقرزدايي در جامعه برايش حاصل مي‏شود و يكي از راههاي فقرزدايي به كار انداختن مال و ايجاد اشتغال براي بي‏كاران و ايجاد امنيت از اين گذر است. البته، آثار بسيار اخروي نيز بر آن مترتّب است كه بر كسي پوشيده نيست.

 

در روايتي ديگر همان امام همام عليه‏السلام مي‏فرمايد:

 

لاوزر اعظم من وزرغنيّ منع المحتاج.14

 

هيچ گناهي بزرگتر از آن نيست كه توانگري نيازمند را بي‏بهره گذارد.

 

«نيازمند»، كه در اين روايت مذكور است، هر نيازمندي را شامل است، چه كسي كه نيازمند به غذاي خانواده باشد يا نيازمند به كار و سرمايه و يا ابزار و محل كار.

 

نيز مي‏فرمايد:

 

من احتاج اليك وجب اسعافه عليك.15

 

هركس به تو نيازش افتد، لازم است نيازش را برآوري.

 

بي‏شك، اين روايت شامل توانگران مي‏شود و دلالت بر اين دارد كه هرگونه نياز نيازمندان بايد برآورده شود، خواه اين نياز، عبارت از مخارج ضروري سال باشد، و يا كار، سرمايه، ابزار و محل كار.

2ـ قرض الحسنه

تهيدستان و نيازمندان با در اختيار گرفتن سرمايه لازم، تحت عنوان قرض‏الحسنه، قادر به كار و ورود به چرخه فعاليت اقتصادي و توليدي خواهند شد. از اين رو، قرض الحسنه مي‏تواند نقشي مهم در كمك به تهيدستان ايفا كند.

3ـ رعايت عدالت و پرداخت حقوق

توانگراني كه در مزرعه، كارخانه و يا مؤسسه تجاري، بازرگاني و ... شماري مزدبگير و شاغل در خدمت خويش دارند، موظفند حقّ كاركنان را عادلانه و به گونه‏اي كه هزينه زندگي آنان را تأمين كند، بپردازند؛ چنانكه امام عليه‏السلام مي‏فرمايد:

 

جعل اللّه سبحانه حقوق عباده متقدّمة لحقوقه، فمن قام بحقوق عباد اللّه كان ذلك مؤدّيا الي القيام بحقوق اللّه.16

 

خداوند حقّ بندگانش را بر حقّ خويش مقدم داشته و كسي كه حقّ بندگان خدا را ادا كند، حقّ خداوند را نيز ادا خواهد كرد.

 

نقل است كه پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، امام علي عليه‏السلام را فرا خواند و بدو فرمود بر منبر رود و به مردم بگويد:

 

ايّها النّاس من انتقص اجيرا اجره فليتبوّأ مقعده من النّار.17

 

اي مردم! هر كس مزد مزدگيري را كم دهد، جايش در آتش است.

4 ـ پرهيز از تجمل گرايي

بنابر تعاليم اسلام، فرد مسلمان هرچند توانگر و دولتمند باشد، نبايد سطح زندگي خويش را از عموم مردم فراتر برد و خود را تافته جدا بافته بشمارد. او وظيفه دارد سطح زندگي خود را پايين آورد و بانيازمندان همخواني كند. اين رفتار را در اصطلاح، «مواسات» مي‏گويند. امام علي عليه‏السلام با اشاره بر اين كه توانگران بايد سطح زندگي خود را پايين نگه دارند، ولي به اين وظيفه عمل نمي‏كنند، مي‏فرمايد:

قليل من الاغنياء من يواسي.18

تنها، اندكي از توانگرانند كه مواسات مي‏كنند.

گفته‏اند كه مواسات در اين حديث، يا به معناي «اسوه» قرار دادن فقيران و يا به معناي كمك كردن به آنهاست.

5ـ وجود سازمان ويژه فقرزدايي

هرچند هركس به تنهايي و به فراخور تاب و توان خويش، بايد گامي در ريشه كن ساختن فقر بردارد، ليك وجود سازماني ويژه در اين زمان ـ كه جامعه انساني گسترش يافته و اقدام فردي چندان مؤثر نمي‏افتد ـ ضروري مي‏نمايد. اين سازمان، مي‏تواند دولتي يا خصوصي باشد. دولت، خود مي‏تواند وظيفه گردآوري و هدايت كمكهاي مردم ـ به ويژه توانگران ـ را بر عهده گيرد و به نيازمندان و فقيران برساند.

امام علي عليه‏السلام، يكي از بركات وجود رهبر الهي در جامعه را انجام چنين كاري دانسته، مي‏فرمايد:

وَيُجمَعُ بِهِ الفَي‏ءُ.19

و به وسيله رهبري الهي، ماليات فراهم مي‏آيد.

همچنين در ضمن بر شمردن حقوقي كه مردم بر دولت دارند، خطاب به آنان مي‏فرمايد:

فَأمّا حَقُّكُم عَليّ فَالنّصيحةُ لَكُم وَتوفير فَيْئِكُم.20

امّا حقي كه شما بر گردن من داريد، اندرز دادن و نيكخواهي شماست و ماليات شما را به تمامي ميان شما، تقسيم كردن.

6ـ نظارت و پيگيري

بي ترديد، وظيفه توانگران با پرداخت ماليات و تشكيل سازمان دولتي براي رسيدگي به فقيران، به تمام و كمال ادا نمي‏شود، بلكه آنان و تمامي مردم بايد بر چگونگي كار رسيدگي به فقيران نظارت كنند و دولت را براي اداي اين تكليف ياري رسانند.

7ـ همنوايي و غمخواري

وظيفه ديگر توانگران در برابر فقيران و تهيدستان، معاشرت و همنوايي و غمخواري است. نبايد اين دو گروه از يكديگر جدا شوند و يا توانگران بر فقيران فخر بفروشند.

امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

ما احسن تواضع الاغنياء للفقراء طلبا لما عند اللّه.21

چه نيكوست فروتني توانگران در برابر تهيدستان براي نيل به ثواب خداوند.

فاصله گرفتن توانگران از تهيدستان و آشكار شدن شكاف ميان آنان، موجب بسياري از مفاسد اجتماعي است و چاره كار در اين است كه توانگران با فقيران معاشرت و همنشيني و رفت و آمد كنند و ثروت توانگران سبب دوري گزيدن آنان از فقيران نشود؛ چنانكه حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

جالس الفقراء تزدد شكرا.22

با تنگدستان همنشيني كنيد تا سپاسگزاري شما افزون شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری :

در اين نوشتار، شبهه‏هايي را كه به گونه‏اي موجب تشويق انسان به فقر مي‏شوند و راه پيشگيري و رفع فقر را مي‏بندند، به بررسي نهاديم. چنين شبهه‏هايي، از گذر تفسير و برداشت نادرست برخي واژگان، اصطلاحات و فرمانهاي ديني پديد مي‏آيند و مكاتب الحادي نيز بدان دامن مي‏زنند. مهمترين اينشبهه‏ها، كه شبهه‏هاي ديگر برخاسته از آنند، شبهه‏اي است درباره دنيا و آخرت و رابطه آنها در دين. پرسشي كه درباره اين موضوع مطرح است، خود شامل بر دو پرسش ديگر است.

اوّل اين كه آيا دين براي سعادت دنيوي انسان و زندگي اجتماعي‏اش، طرحي دارد يا اين مهم را به خود انسان واگذارده است؟ در پاسخ به اين پرسش، برخي گفته‏اند كه هدف اصلي دين و رسالت انبيا، سعادت اخروي انسان است. در مقاله حاضر با استفاده از آيات، روايات و سيره پيامبران و امامان عليهم‏السلام به اثبات رسيد كه سعادت دنيوي در كنار سعادت اخروي، مقصود دين اسلام است؛ به عبارت ديگر، دين اسلام داراي نظامهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است.

پرسش دوم اين است كه آيا در دين اسلام، تضادي ميان دنيا و آخرت به چشم مي‏آيد به گونه‏اي كه سعادت اخروي و دنيوي قابل جمع نباشد؟ در پاسخ به اين پرسش، ضمن نقل و بررسي ديدگاهها، به اين نتيجه رسيديم كه در دين اسلام بر بهره‏وري از نعمتهاي دنيوي در عين برخورداري از سعادت اخروي بسيار تأكيد شده است. در اين بخش، با استفاده از گفتار و كردار حضرت علي عليه‏السلام به نتايج زير دست يافتيم:

1 ـ دين اسلام، براي تمامي ابعاد زندگي انسان برنامه دارد و از اين رو، پديده فقر را مهم انگاشته و براي نابودي آن طرحي ريخته است.

2 ـ دنيا، في نفسه، ارزشمند است و محلّي است كه بخشي از راه تكاملي انسان در آن جا طي مي‏شود.

3 ـ محبت و علاقه به دنيا، امري فطري است و آنچه مذموم است، عبارت است از دنيا پرستي و وابستگي بيش از حد به دنيا.

4 ـ ميان دنيا و آخرت تضادي نيست و مي‏توان ضمن بهره‏مندي از نعمتهاي دنيوي، به سعادت اخروي نيز رسيد. همچنين، تصور جدايي اعمال دنيوي و اخروي، تصوري نادرست است.

5 ـ در متون ديني، به‏خصوص گفتار اميرمؤمنان عليه‏السلام به دنيا و از جمله كار و تلاش توجّهي درخور شده است.

6 ـ از گفتار حضرت علي عليه‏السلام و ديگر امامان، استفاده مي‏شود كه دين اسلام با توسعه و آباداني دنيا مخالف نيست.

از ديگر شبهه‏ها، شبهه‏اي است كه درباره زهد مطرح است. بعضي اين كلمه را به اشتباه، به معنايكناره‏گيري از دنيا و تحريم نعمتهاي دنيوي دانسته‏اند. در مقاله حاضر ضمن ردّ اين برداشت نادرست، با ذكر گفتار حضرت علي عليه‏السلام بيان كرديم كه در اسلام، جنبه روحي زهد ـ يعني دل بسته نبودن به دنيا ـ مورد توجه است.

شبهه سوم، درباره فقر و غنا مطرح است كه ظاهر برخي روايات، فقر را ستايش و ثروت را نكوهش مي‏كند. با استفاده از روايات به اثبات رسيد كه از نظر اسلام، ثروت، في نفسه، مذموم نيست، بلكه آثار مخرّب آن مذموم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1 ـ الرّاغب الاصفهاني، حسين، مفردات الفاظ القرآن، المكتبة المرتضوية، ص 240.

2 ـ حكيمي، محمد رضا و محمد و علي، الحياة، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1367، چ اوّل، ج 4، ص280.

3ـ نهج البلاغة، ترجمه سيد جعفر شهيدي، ص 419، كلمات قصار 319.

4 ـ بحراني، ابن ميثم، شرح نهج البلاغة، دفتر تبليغات اسلامي، 1362، ج 5، ص 41.

 

 

 

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: چهارشنبه 06 فروردین 1393 ساعت: 16:27 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,
نظرات(0)

ليست صفحات

تعداد صفحات : 1652

شبکه اجتماعی ما

   
     

موضوعات

پيوندهاي روزانه

تبلیغات در سایت

پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید :

فرم های  ارزشیابی معلمان ۱۴۰۲

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام فایل را به شماره همراه   09159886819  در تلگرام ، شاد ، ایتا و یا واتساپ ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل برای شما  فرستاده می شود .

درباره ما

آدرس خراسان شمالی - اسفراین - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 12000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , طرح درس