پروژه و تحقیق رایگان - 636

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و واتساپ: 09159886819  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پشتیبانی سایت

در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید به شماره 09159886819 در شاد ، تلگرام و یا نرم افزار ایتا  پیام بدهید
آیدی ما در نرم افزار شاد : @asemankafinet

تحقیق در مورد آداب زندگى‏

بازديد: 311

 

آداب زندگى‏

انسان اجتماعى‏ترین موجود روى زمین است و هیچ انسان سالمى نمى‏تواند بدون ارتباط با دیگران زندگى کند.آدمى از لحظه‏اى که به دنیا مى‏آید تا آن دمى که از دنیا مى‏رود هر کارى که مى‏کند براى رفع احساس تنهایى خویش است.کامل‏ترین و جامع‏ترین نمود این جستجو ازدواج است که ارمغان‏هاى مهمى را براى زن و مرد به همراه دارد که رسیدن به آرامش و سکون، تأمین نیازهاى عاطفى ،بقاى نسل ،تکمیل شخصیت و تکامل اجتماعى، سلامت و امنیت، و تأمین نیازهاى روانى و اجتماعى از جمله آنهاست.

ازدواج حرکت از "من"به سوى "ما" است.نیازى مقدس و طبیعى که از فطرت و آفرینش انسان‏ها سرچشمه مى‏گیرد.ازدواج سنت دیرینه اجتماعى است.ادیان الهى از مشوقان آن هستند و آن را میثاق مقدس مى‏خوانند.دین مبین اسلام بر این سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم مى‏زند و موجب بقاى نسل مى‏گردد بسیار تأکید ورزیده است.قرآن مجید تشکیل خانواده را مایه آرامش و احساس امنیت و سرچشمه ظهور مودت و رحمت دانسته و آن را از آیات الهى شمرده است.بقا و دوام این بنا به برنامه و نوعى مهندسى فکرى و روحى نیاز دارد.این امر به ویژه در دنیاى مدرن امروز که از پیچیدگى فراوان برخوردار است اهمیت دوچندان پیدا مى‏کند.

آگاهى از علایق ،توانمندى‏ها و نواقص خود و آگاهى از ساختار روانى زن و مرد مى‏تواند به تفاهم و درک متقابل کمک نماید و زندگى روان‏تر وشیرین‏ترى را به ارمغان بیاورد و از بروز مشکلات جلوگیرى کند.آگاهى ،خویشتن دارى و گذشت، از اصول اولیه زندگى هستند.در این فصل مطالب کاربردى و مفیدى را در این باره خواهید خواند.امید آنکه با رعایت این نکات زندگى گرم و سالمى را پایه ریزى نماییم.

بحث از سبک زندگي و آداب اسلامي در عرصة زندگي فردي و اجتماعي، از مباحث بسيار ضروري جامعة کنوني ما است. ارکان اصلي شکل‌دهي به هويت اجتماعي يک جامعه عبارتند از: باورها (= جهان‌بيني)، ارزش‌ها (= ايدئولوژي) و سبک زندگي (= نظام ترجيحات رفتاري). تمايزات و تفاوت‌هاي جوامع مختلف نيز به همين سه مؤلفة عمده بازگشت مي‌کند. لاية رويين و آشکار هويت يک جامعه، سبک زندگي آن است. هر جامعه‌اي زماني مي‌تواند ثمره و محصول جهان‌بيني و ايدئولوژي خود را به ديگران نشان دهد که سبک زندگي او متناسب با باورها و ارزش‌هايش شکل يافته باشد. جامعة کنوني ما متأسفانه نتوانسته‌ است ميان باورهاي بنيادين و ارزش‌هاي اصيل اسلامي از يک طرف و سبک زندگي خود در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي، ارتباطي معنادار و وثيق ايجاد کند! سبک زندگي ما در بسياري از موارد متأثر از آداب و رسوم غير اسلامي و به يک معني ضد اسلامي است. علل اين گسست و شکاف ميان ارزش‌ها و سبک زندگي در جاي خود قابل بررسي است؛ اما به نظر مي‌‌رسد مهم‌ترين عامل آن عامل شناختي است. يعني بسياري از افراد جامعه چون آگاهي لازم از آداب و سبک زندگي اسلامي ندارند، به همين دليل در شيوة رفتاري و سبک سلوکي خود آنها را به کار نمي‌گيرند.

غفلت از مسألة سبک زندگي مي‌تواند خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري بر پيکرة جامعه وارد کند. وقتي مردم نتوانند ميان شيوة زندگي خود و باورها و ارزش‌هاي‌شان ارتباط برقرار نمايند، بعد از مدتي ممکن است دست از باورها و ارزش‌هاي خود نيز بشويند و آنان را ناکارآمد تلقي کنند! و براي اينکه توجيهي براي سبک زندگي غير اسلامي خود داشته باشند، باورها و ارزش‌هاي اسلامي را زير سؤال ببرند و مثلاً آنها را ناظر به گذشته و مربوط به جوامع غير پيشرفته بپندارند! و بدين ترتيب از اساس دست از اسلام و باورهاي خود بشويند. قرآن کريم در اين باره مي‌فرمايد: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُن‏؛ سپس، سرانجام کساني که اعمال بد مرتکب شدند به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و پيوسته آن را مسخره مي‌نمودند.» گناه به يک معنا ملازم با انحراف در سبک زندگي است: انحراف در نوع خوراک، نوشيدني‌، پوشاک، موسيقي، معماري، آرايش، دکوراسيون و امثال آن. قرآن مي‌فرمايد گناه به صورت تدريجي و آرام آرام موجب تکذيب آيات الهي و تمسخر آنها خواهد شد!

معناشناسي آداب و سبک زندگي

با توجه به اينکه محور اصلي کتاب، مباحث مربوط به آداب و سبک زندگي اسلامي در حوزه‌هاي خاصي از زندگي اجتماعي است، بنابراين پيش از هر چيز لازم است دو مفهوم مهم و کليدي «ادب» و «سبک زندگي» و ارتباط آنها با فقه و اخلاق و به طور کلي دين را توضيح دهيم. عوامل و موانع آنها را تبيين کنيم. به‌همين دليل، نخستين فصل اين مجموعه را به بررسي مفهومي پيرامون ادب و سبک زندگي اختصاص مي‌دهيم.

آداب

ادب را «ظرافت‌ و زيبايي» يک رفتار تعريف کرده‌اند؛ هيأت نيکويي که شايسته است رفتار مطابق آن باشد. مانند آداب غذا خوردن و خوابيدن، دعا و نماز خواندن، معاشرت، زيارت و ازدواج. اين خصلت‌هاي شايسته موجب حُسن يا کمال رفتار مي‌شوند. البته اين معنا از ادب تنها در رفتارهاي مشروع تحقق دارد؛ وقتي در باب آداب سخن مي‌گوييم در واقع اصل عمل را توصيه مي‌کنيم و يا دست‌کم روا مي‌شماريم؛ بنابراين ادب در رفتارها و کارهاي شنيع يا ممنوع مانند مي‌گساري، تجاوزگري، خيانت و دروغ، معنا ندارد. همچنين روشن است که اين معنا تنها در جايي است که يک رفتار را بتوان به گونه‌هاي مختلفي ـ زشت و زيبا، کامل و ناقص ـ انجام داد.

زيبايي و شايستگي که در تعريف ادب قيد شده، در جوامع گوناگون، متفاوت است. به همين جهت آداب جوامع گوناگون، متفاوت مي‌باشد. به صورتي‌که يک امر عادي در يک جامعه، در جامعه‌اي ديگر شنيع و مذموم به شمار مي‌رود؛ مثلاً در جامعه مسلمان هنگام ديدار، به يکديگر سلام مي‌گويند؛‌ در حالي‌ که در برخي از جوامع به جاي سلام، کلاه را از سر خود بر مي‌دارند و يا دست خود را به گونة خاصي در کنار سر خود مي‌گذارند. يا آداب ملاقات با نامحرم در امت اسلامي با امت‌هاي ديگر، بسيار متفاوت است.

ممکن است کساني از اخلاق (ملکات پايدار روحي) و آداب، برداشت يکساني داشته باشند؛ اما از آنچه گذشت روشن مي‌شود که اخلاق، زيبايي جان و آداب، زيبايي رفتار است. يعني اخلاق به صفات دروني و آداب به رفتارهاي ظاهري اختصاص دارد. آداب معمولاً ظرف ظهور اخلاق است. به همين جهت، تخلف از آداب نسبت به تخلف اخلاقي، در ميان مردم زشتي کمتري دارد. اظهار جهل به حکم اخلاقي، پذيرفتني نيست. مثلاً، اگر کسي دروغ بگويد و ادعا کند «من نمي‌دانستم دروغ‌گويي بد است.» مردم سخن او را نمي‌پذيرند و عذر او را موجه نمي‌دانند؛ برخلاف آداب که اظهار جهل دربارة آن از سوي مردم پذيرفتني‌تر به شمار مي‌رود. همچنين مسائل اخلاقي در ميان فرهنگ‌هاي گوناگون، ثابت و تغييرناپذير است؛ اما بسياري از آداب اجتماعي قابل تغيير و نسبي است. به بيان ديگر، آداب تعين و تجسد خارجي اخلاق است و مصاديق متنوع و جايگزين‌پذير دارد. يعني هرگز نبايد از اخلاق صرف نظر کرد و همواره بايد بدان ملتزم بود. اما از برخي آداب مي‌توان به شرط جايگزيني دست برداشت. به اين ترتيب گزاره‌هاي حاکي از رفتارهاي ارزشي فرازماني و فرامکاني، ناظر به اخلاق و گزاره‌هاي حاکي از رفتارهاي ارزشي زمان‌مند و مکان‌مند، ناظر به آداب هستند. آداب در جوامع و گروه‌هاي مختلف اشکال متفاوتي دارد. آداب مي‌تواند مربوط به طبقه يا گروه خاصي باشد؛ مثل آداب ثروتمندان يا پزشکان در حالي‌که اخلاق فراگير و عمومي است و به طبقه‌اي يا صاحبان پيشه‌اي اختصاص ندارد.

مصاديق و انواع آداب

مي‌توان آداب را به اعتبار خاستگاه‌هاي آن به آداب ديني و غيرديني تقسيم کرد. آداب ديني يا مستقيماً مستند به نصوص ديني هستند و يا اهل ايمان، آنها را بر اساس فهم خود از دين و با الهام از منابع ديني ابداع کرده و خود را مقيد به مراعات آنها مي‌دانند و آداب غيرديني، آدابي هستند که پيدايش و رواج آنها ريشه در ويژگي‌هاي منطقه‌اي، نژادي، تاريخي، صنفي، جنسي و امثال آن دارد. به عنوان مثال، سعي در زودتر سلام کردن، جواب سلام را کامل‌تر ادا کردن، برگزاري جشن عبادت و نشستن در اولين جاي خالي هنگام ورود به مجلس از آداب ديني است.

همچنين آداب را مي‌توان به فردي و اجتماعي تقسيم کرد. اگر در رعايت ادب، کسي جز فاعل آن حضور نداشته باشد ادب، کاملاً فردي است؛ مانند آداب نماز خواندن و خوابيدن. اما اگر رعايت ادب به شرط حضور ديگران باشد ادب اجتماعي است؛ مانند آداب معاشرت و ازدواج.

شيوة تغذيه، خودآرايي (نوع پوشش و ظواهر)، بهداشت و سلامت، معاشرت (سلام، مصافحه، نشست و برخاست، گفتگو و...)، نمونه‌هايي از آداب هستند.

اهميت آداب و آثار اجتماعي آن

آداب اسلامي نماد ظاهري اسلام است. مسلمان بودن با انجام هر گونه رفتاري قابل جمع نيست. يعني آنگاه که به ارزش‌هاي اسلامي سر تسليم فرود مي‌آوريم، ديگر هر گونه رفتار يا ظاهري را نمي‌توانيم براي خود انتخاب کنيم. آداب اسلامي آن گونه ظاهري است که با اعتقادات و ارزش‌هاي اسلامي سازگار است و نمود خارجي توحيد نظري و توحيد عملي مي‌باشد. مي‌توان به وجهة اجتماعي آن هم نظر دوخت. وقتي يک امت به آداب خاصي ملتزم باشد ساخت اجتماعي متناسب با اعتقادات و ارزش‌هاي خود را نيز پديد مي‌آورد. مثلاً در جامعه‌اي که ارزش‌هاي اسلامي نهادينه شده باشد و بندگي پروردگار فراگير گشته تبليغ کالاهايي که حرص و دنياطلبي را بيفزايد ناهنجار ديده مي‌شود و مجالي نمي‌يابد.

چگونگي رفتار ظاهري انسان نمادي است از نوع تفکر و علاقه او. رفتارهايي که از هر کس سر مي‌زند به نوعي او را به ديگران ـ و حتي به خود ـ معرفي مي‌کند. احوال دروني او را آشکار مي‌سازد و باورها و پسندهاي او را مي‌نماياند. مثلاً پيراهن مشکي شيعيان در ايام عزاي اهل بيت عليهم السلام، عشق و علاقة عمومي آنان را به خاندان پيامبر و اعتقادشان را به اين فرهنگ، بيان مي‏کند. از اين رو، اين احوال ظاهري اگر ميان کساني مشترک باشد نشان از همفکري و قرابت آنان دارد و اگر در ظاهر افراد و نوع زندگي آنان تفاوتي باشد، مي‌توان حدس زد که در نگاه و ارزش‌هاي آنان نيز احتمالاً تفاوت‌هايي وجود دارد. لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمي است که او بر سر در خانة وجود خود نصب کرده ‏است و با آن اعلام مي‏کند که از کدام فرهنگ تبعيت مي‏کند. همچنان که هر ملتي با وفاداري و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هويت ملي و سياسي خود ابراز مي‏کند هر انسان نيز مادام که به يک سلسله ارزش‏ها و بينش‏ها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آن ارزش‏ها و بينش‏ها را از تن به در نخواهد کرد.

بر اين اساس، تغييري که در شکل و ظاهر انسان‏ها رخ مي‏دهد، نشان از طوفاني دروني دارد که بر افکار و اميال آنان اثر گذاشته ‏است. لباس انسان در نگاه نخست، شأني از ظواهر اوست و جلوة بيروني شخصيت او به شمار مي‏رود، اما در نگاه دقيق، پيوندي ناگسستني با باطن او دارد و پرده‏اي از واقعيات درون او را مي‏نماياند. لباس نه تنها تحت تأثير فرهنگ جامعه است که معرف شخصيت تک‏تک افراد جامعه نيز هست، و البته ميان شخصيت افراد و فرهنگ عمومي جامعه نيز ارتباطي قوي وجود دارد. در جامعه‏اي که ارزش‏هاي والاي معنوي و انساني، بي‏اعتبار باشد و عالم درون انسان، حيثيت و معنايي مستقل از نمايش‏ها و جلوه‏هاي بيروني نداشته باشد، قهراً شخصيت انسان به کلي بر پاية توجه ديگران و اظهار نظر آنان دربارة وي، شکل مي‏گيرد و پيداست که افراد در چنين جامعه‏اي سعي مي‏کنند با هر وسيله و از جمله با لباسي که به تن مي‏کنند، براي خود نوعي تشخص و تعين ايجاد کنند. مد و تغييرات بي‏شمار و بي‏دليلي که همواره در لباس رخ مي‏دهد، چنين زمينه‏اي در ضمير و روان افراد دارد.

گفتيم آداب اسلامي نماد ظاهري اسلام است. هر نمادي علاوه بر اينکه معنا و مفهوم خود را مي‏نماياند، درجة حضور و حيات آن معني را در جامعه بيان مي‏کند. التزام مسلمانان به احکام و آداب شرعي، اعلام حضور اسلام و حيات آن در جامعه و نيز توسعه دهندة فکر و ايده و فرهنگ اسلامي خصوصاً براي نسل‏هاي آينده است. نماز يک مسلمان و همة آداب و جلوه‌هاي ظاهري رفتار او يادآور فرهنگ اسلامي و تبليغ غير مستقيم انديشة توحيدي است. بنابراين نبايد التزام به آداب را به ظاهرگرايي يا جزئي‌نگري متهم ساخت. بلکه با توجه به آثار تربيتي و فرهنگي فراوان اين جلوه‌هاي رفتاري بايد پاي‌بندي به آن را بيشتر کرد.

دنياي غرب نيز با توجه به اهميت فراوان آداب و به منظور انتشار فرهنگ و آداب و سبک زندگي مورد قبول خود چند تلاش عمده را انجام مي‏دهد:

1. يگانه، منحصر به ‌فرد، جذّاب و در عين ‌حال گريزناپذير نشان‌ دادن فرهنگ و زندگي مدرن و غربي و تبليغ عناصر قوّت و جذّابيت‌ها و امكانات پنهان و آشكار آن؛

2. تضعيف و ناكارآمد نشان دادن فرهنگ‌هاي خاص و بومي ديگر،‌ به ويژه فرهنگ اسلامي، از طريق تحقير زندگي سنتي و تخريب نمادها و اسطوره‌هاي آن؛

3. دعوت به جايگزين ‌ساختن آداب، سبك‌ها و شيوه‌هاي زندگي مدرن به جاي اشكال فرهنگ سنتي و اسلامي.

 

 

 

 

به هر حال، با توجه به اهميت آداب و نمادها و توانايي ويژة آداب و سبک‌هاي زندگي در انتقال باورها و ارزش‌ها، تلاش براي (1) اظهار آداب و ابراز شعاير، (2) بزرگ‌داشت آنها و (3) محافظت از آنها، ضروري است. از طرف ديگر، موضع‏گيري در مقابل سنت‏هاي باطل و انديشه‏هاي نادرست مقتضي تحقير، تحريف و يا از بين بردن نشانه‏هاي آن است. توصيه به از بين بردن هياکل عبادت مثل بت و صليب، اقدام حضرت موسي(عليه‌السلام) در به آتش کشيدن گوسالة سامري و به دريا ريختن خاکستر آن و تخريب مسجد ضرار توسط پيامبر اکرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) نمونه‏هايي از اين موارد است. استفاده از آداب و نمادهايي که متعلق به فرهنگ باطل است، تبليغ و تقويت آن فرهنگ و اعلام حيات و حضور آن در جامعه است. ما با استفاده از اين آداب عضويت خود را در آن انديشه و وفاداري خود را نسبت به آن اعلام مي‏کنيم و جزو لشکريان آن محسوب مي‏شويم. پيامبر اکرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) به امت خود سفارش مي‏فرمودند:

وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُود؛

ظاهر خود را مانند قوم يهود مگردانيد.

از ثمرات مهم تأدب به آداب اسلامي، رشد ارزش‌هاي انساني است. به طور کلي رعايت آداب اجتماعي باعث ايجاد روابط پايدارتر، عميق‌تر، صميمي‌تر، شيرين‌تر و مؤثرتر ميان افراد جامعه مي‌گردد. يکسان بودن رويه‌ها در جامعه، انس و تفاهم بيشتري ميان افراد پديد مي‌آورد. مثلاً سلام سرآغاز رواج الفت و محبت است. اگر اين ادب را از ميان برداريم زمينه بسياري از پيوندهاي اجتماعي برداشته خواهد شد. تأدب به هر يک از آداب اسلامي، انسان را در نظر ديگران، زيبا و آراسته مي‌کند؛ گويي انسان با تأدب به هر ادبي، لباسي جديد بر تن مي‌کند؛ امير مؤمنان علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «الْآدَابُ‏ حُلَلٌ‏ مُجَدَّدَة؛ آداب، زيورهاى نوين- جان و تن- است.»

به اين ترتيب تأدب به آداب اسلامي، ديگران را جذب مي‌کند و بستر خوبي براي الگوسازي عملي، امر به معروف و نهي از منکر و اصلاح جامعه فراهم مي‌سازد. انسان از راه تأدب به آداب پسنديده، قدر و قيمتي بالاتر پيدا مي‌کند و مورد احترام قرار مي‌گيرد. همين امر باعث مي‌شود که در معرض مسئوليت‌هاي بزرگ‌تري قرار گيرد. در حالي که به فرمودة امام علي(عليه‌السلام):

لَا يَرْأَسُ مَنْ‏ خَلَا عَنِ‏ الْأَدَبِ‏ وَ صَبَا إِلَى اللَّعِب‏؛

انسان خالي از ادب و بازي‌گوش به رياست نمي‌رسد.

آداب و فقه

مباحث فقهي ـ آدابي عهده‌دار تنظيم ظاهر زندگي و لايه بيروني زندگي فرد است. صورت‌بندي لاية ظاهر زندگي بر اساس مباني و اصول معنوي اسلام آداب زندگي اسلامي را پديد مي‌آورد. الگوي زندگي ديني چهرة عيني، تفصيلي و جامع دستورات ديني است که اين چهره معمولاً رغبت بيشتري برمي‌انگيزد و با پذيرش بيشتري در جامعه مواجه مي‌شود. از اين رو در تبليغ دين نيز مي‌توان از اين رويکرد استفاده کرد. آداب اسلامي در علم فقه و علم اخلاق منعکس شده است. علم فقه علاوه بر بيان واجبات و محرمات،‌ بيان مستحبات و مکروهات را نيز بر عهده دارد و به موضوع آداب هم پرداخته است. اخلاق نيز بسياري از آداب را در خود دارد. البته انتظار مي‌رود آداب به تناسب گسترش زندگي ما در اين عصر و روزگار، توسعه يابد و کليات اخلاقي به صورت دستورالعمل‌هاي کاربردي درآيد و به چگونگي تجسد خارجي آنان خصوصاً در عصر جديد تصريح شود. مثلاً چگونگي تحقق خارجي زهد، سخاوت، احسان، مردانگي و شفقت را در دنياي جديد بايد معلوم کرد.

نکته‌اي که بايد به طور جد مورد توجه قرار گيرد اين است که گاهي نظر دين را در باب حلال و حرام يا مجاز و ممنوع يک فعل جويا شويم و گاهي هم مي‌خواهيم بدانيم که آيا دين به چنان فعلي توصيه کرده است يا نه. بنابراين، نبايد دستورات ديني و خواسته‌هاي ديني را در حلال و حرام شرعي منحصر کرد. به بيان ديگر، اگر فرض کنيم موضوعي قطعاً از نظر فقهي حلال است باز هم مجال پرسش از خوبي و بدي آن باقي است. هنجارهاي قابل توصيه و بايد و نبايد‌هاي اخلاقي و آدابي، فراتر از حليت و حرمت است. به جهت آنکه جواز فقهي اعم از جواز اخلاقي است. به اين ترتيب، پاسخ فقهي براي يک موضوع که مرز حلال و حرام را روشن مي‌گرداند، پايان بررسي اسلامي آن و به معناي کفايت مذاکرات نيست. مثلاً از نظر فقهي حد واجب شرعي پوشش براي مردان، يک لباس کوچک ساتر عورتين است. اما آيا مي‌توان اين گونه لباس پوشيدن را توصيه و به صورت فرهنگ عمومي ترويج کرد؟ اين نشان مي‌دهد که در مقام فرهنگ‌سازي و جامعه‌سازي بايد از مرزهاي فقهي به سوي کانون اخلاق تعالي پيدا کرد و نظام آداب يا توصيه‌ها و ارزش‌ها را ترويج کرد.

گويا رفتارهاي انسان مسلمان در مجموعه‌اي از انتخاب‌ها، محدود به حداقل و حداکثري است که مسلمان در حرکت ميان اين کف و آن سقف مختار است؛ اما توصيه شده همواره از کف فاصله بگيرد و خود را به سطح بالا نزديک گرداند. مانند اينکه نمره قبولي دانش‌آموز در مدرسه ميان ده و بيست قرار دارد. اما نمره ده کف توقع از او است. هر چه دانش آموز به بيست نزديک‌تر باشد موفق‌تر و خواستني‌تر است. در واقع نمره ده مورد رضايت نيست و به ناچار پذيرفته مي‌شود.

در شريعت اسلام نيز بعضي از امور حلال‌اند. اما حلالي که نبايد آن را مرتکب شد. حلالي که به فاصله گرفتن از آن توصيه مي‌شود و تنها در شرايط خاص و از سر ناچاري به آن رضايت داده مي‌شود. زندگي مسلمان بايد مورد رضايت حداکثري خدا باشد نه اينکه تنها از خشم خدا دور ماند. بر خلاف اين دستور روشن، برخي افراد به بهانه «مگر حرام است؟» به حداقل‌ها اکتفا کرده و هر حلالي را مرتکب مي‌شود و به اين ترتيب از مطلوبيت‌هاي شرعي فاصله زيادي گرفته است. شايد تفاوت تعبير اين دو آيه ناظر به همين موضوع باشد:

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها؛ از مرزهاي خدا تعدي نکنيد.

تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها؛ به مرزهاي خدا نزديک نشويد.

بسياري از مصاديق لهو و لغو از نظر فقهي حلال است؛ اما بدان توصيه نمي‌شود. بلکه خداي متعال شرط موفقيت و فلاح مؤمنان را پرهيز از اين حلال‌ها دانسته است:

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛

مؤمنان رستگار شدند؛ کساني كه در نمازشان خشوع دارند و آنها كه از لغو و بيهودگى روى‏گردانند.

براي اسلامي شدن زندگي کافي نيست که از حرام پرهيز شود. ممکن است تمام زندگي از حلال پر باشد مثلاً از صبح تا به شام را به سرگرمي‌هاي حلال بپردازيم؛ اما زندگي ما اسلامي نباشد. از اين جهت در ترسيم سبک زندگي اسلامي نبايد صرفاً به دنبال حلال و حرام باشيم؛ بلکه بايد به کشف توصيه‌ها و ارزش‌ها اهتمام کنيم.

موانع تأدب و عوامل ادب‌گريزي

يکي از مهم‌ترين عوامل ادب‌گريزي، جهل نسبت به آداب و چگونگي آنها است. شناخت آدابِ عمل، شرط لازم و مقدمه التزام به آن است. عدم درک درست از معنا و کارکردهاي مثبت آداب نيز به اين موضوع ملحق مي‌شود.

کساني به جهت عدم توجه به آثار مهم پاي‌بندي به آداب، از التزام به آن طفره مي‌روند. اين ادب‌گريزي به جهت پرهيز از صورت‌هاي کليشه‌اي و حاصل کهنه پنداشتن يا دست و پا گير شمردن اين قبيل تقيدات است. گمان مي‌شود که اين التزام با آزادي عمل و خلاقيت انسان منافات دارد و ثمره‌اي جز زندگي کردن در حصار سليقه ديگران و دست برداشتن از پسند و ذائقه خويش ندارد. اما بايد دانست که تقيد به آداب، نازله اخلاق و جلوه ظاهري يا صورت بيروني آن است و به جهت تأثير و تأثر متقابل ميان ظاهر و باطن، امتداد طبيعي اخلاق به شمار مي‌رود. شايد به همين خاطر است که در نظام ارزشي اسلام حجم وسيعي از آموزه‌ها به آداب مربوط است. از طريق تقيد به آداب و قالب‌بندي رفتار مسير تربيت بسيار کوتاه و هموار مي‌شود. نقش ادب در تربيت چنان است که از تربيت به تأديب نام برده شده است.

غيرمنطقي بودن برخي از آداب در برخي جوامع و نيازمندي آن به اصلاح نيز، مانع ديگري در التزام به آداب است. اين مانع به ويژگي حق‌جويي انسان باز‌مي‌گردد که تا صحت و استحکام مطلبي برايش اثبات نگردد بدان تن نمي‌دهد. اين مخالفت نه تنها مذموم نيست که پسنديده هم هست.

همچنين يکي از موانع تأدب به آداب ديني، بي‌حوصلگي و راحت‌طلبي است؛ انسان تمايل ندارد به محدوديت‌هايي که مراعات آداب براي او ايجاد مي‌کند تن دهد. دل‌بستگي و اشتغال به مشتهيات بيهوده و بازدارنده نيز در همين راستا قرار مي‌گيرد.

سبک زندگي

سبک زندگي (Life Style) نظام‌واره و سيستم خاص زندگي است که

به يک فرد، خانواده يا جامعه با هويت خاص اختصاص دارد. اين نظام‌واره هندسة کلي رفتار بيروني و جوارحي است و افراد، خانواده‌ها و جوامع‌ را از هم متمايز مي‌سازد. سبک زندگي را مي‌توان مجموعه‌اي کم و بيش جامع و منسجم از عملکردهاي روزمره يک فرد دانست که نه فقط نيازهاي جاري او را برآورده مي‌سازد، بلکه روايت خاصي را که وي براي هويت شخصي خويش بر مي‌گزيند، در برابر ديگران مجسّم مي‌سازد. سبک زندگي کاملاً قابل مشاهده يا قابل استنتاج از مشاهده است. اگر بخواهيم رابطه سبک زندگي را با آداب بيان کنيم بايد بگوييم هيئت ترکيبي آداب، يعني رفتارهاي ساده و جلوه‌هاي ظاهري ما وقتي به صورت يکپارچه در نظر گرفته مي‌شود سبک زندگي ما را رقم مي‌زند. مصرف، معاشرت، لباس پوشيدن، حرف زدن، تفريح، اوقات فراغت، آرايش ظاهري، طرز خوراک، معماري شهر و بازار و منازل، دکوراسيون منزل و امثال آن، در يک بسته کامل از سبک زندگي ما قرار دارند. اين جلوه‌هاي رفتاري ظهور خارجي شخصيت ما در محيط زندگي و نشاني از عقايد، باورها، ارزش‌ها و علاقه‌هاي ما است و ترکيب آنها ترکيب شخصيت فردي و اجتماعي ما را مي‌نماياند.

سبک زندگي شامل نظام ارتباطي، ‌نظام معيشتي، تفريح و شيوه‌هاي گذران اوقات فراغت، الگوي خريد و مصرف،‌ توجه به مد، جلوه‌هاي عيني شأن و منزلت، استفاده از محصولات تکنولوژيک، نحوة استفاده از صنايع فرهنگي، نقاط تمرکز علاقه‌مندي در فرهنگ مانند دين، خانواده، ميهن، هنر، ورزش و امثال آن مي‌شود. فهرست رفتارها، نوع چينش آنها، نحوة تخصيص وقت، ضريب‌ها و تأکيدها از جمله متغيرهايي هستند که در شکل‌گيري سبک زندگي دخيل‌اند. مثلاً سبک زندگي ثروتمندان و اشراف، سبک زندگي نظامي‌ها و کشاورزها، سبک زندگي آمريکايي، چيني، ايراني، سبک زندگي دين‌داران يا حزب اللهي‌ها از لحاظ اين متغيرها متفاوت است.

سبک زندگي شکل مدرن گروه‌بندي‌هاي اجتماعي و منبع هويت انسان است و مانند طبقه يا قوميت به انسان معني يا حسّ هويت مي‌دهد. مثلاً براي فرد مهم است که مانند فلان شخصيت زندگي کند، ديوار خانه‌اش را فلان رنگ کند، يا تفريح خاصي داشته باشد.

ويژگي‌هاي سبک زندگي

براي دريافت بهتر مفهوم سبک زندگي ويژگي‌هاي آن را بر مي‌شماريم:

نخست: سبک زندگي، ترکيبي از صورت (سبک) و معنا (زندگي) است. رفتاري برآمده از باورها و پسندها و مبتني بر ديدگاهي مصرّح و آگاهانه يا غيرمصرّح و نيمه خودآگاه در فلسفة حيات است. اينکه شخص زندگي خاصي را آرزو مي‌کند يا زندگي خاصي را به مسخره مي‌گيرد و به شدت نقد مي‌کند، مي‌گويد «زندگي يعني اين!»، «خوش به حال فلاني!» نشان دهندة نظام ارزشي او است و در انتخاب سبک زندگي بسيار تأثيرگذار است. سبک زندگي را نمي‌توان از باورها و ارزش‌ها بريده دانست. ظواهر زندگي حاصل آن باورها و پسندها است.

دوم: مجموعة عناصر زندگي وقتي به سبک زندگي تبديل مي‌شوند که به حد نصاب انسجام و همبستگي رسيده و همخواني و تناسب داشته باشند. مجموعه‌اي در هم از چندين نوع منطق و مدل، سبک زندگي نيست. مثلاً نظام ارتباطي بايد با نظام معيشتي، نظام اعتقادي، نظام فرهنگي و نظام مصرف تناسب داشته باشد. اين تناسب بايد مقداري پايدار بماند. انسجام موقتي که تحت تأثير جوّ اجتماعي خيلي زود از بين رود سبک زندگي را پديد نمي‌آورد. مثلاً نوجواني که هنوز شاکلة‌ هويت فکري، فرهنگي، اجتماعي‌اش کامل نشده و به درستي شکل نگرفته و رفتارهاي متنوعي دارد، داراي سبک زندگي نمي‌باشد.

سوم: در پديد آمدن سبک زندگي اکثر عناصر، اختياري است. اگر فردي در يک اردوگاه کار اجباري يا در اسارت و تحت فشار بيروني، مجبور به رفتار بر اساس نوع خاصي از زيستن شود، سبک زندگي ندارد. سبک زندگي بايد انتخاب شود و شخص فعالانه در تعريف و چينش و معماري آن بر اساس نظام اعتقادي و ارزش‌هايش مشارکت داشته باشد. البته رسانه‌ها دائماً تصويرهاي جديد سبک زندگي را منتشر مي‌کنند و ذهن‌ها و دل‌ها را براي انتخاب آن برمي‌انگيزند.

چهارم: سبک زندگي قابل ايجاد و قابل تغيير است؛ زيرا نوعي انتخاب شخصي و آيين فردي است. نوعي طراحي است که مي‌توان آن را نقد کرد و مي‌توان آن را درانداخت. گرچه شرايط اجتماعي ممکن است تغيير و تحول در سبک زندگي را بسيار دشوار گرداند.

پنجم: جز در دوران کودکي که هنوز شخصيت فرد شکل نگرفته است، نمي‌توان انساني را بدون آداب يا سبک زندگي تصور کرد. در حقيقت، هيچ کس بي‌ادب نيست؛ همان گونه که بي‌تربيت، بي‌فرهنگ و بي‌شخصيت نيست؛ حتي اگر انسان تحت تأديب صحيح قرار نگيرد بي‌ادب نمي‌شود؛ بد ادب، بد‌تربيت و بدشخصيت مي‌شود. ما اگر شکل خاصي از زندگي را با اراده و اختيار خود انتخاب نکنيم ناخودآگاه در قالب‌هاي تعين يافته محيط و جامعه قرار مي‌گيريم. بنابراين چه خوب است که آگاهانه و از سر اختيار صورت زندگي خود را تعيين کنيم و اجازه ندهيم شرايط محيطي رنگ شخصيت ما را عوض کند.

ششم: سبک زندگي به يک نوع هويت اجتماعي ختم مي‌شود. پديدارشناسان فرهنگي تاکيد مي‌کنند که سبک زندگي براي افراد شخصيت مي‌سازد؛ يعني فرد کلاس هويتي خود را با نوع ارتباطات، نوع شغل، سبد مصرفي و ساير ظواهر انتخابي خود، معرفي مي‌کند. از سوي ديگر، فرد بر اساس سبک زندگي (يعني چيزي که مي‌خورد و مي‌پوشد، جايي که زندگي مي‌کند، ماشيني که سوار مي‌شود و کساني که حشر و نشر دارد و...) آرام آرام به رفتارهايي عادت مي‌کند و از درون شکل مي‌گيرد. اين موضوع باعث مي‌شود که نظام ارزشي خاصي نيز برايش دروني شود.

تجزيه و تحليل ما هم از شخصيت و هويت ديگران تا اندازه‌اي به همين ظواهر وابسته است. براي قضاوت دربارة يک فرد معمولاً اگر پاسخ اين سوال‌ها را بدانيم برچسبي نسبتاً مطمئن بر او مي‌زنيم: «چه کاره‌اي؟ چقدر درآمد داري؟ ماشين و وسايل زندگي‌ات چگونه است؟ کدام محله زندگي مي‌کني؟ محل آمد و شد تو بيشتر کجا است؟ باشگاه؟ هيئت؟ کدام رستوان‌ها؟ و ...» به اين ترتيب موضع‌گيري‌ها، رفتارها و قضاوت‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي ديگران براي ما قابل پيش‌بيني خواهد شد. «از کوزه برون همان تراود که در اوست.»

هفتم: در سطح کلان اجتماعي، سبک زندگي همگرايي و واگرايي‌ پديد مي‌آورد. کساني که سال‌ها مانند هم زيسته‌اند آرام آرام مانند هم فکر مي‌کنند و حساسيت‌ها و علاقه‌هايي مشترک خواهند داشت. اين همگرايي از پيش تعريف نشده، به موضع‌گيري‌ها و قضاوت‌هاي اجتماعي فرهنگي و اخلاقي يکسان خواهد رسيد و يک قطب هم‌نوا يا قدرت اجتماعي پنهان تشکيل خواهد داد.

عوامل ايجاد سبک زندگي

سبک زندگي تحت چه عواملي قرار دارد؟ چگونه شکل مي‌گيرد؟ و چه دست‌هاي هدايتگر پنهاني آن را مديريت مي‌کند؟

بي‌گمان اقشار پيشتاز جامعه مانند عالمان،‌ اساتيد برجسته دانشگاه، حاکمان و بزرگان، نخبگان علمي و فرهنگي و ورزشي و هنري در شکل‌دهي به سبک زندگي بسيار مؤثرند. البته ميزان دريافت و ضريب تأثيرگذاري هر يک از اين گروه‌ها متفاوت است. همچنين در يک مقياس وسيع‌تر سبک زندگي توده جامعه ما به شدت تحت تاثير رسانه‌هاي تصويري است. در دنياي مدرن، رسانه‌ها ارتباط فراواني با زندگي پيدا کرده‌اند. آمارها نشان مي‌دهد که تقريباً در سراسر دنيا پس از «خواب» و «کار براي تأمين معاش» استفاده از رسانه‌ها سومين کاري است که بشر انجام مي‌دهد و مصرف رسانه‌اي از محوري‌ترين عناصر زندگي شده است. به همين دليل، نقش رسانه‌ها در ترويج سبک زندگي غربي در دنياي کنوني و تخريب و تضعيف باورها و ارزش‌هاي اسلامي نقشي بسيار جدي است. تا جايي که برخي معتقدند در حال حاضر يک جنگ جهاني رسانه‌اي عليه اسلام و جمهوري اسلامي در حال انجام است. شبکه‌هاي مختلف تلويزيوني و ماهواره‌اي و اينترنتي روزانه هزاران ساعت برنامه‌هاي مختلف تصويري در جهت تقويت سبک زندگي غربي و تخريب فرهنگ‌هاي رقيب پخش مي‌کنند. رسانه‌هاي غربي مي‌کوشند که کعبة آمال و آرزوها را زندگي غربي معرفي کنند. به همين دليل هيچ‌گاه ضعف‌ها و سستي‌ها و نقاط منفي آن را منعکس نمي‌کنند. زيرا به خوبي مي‌دانند که اگر براي يک مسلمان متدين پرده آخر زندگي غربي نمايش داده شود از آن سخت متنفر مي‌گردد و هرگز آن را نمي‌پذيرد، اما به صورت تدريجي و خزنده عناصر سبک زندگي فرنگي يک به يک و قدم به قدم از طريق ماهواره، اينترنت، تلويزيون، کتاب، مدل لباس، معماري، مصرف و... وارد مي‌شود و حساسيت يا مقاومتي برنمي‌انگيزد! تن دادن به الگوي زندگي غربي در واقع تن زدن از شريعت اسلامي است. اين اتفاق به سهولت و تا حدي بدون حساسيت در جامعۀ ما در حال صورت گرفتن است. يکي از ريشه‌هاي آن ناآشنايي با الگوي زندگي اسلامي است.

دين و سبک زندگي

سبک زندگي هر فرد و جامعه‌اي متأثر از نوع باورها (جهان‌بيني) و ارزش‌هاي (ايدئولوژي) حاکم بر آن فرد و جامعه است. جهان‌بيني مادي و ارزش‌هاي لذت‌گرايانه و سودمحورانه طبيعتاً سبک زندگي خاصي را پديد مي‌آورند. همانطور که جهان‌بيني الهي و ارزش‌هاي کمال‌گرايانه و سعادت‌محورانه سبک خاصي از زندگي را شکل مي‌دهند. بنابراين دين در گام نخست با ارائة جهان‌بيني و ايدئولوژي ويژه‌اي زيربناي شکل‌دهي به زيست دين‌دارانه را مي‌سازد. در مرحلة بعد دين با ارائة آداب و دستورالعمل‌هاي خاصي براي همة ابعاد زندگي انسان در حقيقت به دنبال شکل‌دهي به نوع خاصي از زيست انساني است. دستورالعمل‌هاي اخلاقي و حقوقي و فقهي دين، در واقع به منظور ارائة الگويي از زيست ديني و خداپسندانه است. دستورالعمل‌هايي که در حوزة پوشش، خوراک، آرايش، رفتار با خانواده، رفتار با همسايگان، رفتار با هم‌کيشان و غير همکيشان و تعاملات و ارتباطات بين الادياني و بين المذاهبي در دين مطرح شده است همگي براي ساختن سبک زندگي ديني است.

به تعبير ديگر، سبک زندگي هر کسي متأثر از اهداف يا هدف غايي او است. هدف غايي و نهايي هر کسي به صورت طبيعي آداب متناسب با خود را بر فرد الزام مي‌کند؛ يعني الزامات رفتاري و انضباط خاصي را پديد مي‌آورد. مثلاً کسي که مي‌خواهد در يک رقابت سنگين علمي مانند کنکور شرکت کند، اگر در اين هدف جدي باشد، آرايش فعاليت‌هاي خود را به تناسب آن تغيير مي‌دهد؛ براي آنکه فکرش پراکنده نباشد، دغدغه‌هاي مزاحم را دور مي‌کند، از خواندن روزنامه و رمان پرهيز مي‌کند، برنامه غذايي خود را کنترل مي‌کند، محيط آرامي را براي مطالعه انتخاب مي‌کند، روابط خود را محدود مي‌سازد، ميهماني نمي‌رود، ميهمان نمي‌پذيرد و تلفن همراه خود را در ساعات مطالعه خاموش مي‌کند. اکنون کسي را فرض کنيد که هدفش در زندگي به دست آوردن لذت بيشتر است. اگر اين هدف جدي شده باشد آداب و انضباط خاص خود را پديد مي‌آورد. مثلا آن فرد روي موضوعاتي فکر نمي‌کند، از مشکلات مردم خبر نمي‌گيرد، ابزارهاي سرگرمي و لذت‌جويي خود را تهيه مي‌کند، در دعواها و درگيري‌ها دخالت نمي‌کند و برخي از روابط را حذف مي‌کند.

کسي که تقرب به خدا و لقاء الله را هدف نهايي خود مي‌بيند، همة شؤون زندگي خود،‌ از نماز و عبادت تا کسب و کار، تحصيل، تفريح، معاشرت، بهداشت، خوراک، معماري، هنر، سخن گفتن، توليد، مصرف، آراستگي ظاهري و امثال آن را در مسير اين هدف قرار مي‌دهد. يعني به همة جزئيات زندگي خود صبغة الهي مي‌بخشد. مسلمان نه فقط در مسجد که در خانه، بازار، کلاس درس، مدرسه، محل کار و خيابان نخست به رضاي خدا مي‌انديشد.

انسان مسلمان به طور طبيعي مدلي را که بيشترين بندگي در آن اشراب شده باشد و بيشترين هماهنگي را با دستيابي به قرب الهي داشته باشد در زندگي فردي و اجتماعي خود مطلوب مي‌داند. مثلاً در انتخاب لباس و نوع پوشش به رضاي خدا و تقويت صفت بندگي توجه مي‌کند در حالي‌که يک انسان لذت‌جوي هوس‌پرست فقط به راحتي و لذت‌جويي خود توجه مي‌کند و لباسي تنگ و تُنُک انتخاب مي‌کند با ترکيبي از پوشيدگي و برهنگي که بيشترين خيال‌انگيزي و التذاذ را پديد آورد.

اسلامي بودن آداب و توحيدي بودن شيوه زندگي به اين معناست که

سبک زندگي بتواند بسترساز «عبوديت الهي» در حيات انساني باشد. به گفتة

علامة طباطبايي ادب الهي، انجام عمل بر هيأت توحيد است. به اين ترتيب آداب اسلامي عمدتاً آداب بندگي است. يعني جلوه‌هاي ظاهري عبوديت، و تصوير توحيد در ظواهر انسان. از اين رو است که مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه‌اي مي‌فرمايد:

توحيد صرفاً يک نظريۀ فلسفي و فکري نيست؛ بلکه يک روش زندگي براي انسان¬هاست: خدا را در زندگي خود حاکم کردن و دست قدرت¬هاي گوناگون را کوتاه کردن. لاإله إلا الله که پيام اصلي پيغمبر ما و همۀ پيغمبران است، به معناي اين است که در زندگي و در مسير انسان و در انتخاب روش‌هاي زندگي، قدرت¬هاي طاغوتي و شيطان¬ها نبايد دخالت کنند. اگر توحيد در زندگي جامعۀ بشري تحقق پيدا کند، دنياي بشر هم آباد خواهد شد؛ دنيايي در خدمت تکامل و تعالي حقيقي انسان.

اگر ما به توحيد اعتقاد داشته باشيم اما در عمل بدان ملتزم نباشيم و رسم بندگي را بجا نياوريم به تعبير شهيد مطهري گرفتار نوعي ماترياليسم اخلاقي و شرک عملي هستيم. يعني عمل‌مان موحدانه و غيب‌باورانه نيست و فاصله بين اعتقاد و عمل ما زياد است.

تحول در سبک زندگي

ترديدي نداريم که صورت زندگي کنوني ما تنها شکل ممکن و بهترين شکل موجود براي زندگي نيست. برخي از بخش‌هايي که ما آن را جزء ضروريات مي‌دانيم در گذشته‌اي نه چندان دور اصلاً وجود نداشته است. بي‌گمان اشکالاتي در صورت زندگي کنوني ما هست که با برطرف کردنش معضلات فراواني حل خواهد شد و نيز جاي برخي بخش‌ها در زندگي ما خالي است که بودنش زندگي ما را بسيار بهتر مي‌کند. بودن و نبودن يک بخش در زندگي ما، به عالمي بر مي‌گردد که براي خود ساخته‌ايم، پاسخ‌هاي بنيادي ما به تعريف سعادت و انسان، و تلقي ما از مبدأ و مقصد و تصميم‌هاي اجتماعي بشر در اين دوره از حيات، مجموعه‌اي از امکان‌ها و عدم امکان‌ها ايجاد کرده که به ما اجازه نمي‌دهد به راحتي هر انتخابي داشته باشيم.

اگر به تحقق شيوه‌اي از زندگي که هماهنگ با نظام هستي باشد مشتاق هستيم دست‌کم بايد بتوانيم براي اين پرسش‌ها پاسخي روشن داشته باشيم: در پس هر يک از اجزاي شيوة زندگي ما چه انديشه‌ايي نهان است؟ بر اساس انديشه‌ايي که رو به جانب حق دارد، سبک زندگي چه شکلي به خود خواهد گرفت؟

آيا مي‌توان به شکل ديگري زندگي کرد؟ آيا زندگي کنوني ما نيازمند تغيير است؟ آيا برگزيدن سبکي خاص در زندگي، بر فرهنگ و اخلاق و انديشه جامعة مؤثر است؟ اگر سبک زندگي تجلي فرهنگ و انديشه است، آيا مي‌توان گفت تا انديشه‌اي نو در جان مردمان ظهور نکند، تغيير در شيوة زندگي ناممکن يا بي‌فايده است؟

ما در طول شبانه‌روز خواسته يا ناخواسته با مسائلي رو به رو هستيم و به برخي مي‌انديشيم و برخي را رها مي‌کنيم. چه موضوعاتي بايد جزو موضوعات روزانه ما باشد و نيست؟ مشغوليت به کدام موضوعات نبايد باشد و هست؟ اساساً اين بايد و نبايدها از چه مبنايي اخذ مي‌شود؟ اگر بر اساس هدف خلقت زندگي را سامان دهيم، خريد کردن و غذا خوردن ما چه شکلي به خود خواهد گرفت؟ آيا مي‌توانيم ساختمان‌هاي‌مان را به شکل ديگري بسازيم. ساعات خواب‌مان را تغيير دهيم، به موضوعاتي فکر نکنيم، مهماني‌هايمان را به شکل ديگري برگزار کنيم. چرا اين سبک‌ها را براي زندگي برگزيده‌ايم؟ آيا اين نمونه‌‌ها را بهترين سبک‌‌ها يافته‌ايم؟ مگر قبل از انتخاب هر يک از موارد فوق، گونه‌‌هاي مختلف آن را بررسي کرده‌ايم تا ادعا کنيم که نمونه‌‌هاي رايج برترين‌‌ها هستند؟ اگر چنين نيست آيا در اين زمينه تکليفي نداريم؟

شايد کسي بگويد اصولاً چه اهميتي دارد که براي تأمين نياز‌ها و گذران زندگي خود از چه سبکي استفاده کنيم؟ مگر نه اين است که بشر در هر دوره‌اي متناسب با داشته‌‌ها و دانسته‌‌ها و امکانات خود به گونه‌اي، رفع نياز مي‌کرده است؟ در اين سوال يک تقابل عيني ميان ظاهر و باطن و نيز اعطاي سهم تأثيرها به يکي و متأثر دانستن ديگري به تنهايي مشهود است. اما بايد بدانيم هيچ‌گاه ظاهر زندگي جدا از باطن آن نيست، اين‌ همه سفارش به عمل صالح (که جلوه ظاهري حيات مومن است) به مثابة اولين قدم طهارت باطن چيزي جز معناي يگانگي اين دو ندارد. ظاهر و باطن در آن واحد هم بر يکديگر تأثير مي‌گذارند و هم از يکديگر تأثير مي‌پذيرند. به بيان ديگر، ظاهر و باطن دو حيثيت از يک امر واحدند و نه دو امر مجزا، پس تغيير يکي، تحول ديگري است. توقع تحول رحماني در جان کسي که زندگي روزمره‌اش در گرو تعلقات شيطاني است توقعي بيجاست! انبياء جان ابناء بشر را متعبد درگاه احديت نموده‌اند، اما اين تعبد نفس، با عمل آغاز شده است. بنابراين تحول سبک زندگي انسان، نتيجه‌اش تغيير نسبت‌هاي نفساني او است و البته اگر جان انسان متوجه امري گردد فعل او ظهور آن توجه خواهد شد.

براي تحول در سبک زندگي بايد بتوانيم گذرگاه‌هاي اصلي و گلوگاه‌ها را تشخيص دهيم. تحول در سبک زندگي بسيار سخت است. حتي تحولات کوچک در شيوه زندگي نيز به سادگي اتفاق نمي‌افتد؛ اما حتي تحول‌هاي بزرگ ممکن و شدني است. بايد فهم دقيق و عميقي از آن چه هستيم داشته باشيم. گاه در خيابان‌هاي شهري بزرگ مي‌چرخيم و گاه بر نقشه شهر اشراف مي‌يابيم. در موضوع سبک زندگي نيز عوامل مؤثر و دخيل آنقدر زياد است که اگر عمري در بررسي آن صرف کنيم باز عواملي از قلم خواهد افتاد. براي آشنايي با شهر چرخيدن در خيابان‌ها تا حدي لازم و مفيد است اما کسي که سوداي تغيير نقشه شهر را دارد نمي‌تواند عمر خود را صرف خيابان‌گردي کند. او به داشتن نقشه‌اي از بالا و فهم طرحي کلان از شهر محتاج است.

تلاش شده است تا موضوعات اين کتاب پاره‌اي از عمده‌ترين گذرگاه‌ها و عناصر اصلي آداب و سبک زندگي اسلامي باشد. تحول در سبک زندگي حرکت به سمت مهندسي زندگي و ويرايش در لايه ظاهر آن است که نخست به صورت فعال‌سازي برخي حوزه‌ها و غيرفعال‌سازي برخي ديگر انجام مي‌گيرد. مثلاً در برنامه يک انسان مؤمن برخي برنامه‌هاي عبادي مانند تلاوت روزانه قرآن کريم فعال، و اموري مانند لغو و سرگرمي‌هاي بيهوده غيرفعال مي‌شود. ويرايش ديگر، تغيير آرايش برخي فعاليت‌ها است: مثلاً در سبک زندگي مؤمنانه خواب اول شب و استفاده از فرصت زرين سحر جايگزين شب‌نشيني‌هاي طولاني‌مدت مي‌گردد. ويرايش سوم، تنظيم نسبت‌ها و تغيير ضريب فعاليت‌ها است: مثلاً تحصيل دانش خصوصاً معرفت ديني در برنامه زندگي مؤمنان جايگاه والاتري مي‌يابد و از حيث کمي و کيفي بر تلاش‌هاي دنيوي مقدم مي‌گردد. ويرايش چهارم، تغيير اولويت برخي از فعاليت‌ها در مقاطع خاص است: مثلاً عبادت در ماه مبارک رمضان، رسيدگي به خانواده در اوقات فراغت اولويت ويژه خواهد يافت. در پايان و به عنوان نمونه دستور برخي از ويرايش‌هاي لازم در فعاليت‌هاي جاري مؤمنانه را از کلام بزرگان دين بيان مي‌داريم:

پيامبر اکرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) مي‌فرمايند:

أُفٍّ لِكُلِّ مُسْلِمٍ لايَجْعَلُ فِي‏ كُلِ‏ جُمْعَةٍ يَوْماً يَتَفَقَّهُ فِيهِ أَمْرَ دِينِهِ وَ يَسْأَلُ عَنْ دِينِهِ؛

واي بر مسلماني که در هر هفته (دست کم) يک روز را براي فهم امور ديني و پرسش از آن نکوشد.

از سفارش‌هاي امير مؤمنان علي(عليه‌السلام) به فرزندش امام حسن(عليه‌السلام):

يَا بُنَيَّ، لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ، وَ سَاعَةٌ يَخْلُو فِيهَا بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ، وَ لَيْسَ‏ لِلْمُؤْمِنِ‏ بُدٌّ مِنْ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ؛

فرزندم! مؤمن در فعاليت‌هاي خود بايد سه زمان را قرار دهد؛ زماني که در آن با خدا مناجات کند،‌ زماني که در آن به حساب‌کشي از نفس پردازد و زماني که آن را براي لذت‌هاي حلال و آراستگي خود خالي سازد. و مؤمن را گريزي نيست که در سه کار حضور داشته باشد: اصلاح امور معاش، گام‌برداشتن براي آخرت يا لذت‌هاي حلال.

امام صادق(عليه‌السلام) مي فرمايند:

لَيْتَ السِّيَاطُ عَلَى رُءُوسِ أَصْحَابِي حَتَّى‏ يَتَفَقَّهُوا فِي الْحَلَالِ وَ الْحَرَام؛‏

کاش تازيانه بر سر اصحاب من مي‌بود که در فهم عميق حلال و حرام مي‌کوشيدند.

امام خميني نيز در تنظيم برنامه عبادي چنين فرموده‌اند:

و آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است: يکي فراغت وقت و قلب، و ديگر فهماندن به قلب اهميت عبادت را؛ و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزي براي عبادت خود وقتي را معين کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت، و اشتغال ديگري را براي خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت يکي از امور مهمه‏اي است که از کارهاي ديگر اهميتش بيشتر؛ بلکه طرف نسبت با آنها نيست، البته اوقات آن را حفظ مي‏کند و براي آن وقتي‏ موظف مي‏کند. ... در هر حال، انسان متعبد بايد اوقات عبادتش موظف باشد. البته اوقات نماز را، که مهمترين عبادات است، بايد حفظ کند و آنها را در اوقات فضيلت به جا آورد، و در آن اوقات براي خود شغل ديگري قرار ندهد. و همان طور که براي کسب مال و منال و براي مباحثه و مطالعه، وقت موظف قرار مي‏دهد، براي اين عبادات نيز قرار دهد که در آن وقت فارغ از امور ديگر باشد تا حضور قلب، که مغز و لبّ عبادات است، براي او ميسور باشد.

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت: 9:13 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

تحقیق در مورد آثار ، فوايد و پيامدهاي حجاب

بازديد: 149

 

مقدمه :

بانوان ، نقش اساسي در روابط مختلف هر جامعه ايفا مي كنند . به عبارت دیگر  كليه برنامه هاي اجتماعي ، فرهنگي ،‌سياسي و اقتصادي با عملكرد و پشتيباني آنان به نتيجه مطلوب خواهد رسيد .در رشد و سعادت هر جامعه بانوان نقش انکار ناپذیری دارند  . ايشان انتقال دهنده ارزش ها از نسلي به نسل ديگر بوده و اولين و بزرگترين مدرسه را براي انسان داير مي كنند و همانند انبياء ، كتب آسماني ، امامان معصوم (ع) و ساير مربيان نقش انسان سازي را ايفا مي كنند . نقش زن در تربيت به مراتب بيشتر از مرد است .

خداوند متعال پاداش عظيم و بيكراني را براي بانوان تقوا پيشه و پاكدامن مقرر داشته است . مثلا مسئله نبوت و امامت در دين مبين اسلام توسط يك بانو به هم پيوند مي خورد . و اين ، حضرت  فاطمه زهرا (س) است كه منشا موثري براي پيوند واقع مي شود  . يا حضرت مريم (س) درعنفوان جواني، عشق خدا را بر هوي و هوس برمي­گزيند و خود را به زيور تقوي آرايش كرده و تقرب به درگاه خدا را پيشه خود مي سازد و خداوند در برابر اين پاكدامني از روح مقدس خويش در وي دميد و او را بر زنان جهان برگزيد .

بانوان پشتوانه يك ملت بوده و با قدرت  اراده ، ايمان ، استقامت و آزادي واقعي به رتبه اي مي رسند كه براي مؤمنان به عنوان الگو مطرح مي شوند ( سوره تحريم آيه 11 ) زن فرعون در دربار زندگي مي كند و ادعاي خدايي فرعون را هر لحظه مي شنود ولي هرگز رنگ آنجا را به خود نمي گيرد . جايگاه زن در اسلام با هيچ دين و آئيني قابل قياس نيست و در ميدان معنويت ، علم و ايمان هيچ فرقي بين مرد و زن وجود ندارد ( سوره احزاب آيه 35 ) و اسلام هميشه در طول تاريخ از زن در برابر ظلمهايي كه بر او رفته ،‌دفاع كرده و در اين عرصه با استعمارگران مبارزه نموده و مرگ در اين راه را شهادت ناميده است، و همواره مردم  را ازنگاه هاي حقير و پست به بانوان بر حذر داشته و نگاه غير ارزشي به آنان را نمي پسندد .

لذا دشمنان اسلام براي اين قشر شريف و عظيم همچون گذشته برنامه اي خاص در نظر گرفته اند و از هزار و يك راه قصد جابجا كردن جايگاه اصلي او را دارند . آنها زن مستقل و فرهنگ دوست را نمي پسندند و قصد دارند او را حقير و ملعبه سازند . تلاش مي كنند تا او را مقلد خود ساخته و به هر راه و چاهي بكشند. مي خواهند ساير برنامه هاي ضد ديني و ضد ارزشي وسلطه جويانه خود را توسط بانوان به اجرا گذاشته و كل جامعه را از درون تهي نمايند .

غرب و دشمنان اسلام واقعي مي خواهند به اسم آزادي ، دفاع از حقوق زنان ،‌تجدد و ساير القاب فريبنده ، ذهن و فكر او را در اختيار گرفته و از اين طريق بر سرنوشت سياسي ،‌اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها مسلط شوند .

بانوان ما با مطالعه تاريخ گذشتگان ، شنيدن كلام بزرگان ، تفكر ، تأمل و ... مي توانند با تيز بيني ، نقشه هاي آنان را خوانده و بر دامهاي آنان پشت پا بزنند .

از بين راه كارهاي ارائه شده بهترين راه مبارزه با دشمنان شيطان صفت ، داشتن معرفت و تقويت ارتباط با خداوند سبحان از طريق نماز و دعا خواهد بود .

با استعانت از خداوند متعال ، در این مختصر به بعضی از آثار ، فواید و پیامدهای پوشش مناسب مرد و زن در جامعه پرداخته شده است . امید است خوانندگان محترم با دقت ، تفکر و تامل بیشتر و ارائه پیشنهادات و نظرات سازنده  این مجموعه را در تکمیل انتشارات بعدی یاری کنند .

ç  لازم به ذکر است حجاب و یا بد حجابی تنها شرط لازم و کافی برای حیا ، عفت و پاکدامنی نیست.  چه بسا زنان و دختران عفیفه ای که فقط بخاطر عدم اطلاع از احکام حجاب و متاثر از فرهنگ بیگانه، مسامحه در حفظ حجاب دارند و بس .   


آثار ، فوايد و پيامدهاي حجاب

1-  اطاعت از فرامين خدا ،‌پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) :

1-1  - سوره نور آيه 30: به مردان مؤمن بگو:چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند ، اين براي آنان  پاکیزه تر است . خداوند از آنچه انجام مي دهند آگاه است .

1-2  سوره نور آيه 31 : به زنان با ايمان بگو : از بعضي نگاههاي خود ( نگاه هاي غير مجاز ) چشم پوشي كنند و دامان خود را حفظ نمايند و جز آنچه ( به طور طبيعي ) ظاهر است ، زينت هاي خود را آشكار نكنند و روسري های خود را بر سینه خود بيفكنند ( تا علاوه بر سر ، گردن و سينه آنان نيز پوشيده باشد ) و زينت خود را ظاهر نكنند جز براي شوهر خود يا پدر خود يا پدر شوهر خود ،‌يا پسر خود ،‌يا پسر شوهر خود ( كه از همسر ديگر است ) يا برادر خود ، يا پسر برادر خود يا پسر خواهر خود ،‌يا زنان (هم كيش ) خود،‌يا آنچه را مالك شده اند ( از كنيز و برده ) يا افراد سفیه  كه تمايل جنسي ندارند ، يا كودكاني كه( به سن تمييز نرسيده اند ) بر امور جنسي زنان آگاه نيستند و نيز پاي خود را به گونه اي به زمين نكوبند كه آنچه از زيور مخفي دارند آشكار شود (وصدای خلخال که بر پا دارند ، به گوش برسد ) . اي مومنان ! همگي به سوي خدا باز گرديد و به درگاه خدا توبه كنيد تا رستگار شويد .

1-3  سوره احزاب آيه 32 : اي همسران پيامبر ! شما مثل زنان (عادي ) نيستيد . اگر تقوا پيشه ايد ، پس به نرمي و كرشمه سخن نگوييد تا ( مبادا ) آنكه در دلش بيماري است طمعي پيدا كند ، و نيكو و شايسته سخن بگوييد.

1-4  سوره احزاب آيه 59 : اي پيامبر ! ‌به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو : روسري هاي بلند* بر خود بيفكنند ، اين ( عمل ) مناسب تر است ، تا به (عفت و پاكدامني ) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند و خداوند آمرزنده و مهربان است .

پيامبر اكرم (ص) : كسي كه عفت داشته باشد گناهانش سبك و منزلتش در درگاه خداوند زياد خواهد شد .

                                                                                                                                          وسايل الشيعه ج 14 ص 22

پيامبر اكرم (ص) : خداوند مرداني كه شبيه زنان مي شوند و زناني كه خود را شبيه مردان قرار مي دهند ، نفرين كرده است .

بحار الانوار ج 103 ص 242

پيامبر اكرم (ص) : هر زني كه خود را خوشبو سازد ( بطوريكه نا محرم آن را استشمام كند ) و سپس از خانه خارج شود ، ‌تا هنگام بازگشت به خانه مورد لعنت قرار مي گيرد .                                                                                   وسايل الشيعه ج 7 ص 154

پيامبر اكرم (ص) : نگاه به نامحرم ، تيري زهر آلود از ناحيه شيطان است ، هر كه از ترس خدا آن را ترك گويد،خدا به او ايماني مي دهد كه شيريني آن را در دل احساس مي كند .                                                                              بحارالانوار ج 104 ص    38

* جلابيب جمع جلباب به معناي مقنعه اي است كه سر و گردن را بپوشاند و يا پارچه بلندي كه تمام بدن و سر و گردن را مي پوشاند .

پيامبر اكرم (ص) : هر زني كه خود را براي غير شوهرش خوشبو و آرايش كند ، خداوند نماز او را قبول نمي كند ، ‌تا اينكه براي پاك ساختن خود از آن ، غسل كند ، ...                                                                                           كافي ج 5 ص  507     

پيامبر اكرم (ص) : هر كه چشم خود را از حرام پر كند ،‌در قيامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر اينكه توبه كند .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      بحارالانوار ج 76 ص  336      پيامبر اكرم (ص) : نسبت به زنان مردم عفيف باشيد ، تا زنان شما عفيف بمانند .  

                                                                                                                                                                                وسايل الشيعه ج 14 ص 138و 141

پيامبر اكرم (ص) : شرف مقنعه اي كه زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزنده تر مي باشد .

   به نقل ازكتاب آزادي يا اسارت

پيامبر اكرم (ص) : هر ديني مَنِشي دارد و منش اسلام حياست .

منتخب ميزان الحكمه ص 173

پيامبر اكرم (ص) : ايمان ندارد آنكه شرم و حياء ندارد .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                ميزان الحكمه ج 6 ص 363

پيامبر اكرم (ص) : حيا تمام دين است  .

      بحار الانوار ج 100 ص 252

پيامبر اكرم (ص) : هرگز زني با مردي خلوت نكند چرا كه نفر سوم خود شيطان خواهد بود .  

مستدرك الوسائل ج 14 ص 266

پيامبر اكرم (ص) : با فضيلت ترين جوانمردي ها حياء است ،‌ميوه و ثمره حياء عفت و پاكدامني است .  

      وسايل الشيعه ج 14 ص 22

پيامبر اكرم (ص) : همانا داشتن شرم و حياء براي هر كسي نيكو است ولي براي زنان نيكوتر و زيباتر است .  

        ارشاد القلوب ج 1 ص 193

پيامبر اكرم (ص) : همانا هر زني كه خود را به وسيله طلا آرايش و زينت كند و آنها را براي نامحرمان آشكار سازد به سبب آن عذاب خواهد شد .                                                                                                                                                               كنز العمال ج 16 ص 388

پيامبر اكرم (ص) : چند گروه وارد بهشت نمي شوند :

عاق والدين ،‌كسي كه خوبي مي كند ولي منّت مي گذارد ‌، مردان بي غيرت . تا اينكه فرمود : بي غيرت كسي است كه توجه مردان اجنبي و بيگانه و نا محرم را به سوي ناموسش جلب نمايد .                                       المستدرك ج 13 ص 111                    

پيامبر اكرم (ص) : حياء داراي ده قسم است ،‌نُه قسم آن در زنان و يك قسم آن در مردان است .                                   كنزلااعمال

پيامبر اكرم (ص) : هر زني كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش را براي غير شوهر آشكار نمي كند و همچنين وي سر و مچ پاي خود را نمايان نمي سازد و هر زني كه اين كار را براي غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد و خداوند را نسبت به خود خشمگين كرده است . 

پيامبر اكرم (ص) : بارزترين درجه زنان سه چيز است :

-         پوشيدن چشم از نامحرمان

-         پوشيدن تمام اندام از بيگانگان

-          كم و با حياء از منزل بيرون رفتن                                                                          سفينه البحار ج 2 ص 298

حضرت عيسي (ع) : از نظر بازي بپرهيزيد كه آن بذر شهوت را در دل مي كارد و صاحب خود را در فتنه و فساد مي اندازد .

بحار الانوار ج 100 ص 252

حضرت علي (ع) : براي هر چيزي زكاتي است و زكات زيبايي پاكدامني است .                                                  ميزان الحكمه ج 4 ص 226

حضرت علي (ع) : بهترين عبادت ، پاكدامني است .                                                                        سفينه البحار ج 2 ص 207

حضرت علي (ع) : به همراه فاطمه (س) خدمت رسول خدا (ص)شرفياب شديم در حاليكه او به شدت گريه مي كرد ،‌گفتم : پدر و مادرم به فدايت چه چيز اين چنين شما را گريان ساخته ؟!

فرمودند : شبي كه مرا به معراج بردند زناني از امتم را در عذابي شديد و در وضع بدي ديدم كه از شدت عذابشان گريستم ، سپس احوال آنها را برايم شرح دادند.

فاطمه (س) عرض نمود : اي محبوب و روشني چشم من، ما را از عمل آنها با خبر ساز ، پس حضرت فرمودند : « زني كه با مويش آويخته شده بود ،‌در دنيا مويش را از نامحرمان نمي پوشاند ، زني كه با زبانش آويخته شده بود همسرش را آزار مي داد و آنكه گوشت بدن خود را مي خورد ،‌بدنش را براي ديگران تزئين مي كرد و آن كه با قيچي گوشتش چيده مي شد ، كسي بود كه خويشتن را براي مردان نامحرم عرضه مي داشت " .                                                                                                  وسايل الشيعه ج 7 ص 156

حضرت علي (ع) :   بر شما لازم است كه لباس ضخيم (در برابر نامحرم و بيرون از منزل ) بپوشيد ، هر كسي كه لباسش نازك است ، دين او هم مثل لباسش ضعيف و نازك است .   

حضرت علي (ع) :

در آخر الزمان و نزديك شدن قيامت كه بدترين زمانها است ، زناني آشكار مي شوند كه بي حجاب ، برهنه و خودنما هستند ، از دين خارج و در فتنه­ها داخل مي باشند ، متمايل به شهوت ها ، شتابنده به سوي لذتها بوده و گناهان را حلال شمرده و اين­ها براي هميشه در جهنم ماندگارند .                                                                                                                                          وسايل الشيعه ج 14 ص 19

حضرت علي (ع) : حفظ نگاه مايه ي آرامش دل و كاهش حزن و اندوه است .

      بحار الانوار ج 100 ص 252

حضرت علي (ع) : تقوا يعني جمع شدن دو خصلت پاكي و عفت در انسان .

غرر الحكم ص 274

حضرت علي (ع) : گمراهي انسانها بين دو خواهش نفساني شهوت و غضب است .  

غرر الحكم ص 95

حضرت علي (ع) : هيچ تقوايي همچون غلبه بر شهوت وجود ندارد .                                                                                                  غرر الحكم ص 274

امام باقر (ع) : خداوند صاحب عزت و جلال ،‌كريمي است كه حياء مي كند و اهل حياء را دوست دارد .                   من لا يحضره الفقيه ج 3

امام صادق (ع) : زني كه خود را خوشبو نمايد و از منزل خارج شود و بوي خوش او را نا محرم استشمام كند زناكار محسوب مي شود و همانا هر چشمي كه به نامحرم نگاه كند زنا كرده است . ( زناي ذهني)                                            به نقل از مجموعه ورام ج 1 ص 28

امام صادق (ع) : جايز نيست هنگامي كه زن از منزل خارج مي شود لباسهايش براق و جذاب باشد .   

              الكافي ج 5 ص 183

امام صادق (ع) : پيامبر خدا (ص) همواره از شبيه شدن مرد به زن در پوشيدن لباس نهي مي فرمود .                  وسايل الشيعه ج 3 ص 335

امام صادق (ع) : لباست لباسي نباشد كه تو را به گناه خودپسندي ، ريا ، مباهات به ديگران ، فخر فروشي و تكبر آلوده كند كه تمام اينها از آفات دين و موجب سختي دل است .                                                                                           الكافي ج 5 ص 183

امام صادق (ع) : حياء ،‌پاكدامني و سكوت از ايمان است .  

      بحار الانوار ج 103 ص 282

امام صادق (ع) : حجاب زن براي طراوت و زيبايي اش مفيدتر مي باشد .                                                               المستدرك ج 5

لباس شهرت ‌، لباسي است كه در بين مردم پوشيدن آن مرسوم نيست و انسان وقتي آن لباس را مي پوشد انگشت نما مي شود و حرام است                                                                                                                                          مكارم الاخلاق ص 116

هدف اصلي تشريع احكام در اسلام ،‌رسيدن به قرب الهي است كه اين حاصل نمي شود جز به تزكيه، تهذيب نفس، تقوا پيشگي . و مگر نه اينكه خدا فرمود : إنَّ اَكرَمَكُم عِندَا... أتقيكُم .

2- پاسخ به نداي پاك فطرت و منطق :

1-2- از زمان حضرت آدم تا حال، بشر دوستدار حجب و حياء بوده است . در ملل گذشته از جمله يهود ،‌مسيحيان ، زردشتيان ،‌هندوها ‌، ايران باستان و ... بر آن تأكيد شده است .

2-2- افراد بي حجاب و مردان هوسران در عمق وجودشان به افراد با حياء و عفيف احترام خاص قائل هستند و عزت و استغناء آن ها را ستوده اند .

3-2 - آيا از نظر عقلي درست است كه مرد بتواند از هر زني و در هر محفلي حداكثر تمتعات ديداري را داشته باشد ؟

4-2- جهت تشخيص خير و شر بودن امري ، بايد نهايت و كمال آن را ديد(عاقبت انديشي) . آيا تكامل و نهايت بد حجابي چيزي جز برهنگي و ... است؟

5-2- دانه سيب يك حجاب و پوست دارد تا استعداد داخل خود را حفظ كند و از ورود آفت ها به آن جلوگيري كند و جهت رشد و نمو شرايط ديگري مثل قرار گرفتن در خاك را بپذيرد ، ‌بانوان نيز جهت بالفعل نمودن استعدادهاي دروني شان و مبارزه با آفت ها و نظرهاي آلوده ، بايد يك سري حجاب ها را در بر گيرند .

6-2 معمولاً‌در مسافرتها با خود چادر مي بريم و يا اطراف منزل خود را حصار مي كشيم و يا براي حفظ اموال گرانبهاء آنها را در گاو صندوق قرار مي­دهيم تا امنيت ، آسايش و آرامش روحي مناسب براي خود فراهم سازيم . آيا گرانبهاتر از ناموس و عفت در دنيا چيز ديگري وجود دارد ؟

7-2 عفت و پاكدامني با آفرينش و فطرت خانمها به هم آميخته است و در آفرينش او جايگاه عظيم و بلندي دارد كه هم خود بانوان خواهان عفت و پاكدامني هستند و هم ديگران ( افراد صالح ) او را با اين ويژگي مي­پذيرند . حجاب يكي از علايم بيروني عفت و حياء است .

8-2 بر اساس آيات قرآني حضرت آدم و حوا در بهشت داراي پوشش بودند و وقتي در اثر وسوسه شيطان از درخت ممنوعه خوردند( يا چشيدند ) ، حجابشان ريخت كه سريع به خاطر عفت و حياء ،‌خود را با برگهاي درختان پوشاندند . همچنين مي توان نتيجه گرفت كه خودنمايي ريشه شيطاني دارد .

9-2- صفت حيا و عفت در زن و غيرت در مرد يك امر فطري است كه خداوند غيور اين دو صفت و ساير صفات را در هنگام خلقت در ذات انسان قرار داده است . منتهي گاهي انسان در اثر ضعيف شدن اعتقاد و ايمان به خداوند بزرگ و روز قيامت ،‌عدم تربيت صحيح و گرفتار شدن در دام شيطان ،‌دل خود را سياه نموده و جلو نور فطرت را مي پوشاند .

10-2- حياء جلوه هاي مختلفي دارد كه نماد بارز آن ، نوع پوشش است و از جمله وجوه تمايز انسان و حيوان به شمار مي رود . 

3- امنيت ،‌آرامش جسمي و روحي زنان ، مردان و استواري اجتماع :

1-3- حجاب يك نوع مصونيت در برابر تيرهاي هوس‌آلود و چشم چران است . اين مصونيت موجب آرامش وي و ديگران خواهد شد .

2-3 پسران و مرداني كه صبح با نيّت پاك از منزل خارج مي شوند با ديدن خانمهاي بد حجاب در اثر تحريك افكار ، تمركز حواس و تعادل فكري خود را از دست داده و التهاب روحي در آنان بوجود مي آيد . عده اي از افراد كه لاابالي و فرصت طلب هستند در اثر اين تحريك به آزار و اذيّت بانوان مي پردازند كه گاهي اين مزاحمت ها به آدم ربايي، قتل و... مي انجامد .

3-3 چادر ، امنيت و آرامش خانمها را افزايش مي دهد زيرا تعرض و مزاحمت براي كسي كه در چادر قرار گرفته به مراتب كمتر از كسي است كه از اين حفاظ مطمئن بيرون است .(افزایش امنیت اخلاقی اجتماع )

4-3 جامعه از افراد تشكيل شده است و هرگاه افراد آن از آرامش ،‌تمركز و امنيت روحي مطلوب برخوردار نباشند در كل ، ‌جامعه نيز دچار آسيب ‌، تعلّل و بي امني خواهد شد .

5-3- توجه و جذب افراد جامعه به آرايش و پوشيدن لباسهاي متنوع موجب رواج روحيه مصرف گرايي شده و هزينه هاي كاذب زيادي را به افراد و جامعه تحميل خواهد كرد .

6-3 غريزه جنسي ، نا محدود ‌، خطرناك و اشباع ناپذير است و هرچه بيشتر اطاعت شود ، ‌سركش تر خواهد شد. لذا تنها راه حل منطقي هدايت و  چيره شدن بر آن ،‌جلوگيري از تحريك است . پس بايد هر دو جنس مواظبت كنند و از نگاه به يكديگر و تبرّج ( آراستگي و آرايش خويش را به رخ كشيدن ) اجتناب نمايند  .

7-3- اصل موضوع پوشش و حجاب عملي است كه در جامعه اتفاق مي افتد ،‌افكار و تمايلات و حتي روحيه ديگران را تحت تأثير مي­گذارد پس نمي توان آنرا يك موضوع شخصي تلقي نمود . افراد يك جامعه همانطور كه بايد حريم فيزيكي ديگران را رعايت كنند و بدون اجازه وارد آن نشوند از نظر روحي نيز اجازه ندارند حريمها را در هم شكنند و بر روحيه و تمايلات افراد ديگر تجاوز كنند . پس بي حجابي از آنجائيكه موجب تجاوز به حريم خصوصي و انحراف بقيه مي شود ، نه تنها از مصاديق آزادي نيست بلكه در اجتماع يك عمل ضد آزادي يعني ديكتاتوري روحي و رواني محسوب مي شود .

8-3- بد حجابي ترويج فساد و تباهي است لذا  در دراز  مدت تسلط بيشتر افراد فاسد و بي بند و بار بر سرنوشت جامعه را در پي خواهد داشت .

9-3- در هر جامعه بايد بين اجزاء آن تعادل وجود داشته باشد مثل عرضه و تقاضاي كالا ، در آمدها و هزينه ها ، توليد و مصرف . اگر بين حسّ تجمل خواهي ، و زيبا دوستي و حياء و عفت نيز تعادل وجود نداشته باشد ، تعادل روابط اجتماعي سالم بر هم خواهد خورد . پس منظور از حجاب ،‌رعايت اعتدال در رفتار است . اسلام مخالف محبوس شدن خانمها و اختلاط او با مرد است . در خلقت الهي ،‌زنان داراي ويژگي هایی هستند كه مردان را بسوي خود جذب مي كنند ، گرچه اين جاذبه دو سويه است ،‌اما جذب از سوي زنان به مراتب بيشتر است . اسلام راه مقدس و طبيعي حل مشكل را در پوشش زن و ازدواج مطرح مي كند تا هم كرامت و شخصيت او پايمال نشود و هم در شكل منطقي و مقدس ‌، نيازهاي عاطفي و جسمي ارضاء شوند .

پس شرط حضور متعادل زن و مرد در اجتماع سه چيز است :

الف - حجاب و پوشش مناسب زن و مرد

ب - اجتناب از نگاه هاي آلوده آنان به هم

ج - حفظ و تحكيم كانون خانواده

10-3 خانم هاي بد حجاب هميشه در درون خود احساس نيازمندي به توجه ديگران دارند ،‌اين امر اعتماد به نفس آنان را كاهش داده و اضطراب، آشفتگي و افسردگي را در پي خواهد داشت .

11-3- مردان مؤمن و متعهد نيز مي توانند با عدم توجه به زنان بد حجاب و مواظبت از رفتار خود  نقش بسزايي در ارتقاء سطح عفت عمومي داشته باشند .

12-3- بزرگترین تحقیری که تحت لوای بزرگداشت نسبت به زن می شود ، این است که او را با خصلت های مردانه بسنجند و به زن تلقین کنند که تو باید بکوشی تا خصلت های مردانه پیدا کنی تا به ارزش برسی ، درست است که زن و مرد هر دو انسان هستند و ارزش های انسانی مشترکی دارند ، اما در خصلت های زنانگی ومردانگی بین آنها تفاوتهايی است که رعایت این تفاوت ها هماهنگی با فطرت ، انسجام خانواده و قوام جامعه را در پی خواهد داشت .

13-3- درتحقيقات ميداني به عمل آمده معلوم شده كه مردان و پسران هنگام عبور از كنار زن محجبه،نوعي شرم ناخود آگاه در وجودشان ايجاد مي شود و آنان را از نگاه يا مزاحمت باز مي دارد . حتي برخي گفته اند :" وقتي زن يا دختر با حجاب و با عفاف را مي بينيم ، احساس مي كنيم او خواهر يا مادر ماست ".

14-3- آنچه موجب آرامش قلب آدمي مي شود ، رضايت خداست كه افراد عفيف و پاك با آرامش كامل مي توانند آنرا حس كنند.

15-3- لازمه اجتماعي بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را همچون قطره اي از درياي جامعه فرض نمايد و « من» به «ما» تبديل شود و همواره به صلاح اجتماع فكر كند و خير ونيكي خود را در گرو اصلاح جامعه بداند .

16-3- از نظر رواني بانوان نفوذپذيرتر از مردان هستند؛ يعني از عوامل بيروني بيشتر متأثر مي شوند . اين تأثير و نفوذ پذيري وقتي از يك منبع ، يعني از سوي همسر و خانواده باشد باعث وحدت و يگانگي رواني زن خواهد شد ولي وقتي زن بدون حجاب و بي دليل در اجتماع حاضر مي شود ، به آساني تحت تأثير رواني و عاطفي افراد قرار مي گيرد ، ولذا وحدت رواني اش آسيب ديده ، با از بين رفتن آن دچار اضطراب و آشفتگي مي شود كه اين آشفتگي محيط خانواده و اجتماع را مسموم خواهد نمود .

4- حفظ ارزشهاي الهي و انساني زن و مرد در جامعه :

 1-4- ويل دورانت مي گويد :" آنچه بجوييم و نيابيم ،‌عزيز و گرانبهاء مي گردد . زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با ارضاء ضعيف و با منع و جلوگيري قوي مي گردد ". حرمت زن اختصاص به خود زن دارد ، تعلق صرف به شوهر ، برادر و يا فرزندان ندارد . همه اينها اگر رضايت بدهند ، خداوند متعال راضي نخواهد بود . چون حرمت و حيثيت او به عنوان حق و ناموس خدا مطرح است .

2-4- مرد در برابر عواطف قلبي زن داراي ضعف است و لذا با كشيده شدن زنان بد حجاب به جامعه ، ضعف مرد تقريباً برطرف شده و زنان يكي از نقاط قوت خود را از دست داده و در نتيجه از ارزش ،‌مقام و منزلت واقعي خود دور خواهند شد .

3-4- معمولاً هر چيز با ارزش ، حريم و حجاب دارد . زن با حجاب همانند مرواريدي در صدف است . اما متأسفانه بانوان خودنما از اين نعمت بزرگ بي بهره اند . 

4-4- از نظر روانشناسي ‌، خواه ناخواه نوع پوشش ،‌گفتار و حتي نحوه راه رفتن پيام دارد ،‌پس افراد جامعه چه زن و چه مرد بايد مراقب باشند و از پخش پيامهاي ناهنجار و ناصواب جلوگيري كنند و ارزش و مقام خود را لكه دار نكنند و افكار ديگران را مخدوش ننمايند . آنگونه لباس بپوشيم ،كه دوست داريم ديگران در مورد ما آنطور قضاوت كنند .

5-4- مردان مومن و با غيرت ،‌زماني مي توانند نگهبان كرامت ناموس خود و ديگران باشند كه خود بانوان نيز در اين راستا حركت كرده و حياء و عفت عمومي را رعايت كنند .

6-4 فرد بي حجاب ناخودآگاه خود را همچون متاعي مادي تلقي كرده و بخشي از شخصيت خود را در داشتن ظاهري متنوع ، جذاب و زننده جستجو مي كند و از ارزش ، مقام و منزلت واقعي خود غافل مي شود .

زيور زن نه برليان و طلاست                                     زيورش عفت و آزرم و حياست 

7-4 شيطان دائم مواظب انسان و در كمين اوست و در ميان دامهاي شيطان هيچ دامي بهتر از زنان بي تقوي براي صيد و انحراف انسان هاي متقي و پاك وجود ندارد

8-4- فرد بد حجاب ، نا خودآگاه ، زنان غربي را الگوي خود قرار داده است . عليرغم اينكه دانشمندان غربي معتقدند كه غرب از نظر پوشش زن به بن بست رسيده است و بايد راه رفته را بازگردد ،‌آيا شايسته است زنان مسلمان ، زنان ( مبتذل )غربي را الگوي خود قرار بدهند ؟

9-4- از آنجائيكه در نهان حفظ حجاب ، عاقبت انديشي ،‌تعقل ،‌رعايت حقوق ديگران و يك نوع احترام و حرّيت نهفته است ،‌لذا حجاب يك نوع شخصيت مطلوب را براي فرد در پي خواهد داشت .

10-4- عفاف و پوشيدگي براي بانوان ، همچون سدّ و حفاظي است كه در سايه آن از هر ذلّت و تحقير در امان مي مانند .

11-4- آيا آراستگي به لباس شرم ، حياء و پرهيز بهتر است يا آرايش ظاهري ؟

12-4- اصولاً بي قيد و بندي در پوشش و لباس مرد و زن ، نهايتاً تحريك غريزه جنسي است .اين نيز همانند سمّي تمام آحاد جامعه را مسموم خواهد کرد .

13-4- بد حجابي ، گناهان و زشتيهاي اخلاقي ديگري را در پي دارد . از جمله مي توان به بداخلاقي ، ‌هواپرستي ، غرور و تكبر ، عصيان، قساوت قلب ،  فخر فروشي و اسراف گري اشاره كرد .

14-4- حجاب و چشم پوشي از نامحرم موجب طهارت روح ، مبارزه با نفس و تزكيه مي شود ، اين تزكيه و پاكي روح در ساير مراحل زندگي فردي و اجتماعي فرد نقش مفيد و سازنده خواهد داشت .

15-4- در فرهنگ قرآن مرد و زن برابر هستند و افراد نبايد بر اساس جنس ، زيبايي ، ثروت يا امتياز مورد قضاوت واقع شوند . ‌تنها چيزي كه باعث برتري است ، تقوا و شخصيت اوست . ( تقدم انسانیت بر جنسیت در عرصه عمومی )

16-4-  در فرهنگ جاهليت قبل از اسلام مردها بر زن مالك مي شدند و در فرهنگ مدرن ، زن را همانند كالا مصرف مي نمايند ، و بعد از آن و با تمام شدن دوره مصرف دور مي اندازند  . اما در اسلام زن مظهر آفرينش است . لذا بايد اين مظهر ، پاك بماند و مورد سوء استفاده قرار نگيرد .مردان بايد به او احترام بگذارند و از او حمايت كنند.

17-4- بدن انسان جداي از روحش ،‌داراي حرمت و كرامت است كه حتي با مردن هم از بين نمي رود ،‌لذا بايد اين ارزش حفظ شود .

5- حفظ و تحكيم بنيان خانواده :

1-5- حجاب لذتها و بهره هاي جنسي را به محيط خانواده مخصوص و محدود مي گرداند و به دنبال آن ازدواجهاي مشروع به وجود مي آيد . اين گونه ازدواج ها پيوند زن و شوهر را محكم مي سازد .

2-5- مسأله خانواده بسيار مهم است . تقريباً ريشه تمام نابسامانيها در خانواده هاست . اگر چه خانواده از مرد و زن تشكيل مي شود ، اما آسايش ، آرامش و سكوتي كه در فضاي آن وجود دارد به بركت مديريت زن و طبيعت زنانه است . آنان كه اداره خانواده و تربيت فرزندان برومند و آينده ساز را فعاليت نمي دانند ، در حقيقت از نقش خانواده در تربيت اجتماعي سالم ، آباد و پيشرفته بي خبرند .

3-5- آمارها نشان مي دهد كه با افزايش برهنگي و بي حجابي در جهان ، ‌طلاق و از هم گسيختگي زندگي مشترك زناشوئي و درصد فرزندان غير مشروع بطور مدام بالا رفته و انگيزه به تشكيل خانواده سير نزولي دارد . شايد يكي از دلايل كاهش درصد نسل جوان آن كشورها همين موضوع باشد .

4-5- حجاب موجب ايجاد پاكترين و صميمي ترين عواطف بين زوجين و گرم شدن كانون خانواده خواهد شد  .

5-5- حجاب خِرد و حسّ شوهر دوستي را افزايش مي دهد .گاهي بد حجابی موجب سوء ظن همسر خواهد شد .

6-5-  جايگاه خود نمايي و جلوه گري محيط خانواده است نه اجتماع .

7-5- آزادي بي قيد و شرط و ارزاني در كاميابي و معاشرتهاي بي بند و بار ، ‌موجب كاهش انگيزه به تشكيل خانواده شده و سن ازدواج را بالا مي برد .

8-5- درسيستم آزادي كاميابي ، ‌همسر ، نفر رقيب ، ‌مزاحم و زندانبان محسوب خواهد شد نه يك فرد شريك زندگي و اين موضوع كانون گرم خانواده را به مرور سرد خواهد کرد  .

9-5- حجاب موجب تقويت ايمان و تعهدگرديده و اين نيز باعث تحكيم خانواده خواهد شد .

10-5- در جامعه اي كه جو خودنمايي بر آن حاكم است ،‌زن و مرد همواره در حال مقايسه اند ، مقايسه آنچه دارد با آنچه ندارد ، خانمي كه چندين سال در كنار همسر خود زندگي كرده و با مشكلات جنگيده و در غم و شادي او شريك بوده و جواني اش را فدا كرده و درست زمانيكه سخت محتاج عشق ، مهرباني و وفاداري همسر خويش است ، ناگهان زن جوانتري از راه رسيده و در كوچه و بازار با پوشش نامناسب به همسر او فرصت مقايسه مي دهد و اين مقدمه اي براي ويراني اساس خانواده و بر باد رفتن اميد زني است كه جواني ، ‌عشق ، مهر و محبت خود را در اين راه هزينه كرده است . ‌اين پيري شتري است كه در خانه هر كسي خواهد نشست . آيا جاي فكر و تعقل نيست ؟

11-5 آمارها نشان مي دهد كه زندگي اكثر افرادي كه قبل از ازدواج با يكديگر رابطه نامشروع داشته اند به طلاق منجر مي شود .

12-5- مرد يا زني كه روزانه با چندين نامحرم با ظواهر جذاب ، سخنان و رفتار دلنشين ظاهری ، روبرو مي شود طبعاً ‌بتدريج توجه اش به همسر خود كاهش يافته و از همين رهگذر،عصبانيت ،‌بد خلقي ها و عدم علاقه و محبت به همديگر شروع خواهد شد .

13-5- اغلب خانواده ها و جوانان از زن بي تقوا و بد حجاب كه هر روز دنبال يك لباس و آرايش متنوع است ، متنفرند .

14-5- حجاب همانند حصار و قلعه پيرامون خانواده كشيده شده و آن را از بي فروغي و از هم پاشيدگي محفوظ مي دارد نه ديوار زندان كه افراد آن را از ارتباط با بيرون محروم مي سازد .

15-5- آيا آنان كه با فريب كاري ، شعار آزادي زن را سر دادند و حجاب را از عفت ،‌تفكيك كردند ، ‌توانستند با ولنگاري زنان در غرب و تشويق مردان هوس باز ، نظام خانواده را حفظ كنند ؟

6- حفظ و استيفاي نيروي كار در جامعه ( جلوگيري از به هدر رفتن نيروي كار در جامعه ) :

1-6- زناني كه اكثر فكر و ذكرشان دنبال طرز آرايش و به خود بستن زيبايي هاي ظاهري و پوشيدن لباسهاي الوان باشد بديهي است از ايفاي نقش اجتماعي كه پذيرفته اند باز خواهند ماند يا حداقل سهم عظيمي از نيروي بالقوه خود را به هدر خواهند داد . البته موضوع به اين جا ختم نمی شود بلكه چنين بانواني موجب پريشاني افكار مردان خواهند شد و در مدت كوتاه ، جامعه قسمت عمده ای از نيروهاي بالقوه ( زن و مرد ) خود را كه بايد در راستاي پيشرفت ، سازندگي و فعاليتهاي سالم بكار گرفته شود از دست داده و به اين ترتيب نيروهاي مثبت رفته رفته تبديل به نيروهاي منفي و بازدارنده خواهند شد .

2-6- مولوي وجود زن و مرد را به آب و آتش تشبيه كرده است . ارزش و منزلت هر كدام در حفظ خصوصيات و حريمها نهفته است . اختلاط آنها هر دو جنس را به هلاكت خواهد افكند .

3-6- عدم رعايت حريم محرم و نامحرم در محيط هاي آموزشي نيز موجب اختلال رواني جوانان و عدم تمركز حواس آنها شده و افت تحصيلي را در پي خواهد داشت . لذا در بعضي از كشورها مسئولين دانشگاهها به فكر تفكيك دختر و پسر از هم شده اند .

4-6- بي حجابي ، چشم و هم چشمي ، افزايش مصرف كاذب را در پي داشته و افراد جامعه را به ابزاري براي پر كردن جيب سود جويان مادي تبديل خواهد كرد كه اين نيز باعث اتلاف منابع مادي و انساني مي شود .

5-6- بي حجابي ، جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتي هوسباز ، ‌چشم چران و بي اراده تبديل خواهد كرد .

6-6- حجاب مسئوليت پذيري خانم ها را در جامعه بالا مي برد . كسي كه مانع نگاه هاي آلوده ديگران به خود شود و با حجابش به ديگران بفهماند كه منظور او از حضور در اجتماع ،‌فقط كار و فعاليت است ، ‌بهتر مي تواند به مسئوليت و وظايف اجتماعي خود بپردازد. ‌اما فرد  بي حجاب ناخود آگاه با رعايت نكردن آن، نه تنها از قبول مسئوليت ها سرباز زده و در پي خواسته هاي خود مي رود بلكه حتي ديگران را از انجام تعهدات پذيرفته شده باز مي دارد ، پس حجاب يكي از مهمترين شروط موفقيت در انجام مسئوليت ها است .

7-6- با رعايت حجاب ريشه بسياري از تفاخرها ، تكاثر ها ، اسراف ها و تحريكهاي بي موقع در اجتماع كنده شده و بذر فساد خشكيده خواهد شد .

 

 

 

7- دفاع از حق خود در برابر افراد هوسران :

                       

1-7- مرد هوسران همواره حرص مي ورزد تا زن را وسيله چشم چراني و كامجويي خود قرار دهد . هر گاه اين حائل بين زن و مرد از بين برود ،‌اين مرد است كه برنده خواهد شد .

2-7- در طول تاريخ مردان فاسد ،‌زنان را از راههاي نا مشروع و فريبنده از جمله آزادي ،‌تساوي ، تبليغات اجناس و مصرف گرايي و ... به بي حجابي تشويق كرده اند . پس بانوان بايد با دقت و آگاهي تمام به اين موضوع بپردازند .

3-7- يكي از عوارض بد حجابي ، كم شدن احساس غيرت در جامعه است . با عنايت به اينكه غيرت يكي از ابزارهاي محافظت از ناموس  مي باشد ، اين كاهش غيرت ،‌افزايش آسيب به زنان و خانواده را در پي خواهد داشت .

4-7- در طول تاريخ ،‌حياء ، عفاف و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبهاء كردن خود و حفظ موقعيت در برابر مرد، به كار برده است .

5-7- دانشمندان اروپايي معتقدند كه اولين قرباني آزادي بي قيد و شرط امروز ،‌عشق، شور و احساسات پاك زنان است .

6-7- بعضي از پسراني هم كه خود مشكل اخلاقي دارند موقع ازدواج ، دنبال دختران پاك و با حياء هستند .

7-7- ممكن است حجاب در نظر اول يك نوع محدوديت براي زن محسوب شود . اما در واقع حكايت از يك منطق قوي مي كند و آن « نه » گفتن به تمامي شهوترانان و هوسبازان است كه حاضرند به علت لذت موقت و لحظه اي ،‌زندگي يك زن را تباه كنند و او را به ورطه هلاكت بياندازند .

8-7- بد حجابي يك نوع دافعه و جاذبه در باطن خود دارد . دافعه در مقابل افراد متدّين و متعهد و جاذبه براي افراد كم غيرت و ظاهر بين و هوسران . اين موضوع ناخود آگاه در سرنوشت دنيوي و اخروي فرد تأثير خواهد داشت .

9-7-ارتباط و دوستي بين زن ومرد بدون قرارداد شرعي و تعهد اخلاقي (ازدواج ) درست نيست . غالباً در اين نوع ارتباطات زن به كالا تبديل مي شود و مرد نگاه انساني به زن ندارد . لذا مدتي با او تفريح مي كند و بعد رها مي سازد . واگر هم استثناً دوستي هاي غير اخلاقي به ازدواج منجر شود ، معمولا دوام نخواهد داشت . چون بنيان الهي خانواده كه روح عشق است در آن وجود ندارد و صرف شهوت براي بقاء خانواده كافي نيست .

8- تربيت سالم نسل جوان جامعه :

1-8- زنان مربيان جامعه اند ، مرد و زن از دامن زن به معراج مي روند . راه و روش والدين علي الخصوص مادر ، روي فرزندان نقش بسزايي دارد . اسلام مي خواهد زنان انسانهاي كاملي شده و در نتيجه بتوانند انسانهاي متكاملي را تربيت كنند . زن همانند قرآن در جامعه نقش انسان سازي دارد . او مي تواند انسان­هاي بزرگي را پرورش دهد كه سبب دگرگوني جهان شوند .

2-8- زنان مبدأ تمام سعادت و شقاوت جامعه اند . حجاب ، يك نوع قدرت و تسلط بر خود و عامل تربيت خود و ديگران است .

3-8- زنان علاوه بر حجاب ظاهري بايد ملكه تقواي رفتاري را نيز در خود به وجود آورند چرا كه بدون آن ،حجاب مانند كالبد بدون روح خواهد بود كه تأثير مطلوبي نخواهد داشت .

4-8- عفت اجتماعي در سايه مردان با غيرت و چشم پاك و بانوان با حيا و متين تأمين خواهد شد .

5-8- يكي از عوامل مهم اصلاح جامعه ، تفكر ، تأمل و تعقل سالم افراد آن مي باشد . بد حجابي يك عامل مهم در بر هم زدن آن عوامل است . لذا بي حجابي ، نسل جوان را تباه و آينده جامعه را به مخاطره خواهد انداخت .

6-8- زني كه با بد حجابي و توجه بيش از اندازه و غير معقول به ظاهر خويش ، در پي جلب ديده هاي آلوده و شهوت ران باشد ،‌هويت واقعي خود را فراموش كرده و از پرورش خود و نسل جديد باز مي ماند .

7-8- اسلام به سلامتي ظاهر و باطن انسان حساس و براي اصلاح هر دو برنامه دارد . اما بديهي است كه اصلاح درون بيش از اصلاح بيرون اهميت دارد .لباس نشان از قبول باورها ، اعتقادات دروني دارد ، ‌موجودي ناطق است كه قبل از حركت لب ها ، ارزشها را منتقل ساخته و سفره اي است از نحوه تفكر فردي ، كه در اجتماع گسترده شده است .( از كوزه همان تراود كه در اوست)

8-8- امام خميني : قرآن كريم انسان ساز است وظيفه زن ها نيز انسان سازي است اگر زن هاي انسان ساز از ملت گرفته شوند ملت ها به شكست و انحطاط گرفتار خواهند شد .

9-8- اسلام با دعوت بانوان به حجاب ، حياء و عفت ، از عاطفه ، او در راه تربيت بشر استفاده مي كند ولي دنياي مادي حجاب را از او مي گيرد تا به شكل عروسك و اسباب بازي به بازي بيايد و غريزه را تأمين كند و چنين زني ديگر معلم عاطفه نيست . او فرمان شهوت مي دهد نه گذشت و شهوت جز كوري و كري چيزي به همراه ندارد . (به عنوان نمونه مي توان به استفاده از عکس بانوان در تبلیغات کالاها اشاره کرد )

9- احترام به حقوق و آزادي افراد جامعه :

1-9- آزادي تا آنجا محترم و مجاز است كه به ديگران ضرر نداشته باشد  و جامعه را دچار فساد و اختلال نكند و با حقوق سايرين منافات نداشته باشد ، بدحجابي ، اختلال روحي و رواني ديگران را موجب شده و لذا نه تنها يك عامل آزادانه محسوب نمي شود بلكه مزاحمت ديگران را در پي خواهد داشت . هر اندازه زن متين تر و با وقار تر باشد به همان اندازه‌منش او به تکریم آزادي خود و سايرين نزديكتر است . 

2-9- بد حجابي ، ترويج فرهنگ هرزگي ، فساد و خفت و يك عمل تخريبي است . لذا از نگاهي ، يك نوع نقص اجتماعي محسوب مي شود و اگر مرتفع نشود به بیماری مسری تبدیل شده وهمه را تهدید خواهد کرد .

3-9- احترام به حقوق ديگران احترام به خداست و اين كار مقدس ، انسان را از كارهاي زشت باز مي دارد .

4-9- دعوت به پوشش نه تنها توهين نيست بلكه احترام ، حريت ، تقدس براي زن است تا او را از نگاه هاي حيواني و مادي بدور سازد . چرا كه هيچ كس به نام " آزادگي " حفاظ يك شيء گرانبها و ارزشمند را كنار نمي گذارد .

5-9- بر اساس فرهنگ ديني ( اسلام و ساير اديان ) انسان براي رسيدن به كمال و معنويت خلق شده است . تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزه جنسي و توجه به آنها در حد نياز طبيعي ، سبب شكوفايي همه استعدادهاي انساني شده و او را به سوي كمال سوق خواهد داد . ( غرايز براي انسان نه انسان براي غرايز )

6-9- از نظر رواني ، بانوان محجبه بيش از بانوان غير محجبه در اجتماعات احساس آزادي مي كنند .

7-9- آزادي مربوط به روح بشر و از مقوله آرامش و راحتي است كه به نسبت روح سنجيده مي شود . حضرت علي (ع) مي فرمايد : « هر كس شهوت ها را ترك كند ، آزاد و حرّ خواهد بود » . درواقع شهوت ها و آزادي هاي بي قيد و بند ، مثل زنجير محكمي روح و روان آدمي را به بند مي كشد و انسان آزاد، همت خود را براي ترك شهوت ها و زياده طلبي ها معطوف كرده و خود را آزاد مي كند .

8-9- فرهنگ ، بينش و نگرش انسان نسبت به جامعه است ، همه ارزش ها و روش هاي فرد را در بر مي گيرد . جايگاه لباس در فرهنگ پراهميت است . لباس هر انسان پرچم كشور وجود اوست كه بر سر دَرِ خانه وجود خود نصب كرده است و با آن ، نوع فرهنگ ، تابعیت ، مذهب ، گرایش ها ، ميزان وفاداري ، اعتقاد و احترام به جامعه خود را بيان مي كند . 

10- مبارزه با دشمنان اسلام و استعمارگران :

1-10- استعمارگران از طريق ترويج بي بند و باري و بد حجابي ، قصد فساد ،‌انحراف جوانان و تسلط بر جامعه مسلمين را دارند . اين كار را در كشورهاي مختلف انجام داده اند چرا كه شيوع فساد در جامعه ، شكسته شدن حريم ها موجب كاهش روحيه حماسی ، غيرت ، تعبد  ، تعهد در جوانان شده و زمینه ساز افزايش سلطه فرهنگي ، اقتصادي و سياسي كشورهاي بيگانه را در پي خواهد داشت .

2-10- حجاب نشانه ايمان ، بيانگر گستردگي عقيده مذهبي و شعار ملي است . استعمارگران با اين عقيده مخالفند .

3-10- مبارزه با فساد و بي بند و باري و هتك حرمت ملت ايران در سطح جهان ، يكي از دلايل قيام حضرت امام (ره) بود .

4-10- سرمايه اي كه سالانه صرف خريد لوازم آرايشي و تبليغاتي كاذب و خريد لباسهاي غير ضروري مي شود در صورت هدايت به طرف احداث كارخانجات و اشتغال زايي ، مي تواند در پيشرفت كشور نقش مهمي را ايفا کند.

5-10- تقاضاي انگليس استعمارگر در مورد حجاب ( در ايران ) :

-         در مساله بد حجابي زنان ، بايد كوشش فوق العاده اي به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها كردن چادر مشتاق شوند . بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت كنيم كه پوشيدگي زن از دوران بني عباس متداول شده و مطلقاَ سنت اسلام نيست و مردم ، همسران پيامبر را بدون حجاب ديده اند و زنان صدر اسلام در تمام مراحل زندگي دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند.

-         حجاب زن با تبليغات وسيعي از ميان برود .

-         وظيفه مأموران ما آن است كه جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان غير مسلمان وادار كنند و اين زنان، كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد كنند .

                                                                                                                                                               قره العين ، در آمدي به تاريخ بي حجابي در ايران

            مجري اين طرح رضا خان بود كه در اين راه به كشتارهاي فجيعي نيز دست يازيد .

6-10- حجاب بانوان يكي از اموري است كه وقتي استعمارگران چشم طمع به كشورهاي اسلامي ( يا غير اسلامي ) دوخته و قصد غصب معادن ، افكار و منابع طبيعي آنها داشتند ، مورد حمله قرار گرفت . زيرا چادر و حجاب زنان مسلمان را يكي از عوامل بزرگ براي بقاء فرهنگ و استقلال شخصيت اسلامي كل جامعه و حفظ هويت اسلامي آن ديدند و آن را مانع سلطه سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خود شناختند .

7-10- سپاه بيست هزار نفري حضرت موسي (ع) در انطاكيه در اثر توجه به دختران و زنان آرايش كرده و ... شكست خورده و به خاك سياه افتادند.

8-10- سلطه استعمارگران بدون تضعيف هويت ، فرهنگ و باورهاي عقيدتي يك مردم ممكن نيست . ترويج بي حجابي ، نوك پيكان اين تضعيف هاست .

تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا نمونه بارزي از اين نوع سلطه هاست . در سال 92 هـ.ق مسلمانان ، اسپانيا و پرتغال را فتح كرده و حكومت اسلامي اندلس را تشكيل دادند . دوام اين حكومت تا 897 هـ . ق ادامه يافت . در طي مدت زمانيكه همسايه اروپايي در ركود علمي و اسير تيرگي و عقب ماندگي بود ،‌اين كشور اسلامي در اثر فرهنگ غني اسلامي در زمينه هاي علوم رياضي ،‌فلكي ، گياه شناسي ، تاريخ ، فلسفه ، عرفان ، قانون گذاري ، معماري ، شيمي ، كشاورزي ، شهرسازي و ... به پيشرفتهاي مهمي دست يافته بود .

« مارتينز مونتابث » مستشرق اسپانيايي مي گويد :

" اگر حاكميت هشت قرن اسلام بر اسپانيا نبود ،‌هرگز اين كشور وارد گردونه تاريخ تمدن نمي شد . بزرگترين عامل موفقيت چيزي جز تعهد ديني ،‌تقوا و وحدت مسلمانان نبود ." همانطور كه وحدت مايه ثبات ،‌امنيت ، پيشرفت و سعادت است ، اختلاف و تفرقه سبب ناامني و عقب ماندگي است .

بغير از اختلافات داخلي ، مهمترين عامل شكست مسلمين در اندلس روي آوردن حاكمان و بسياري از مردم به بي تقوايي و انحرافات اخلاقی عنوان شده است . مسيحيان شمال ، قراردادهايي را با حاكمان مسلمان بستند و طبق آن آزادانه به ايجاد تفريح گاه و مدرسه و انجام تجارت بين مسلمانان پرداختند . با به گردش درآوردن دختران زيباروي مسيحي در تفريح گاه ها ، جوانان مسلمان را به آنجا مي كشانده و با ترويج خريد و فروش مشروبات الكلي ، ‌مردم مسلمان را از اعتقادات ديني خود دور مي ساختند و به اين طريق فساد را در تمام پيكر جامعه اسلامي رسوخ دادند و آن را از درون تهي كردند . و توان مقاومت را از آنان گرفتند . بر اين اساس ، اختلاف و فساد اخلاقي مهمترين عامل اضمحلال حاكميت مسلمانان در اندلس عنوان شده است، آیاجای تامل و تفکر نیست .

9-10- حجاب نماد اسلام و ابزار مهمي براي نفوذ دربين غير مسلمانان است . زنان با حجاب در غرب موجب روي آوردن زنان غير مسلمان به دين مبين اسلام شده اند . به اين علت بعضی از كشورهاي غربي حجاب بانوان را در مدارس و دانشگاه ها ممنوع كرده و زنان محجبه را با انواع محدوديت ها مواجه نموده اند .

10-10- شريعتي : ˝نسل جوان و با حجاب ، به استعمار غربي و فرهنگ اروپايي مي گويد : سالها كلك زدي ، كار كردي ، نقشه كشيدي كه مرا فرنگي مآب كني ، من با اين لباسم به تو مي گويم « نه» و به تمام كارهايت فاتحه مي خوانم ، ‌مرا نمي تواني عوض كني ˝

11-10- خانم گاندي (دختر گاندي ) با آن ˝ساري˝ هاي سه الی ، چهار هزار سال پيش كشورش با همه رهبران بزرگ دنيا ملاقات داشت . وارد سازمان ملل كه مي شد ،‌پانصد نماينده بلند مي شدند و نيم ساعت برايش دست مي زدند ،‌هرگز احساس حقارت نمي كرد ، چرا كه با آن˝ساري˝ سنتي موروثي مي خواهد بگويد كه من تمدن غرب ، فرهنگ دختر شايسته ، زن روز ، بوردا و ... همه را خوانده ام . ولي به همه آنها پشت پا زده و اين لباس را مي خواهم . مي خواهم به تمام غرب ، بگويم : شما دو قرن آمديد تلاش كرديد ، جان كنديد كه ما را مثل خودتان كنيد ( البته در فساد و فرهنگ ) من به عنوان مظهر زن امروز هند ، با لباس خودم آمده ام تا به شما بگويم كه همه تلاشهايتان بيهوده بوده و من خودم هستم .

12-10- مساله بد حجابي و مفاسد اجتماعي ، ‌امروزه از سوي دشمنان اسلام ناب هدايت شده و به دست افراد  فريب خورده و نا آگاهان به اجرا در مي آيد . در حقيقت يك توطئه حساب شده ، يك كودتاي خزنده و سلاحي بر ضد انقلاب اسلامي و كيان اجتماعي ماست . عمده هدف آنها از اين تهاجم تقدس زدايي است .

13-10- اگر مدعيان دفاع از حقوق زنان راست مي گويند و هدفشان فريب نيست و در ادعايشان صادق اند ، چرا حتي يكبار بر عليه كساني كه زن محجبه را از مدارس و ادارات اخراج و حتي آنان را به جرم حجاب شهيد مي كنند ، سخن نمي گويند ؟ پس بهتر است بانوان در شناخت دوست و دشمن خود بيشتر انديشه كنند !

14-10- دشمنان اسلام بعد از تحقيقات به اين نتيجه رسيده اند كه قوي ترين و كم خرج ترين اسلحه براي از پا درآوردن مسلمانان ، بيرون آمدن دختران و زنان مسلمان از حجاب و قرارگرفتن آنان در اختيار جوانان ومردان به صورت آزاد ، ‌در كوچه وبازار و جاهاي عمومي و... است.

15-10- مستر همفر ، جاسوس انگليس در كشورهاي اسلامي ، در بخشي از خاطرات خود ، آنجا كه نقاط قوت مسلمانان را بر مي شمارد به مورد حجاب اشاره كرده و مي نويسد :

زنان مسلمان داراي حجابي محكم هستند كه نفوذ فساد در ميان آنها ممكن نيست ، بنابراين بايد آنها را فريب داد و از زير چادر و عبا بيرون كشيد . پس از آن بايد جوانان را تحريك كنيم كه دنبال آنها بيفتند تا در ميان مسلمانان فساد رواج يابد و براي پيشبرد اين نقشه لازم است اول زنان غير مسلمان را از حجاب بيرون آوريم تا زنان مسلمان از آنان ياد بگيرند .

16-10- خانم خائولا ناكاتا ، محقق ژاپني پس از گرايش به اسلام مي گويد : حجاب راهبه هاي بودايي و مسيحيان كاتوليك هم مانند مسلمانان است ،‌متعجبم چرا كساني كه پوشش يك راهبه را تكريم مي كنند چرا از حجاب يك مسلمان انتقاد مي كنند و آنرا نمادي از افراط گرايي يا سركوب قلمداد مي كنند .

17-10- اسلام ، حجاب را براي حضور زن در اجتماع  آورد . تا به راحتي بدون تعرض ، بتواند منشاء فعاليت هاي علمي،اجتماعي و سياسي شود . آنهايي كه برعليه حجاب تبليغ مي كنند ، مي دانند وقتي زن با پوشش وارد جامعه شود اهل رزم ،سياست ، آگاهي و تعهد خواهد بود . در صورتي كه آنها مي خواهند زن مخصوص محافل بزمشان باشد . 

11- بهداشت جسمي و روحي  :

1-11- اضطراب و استرس بوجود آمده در اثر چشم و هم چشمي و سعي در جلب توجه ديگران و به رخ كشيدن زيبائي هاي خود ، موجب بهم خوردن آرامش روحي می گردد كه مقدمه بيماريهاي روحي و جسمي فراواني است . از جمله مي توان به افسردگي ، زخم معده ، حواس پرتي ، كاهش حافظه ، جنون جنسي ، ضعف اعصاب و .... اشاره كرد .

2-11- جسم زن حساس است ،‌بي­حجابي منجر به جمع شدن چربي در بعضي از قسمتهاي بدن كه با هواي آزاد تماس دارند ،‌خواهد شد . 

3-11- بي حجابي ، موجب بهم خوردن تعادل در تمايلات جنسي و ترشحات هورمونهاي مربوطه است .

4-11- لباس تنگ باعث كاهش جريان خون در پوست شده و لذا بيماريهاي پوستي را در پي خواهد داشت .

5-11- لباس تنگ بر اثر فشار بر سينه ، مانع تهويه طبيعي ريه ها شده و رابطه پوست بدن و هواي آزاد را قطع و سبب دشواري تبادل اكسيژن سلول هاي پوستي مي گردد .

6-11- سرماخوردگي و عوارض آن در خانمهاي بي حجاب بيشتر است .

7-11- بعضی مواد بكار رفته در لوازم آرايشي شيميايي بوده و براي بدن و پوست مضر مي باشند .

8-11-  بد حجابي ، پاكي دلهاي مردان و زنان را به مرور از بين برده و لذا تسهيل كننده ارتكاب انسان به اعمال و رفتارهاي خلاف و غير اخلاقي ديگري مي شود و چنانچه جلوگيري نشود آثار خطرناك روان پريشي خواهد داشت .

9-11- برهنگي و بد حجابي ،‌مقدمه و راهبر به سوي بي بند و باري و لجام گسيختگي جنسي است كه موجب بيماريهاي جنسي نظير التهاب مثانه ، پيدايش ترشحات زنانه ، سفليس ، سوزاك ، ايدز و .... خواهد شد .

10-11- دانشمندان معتقدند تحريكاتي كه از طريق چشم بوجود مي آيد ترشح سه نوع از هورمونهاي غده هيپوفيز مغز را تحت تأثير مي گذارد . چنين اثري در نهايت به تأثير منفي در فرزندان و اختلالات وراثتي منتهي مي شود . لذا بانوان خودنما تأثير ناروا و غير قابل بخشش را بر سلامت نسل هاي آينده خواهند گذاشت  .

11-11- دكتر الكسيس كارل - دكتر ديل كارنگي : هيجان و تحريكات رواني ،‌عامل عوارض جسمي همچون بيماري زخم روده مي باشد .

12-11- توماس اكمبس : لذتهاي جسماني در اول كار به ما لبخند مي زنند ولي عاقبت نيش زهر آلود خود را در روح ما        فرو برده و هلاكمان مي كنند .

14-11- انجمن سلامت شمال در آمريكا در تحقيقات اخير خود به طور علمي و با آمار ثابت كرد كه زنان محجبه كمتر به بيماريهاي پوستي دچار مي شوند . در اين تحقيقات اعلام شده است كه افراد محجبه از پوست لطيف تري برخوردارند . پوست زنان مسلمان كمتر در معرض پرتوهاي فرابنفش خورشيد قرار دارد و از سلامت بيشتري برخوردار است . وقتي پوست زنان غير محجبه به طور كامل از اثر كرم ها پاك مي شود ،‌چين و چروكها و لكهاي فراوان در پوست آنان به چشم مي خورد. 1

15-11- دكتر آلكسي كارلايل مي گويد : وقتي غريزه جنسي در انسان افزايش مي يابد ،‌نوعي هورمون در خون ترشح         مي شود كه به مغز رفته و توان استفاده از روشهاي منطقي در زندگي را فلج مي كند . 2

گوناگون در مورد حجاب : 

1-     يك خانم انگليسي كه اكنون ساكن مشهد مقدس است گفته بود: قبل از پوشيدن چادر وقتي به خيابان مي رفتم احساس مي كردم كه همانند يكي از كالاهاي عرضه شده در فروشگاه ها مي باشم . هنگام قدم زدن متوجه تماشاگراني مي شدم كه مانند خريدار به منظور ارضاي لذايذ شهواني خود براي زنان بهاء تعيين مي نمودند و به اين دليل من خود را در حجاب محصور کردم .

2-      در ژاپن بيمارستاني با كليه كادر زن صرفاً براي بيماران خانم تأسيس شده است .

3-      برخي كشورها از جمله ژاپن نسبت به جداسازي واگن هاي خاص زنان براي افزايش راندمان كار و بهينه سازي فعاليت ها و افزايش امنيت اجتماعي اقدام نموده اند .

            4- برخي از موسسات و دانشگاه هاي دنيا به دلايل زير اقدام به وضع قوانين پوششي براي دانشجويان خود نموده اند :

            كاهش ميزان حواس پرتي ، افزايش تمركز و توجه به مسايل مهمتر آموزشي وتحصيلي ،‌ايجاد جو مناسب براي حضور در دانشگاه ،محافظت ازشأن ،‌اعتبار و خوشنامي مراكز تحصيلي و دانشگاهي ،از بين بردن نشانه هاي ظاهري اختلاف طبقاتي ميان دانشجويان و ايجاد هويتي به نام دانشجو در ورودي هاي جديد. از جمله آن دانشگاه ها مي توان به دانشگاه كالج ترينيتي، دانشگاه مري واشنگتن ،‌دانشگاه لپرتي آمريكا ،‌دانشگاه ليد سيتي نيجريه ،‌دانشگاه ملي سنگاپور ،‌دانشگاه دولتي فلوريدا ، دانشگاهي در فيلپين ، ‌دانشگاه كاليفرنيا بركلي اشاره کرد. 3

5- يك كارشناس آمريكايي به نام جورج رالسوش در كتاب انقلاب جنسي بيان مي كند كه رئيس جمهور سابق آمريكا ، ‌جورج كندي در سال 1962 گفته بود كه آينده آمريكا بخاطر وجود جوانان فاسد و غرق شده در شهوات حيواني در خطر است،  آنها فاقد احساس مسئوليت هستند بطوريكه نمي توانند مسئوليت ها را تحمل كنند . 4

 

 

 

 

1-       سايت www.fardanews.com

2و4سايت www.aryabooks.com

2-       سايت خبر گزاري مهر

 

6-  هر جا سخن از حجاب و پوشش به ميان مي آيد بهتر است از روانشناسي رنگها نيز مطالبي گفته شود . روانشناسان معتقدند وقتي انسان به اجسام سفيدرنگ نگاه مي كند احساس مي كند كه آن شيء به وي نزديكتر از فاصله واقعي است در حاليكه اجسام سياه رنگ را دورتر از فاصله اصلي احساس مي كند . پس پوشش مشكي درجامعه براي زنان موجب مي گردد كه از ديد مردان دورتر ودر واقع محفوظ تر جلوه نمايند. در روانشناسي رنگها باز عنوان شده است كه سياه نمايانگر مرز مطلق، « نه » ، عدم توجه است . هر آن كسي كه سياه مي پوشد ، مي خواهد نشان دهد كه مرزي ايجاد كرده است و هيچ كس حق ندارد به اين حريم پاك و مقدس و خصوصي وارد شود . ‌اين حريم ، حريم حرمت و حيا و احترام است.

ماكس لوشر متخصص در روانشناسي رنگها معتقد است : سفيد به صفحه خاصي مي ماند كه داستان را بايد روي آن نوشت ‌ولي رنگ سياه نشانگر نكته پاياني است كه در فراسوي آن هيچ چيز وجود ندارد .

7-  از آنجا که یکی از علل بدحجابی و بی بندوباری ؛ فقر مالي ، فرهنگي و فقر ايمان به مبداء و معاد می باشد لذا بايد مسئولین امر ، والدین ، متمكنين ، معلمين و مسئولين امر تربيت ديني در اين زمينه پيش بيني هاي لازم را بعمل آورند .

8- از آنجا كه خود كم بيني يكي از علل بد حجابي محسوب مي شود لذا بر والدين و افراد جامعه لازم است كه از تحقير نوجوانان و جوانان شديدا" خوداري نمايند .

9- حجاب در غرب بهترين تبليغ اسلام است و به شدت جذب مي كند . بيشترين رواج حجاب در انگليس بين خانم هاي تحصيل كرده انگليسي است . آنان دليل استقبال خود از حجاب را احساس حرمت و شخصيت مي دانند .

10- بعضي از علل ديگر بد حجابي عبارتند از : تقليد كوركورانه از ديگران ، عقده هاي رواني و كمبود هاي روحي ، دوستان ناباب ،‌تبليغات جرايد ، راديوها ،‌ماهواره ها ،‌نوار و فيلم هاي مبتذل كشورهاي بيگانه و دشمنان اسلام ،‌خوردن لقمه حرام ، ‌عدم آگاهي ، توجه به تجملات و تشريفات كاذب . ‌ضعف ايمان و عدم اختصاص فرصت مناسب جهت تفكر در آيات الهي .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       

           1، 2 - سايت www.aryabooks.com

منابع :

- مطهري ، مرتضي  ، مسئله حجاب

- جوادي آملي ، عبدا...، زن در آئينه جلال و جمال ،‌انتشارات اسراء ،‌

- قرائتي ،‌محسن ، تفسير نور

- صحيفه نور

- السادات حسيني ،‌فاطمه ،‌چرا حجاب،‌انتشارات مهر امير المومنين 1387

- حسن زاده ، علي ، چرا برهنگي ، انتشارات دلشاد قم 1384

- ميزان الحكمه- ري شهري

- عليپور ، يوسف رضايي، اصغر، حجاب ،‌آزادي يا اسارت ، انتشارات احرار تبريز 1384

- نرم افزار « براي ريحانه » بانك نرم افزاري عروج

- رحيم پور ازغدي ، حسن ، عفاف نماد هويت انساني ، انتشارات سنابل 1387

- محمدي نيا ، اسدا... ، بهشت جوانان ، آنچه بايد يك زن و مرد بدانند ،‌انتشارات سبط اكبر 1384

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت: 9:12 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

تحقیق در مورد اهميت خانواده و جايگاه حساس آن در جامعه

بازديد: 123

 

اهميت خانواده و جايگاه حساس آن در جامعه

اهميت خانواده و جايگاه حساس آن در جامعه، امروز از مباحث اساسي است. عليرغم رويكرد جريان مدرنيته و نيز فمينيسم مبني برحقير و كوچك انگاشتن جايگاه خانواده، امروز جهان غرب به اشتباه تاريخي خود در كوچك انگاشتن منزلت خانواده و تضعيف بنيان هاي آن پي برده و در پي جبران آن است.
اما چنين رويكردي همانند بسياري از پديده هاي ديگر كه ره آورد غرب است ، بر وضعيت خانواده در جامعه ما نيز تأثير نامطلوب نهاده است. اين حرف به معناي آن نيست كه تزلزل بنيان خانواده در جامعه كنوني ما تنها تحت تأثير اين عامل (ره آورد غربي) صورت گرفته است و نيز به معناي آن نيست كه جايگاه و منزلت خانواده در جامعه امروز ما همسان جوامع غربي است.
ترديدي نيست كه اصولاً جامعه اسلامي، شرقي ، ايراني ما نمي تواند در مورد خانواده همانند مغرب زمين شود. تزلزلي كه از آن ياد مي كنيم، تزلزلي است در قياس با موقعيتي كه از خانواده در منظر دين ما مطرح است و نيز موقعيتي كه خانواده در همين جامعه در گذشته اي نه چندان دور داشته است. خانواده ايراني هنوز در قياس با خانواده در جوامع غربي بسيار جايگاه بالاتر و موقعيت پايدار تري دارد.
اما در جامعه اي كه با جهت گيري آرماني و ارزشي انقلاب بزرگ شده و نظامي سياسي را بر آن اساس بنيان نهاده، نمي توان به اين حد از مطلوبيت و صحت در هيچ پديده اي از جمله خانواده بسنده كرد.
آنچه از منظر اسلام براي خانواده و جايگاه آن تعريف شده است، در تئوري بسيار جامع و گسترده است و در عمل بسيار زيبا و جذاب ، خانواده اسلامي درعرصه عمل و واقعيت عيني نيز وجود دارد، با همه شاخص ها و ويژگي هايي كه خانواده در اوج تعالي و زيبايي و كمال مي تواند داشته باشد.
خانواده در كلام اسلام «اهل بيت» (اهل خانه) ناميده مي شود. يعني در نگاه اسلام خانواده ايده آل در يك «خانه» شكل مي گيرد و اين «خانه» است كه با ويژگي هاي خاص خود مي تواند ظرف شكل گيري و رشد چنين خانواده اي باشد.
خانه و خانواده در اسلام از چه ويژگي هايي برخوردار است؟ اين سوالي است كه امروز در جامعه اسلامي ما بايد پاسخي صحيح و جامع به آن داده شود.
خانه و خانواده اسلامي مي تواند در عين داشتن تشابهاتي با خانه و خانواده سنتي، تفاوت هاي مهمي هم با آن داشته باشد. با خانه و خانواده غربي هم متفاوت است. براي يافتن ويژگي هاي اين خانه و خانواده بيشترين اتكا و استناد به همان خانه و خانواده اي است كه خود اسلام به عنوان «اهل بيت» از آن ياد كرده است و آن را الگوي مطلوب و ايده آل دانسته است.

 اصول حاكم بر زندگي انساني كه نه تنها الگوي ما، بلكه الگوي بزرگترين اولياي الهي،‌امامان معصوم و امام زمان ما است، اصولي قابل توجه و با اهميت اند.، چرا كه اصولي از يك زندگي ايده آل و الگو هستند كه مي تواند تعالي بخش ديگر زندگيها باشد. اما از آنجا كه يك  خانواده ايده ال حاصل تلاش و روابط كليه اعضاي آن خانواده است،‌در اينجا، به بررسي اصول حاكم بر زندگي علي (ع) ،‌ فاطمه (س) و حسينين (ع) و زينبين پرداخته ايم.

1- ساده زيستي و زهد خانوادگي

نحوه ازدواج،‌ مهريه، شروع زندگي خانوادگي در يك خانه اجاره اي و ساده پوشي زهرا (س) و علي (ع) و فرزندانشان نمونه هايي از اهميت اين اصل در زندگي خانوادگي شان است،‌آنچنان كه صحابي جليل القدري چون سلمان را به تعجب واداشت كه :

-          عجبا! دختران پادشاه ايران و قيصر روم بر كرسيهاي طلايي مي نشينند و پارچه هاي زربفت به تن      مي كنند و اين دختر رسول خدا است كه نه چادرهاي گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاي زيبا.

 2- مشاركت در امور زندگي و اهميت دادن به كار و همكاري در بين اعضاي خانواده

براي مثال علي (ع) بچه داري مي كرد، فاطمه (س) نان مي پخت و يا گندم آسياب مي كرد، ،‌علي (ع) به جهاد مي رفت و زخم برميداشت و فاطمه (س) زخمهاي او را درمان مي كرد و شمشير او را     مي شست به همين دليل هم بود كه علي (ع) در هر بعد از ابعاد زندگي اش بالاترين تلاشها و موفقيتها را داشت و فاطمه زهرا (س) هم در مقام عبادت،‌دفاع از ولايت و كار در خانه و خانه داري و مهمتر از همه تربيت فرزند بالاترين موفقيتها را كسب نمود.

3- ارزشي بودن ازدواج و حاكميت ارزشها بر خانواده

نمونه هايي همچون بخشيدن پيراهن عروسي توسط حضرت زهرا در شب ازدواج آن حضرت با علي (ع)، فراموش نشدن ياد خدا،‌ گفتن تكبير و به نماز ايستادن عروس و داماد در شب اول عروسي و ثمره اينها ايثار و انفاق  خانوادگيشان كه در بالاترين حد آن سوره انسان مورد اشاره قرآن قرار گرفته است، بيانگر حاكميت اين اصل در خانه علي (ع) است.

 4- حاكمتي روح مشورت بر زندگي

مشورت خواهي و مشاوره با پيامبر اكرم (ص) به عنوان فكر برتر و بهره مندي از راهنماييها و ارشادهاي ايشان بارها و بارها توسط علي (ع) و زهرا (س) صورت گرفت.

5- حاكم بودن روح برنامه ريزي و نظم در خانه

تقسيم كارهاي خانه،‌انجام امور در زمان مناسب،‌ اختصاص مكاني خاص براي عبادت و نماز در خانه و داشتن برنامه جهت تربيت فرزندان از جمله اين موارد است.

6- سياسي بودن، جهاني بودن و فدايي بودن در راه اسلام

گذشته از اميرالمؤمنين كه اسوه جهادي و فدايي بودن و سياستمداري است،‌خطبه ها و فاليتهاي سياسي حضرت زهرا (س) نشان دهنده اين است كه ايشان هم به عنوان يك زن، سرآمد مبارزات سياسي در زمان پيامبر و بعد از فوت آن حضرت بودند. محسن شهيد، فاطمه شهيده، علي زخم خورده، حسن مسموم، حسين سرجدا و زينب و كلثوم به اسارت رفته، همه و همه در اين خانه مي زيسته اند.

7- علم دوستي

نهج البلاغه، صحيفه فاطميه، شاگردپروري، آشنايي با تفسير قرآن و تشكيل كلاسهاي ديني در خانه اميرالمؤمنين و حضرت زهرا نمونه هايي از توجه اين خاندان به علم دوستي است.

8- جذب و رفت و آمد ملائكه و فرشتگان به خانه

در زيارت جامعه آمده است: ((السلام عليكم يا اهل بيت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائكه...)) چرا كه اين قطعه بهشتي در زمين، محل رفت و آمد ملائكه اي همچون جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل بوده است.

 9- عشق و فاطمه و مهرباني همه اعضا به يكديگر

10- مهمان دوستي، ضيافت در خانه و رسيدگي به احوال خويشاوندان

اميرالمؤمنين مي فرمايند :

اي مردم! انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد باز ار خويشاوندان خود بي نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند، خويشان انسان بزرگترين گروهي هستند كه از او حمايت مي كنند و اضطراب و ناراحتي او را مي زدايند و در هنگام مصيبتها نسبت به او پرعاطفه ترين مردم مي باشند.

اگر بيش از شش روز مي گذشت و ميهماني براي علي (ع) نمي رسيد، تأسف مي خورد و   مي ناليد و گاه مي فرمود:((آن كس كه  دست دهنده خود را از بستگانش بازدارد، تنها يك دست را از آنها گرفته اما دستهاي فراواني را از خويش دور كرده است.))

در خانه علی (ع) اشاره می شود، به همینمنظور به چند اصل از اصول حاکم در همسرداری خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره میگردد:
تقسیم کار در خانه، پرهیز از خواسته های مادی و تلاش در جهت جلب رضایتهمسر، یاری رساندن به همسر، حاکمیت روح عاطفی و نگاههای محبت آمیز در خانه، برخی ازاین اصول در مواجهه با همسر در خانه حضرت علی (ع) هستند .
تربیت فرزند درخانه (ع)
چگونگی تربیت فرزند یکی از وجوه درخشنده سیمای خانوادگیامیرالمؤمنین (ع) است. در این مجال برخی از اصول تربیت فرزند و حقوق آنان بر پدر ومادر را از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) بیان کنیم:
گفتن اذان و اقامه در گوشفرزندان، انتخاب نام نیکو، بازی با فرزندان، رعایت اصل بی طرفی میان فرزندان و عدمجانبداری از یکی، رعایت عدالت و مساوات:
یکی از حساسیتهای کودکان جانبداریو توجه خاص پدر و مادر به یکی از فرزندان دیگر است که در روایات بر رعایت عدالت ومساوات بین فرزندان و محبت کردن، هدیه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسیتبیشتر دختران در این مورد تأکید شده است .
داشتن برنامه جهت تمرین، تشویق وتربیت عبادی و دینی فرزندان، مکلف نمودن فرزندان به رعایت ادب و اخلاق اسلامی،استفاده از فرصتهای مختلف جهت انتقال تجربیات و نصایح، معرفی شبهات و انحرافاتاجتماعی، توصیه به مطالعه تاریخ، انتخاب مسیر مورد علاقه واشتیاق، تحمل مصائب ومشکلات دنیا، پذیرش مسئولیت در حد توانایی، برقراری نظم در امور زندگی، ارتباط گرمبا خویشان و تکریم آنها از دیگر رئوس اصولی است که در خانواده حضرت علی(ع) به آنهاتوجه می شد .
بدیهی است خانه ای که ظریفترین نکات تربیتی ، با چنین دقتی درآن مراعات می گردد محل پرورش انسانهایی چون امام حسن (ع) ، امام حسین (ع) و زینب (س) خواهد بود.
البته باید در نظر داشت اگر چه امیرالمؤمنین (ع) حقوق زیادیبرای فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظایفی برای فرزند بر شمرده اند کهمهمترین آنها این است که فرزند، پدر و مادرش را در هر چیز مگر در نافرمانی ازخداوند سبحان اطاعت و پیروی کند

ایشان به همه زنان آموختند که شخصیت زنان نتنها با خانه داری کوچک نمی شود بلکه باعث استحکام خانواده و تربیت فرزندانی سالم می شود و اجر و پاداشی عظیم را نصیب آنان می نماید.

این کارشناسی مسائل فرهنگی تصریح کرد: زنان کامل زنانی هستند که وظایف خانه داری خود را به نحو احسن انجام می دهند و در کنار آن در کارهای اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی حضور می یابند.

ایشان به همه زنان آموختند که شخصیت زنان نتنها با خانه داری کوچک نمی شود بلکه باعث استحکام خانواده و تربیت فرزندانی سالم می شود و اجر و پاداشی عظیم را نصیب آنان می نماید.

این کارشناسی مسائل فرهنگی تصریح کرد: زنان کامل زنانی هستند که وظایف خانه داری خود را به نحو احسن انجام می دهند و در کنار آن در کارهای اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی حضور می یابند.

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت: 9:11 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

تحقیق در مورد اموال، ماشين آلات و تجهيزات

بازديد: 137

 

اموال، ماشين آلات و تجهيزات                                                    

هدفهاي حسابرسان از رسيدگي به اموال، ماشين آلات و تجهيزات تعيين موارد زير است:

1. كفايت سيستم كنترل داخلي اموال، ماشين آلات و تجهيزات.

2. اعتبار اموال، ماشين الات و تجهيزات ثبت شده ( وجود و مالكيت).

3. ثبت دفاتر بودن تمام اموال، ماشين آلات و تجهيزات (كامل بودن).

4. صحت محاسبات رياضي مدارك اموال، ماشين آلات و تجهيزات و جداول پشتوانه آنها و انطباق مدارك مزبور با حسابهاي دفتر كل (صحت محاسبات رياضي).

5. درستي ارزشيابي اموال، ماشين آلات و تجهيزات.

6. كفايت افشا و چگونگي ارائه اموال، ماشين آلات و تجهيزات، شامل روشهاي استهلاك مربوط.

حسابرسان همراه با حسابرسي اموال، ماشين آلات و تجهيزات، شواهد مربوط به حسابهاي هزينه استهلاك، استهلاك انباشته و هزينه تعمير و نگهداري آنها را نيز بدست مي آورند.

ساير تدابير عمده كنترلي

ساير كنترلهاي مهم مربوط به ماشين آلات و تجهيزات به شرح زير است:

1. تهيه حساب معين جداگانه براي هريك از انواع اقلام اموال، ماشين آلات و تجهيزات. وجود حسابهاي معين دقيق و كافي درباره ماشين آلات و تجهيزات، كار تجزيه و تحليل اضافات و كناره گذاريها، بازبيني ذخيره استهلاك و هزينه هاي تعمير و نگه داري و همچنين، مقايسه مجوزها با مخارج واقعي را براي حسابرسان تسهيل مي كند.

2. يك سيستم صدور مجوز كه هرگونه تحصيل ماشين آلات و تجهيزات، اعم از خريد و اجاره بلند مدت يا ساخت، را مستلزم دريافت قبلي مجوز از مديريت رشد كند. وجود شماره رديف روي دستور كارهاي سرمايه اي، ثبت مجوزها را آسان مي نمايد.

3. استقرار يك سيستم گزارشگري كه مستلزم افشا و تجزيه و تحليل بموقع انحرافات مخارج مصوب و مخارج واقعي باشد.

4. تدوين دستورالعمل كتبي درباره تمايز مخارج سرمايه اي و مخارج جاري. در اين دستورالعمل معمولاً يك حداقل ريالي براي به حساب دارايي بردن مخارج تعيين مي شود؛ هرگونه مخارج كمتر از آن بطور خودكار به حساب هزينه هاي جاري منظور مي گردد.

5. برقراري سيستم خريد ماشين آلات و تجهيزات كه تنها از طريق دايره خريد صورت گيرد و مستلزم رعايت روشهاي استاندارد دريافت، بازرسي و پرداخت نيز باشد.

6. شمارش عيني داراييها در فواصل زماني متناوب، به منظور اثبات وجود و محل استقرار و وضعيت تمام داراييهاي ثبت شده در حسابها و آشكارسازي وجود هرگونه دارايي ثبت نشده.

7. استقرار سيستم بركناري داراييها، شامل دستور بركناري با شماره هاي پياپي، كه مستلزم ذكر دلايل بركناري و تصويب مقامات ذيصلاح شركت باشد.

آزمونهاي محتواي مربوط به اموال، ماشين آلات و تجهيزات و درآمد و هزينه هاي مربوط را اجرا كنيد.

1.صورت ريز تغييرات اموال، ماشين آلات و تجهيزات متعلق به صاحب كار را دريافت و با دفاتر كل و معين مغايرت گيري كنيد.

2. اضافات طي سال اموال، ماشين آلات و تجهيزات را سندرسي كنيد.

3. خريدهاي عمده داراييهاي ثابت را از نزديك مشاهده و بازرسي كنيد.

4. هزينه هاي تعمير و نگهداري را تجزيه و تحليل كنيد.

5. وضعيت داراييهايي كه مورد استفاده روزمره نيست و دلايل آن را پي جويي كنيد.

6. ذخيره استهلاك را آزمون كنيد.

7. بركناري طي سال داراييها را بازبيني كنيد.

8. مالكيت قانوني اموال، ماشين آلات و تجهيزات را اثبات كنيد.

9. درآمد اجاره حاصل از اموال، ماشين آلات و تجهيزات صاحبكار را كه به ديگران اجاره داده شده است، بررسي كنيد.

10. مفاد قراردادهاي اجاره بلند مدت داراييهاي ثابت را، اعم از اجاره داده و اجاره شده، رسيدگي كنيد.

11. روشهاي تحليلي را در مورد اموال، ماشين آلات و تجهيزات اجرا كنيد.

12. چگونگي ارائه در صورتهاي مالي و كفايت افشاي مربوط به داراييهاي ثابت و درآمدها و هزينه هاي آنها را ارزيابي كنيد.


 

 

هدفهاي آزمونهاي عمده محتواي مربوط به اموال، ماشين آلات و تجهيزات و استهلاك

آزمونهاي محتوا

هدفهاي كلي حسابرسي

 

صورت ريز تغييرات اموال، ماشين آلات و تجهيزات متعلق به صاحبكار را دريافت و با دفاتر كل و معين مغايرت گيري كنيد.

صحت محاسبات رياضي

اضافات طي سال را سندرسي كنيد.

خريدهاي عمده داراييهاي ثابت را از نزديك مشاهده و بازرسي كنيد.

اعتبار (وجود مالكيت)

و

ارزشيابي يا تخصيص

هزينه هاي تعمير و نگهداري را تجزيه و تحليل كنيد.

وضعيت داراييهايي كه مورد استفاده روزمره نيست را پي جويي كنيد.

ذخيره استهلاك را آزمون كنيد.

ارزشيابي يا تخصيص

بركناري داراييهاي طي سال را بازبيني كنيد

مالكيت قانوني را اثبات كنيد

درآمدهاي اجاره را بررسي كنيد.

اعتبار (وجود و مالكيت)

مفاد قراردادهاي اجاره بلند مدت را رسيدگي كنيد.

اعتبار (وجود و مالكيت)

روشهاي تحليلي را اجرا كنيد.

كامل بودن و

ارزشيابي يا تخصيص

چگونگي ارائه در صورتهاي مالي و كفايت افشا را ارزيابي كنيد.

ارائه و افشا

 

حسابرسان براي كشف داراييهاي كنار گذارده شده، بدون آنكه در دفاتر ثبت شده باشد چه اقدامات بخصوصي را بايد به عمل آورند؟ انجام دادن اقدامات زير عموماً مؤثر است:

1. چنانچه داراييهاي عمده اي در طول سال به داراييهاي شركت اضافه شده است، جايگزين بودن آن براي دارايي كهنه يا تعويضي بودن آن را تعيين كنيد.

2. درآمدهاي متفرقه را به منظور تشخيص هرگونه وجوه نقد حاصل از فروش داراييها، تجزيه و تحليل كنيد.

3. چنانچه هريك از محصولات شركت ديگر توليد نمي شود، درباره سرنوشت داراييهايي كه آن محصول را مي ساخته است، پي جويي كنيد.

4. درباره كنار گذارده شدن هرگونه دارايي ثابت كارخانه از مديريت و مسئولين شركت پرس و جو كنيد.

5. مجوز مقامات يا كميته هاي مربوط را روي دستور كارهاي بركناري داراييها يا هرگونه مدارك اوليه ديگر رسيدگي كنيد.

6. هرگونه كاهش در پوشش بيمه اي داراييها را به منظور تعيين اين كه به دليل بركناري داراييها نبوده است، پي جويي كنيد.

چگونگي ارائه در صورتهاي مالي و كفايت افشاي مربوط به داراييهاي ثابت و درآمدها و هزينه هاي آنها را ارزيابي كنيد.

صورتهاي مالي يا يادداشتهاي همراه ان بايد مانده هر گروه عمده از داراييهاي استهلاك پذير را نشان دهد. استهلاك انباشته مي تواند برحسب هر گروه عمده يا در مجموع، نشان داده شود و روش يا روشهاي محاسبه استهلاك بايد بيان گردد. جمع هزينه استهلاك بايددر صورت سود و زيان يا يادداشتهاي همراه ارائه شود.

علاوه بر اين، ارائه مناسب و افشاي كافي معمولاً اصول زير را منعكس مي كند:

الف- مباني ارزشيابي داراييها بايد به صراحت ذكر شود. در زمان حاضر، بهاي تمام شده به عنوان اصل پذيرفته شده حسابداري براي اموال، ماشين آلات و تجهيزات است؛ اقلامي كه ديگر مورد استفاده نمي باشد بايد به ارزش برآوردي قابل بازيافتي انها ارزشيابي شود.

ب- داراييهاي گرو گذارده شده براي دريافت وامها بايد به روشني مشخص شود.

پ-داراييهاي كه مورد استفاده نيست بايد جداگانه در ترازنامه ارائه شود.

 

 

هدفهاي حسابرسان از حسابرسي استهلاك

همانگونه كه پيشتر آمد، استهلاك، بيشترين رابطه با هدفهاي حسابرسي ارزشيابي يا تخصيص دارد. حسابرسان براي دستيابي به اين هدف، مبالغ و روشهاي استهلاك مورد استفاده را رسيدگي مي كنند تا (الف) پذيرفته شده بودن روشهاي مورد استفاده، (ب) يكنواختي كاربرد روشهاي مزبور و (پ) درستي و دقت محاسبات لازم تحت هر روش را تعيين نمايند.

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت: 9:10 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

تحقیق در مورد زندگينامه امام خميني

بازديد: 115

 

زندگينامه امام خميني

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اىاهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها،روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد.

او وارث سجایاىآباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـدهانـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـنمرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد درنجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـدهبـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحتحمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومتبـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـهشهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دارالحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاصگردید.

بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهومشهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش(بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـهخـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش(صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمتوجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـارجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید وبه سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كهمـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزدمرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى كاشانى ودروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالكریـمحایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـىحـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم بهنـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحبراءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طىسالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفانو اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق،مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخاعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود ودر نجف بـود كه بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاىولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى وتربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرتداشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن بهمـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى واجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـتهاست و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آوردتا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـامسراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنىرهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام،سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاباسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـنالمـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دوجـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم وسربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مىدیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امامدر جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومتمـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى درجـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم وخـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود،بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مىخـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـمكـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مداركتاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـرچـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـىخـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدیدآورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدندودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید.

درچنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بىوقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكرمـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقتقـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـرهگیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را درخـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیتحـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.

زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت دراعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاختهشـد.

پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیهقـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشتسال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـا:

سید محمد حجت، سید صدر الدیـنصدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـنفاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـىبراى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـهالـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت ازآیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانهتلاش كرد.

امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیرنظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات وروزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـهمـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات ازشـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خانپدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـهو پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها وارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.

امام خمینى در تعقیب هدفهاىارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـهالـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرارگرفت.

اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى وولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودنانـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویبكـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفىنگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظورقانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكهقـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسباتایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلكاستعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امامخمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبورپـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام درروشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاىعلمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـاسرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را دراقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیرتند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود:

اینجانب مجددا بهشما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید وازعواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـوناساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماىاسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتیـبماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایرانبـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـتبراى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها،فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امامخمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقداماترژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاهتعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوىدیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا بهمـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهادهبـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد.

امام خمیـنى در اجـتماع مردم،بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یادمـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روزدوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى درمقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـادستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود راتحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت.

راز تاءثیر شگـفت پیـام امامو كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد درهـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد.

سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیهخـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امامخـمیـنى بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا وخیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـىحكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـىبه طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیانحـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسختلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـههـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست.

امامخمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـرهمـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـااسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .

با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.

علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.

اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاجآقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس ازورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن، سامـرا وكـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمتكرد.

دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد كه هرچند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت امامخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیهروحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهندهبود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـنسالها بـه تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریهانـتـوانـست او را از مـسیــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد.

امامخمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصر مغرضدر آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق بهپاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حوزه هاى درسىنجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد.

امام خمینـى از بدو ورود بـهنجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظنـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15خـرداد فـرا مى خواند.

امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـمدشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاىخـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت.

امام خمینى درگفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش رادرباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوباختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراجكرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایطبـهـره گیرد.

چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تاحـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزینبیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كهنهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالاگـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینىطـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرتامام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـامبـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادندسال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلابانقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روزادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسىمبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند.

شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود دراسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـهمبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت، فـتوا به حرمتاستفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـومتاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـوردافـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغوتـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران رازیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنایاترژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجالوطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آناستفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اولآبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوبارهحـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونهاى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقالهاى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـنمـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلابانقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعىنتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند.

او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانهعمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتاىنظامـى ارزیـابـى مى كرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراجامام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیلهقـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران،عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد.

روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرزكـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـورجلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـاایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـمبـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند.

و دو روز بعددر منزل یكى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونهفـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریحكـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تااز ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دستاز هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد.

امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشیلداد. شاه نیز پـس از تشكیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابینهبختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایرانپیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبى پرداختند

بازگشت امام خمینى به ایران

پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشورمنتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیدهبـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوزدولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـشرا گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزهاسرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزرفـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـدروز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امامخمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبالبـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاىغربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآوردكردند .

رحلت امام خمینى

وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغكنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكارگرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزىمى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ،در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاىعارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـنلحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـىرسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شادو ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاهابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مىخـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كهعذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم واراده بــه پیش بروند.

شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سالقبل از رحلت سروده است :
انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذردحادثه ها مى آید.

 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود .

قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا ومعنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام دربیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـششـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبهادائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عملجراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاىمباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ،طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالتپیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوتاعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخداده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نامو پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچقلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم رادر آن روزها تـوصیف كند.

مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـنداینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم وعظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمالشـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى وغربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن راعــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـهقـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئهبرانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـالدفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارااز سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب ومرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كهقـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاىمـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگدهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كارایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوششـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را درفیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند.

امـا آنـانكهعشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردمایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخابكرده بـودند كه:

عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست.

روز چهاردهم 1368 ،مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرتآیـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـنجانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجامحضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـسلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـریــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیربـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه ازشكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند.

اماهـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروانامـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راهاو نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شدهبـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، درمحل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردىكه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده ودر دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداعكنند.

هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز،بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و درحلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبانخویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهىبه مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود.

پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویختهو آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـهفـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى وتپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته وچشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساسیتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ،طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـىگلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعیت وشكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12 بهمـن 1357 وتـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهاىتـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند وایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورهاغربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـرآنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارىرا در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـدهباشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى بهایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها وفداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـورتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكانادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانههایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براىمسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگرامـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزودهخـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـهدشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى ازاین مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـهجهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى ونهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقتهمیشه زنـده است و فناناپذیر .

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت: 9:08 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

ليست صفحات

تعداد صفحات : 1554

شبکه اجتماعی ما

   
     

موضوعات

پيوندهاي روزانه

تبلیغات در سایت

پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید :

فرم های  ارزشیابی معلمان ۱۴۰۲

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام فایل را به شماره همراه   09159886819  در تلگرام ، شاد ، ایتا و یا واتساپ ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل برای شما  فرستاده می شود .

درباره ما

آدرس خراسان شمالی - اسفراین - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 12000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , طرح درس