تحقیق دانشجویی - 300

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و واتساپ: 09159886819  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پشتیبانی سایت

در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید به شماره 09159886819 در شاد ، تلگرام و یا نرم افزار ایتا  پیام بدهید
آیدی ما در نرم افزار شاد : @asemankafinet

آسيب ها وموانع اجتماعي

بازديد: 161

‹‹بخش دهم››

آسيب ها وموانع اجتماعي

مهمترين موانع ازدواج جوانان ايراني "پسران شغل مي خواهند؛ دختران آزادي در انتخاب همسر"

مطالعات ملي نشان مي دهد در حالي كه ‹‹نداشتن ؤبات شغلي›› پس از بيكاري›› از مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است. ‹‹آزاد نبودن در انتحاب همسر دلخواه›› پس از ‹‹پيدا نكردن فردي كه به  عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد›› مهمترين مانع ازدواج دختران به شمار مي رود. به گزارش ايسنا نظر سنجي صورت گرفته از جوانان توسط ‹‹سازمان ملي جوان›› همچنين نشان مي دهد در حالي كه ‹‹نداشتن اعتماد به جنس مخالف از لحاظ اخلاقي و جنسي›› در ميان دختران مانع سوم ازدواج است، در ميان پسران به عنوان مشكل هشتم مطرح مي شود.

همچنين كل جوانان ‹‹نبود حس مسؤوليت پذيري در فرد›› را چهارمين مانع ازدواج براي دختران و ‹‹نداشتن توان مالي كافي›› براي پسران مي دانند و پس از آن پسران ‹‹پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد›› را داراي اهميت دانسته اند.

پس از اين عامل در حالي كه ‹‹عدم امكان تهيه مسكن مناسب›› به عنوان يكي از مشكلات پسران براي ازدواج است ‹‹بي برنامه بودن زندگي›› براي درختران از مشكلات اصلي ازدواج مطرح  مي شود.

به گزارش ايسنا، ‹‹وجود ملاك هاي سختگيرانه در ازدواج›› براي دختران، بيش از پسران تبديل به مشكل شده است، چرا كه اين عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و براي پسران در اولويت شانزدهم قرار دارد.

در حالي كه منظر جوانان كشور، پراي پسران ‹‹شروط دست و پاگير خانواده دختر›› در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد ‹‹سختگير بودن در انتخاب همسر›› براي دختر در اين مرتبه قرار مي گيرد.

همچنين اين تحقيق حاكي است جوانان كل كشور معتقدند ‹‹ارضاي نياز جنسي خارج از چارچوب خانواده›› در ميان دختران در مرتبه هفدهم سلسله مراتب موانع ازدواج قرار دارد، در حالي كه اين مانع براي پسران در مرتبه آخر مشكلات ازدواج است.

گفتني است، ‹‹نقا جسماني››، ‹‹عدم بلوغ شخصيتي كافي در فرد›› و ‹‹توانايي والدين در راهنمايي براي ازدواج›› در ميان دختران سلسله مراتب داراي مراتب بالاتري است. در حالي كه ديد جوانان ‹‹نداشتن كارت پايان خدمت وظيفه يا معافيت›› براي رسيدن به  عنوان مانع ادواج مطرح است، دختران داراي مشكلي به نام ‹‹ناتواني مالي والدين در تدارك ازدواج براي فرزندان›› هستند، اين در حاليست كه با وجود مانعي براي ازدواج نگاه نمي كنند. اين تحقيق بيانگر آن است كه ‹‹شروط دست و پاگير خانواده دختر›› براي پسران در مرتبه نهم مشكلات ازدواج قرار دارد، اما در مقابل ‹‹فراهم نبودن جهيزيه›› براي دختران مطرح مي شود.از سويي ديگر يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد كه دختران بيش از پسران به مشكل نبودن امكان آشنايي با جنس مخالف قبل از ازدواج›› اهميت مي دهند چرا كه اين عامل به عنوان دوازدهمين مانع ازدواج دختران و هجدهمين مانع براي پسران است.

در حالي كه از سوي جوانان فراهم نبودن وسائل زندگي نوزدهمين مشكل پسران براي ازدواج نام برده شده است، دختران ‹‹محدود بودن دايره انتخاب همسر›› را مشكل خود مي دانند.

در ادامه اين تحقيق آمده است كه مسائل مالي همچون ‹‹ناتواني مالي والدين در تدارك ازدواج براي فرزندان›› نزد دختران در مقايسه با پسران از مرتبه بالاتري برخوردار است. اين تحقيق نشان مي دهد كه دختران بيش از پسران به ‹‹بلوغ شخصيتي كافي در فرد›› براي ازدواج اهميت مي دهند چرا كه نبود اين ويژگي در ميان موانع ازدواج دختران جايگاه دهم و براي پسران داراي رتبه دوازدهم است.

ازدواج

ازدواج به عنوان يك پديده اجتماعي از جنبه هاي مختلف قابل مطالعه و تحقيق مي باشد با توجه به اهميت و تأثير مؤثر زندگي زناشويي بر جنبه هاي مختلف زندگي بررسي و مطالعه و تحقيق درباره ازدواج امري مهم و ضروري به حساب مي آيد و از آنجايي كه تغييرات بنيادي و اجتماعي در هر جامعه در روابط تك تك افراد تأثير فراواني دارد پديده اي چون ازدواج امري طبيعي محسوب مي شود و همچنين مسئله ازدواج مي تواند عامل مؤثري در شناسايي يك جامعه باشد.ازدواج در حالت ابتدايي يك قرارداد اقتصادي و اجتماعي است كه دو انسان وقتي به اوج هماهنگي رسيدند به آن متعهد مي شوند. در جامعه مدرن دو نفر ممكن است دوستان بسيار خوبي براي هم باشند اما وقتي همبستر مي شوند به اين نتيجه برسند كه از رابطه جنسي با هم لذت نمي برند، همين امر باعث مي شود كه با هم ازدواج نكنند و همچنان دوستان خود براي هم باقي بمانند ولي در جامعه سنتي زن و مرد قبل از ازدواج همديگر را نمي بينند و تا قبل از همبستر شدن هيچگونه شناختي ازهم ندارند اينگونه ازدواجها بدون كمترين شناختي بين طرفين صورت مي گيرد وهرگونه رابطه اي قبل از ازدواج ممنوع بوده وحتي دربعضي از خانواده هاي مذهبي گناه محسوب مي شود.

درحال حاضر رابطه زنان ومردان درجامعه ما روبه رشد وترقي داشته وزنان درعرصه اجتماعي فعاليت هاي بسيار زياد دارند وهمچنين درعرصه سياسي وارتباط گسترده تري را داشتند باورهاي فرهنگي آنها روز به روز قابل پيشرفت بوده است ولي هنوز به طور كامل تمام جامعه را فرانگرفته است وهنوز هم بعضي ازجاها گرايش به سنتي بودن مردم وطرز فكر ها دارد. ولي درامر ازدواج مشكل زنان چندين برابر است. هنوز‹‹ بكارت›› يك مسئله مهم وحل نشده براي زنان هست . به همين دليل زنان نمي توانند رابطه جنسي آزاد وبدون دغدغه داشته باشند واين مسئله باعث مي شودكه زنان نتوانند انتخابي با عقل وبا فكر داشته باشند.واگر بخواهند  كه زندگي ايده آل وطبق عقيده وآرمان خود برپا كنند بازهم مسئله بكارت مشكل اساسي آنهاخواهد بود زيرا همچنان نيمي از مردان وزنان ما به شكل سنتي فكر مي كنند وهنوز هم هستند خانواده هايي كه به شكل سنتي ازدواج مي كنند وهمچنين آداب وسنن حاكم برجامعه باعث ازدواج زنان درسنين پايين ترمي شود وازطرف ديگر تمايل شديدگزينش همسر جوان ازجانب مردان نيزدراين ميان بي تأثير نيست. متأسفانه بزرگترين مشكلات زنان ما درمورد ازدواج سنتي فكر كردن خانواده هاست، وقتي به دختري از طفوليت گفته مي شود كه ازدواج هدف نهايي اوست بدين ترتيب آموزش وپرورش وي بايد به سمت اين هدف جهت گير شود. درصورتي كه هيچگونه اطلاعاتي دراين مورد ندارد و با اطمينان مي توان گفت كه درصد عظيمي ازناخرسندي، بدبختي واضطراب زنان ناشي  از ناآگاهي درمسائل مربوطه به زناشويي است ولي اگر زن به اندازه كافي اطلاعات وآگاهي داشته باشد وراز ورمز يك رابطه زناشوئي را بياموزد قطعاً درامر ازدواج موفق تر خواهدبود.

يكي ازمشكلات مهم زنان امروز اين است كه تحت تأثيرجوهاي التهابي واحساسي به تدريج ازحقوق سنتي خودشان دور مي شوند وچيزي ممكن است به حقوق سنتي زنان مخصوصاً درفرهنگ ايراني ما آسيب وارد بكند ودرواقع باعث متلاشي شدن آن صميميت عاطفي واحساسي خانواده ها بشود. بنابراين خانواده مهمترين بستر درنهادينه شدن سنت ها وآداب ورسوم فرهنگي وپايدارترين وقديمي ترين عامل درزمينه رشد وتربيت انسان وهمچنين شناخت رمينه هاي مختلف براي ازدواج جوانان به خصوص دختران مي باشد وهمچنين اولين مشكل وبزرگترين مسئله عدم شناخت ابعاد شخصيت زن ازبعد انساني است درحالي كه اكنون زن ازبعد جنسيت او مي سنجد ودرمقايسه با مرد تفاوت هاي طبيعي وتكميلي را مي نگرند درنتيجه زمينه تقابل بخصوص درنظام خانواده وبه ويژه بين پدر ومادر ومسوليت هاي حقوقي آنان  فراهم مي گردد.

بطورخلاصه مي توان گفت كه عوامل مذهبي وسنتي درميان افراد كم سواد شدت بيشتري دارد ازدواج درميان اين طبقات بيش ازهر چيزي تحت تأثير چنين عواملي صورت مي گيرد درحالي كه شيوه گزينش همسر وتشكيل خانواده درميان طبقات تحصيلكرده ومرفه قبل ازاين كه معلول چنين عواملي باشدتاسرحد امكان با ايده آل هاي شخصي منطبق مي باشد. همين امر تاحد زياد دركاهش ازدواج درميان اين طبقه مؤثر است. اهميت نقش اجتماعي زنان ونقش والدين درخانواده وتربيت ورشد كودكان وبا توجه به اين كه نقش زنان درجامعه ايران درحال بحث ومطالعه است وبا توجه به تغيير نقش سنتي مردان وزنان درجامعه وخانواده دستيابي به برابر كمال بين مردان وزنان ضروري ولازم است پس مي توان نتيجه گرفت كه مشكلات زنان وازدواج آنها نياز به تحقيق وگفتگوهاي جامع وكامل دارد كه مستلزم مطالعه وبررسي مي باشد.

فراردختران، عواقب ومشكلات آن(مژگان فرجي/خبرگزاري سينا. پنجشنبه 18/1/1384)

مبحث فرار دختران، عواقب ومشكلات آن ، تاكنون بسياردررسانه ها مطرح شده است ودراين مقوله قصد تكرارواضحات نيست، اما آنچه جاي تأكيد دارد، رشد تمايل فرار ازخانه توسط دختراني است كه فرزند  اول خانواده بشمار مي آيند ومتأسفانه اين مساله تا امروز كمتر مورد توجه مسئولان وكارشناسان امر قرارگرفته است.

درهمين ارتباط چندي پيش مركز امور مشاركت زنان درروزهاي پاياني سال گدشته اعلام كرد كه 33 درصد ازدختران فراري، فرزند اول خانواده بوده اند كه اين مساله به نبود مهارت هاي لازم والدين براي تربيت وآموزش وانتطارزياد ازآنان مربوط مي شود.

براساس همان تحقيق، تحصيلات 52 درصد اين دختران درسطح دبيرستان ، 41 درصد راهنمايي و7 درصد درمقطع ابتدايي بوده است.

49 درصد از دختران براساس اين تحقيق درنتيجه ولگردي، 27 درصد دراثر رابطه نامشروع و 24 درصد به علت اعتياد دستگير شده اند.

همچنين 48 درصد اين دختران ميزان خشونت و نزاع بين والدين را زياد، 50 درصد كم و  دو درصد كم و دو درصد در حد صفر اعلام كرده اند و از سوي ديگر 29 درصد آنان داراي دوست اخراجي از مدرسه، 43 درصد دوست خلافكار، هفت درصد دوست بازداشت شده از سوي پليس و 21 درصد داراي خانواده اي با پايگاه اجتماعي و اقتصادي پايين بوده اند.

دكتر آرمان رضايي، آسيب شناس مي گويد: فرار از خانه به رفتاري اطلاق مي شود كه طي آن كودك و نوجوانان بدون اجازه والدين يا وصي قانوني خود خانه را ترك مي كنند و با تأكيد بر تعريف فوق، گرچه در نگاه اول فرار پديده اي فردي به نظر مي رسد، ولي با توجه به پيامدهاي سوء آن را براي جامعه بايد آن را از نوع آسيب هاي اجتماعي به حساب آورد.

وي اضافه كرد: افراد فراري اغلب متعلق به خانواده هايي بوده اند كه در آن پدر به عنوان نهاد قدرت حكومت مي كرده است و در چنين فضايي پدر نه تنها تكيه گاه عاطفي و اقتصادي براي همسر و فرزندان محسوب نمي شود، بلكه با استفاده از قدرت جسمي و مشروعيت قانوني خود به سلطه عليه آنان دست زده و با فحاشي، هتك حرمت، ضرب و جرح درخانه واستفاده ازبر  چسب ها و ارزيابي هاي منفي از توانايي هاي فردي و اجتماعي   خود موجب مي شود، سايرين و به خصوص فرزند اول به دليل حساسيت هاي موجود در خانواده احساس آرامش و امنيت نكنند و به موجب همين حس نا امني به صورت كوتاه يا بلند مدت از منزل فرار كنند.

رضايي ادامه داد: از سويي ديگر، امروزه هرچند در بسياري از خانواده ها پدر و مادر داراي حضور فيزيكي هستند، اما حضور وجودي و معنوي آنان براي فرزندان چندان محسوس نيست و در اين خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده اند، ارتباط آنان با افراد مختلف تحت هيچگونه نظارت خاصي نيست و هيچ ضابطه وقانوني در خانواده حكومت نمي كندو بنابراين روشن است كه در چنين وضعيتي زمينه براي ايجاد خلأ عاطفي فرزندان به ويژه دختراني كه به عنوان فرزند اول بسيار مورد توجه بوده اند، فراهم خواهد شد كه در شكل شدت يافته خود اين مسأله به فرار از خانه و پناه آوردن به بيگانه منجر مي شود.

به گفته وي نبايد فراموش كرد كه هر خانواده اي داراي باورها و ارزش هاي فرهنگي خاص خود است وبنابراين با برخورد منطقي به آموزش درست، اين ارزش ها به راحتي در محيط خانواده نهادينه خواهد شد و اين مسئله سبب پيشگيري از بسياري معضلات مي شود.

رضايي اضهار داشت: اما رفتارهاي افراطي بدون ارائه آگاهي هاي لازم در جهت متهم ساختن ارزش هاي مورد نظر در ذهن و روان فرزندان سبب ايجاد نوعي طغيان، سركشي، تمرد و در نهايت فرار از منزل خواهد شد.

اين آسيب شناس افزود: بايد در نظر داشت، اشتغال سرپرست خانواده به كارهايي كه از لحاظ اجتماعي داراي بار غير ارزشي و غير قانوني است سبب مي شود، فرزندان به انجام جرايم ترغيب شوند وبراي يافتن استقلال مالي، فرار از خانه را به ماندن ترجيح دهند و در اين رابطه فرزندان اول بيش از سايرين به الگو پذيري مبادرت مي ورزند.

رضايي تصريح كرد: آمارهاي غير رسمي نيز مؤكد آن است كه هر ماه 85 تا 100 كودك و نوجوان از خانه هاي خود فرار مي كنند و بيش از نيمي آنان دختر هستند.

اين آسيب شناس افزود: همچنين پرونده هاي موجود در نيروي انتزامي نشان مي دهد، در سال 1378، يك هزار و 224 مورد از خروج بي بازگشت دختران ازخانواده گزارش شده كه 145 مورد آن در شهريورماه رخ داده است و از سوي ديگر، گزارش هاي آماري سه ماه اول سال 1380 نشانگر رشد فرار آنان بوده است.

وي اضهار داشت: فرار دختران از خانه به گونه اي بوده است كه در خرداد سال 1380 ، 203 مورد پرونده در خصوص دختران فراري  تشكيل شده است و اين ميزان نسبت به سال 79، 88 مورد رشد نشان مي دهد و اين درحالي است كه بسياري از خانواده ها براي حفظ آبروي خود فرار دختران را به  مراكز قانوني و ذي صلاح گزارش نمي كنند.

رضايي گفت: از ميان نوجوانان فراري متواري در سطح شهر تهران، 41 درصد مورد ضرب و شتم قرار گرفته، 24 درصد سابقه ربوده شدن دارند، 24 درصد تجربه تجاوز جنسي، 4 درصد تهديد با اسلحه  و 7 درصد سابقه مورد حمله واقع شدن با اسلحه را داشتند.

رضايي اضافه كرد: اين نوجوانان در مقايسه با سايرين بيشتردر معرض ابتلا به افسردگي، سوء مصرف دارو و ساير مسائل بهداشت رواني قرار خواهند گرفت به طوري كه خطر اقدام به خود كشي در آنان نسبت به سايرين بسيار بالا مي رود به طوريكه 30 درصد نوجوانان فراري از منزل در يك منطقه حداقل يكبار خودكشي كرده اند.

‹‹عزت الله يوسفيان››، نماينده مردم آمل و عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي نيز اضهار داشت: آمارهاي رسمي و غير رسمي حاكي از آن است كه ماهانه بين 80 تا 110 كودك و نوجوان در كشور از خانه و كاشانه خود فرار مي كنند كه حدود 60 درصدآنان را دختران تشكيل مي دهند. با توجه به پيامدهاي سوء فرار از منزل در جامعه، لازم است اين معضل را در زمره آسيبهاي پر خطر به شمار آوريم و براي كاهش ميزان آن چاره اي جدي تر و برنامه اي عاقلانه تر بانديشيم و بنابراين به نظر مي رسد بايد در تربيت فرزندانمان دقت بيشتري به خرج دهيم.

نماينده مردم آمل  در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: به اعتقاد اكثر روانشناسان و جامعه شناسان ريشه اصلي آسيبهاي اجتماعي از جمله آنها فرار نوجوانان به خانواده بازمي گردد و به عبارتي ديگر آشفتگي و نابساماني محيط خانوادگي به عنوان كوچكترين اجتماع بشري حتي در گوشه اي از آن، كل سيستم نظام اجتماعي را دگرگون خواهد ساخت و بنابراين هميشه تطابق و تعادل بين تمامي اعضاء ضروري به نظر مي آيد.

پروفسور حسين باهري، رفتار شناس و استاد دانشگاه در رابطه با آسيب پذيري فرزندان اول خانواده گفت: فرزندان اول خانواده به دليل كم تجربگي بسيار آسيب پذيرتر از سايرين هستند.

وي اضافه كرد: دختراني كه فرزند اول خانواده هستند تا زمان تك فرزند بودن بسيار  عزيزند كه نتيجه اين رفتار، حساس شدن آنان نسبت به مسائل پيرامون است اما به محض حور فرزند بعدي اين فرزندان دچار خلأ عاطفي مي شوند و از نگاه ديگر از آنجا كه اكثر خانواده هاي ايراني از مشكلات اقتصادي رنج مي برند، بنابراين اين مسئله خودبه تنهايي سبب مي شود بار مسئوليت بيشتري بر گردن آنان بيفتد.

به گفته باهري، اين مسائل و موارد ديگر سبب مي شود كه فرد احساس كند خانه جاي امني نيست و همين حس سبب شود، فرد بدون آگاهي از عواقب به ماندن در  بيرون از محيط خانه تمايل پيدا كند. اين رفتار شناس افزود: با توجه به شرايط موجود، خانواده ها بايد قدري شكيبايي به خرج دهند و در برابر مشكلات جوانان تمام تلاش خود را به كار بندند تا بر مشكلات فائق آيند و از سوي ديگر زمان آن فرارسيده است كه آنان بيشترين بخش از فعاليتهاي خود را به رشد فهم و درك نوجوانان و جوانان اختصاص دهند.

آسيب هاي اجتماعي فرار پسران از خانه چند برابر فرار دختران است (داريوش آرمان، ايران)

با وجود چند برابر بودن ميزان فرار پسران از خانه نسبت به دختران و بالا بودن نياز آسيبهاي اجتماعي ناشي از فرار پسران، از سوي دستگاه هاي ذي ربط  به صورت جدي به اين موضوع پرداخته نشده است.

اين در حالي است كه به رقم افزايش آمار فرار از خانه، براي پيشگيري و برخورد با اين پديده نيز هنوز برنامه منسجمي اجرا نشده است. در حال حاضر، پديده فرار پسرها از خانه به مراتب گسترده تر و مخرب تر از فرار دختران است. با اين وجود مسئولان و متخصان ذي ربط كمتر به اين موضوع پرداخته اند.

يكي از روانپزشكان و پژوهشگران حوزه مسائل اجتماعي معتقد است  تا زماني كه نگرش نسب به نيازهاي جديد نوجوانان و جوانان تغيير نكند و جامعه به آن درجه از درك باور اجتماعي نرسد كه نياز جوان امروز با نسل گذشته كاملاً متفاوت است همچنان بايد نظاره گر افزايش نرخ رشد و جرايم و كاهش سن متوسط مجرمان و افزايش شمار زندانيان باشيم. به باور او يقيناً در چنين شرايطي نبايد از مشاهده تعداد زياد جواني كه به عضئيت شبكه هاي خطرناك و تبهكارانه در              آمده اند تعجب كرد.

چرا كه آنان زاييده جامعه اي هستند كه برپايه تفكر سنتي نسل ديروزشكل گرفته است و با نيازهاي اغلب جوانان نسل امروز همخواني ندارد. شيوع گسترده پديده فرار دختران و پسران از خانه همواره جزو آسيب ها و معضلاتي بوده كه گريبان كشورهاي در حال تسعه از جمله ايران را گرفته است. در اين جوامع كه به نوعي دركش و قوس گذار از سنت به مدرنيته هستند آسيبهايي رخ مي دهد كه در گذشته كمتر شايع بوده است. معضل فرار از خانه بخصوص در ميان پسرها يكي از اين آسيبهاست. پايا نه هاي مسافربري تهران و شهرهاي بزرگ جزو نخستين مكانهايي هستند كه پسران فراري به آنجا پا مي گذارند.

كودك و نوجوان متواري از كانون خانواده، هنگامي كه وارد محيط متفاوتي نسبت به شهر و ديار خود مي شوندابتدا با اتكا به اصل رواني احتياط، اطراف پايانه ها و بوستان هاي مجاور را به عنوان امن ترين مكانها براي استراحت وآشنايي محدود با محيط  بر مي گزينند.

چند روز بعد هم سرنوشت مشابهي كه براي صدها دختر وپسر فراري ديگر رقم خورده بود آنان را نيز با خودبه سوي تاركي ها وآينده نامعلوم مي كشاند.

نگرش جوانان به مسائل با مديريت سنتي جامعه همخوان نيست.

به اعتقاد دكتر محمد جغتايي، رئيس دانشگاه علوم بهزيستي وتوان بخش كشورآمارهاي غير رسمي موجود دركشور نشان مي دهد شمارپسران فراري ازخانه، بيشتر ازدخترهاست زيرا نگاه سنتي موجود درجامعه باعث افزايش ميزان كنترل خانواده ها بردختران است.

برخوردهاي نادرست برخي والدين با فرزندان، افزايش آگاهي هاي اجتماعي وفردي نسل امروز، برخوردهاي غيرمنطقي خانواده ها با فرزندان، برخوردهاي سختگيرانه سنتي وسلب آزادي عمل ازپسران وعدم توجه به نيازهاي آنان ازجمله مهمترين دلايلي است كه اين استاد دانشگاه درفرار پسران ازخانه برمي شمارد.

به اعتقاد وي، افزايش سطح فرهنگ خانواده ها، احترام به اصل  مشاركت با توجه به خواسته ها ونيازهاي معقول ومنطقي پسرها وامن كردن محيط خانه از سوي والدين بخصوص پدرها، نقش كليدي وكاملاً اثر بخش دركاهش فرار نوجوانان وجوانان ايفا مي كنند كه متأسفانه به اين موارد تاكنون توجه جدي نشده است. يكي ديگر ازنكات مورد اشاره دكتر جغتايي درباره تغير نگرش جوان ها وديگر مسائل است.كه متأسفانه با مديريت سنتي جامعه به هيچ شكل همخواني ندارد. به اعتقاد وي مديريت فعلي برخي بخش ها نيازمند اصلاحات اساسي است.

از ديدگاه يك روانشناس ، نبود امكانات رفاهي نسبي درشهرستان ها وروستاها، تبليغات مستقيم وغيرمستقيم درباره جذابيت هاي شهرهاي بزرگ، بيكاري، تورم وگراني، اختلافات خانوادگي والدين،  طلاق وعدم توجه جدي به خواسته هاي معقول ومنطقي دختران وپسران نسل امروز ازجمله دلايل فرار ازخانه محسوب مي شوند.

پسران فراري نا آگاه براساس شنيده ها وتفكرات جسورانه خويش، تصور مي كنند به محض فرار ازخانه ورسيدن به شهرهاي بزرگ مثل تهران، بلافاصله كارمناسبي پيداخواهند كرد. اما به محض تجربه نخستين شب فرار احساس مي كنند تمام روياهاي ساخته وپرداخته درذهنشان به يك باره روي سرشان ويران مي شود. آنان به خاطر غرور كاذب توأم با شرم از بازگشت به خانه، خودداري مي كنند وبه سرعت براي ادامه زندگي ، جذب شبكه هاي خلافكاري وبزهكاري شده وتحت انواع آزار واذيت هاي جسمي وروحي قرار مي گيرند.اين گروه ازپسران اقدام خودرا نوعي اعتراض  ودرعين حال خودرا قرباني روابط ناسالم درخانواده وفراموش شده درجامعه مي دانند.

دكتر سيد هادي معتمدي ، پژوهشگر مسائل اجتماعي درباره علل وريشه هاي فرار نوجوانان بخصوص پسرها ازخانواده  مي گويد:‹‹ حوزه آسيب پذيري پسران نسبت به دختران درجامعه كنوني ما بسياروسيع وگسترده است››.

به عبارتي ديگرمي توان گفت : آسيب هاي وارد شده به دختران كمتر ازپسرهاست . زيراپسران فراري برخلاف دختران، به راحتي قابل تشخيص نيستند وبخاطر قدرت تحرك وجابجايي بالا مي توانند به سادگي موردسو استفاده هاي گوناگون قرار گيرند.

مديركل دفتر پيشگيري ازآسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي عوارض ناشي ازفرار پسران را به شدت جدي دانسته وبا توجه به افزايش آمارفرارها، ازبي برنامگي دستگاه ها وسازمان هاي مسئول براي پيشگيري وبرخوردبا اين پديده سخن به ميان مي آورد.او مي گويد: عوارض و  آسيب هاي فرار پسران چندين برابر بيشتر ازدختران است .

بنابراين ضرورت اهتمام جدي مسئولان ، متخصصان ومتوليان نهادهاي دولتي وغيردولتي دراين زمينه كاملاً جدي وبا اهميت به نظر مي رسد.

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1393 ساعت: 16:55 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

آسيب شناسي هويت دانشجويي

بازديد: 145

آسيب شناسي هويت دانشجويي

 

يك هويت دانشجويي
هويت عبارت است از مجموعه ويژگيهايي كه تعلق فرد را به يك مكان محكم مي كند و نظام ارزشهاي او را مشروعيت مي بخشد، زيرا سلامت شخصيت در گرو سازگاري آدمي با محيط اجتماعي پيرامونش و تفسيري متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزشهاست و هنگامي كه در اين فرايند خللي پديدار شود، پيامدهاي ويرانگري را مي آفريند كه مي توان آن را "بحران هويت" ناميد.
هنگامي كه يك جوان دچار بحران هويت مي شود، احساس پوچي، از خود بيگانگي، تنهايي و غربت مي كند و حتي گاهي به دنبال هويت منفي مي گردد؛ هويتي درست برخلاف آنچه والدين و جامعه براي او در نظر گرفته اند. اما اين مقوله در بين قشر جوان دانشجو چه نمودي دارد؟

دكتر سيد حسين سيد موسوي، استاد دانشگاه و مدير فرهنگي دانشگاه فردوسي مشهد، با اشاره به اينكه هويت جوانان دانشجو، يك هويت دانشجويي است؛ يعني ممكن است با آنچه عامه مردم مي پسندند متفاوت باشد، مي گويد: مي توان گفت كه دانشجو يك هويت جديد دارد، ولي ما پس از مقايسه هويت او با عامه مردم تصور مي كنيم كه وي دچار بي هويتي شده است، در حالي كه من شخصاً معتقدم، هيچ دانشجويي بدون هويت نيست. البته، ممكن است با ورود به فضاي جديد دانشگاه بسياري از معيارهاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي او تغيير كرده و اطلاعات جديدي درباره نظراتي مخالف با آنچه تاكنون به آنها اعتقاد داشته كسب كند و حتي ممكن است گاهي اين عوامل او را در ارزشهايش متزلزل كند. وي مي افزايد: بعضي از دانشجويان براي اينكه در جامعه به عنوان يك دانشجو هويتي مستقل كسب كنند، در ظاهر و رفتار خود تغييراتي ايجاد مي كنند.
به عنوان مثال، به زعم خود كارهايي روشنفكر مآبانه انجام مي دهند.
وي اضافه مي كند: اين اعمال كه بخشي از آنها نيز ممكن است صحيح باشد، شايد از زاويه ديد افراد جامعه نشانه بي هويتي باشد، اما بيشتر اين مسايل موقتي است و نمي توان آنها را نشانه بي هويتي اين قبيل از دانشجويان دانست.
مدير فرهنگي دانشگاه فردوسي مشهد در پاسخ به اين سؤال كه دليل نااميدي و كم شدن انگيزه كه در بسياري از دانشجويان وجود دارد، چيست؟ اظهار مي دارد: من اين مسأله را انكار نمي كنم، ولي اين نااميدي به محيط دانشگاه ارتباطي ندارد بلكه به فرهنگ غلطي بر مي گردد كه متأسفانه در جامعه ما جا افتاده است. منظورم توقع بي جاي افراد از دانشگاه است كه اين محل را با مركز كارآفريني اشتباه گرفته اند و توقع دارند دانشجو بلافاصله پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه صاحب شغل شود، در حالي كه دانشگاه فقط نيروهاي متخصص را تربيت مي كند و كارآفريني به خود فرد و جامعه بستگي دارد.
وي مي افزايد: از آنجا كه بسياري از جوانان نمي توانند پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه شغل مناسبي بيابند، نسبت به تحصيل بي انگيزه مي شوند.
دكتر سيد موسوي با بيان اينكه نمي توان جوانان را مجبور به انجام كاري كرد، مي گويد: ما تصميم گرفته ايم به زودي در محيط دانشگاه طرحي را پياده كنيم به اين نحو كه رابطه صميمانه اي بين استادان و دانشجويان ايجاد نماييم و اميدواريم كه ببيشتر مشكلات فرهنگي دانشجويان با راهنمايي هاي دلسوزانه استادان مجرب دانشگاه برطرف شود.

دكتر سيد مهدي قمصري، معاون فرهنگي دانشگاه تهران نيز با بيان اينكه دانشگاه محل تربيت بخش مهمي از نيروي انساني متخصص جامعه است و از اين رو توجه به وضعيت فرهنگي دانشگاه اهميت بالايي دارد، اظهار مي دارد: من با اين نظر كه دانشجويان ما دچار بحران هويت شده اند موافق نيستم، زيرا اكثر دانشجويان دانشگاههاي ما به اعتقادات و ارزشهاي ملي و مذهبي خود پايبندند و اين مسأله را در عرصه هاي مختلف ثابت كرده اند. البته نبايد انكار كرد كه تعداد اندكي از دانشجويان ما در اجزاي هويتي خود دچار گسست و شكاف شده اند كه اين مسأله نيز به مسايل تربيتي و پايه اعتقادي آنها در مراحل قبلي تكامل اجتماعي (يعني خانواده و مدرسه) بر مي گردد. وي اضافه مي كند: اگر دانشجويان در محيطي كه غناي فرهنگي كافي نداشته، رشد كرده باشند؛ بويژه افرادي كه براي ادامه تحصيل از شهرهاي كوچك به دانشگاههايي در شهرهاي بزرگ نقل مكان مي كنند، ممكن است با قرار گرفتن در محيط باز دانشگاه، در سلايق خود بويژه از نظر ظاهري تغييراتي ايجاد كنند كه اين مسأله به پيشينه اعتقادي آنها بر مي گردد. دكتر قمصري ادامه مي دهد: اگر مي خواهيم دانشجويان ما دچار بحران هويت نشوند، بايد از خانواده و مدرسه شروع كنيم. البته سالم سازي محيط دانشگاه نيز تا حد زيادي مي تواند به كاهش آسيبهاي فرهنگي كمك كند. وي ايجاد همسويي و همگرايي بين نهادهاي فرهنگي دانشگاه را در اين امر مهم مؤثر دانسته و مي افزايد: خوشبختانه ما نشستهايي را در سطح مديريت دانشگاه تهران در اين زمينه آغاز كرده ايم و تصميم داريم با برنامه ريزيهاي اصولي و به روز، آسيبهاي فرهنگي دانشجويان را به حداقل برسانيم.

بحران هويت يا ناكامي اجتماعي؟
از ديدگاه جامعه شناسي، بحران هويت در برگيرنده متغيرها و عوامل خاصي است.

دكتر اميليا نرسيسيان، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در اين زمينه مي گويد: از نظر جامعه شناسي هويت يك فرد تركيبي از هويتهاي مختلف است. مثلاً هويت يك فرد به عنوان فردي ايراني ممكن است تحت تأثير هويتهاي بومي، قومي و فرهنگي قرار بگيرد. بنابراين، اعتقاد به اينكه هويت پديده منسجمي است كه همه بايد مطابق آن رفتار كنند، اشتباه است. وي اضافه مي كند: هويت دانشجويي هم همين طور است. به عنوان مثال، با توجه به اينكه يك دانشجو متعلق به كدام شهر يا روستا باشد و يا از چه دين و مذهبي پيروي كند و در چه خانواده و محيطي تربيت شده باشد، نوع رفتار و گرايشهايش تغيير مي كند. بنابراين، هر كس براي خودش هويتي دارد و هيچ فردي بدون هويت نيست.
اين استاد دانشگاه مي افزايد: به اعتقاد من، برخي از آسيبهاي اجتماعي كه ما از آنها به بي هويتي تعبير مي كنيم، نمي تواند ريشه در هويت افراد داشته باشد؛ بلكه ممكن است ريشه در ناكامي هاي اجتماعي داشته باشد. وي در توضيح اين مطلب مي افزايد: مشكلي كه دانشجويان ما با آن دست به گريبانند، به هويت ربطي ندارد؛ بلكه بيشتر به بحران الگوها و نبود بسترهاي مناسب فرهنگي بر مي گردد. به عبارت ديگر، مهمترين دليل بحران موجود در قشر دانشجو، عدم زيرساختهاي فرهنگي و اجتماعي براي آينده جوانان و معرفي نكردن الگوهاي مناسب رفتاري به آنان است.
به اعتقاد دكتر نرسيسيان، نسل جوان دانشجو بايد جدي تر گرفته شوند زيرا اگر در اين زمينه برنامه ريزي منسجم و اصولي صورت نگيرد، نسل دانشجوي ما نخواهد توانست به فعاليتهاي مفيد فرهنگي و اجتماعي بپردازد و از اين جهت در آينده با مشكل مواجه خواهيم شد.

دكتر اسلامي، جامعه شناس و استاد دانشگاه، نيز با بحث بي هويتي جوانان دانشجو مخالف است.
وي با بيان اينكه دانشگاه از اجتماع جدا نيست، مي گويد: به نظر من مسايلي را كه ما از آنها تعبير به بي هويتي مي كنيم، نمي توان بي هويتي محسوب نمود بلكه بايد آن را نوعي خرده فرهنگ دانست. وي مي افزايد: البته بي توجهي به ارزشها را مي توان نوعي آسيب تلقي كرد، بدين معنا كه گروهي از دانشجويان نتوانسته اند در زمينه ارزشها به عناصر هويتي خود انسجام داده و آن را به عنوان معياري براي احراز هويت در لايه هاي دروني شخصيت خود جا بيندازند.
اين جامعه شناس ادامه مي دهد: معمولاً يك دانشجو پس از ورود به دانشگاه با هنجارهاي تازه اي روبرو مي شود كه مي توان آن را نوعي از اجتماعي شدن ثانويه محسوب نمود كه اين اجتماعي شدن توسط دانشگاه و نهادهاي دانشجويي شكل مي گيرد و به نظر من، ضوابط و اصول حاكم بر اين فرايند، چندان مناسب نيست. به خاطر همين، برخي از دانشجويان دچار تضاد فرهنگي مي شوند. از سوي ديگر، برنامه مناسبي در سطح دانشگاهها انجام نگرفته و بي برنامگي ها و جزيره اي عمل كردن مديران دانشگاهها يكي ديگر از عوامل آسيب زاست. البته شايد اين مسأله به عدم شناخت مسؤولان دانشگاه از آسيبهاي نسل جوان برگردد.
دكتر اسلامي معتقد است، اگر عناصر فرهنگي ايراني و هويت اصيل دانشجويي را در فرايند اجتماعي شدن جوانان به خوبي برايشان ترسيم كنيم و به آنها نشان دهيم كه دانشجوي ايده آل كيست و چه ويژگيهايي دارد، مي توانيم به هويت آنها سر و سامان منطقي و معقول بدهيم. لازم به ذكر است، اخيراً مقام معظم رهبري بحثي را تحت عنوان "مهندسي فرهنگي" مطرح كردند كه يكي از ابعاد اين طرح، برنامه ريزي و طراحي معقول و مناسب براي آسيب زدايي از سطح دانشگاه ها را در بر مي گيرد.

خلأ فرهنگي، مهمترين آسيب
اما روان شناسان درباره بحران هويت در قشر دانشجو چه نظري دارند؟
دكتر باقر غباري، روان شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، در اين زمينه اظهار مي دارد: عصر جديد، عصر گسترش ارتباطات است. در نتيجه، نسل جوان ما كه هويتش در حال شكل گرفتن است، از طريق رسانه هاي گروهي، ماهواره و اينترنت با فرهنگهاي مختلفي آشنا مي شود و چون نمي تواند اين اطلاعات جديد را با هويت و برداشتي كه از قبل داشته تطبيق دهد، دچار بحران هويت مي شود.
چنين جواني تعريف مشخصي از خودش ندارد و نمي داند كه كيست، چه كسي بايد بشود و در شرايط بحراني چطور تصميم بگيرد و ... به عبارت ديگر، دچار اغتشاش و چندگانگي هويت و آسيبهايي مانند كمي اعتماد به نفس، خمودي، پوچي و افسردگي مي شود و چون اين مسايل در ناخودآگاه فرد روي مي دهد، خودش هم دقيقاً نمي داند كه هويتش دچار اغتشاش شده است؛ ولي با توجه به رفتارهايش مي توان به پوچي و اضطراب حاكم بر درونش پي برد.
وي مي افزايد: از سوي ديگر، هيچ نهادي به جواني كه بر اثر ورود ارزشهاي وارداتي و برخورد ناسالم با اين ارزشها دچار اغتشاش هويت شده ارزشهاي قبلي و هويت اصلي اش را گوشزد نكرده است.
دكتر غباري در ادامه مي گويد: مرحله سني ورود جوانان به دانشگاه، دوراني از رشد هويت انسان است كه مي توان آن را دوران برزخ ناميد، زيرا جوان پس از اتمام دوران كودكي و نوجواني كه بيشتر رفتارهايش تقليدي است، وارد مرحله استقلال مي شود كه برايش كمي دشوار است و چون مي خواهد از يك لايه فكري وارد لايه فكري ديگر شود، در اين شرايط، قرار گرفتن در برابر فرهنگ بيگانه بر كلافگي و سردرگمي او مي افزايد. البته، هجوم فرهنگ بيگانه منحصر به تصاوير جلف و فيلمهاي مستهجن نيست، اينها به جاي خود مؤثرند، اما مهمتر از اين مسايل، خلأيي است كه اين فرهنگ در ذهن جوانان ما ايجاد مي كند، زيرا همان طور كه قبلاً هم گفتم، پشتوانه فرهنگ ايراني - اسلامي در ادبيات، هنر، اسطوره ها و به طور كلي در تمام پشتوانه ملي است كه همراه با فرهنگ غني اسلام در كتابهاي گرانقدري مانند قرآن كريم، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و ... نمود پيدا كرده است، در لابلاي عروق و مويرگهاي تمام جوانان ما وجود دارد؛ ولي چون به نحو مناسبي به جوانان ما تزريق نمي شود، دچار خلأ فرهنگي مي شوند. در نتيجه، فرهنگ بيگانه راحت تر مي تواند به روح آنها رخنه كند؛ دقيقاً مثل انساني كه به دليل ضعف جسماني توانايي مقاومت در برابر ميكروبهاي مختلف را ندارد و به محض اينكه در فضاي آلوده قرار مي گيرد بيمار مي شود. تب و تاب رواني هم، بيشتر مواقع چنين ريشه هايي دارد.
اين روان شناس، در پاسخ به اين سؤال كه نقش دانشگاه در ايجاد آسيبهاي هويتي چيست، اظهار مي دارد: يكي از مشكلات دانشجويان ما اين است كه متأسفانه 99 درصد مسايلي را كه در دانشگاه مي آموزند، تئوريها و تحقيقات و نظريه هاي دانشمندان غربي است و اين امر آسيبهاي فراواني را به هويت دانشجويان وارد مي كند.
اولين آسيب اين است كه تئوريهاي روانكاوي، شناختي و رفتارگرايي غربي ها در آب و گل فرهنگ غرب شكل گرفته است. جان ديويي، نظريه اي را در غرب آورد كه بر مبناي نظريه او بسياري از مباني نظريه هاي رفتارگرايي مثل نظريه شوپنهاور و كانت شكل گرفت.
ما هم عملاً به سراغ تحقيقات آنها مي رويم و از آن جا كه اين تحقيقات با فرهنگ ما سازگار نيست و در واقع استنشاق علمي از فرهنگ غرب است، به دانشجويان ما ابزارها و مقياسهايي را معرفي مي كند كه نه تنها وطني و بومي نيستند، بلكه با مباني نظري ما در تضادند و اين مسأله دانشجوي ايراني را بتدريج گرفتار از خود بيگانگي فرهنگي مي كند. از سوي ديگر، وقتي دانشجويان ما در كتابهايشان نتايج تحقيقات دانشمندان غربي را مشاهده كرده و كمتر به نام يك ايراني بر مي خورند، به طور ناخودآگاه اين ذهنيت به آنها القا مي شود كه افراد غربي از توانايي بيشتري برخوردارند در نتيجه اعتماد به نفسشان كاهش مي يابد.
وي اضافه مي كند: مشكل ديگر اين است كه دانشجوي ما هنوز با گنجينه غني فرهنگي خود آشنا نيست و اين نوعي از بحران هويت است. من مي خواهم سيستم دانشگاهها را در اين امر دخيل بدانم، زيرا خود مسؤولان و استادان دانشگاهها هم با ارزشهاي ملي و اسلامي خود آشنا نيستند.
پس ما بايد سيستم آموزش عالي را متحول كنيم و در واقع به غناي فرهنگي خود برگشته و آنها را تقويت نماييم. من معتقدم كه فرهنگ شرق بويژه فرهنگ ايراني غناي عجيبي دارد، به طوري كه حتي نيچه غربي از فرهنگ شرق الهام گرفته و گوته نيز مي نويسد: "من از حافظ شرقي الهام گرفته و مديون او هستم." حتي يونگ شاگرد فرويد در كتابش آياتي از قرآن كريم را آورده و از لابلاي آيات قرآن، مباحث روان شناسي را بيرون كشيده است. ولي در جامعه ما به اين گنجينه گرانبها توجهي نمي شود. ما تمدن ارزشمندي داريم كه با آبشخور وحي و احاديث پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) آبياري شده و به اندازه اي در آنها مفاهيم دقيق انساني، روان شناختي و جامعه شناسي نهفته كه مي تواند به عنوان منبعي قدرتمند مورد استفاده قرار گيرد. علاوه بر آن، از متون عرفاني برخورداريم كه كار ما را بسيار ساده كرده است كه از جمله آنها مي توان به مباني عرفاني محي الدين عربي، غزالي، فلسفه متعالي ملاصدرا و ملامحسن فيض كاشاني اشاره كرد.
وي اضافه مي كند: متأسفانه استادان و دانشجويان ما دچار تنبلي فكري شده اند و مي خواهند غذاي آماده شده غرب را كه به وسيله دانشمندان غربي سازمان يافته است مصرف كنند، در حالي كه مي توانند از فرهنگ غني خودمان بهره گرفته و باور كنند كه مي توان از اين كتابها، مباني و تئوريهاي لازم را استخراج كرد.
دكتر غباري همچنين نقش والدين و رسانه هاي جمعي را در آگاه كردن نسل جوان و آشنا ساختن آنها با هويت خويش، بسيار مهم مي داند.

دين و هويت جوانان
ارتباط دين و هويت را نمي توان انكار كرد، به طوري كه دين اسلام بر شكوفاسازي و ارجحيت گذاري هويت فطري، معنوي و اخلاقي اصرار ورزيده و اين توصيه را براي بشر به ارمغان آورده كه متعالي ترين عنصر هويت و شخصيت در انسان، سرشت معنوي اوست كه بايد آن را در مقايسه با ساير اجزاي هويت درصدر نشاند. علاوه بر اين، دين اسلام درباره ديگر اجزا و عناصر هويت فرهنگهاي ديگر موضع تأييد و پذيرش دارد؛ اما بر تنظيم، متعادل سازي و اصلاح اين عناصر تأكيد مي ورزد.
شايان ذكر است، حجم گسترده اي از فضاي مباحث مربوط به هويت جوانان بويژه قشر دانشجو، درباره دين گريزي اين قشر است. به بيان ديگر، گروهي از تحليلگران معتقدند جوانان دانشجو به دليل بي توجهي به ارزشهاي ديني بي هويت شده اند، اما دكتر غلامعلي افروز، روانشناس و استاد دانشگاه تهران، چنين اعتقادي ندارد. وي مي گويد: چنين ادعاهايي را در قالب مقالات مختلف در مجامع آكادميك و حتي در لابلاي نشريات تخصصي و غير تخصصي مشاهده كرده ام. افرادي كه در آتش اين مباحث مي دمند، دانش آموختگان دانشگاههاي ما را نه مجموعه بريده از دين بلكه در يك كلام دين گريز خطاب مي كنند. وي با بيان اينكه واژه دين گريزي اصولاً از نظر عقلاني و منطقي واژه درستي نيست و بسياري از كساني كه بر طبل اين واژه نادرست مي كوبند، ناخواسته به يك بحث انحرافي دامن مي زنند كه نتيجه اي در پي نخواهد داشت، اظهار مي دارد اين ادعا از آن رو اشتباه است كه داعيه دارانش گمان مي كنند دين، تنها به مجموعه هايي از رفتارهاي ظاهري خلاصه مي شود؛ در حالي كه ظاهر افراد تنها بيانگر ظاهر افراد است نه ميزاني دقيق براي سنجش دينداري شان، به عبارت بهتر، آن چيزي كه نسل جوان ما، دانشجوي ما و حتي ساير اقشار مردم از آن گريزانند فطرتاً هرگز نمي تواند دين باشد. دين و آيين آن قدر حلاوت دارد كه آدمي درست يا نادرست دوست دارد، هر كاري كه مي كند زير پرچم دستورات خدا باشد.
وي مي افزايد: مباحث مربوط به دانشجويان و دانشگاهها همگي معلول علتهايي است كه بايد در مقاطع پايين تر به جست و جويش شتافت و سياست گذاريهاي كلان فرهنگي ما متأسفانه به گونه اي نيست كه تربيت كننده معلماني كارآزموده و الگو براي فرزندان اين مرز و بوم باشد. نكته ديگري كه از آن غفلت شده اين است كه ما بيشتر روي احساسات مذهبي كار كرده ايم تا شناخت مذهبي. ما زماني شاهد تبلور رفتار مذهبي مطلوب هستيم كه رفتارهاي مذهبي بر پايه باورهاي عميق، دقيق، عاطفي و منطقي بروز پيدا كند. دكتر افروز اضافه مي كند: برآيند احساس مذهبي و شناخت مذهبي، باور مذهبي را شكل مي دهد و ما تا زماني كه در زمينه معرفت و شناخت كم كاري كنيم، نبايد توقع داشته باشيم كه نسل جوانمان از حيث باورهاي مذهبي در حد مطلوب باشند، اما اين دغدغه ها در كجا به چالش مبدل مي شوند؟ ما براي درمانش نبايد فقط چشم به اين محيط بدوزيم. به اعتقاد بنده، تحت تأثير مجموعه عواملي كه به آنها اشاره كردم، شاهد جواناني هستيم كه به تعارض رواني دچارند و اين تعارض جوانان را نسبت به باورهاي مذهبي بي تفاوت كرده و آنها را به تجديدنظر در باورها وا مي دارد و در منظري ديگر در برابر رفتارهاي مذهبي بزرگترها و مسؤولان موضع مي گيرند. اين موضعگيري را نبايد به حساب جبهه گرفتن عليه اصل دين گذاشت، زيرا دين را به نحو اصولي به جوانان نشناسانده ايم؛ پس اگر ما گاهي در رفتار دانشجويانمان، ظاهر مذهبي را نمي بينيم نبايد آن را حمل بر دين گريزي اين گروه از جامعه نمود

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1393 ساعت: 16:54 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

اسیب های اجتماعی5

بازديد: 151

اسیب های اجتماعی5

 

بخش 1: نتايج نهايي

برخورد اساسي با قاچاق از طريق برخورد با علل وعوامل موجب آن است كه اقدامي است اصولي وكارساز. هميشه مقابله با علت نتيجه بخش تروسهل تر از مقابله با معلول بوده است.

موضوع نوشتار حاضر، ناطربه يك نمونه ازتهديدات امنيت است ازجمله اين محورها مي توان به عامل تهديد كه قاچاق مي باشد محور دوم مقابله ودرمان اين تهديد ومحور سوم پيشگيري ازپيدايش اين عامل تهديد كننده مي باشد.

اولين واساسي ترين وظيفه متوليان نظم وامنيت جامعه، شناخت درست مسأله وتحليل نظري وعيني صحيح آن درچهارچوب منافع ملي وامنيت داخلي ومواجهه منطقي با آن است.

كاهش سن قاچاق وپيشگيري دركنار امكان نسبتاً آسان اين پديده خطرناك درميان جوانان، زنگ خطر وهشداري آشكار وجدي براي جامعه ما به شمار مي رود كه سلامت روحي ورواني جمعيت بسيار جوان وامنيت اجتماعي وملي ما را تهديد مي كند.

خريد وفروش زنان وبچه ها سبب ايجاد خشونت برروي آنها مي شود وتجاوز به حقوق بشر است وپديده اي است كه دارد دنيا را احاطه مي كند. قاچاق  واقدامات پنهاني اشخاص كه درسراسر مرزهاي بين المللي دربسياري  از كشورها روي مي دهد كه هدف نهايي آنها سوء استفاده جنسي واقتصادي ظالمانه از زنان وبچه ها براي سود رساندن به بازرگانان وباندهاي جنايت وديگر        فعاليت هاي غير قانوني است.

عملكرد اين شبكه ها حيثيت ايران در خارج از كشور را مخدوش ومحصول آن درداخل كشور اشاعه فحشا منكرات وگسستگي كانون خانواده ها وحضور فرزندان طلاق ويا نامشروع درسطح جامعه درنتيجه اجراي تسلسل ودر توسعه اين جريان  پليد وفجيع مي باشد.

تفاوت موجود ميان شرايط اقتصادي كشورهاي مبداء ومقصد، جاذبه هاي كشور مقصد عوامل محدود كننده، مهاجرت هاي غيرقانوني وتوسعه روز افزون شبكه هاي قاچاق انسان عواملي هستند كه علاوه برافزايش رقم مهاجرت غير قانوني بطور موثر باعث افزايش قاچاق مي شوند.


بخش 2- پيشنهادات

اتخاذ هرگونه سياست جامع ملي در مقابل انسان بايستي معطوف به كل زنجيره قاچاق اعم از مبدا وترانزيت ومقصد .

1- اصلاح وتغيير رويكرد نخبگان سياسي وفرهنگي كشور به مسئله قاچاق زنان وايجاد حساسيت درآنها .

2- آگاهي رساني واطلاع رساني عمومي درخلال برنامه هاي فرهنگي، بهداشتي وآموزش         خانواده ها.

3- تلاش براي تدوين وتكميل قوانين.

4- رويكرد پيشگيرانه براي گروه هاي متعارف با طرحهايي مثل آموزش خانواده، مهارت زندگي براي زنان خانه دار، تسهيل گيري درامر ازدواج كه بايستي توسط وزارت آموزش وپرورش            اجرا شود.

5- رويكرد آسيب شناسانه براي سازماندهي زنان ويژه جمع آوري، طبقه بندي، حمايت وبازتواني توسط ناجا.

6- رويكرد حمايت براي سازماندهي زنان درمعرض آسيب وشناسايي، جذب وطبقه بندي آنان توسط سازمان بهزيستي.

7- به منظور كاهش تداخل دراجراي مأموريت ها وايجاد هماهنگي مستمر بين دستگاه هاي اطلاعاتي، انتطامي، ديپلماتيك، بهزيستي قضايي واخذ تجارب بين المللي وزارت كشور بايستي به عنوان ستاد اين مسئله مأموريت يابد.

8- استفاده از پيشرفته ترين فناوري ارتباطي ونظارتي دركنار مشاوران سياسي، اجتماعي وفرهنگي وتعامل با نهادهاي آموزش وتربيتي، تأثير گذاري پليس را درايجاد امنيت وحفظ منافع جمعي چند برابر مي كند.

9- جريان شناسي وعلت شناسي براي خشكاندن ريشه هاي معضلات اجتماعي كه موجب بروز ناامني مي شوند.

10- كنترل ونظارت اماكن عمومي

11- ايجاد تفريحگاه هاي سالم

12- عامل اقتصادي واجتماعي كه موجب پيدايش آسيب اجتماعي شده بايددگرگون ويا از بين برود. ايجاد اشتغال وبيمه دوران بيكاري .

13- فعال تر شدن وزارت كار دربخش هاي مختلف اعم از:

- مراكز آموزش فني وحرفه اي

- ايجاد بازار كار

- برنامه ريزي براي احياء وگسترش صنايع دستي

- اعطاي وام به كارگاه ها درمقابل جذب وپذيرش كارگران جديد

- اعطاي امتياز به كارگاه هاي توليدي به منظور جذب زنان ودختران فاقد درآمد وسرپرست خانواده

14- اتخاذ سياست معطوف به مبداء ترانزيت ومقصد

15- تشكيل گروه هاي كارشناسي درسطح ناجا ودعوت از جامعه شناسان و روانشناسان ونخبگان اجتماعي .

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1393 ساعت: 16:53 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

اسیب های اجتماعی4

بازديد: 181

اسیب های اجتماعی4

 

بخش اول:  شغل

شغل

فراواني

درصد

بيكار

320

66

محصل

29

6

حرفه هاي كاذب

29

6

خانه دار

34

7

تن فروش

63

13

ساير مشاغل

10

2

جمع

485

100

 

جدول -1

 

 

 

 

 

نمودار- 3

برطبق جدول شماره 1 دربيشتر موارد كشمكش هاي درون خانواده، اعتياد والدين، طلاق، مسكن نا مناسب، مناطق پرجمعيت وحاشيه شهرهاي بزرگ موجب مي شود تا تعدادي از دختران شرايط حاكم برخانواده را نامساعد ديده ومحيط خانه را ترك كرده وبه درون جامعه بيايند اما دسته اي از آنها به دليل فقر اقتصادي خانواده، به اين امر سنگين تن مي دهند. قاچاقچيان انسان زنان ودختران جوياي كار را با وعده شغل مناسب وپردرآمد، فريب مي دهند وآنان را مانند بردگان وايران قرون گذشته درانباركشتي ها پنهان مي كنند وبا وضع رقت باري به كشورهاي ديگر مي فرستند ودرآنجا وقتي به خود مي آيند كه آه دربساط ندارند وبه قاچاقچيان بدهكار هستند وتنها راه پيش روي آنها خود فروشي است. درآمار بيان شده نيز اكثر افراد آسيب ديده بيكار هستند كه خود دال بربيان ادعاي ما مي باشد. (آمار نقل از مركز بازپروري منتشرشده درروزنامه همشهري مورخ 28/2/84)


بخش 2: سن

سن

فراواني

درصد

زير15سال

29

6

بين 15 تا 21سال

291

60

بين 21 تا 26سال

97

20

بالاي 26سال

68

14

جمع

485

100

 

جدول -2

                                      

 

 

نمودار 4

برطبق جدول شماره 2 تأثير عوامل جرم زا برحسب گرايش ها، استعدادها، آمادگي هاي رواني وذهني وتربيت وسن، جنسيت وحتي قدرت بدني تفاوت دارد. وضعيت قربانيان قاچاق، برحسب متغير سن به اختصار بررسي شده سن اين افراد بيشتر بين 15 تا 21 سال است سن كم نشان دهنده ميزان آسيب پذيري دختران دربرابر سوء استفاده هاي جنسي است واهميت برخورد سريع ووسيع با اين پديده را يادآور مي شود. (آمار به نقل ازمركز بازپروري منتشرشده درروزنامه همشهري مورخ 28/2/84)

بخش 3- وضعيت تأهل

وضعيت تأهيل

فراواني

درصد

مجرد

320

66

مطلقه

97

20

متأهل

48

10

همسر فوت شده

20

4

جمع

485

100

 

جدول-3

 

 

 

نمودار 5

برطبق جدول شماره 3 تأثير عوامل جرم زا برحسب وضع خانوادگي ازنظر مجردومتأهل واشخاص تحت سرپرستي وظرفيت تحمل مشكلات متفاوت است. درآمار ارائه شده مشخص مي شود كه تعداد مجردين نسبت به موارد ديگر بيشتر است كه علت آنرا مي توان عدم نظارت صحيح والدين برروي آنها ودادن آزادي نا محدود درروابط آنها بيان نمود. درخصوص افرادمطلقه وهمسرفوت شده دليل اصلي را مي توان نياز اقتصادي اين دو دسته عنوان كرد. درمورد متأهلين نيز خشونت شوهر، نا رضايتي از روابط جنسي وعدم دادن نفقه از سوي شوهر را علل اصلي اين امر مي توان بيان كرد طي تحقيقي كه دريكي از كشورهاي آسيايي صورت گرفته وآماردرسايت اينترنتي منتشر گرديد. اهميت روابط جنسي خود براي موفقيت درازدواج به وسيله 8/93% از زناني كه درتحقيق مشاركت نموده بودندمورد تأييد قرارگرفته است بسياري بيان داشتند كه اين موضوع (كيفيت روابط جنسي) ازثروت درزندگي اهميت بيشتري دارد.بنابراين عدم دستيابي به اين كيفيت باعث ايجاد انحراف وتأمين آن از روش هاي نامشروع مي گردد. (آمار به نقل ازمركز بازپروري منتشرشده درروزنامه همشهري مورخ 28/2/84)


بخش 4- آمار مربوط به پذيرش زنان آسيب ديده

سال

تعداد

79

761

80

1530

81

1956

82

1052

 طبق آمار مراكز بازپروري درسال 83 تعداد زنان آسيب ديده را به شرح مندرج دربالا بيان            مي نمايد كه ازسال 79 اين آمارسير صعودي دارد كه بين سالهاي 81 تا82 كاهش مي يابد كه كاهش اين آمار را مي توان نظارت مستقيم وهرچه بيشتر ازگان هاي مرتبط با پديده قاچاق رابيان كرد. ضمناً آگاهي هاي مردم نسبت به اين پديده افزايش يافته است.

لازم به يادآوري  است چون پديده، قبيح وزشت بوده فعايت شبكه ها به صورت پنهاني وزيرزميني مي باشد امكان شناسايي عوامل تا حد زيادي وجود ندارد.

 (آمار به نقل از روزنامه همشهري مورخ 28/2/84)

1- تحقيق ارائه شده درسايت اينترنتي CHINAT . DAY Februory 2005 مترجم: محسن صفي پور

 

 

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1393 ساعت: 16:48 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

اسیب های اجتماعی3

بازديد: 269

اسیب های اجتماعی3

فصل چهارم : یافته های پژوهش

پیامبر و قرآن متناسب با اوضاع عمر رسالت، گام به گام و واقع بینانه، در جهت تغییر ساختار مرد سالاری و احقاق حقوق برابر برای زنان کوشش به عمل آورده اند. نگرش اسلام به زن و تنظیم حقوق او اینکه حیثیت  وی جنبه حق الله داردنه حق الناس حرمت او برای احدی روانیست وهمگان موظف به پاسداری ازمقام زن اند درخلال احکام دینی مشهوداست.

زن انسان است آن هم یک انسان بزرگ زن مربی جامعه است ازدامن انسانها پیدامی شوند مربی انسانها زن است سعادت وشقاوت کشورها بسته به وجودزن است زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند وباتربیت صحیح خودش کشور راآبادمی کند مبدأهمه سعادتها ازدامن زن بلند می شود .زن مبدأهمه سعادتها باید باشد .

ظلمی که به زن درفرهنگ غرب وغربی شده وبرداشت غلطی که اززن درآثارفرهنگ وادبیات غرب وجوددارد درتمام دوران تاریخ بی سابقه است . زن راوسیله التذاذ مرد معرفی کرده اند واسمش راگذاشته اند آزادی زن درحالیکه این درواقع آزادی مردان هرزه برای تمتع اززن است آنها زن رابعنوان یک موجود مصرف کننده ی دست ودلباز وکارگر کم توقع وکم طلب ارزان تلقی می کنند لکن اسلام اینها را ارزش نمی داند.

استفاده اززنان همواره مورد توجه اشخاص متمول هوسران بوده وبالطایف الحیل ودسیسه های گوناگون ,قبح فحشاء راازبین برده وبه منظور استیلاء برجوامع ویامردم تمام تلاش خودرادرترویج هنجارشکنی ها وانحطاط اخلاقی به کارمی گیرند .

تشکیل محافل عیش وعشرت درکاخهای شیوخ وبی استفاده ازوجود زنان ودختران ، پرداخت پاداش کلان به دختران باکره درمقابل ازاله بکارت توسط هرکدام ازشیوخ سبب به وجودآمدن باندها وشبکه هایی سازمان یافته جهت نشان وجذب دختران وزنان شده تاباستفاده ازروشهای گوناگون آنان رااز کشورهای هدف به کاخ حکام انتقال وپس ازتمتع شیوخ بوالهوس پاداش وجوه نقدی پرداختی راتصاحب ومبلغی رااز وجوه موصوف دراختیار زنان اغفال شده قرارگیرد .

 


بخش 1- ابعاد شکل گیری باندهای فساد

1- قوادان  (خانم رئیس )

2- رابطین

3- دختران فراری

4- زنان بدکاره (مطلقه شوهردارو...)

5- مشتریان

نقش قتوادان

نقش زنان قواد در تباهی کشاندن دختران و زنان ایرانی بسیار حائز اهمیت است شبکه های مافیایی با استفاده از قوادان در دبی حتی برای سایر شیخ نشین های حاشیه خلیج و بعضاً برای کشورهایی از جمله تایلند، مالزی و سنگاپور زن ایرتنی اعزام می نمایند، این شبکه که برای جمع آوری زنان و دختران ایرانی از روش های مختلف استفاده می کنند.

1- قوادان حرفه ای و کار آموزده در محیط هایی مثل مدارس، مجموعه های تفریحی- ورزشی، آموزشگاه های هنری، استخرها، سونا، سالنهای بدنسازی، ... میهمانیها و   پارتی ها با شگردهای خاص و طراحی شده وارد و دختران و زنان انگیزه دار را شناسایی و جذب می نمایند. سپس آنان را ترمیم صورت (جراهی پلاستیک) نزد پزشک متخصص و به آموزشگاه های رقص جهت آموزش رقص- آموزش های موسیقی جهت نوازندگی، مراکز بدنسازی، جهت ترمیم و بازسازی اندام و نحوه همبستر شدن با مردان و ... می برند.

2- قوادان در شناسایی دختران جهت اعزام به دبی صرفاً به شهر تهران اکتفا ننموده بلکه، اعزام رابطین و مراجعه به استانهای شمالی کشور، خوزستان، فارس، تبریز، اصفهان، کرج به شکار افراد مورد نظر خود اقدام می نمایند.

3- قوادان ایرانی بعد از شناسایی دختران و زنان مورد بحث عکس های آنها را توسط رابط به دبی ارسال و توسط قوادان ایرانی و عرب عکس ها به صورت آلبوم به شیوخ و سرمایه دارای                  ارائه می گردد.

4- آلبوم زنان و دختران ایرانی در اکثر هتلهای دبی و نزد قوادان ساکن دبی وجود داشته و افراد متمول با مشاهده آلبوم، فرد مورد نظر را انتخاب و زمینه برای ارتباط ایجاد می گردد.

5- بعد از آماده شدن دختران و زنان مورد نظر از لحاظ وضعیت جسمانی و فیزیکی از طریق آژانس های مسافرتی و توریستی و دفاتر تهیه ویزا در تهران، شیراز، خوزستان، بوشهر و دبی نسبت به تهیه ویزا با استفاده ازرابطین ودلالان خود در سفارت امارات متحده در تهران اقدام و زمینه اعزام آنها را فراهم می سازند.

چارت تشکیلاتی یک دانسینگ در هتل به شرح ذیل است:

1- رقاصه به تعداد کافی و انجام هنرنمایی در حضور مراجعین وتماشاگران

2- خواننده زن ایرانی با صدای مناسب و جذابیت درجهت جلب مشتری

  3- نوازنده حرفه ای که بتواند با ساز خود تأثیر مناسب بر روی مشتریان بگذارد.

4- متصدی بار (توزیع کنندگان مشروب) با داشتن تخصص لازم و جذابیت کافی در جهت جذب مشتری

5- تعداد قواد در جهت جذب زنان و دختران و دعوت آنها با دانسینگ به منظور جذب افراد پولدار و سرمایه دار

6- وارد کننده مشروبات قاچاق ایرانی که مشروبات مورد استفاده این دانسینگها را به صورت قاچاق از ایران و سایر کشورها (عراق، ترکیه و ... ) وارد می کنند.


بخش دوم

ویژگی اعضا شبکه های فساد

شبکه های فساد به صورت زنجیردار به یکدیگر متصل و روز به روز بر دامنه فعالیت آنها افزوده می شود، به نحوی که برخی افراد رابطه میان دو شبکه بوده و با به طعمه گذاری دختران و زنان فاسد و یا آناده برای فساد، آنان را به درون شبکه های خود هدایت و در اختیار مشتریان                   قرار می دهند.

سادگی، ناآگاهی، کنجکاوی و برتری جویی نسبت به همسیالان در میان دختران، کمبودها و عقده های روانی، مشکلات مالی و خانوادگی و دوستان ناباب در زنان از عواملی هستند که در اکثر افراد بدکاره حداقل یکی از آنها به عنوان اصلی ترین عامل سوق دادن آنها به دام فساد دیده می شود.

مسلم است زمینه های بروز فساد در دختران نسبت به زنان تفاوتهای آشکار با یکدیگر دارند. معمولاً پس از شروع فعالیت های مفسده برانگیز بروز یک حالت در دختران و زنان بدکاره عمومیت پیدا می کند و آن نوعی بحران هویت و بی تفاوتی است و ممکن است دست به هر کاری بزنند از اینرو علاوه بر ارتباط نامشروع مواردی نظیر صرف مشروبات الکلی، استعمال مواد مخدر، به دام کشیدن سایر اعضا خانواده، بی تفاوتی اموری هستند که در میان اغلب شبکه های فساد مشاهده شده است.


بخش سوم

راه های فعالیت باندهای قاچاق دختران (مکانهای شناسایی)

خرید و فروش انسان (به ویژه زنان) برای فحشا سابقه در دوران قدیم دارد که خرید و فروش مزبور جنبه ای از تجارت بردگان محسوب می شود. قاچاق زنان یک پدیده جدید نیست و خود به تنهایی در اشکال و روش های متفاوت در تمام سنین مشاهده می شود.

یکی از معمولی ترین نوع قاچاق انسان که به دلیل سود سرشار آن مورد توجه باندهای سازمان یافته قرار گرفته قاچاق زنان و دختران برای استفاده از آنها در مکان هایی فساد و فحشا و وادار کردن آنها به روسپیگری و بعضاً به کارگیری آنها به عنوان پیشخدمت و کلفت است.

در خصوص راه های اغفال این دختران می توان گفت: قاچاقچیان، دلال هایی را در مناطقی مانند پارک ها و مقابل مدارس راهنمایی و دبیرستان ها گمارده که با این دختران، طرح دوستی و آشنایی می ریزند و سپس آنها را به مکان های خاصی  برده و با وعده های خروج آسان از کشور، درآمد خوب، زندگی بهتر به صورت قانونی و یا غیر قانونی (به صورت جاسازی شده)                 قاچاق می کنند.

ایستادن دلالان در اطراف یا حوالی سفارتخانه ها و ادارلت کاریابی و دادن پیشنهاد کار پر درآمد به افراد کم اطلاع و نیازمند کار را از راه های دیگر اغفال این زنان و دختران می باشد. همچنین این دلالان دختران کم سن و سال برخی ساکنان روستاها را با پرداخت پول به والدینشان و یا وعده زندگی بهتر(در پوشش همسر) به عقد ازدواج خود در آورده و به قاچقچیان انسان در خارج از کشور تحویل می دهند.

استفاده از اینترنت روش جدید اغفال دختران و زنان توسط باندهای قاچاق است. دلالان و قاچاقچیان انسان ابتدا از طریق گفتگوی تایپی، شنیداری و دادن تصویر خود طرح دوستی با این دختران ریخته و سپس با وعده ازدواج ، کار خوب، در آمد بالا و حتی فرستادن بلیط و ویزا برای دوستان فریب خورده خود آنها را به کشور موردنظر هدایت کرده و در آنجا به قاچاقچیان تحویل می دهند. تحقیقات صورت گرفته در خصوص قاچاق زنان و دختران بیانگر این واقعیت تلخ است که زنان و دختران ساکن در استانهای مرزی کشور توسط خانواده خود ویا همسرانشان به قاچاقچیان فروخته شده و از آنجا توسط این گروه  ها برای کار در مراکز فساد کشورهایی چون افغانستان و پاکستان منتقل می شوند. 

شبکه تجارت زنان و دختران علاوه بر فعالیت خود در کسشور دبی در داخل ایران نیز افراد تحت پوشش باند را در قالب تورهای سیاحتی به کنار دریا، در شمال و سایر استانهای توریستی به منظور رسیدن به اهداف پلید خود اعزام می کنند.

در اغفال و شکار زنان و دختران علاوه بر استفاده از روش های تحریک روانی، شخصیتی از فقر اقتصادی و فشارهای مالی خانواده ها نهایت بهره برداری را داشته اند.

 

 

ایران

 

پسران خوش تیپ جلوی مدارس دخترانه

تورهای تفریحی

 

مراکز ارائه خدمات پرستاری درمنازل

کلاس های رقص

ارایشگاه های زنانه

مراکز آموزش هنر پیشگی وسینما

آژانس های نسافرتی و دفاتر هوایی

کلاس های آموزش زبان

آموزشگاه های موسیقی

رستوران های باغی

استخر-سونا-مراکز تفریحی زنان

کلاسها و باشگاه های بدنسازی

 

حضور در پارکها- ترمینال دختران فراری

 

 

Organization Chart

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(نمودار 1)

 

«شبکه تجارت زنان و دختران ایرانی»


اکثر زنان و دخترانی که به دام قاچاقچیان انسانی گرفتار می شوند دخترانی هستند که از محیط خانه متوازی شده و در جامعه سرگشته و رها هستند این افراد خود به چند دسته تقسیم می شوند؛

الف) دختران فراری هستند، دخترانی که به دلیل فقر، بی سوادی، کم سوادی والدین اعتیاد، طلاق، خشونت، بدرفتاری والدین، احساس عدم امنیت، وجود فرهنگ مرد سالارانه و ازدواج  اجباری محیط و خانواده را رها می می کنند و رو به سوی کوچه و خیابان می گذارند.

این دختران برای سیرکردن شکم خود به انواع بزره ها روی می آورند، دزدی، زورگیری،          روسپی گری، فروش و توزیع مواد مخدر آسیبهایی هستند که موتوجه دختران فراری می شود.

ب) برخی زنان مطلقه و بیوه ای هستند مکه برای تأمین معاش روی به این منجلاب  می آورند، این زنان زمانی که به دلیل خشونت های همسر، دخالت اطرافیان، فقر، بیکاری، اعتیاد و بی سوادی از همسر خود جدا شده و یا همسر خود را ازدست می دهند. برای امرار معاش به فحشا تن می دهند.

ج) زنان و دخترانی هستند که غالباً از کمبود عاطفه و محبت رنج می برند، این دختران فریب افراد اغواگر را که بیشتر در پارگ ها، تاکسی ها، خودروهای شخصی و جمعی، آرایشگاه ها و محفل زنانه، میهمانی ها و پارتی ها هستند، می خورند، دخترانی که در طمع داشتن زندگی بهتر یا در جستجوی عاطفه گرفتار باندهای مافیایی می شوند.


بخش چهارم

نحوه فعالیت باند

رشد و گسترش شهر نشینی و مشکلات بی شمار اقتصادی، فرهنگی و ... زندگی در شهرها را تابع شرایط پیچیده ای نموده که کارکرد سازمان یافته شبکه های مختلف فساد یکی از جنبه های بارز این پیچیدگی می باشد.

شکل گیری یک عمل فساد

 

افراد وگروه ها

ابزار وامکانات

 

ارازل واوباش

قوادان

رابطین

دختران فراری

زنان بدکاره

مشتریان

مواد مخدر

خانه اجاره ای

خوروشخصی

مشروبات الکلی

وسایل جلوگیری از بارداری

موبایل

ماهواره- عکس- فیلم- پاسور

 

نمودار-2

قاچاق زنان و کودکان که غالباً به منظور بهره برداری جنسی صورت می گیرد، یکی از جنایات حائزآثار سوء اخلاقی واجتماعی قابل توجهی بوده واز رشدتکان دهنده ای دردنیا برخوردار است.

به نقل از بولتن «قاچاق زنان در ایالات متحده» از سایت اینترنتی که توسط اینترپول ترجمه و منتشر گردیده است سالانه حداقل دو میلیون نفر عمدتاً زنان و کودکان از مرزهای بین المللی قاچاق        می شوند که حدودپنجاه هزار نفر از زنان و کودکان به داخل سرزمین ایالت متحده قاچاق              می شوند. خیلی از این اشخاص به بازار تجارت جنسی بین المللی غالباً از طریق زور و فریب یا اجبار وارد می شوند و نهایتاً سر از  مراکز فحشا در می آورند. اما می توان گفت به علت زیرزمینی بودن فعالیت های مربوط با قاچاق آمار دقیقی در دست نیست.

قاچاق اشخاص شامل کار اجباری و نقض فاحش معیارهای حقوق بشری و بهداشت عمومی و قواعد کار در سطح جهانی می شود قاچاقچیان اشخاص به طور معمول بابت پیدا کردن کار، تهیه مدارک مسافرتی، محل زندگی، خوراک و مبالغ سرسام آوری از زنان دریافت می کنند و برای کسب درآمد بیشتر آنها را در شرایط بدو محیط های شلوغ نگه داری می کنند.

آسان ترین روش قاچاق زنان استفاده غیر قانونی از مدارک قانونی است. زنان غالباً در پوشش روادید تجاری یا گردشگری به کشوری سفر می کنند اما پس از پایان مهلت اقامت به کشور خود مراجعت نمی کنند.

صرف نظر از نوع روادید، قاچاقچیان در بیشتر موارد زنان را آموزش می دهند که چگونه در مصاحبه برای اخذ روادید پاسخ بگویند، همچنین برای جلب اطمینان مقامات سفارتخانه ها از بازگشت زنان، نامه های کار و صورتحساب بانکی جعلی ارائه می کنند. قاچاقچیان از ترفندهای دیگری مانند به کار گیری چند مسافر غیر قانونی در گروه های گردشگری قانونی استفاده                 می کنند.

فساد اداری نیز استفاده غیر قانونی از مدارک مسافرتی را اسان می کنند، این فساد بیشتر در میان کارمندان بخش کنسولی سفارتخانه ها و مقامات دولتی که در ازای دریافت وجه از برخورد با قاچاق انسان چشم پوشی می کنند دیده می شود.

دومین راه قاچاق استفاده از گذرنامه های جعلی که معمول ترین آنها روش آن تغییر عکس است. این افراد گاهی اوقات حتی به طور قانونی با این زنان ازدواج می کنند تادر مبادی ورودی بتوانند پاسخگوی مقامات اداره مهاجرت کشور مربوطه باشند.

استفاده از مناطق مرزی پرت و همچنین جاسازی در کامیونها و کشتیهای ماهیگیری از روش های ورود بدون کنترل کشورهای دیگر است. سودهای کلانی که قاچاقچیان به طور فزاینده از طریق ارتکاب جرایم سازمان یافته کسب می کنند این تجارت را به یک تهدید رو به رشد جهانی مبدل ساخته است. زنان و دختران فقیر، از جمله گروه های اصلی مورد هدف قاچاقچیان هستند. برخی از این زنان به خاطر چشم انداز دست یابی درآمدهای بالاتر و فرار از فقر داوطلب این کار               می شوند، بقیه وادار و بسیاری از آنها علی رغم میلشان به روسپی گری کشیده می شوند.

متأسفانه گروه ها و باندهایی هم وجود دارند که با جعل اسناد و مدارک، موفق به خروج زنان و دختران، اسکان آنها در خارج از کشور و بهره وری از آنها می شوند. سود سرشار از این کار طمع زیادیی را برای افراد ایجاد می کند.

به منظور اینکه دختران شکار شده نتوانند از سیطره عمل شبکه خارج گردند گذرنامه و ویزای آنان به عنوان گرو در اختیار رابطین هر شبکه قرار می گیرد.

شبکه تجارت زنان و دختران علاوه بر فعالیت خود در کشور دبی در داخل ایران نیز افراد تحت پوشش باندرا قالب تورهای سیاحتی به کنار دریا در شمال و سایر استانهای توریستی به منظور رسیدن به اهداف پلید خود اعزام می نمایند.

در اغفال و شکار دختران بر استفاده از روش های تحریک روانی، شخصیتی از فقر اقتصادی و فشارهای مالی خانواده ها نهایت بهره برداری داشته اند.


بخش پنجم

مهمترین کانال ها و امواج قاچاق انسان در ایران

1- سیر صعودی ورودی اتباع ایرانی به بوسنی هرزگوین از سال 1374 تا 1379 ورود ایرانیان به بوسنیو از طریق کرواسی و اسلوانی غیر قانونی وارد سایر کشورهای اروپایی می شوند.

2- قاچاق زنان در استانهای خراسان و سیستان و بلوچستان که به دلیل همجواری با کشورهای افغانستان و پاکستان رایج شده است پس از خواستگاری عقد به صورت، رسمی، سپس به               خانه های فساد و در پاکستان برای کنیزی و روسپیگری فرستاده می شوند. قربانیان هیچ آگاهی از قاچاق شدن خود نداشته اند از آنجا که ازدواج آنها به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج همراه با اجبار، زور، تهدید و فریب به زاهدان و سپس پاکستان و افغانستان منتقل می شوند.

3- قاچاق زنان و دختران به امارت متحده عربی به چندشکل صورت می گیرد:

- تعدادی از آنها به صورت رسمی خواستگاری می شوند و درازای پرداخت مبالغی به                   خانواده شان عبور داده می شوند.

- عده ای دیگر دخترانی هستند که ربوده شده، بدون اجازه پدر و مادر از کشوربه بهانه های زندگی بهتر و درآمد بیشتر ادامه تحصیل و یا انتقال به کشورهای اروپایی انتقال داده شده و در آنجا می مانند. تا زمانی که مردان عرب دختران را به همسری بپسندندمشکل وجود ندارد اما مشکل از زمانی ایجاد نمی گردد که دختر وارد شده توسط اعراب مورد استقبال قرار نمی گیرد بنابراین وارد بازار کار شده و به روسپی گری در کاباره ها مشغول می شوند.

- تعدادی هم به همراه پدر و مادر و به صورت کاملاً قانونی از کشور خارج و با ضور والدین و رضایت آنها تن به این عمل می دهند.


بخش ششم

فعالیت های برون مرزی افراد فاسد

در حال حاضر عمده ترین پایگاه های فعالیت نامشروع زنان در ترکیه و دبی متمرکز شده است و گرایش به دبی به لحاظ کسب درآمد هنگفت در طول یک هفته اقامت (به ویژه در میان دختران) علاقه مندان  زیادی دارد. یکی از آرزوهای دختران فراری و بدکاره پیدا کردن فرصتی برای آشنایی با رابطین و دلالان و یا خانم رئیس ها برای فراهم کردن زمینه اعزام آنان به دبی است تا بدین وسیله صاحب درآمدهای نامشروع شوند.

میل و اشتیاق برای رفتن به کشور مذکور سبب گردیده دختران را دچار وسوسه  کرده و وقتی انجام همه کاره را خود بر عهده می گیرند (گرفتن ویزا، هزینه عزیمت محل اقامت و هزینه برگشت) کمترکسی است که بتواند در مقابل این باصطلاح امتیازات تاب مقاومت بیاورد.

برخی از دستگیر شدگان از شلوغی حضور زنان و دختران ایرانی در دبی و حرص و ولع آنان برای بدست آوردن پول زیاد از طریق روابط نا مشروع خبر می دهند.

قاچاق زنان ادامه همان بردگی دهه قبل است برده داری مه در آن انسان به عنوان ابزار و وسیله استفاده می گردد اما قاچاق انسان در دهه اخیر وجه غالب بهره کشی جنسی از زنان و دختران است.

به لحاظ نزدیک بودن دبی به ایران و داشتن کیلومترها و سواحل آزادچه درشمال خلیج فارس و چه در شمال دریای این مرکز همه فعالیت اقتصادی خود را به سوی ایران نشانه و در همین راستا بسترهای لازم را برای تشکیل شبکه های بین المللی قاچاق فراهم و در زمینه خروج و ورود کالاهای قاچاق به صورت عمده به داخل و خارج ایران را مسیرساخته است.

از سال 1370 به بعد در کشور امارات متحده عربی و خصوصاً دبی با توجه به شرایط منطقه آزاد تجاری و حضور تجار و سرمایه داران خارجی و ایرانی حداکثر دارای گرایش مادی هستند           پدیده ای تحت عنوان قاچاق زنان و دختران ایرانی به لحاظ همجواری با شیوه های جدید شکل گرفت و در سال 1375  به اوج فعالیت خود رسید و در همین  راستادانسینگها، هتلها و کابارهها با با داشتن ارتباطات قوی با ایرانیان در دبی و داخل ایران فعالیت گسترده خود را در امر وارد کردن زنان و دختران تحت عناوین (رقاصه- خواننده- نوازنده- فاحشه) شروع نموده اند.


بخش هفتم

الف) چارچوب حقوقی و قضایی کنونی در برخورد با مووع قاچاق در ایران

جامعه بشری و احتمالات انسانی، برای حسن جریان حیات و روابط اجتماعی خود، نیازمند قانونی می باشند و محتاج قاعده و ضابطه رفع خلاهای قانونی، اولین گام برای مقابله با آن تعیین شود.

اما در قوانین فعلی مصوب ایران، تعریف روشنی از واژه های کلیدی مثل «روسپی گری» و «قاچاق انسان»  ارائه نشده است و در مواجهه با چنین جرائمی از موارد قانونی مشابه و تفسیر قوانین جزائی استفاده می گردد قوانین حاضر در ذیل اشاره می گردد:

1- ماده 621 قانون مجازات اسلامی در باب آدم ربایی با توسل به زور و عنف.

هر کس به قصد مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر شخصاً یا توسط دیگری شخصی را بر باید یا مخفی کندبه حبس از پنج تا پانزده سال محکوم خواهد شد. در صورتی که سن مجنی علیه کمتر از پانزده سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام پذیرد یا به منحنی علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود مرتکب به حداکثر مجازات تعیین شده محکوم خواهد شد و در صورت ارتکاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محکوم گردد.

تبصره. مجارات شروع به ربودن سه تا پنج سال حبس است.

2- مادخ 135 و 138 در باب قوادی

ماده 135. قوادی عبارتست از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای انجام زنا یا لواط.

ماده138. حد قوادی برای مرد هفتاد و پنج تازیانه و تبعید از محل به مدت 3 ماه تا یکسال است و برای زن هفتاد و پنج تازیانه است.

ماده639. قانون مجازات اسلامی در باب دایرکنندگان مراکز فساد و فحشا

افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم می شوند و در مورد بند «الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر گاه بسته خواهد شد:

الف) کسی کهمرکز فساد یا فحشا دایر اداره کند.

ب) کسی که مردم را به فساد و فحشاتشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.

تبصره. هر گاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق نماید علاوه بر مجازات مذکور به حد قوادی نیز محکوم می گردد.

ماده34 و 35 قانون گذرنامه در خصوص عابرین غیر مجاز و متجاوزین مرزی.

ماده 34: هر ایرانی که بدون گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه از کشور خارج شود، به حسب از یک تا دو سال یا پرداخت جزای نقدی از یکصدهزار ریال تا پانصد هزار ریال محکوم خواهد شد.

ماده 35: هر ایرانی که از نقاط غیر مجاز وارد کشور شده یا از کشور خارج شود به 2 ماه تا یک سال حبس و یا جریمه نقدی از یکصد هزار ریال تا پانصد هزارریال محکوم می گردد.

ماده 35 مکرر: هر ایرانی که بدون داشتن گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه بخواهد از مرز غیر مجاز خارج شود و به هنگام عبور دستگیر گردد به یک ماه تا یک سال حبس یا پنج هزار ریال تا سیصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد و چنانچه مرتکب دارای گذرنامه و یا اسناد در حکم گذرنامه باشد، به حبس از یک ماه تا شش ماه یا جزای نقدی از پنجاه هزار ریال تا دویست هزار ریال محکوم خواهد شد.

ماده 1 قانون مجازات عبور دهندگان اشخاص غیر مجاز از مرزهای کشور مصوب 14/7/67 مجلس شورای اسلامی هر کس دیگری را به طور غیر مجاز از مرز عبور دهد و یا موجبات عبور غیر مجاز دیگران را تسهیل یا فراهم نماید، مجرم وبه یکی از کیفرهای ذیل محکوم خواهد شد:

الف) در صورتی که عمل عبور دهنده محل امنیت باشد چنانچه درصد  محاربه و افساد فی الارض

نباشد  به حبس از 2 تا 10 سال محکوم خواهد شد.

.

.

.

د) در صورتیکه فرد عبور داده شده غیر بالغ باشد، مرتکب به حبس از 3 تا 5 سال محکوم خواهد شد.

ب) اقدامات جاری در امر مبارزه با قاچاق زنان و دختران

- نیروی انتظامی به صورت مستمر به ویژه سه ساله اخیر در صدد شناسایی و برخورد با باندها وشبکه های قاچاقان سان بوده است. مشکل اصلی انتقال قانونی (باگذرنامه- ویزا- سند ازدواج و ...) دختران و زنان از فرودگاه ها و نیز انتقال غیر قانونی و پنهانی (به علت سازمان یافتگی به سختی مسیر است) از طریق مرزهای جنوبی می باشد که نیازمند هماهنگی بین سازمانی و توانایی های کارشناسی و پلیسی در سطح بالا می باشد.

- در وزارت اطلاعات پیگیری برای شناسایی مکانیسم انتقال، شناسایی باندهای فعال و نیز               جمع آوری اطلاعات مربوطه درخارج از کشور صورت نگرفته است.

-محاکم قضایی، فقدان وحدت رویه قضایی، نبود محاکم تخصصی و نهایتاً تبرئه سهل و آسان رؤسای باندها به علت نبود قانون متخصص این مقوله.

یادداشت ایت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه به دادستانی در رابطه با تقاضای برخورد  جدي با عوامل مرتبط با قاچاق.

دستور مقام معظم رهبري مبني بر تشكيل ستاد ويژه براي مبارزه با جرايم ويژه از جمله  مفاسد اجتماعي.

- از لحاظ حقوقي در قانون مجازات اسلامي و قانون مدني عنوان مجرمانه صريحي درباره قاچاق انسان به ويژه زنان وجود نداشته و در برخورد با چنين پديده اي از مواد قانوني كه كه بيان شد استفاده مي گردد.

- عدم برخورد ساير دستگاه هاي دولتي از جمله نهادهاي اجرايي، پژوهشي، تقني و تخصصي.

اقدامات حامل چشمگير انجام گرفته در امر مبارزه با قاچاق زنان و دختران از سوي ناجا به شرح ذيل مي باشد:

1- شناسايي و متلاشي نمودن شبكه قاچاق زنان از استان خوزستان به كشور دبي كه بيش از 60 نفر دستگير و به مراجع قضايي معرفي شده اند.

2- شناسايي و متلاشي نمودن شبكه قاچاق زنان از استان خراسان به كشور پاكستان و دستگيري بيش از 56 زن و مرد و معرفي آنان به مقام غذايي.

3- شناسايي متلاشي نمودن تعداد قابل توجهي شبكه و باند قاچاق و خروج زنان به كشورهاي خليج فارس- تايلند- تركيه توسط اداره كل مبارزه با فساد اجتماعي ناجا.

4- شناسايي و متلاشي نمودن سه شبكه قاچاق زنان در تهران بزرگ به كشورهاي خليج فارس.

5- شناسايي و متلاشي نمودن باند خروج زنان در استان فارس تحت عنوان رقاصه و خواننده به كشور دبي.

6- شناسايي و متلاشي نمودن باند خروج زنان و دختران در استان اصفهان

7- شناسايي و متلاشي نمودن باند خروج و ورود زنان در منطقه ويژه كيش

با بكار بستن تدابير پليسي محض نمي توان بر اين مشكل فائق آمد و بر قراري كنترل هاي شديدتر و تدابير خشونت آميز ممكن است نتيجه معكوس داشته و موجب وابستگي هرچه بيشتر- مهاجران به شبكه هاي قاچاق شوند.

به منظور از بين بردن عوامل محرك و جزا كه باعث مي شوند مهاجر كشور خود را ترك و عازم كشور ديگر شوند اتخاذ سياست هاي دراز مدت لازم است.

البته در كشورهاي مبدأ بايد اقدامات مؤثري به منظور تأمين آزادي سياسي و تحقق رشد و توسعه اقتصادي صورت گيرد تا افراد، مجبور و يا تحريك به مهاجرت نشوند.

 

ج) اقدامات بين المللي مبارزه با قاچاق زنان

اولين گام براي مقابله با قاچاق زنان وضع قوانين مناسب در مراجعه با اين جرم بين المللي است.

براي نمونه اولين سند بين المللي براي مقابله با قاجاق زنان، مقاوله نامه 18 مه 1904 به نام «مقاوله نامه بين المللي امضا شده پاريس، مورخه 18 مه 1904 راجع به تأمين و حمايت مؤثر، عليه معاملات جنايتكاران موسوم به خريد و فروش سفيدپوستان» است كه به دليل وجود برده داري، در برخي نقاط دنيا، در آن برهه زماني، خالي از تعصبات نژاد پرستانه نيست مواد 5-3 اين مقاوله نامه به مسأله بازگرداندن زنان قاچاق شده به ميهن خود اختصاص يافته است.

در ماده ششم، مفاد پيشگيرانه اي مطرح مي شود تا قاچاق و خريد و فروش زنان رخ ندهد. بر اساس اين ماده، دول متعاهد، در حدود قانوني متعهد مي كنند تا حدي كه ممكن است مواظب ادارات و آژانس هاي مسافرتي و بنگاه هاي كاريابي زنان ويا دختران در خارج از كشور باشند، زيرا عامل اصلي قاچاق زنان، همين بنگاه ها و آژانس ها هستند كه با وعده يافتن كار مناسب براي زنان در ديگر كشورها، عملاً آنان را به صورت برده، خريد و فروش مي كنند. شش سال بعد سال 1910 قرارداد بين المللي ديگري براي رفع نواقص قرارداد قبلي وضع شد. مهمترين نقطه ضعف مقاوله نامه 1904 مسئله   عدم يقين مقررات و مفاد مربوط به محرمانه ساختن قاچاق و خريد و فروش زنان بود. همين خلاء قانون منجر به عدم سركوب و مقابله با جرم مي شد. براي رفع اين نقص، در قرارداد جديد مقرر گرديد: « هركسي كه براي هوي وهوس، زني را ولو با رضايت خودش باشد ويا دختر صغيري را براي فسق، اجير ويا از راه عفت منحرف كند، ولو اينكه عمليات مختلفه كه مباني جرم محسوب مي شود، درممالك مختلفه صورت گرفته باشد؛ بايد مجازات شود.›› قرارداد دوم نيز نقيصه هايي داشت، از جمله اينكه قاچاق زنان كه براي كار سخت يا ازدواج اجباري صورت          مي گرفت، مشمول اين قرارداد نمي گرديد، واز همه مهمتراينكه وقوع جنگ جهاني اول ترديدهاي جدي درباره اعتبار اسناد بين المللي ايجادكرد. بنابراين دولت ها تصميم گرفتند تا در 30 سپتامبر سال 1921 قراردادي را به قراردادهاي سابق ضميمه كنند. دو نكته جالب دراين قرارداد وجود دارد: اول اينكه بيشتر كشورهاي مستقل جهان ازجمله ايران قرارداد را امضا كردند ودوم اينكه دراين سند، ديگر اشاره اي به زنان سفيد پوست نشده است. سند بعدي، دوازده سال بعد يعني سال 1933 مورد تصويب دولت ها قرارگرفت. درآن زمان تجارت وقاچاق زنان از چنان ابعادي درسطح جهاني برخوردار شده بود كه جامعه ملل، سند ديگري را تصويب كرد وكميته اي به نام كميته ‹‹ معامله نسوان واطفال›› را مأمور رسيدگي به اين كار كرد. ايران نيز درتاريخ 20دي 1313 آن را با عنوان ‹‹ قرارداد بين المللي راجع به جلوگيري ازمعامله نسوان كبيره›› تصويب كرد. با روي دادن جنگ جهاني دوم، بار ديگر درباره اعتبار ونفوذ حقوقي اسناد بين المللي ترديد ايجاد شد. اين بار سازمان ملل متحدتلاش كرد تا بوسيله پروتكل اصلاحي  سال 1949 چهار سند پيشين را اعتبار بخشد. درهفتمين نشست شوراي اقتصادي اجتماعي ملل متحد، از دبير كل درخواست شد تا پيش نويس يك كنوانسيون جديد وفراگير را براي سركوب قاچاق زنان وكودكان وپيشگيري از روسپيگري تهيه كند، تا چهار سند موجود( سابق الذكر) براي سركوب قاچاق زنان وكودكان يكپارچه شود. سرانجام متن پيش نويس توسط شوراي اقتصادي - اجتماعي ملل متحد به جمع عمومي ارائه شد ومجمع، آن را به تصويب رساند. اما دراين كنوانسيون برخلاف بسياري از كنوانسيون هاي ملل متحد، تعريف روشني از واژه هاي كليدي مثل روسپيگري وقاچاق انسان ارائه نشده است.‌‌ معاهده مبارزه با جرايم سازمان يافته فراملي وپروتكل هاي ضميمه آن، يعني پروتكل قاچاق انسان وپروتكل انتقال غير قانوني مهاجران، درسال 2000 تدوين شد وبه امضاي حدود 132 كشور رسيد، اما تا كنون فقط در3 كشور به تصويب رسيده است. اين معاهده، تنها زماني قدرت اجرايي، خواهد يافت كه حداقل در40 كشور تصويب شود. راه كارهاي ملي براي مبارزه با قاچاق زنان راهبرد حقوقي- بررسي خلاهاي قانوني ايران از جمله كشورهايي است كه از اوايل سده بيستم با پيوستن با اسناد بين المللي موجود عليه قاچاق زنان، يعني اسناد1904- 1910- 1921- 1933 براي مبارزه با اين پديده شوم، قوانين داخلي را به تصويب رساند. وجزو امضاكنندگان قطعنامه مجمع عمومي براي تصويب كنوانسيون 1949 بود. اما بعدها به علت فساد اخلاقي وروسپيگري درزمان پهلوي دوم، از امضا وتصويب آن خودداري شد. 1929 -1941 كميته وابسته به شوراي اقتصادي - اجتماعي جامعه ملل براي الغاي خريد وفروش زنان ودختران پروژه هايي را تنظيم كرد ومقرر داشت كه حكومت ها براي كساني كه قوادي ويا شرايط فحشا زني را تسهيل  مي كنند ويا به عنوان حمايت از زنان از درآمد حاصل از فاحشگي زنان استفاده مي كنند، قوانين جزايي وضع نمايند. بيشتر كشورهاي عضو از جمله ايران، به اين توصيه عمل كردند، براي نمونه ماده 211 قانون مجازات عمومي ايران مصوب 1352 دراين راستا وضع شده كه با بهره كشي از روسپيگري ديگران وقاچاق زنان به خارج، مخالف بود اما هيچگاه اين ماده قانوني درايران اجرا نشد. بطور كلي پيش از انقلاب اسلامي ايران، قوانين نسبتاً مناسبي براي مبارزه با قاچاق زنان وجود داشت، اما مشكل اصلي، عدم اجراي اين قوانين بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي قانون مجازات عمومي جاي خود را به قانون مجازات اسلامي داد كه درماده 135 مصوب سال 1361 مجلس شوراي اسلامي، براي داير كردن روسپي خانه ونيز واداشتن ديگران به 2/3 ماده 639 قانون مصوب 1375 مجازاتي تعيين شده است. اماذ به معضل قاچاق زنان اشاره نشده است. مثلاً بند (ب) ماده 639 هرگونه تشويق به فساد فحشا يا فراهم كردن موجبات آن را مشمول مجازات مي سازد. احتمالاً از اين بند مي توان؛ قاچاقچيان را مجازات كرد، قيد احتمالاً از اين روست كه هنوز مواردي از محاكمه اين گونه افراد به صورت علني صورت نگرفته تا مشخص شود كه دادگاه مربوطه؛ جهت مجازات مجرمان به چه مواد قانوني استناد خواهد كرد؛ اين در حالي است كه از سال 1379 تاكنون چندين مورد از قاچاق زنان رسماً در مطبوعات و رسانه ها اعلام شده است.

بايد درنظر داشت كه ديگر انواع قاچاق زنان كه با بهره كشي، بيگاري؛ كار اجباري؛ كارسخت خانگي يا كارهاي طاقت فرسا دركارگاهها ؛ برداشتن اندام ها و ديگر اهداف غير اخلاقي؛ جداي از فساد و فحشا صورت مي گيرد. بااين ماده به هيچ وجه قابل مجازات نيست. بنابراين بايد اعتراف كردكه متاسفانه اين پديده بدون هيچ ضمانت اجراي كيفري درحال شيوع است؛ و براي جلوگيري از آن و حمايت از قربانيان، قانوني وجود ندارد.

به طور کلی اقدامات پیشگیرانه ای که تا کنون صورت گرفته به شرح ذیل می باشد:

- تلاش برای تدوین و تکمیل قوانین علیه قاچاق انسان. چهارچوب های قانونی موجود عبارتند از :

- پروتکل 2000 مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای پیشگیری سرکوب ومجازات قاچاق انسان به ویژه کودکان وزنان مصوبه های 167/50 و 166/51 و 98/52 مجمع عمومی سازمان ملل

- کنوانسیون الحاقی 1965 درمنع برده داری تجارت برده, اقدامات شبه برده داری ، منع کامل اشکال ازدواج اجباری

- کنوانسیون منع کار اجباری 1975

- بیانیه کنفرانس اروپایی بروکسل درپیشگیری ومبارزه با قاچاق انسان(18تا20 سپتامبر2002)


بخش هشتم

علل فحشا

 علل رواج پدیده قاچاق درسه بخش فرهنگی، اقتصادی وحقوقی قابل بررسی است.

برخی از صاحبنظران فقر وبیکاری را عامل گرایش قاچاقچیان به این شغل کثیف می دانستند. ولی فقر، به تنهایی عامل انحرافات اجتماعی نیست و نمی تواند مسأله ای برای نظام اجتماعی ایجاد کند، فقر زمانی تأثیر گذار است که در مقابل آن تصویر یا گفتار یا آرزوهای بلند پروازانه ارائه شود، در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود.

گسترش خرده فرهنگک های منحرف  معمولاً قاچاقچیان و بعضاً قربانیان قاچاق، جزو خرده فرهنگ های منحرف می باشند به این معنا که آنها درون فرهنگی زندگی می کنند که با ارزشها و هنجارهای مسلط جامعه، متفاوت و حتی مغایر است. این فرهنگ انحرافی، محصول دسترسی به وسایل ارتباط جمعی جهانی، چون اینترنت، ماهداره و استفاده مداوم از فیم های غیر مجاز و ... است که شخصیت اجتماعی فرد، ارزشها و هنجارهای او را تغییر می دهد به طوریکه فرد  را در گروه های دوستی به سوی تشکیل خرده فرهنگی سوق می دهد که با ارزش ها و هنجارهای اصلی جامعه مخالف و حتی گاهی در تضاد است. افزایش شاخص هایی نظیر سنت گریزی، احساس تنهای، بیگانگی اجتماعی، کاهش گرایش های مذهبی و اخلاقی و گرایش به تجملات نشانه جذب فرد در خرده فرهنگ های منحرف است.

 

ضعف اعتقادات دینی

از آنجاییکه زپقاچاق زنان، فعلی حرام و مستلزم ارتکاب محرمات بیشماری است؛ لذا مؤمن واقعی، هرگز اقدام به این عمل نواهد کرد. و این پدیده معلول ضعف اعتقادات دینی است، زیرا یکی ا ز عوامل بازدارنده انواع وسوسه های شیطانی، اعتقادات و باورهای دینی است و فردی که در باورها و اعتقادات دینی خود سست و بی پایه است، احتمال فرو غلطیدن فرد به انواع بزهکاری وجود دارد. انسانی که ایمان ندارد ، در نیمه راه می ماند، یا بر می گردد یا اینکه برای حل مشکل به انواع بزهکاری ها دست می زند. امروزه، یکی از راه های تهاجم فرهنگی ای است که سعی کنند جوان های مؤمن را ازپایبندی متعصبانه به ایمان که حافظ تمدن است منحرف کنند و آنها را غرق در فساد و شهوترانی و میگساری کنند.

خودآگاهی و توجه به این که انسان موجودی علوی وبرتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پایداری از کرامات ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می دهد. «اکرم نفسک عن کل دینه لن تضاض بما تبذل من نفسک عیوضاً. یعنی دامان نفس خود را از هرپستی  پاکیزه دار! زیرا در مقابل آنچه از گوهر نفس خویش بخشی، بهایی دریافت نمی کنی.» پس واضح است کسی که دارای اعتقاد ضعف است معنای این سخن حضرت علی (ع) را متوجه نمی شود و به این امر بسیار قبیح تن می دهد. حیا یکی از مهمترین صفات انسانی است که تأثیر فراوانی بر حوزه های مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است. امام علی (ع) نیز فرمود: «حیا پیشه کن که حیا نشانه نجابت است».

اهمیت حیا در حدی است که امام صادق (ع) فرمود: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد».

امام علی (ع) در جایی دیگر می فرماید: «ثرمه حیا عفت و پاکدامنی است».

یکی دیگر از مهمترین صفات نفسانی بازدارند، عفت و پاکپدامنی است. عفت در لغت به معنای خود داری از انجام قبیح و ناپسند است. غریزه جنسی یکی از قوی ترین شهوات است. محدود کردن آن در حوزه بهره وری های مشروع و جلوگیری از تجاوز آن به قلمرو محرومات، «عفت دامن» یا پاکدامنی نام دارد. «و کسانی که ]وسیله[ زناشویی نمی یابند، باید عفت ورزند تا خدا آنان را از نفس خویش بی نیاز گرداند.» و در روایتی از حضرت علی(ع) می فرمایند: «عفت زیور فقر است و سپاس زیور تمکن»  . بنا به گفته حضرت نمی توان فقر را دلیلی بر انجام اعمال منافی عفت دانست بلکه باید در فقر نیز عفت پیشه کرد. به عبارت و بیان دیگر نبود عفت و حیا نوعی ضعف اعتقادی است.نارسایی بین فرهنگ و ساخت اجتماعی

هرچقدر که جامعه دارای اهداف معینی باشد و ابزار ها و راه های قانونی دستیابی به آن اهداف نیزتعیین شده باشد وقوع انحرافات نیز کاهش می یابد. اما اگر در جامعه، اهداف زندگی، به سوی اهدافی مادی تغییر کند و ارزش های اجتماعی معنوی به مادی تحول یابد و از سوی دیگر راه های مشروع رسیدن به این اهداف مشکل و غیر قابل دسترس باشد (مثلاً فرصت های شغلی برای کسب در آمد متناسب با جمعیت نباشد) افراد می کوشند از طریق غیر مشروع به آن اهداف مادی دست یابند. به عبارت دیکر گاهی افراد، اهداف جامعه (پول دار شدن) را می پذیرند، اما راه های مشروع(کاکردن در مشاغل مشروع)دستیابی به آن اهداف را قبول ندارند. لذا برای کسب  پول، به قاچاق مواد مخدر فحشا و قاچاق زنان کشیده می شوند.

نامناسب بودن پاداش ها و نقش ها

یکی از علل گرایش افراد به شغل قاچاق زنان، عدم تناسب نقش های افراد با پاداشهاییاست که دریافت می کنند. برای مثال در شرایطی که یک قاچاقچی انسان، دارای درآمد و موقعیت اقتصادی بلایی است و قانون هم معترض آن نمی شود، بی شک به سوی مشاغل کاذب و غیر قانونی همچون قاچاق زنان متمایل خواهد شد.

سودآور بودن قاچاق

قاچاق زنان و دختران پس از مواد مخدر از سودآورترین نوع قاچاق است.

نبود فرصت های شغلی

نبود فرصت های شغلی مناسب، موجب ایجاد مشاغل کاذب و نامشروعی همچون قاچاق می شود که این امر، هم در مورد قاچاقچیان  و هم درباره قربانیان قاچاق صادق است. به این ترتیب مشاهده می شود که عده ای از مرزنشینان به دلیل نبود مشاغل مولد به سوی کارهای واسطه ای و قاچاق گرایش پیدا می کنندکه با سیاست گذاری های مطلوب به منظور ایجاد اشتغال مولد در مناطق مرزی کشور، می توان با این پدیده شوم مبارزه کرد.قاچاقچیان انسان نسبت به قاچاقچیان مواد مخدر و دیگر انواع قاچاق، کمتر احساس خطر می کنند، زیرا در صورت شناسایی و دستگیری باندهای قاچاق انسان، متقاعد کردن قربانیان به ارائه شهادت علیه این باندها، بسیار دشوار است آنها اغلب به سبب ترس از انتقام گیری قاچاقچیان و باند آنها، از اعضای خانواده خود و فقدان حمایت های لازم از شاهدان حاضر، شهادت در دادگاه نیستند. این برده های مدرن در محل اقامت خود هیچ وسیله دفاعی ندارند و هیچ نهاد رسمی از آنها پششتیبانین ی کند، در نتیجه همه همه سرنوشت آنان ذر باندهای فساد مافیایی انسان است، که در صورت هر نوع مقاومت، به بدترین سرنوشت مبتلا خواهند شد.وجود مسائل و مشکلات درونی و تصویر غلطی که زنان در جامعه از خود دارند، جنس ضعیف، موجودی انفعالی و عامل ارضای غرایز جنسی، معرفی می شود.

جدایی جوانان از کانون خانواده

یکی دیگر از چوبه های دشمنی تلاش برای جدایی جوانان از کانون خانواده است خصوصاً دختران، زیرا با جدایی آنان از خانواده اوضای عاطفی صورت نمی کگیرد و آسیب پذیر و آمادگی برای القاعات بیگانه دو چندان می شود.

در اجتماعی که امکان عیاشی و ارضاء غرایز جنسی به طرق نامشروغ در اختیار جوانان قرار گیرد  و به راحتی تمایلات شهوترانی خود را اشباع کنند هیچگاه تن به ازدواج قانونی نخواهند داد.

صرف نظر از علل کلی بروز آسیب ها و اغرافات اجتماعی (فقر بیکاری و بالا رفتن سن ازدواج) و نیز افزایش سطح فعالیت های شبکه های سازمان یافته قاچاق زنان (که به ویژه تحت تاثیر فرایند جهانی افزایش ارتباطات و گسترش بازارها و اماکن پولشویی و افزایش تقاضای موثربرای فشاردر کشور های مصرف کننده می باشد) در باره علل خاص می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

1- فعالیت مستمر شبکه ای شناسایی، جذب و انتقال دختران و زنان مستعد در داخل کشور و توانای آنها در تحریک و انتقال داوطلبانه یا غیر داوطلبانه اشخاص را از طریق اغوا (اجبار یا زور) برای هتک ناموس و ایجاد زمینه برای بهره برداری و سوء استفاده جنسی (به بهانه مهاجرتو...)

2- عدم برخورد جدی قضایی ونبود قوانین منسجم و کارآمد برای برخورد با قاچاقچیان .

3- وجود تقاضای موثر در میان شیوخ و مرفهین امارات و جهانگردی و تمهیدات مقامات اماراتی برای جذب گردشگر نیز در سکوت آنان در خصوص در خصوص قاچاق انسان به این منطقه         بی تاثیر نمی باشد .

حجم مراودات جمهوری اسلامی ایران با دبی و سیاست های اجتماعی داخلی بستر مناسب برای ایجاد روند قاچاق را به وجود آورده است .

و پیشترفت های چشمگیر اقتصادی دبی و افزایش جایگاه تجاری دبی در منطقه موجب رشد سریع تعاملات ایران با دبی شده وحدود 60% واردات ایران از دبی صورت میگیرد مسافرتها و خرید های خارجی موسسات صنایع و شرکتهای خصوصی ایرانیان نیز اکثرأ در دبی می باشد. در ماه بیش از یکصد هزار نفر ایرانی برای تجارت، خرید،کار، سیاحت، ویا ترانزیت به دبی می روند

علاوه بر پاره ای تغییرات و تحولات فرهنگی اجتماعی مانند فقر پایین بودن درآمد سرانه، مشکل اشتغال، قوانین خانواده و... علت وزمینه ساختاری دیگری که به شرایط درونی کشور باز                   می گردد. افزایش حوادث جنایی (که ماهیت و منشا جنبی دارند) و نیز الگو یورابط جنسی و تشدید روابط ناسالم نامشروع و غیر فانونی و رشد ایدز و نهایتا تضعیف تدریجی بنیانهای خانواده. ناكافي بودن قوانين موجود، نگاه مرد سالانه، اعمال تبعيض جنسيتي، بي تفاوتي در قبال مسايل جنسيتي، عدم اطلاع رساني و آگاه سازي عمومي، فقدان امكانات مشاوره اي، جدي نگرفتن طرح هاي سلامت و صيانت و حاكميت فضاي رودربايستي و انفعال در برابر اين طرح ها (كه خود ناشي از شدت گيري جريانات فمينيستي، مذهبي و غير مذهبي در كشورمان است) عدم ارائه تعريف دقيق از چارچوب روابط سالم و ناسالم دختر و پسر (زن و مرد) همگي در شرتيط فعلي مؤثرند به اين معني كه عدم سياستگذاري شفافع منسجم و به روز باعث شده مكانيسم هاي عرضع و تقاضا براي امور جنسي كه مي تواند در داخل (با نظارت نهادهاي حكومتي و مدني و با رعايت حدود شرعي و عرضي و نيز حفظ شأن و جايگاه و موقعيت فرهنگي و سياسي كشورمان محقق شود به خارج از كشور منتقل گردد.

مي توان در ادامه به عللي اشاره كرد كه از تربيت خانوادگي نشأت گرفته به عبارت ديگري آسيب هايي است كه از خانواده به شخص منتقل و ممكن است باعث انحراف او گردد.

1- ضعف ورهايي ديني و مذهبي والدين

2- الگو پذيري فرزندان از والدين كم توجه و بي توجه

3- عدم دقت و اهتمام والدين در ايجاد عادت ها و رفتارهاي مذهبي

4- وجود رفاه زدگي و افزون طلبي مادي

5- عدم هماهنگي بين گفتار و عمل والدين

6- به كارگيري شيوه آمرانه همراه با تحكم

7- تعارض بين آموزش ها، القائات خانواده مدرسه و اجتماع

8- خانواده هاي بي بندو بار

9- همباز نبودن آهنگ ترتيبي مدرسه و خانه

10- ضعف در متجلي ساختن زيبايي هاي فرهنگ غني اسلام

11- وجود انحراف اخلاقي و رفتاري در بين برخي از دانش آموزان و تأثير گذاري قوي

12- بخش گسترده نوارها و عكس هاي مبتذل و مهيج و شهوت انگيز

13- فقدان جديت پيگيري از برنامه ريزي هاي فرهنگي

14- نبود هويت ملي در برخي از زنان كه خود باعث مي شود عِرق ملي نداشته و خروج را امري بد ندانند.

مي توان يادآور شد كه هدف اين شبكه ها از اشاعه فرهنگ فحشا لگدكوب كردن شخصيت والايزن و قرار دادن او به عنوان كالاي مصرفي و بي قيد و بندي بي تفاوتي يعني جوانان كشور نسبت به مسائل كشود و يا به عبارت ديگر كاهش عِرق ملي است.

 

 


بخش نهم

شیوه های مقابله

با توجه به فقدان اطلاعات و آمار رسمی در این زمینه (چرا از سوی دولت امارات سازمانهای بین المللی ویا نمایندگان سیاسی کشورمان ) ارائه برآورد دقیق میسر می یاشد با توجه به میزان حضور کم ایرانيان مقیم و آنهایی که روزانه به آنجا سفر می کنند ولی همین میزان حضور زنان ایرانی خود نمودی از قاچاق انسان است.

در خصوص این عده دخترانی هستند که با میل و رغبت و با هدف کسب درآمد به دبی رفته اند و بخشی از آنها نیز به زور و اغفال توسط دلالان حرفه ای (که عمدتا ایرانی هستند) به این منطقه منتقل و مجبور به خود فروشی در دیسکو ها ، هتلها و رستورانهای ایرانی شده اند .

ارائه معضل هرچند به مقدار اندک، نیاز به کارشناسی دارد که شیوه های مورد استفاده در سه بخش معمول سازی، محدود سازی و وممنوع سازی بیان میگردد و در بخش و در بخش بعدی به صورت پیشنهاد مواردی مطرح می گردد .

الف ) مصون سازی :

1- وزارت امور خارجه مراودات سیاسی خود بین کشورهای مورد بحث تعامل بیشتر در زمینه جلوگیری از مسائل سوءاخلاقی ایجاد نماید.

2-  وزارت طلاعات و سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران به پشتیبانی اطلاعاتی ناجا پرداخته و کلیه افرادی را که به صورت باندی در خارج از کشور در امر اساعه فحشا ، قاچاق زنان و دختران فعالیت دارند را شناسایی و مشخصات آنان را اعلام کند تا اقدام بایسته به عمل آید.

3- تأمین بودجه خاص در جهت مقابله، پیشگیری و مبارزه جدی با قاچاق و ترانزیت زنان و دختران.

4- ترسیم شخصیت و منزلت واقعی زنان

5- ایجاد تنفر و انزجار نسبت به بد آموزی ها و موارد فساداخلاقی موجود در فرهنگ غرب

6- تقویت مالی و معنوی امور تربیتی و انجمنهای اسلامی مدارس ونهاد های ذیر مربوط

7- ایجاد مراقبت و نظلرت همگانی در جامعه

ب) محدود سازی :

1- شناسایی اماکن جذب و نشان زنان و دختران

2- شناسایی و برخورد مقتدرانه و اعمال کنترل در مبادي ورودی و خروجی و همکارای بین المللی

3- اصلاح قوانین جزایی به منظور بالا بردن هزینه جرم در خصوص قاچاقچیان و عاملین تراتزیت دختران و زنان

4- وزارت کشور با ایجاد تعامل و همکاری بین سازمانها و ارگانهای ذیر مربوط کنترل و نظارت بیشتری را با انعقاد پروتکلهای لازم در تردد اتباع کشور های آلوده اعمال تا در صورت مشاهده هر گونه تخلف از سوی اتباع مذکور ضمن ممانعت از ورود انان ، مراقبت را به کشور متبوعه منعکس نمایند

ج) ممنوع سازی :

1- تعیین قاضی ویژه با اختیارات لازم جهت برخورد قاطع با اعضاء اصلی شبکه و باندهای تجارت زنان و دختران

2- اعزام تیم تخصصی از کارشناسان مجرب اداره کل مبارزه با مفساد اجتماعی ومبادي مربوط  به کشورهای هدف به منظور بررسی وضعیت و شناسایی عوامل فعال در زمینه قاچاق زنان و دختران


پی نویسی :

1- بولتن موجود در اداره کل مبارزه با فساد اجتماعی- نگرش اختصاری به تجارت زنان و دختران توسط فرحناز

2- بولتن موجود در اداره کل مبارزه با فساد اجتماعی -تجارت زنان -82

3- بولتن موجود در اداره کل مبارزه با فساد اجتماعی - شبکه های فساد و تاثیرات ناشی از فعالیت های عناصر فاسد در جامعه

4- بولتن موجود در اداره کل مبارزه با فساد اجتماعی -کشف و انهدام شبکه انتقال زنان و دختران جوان به کشور امارات متحده عربی -82

5- بولتن موجود در اداره کل  پلیس بین الملل قاچاق زنان به ایالت متحده نمودی معاصر از بردگی و جرایم سازمان یافته

6- بولتن موجود در اداره کل مبارزه با فساد اجتماعی وضعیت اقدامات انجام شده پیرامون قاچاق و ترانزیت دختران و زنان ایرانی به خارج از کشور -82

7، 8، 9- اخلاق اسلامی احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی دفتر نشر نشر معارف قم 1381.

10- سوره نور-آیه 33

11- نهج البلاغه کلمات قصار 68

 

 

 

 

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1393 ساعت: 16:45 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

ليست صفحات

تعداد صفحات : 792

شبکه اجتماعی ما

   
     

موضوعات

پيوندهاي روزانه

تبلیغات در سایت

پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید :

فرم های  ارزشیابی معلمان ۱۴۰۲

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام فایل را به شماره همراه   09159886819  در تلگرام ، شاد ، ایتا و یا واتساپ ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل برای شما  فرستاده می شود .

درباره ما

آدرس خراسان شمالی - اسفراین - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 12000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , طرح درس