آموزش در زمان هخامنشیان

منو



http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/Untitled-3.jpg

http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/ertegha.jpg


پشتیبانی با اسمس و
تلگرام
09159886819
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

شبکه اجتماعی ما


ایسنتاگرام سایت علمی و پژوهشی آسمان

موضوعات

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

امکانات جانبی

حمایت از ما

راهنمای سایت

1- با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید آنلاین و یا کارت به کارت بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید.شماره های پشتیبانی : 09159886819 و   تلگرام : 09159886819 و @dabiryar  و   09338737025  پشتیبانی سایت : صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید و بعد از پرداخت آنلاین وارد صفحه دانلود فایل می شوید .همچنین غیر از اینکه به صورت مستقیم فایل را دریافت می نمائید . لینک دانلود به ایمیل شما نیز فرستاده می شود .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل asemankafinet@gmail.com را بنویسید.

4- توجه : بعد از خرید و دریافت فایل ورد اگر در هنگام بازشدن فایل ورد نوار زرد رنگ با عنوان enable editing بالای ورد  ظاهر شد روی آن کلیک کنید تا فایل ویرایش شود

http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/rahnemaonline.jpghttp://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/kart.jpg

لیست گزارش تخصصی ها      لیست اقدام پژوهی ها          لیست تجربیات ارتقای شغلی

توجه

درصورت هرگونه مشکل بعد از خرید آنلاین به شماره 09159886819 با اسمس و یا تلگرام پیام بدهید.باتشکر صارمی

آموزش در زمان هخامنشیان

بازدید: 13

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع :

آموزش در زمان هخامنشیان

درس :

استاد گرامی :

دانشجو :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه:3

تعلیم وتربیت در دوره هخامنشیان. 4

ب: کوروش فرمانروای خوب و مربی ناشایست.. 9

ج: سنین و مراحل مختلف  تربیت.. 10

د: ورزش و اخلاق در عصر پارسیان. 11

ه : قوانین پارسیان در قلمرو تعلیم وتربیت.. 11

و : رازنگه داری کلید مسئولیت.. 12

در روزگار هخامنشی مردم ایران بر پنج طبقه به شرح زیر تقسیم می شدند. 13

. سازمان آموزش و پرورش در زمان هخامنشیان. 13

. آموزش و پرورش طبقاتی در دوره‌‌ی هخامنشیان. 14

اهداف آموزش وپرورش در دوره هخامنشیان. 14

اهداف مربیان در دوره هخامنشیان. 15

زمان وطول مدت آموزش وپرورش در دوره هخامنشیان. 15

.آموزش شاهزادگان. 15

آموزش دختران. 16

اقوام بدوی.. 17

نتیجه. 17

منبع:18

 

مقدمه:

 پیشینه  درخشان تمدن ایران گویای وجود تشکیلات آموزشی درجوامع ایران باستان است که به کمک آن می توانستند به فرزندان خودعلوم وفنون را آموزش دهند. از آن جا که هر گونه تغییر وتحول سیاسی و نظامی تاثیراتی را درآموزش و پرورش به جا می گذارد، لذا تحولات سیاسی، نظامی و فرهنگی گسترده ای که درطول تاریخ باستان روی داده  است ، طبعا بر نظام آمزش و پرورش تاثیراتی داشته است.

پژوهشگران، ایران باستان را ازعلاقه مندترین مدم دنیای کهن به قانون و رعایت آن می دانند. قوانین درکوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده به اجرا در می آمده و برای هر یک از افراد خانواده تکلیفی معین می کرده و همه  ملزم به اجرای  آن بوده اند.

" آدلف راپ"  ایران شناس معروف می نویسد: " آن چه در تاریخ ایران باستان بیش از هرچیز جلب توجه می کندو روح معنوی  ایرانیان را درزندگی اجتماعی آنان مجسم می کند، شیوه ی تعلیم وتربیت ((training and upbringingآنان بوده است.این تعلیم وتربیت از بدو تولد درروحیه ی جوانان ایرانی منشا احساسات و عواطف سودمند و نیکی شده،آنان را درهرکار به مسیر راستی و ترقی راهنمایی می کرده است. به گونه ای تحسین برانگیزقوای جسمی و روحی آنان را آماده کارو پذیرش سختی ها ساخته  که در سایه ی آن ایرانیان پیوسته می توانستند جامعه ی صحیح و سالمی داشته باشند و فرزندان ایران نیز به این ترتیب آماده بودند تا خدمات شایان توجه و وظایف اصیل خود را نسبت به ملت و میهن عزیز خویش ارائه دهند..."

 در دوره هخامنشیان، تعلیم و تربیت در خانواده، آتشکده و آموزشگاه درباری صورت میگرفت گرفت و دوران تحصیل از سنین ۵تا ۷ سالگی آغاز می شد. در چنین سنی کودک مرحله اول آموزش را در محیط خانواده(Family environment) پشت سر می گذاشت و برای ورود به مدرسه(School )و دوره های آموزش همگانی(Public Education )آماده می شد.

برای زمان تحصیل و طول مدت آموزش در ایران قدیم می توان سه مرحله متفاوت قایل شد که به نسبت رشد قوای جسمانی، ذهنی، روحیات و خصایص ملی، اهداف و نیازهای اجتماعیsocial) (متغیر بوده است 
 مرحله اول، یعنی آموزش خانوادگی که طی آن مهمترین و اساسی ترین شالوده تربیت و آموزش ایجاد می شد و مادر وظیفه سنگینی به عهده داشت.

مرحله دوم، آموزش عمومی بود که از ۷سالگی آغاز و تا ۱۴و۱۵سالگی ادامه می یافت.

مرحله سوم، آموزش اختصاصی بود که با بلوغ و رشد هیجانات در فرد مصادف بود. در این مرحله، استعدادها شناسایی و با توجه به استعداد فرد رشته های تخصصی به او آموزش داده می شد.

در روزگار زرتشت و هخامنشیان تا اواخر دوره ساسانیان، ، یعنی روحانیون زرتشتی)موبد)، وظیفه تعلیم و تربیت را بر عهده داشتند و کلیه آموزشگاه ها بر مبنای اصول و تعالیم زرتشت اداره می شد.

دانش آموزان به سه گروه تقسیم می شدند :

۱)دانش آموزان خاص : که شامل شاهزادگان و بزرگزادگان بودند و به آنان علوم سیاسی، جنگی و کشور داری آموخته می شد.

۲)دانش آموزان حرفه ای : که شامل فرزندان مغان، هیربدان، موبدان(روحانیان زرتشتی)، پیشه وران، اصناف و صنعتگران بودند که شغل، فن و حرفه پدر را به آنان می آموختند.

۳)دانش آموزان عمومی : که فرزندان معلمان ، کارمندان درباری و بازرگانان را شامل می شدند و به آنان امور فرهنگی و اداری و اقتصادی آموزش داده می شد.

        دانش آموزان به دو دسته پسران و دختران تقسیم می شدند. دختران معمولاً مطالب نظری، هنری و خانه داری می آموختند، ولی غالباً سوارکاری، تیراندازی و چوگان به آنان آموخته می شد. در دوره هخامنشیان به دستور داریوش دانشگاه هایی برای آموزش علوم مختلف تاسیس شد. این دانشگاه ها، مراکز دینی زرتشتی و سایر ادیان را نیز در بر می گرفتند. مرکز علمی " بیت اردشیر" که ریاست آن به عهده مغ های ایرانی از طرفداران مذهب نسطوری (ترسایی) بود، از جمله آنهاست. با وجود این، دانشگاه به معنی واقعی خود از گندی شاپور آغاز شد که جلوتر به آن خواهیم پرداخت.

تعلیم وتربیت در دوره هخامنشیان

برای مطالعه درباره آموزش و پرورش در ایران باستان در درجه اول روایات و گزارشهای مورخان یونانی،اسناد مصریان و بابلیان سودمند به نظر می رسد.چون از خود شاهان هخامنشی سند و اسنادی از این دست باقی نمانده و از خلال کتیبه ها نیز در زمینه این موضوع چیزی عاید پژوهشگران نمی شود،لذا باتوجه به اصول کلی متدوال در نزد آریایی ها و اقوام و ملل آریایی می توان تصویر متعارفی از نظام تعلیم و تربیت در ایران عصر هخامنشی دست یافت.کتیبه ها و الواح عصر هخامنشی و آثار باستانی مانند کاخ ها و سایر بناها طبعا راه گشا در این زمینه هستند،ولی به نحوی که در شیوه های پژوهشی علمی متداول است،پاسخگو نیستند.سابقه بس کهن تمدن ایران بیانگر حاکمیت تشکیلات آموزشی بر جوامع ایران قدیم بوده است که به کمک آن می توان فرزندان خود را به فراگرفتن علوم و فنون وادار نمایند.تحولات سیاسی،نظامی و فرهنگی گسترده ای که در طول تاریخ ایران باستان روی داده است،طبعا بر نظام آموزش و پرورش تاثیر داشته و تغییرات قابل ملاحظه ای را در سازمانهای علمی و تربیتی ایران باستان موجب شده است.

پژوهشگران، ایرانیان باستان را از علاقه مند ترین مردم جهان قدیم به قانون و رعایت آن می دانند.قوانین در کوچکترین بنیادهای اجتماعی ((socialایران باستان به اجرا در می آمده است.

نظام خانواده در عهد قدیم ایران آنگونه که از خلال منابع تاریخی(epochal (و فرهنگی(( cultural ایرانیان استنباط می  شود،خود تابع ضوابط و قوانین بسیار محکم و قاطعی بوده است که برای فرد فرد افراد خانواده تکلیفی معین کرده و همه ملزم به اجرای آن بوده اند.

آدلف راپ (  ( Adolph Rapایران شناس معروف در این باره می گوید:"آنچه در تاریخ ایران پیش از هر چیز جلب توجه می کند و روح معنوی ایرانیان را در زندگی اجتماعی آنان مجسم می کند،شیوه تعلیم و تربیت آنان بوده است-این تعلیم و تربیت از بدو طفولیت در روحیه جوانان ایرانی منشا احساسات و عواطف سودمند و نیکی شده،آنان را در هر کار به مسیر راستی و ترقی راهنمایی می کرده است و به گونه ای تحسین برانگیز قوای جسمانی(Physical) و روحی (Mental )آنان را آماده کار و پذیرش  سختی ها ساخته که در سایه آن ایرانیان پیوسته می توانستند جامعه صحیح و سالمی داشته باشند.

خوی سلحشوری و دشمن ستیزی ایرانیان نمونه بارزی از بازدهی این چنین شیوه ای در امر آموزش و پرورش ایرانیان بوده است.تاثیر گذاری شیوه های تربیتی اقوام و ملل دیگر بر ایرانیان قابل انکار نیست،ولی ویژگیهای نظام تربیتی ایرانیان پیوسته خدشه ناپذیر مانده است.بی تردید ملاک پژوهش(research) درباره نظام آموزش و پرورش در هر تمدنی (Civilization )، اطلاعات درباره اوضاع جغرافیایی ، اقلیمی،اقتصادی و فرهنگی (( culturalآن تمدن و سرزمین است.از دیگر شرایط لازم برای انجام چنین پژوهشی داشتن آگاهی درستی درباره نظام حکومتی،سازمانهای اجتماعی و شیوه تولید در یک جامعه است.هرکدام از دو واژه مورد تعریفی"آموزش  و"پرورش"مفاهیم و قلمروگسترده ای در تاریخ علوم انسانی دارند.با بهره گیری از مطالبی در خلال منابع فرهنگی و اجتماعی ایران باستان مانند اندرز نامه ها،کارنامه هاومانند آن می توان به اهمیت این دو اصل مهم و شیوه ها و توصیه های اندیشمندان،آموزگاران در تحقق هدف آموزش و پرورش راحتر پی برد.آریایی ها در بدو ورودشان به ایران دو نشانه مشخص داشتند و درتاریخ تاکنون به نام آنها ثبت شده است یکی اسب و دیگری فلز. در نزد آریایی ها سوارکاری و تیراندازی بدیهی ترین هنری بود که آنان به فرزندان خود می آموختند.این ویژگی به مادها نیز به ارث رسید و به دنبال آنها به هخامنشیان و سایر سلسله های ایرانی پیش از اسلام.مادها از شیوه های جنگیدن و فنون رزمی سکایی نیز بهره وافری داشتند. یونانیان گزارش کرده اند که پارسیان(هخامنشیان) از آغاز سنین نوجوانی،نظم،بی باکی و شهامت را می آموختند و می اندوختند.

ایرانیان قدیم پیوسته از خدایانشان فرزندان سالم آرزو می کردند که هوشیار،وظیفه شناس، وطن پرست و راستین باشند.

گزنفون مورخ یونانی که در اثر خود به نام "کوروپدی"،"سیروپدی" درباره تعلیم و تربیت کوروش سخن گفته است،روایت می کندکه" کوروش بر اساس شیوه زندگی و اخلاق پارسیان پرورش یافته است.این شیوه به سود همه مردم پیش بینی شده بودند.در حالی که در بسیاری از سرزمینها،تربیت خیلی جدی تلقی نمیشد،پارسیان لحظه ای از تربیت فرزندانشان غفلت نمی کردند"

گزنفون بر این باور است که عادات و آداب و سنن و قوانین تربیتی پارسیان بسیار سخت گیرانه بوده و فرزندان را از همان اوان کودکی از ارتکاب اعمال خلاف بر حذر می داشتند.

پارسیان برای تربیت نوجوانان خود مکانی به نام"الوتیرا-Eleuthra " که از نظر لغوی به معنای "خانه اشراف،نجبا و آزادگان" است داشته و این مکان در جوار کاخ شاهی و نزدیک بناهای دولتی قرار دارد. "الویترا" به معنای "خانه آزاد" نیز آمده است.

افلاطونگفته است که تربیت کودکان مادی وپارسی،یا به سخن دیگر کودکان درباری،وظیفه دانایان و روشن اندیشان،معلمان دربار و بانوان درباری بود که ویژه این کار در نظر گرفته شده اند.  


هخامنشیان، در روش تدریس، به جنبه های علمی آموزش (
 Science Education) توجه زیادی داشتند و در موقع یاد دادن درس،  هرگاه لازم می شد، معلم می توانست شاگرد را تنبیه کند، اما سعی می شد که تنبیه متناسب با خطایی باشد که از شاگردسر زده است و شاگرد نیز باید معترف به گناه خود باشد و علت تنبیه خود را بداند که بار دیگر مرتکب آن نشود. تنبیه ها نیز جنبه آموزشی داشته است و حتی المقدور از تنتیه بدنی خودداری می کرده اند. در تنبیه بعضی منافع اجتماعی را ملحوظ می داشتند، مثلا کسی که بر حیوانات تعدی می کرد تنبیهش این بود که ده هزار حشره موذی در کشتزار را بکشد و گاه مجرمین را وادار می کردند که نسبت به خانواده ای که مرتکب جرم شده اند اگر بی سوادی در میان آن ها بود او را باسواد کنند. در دوره هخامنشی، پیرامون کاخ شاهی، آموزشگاه هایی برای تعلیم نوجوانان وجود داشته است و آموزگاران کارآزموده آنان را برای کارهای گوناگون دولتی مهیا می کردند. حکمت می نویسد : « اولین و ابتدایی ترین محل دانش آموزی به طور عام خانه بوده است و عهده دار آموزش وپرورش پدر و مادر بوده اند و به مرور پا به پای تشکیل اجتماع و تمرکز خانواده ها، مکان آموزش به خانه مربی انتقال یافت که می توان آن را از نخستین محل تدریس گروهی یا مکتب به حساب آورد. » با رواج دین زرتشت، آتشکده برای آموزش مورد استفاده قرار گرفت. در زمان هخامنشیان با توسعه صنایع حرفه های گوناگون و سازمان های اداری، نیاز مبرمی به نیروی انسانی متخصص و کارآمد به وجود آمد و تشکیلات مذهبی و آتشکده ها (محل عبادت روحانیون زرتشتی) پاسخگوی نیازها بود که سوای آموزش دینی (Religious Education ) برای سایر علوم، محل جداگانه  ای تاسیس کرد و این اولین گام برای مدارس رسمی  بود.

هدف اول برای این بود که روح خودکامی و خودخواهی خرد سالان به همگامی و همکاری با سایر اعضای ایرانی مبدل شود و کودکان با حقوق خود و حقوق دیگران آشنا شوند و به آن ها احترام بگذارند، آداب و آیین ملی (Regulations National Vadab )را  بشناسند و افتخارات قومی و نژادی را گرامی بدارند. چنانچه از بعضی مدارک استنباط می شود، ایرانیان دوره هخامنشی در هدف دوم در ضمن پرورش کودکان و نوجوانان، رعایت ویژگی های فرد را نیز کرده اند و نه تنها به پرورش این ویژگی پرداخته اند، بلکه علاوه بر آموزش رسمی و عمومی چیزهایی نیز می آموختند که اوقات بیکاری کودکان و نوجوانان را پرکند. منظور از هدف سوم این بوده است که بیشتر افراد خانواده های برجسته را برای خدمت های لشکری و کشوری آماده کنند و نوع و سبکی که به کار می بردند برای ثبات اجتماعی و بهتر کردن اوضاع بوده است. برای تربیت طبقات پایین از طرف دولت اقدامی نشده و صنعت و پیشه هر صنفی از طرف پدر به پسر و استاد به شاگرد آموخته می شد. سرپرستی و تربیت روحانیان نیز با خود آن ها بوده است. علی رضا حکمت در کتاب آموزش و پرورش ایُران باستان « صفحه 134 »به نقل از راوندی می نویسد : در ایران باستان هرکس برای کاری معین تربیت می شد و آموزش های لازم را در آن زمینه فرا می گرفت که این امر به ایجاد تخصص ها و پیدایش متخصص ( کمک می کرده است و همین رویه آموزش را، نیاکان، تا آخر دوره سامانیان همواره رعایت کرده اند.

 

هخامنشیان درروش تدریس به جنبه های علمی آموزش توجه زیادی داشتند.

دردوره ی هخامنشی پیرامون کاخ شاهی آموزشگاههایی برای تعلیم نوجوانان وجودداشته است وآموزگاران کارآزموده آنان رابرای کارهای گوناگون دولتی مهیا می کردند.آموزشگاه درباری مخصوص شاهزادگان وپسران نجبا واشراف واعیان بود درمیدانی قرار داشت که کاخهای سلطنتی وابنیه ی دولتی برپا وازبازاروجای دادوستددوربودتادروغ ودشنام وتزویری که درآنجارایج است مایه ی تباهی کودکان نشود.کتابهای درسی اوستاوشرحهای آن بودومواددرسی شامل مسائل دینی وطب وحقوق می شد.

پسران طبقات پایین اجتماع دردسر درس خواندن نداشتندوتنها سه چیزرامی آموختند:اسب سواری تیراندازی وراستگویی.

تعلیمات عالی تاسن   20 یا24  سالگی ادامه می یافت وبه بعضی ازفرزندان اشراف تعلیمات مخصوصی می دادندکه برای فرماندهی  استانهاوتصدی مشاغل دولتی مهیا شوندولی آنچه برای همه مشترک بودفراگرفتن فنون جنگ بود.

درزمان هخامنشیان باتوسعه ی صنایع حرفه های گوناگون وسازمانهای اداری نیازمبرمی به نیروی انسانی متخصص وکارآمدبه وجودآمدوتشکیلات مذهبی وآتشکده پاسخگوی نیازها نبودبنابراین سوای آموزش دینی برای سایرعلوم محل جداگانه ای تاسیس کردواین اولین گام برای مدارس رسمی بود.

درایران باستان پیش ازآموختن الفباخواندن ونوشتن که برای همه ی کودکان ازهردسته وطبقه یکسان نبوددرمراحل بالاتربرحسب موقعیت اجتماعی خانواده های دانش آموزان رشته ی درسی وروش آموزش متفاوت می شد.فرزندان وصاحبان حرفه ها ومشاغل تحت آموزش وتربیت مربوط به طبقه ی خانواده ی خود قرارمی گرفتند.هرطبقه غالبا متون وحرفه ی طبقه ی خود رامی آموخت وبرای همان علومی که درخانواده های آنهامتمرکزبودآماده می شد.

درزمان هخامنشیان روش تعلیم وتربیت عملی بوده است برای احرازمسئولیت های اجتماعی درامورکشوری ولشکری .

به طورکلی درتعلیم وتربیت دنیای قدیم دوطریقه متداول بوده است یکی اینکه حدودبرنامه ومدت تحصیل رامعین کنندواولیای کودک را درپرورش فرزندوانتخاب آموزگارودستورتحصیل وروش آموختن آزادبگذارند.طریقه ی دیگراینست که دولت درتمام عوامل تربیت دخالت کندوازروی نقشه وتعهدعقایدخاصی را به کودکان القاءوعادات معینی رادرآنان ایجادکند


حکمت در « ص 369 » کتابش به نقل از کتاب یونانی ها و بربرها اثر استرابون       می نویسد : تعلیم و تربیت خاندان شاهی جایگاه مخصوصی به نام جایگاه آزادی دارد و آن جایگاه در کنار کاخ شاهی و بناهای دور از اماکن عمومی بود، برای این که سرو صدای کارهای روزانه و هیاهو و آشوبی که از آن نتیجه می شود، مایه پریشان شدن نظم لازم برای تعلیم و تربیت نشود. این جایگاه به چهار قسمت تقسیم می شد: اول قسمت کودکان، دوم نوجوانان، سوم مردان و چهارم کسانی که سن شان از مرحله ای که بتوانند سلاح بردارند تجاوز کرده است. شاگردان روی هم رفته روزی هشت ساعت درس می خواندند و تا زمان ساسانیان وضع آموزشگاه ها با کم و بیش تغییر به همین منوال بوده است. در زمان هخامنشیان ، علاوه بر دانشکده ای که برای تحصیل علم طب در ساییس مصر توسط داریوش احداث شد، چند دانشکده و مدرسه عالی مهم نیز در شهرهای پورسیا، آذربایگان و بلخ وجود داشته است

 الف: الوترا مکا نی برای پرورش فرزندان

یونانیان گزارش کرده اند که هخامنشیان از آغاز سنین نوجوانی نظم ، شجاعت، شهامت  و بی باکی را می آموختند. پارسیان همیشه از"رب النوع"( Paste types )هایشان فرزندان سالمی آرزو می کردند که هوشیار، وظیفه شناس، وطن پرست و  راستین باشد. ایرانیان باستان لحظه ای از تربیت فرزندان دلبندشان غفلت نمی نمودند. آنان برای  تربیت نوجوانان خود مکانی به نام " الوترا " مهیا می کردند.

به روایت " گزنفون " الوترا جایی است که ورود بازرگانان و سوداگران و سایر شهروندانی - که مشاغل آن ها موجب سروصدا، بی نظمی  و سلب آرامش (Disclaimer peace) دیگران بوده- به آن ممنوع بوده است.

الوترا  به چهارقلمرو تقسیم می شود:

 بخشی برای تربیت کودکان ، بخشی برای تربیت نوجوانان ، بخش سوم برای تربیت افراد بالغ، آخرین بخش ویژه مردانی که نمی توانند سلاح به دست گیرند.

"استرابون" (Astrabvn) می گوید: الوترا را دوازده نفر اداره می کردند که روسای این مکان تربیتی بودند و صلاحیت و  شایستگی آن را داشتند که پارسیان فرزندان خود را برای تربیت به آنان بسپارند. به موجب مقررات تربیتی پارسیان، همه واجد شرایط و متعلقان به این چهار بخش اعم از مربیان و یا تربیت شوندگان، باید در زمان پیش بینی شده در آن جا حضور داشته باشند.

 

ب: کوروش فرمانروای خوب و مربی ناشایست

"افلاطون"( Plato) گوید: پارسی ها بسیارعلاقه مند و شایسته بوند که بیاموزند و بدانند. وی کوروش را فرمانروای خوب می  داند ، فرمانروایی که در پی آن بود ممالک پهناورش را عادلانه و نیک و مطابق قانون داره کند  ولی مربی خوب وشایسته ای نبود.

وی در این باره می گوید: "کوروش در آغاز نوجوانی یک سرباز بود ، از این رو مجبور بود که  نگهداری و تربیت فرزندانش را به شاهزادگان و بانوان دربار بسپارد. این بانوان ، فرزندان شاه را در ناز و نعمت فراوان نگهداری می کردند  و به آنان یاد می دادند و می باوراندند  که  اینان

 - براساس تقدیرآسمان- فرزندان جهان پادشاه هستند و آن چه را که  برای خوشبخت بودنشان  مورد نیاز است ، دارا هستند. "

ج: سنین و مراحل مختلف  تربیت 

در عهد اصیل باستان برای  تربیت شوندگان مرزسنی دقیقی پیش بینی شده بود به این ترتیب:

1.کودکان: از طفولیت تا  ده سالگی  2. نوجوانان: تا  پانزده سالگی  3. جوانان : تا بیست سالگی

به نقل از "استرابون" وقتی پارسیان به  بیست و پنج سالگی می رسیدند به  سلک  مردان در می آمدند و وقتی به مرز پنجاهمین سال از زندگی خود می رسیدند جزء پیرمردان به شمارمی آمدند.

نوجوانان باید پیش از طلوع آفتاب برخیزند. با  نوای یک شیپورآنان را ازخواب بیدار نمایند و سپس از آنان درسی را که پیش تر به آن ها آموخته ، بپرسند. شاگردان باید با صدای بلند سخن بگویند و پاسخ دهند و به آنان بیاموزند که درموقع گرما  وسرما و هنگام خطرخویشتن دارباشند

و همچنین به آنان بیاموزند چگونه برسختی، گرسنگی و ناملایمات وحوادث فائق آیند.آن ها  هر روز پس ازتعلیمات، نان و شیرینی و عسل را به عنوان غذا می خوردند.

جریان امر تربیت(The Education )در عصر هخامنشیان مراحل متعددی داشته است:

1) تربیت از تولد تا هفت سالگی برعهده مادرشان بوده است . البته اشراف فرزندان خود را به مربیان با تجربه و آکاه می سپردند تا این کودکان بدون تاثیرعاطفه و علاقه ی مادری ، با  مسئولیت و کسب شجاعت و شهامت  پرورش( training )یابند.

2) مرحله دوم که از هفت سالگی تا سن بلوغ یعنی پانزده یا شانزده سالگی است، برای زندگی آینده راهنمایی می شوند تا شرایط مسئولیت پذیری را پیدا نمایند.در صورت برآمدن از عهدهی این مسئولیت نیز این نوجوانان مورد تشویق و تقدیر قرار می گرفتند.

 

د: ورزش و اخلاق در عصر پارسیان

تربیت جسمانی و پرورش روح پیوسته به موازات یکدیگر پیش می رفت. این جوانان سوارکاری ، تیراندازی، کوهنوردی،  پرورش اسب، چوگان بازی ، کشتی ، درخت کاری  و صیقل دادن سلاح برای شکار و جنگ را می آموختند. از اعم مسائلی که در خلال تربیت به جوانان آموخته می شد تقویت روحیه عدالت خواهی بود. در تربیت جوانان عصر هخامنشی آشنایی با قوانین و شیوه اجرای آن در شئونات مختلف جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. به جوانان پارسی می آموختند که  سخن راست بر زبان آورند و پاکدامن و منزه باشند. پدران وظیفه داشتند برای فرزندان خود داستان های حماسی و سودمند تعریف کنند. به طور کلی پدران و مادران ایران باستان به فرزندان پسر خود سه چیز را ازعمده ی وظایف خود می شمردند: اسب سواری، تیر اندازی و راستگویی...

به نقل از "گزنفون"  کودکان پارسی را در دادگاه حاضر می کردند تا به جریان محاکمات خاطیان گوش داده و به مفهوم راستی و دروغ و کارهای نیک و بد  آگاه شده و ازهمان طفولیت به تدریج با داد و دادگستری و کارهای قضایی آشنا شوند. همچنین به آنان خواص گیاهان را می فهماندند تا به کار گیرند. می کوشیدند تا جوانان را از سوداگری و معاملات بازاری دور نگه دارند و از دروغ ، دشنام و فریب و تزویر که قبلا در میان بعضی سوداکران رایج بوده ، برحذر دارند. پارسیان دروغ و سوگند به دروغ را بزرگترین عامل گمراهی انسان می شمردند. ننگین ترین عیب نزد آنان دروغ و شرم آورترین چیزقرض و بده کاری بود زیرا بر این باور بودند که شخص مقروض ناگزیر به دروغ می شود. بر اساس متون بازمانده از عصر هخامنشیان مواد درسی برای تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان " علوم دینی ، طبابت ، آیین دادگری ، معامله ، آیین سخنوری و خواندن و نوشتن " گزارش شده است .

ه : قوانین پارسیان در قلمرو تعلیم وتربیت

قوانین پارسیان در قلمرو آموزش و پرورش(Territory Education) در راستای سربلندی  جوانان و جامعه(Society) وضع می شده  است . کودکان را از همان آغاز طفولیت ازعمل بد و شرم آور باز می داشتند و خطاهایشان را علیرغم  سن کم با کیفر پاسخ می دادند. فرزندان طبقات پایین جامعه درقلمرو آموزش و پرورش تنها اسب سواری و تیر اندازی و راستگویی را می آموختند .

فراگیری فنون رزمی و دفاعی برای همه یکسان و الزامی بود. به فرزندان بعضی نجباء آموزشه های ویژه ای می دادند تا  بتوانند بعدا  تصدی مقام  فرماندهی در ارتش و مشاغل مهم نظامی و دولتی را به عهده گیرند.

 

و : رازنگه داری کلید مسئولیت

 از جمله امور مهم در امر تعلیم وتربیت جوانان " رازنگه داری و امانت داری"( Do you keep secrets Vamant) بوده است. از دیدگاه  ایرانیان باستان رازنگهداری از جایگاه ویژه ای بین مردم برخوردار بود . امانتداری  در کنار راستگویی از نخستین آموزه های زرتشت در کتاب مقدس اوستا (Avesta, the holy book) به شمار می آمد و نقطه ی مقابل آن سخن چینی نیز نزد آنان بدترین  خیانت بود که به شدت از آن دوری می کردند و سخت

 از آن برحذر بودند.

در باور پارسی ها(Community News) اگر کسی برایش دشوار است که رازنگه دار باشد،  نمی تواند هیچ نقش و  مسئولیت  بزرگی را درمیان  مشاغل دولتی عهده دار باشد زیرا  بر اساس آموزه های دینی آنان

" خاموشی از هر کاری آسان تر است".

 

کوروش بزرگ در سال 599 قبل از میلاد که به پادشاهی پارس رسید ظرف مدت بیست سال، کشور پهناور و با عظمتی به وجود آورد که از مغرب به مصر و دریای مدیترانه، از مشرق به رود سند و ازجنوب به خلیج فارس و دریای هند محدود بود. . او برای اداره کشور پهناور خود به ایجاد حکومت مرکزی مقتدر و مردانی مدبر نیازمند بود. برای داشتن چنین افرادی، شروع به تربیت اطفال شاهزادگان و طبقات ممتاز کرد و با تربیت آنان، مردان مسئول و مدیران مقتدر قسمت های مختلف مملکت را تامین کرد. این کار در ادوار بعد نیز ادامه یافت. به همین دلیل می توان گفت دولت ایران باستان، یکی از عوامل مهم تعلیم و تربیت ایرانیان به شمار می رفت. آموزش و پرورش در ایران دوره هخامنشی به سه بخش تقسیم می شد : اول تربیت اجتماعی، دوم تربیت شخصی، سوم تربیت شغلی و حرفه ای

تعلیم وتربیت درزمانهای مختلف درمحل های متفاوت انجام می شد.مثلا دردوره ی هخامنشیان درخانواده آتشکده وآموزشگاه درباری ودرزمان ساسانیان دبستان ودانشگاه هم برآن افزوده شد.زیرامی خواستندخدمت گزاران صدیق ولایقی برای اداره ی مملکت تربیت کنند تابتوانندازصفات این افرادبه نفع سلطه ی خوداستفاده کنند.

فرهنگ عهدهخامنشی وبعدفرهنگ ساسانی به رشدوتکامل افراداهمیت بسیارمی داده اندوشرط ارتقاء به مرحله ی بالاترواحرازشایستگی جهت قبول مسئولیت هاوبرخورداری ازامتیازات مرتبه ی بعدرامستلزم توفیق درمراتب قبلی می دانستند

 

در روزگار هخامنشی مردم ایران بر پنج طبقه به شرح زیر تقسیم می شدند

بزرگان 

مغان

کشاورزان

بازرگانان و پیشه وران

بردگان

از طبقة بزرگان هفت خانوادة پارسی در درجة اول بودند ومناصب لشکری و کشوری در دست آنان بود . مغان یا روحانیان از طوایف ششگانة ماد بودند که در دورة هخامنشی نیز اهمیت و اعتباری داشتند و اجرا کنندة مراسم مذهبی بشمار می رفتند

. سازمان آموزش و پرورش در زمان هخامنشیان


پدر و مادرها در خانه آداب معاشرت  و آیین زندگی را به فرزندان خود یاد می‌دادند و آنان که از وضع مالی بهتری برخوردار بودند، فرزندان خود را به آموزشگاه‌ها می‌فرستادند. آموزشگاه‌های درباری مخصوص شاهزادگان یا پسران اشراف و اعیان بود. این آموزشگاه‌ها برای دولت کارمند تهیه و تربیت می‌کرند

. آموزش و پرورش طبقاتی در دوره‌‌ی هخامنشیان


در ایران باستان پیش از آموختن الفبا، خواندن و نوشتن، برای همه کودکان از هر دسته و طبقه یکسان نبود، در مراحل بالاتر بر حسب موقعیت اجتماعی خانواده‌های دانش‌آموزان، رشته‌ی درسی و روش آوزش متفوت می‌شد.

فرزندان و صاحبان حرفه مشاغل تحت آوزش و تربیت مربوط به طیقه‌’ خانواده خود قرار می‌گرفتند. هر طبقه غالبا متون و حرفه‌ی طبقه‌ی خود را می‌آموخت و برای همان علومی که در خاواده‌های آن‌ها متمرکز بود آماده می‌شد. همان‌طور که قبلا گفنه شد، در ایران باستان دانش‌آموزان به سه دسته تقسیم می‌شدند: دانش‌آموزان خاص، دانش‌آموزان حرفه‌ای و دانش‌آموزان عمومی 
 روش تعلیم و تربیت در زمان هخامنشیان روش عملی بوده است.

 

برنامه  پرورش دینی و اخلاقی تربیت عمده اطفال بود که مسولیت آن‌را معلمان « فرهنگیان و اندرزبدان » عهده دار بودند و می‌بایست واعظ و اهل تقوی باشند و امور تعلیم و تربیت تحت نظر موبد موبدان بود. 
 .

 اهداف آموزش وپرورش در دوره هخامنشیان

 

در ایران باستان منظور عمده ی تربیت این بود که کودک را عضو مفید جامعه بار آورند.این معنا از نیایشی که می کردند استنباط می شود.در یسنا آمده است که (ای اهورامزدابه من فرزندی اعطافرماکه ازعهده ی انجام وظیفه نسبت به خانه ی من ومملکت من برآیدوپادشاه دادگرمرایاری کند.)

منظورازآموزش وپرورش دراین تاریخ طولانی کاملا شبیه نبوده است بلکه تابع اوضاع سیاسی اجتماعی زمان بوده ولی به طورکلی می توان گفت درتمام اعصاراین اهداف درصدراهمیت بوده ند:

1-هدف دینی واخلاقی:ایمان.تزکیه ی نفس.وجدان که تحت تعالیم زرتشت وشعارپندارنیک کردارنیک گفتارنیک جامه ی عمل می پوشند.

2-هدف نیرومندی وبهداشتی.جوانمردی .راستی .پاکدلی .پاک تنی وتندرستی.

3-هدف جنگی :نگهداری مرزوبوم.حفظ آرامش ودفاع دربرابر دشمنان

4-هدف اقتصادی:تهیه ی نان .رفاه وآسایش مردم.حفظ خانواده وتوسعه ی صنعت وحرفه هایی ازقبیل کشاورزی .آبیاری .دام داری .بازرگانی وپیشه گری.

5-هدف سیاسی:روابط عمومی (امنیت وکشورداری).روابط خارجی (آشتی ودوستی باهمسایگان)

                                                                                                             اهداف مربیان در دوره هخامنشیان

اهمام مربیان دردوره هخامنش به دومنظوراساسی معطوف بود:یکی ابقای تمدن واندوخته های معنوی خودویکی روبرو شدن باتغییراتی که درآن زمان کم وبیش رخ می داده است .بنابراین محتاج به تعلیم وتربیت نورستگان وجوانان خودبودند.

 

زمان وطول مدت آموزش وپرورش در دوره هخامنشیان

برای زمان وطول مدت آموزش درهخامنش می توان سه مرحله ی متفاوت قائل شدکه به نسبت رشدقوای جسمانی ودفاعی ونیز باتوجه به روحیات وخصایص ملی واهداف ونیازهای اجتماعی متغیربوده است

 

.آموزش شاهزادگان

آموزش وارث تاج وتخت توسط چهارتن انجام می گرفت ،واینان "استادان شاهی "  نام داشتند وهریک ماده ای را  درس می دهند :

مغ (موبد ):علوم فقه و ذین را  درس می دهد و ریئس استادان نیز هست.

هیربد :مذهب را آموزش می دهد.

فرزانه ی فرزانگان :اخلاق و اعتدال  و تسلط بر نفس را تعلیم می دهد

گرانمایه گرانمایگان :ورزش ،اسب سواری و فن جنگ را می آموزد    

 

آموزش دختران

در کتاب مقدس ایرانیان هیچعبارتی را نمی توان یافت که از حقانیت دختران سخن بگوبد و ایرانیان هیچ دلیل اجتماعی یا مذهبی نداشتند که پسران را  بر دختران ترجیح دهد زیرا که وجود هر دو برایشان ب ه یک اندازه سودمند بود.

دختران علاوه بر آموزش های مقدماتی ،ادبیات ،موسیقی و تحصیلات عالی را نیز پا به پای پسران فرا می گرفتندوب درجات عالی دانش نائل می شدند .

در گات ها آمده است :"هر زن و مرد یا دختر وپسر باید در راه دانایی و بینایی خود بکوشد ،چه دانش دیده ی بیناست و هر که دانشمند نباشد کورو ناتوان است."

در ایران باستان مادر عهده دار تعلیم دختر استو دکتر مظاهری می گوید : تعلیم وتربیت دختر ایرانی جنبه ای خانگی تر از برادرش داردو دختر ایرانی به ندرت از خانه بیرون می رود .

تعلیم دختر از دو جهت بسیار مهم تلقی می شد،اول اینکه باید مادری بسیار نیکو بار آید ودوم اینکه دوختن کمربند مقدس به عهده ی دختران بود و از مهارت های مهم مذهبی و اجتماعی قلمداد می شده است .

زنان در دولت ساسانی تا اندازه ای در سایه ی دانش خودشان درصدد بر می آیند که بیشتر از پیش از رق پدرسالاری آزاد می شوند ،به طوری که در این دوره دو دختر خسرو پرویز و دوتن دیگر به مقام شاهی می رسند.

دوشیزه ی بزرگزاده "ویس دخت "از آموزش و پرورشی شایسته ی نام و مقام اجتماعی خویش بر خوردار می شود ؛درس هنر و ادب به ویژه موسیقیمی خواند و به ورزش های طبقه ی اشراف همانند جوگان می پردازد و برای یاد گرفتن شکار به  کار آموزی می رود  و می کوشد تا در پرتو سوادو فراستش از دختران توده ی مردم باز شناخته شود.

در کتاب "ماتیکان هزار دستان "به داستانی بر می خوریم که علم بالای گروهی از زنان را در امور قضا وحقوق نمایان می سازدو هم چنین می توان از"آرتمیز" نام برد که زنی است که در دربار خشایار شاه مقامی بلند دارد و شاه در کشور داری با او مشورت می کند در جنگ ایران ویونان فرمانده پنج کشتی جنگی می شود.

 

اقوام بدوی

ساده ترین شکل تربیت مخصوص اقوام بدویست که نه آموزشگاه دارند نه روش عمدی برای آموزش وپرورش ونه معلم ومربی.

قبائل بدوی مقداری ازاوقات خودراصرف تشریفات مذکورکه شامل پای کوبی وسرود است می کنندوآنهارابرای کامیابی درکارهای طایفه لازم می شمارندازتمام این مراسم وجشن هامنظورتربیت طفل است

 

نتیجه

از نوشتار بالا نتیجه می گیریم که  دانش واخلاق و تربیت صحیح در همه ی ادیان آسمانی  از جایگاه والایی برخوردار بوده و تمامی انسان های پیشین - بویژه ایرانیان عصر  باستان- به هر گونه  آموزش و پرورش صحیح  جهت پیشبرد اهداف جامعه اهمیت زیادی قائل بوده و برای رسیدن به این اهداف متعالی برنامه ریزی روشن داشتند. بر ماست که با مطالعه سرگذشت انسان ها و ادیان گذشته بیش از پیش جایگاه  رفیع  تعلیم و تربیت را دریابیم.

وبدانیم که درزمان هخامنش هیچ فرقی بین دختر وپسردرتعلیم وتربیت قائل نمی شدندوکسانی که علاقه ای خواندن ونوشتن داشتند می توانستند متناسب باموقعیتی  که در جامعه داشتند علم اندوزی کنند ومتخصص جامعه ای خود باشند 

 

 

 

منبع:

 الماسی،محمد. 1378.تاریخ مختصر تحول تعلیم .تربیتدر اسلام وایران.تهران:رشد.

دورانت ویل. 1376.تاریخ تمدن:جلد اول.احمد آرام ودیگران (مترجم) .تهران :علمی و فرهنگی

- کسائی،نورالله.1383.فرهنگ نهادهای آموزشیایران از روزگار باستان تا تأسیس دولت صفوی.تهران :دانشگاه تهران

حکمت،علیرضا. 1350.آموزش و پرورش در ایران باستان.تهران:مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی

 


این مطلب در تاریخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 19:18 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات()

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

خبرنامه سایت

کانال تلگرام فرهنگیان

با عضویت در کانال تلگرامی ما از اخرین تحقیقات سایت باخبر شوید
http://up.asemankafinet.ir/view/1689294/44.jpg

راهنمای خرید آنلاین


 


پشتیبانی با اسمس
 و تلگرام
09159886819

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

درباره ما

سایت علمی و پژوهشی آسمان | اقدام پژوهی | گزارش تخصصی
آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 10000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان اقدام پژوهی گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , کارآموزی