لغت کتاب فارسی پنجم

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و واتساپ: 09159886819  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پشتیبانی سایت

در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید به شماره 09159886819 در شاد ، تلگرام و یا نرم افزار ایتا  پیام بدهید
آیدی ما در نرم افزار شاد : @asemankafinet

لغت کتاب فارسی پنجم

بازديد: 211

 

لغت کتاب فارسی پنجم

حرف آ

آذوقه: غذا و توشه ی راه

آرميده اند: آرام گرفته اند، خوابيده اند.

آز: حرص، طمع

آشيان: لانه

آفت: آسيب

آنى: فورى

آوار: ديوار يا سقف خانه كه خراب شده و فرو ر يخته باشد.

آوازه: شهرت

آهنگ كردن: قصد كردن، تصميم گرفتن

حرف الف

ابرام: پافشارى

ابواب: جمع باب، درها

اتراق كردن: در جايی ماندن، در جايی اقامت كردن

اثر: نشانه

اجابت: قبول كردن، پذيرفتن

اجازت: اجازه

اجلال: بزرگ داشتن، گرامى داشتن، محترم شمردن

احاطه كردن: دورادور چيزى را گرفتن

احتراز: دوری كردن

احتياط: دورانديشى، باتدبير كار كردن، دقّت بيشتر

اخبار: خبرها

اختصار: كم كردن، كوتاه كردن

اراده: چيزى را خواستن، قصد، اختيار

از دم تيغ گذران: بكُش، نابود كن

از فرط: از شدّت

ازدحام: شلوغى، هجوم آوردن، فشار آوردن جمعيّت

ازيرا: بدين جهت، زيرا كه

اساس: پايه

استوار: محكم، پايدار

اُسرا: جمع اسير،كسانى كه اسير شده اند.

اشباح: جمع شَبَح يعنى سياهى اى كه از دور شبيه انسان يا هر موجود ديگرى است.

اعتقاد: عقيده داشتن، باور كردن

اعتماد به خود: به خود متّكى بودن

اعضا: جمع عضو، جزئى از بدن مثل دست و سر، يك فرد از جماعت

اعماق: جمع عمق، گودى ها، ژرفا

اغلب: بيش تر

افزون: بيش تر

افسوس: حسرت و آه، كاش

افق : ناحيه، كرانه هاى آسمان

اقامتگاه: محلّ سكونت، جاى ماندن

التفات: توجّه

امداد: كمك رسانی

انبان: كيسه ى بزرگى كه از چرم مى ساختند. در درس به معناى جاى ذخيره كردن غذاست.

انتقام: كينه توزى

انجاز: وفا كردن به وعده و عهد

اندر: در

اَندُه: مخفف اندوه، غم، ناراحتى

انگيزه: علّت، سبب

اوج: بالاترين نقطه، بالاترين درجه

اهتزاز: تكان خوردن، جنبش

اهتمام: كوشش، همّت

ايثار: ديگرى را بر خود مقدّم شمردن، از خودگذشتگى

ايمن: آسوده، راحت

حرف ب

باب: در؛ در اصطلاح هر بخش از كتاب را يك باب مى گويند.

باتلاق: لجنزار، آب پر از گل و لاى

باختر: غرب

بارگاه: مقبره، آرامگاه

باره: اسب

بازيچه: اسباب بازى، وسايل بازى، ابزار شوخى

باستان: قديم، كهن

بالين: بستر، بالش

بانگ ناى: صداى نى

بانگ: فرياد

ببود: شد، گذشت

بتازد: به تاخت برود، حمله كند.

بخفتند: خوابيدند

بُد: بود

بدان: به آن

بَدَل كردن: عوض كردن

بدو: به وسيله ى او، با او، به او

بدين سان: اين طور، اين گونه

بر اثر: به دنبال

برِ كس: نزد كسى، درنظر كسى

براساس: برپايه

برانگيزد: تحريك كند.

برتر: بالاتر، بلندتر

بر سانِ: مانند

برفشاند: برهم زد، تكان داد.

بركات: جمع بركت، فراوانى، زياد شدن نعمت

برگشود: باز كرد.

بُرنا: جوان

بزغاله: بچّه ى بز

بزهكار: گناهكار، خطاكار

بسى: بسيار، خيلى، زياد

بفكند: افكند، انداخت، رها كرد

بلامنازع: بدون ستيز و مبارزه، بدون مخالف

بلند آوازه: معروف، مشهور

بلند همّت: با اراده، كسی كه هدف عالی دارد.

بنا كردن: ساختن

بنده: غلام

بنى آدم: پسران آدم، مردم

بنياد گذاشته بود: تأسيس كرده بود.

بُوَد: باشد

بودمى: بودم، می بودم

بوم و بر: سرزمين

بوم: جغد

بوم: صفحه اى كه روى آن نقّاشى مى كشند.

به ادا رسان: انجام بده

به چه: چگونه، با چه وسيله اى

به راز: پنهانى، سرّى

به سزا: سزاوار، شايسته، خوب

بِهْ: بهتر

بى اراده: بى اختيار، بدون قصد

بى آزارت آرم: تو را بدون آزار و رنج مى آورم.

بى باكانه: بدون ترس، با شجاعت

بى شريكى: شريك ندارى.

بى قرار: بى تاب، بى طاقت

بى قواره: بدشكل

بى نيازى: نيازمند نبودن، احتياج نداشتن

بى همتا: بى مانند، بى نظير

بيخ: ريشه و بنيان

بيداد: ستم؛ بيداد سرما به معناى شدّت سرماست.

بى درنگ: بدون معطّلى، فورى

بيفكن: بينداز

بى كران: بى پايان

بيم: ترس

حرف پ

پاسدارى: مراقبت، نگهبانى

پامال نكنند: زير پا له نكنند.

پانتوميم: نوعى نمايش است كه بدون كلام و فقط

با حركات دست و بدن انجام مى شود.

پايگاه: مقام، مرتبه

پايندگى: پاينده و پابرجا ماندن، استواری

پديده ها: اشيا، آفريده ها

پذيرنده: قبول كننده

پرتو: روشنى، روشنايى

پژوهش: جست و جو كردن، تحقيق كردن

پسنديده: خوب، برگزيده

پلنگ افكن: كسى كه مى تواند پلنگ را از پا درآورد؛ زورمند، نيرومند.

پناهگاه: جايى كه به آن پناه مى برند.

پنداشتن: گمان كردن، خيال كردن

پوزخند: لبخند مسخره آميز

پوزش طلبيدن: عذرخواهى كردن

پهنه: پهنا، عرصه، وسعت

پيشواز: استقبال، پيشباز

پيل تن: كسى كه به زورمندى فيل است؛ درشت پيكر

پيمود: طى كرد.

حرف ت

تابناك: درخشان

تأخير: عقب انداختن، دير كردن

تأمّل: فكر كردن، دقّت كردن

تبارك: پاك و منزّه

تحرير افتاد: نوشته شد.

تحرير: نوشتن

تحسين: تشويق

تحفه: هديه

تحقير: خواركردن، كوچك شمردن، توهين

تحقيق: به حقيقت امرى رسيدگى كردن، بررسى

تخلّص: نامى كه شاعران براى خود انتخاب مى كنند و با آن شناخته مى شوند.

تخيّلات: جمع تخيّل؛ فكر و خيال ها، پندارها، گمان كردن

تدبير: چاره، راه حل

ترّحم: رحم كردن، مهربانى كردن

ترحيب: مرحبا گفتن، تشويق كردن

تردّد: حركت، رفت و آمد

تسكين: آرام كردن، آرامش دادن

تسليم: گردن نهادن، پذيرفتن، قبول كردن

تصرّف: به دست آوردن

تصوّر: خيال و گمان

تضمين: برعهده گرفتن چيزی، ضامن شدن

تعالى: بلند پايه، برتر

تقاضا: خواهش كردن، خواستن

تقاطع: دو خط يا دو راه كه يك ديگر را قطع می كنند.

تقلّا: كوشش، تلاش

تكاپو: جست و جو

تلافى: عوض دادن، جبران كردن

تمدّن: زندگى شهرنشينى، زندگى اجتماعى در جهت ترقّى و رشد

تمسخر: مسخره كردن

تندباد: باد تند، طوفان

تنگ دستى: فقر، بى چيزى

توبره: كيسه ى بزرگ

توبه: دست از گناه برداشتن و از خدا طلب بخشش كردن، پشيمانى از گناه

توش و نوا: آذوقه

توشه: آذوقه، غذايى كه ذخيره مى كنند.

توصيف: وصف كردن، تعريف كردن

توصيه: سفارش

تيره دل: سياه دل

حرف ج

جاذبه ها: چيزهايى كه انسان را جذب مى كنند.

جار: فرياد

جارچى: كسى كه به صداى بلند موضوعى را مى گويد تا همه بدانند.

جامه: لباس

جانان: كسى كه او را مانند جان دوست مى دارند.

جاودانگى: جاويد و هميشه ماندن

جايز نشمرد: شايسته نمى داند.

جايگه: جايگاه، محلّ نگهدارى، انبار

جثّه: بدن، تن

جدال: ستيزه، كشمكش

جذب: كشش، ربايش

جرئت: دليرى

جزاير: جمع جزيره، جايى كه هر چهار طرف آن را آب فراگرفته است.

جفا: ستم و ظلم

جلّاد: مأمور شكنجه دادن يا كشتن محكومان

جلگه: زمين هموار و پهناورى كه كم تر از ٢٠٠ متر ارتفاع دارد و از آبرفت رودها به هنگام ريختن به دريا تشكيل مى شود.

جولان: گشتن، گردش كردن

جهانگرد: كسى كه به دور دنيا مسافرت م ىكند، گردشگر

جهل: نادانى

حرف چ

چارسوى: چهار طرف

چُرتكه: وسيله اى چوبى كه در حساب كردن به كار مى رود.

چشم نواز: نوازش دهنده ى چشم، زيبا

چهر: چهره، صورت

چيرگى: غالب شدن، مسلّط شدن

چيستان: چيست آن، نشانه هايى از چيزى دادن براى يافتن پاسخ، معمّا

حرف ح

حاجت: نياز، احتياج

حادثه: پيشامد، اتّفاق

حرارت: گرما

حريق: آتش سوزى

حصول: حاصل شدن، به دست آمدن

حضور: حاضر شدن، حاضر بودن

حفره: سوراخ، گودال

حقيقت ياب: كسى كه به دنبال يافتن حقيقت است.

حقيقت: اصل چيزى، راستى و درستى

حكمت: فلسفه، كلام موافق حق

حمل: بار، آن چه برداشته شود.

حوادث: جمع حادثه

حواشى: جمع حاشيه، گوشه و كنار

حياتى: خيلى مهم، چيزى كه به مرگ و زندگى مربوط مى شود.

حيرت آور: تعجّب آور

حيرت: سرگردانى، آشفتگى

حرف خ

خادمان: خدمت گزاران، خدمتكاران، جمع خادم

خانمان: خانه و خانواده

خان: رئيس ايل، امير

خانمان سوز: از بين برنده ى خانه و خانواده

خرد: هوش، عقل

خردمند: عاقل، دانا، هوشيار

خُردى: كوچكى، دوران كودكى

خرسند: خوش حال

خروش: صدا، فرياد

خريف: پاييز

خزانه: گنجينه، جايى كه در آن پول و چيزهاى گران بها نگهدارى مى كنند.

خفّت: خوارى

خلاص شدن: رها شدن، نجات يافتن

خلل: آسيب، فساد و تباهی

خو: انس

خوار: پست، تحقير شده

خونبار: خونريز

خيره: متعجّب

خيّرين: نيكوكاران، جمع خيّر

حرف د

دارايى: ثروت، مال

دانش نامه: دايرة المعارف

دبّاغ: كسى كه پوست حيوانات را پاك و خشك مى كند.

دچار: مبتلا، گرفتار

درحال: در همان لحظه، بی درنگ

در ساعت: بلافاصله، فوراً

درنورديده بود: پيموده بود، طى كرده بود.

دراِستاد: ايستادگى كرد، پايدارى كرد.

درآميخت: آميخته شد، مخلوط كرد.

درايت: درك كردن، آگاهى داشتن

درشتى: گستاخى، تندی

درويش: بى نوا، گوشه نشين، فقير

درّه: راه ميان دو كوه، شكاف ميان دو كوه

دست طلب: دست نياز، احتياج

دفن: چيزى را زير خاك كردن، به خاك سپردن

دل آزرده: ناراحت

دل خواه: آن چه كه دل مى خواهد و مى پسندد: مورد پسند، مورد علاقه.

دل سوزانه: با دل سوزى

دلهره: تشويش، اضطراب، ترس ناگهانى

دهشت بار: حيرت آور، ترسناك

دهشت: ترس

ديده: چشم

دينار: نوعى پول طلا كه در قديم رايج بوده است؛ واحد پول كشور عراق نيز است.

ديوان: مجموعه ى اشعار، كتاب شعر

حرف ر

راست قامت: بلند بالا، قد بلند

راسو: نام حيوانى است پستاندار كه به آن موش خرما هم مى گويند.

رای: در روان خوانی فصل هشتم كلمه ای است هندی به معنای پادشاه و حاكم. اين كلمه به شكل « راجه »  هم به كار می رود.

رايحه: عطر و بو

رخت: لباس

رصدخانه: جايى كه ستاره شناسان از آن جا با وسايل مخصوص مثل تلسكوپ ستاره ها را زيرنظر مى گيرند.

رُفت و روب: جارو كردن و پاك كردن

رفتگر: كسى كه كار او جارو كردن و پاك كردن كوچه ها و خيابان هاست.

روزبه: درستكار، خوش بخت، خوش عاقبت

روزگار برآمدن: سپری شدن و گذشت عمر

ريزه خور: كسى كه خرده ريز و ته مانده ى سفره را بخورد.

حرف ز

زال: پير، كسى كه موهايش سفيد است.

زَبَردستى: توانايى، زورمندى، ماهر بودن

زَبَر: بالا

زَبَرين: بالايی

زدوده بود: پاك كرده بود.

زلال: صاف، شفاف

زمخت: درشت، ناهنجار

زمزمه: زير لب سخن گفتن

زورآزماى: قوى، پرزور

زيركانه: با هوشيارى، هوشيارانه

حرف س

ساج: نوعى درخت كه چوبی سخت و گران بها دارد.

سالار: سردار، رهبر

سپاس: شكر

سپهر: آسمان

سحرانگيز: جادويى

سخت سر: لجوج، لج باز، نافرمان

سده: صد سال، يك قرن

سرا: خانه، آشيانه، لانه

سران: فرماندهان، بزرگان

سراينده: گوينده، شاعر

سرشار: پُر، لبالب، فراوان

سرفرازى: سربلندى

سرماى استخوان سوز: سرماى شديد كه تا مغز استخوان نفوذ مى كند.

سرنگون: افتادن، سقوط كردن

سفينه: كشتى يا وسيله ى حمل و نقل فضايى

سِگِرمه: چين و چروك پوست صورت در قسمت پيشانی، در روان خوانی عاشق كتاب عبارت (سگرمه های تو هم رفته) كنايه از حالت خشم و عصبانيّت است.

سلاح: وسيل هى مبارزه و جنگ، جمع آن اسلحه است.

سنگ خارا: نوعى سنگ سخت

سود: فايده

سور: جشن، مهمانى

سوگند: قسم

سهل: آسان

سهمگين: ترسناك

حرف ش

شال و كلاه كردن: آماده شدن برای انجام كاری، خود را آماده كردن

شبانگاه: هنگام شب

شبانى: چوپانى

شَبَح: سياهى اى كه از دور شبيه انسان يا چيزى است.

شرمگين: خجالت زده

شكرانه: شكرگزارى، اداى شكر نعمت

شكوه: عظمت، احترام، بزرگى

شكيبايى: صبر و بردباری

شگفت انگيز: تعجّب آور، حيرت انگيز

شماتت: سرزنش

شمردمى: مى شمردم.

شنودم: شنيدم.

شيد: خورشيد

شيرمرد: زورمند، قوى، نيرومند

شيوع: شايع شدن، پراكنده شدن، سرايت كردن

حرف ص

صادقانه: با صداقت و راستى و درستى

صبحدم: صبح زود

صبور: بسيار شكيبا

صخره: تخته سنگ، سنگ بزرگ

صفحات: جمع صفحه، سطح ها (سطوح)

صميمانه: خالصانه، با مهربانی وصميميّت

حرف ض

ضمان: قبول كردن، برعهده گرفتن

حرف ط

طايفه: قوم، جماعت

طراوت: تازگى، شادابى

طربناك: شادمان، خوش حال، بانشاط

طعام: غذا

طعنه: سرزنش، سركوفت

طمع: حرص و آز

حرف ظ

ظلمت: تاريكى، تيرگی

حرف ع

عابر: عبوركننده، رهگذر

عار: عيب، ننگ، رسوايى

عُجْبْ: غرور، خودبينى

عرش: آسمان

عريان: لخت

عضو: اندام، قسمتى از بدن

عطا: بخشش

عظيم: بزرگ، زياد، خيلى

عُقده: گره

عُمده: اكثر، بيش تر

عنايت: توجّه

عهد: دوران، زمان

عين بلا: نهايت بلا، در بلاى كامل

حرف غ

غارت: مال كسى را به زور گرفتن و بردن

غافل: بی خبر، ناآگاه

غرض: قصد، هدف

غرقه: غرق شدن، فرورفتن در آب كه سبب مرگ شود.

غريب: كسى كه از وطن خود دور است.

غمناك: ناراحت، غمگين

غوطه خوردن: در آب فرو رفتن

حرف ف

فتنه: بلا، شَرّ

فراز: بالا

فراست: هوشيارى، زيركی

فراغت: آسايش، آسوده شدن

فرسوده: كهنه شده، ساييده شده، پوسيده شده

فرمان تو راست: حرف تو مورد قبول است، فرمان تو اطاعت مى شود.

فرود مى آمد: پايين مى آمد.

فروزنده: روشن كننده

فروغ: روشنايى

فروگذار: غفلت، كوتاهى

فرهنگ نامه: كتابى كه كلمه ها و موضوعات را توضيح مى دهد.

فسوس: ريشخند

فضل: بخشش، نيكويى، برترى

فعل: كار، عمل

فنون: جمع فن يعنى روش ها

فيروزه اى: به رنگ فيروزه

حرف ق

قار: قير

قاصدان: جمع قاصد، پيك، نماينده، نامه رسان

قامت: قد و بالا

قتل عام: كشتن همه ى مردم

قدسيان: پاكان، ساكنان آسمان و بهشت

قرن: هر صد سال را يك قرن مى گويند.

قشون: سپاه، ارتش

قصد: نيّت

قصد او داشت: مى خواست او را بگيرد.

قَطور: كُلُفت، ضخيم

قُلّه: نوك كوه

قواعد: جمع قاعده، اساس و اصول

قوُت: غذا، خوراك

قوى رأى: آدم بااراده، استوار و ثابت قدم

قيام: برخاستن، ايستادن

حرف ک

كار آزمودن: ماهر شدن

كارساز: كارگشا، مشكل گشا

كاروانيان: اهل كاروان، كسانى كه در كاروان بودند، مردم كاروان

كاست: كم كرد، كاهش داد

كاويد: جست و جو كرد.

كاه گِل: مخلوطى از گِل و كاه كه با افزودن آب برای ساختن ديوار درست می شد.

كبك درى: نوعى كبك درشت كه در كوه و دَرّه زندگى مى كند؛ كبك پرنده اى است به اندازه ى كبوتر كه صداى خوشى دارد.

كبوتر چاهی: گونه ای كبوتر وحشی كه پرهای خاكستری رنگ دارد و معمولاً در چاه و صحرا آشيانه می سازد؛ به نام كبوتر چاهی يا كبوتر

صحرايی و كبوتر وحشی معروف است.

كتابدار: مسئول كتاب خانه، مأمور حفظ كتاب هاى كتاب خانه

كردمى: مى كردم.

كردندى: مى كردند.

كَرَم: بخشش، بزرگوارى، جوان مردى

كِز كرد: در خود فرو رفت.

كَزان: كه از آن

كشتى كُن: كشتى بساز.

كَماهِىَ: همان گونه كه هست.

كمركوه: دامنه ى كوه

كُنج: گوشه، كنار

كوته نظر: تنگ نظر، كوتاه فكر، غافل

كوره: آتشدان، جاى روشن كردن آتش

كوه پيكر: به بزرگى كوه، درشت پيكر

كَهَر: اسبى كه رنگ آن سرخ مايل به سياه است.

كهكشان: مجموعه اى از ستاره ها كه در آسمان ديده مى شوند. « ابر » به صورت

حرف گ

گران سنگ: سنگين، سنگ بزرگ

گراى: گرايش پيدا كن، ميل و رغبت و علاقه نشان بده.

گِرد: اطراف، پيرامون

گرمابه: حمّام

گرو: آن چه به عنوان شرط به كسی واگذارشود.

گزند: آسيب

گستاخى: بى پروايى، نترس بودن، دليرى

گسترده: پهن، وسيع

گلشن: گلزار، گلستان

گواه: شاهد

گوسپند: گوسفند

گويى: مثل اين كه، انگار

گه: گاه، وقت، زمان، لحظه

حرف ل

لاجوردى: نيلى رنگ، به رنگ آبی

« لاحول ولا قوّة الا بالله » لاحول: قسمتى از جمله ى است كه هنگام تعجّب وشادی بر زبان می آورند.

لذا: بنابراين

لغت نامه: فرهنگ لغت، واژه نامه، كتاب لغت

لگدكوب: لگد خورده، پايمال شده

حرف م

ماتم زده: غمگين، ناراحت

مأمور: كسى كه به او امر شده كارى را انجام دهد، فرمانبردار.

مايه: سرمايه

مباد: نباشد.

مبهم: داراى ابهام، پيچيده

متانت: وقار، سنگينى

متروكه: خرابه، رها شده و بدون ساكن

مجال نگذارد: امكان به وجود آمدن نمى دهد، فرصت نمى دهد.

مجلّل: باشكوه

محبوب: كسى كه او را دوست مى دارند.

محصور: در حصار قرار گرفته، محاصره شده

محفوظ: حفظ شده، نگهدارى شده

محيط: دربرگيرنده، پيرامون

مَخافت: ترس

مختصر: كم

مخوف: ترسناك

مَذلّت: پستى، خواری

مرجع: محلّ بازگشت

مرحمت: لطف

مرغ عشق: نوعى پرنده ى كوچك است.

مرغك: مرغ كوچك

مرهون: گرو گذاشته شده، گروگان، وابسته

مزار: آرامگاه

مستحكم : استوار، پابرجا

مستمند: تهی دست، نيازمند

مسرّت: سرور و شادى

مشاغل: جمع مشغله، شغل ها

مشتاقانه: با شوق و اشتياق

مشتمل: شامل، دربرگيرنده

مشقّت: سختى، رنج

مصالحت: آشتى، صلح كردن

مصيبت: بلا، حادثه ى بد

معادن: جمع معدن، جايى در زير يا روى زمين كه سنگ های گران بها و فلزّات به طور طبيعى در آن وجود دارند.

معدودى: تعداد كمى، اندكی

مفلوك: فلك زده، بدبخت

مقرون: نزديك شده، به هم پيوسته

مكث: درنگ كردن، توقّف كردن

ملّاحان: جمع ملّاح، دريانورد، شناگر

ملاطفت: لطف و مهربانى

ملول: ناراحت، افسرده

منابع: جمع منبع، اصل، سرچشمه

مندرس: فرسوده، كهنه

منطقى: سخنی كه با عقل و منطق سازگار باشد.

منقطع: قطع شده، بريده شده

موبدان: جمع موبد، روحانيون دين زرتشت را مى گويند.

مور: مورچه

موزون: داراى وزن، هماهنگ، آهنگين

موسم: هنگام، وقت

مونس: همدم، يار

مِهان: جمع مِه يعنى بزرگان

مهرآميز: با محبّت

مهر: در درس ١٥ به معنای خورشيد است.

مهمّات: كارهاى مهم

مَهى چند: چند ماه

مهيّا: آماده، حاضر

مَهيب: ترسناك، وحشتناك

مى برازد: برازنده و شايسته است.

مى روبد: پاك مى كند.

مى غرّيد: با خشم فرياد مى زد.

مى كن: بكن.

مى بُردى: مى بُرد.

ميسّر: ممكن، آسان

حرف ن

ناباورانه: غير قابل باور، غير قابل پذيرش

ناپسند: نادرست، بد، زشت

ناچيز: كم، بى ارزش

نازل شده: پايين آمده، فرود آمده

ناشناس: ناآشنا، بيگانه

ناگوار: ناخوشايند، نامناسب

نام آور: معروف، مشهور

نام داران: افراد معروف، شناخته شده

ناملايمات: ناسازگارى ها، سختی ها، دشواری ها

نايد: نمى آيد، نيايد.

نبوّت: پيامبرى

نثر: نوشته ی عادی كه شعر نباشد.

نحوه: راه و روش، چگونگى

نحيف: لاغر

نديم: غلام مخصوص، همدم

نسيم سحر: باد ملايم صبحگاهى

نشاندن: كاشتن

نشاط: شادى

نغز: خوب، نيكو، لطيف

نقصان: كم شدن، كاستی

نكو: نيكو، خوب

نكوهيده: ناپسند، زشت، سرزنش شده

نگرويد: ايمان نياورد، پيروى نكرد.

نماز ديگر: نماز عصر

نمكين: داراى نمك

نمودار: نشان دهنده، آشكاركننده

ننهى: نگذارى، قرارندهی

نواحى: جمع ناحيه، قسمتى از يك منطقه، شهر يا كشور

نوادگان: نوه ها، جمع نواده، فرزندِ فرزند

نوميد: نا اميد

نهان: پنهان، مخفی

نهراسد: نترسد، هراس نكند.

نياكان: اجداد، پدران

نيايش: دعا

نيّت: نظر، عقيده، قصد

نيلگون: آبى رنگ، به رنگ نيل

نيندوخته: اندوخته نشده، ذخيره نكرده

حرف و

وابستم: ارتباط برقرار كردم.

وانمودن: طور ديگر نشان دادن

واهمه: ترس، هراس

وصله : تكه هايى كه به لباس دوخته مى شود تا پارگى را بپوشاند.

وعده: قرار، نويد

وقت عذاب: زمان مجازات

وقف كردن: قراردادن بخشی از مال و ثروت برای

استفاده ی مردم در راه رضای خدا.

ولگرد: بى كاره، سرگردان

ويروس: موجودات ريز ذرّه بينى كه باعث بيمارى مى شوند.

حرف ه

هامون: دشت، زمين هموار

هجوم: حمله ى ناگهانى

هراس: ترس، بيم، وحشت

هلاك: كشته شدن، نابودی

همى گفت: مى گفت.

همى خواند: مى خواند.

هوس انگيز: تحريك كننده ى ميل و آرزو

حرف ی

ياد آمدى: به ياد می آمد.

يأس: نوميدى، نا اميدى

يال: موهاى پشت گردن اسب، شير

يزدان: خداوند

يكتا: تنها، يگانه، بى مانند

يكّه خورد: جا خورد، تعجّب كرد.

يگانه : بى مانند ، بی نظير، بی همتا

يُمن: مباركى، خجستگی

 

 

 

 

 

 

 

...............................................................................................................................................................

 

اعلام

آبیدر: منطقه اى در سنندج (استان كردستان)

ابويزيد بسطامى: از عارفان ايران در قرن دوم و سوم هجرى بود.

اَبيانه: نام روستايى در نزديكى نطنز و كاشان است.

اَترك: نام رودى در شمال ايران

ارس: نام رودى در شمال ايران

اروند: نام رودى در جنوب ايران

اسماعيليان: فرقه اى مذهبى كه در زمان هاى گذشته بر بخشى از ايران حكومت مى كردند.

ا لَموت: نام كوهى در نزديكى قزوين

باغ مصلّیٰ: نام باغى در شيراز

بستان العارفين: كتابى است درباره ى عرفان كه نويسنده ى آن معلوم نيست.

بهمنيار: احمد بهمنيار( ١٣٣٤  ١٢٦٢ ، خورشيدی) روزنامه نگار، شاعر، محقق و نويسنده ی ايرانی، وی در كرمان ديده به جهان گشود و تحصيلات ابتدايی را نزد پدرش فرا گرفت. در شانزده سالگی شروع به تدريس كرد و بعدها با گسترش توانايی های علمی خود به استادی دانشگاه رسيد. وی پس از سال ها تلاش در راه آزادی و پيشرفت علم و آموزش، سرانجام در روز جمعه ١٢ آبان ١٣٣٤ خورشيدی در تهران درگذشت. پيكرش را بنا بر سفارش وی به كربلا برده و در آن جا به خاك سپرده اند.

تذكرة الاوليا: كتابى است درباره ى شخصيّت هاى بزرگ دينى و عرفانى از عطّار نيشابورى شاعر قرن هفتم

تفتان: نام كوهى در ايران است.

تورات: نام كتاب حضرت موسىٰ (ع)

جبرئيل: نام يكى از فرشته هاى خداوند (فرشته وحى است)

جودى: نام كوهى كه مشهور است كشتی نوح (ع) بر آن نشست.

چهل ستون: كاخ پادشاهان دوره ى صفويّه كه در شهر اصفهان باقى مانده است.

حافظيّه: آرامگاه حافظ، شاعر بزرگ ايران در شيراز

حضرت معصومه(س): خواهر امام رضا (ع) كه مزارش در شهر قم است.

دانش نامه ى جهان اسلام: كتابى است در چندين جلد درباره ى تاريخ، تمدّن و دين اسلام.

دايرة المعارف بزرگ اسلامى: كتابى است بزرگ در چندين جلد كه در آن مقالاتى درباره ى فرهنگ اسلامى نوشته شده است.

دايرة المعارف مُصاحَب: كتابى است در چندين جلد كه ز ير نظر دكتر غلامحسين مصاحب نوشته شده است.

دجله: نام رودى در كشور عراق

ركن آباد: نهر كوچكى در شيراز كه باغ مصلّیٰ را آبيارى مى كرده است.

زاگرس: نام رشته كوهی در غرب ايران

زاينده رود: نام رودى در ايران است كه از شهر اصفهان مى گذرد.

زُهره: يكى از سيّاره هاى درخشان منظومه ى شمسى

ساسانى: نام سلسله ى پادشاهى در ايران كه پس از فروپاشی اين سلسله، ايرانيان دين اسلام را پذيرفتند.

سَبَلان: نام كوهى در شمال غربى ايران

سعديّه: آرامگاه سعدى شاعر بزرگ ايران درشيراز

سيمرغ: مرغى افسانه اى كه مى گويند بسيار بزرگ بوده و در كوه قاف زندگى مى كرده است.

شوش دانيال: شهرى در خوزستان كه مزار حضرت دانيال (ع) يكى از پيامبران الهى در آن است.

صاحب الزّمان: حضرت مهدى (عج)، آخرين امام شيعيان

ضامن آهو: لقب امام رضا (ع) پيشوای هشتم شيعيان

فرهنگ نامه ى كودكان و نوجوانان: كتابی است در چند جلد كه به زبان ساده براى كودكان و نوجوانان نوشته شده است.

قصص الانبيا: كتابى است درباره ى داستان هاى پيامبران.

قلعه ى ا لَموت: قلعه اى بر روى كوه ا لَموت كه اسماعيليان در آن جا زندگى مى كردند.

كارون: نام رودى در جنوب ايران

كليله و دمنه: نام كتاب مشهورى كه شامل داستان هاى اخلاقى از زبان حيوانات است. اصل آن هندى بوده و در زمان ساسانيان به زبان پهلوى و در قرن ششم هجرى به فارسى دری ترجمه شده است.

گُندى شاپور(جُندی شاپور): شهرى بود كه شاپور اوّل ساسانى در خوزستان ساخت و از همان اوّل كانون دانش و دانشمندان گرديد.

لغت نامه ى دهخدا: لغت نامه اى بسيار بزرگ كه على اكبر دهخدا و به كمك جمعی از استادان آن را فراهم آورده است.

لقمان: نام يكى از حكيمان قديمى است كه نامش در قرآن مجيد ذكر شده است.

ماسوله: يكى از شهرهاى زيباى شمال ايران

مريخ: سيّاره اى است در منظومه ى شمسى؛ نام ديگرش بهرام و از زمين كوچك تر است.

مغان: نام دشتى در شمال غربى ايران

مغول: قومى وحشى كه به رهبرى چنگيزخان به ايران حمله كردند؛ همه جا را ويران كردند و مردم را كشتند.

مولانا: جلال الدين محمّد معروف به مولوى شاعر بزرگ ايران در قرن هفتم كه مثنوى معنوى از آثار اوست.

ناهيد: نام ديگر ستاره ى زُهره، يكى از ستارگان منظومه ی شمسى است.

هخامنشيان: نام يكى از سلسله هاى پادشاهى قديم ايران

.......................................................................................................................................

 

فهرست كتاب هاى مناسب پايه ى پنجم

 

نام كتاب      نويسنده - مترجم            ناشر

١ چشم و بينايى ترجمه ى رؤيا دُرّانى كانون پرورش فكرى

٢ گرداب سكندر محمدرضا سرشار (رهگذر) دفتر نشر فرهنگ اسلامى

٣ فرياد كوه افسانه شعبان نژاد كانون پرورش فكرى

٤ بشنو از نى حسن تهرانى كانون پرورش فكرى

٥  دانشمندان جهان ترجمه ى محمود حكيمى دفتر نشر فرهنگ اسلامى

٦  عَلّامه جعفرى محمد ناصرى دفترانتشارات كمك آموزشى

٧ بعد از آن صداى آسمانى مصطفى رحماندوست بوستان كتاب قم

٨  بر بالين امپراطور محمدعلى دهقانى كانون پرورش فكرى

٩ ستارخان عبدالمجيد نجفى دفترانتشارات كمك آموزشى

١٠  سرزمين ما ايران فروزنده خداجو كانون پرورش فكرى

١١  على اكبر صنعتى حبيب يوسف زاده دفترانتشارات كمك آموزشى

١٢  خير و شر مهدى آذريزدى انتشارات اشرفى

١٣  دنياى رنگين كمان بهرام خائف كانون پرورش فكرى

١٤  جايزه محمدرضا سرشار (رهگذر) كانون پرورش فكرى

١٥  حكايت هاى كمال (سه جلد) محمد ميركيانى پيام آزادى

١٦  همان لنگه كفش بنفش فرهاد حسن زاده كانون پرورش فكرى

١٧  داستان هاى هزار و يكشب شكوه قاسم نيا پيدايش

١٨  ماه و اژدها سعيد آل رسول نشر ريحان

١٩  زيباترين آواز شكوفه تقى شكوفه، اميركبير

٢٠  شايد فردا نباشد محمد ميركيانى مدرسه ی برهان

٢١  سوت فرمانروا فريبا كَلهُر محراب قلم

٢٢  همسفر دانه ى برف ترجمه ى مجيد عميق كانون پرورش فكرى

٢٣  يادهاى كودكى (دو جلد) نورا حق پرست كانون پرورش فكرى

٢٤  افسانه ى اژدها محمدنبى بايرامى انتشارات قديانى

٢٥  سفر به شهر سليمان فريدون عموزاده خليلى شكوفه، اميركبير

٢٦  پادشاه كوتوله و چهل دردسر بزرگ مهدى ميركيانى محراب قلم

٢٧  قصه اى كه راست بود حسين فتاحى كانون پرورش فكرى

٢٨  يك سنگ و يك دوست جعفر ابراهيمى شكوفه، اميركبير

٢٩  فضانوردها در كوره ى آجرپزى محمد محمدى شكوفه، اميركبير

٣٠  هديه اى براى بچه هاى كنار شط سيروس طاهباز كانون پرورش فكرى

٣١  شغالى كه در خُم رنگ افتاد فيروزه گُل محمدى سروش

٣٢  حمامى ها و آب انبارى ها محمود كيانوش دفتر نشر فرهنگ اسلامى

٣٣  آرش كمانگير محمدرضا محمدى نيكو حوزه ى هُنرى

٣٤  خلبان كوچولو داوود غفارزادگان انتشارات قديانى

٣٥  زال و سيمرغ زينت السادات طباطبايى مؤسسه ى فرهنگى هنرى طاهر

٣٦  وقتى آقاى مدير كارآگاه مى شود احمد عربلو محراب قلم

٣٧  سكه ى طلا ترجمه ى نسرين وكيلى كانون پرورش فكرى

٣٨  يك آسمان خبر            مهدى حجوانى      نشر افق

٣٩  روباه شگفت انگيز     ترجمه ى دكتر حبيب الله لندگى   انجام كتاب

٤٠  وفاى به عهد حميد گروگان         كانون پرورش فكرى

٤١  طوطى اصفهان ترجمه ى حسين ابراهيمى (اِلوند)        كانون پرورش فكرى

٤٢  تولد يك پروانه داوود اميريان كانون پرورش فكرى

٤٣  يك صبح پاييزى حسين سيدى مدرسه ی برهان

٤٤  سياره ى يخى حميد نوايى لواسانى مدرسه ی برهان

٤٥  پينوكيو آدمك چوبى ترجمه ى صادق چوبك شكوفه، اميركبير

٤٦  يك اسب و دو سوار سيدمهدى شجاعى كانون پرورش فكرى

٤٧  داستان زندگى ترجمه ى محسن چينی فروشان كانون پرورش فكرى

٤٨  حباب سيب منتظر نيوتون بود تقى سليمانى انتشارات زلال

٤٩  فيزلِ پيشگو ترجمه ى محسن فرزاد شكوفه، اميركبير

٥٠  پَرپَر و مرغ دريا محمدرضا يوسفى مدرسه ی برهان

٥١  صياد و غول دريا (هزار و يكشب) بازآفرينى: داريوش دماوندى مؤسسه ى فرهنگى هنرى طاهر

٥٢  رختخوابى براى شير ترجمه ى مژگان محمديان نشر نخستين

 

 

 

برای تمامی همکاران از درگاه خداوند منان  آرزوی سلامتی ، موفقیت و سربلندی آرزومندم

آموزش و پرورش منطقه 11 تهران

تهیه کننده : عباس بابایی

 

.............................................................................................................................................

پایان مطلب

منبع : سايت علمی و پژوهشي آسمان--صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید
اين مطلب در تاريخ: یکشنبه 14 تیر 1394 ساعت: 17:34 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات(0)

شبکه اجتماعی ما

   
     

موضوعات

پيوندهاي روزانه

تبلیغات در سایت

پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید :

فرم های  ارزشیابی معلمان ۱۴۰۲

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام فایل را به شماره همراه   09159886819  در تلگرام ، شاد ، ایتا و یا واتساپ ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل برای شما  فرستاده می شود .

درباره ما

آدرس خراسان شمالی - اسفراین - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 12000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , طرح درس