تحقیق رایگان

منو



http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/Untitled-3.jpg

http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/ertegha.jpg


پشتیبانی با اسمس و
تلگرام
09159886819
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

شبکه اجتماعی ما


ایسنتاگرام سایت علمی و پژوهشی آسمان

موضوعات

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

امکانات جانبی

حمایت از ما

راهنمای سایت

1- با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید آنلاین و یا کارت به کارت بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید.شماره های پشتیبانی : 09159886819 و   تلگرام : 09159886819 و @dabiryar   پشتیبانی سایت : صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید و بعد از پرداخت آنلاین وارد صفحه دانلود فایل می شوید .همچنین غیر از اینکه به صورت مستقیم فایل را دریافت می نمائید . لینک دانلود به ایمیل شما نیز فرستاده می شود .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل asemankafinet@gmail.com را بنویسید.

4 - در هنگام خریداگر باخطای شماره موبایل اشتباه است مواجه شدید ، زبان گوشی یا کامپیوترخود را در هنگام وارد کردن شماره موبایل انگلیسی قرار دهید مشکل حل می شود .

5- توجه : بعد از خرید و دریافت فایل ورد اگر در هنگام بازشدن فایل ورد نوار زرد رنگ با عنوان enable editing بالای ورد  ظاهر شد روی آن کلیک کنید تا فایل ویرایش شود

http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/rahnemaonline.jpghttp://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/kart.jpg

لیست گزارش تخصصی ها      لیست اقدام پژوهی ها          لیست تجربیات ارتقای شغلی

توجه

در صورت هرگونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید آنلاین  یا سفارش تحقیق فقط به شماره 09159886819 اسمس یا با تلگرام پیام دهید.باتشکر

جواب سوال رئیس جمهوری در سال تحصیلی 1396-1395

بازدید: 2483

معرفی تحقیق : پاسخ سوال رئیس جمهوری در سال تحصیلی 1396-1395 

خشونت از کجا نشات گرفته است؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ در برابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟چگونه میتوانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم ؟چگونه می‌توانیم جوامع، منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟

 بصورت ورد و قابل ویرایش - تعداد صفحات 37 - قیمت 5 هزار تومان -  در زیر ابتدا فهرست مطالب آن را ببینید :

 

فهرست مطالب

چکیده

نکات کلیدی :

مقدمه

تعاریف خشونت

تعریف دوم

پیشینه خشونت

انواع خشونت:

خشونت مستقیم:

خشونت  جنسی :

خشونت روانی:

خشونت غیر مستقیم:

آثار خشونت بر جامعه انسانی :

الف - کاهش بازدهی جامعه :

ب - احساس عدم امنیت بر جامعه

ج - ایجاد موج عاطفی :

د - سوء استفاده خارجی

ن - شکستن حریم ها

ک - تشکیل زنجیره خشونت

علل و عوامل علل خشونت:

۲- خشونت ناشی از عامل تاريخی روانی يا روانی زيستی

۳- خشونت ناشی از تاثير عوامل اجتماعی

علل خشونت از دیدگاه قرانی:

الف: حسادت

ب: باورهاى ناروا

ج: مشكلات اقتصادى

د: بيمارى

ه: بدآموزى

ز: كبر و خودبينى

ى: خستگى

راه های پیشگیری از خشونت در جامعه و ایجاد جامعه ای پر از رافت و مهربانی

جلوگیری از خشونت در جوامع منطقه

عدالت، راهکار قرآن برای جلوگیری از خشونت:

خشونت در عرصه اندیشه

طرح شناسایی بحران و راه‌های برون‌رفت

بررسی دلایل گرایش به جریان خشونت

کنفرانس سالانه تروریسم

کارگاه‌های بین‌المللی در جهان اسلام

نشست‌های ماهانه

آثار دینی در حوزه تسامح و اعتدال دینی

ترویج سیره مسلمانان صلح‌دوست

محتواهای درسی خشونت‌ستیز

طراحی محتوای پایه برای تولیدات سینمایی و انیمیشن

طراحی جشنواره‌های بین‌المللی دوسالانه جوانان نخبه مسلمان

جایزه سالانه پیامبر رحمت و صلح

بحث و بررسی و نتیجه گیری

يشنهاد برای جلوگیری از خشونت در جامعه و جوامع جهانی

1 پیشنهادات جلوگیری از خشونت در جامعه

2 پیشنهادات جهت جلوگیری از خشونت در جوامع منطقه و جهان

* منابع

 برای اطمینان شما :

فایل پی دی اف این تحقیق را فقط برای مشاهده و بصورت پی دی اف در زیر قرار داده ایم . ابتدا فایل پی دی اف را مشاهده نمائید و در صورت رضایت می توانید فایل ورد و قایل ویرایش این تحقیق را بصورت خرید انلاین و به قیمت فقط5000 تومان پنج هزار تومان ) از لینک خرید آن دریافت نمائید . ابتدا فایل پی دی اف  :


http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/DOKMEMO.jpg

در صورت رضایت فایل ورد و قابل ویرایش این تحقیق را از لینک خرید زیر و بصورت انلاین و با قیمت 5000تومان (پنج هزار تومان)بعد از پرداخت دریافت نمائید .

راهنمای خرید :   برای خرید انلاین ابتدا بر روی لینک خرید زیر کلیک نمائید .   تا وارد صفحه خرید آنلاین شوید .درصفحه خرید آنلاین نام و نام خانوادگی ، شماره موبایل و ایمیل خود را وارد کنید .و بر روی خرید کلیک نمائید. تا وارد صفحه در گاه بانک شوید .بعد از وارد کردن مشخصات کارت ، وارد صفحه دانلود فایل می شوید که بصورت مستقیم می توانید آن را دانلود کنید ، همچنین علاوه بر دانلود مستقیم ، لینک دانلود به ایمیل شما نیز فرستاده می شود -   لینک خرید :

http://up.asemankafinet.ir/view/1543587/submit.gif

 

 

 

معرفی :

 

مقاله و تحقیق  -  مقاله و تحقیق شماره 2 سایت درباره  چگونه از آب‌های ایران بهتر نگهداری و استفاده کنیم - بصورت ورد - تعداد صفحات 45صفحه - خرید بصورت آنلاین و دریافت بلافاصله - قیمت فقط 3هزار تومان

 

فهرست مطالب

چکیده:4

کلمات کلیدی:4

مقدمه :5

مدیریت منابع آب ایران:6

نقش آب در توسعه پایدار و وضعیت آب در ایران.. 8

روش های تامین آب:10

محدودیت مدیریت منابع آب... 12

چالش های مدیریت منابع آب... 13

عوامل موثر در بحران آب و راه کارهای مقابله با آن.. 15

بحران بلند مدت (بحران جهانی آب و مدیریت بحران )15

بحران کوتاه مدت(مدیریت بحران در تاسیسات آبرسانی)16

راه کارهای مقابله با بحران ( ایجاد فرصت ها )18

مقابله فیزیکی و غیر فیزیکی.. 18

الف ) مقابله فیزیکی :18

مقابله با بحران (بلند مدت)18

مدیریت تامین آب آشامیدنی :18

- حفاظت آب و بهره برداری موثر از آن.. 19

مقابله با بحران (کوتاه مدت) :19

طرحهای عملیاتی :21

مقابله غیر فیزیکی :21

صرفه جویی در مصرف آب... 22

ـ استفاده صحيح از ماشين هاي لباسشويي و ظرفشويي :23

ـ روش هاي صرفه جويي آب در مورد فلاش تانک ها :23

2- سردوش هاي اختلاط آب و هوا (سردوش هاي کم جريان)24

راه های صرفه جویی آب در منازل:25

١ - مصارف آشپزخانه:25

٢ - استحمام:26

٣ - کاهش حجم فلاش تانک:27

٤ - جلوگیری از چکه کردن شیرآب و سردوش ها:27

٥ - صرفه جویی در خانه اقتصاد خانواده - انبساط:27

سایر راه های صرفه جویی:28

استفاده چندباره از آب:28

آبیاری باغچه ها:28

شست وشوی اتومبیل:28

استخرهای خانگی:29

مصرف غیرضروری آب توسط افراد وسواسی:29

استفاده از آب باران:29

تلفات خارج از کنترل:30

صرفه جویی در ایام سفر:30

مديريت اصلاح الگوي مصرف و  راهكارهاي كنترل مصرف در بخش كشاورزي و آب... 30

بزرگترين محدوديت در توليد محصولات كشاورزي.. 30

الف : توجه به شيوه هاي كاشت و برداشت واستفاده علمي از تجهيزات كشاورزي.. 32

ب: توجه به شيوه آبياري زمينهاي مزروعي.. 35

كاهش مصرف آب... 35

صرفه جويي آب در بخش كشاورزي.. 36

چگونگی نگهداری از منابع آب... 41

نتیجه گیری.. 42

پیشنهادهایی  برای برنامه ریزی و اجرای طرح های مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی:43

پیشنهادات برای نگهداری از منابع اب و صرفه جویی در آنها43

منابع:44

 

چکیده:

  ايران از نظر منابع آب نسبت به ميانگين جهاني از محدوديت بيشتري برخوردار بوده و متوسط بارندگي آن حدود يك سوم ميانگين جهاني است. به همین دلیل از نظر اقليمي نیز جزو مناطق خشك و نيمه خشك دنيا محسوب مي شود. از طرف ديگر بخش اعظم توليدات کشاورزی كشور با اعمال آبياري حاصل مي گردد.منابع آب شیرین در دنیا از نظر کمی با محدودیت هایی روبه­روست ابعاد این محدودیت­ها با فعالیت­های بشری در زمینه های کشاورزی، صنعت و خدمات مورد تهید جدی قرار گرفته و روز به روز محدودتر می-گردد برای مقابله با این تهدیدها همه ساله بر تعداد رودخانه­ها و سدها و منابعی که آب مطمئن و قابل برنامه­ریزی شده­ای را در اختیار قرار دهد افزوده می شود بدین منظور تا کنون بیش از 36 هزار سد بر روی رودخانه­های مختلف ساخته شده است بخش قابل توجهی از این سدها برای مقاصد آب شرب احداث شده است سرمایه گذاری برروی 170 سد در سال در سراسر جهان نشان از عزم جزم مدیریت جهانی منابع آب برای کاستن از محدودیت های کم و کیفی و ایجاد فرصت مناسب برای مقابله با بحران است علاوه بر این تکنولوژی شیرین سازی آب شور دریاها راهکار دیگری برای مقابله با بحران است هر چند این تکنولوژی گران و پر هزینه است به طوری که هزینه هر متر مکعب آن تقریباً به دو دولار می رسد. آب مانند نفت از منابع ملی است و به نقطه خاصی تعلق ندارد این بدان معناست که پس از تامین نیازهای شرب و بهداشتی که بدون توجه به مسائل اقتصادی آن اجتناب ناپذیر است .

در این مقاله قصد داریم راه هایی حفظ و نگهداری از منابع اب کشورمان را مورد بررسی قرار دهیم .

کلمات کلیدی:

 بحران کم آبی، راه­های صرفه جویی، راه­های مدیریت منابع آب، پیشنهادات

 

برای اطمینان شما :

فایل کامل این مقاله و تحقیق برای مشاهده و بصورت پی دی اف در زیر آمده است . ابتدا فایل پی دی اف را مشاهده نمائید و در صورت رضایت فایل ورد و قابل ویرایش آن را از لینک خرید و بصورت آنلاین با قیمت فقط 3 هزار تومان دریافت نمائید.ابتدا فایل پی دی اف :

http://up.asemankafinet.ir/up/asemankafinet/Pictures/DOKMEMO.jpg

 

 در صورت رضایت فایل ورد این تحقیق و مقاله را با قیمت سه هزار تومان از لینک خرید زیر دریافت نمائید.

راهنمای خرید :   برای خرید انلاین ابتدا بر روی لینک خرید زیر کلیک نمائید .   تا وارد صفحه خرید آنلاین شوید .درصفحه خرید آنلاین نام و نام خانوادگی ، شماره موبایل و ایمیل خود را وارد کنید .و بر روی خرید کلیک نمائید. تا وارد صفحه در گاه بانک شوید .بعد از وارد کردن مشخصات کارت ، وارد صفحه دانلود فایل می شوید که بصورت مستقیم می توانید آن را دانلود کنید ، همچنین علاوه بر دانلود مستقیم ، لینک دانلود به ایمیل شما نیز فرستاده می شود -   لینک خرید :

http://up.asemankafinet.ir/view/1543587/submit.gif

 


این مطلب در تاریخ: دوشنبه 08 دي 1393 ساعت: 18:22 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق در مورد صدا

بازدید: 449

 

 

تحقیق رایگان 

سایت فروشگاه علمی آسمان

www.asemankafinet.ir

تحقیق در مورد صدا

مقادير حد تماس شغلي (AOE) صدا و مدت مواجهه با آن (جدول شماره 1) به شرايطي اشاره دارد كه به نظر مي رسد چنانچه كليه شاغلين به طور مكرر در مواجهه با اين مقادير قرار گيرند آثار نامطلوب در توانايي شنيداري و درك محاوره طبيعي آنان ظاهر نشود. تا قبل از سال 1979 ميلادي از نظر پزشكي، اختلال شنوائي موقعي حادث شده است كه متوسط حد آستانه شنوائي از dB 25 در فركانس هاي 500 و 1000 و 2000 هرتز تجاوز نمايد (ANSI S3.6-1986). مقادير ارائه شده در اين كتاب براي پيشگيري از افت شنوائي به محدوده فركانس هاي بالاتر مانند 3000 و 4000 هرتز نيز گسترش يافته است. مقادير حد تماس شغلي به عنوان راهنما براي كنترل مواجهه با صدا مورد استفاده قرار مي گيرد و با توجه به حساسيت متفاوت افراد نبايد به عنوان مرز بين حد ايمني و حد خطر تلقي گردد. بايد تأكيد نمود كه مقادير حد تماس شغلي، همه شاغلين را در برابر اثرات نامطلوب تماس با صدا محافظت نمي نمايد. مقادير حد تماس شغلي مي بايست ميانه جامعه شاغلين را در مقابل افت شنوايي در حد 2 دسي بل در فركانس هاي 500 و 1000 و 2000 و 3000 هرتز پس از 40 سال مواجهه شغلي با صدا محافظت نمايد. اجراي برنامه حفاظت شنوايي با در نظر گرفتن كليه عوامل مؤثر و آزمايش شنوايي سنجي در مواقعي كه شاغلين در مواجهه با صداي بيش از مقادير حد تماس شغلي يا در حد آن هستند ضروري است.

 مقادير حد تماس شغلي صدا

مدت مواجهه در روز

تراز فشار به صورت dBA

24                          ساعت

80

16                           ساعت

82

8                             ساعت

85

4                              ساعت

88

2                               ساعت

91

1                               ساعت

94

30                             دقيقه

97

15                            دقيقه

100

50/7                     دقيقه

103

75/3                     دقيقه

106

88/1                     دقيقه

109

94/0                     دقيقه

112

12/28                     ثانيه

115

06/14                     ثانيه

118

03/7                      ثانيه

121

52/3                      ثانيه

124

76/1                      ثانيه

127

88/0                      ثانيه

130

44/0                      ثانيه

133

22/0                      ثانيه

136

11/0                      ثانيه

139

 

مقادير حد تماس شغلي در فركانس هاي مركزي اكتاوباند (مبناي 0002/0 ميكروبار) به دسي بل

 

                       فركانس Hz

مدت تماس در روز

125

250

500

1000

2000

4000

8000

8 ساعت

96

92

88

86

85

85

86

4 ساعت

103

96

91

88

86

85

87

2 ساعت

110

101

94

91

88

87

90

1 ساعت

118

107

99

95

91

90

95

30 دقيقه

126

114

105

100

95

92

99

15 دقيقه

135

122

112

106

99

98

104

7 دقيقه

135

135

122

114

105

104

120

3 دقيقه

135

135

134

124

113

111

120

كمتر از 5/1 دقيقه

135

135

135

134

124

121

130

 

 

 

صداي پيوسته يا متناوب:

تراز فشار صوت بايد توسط صدا سنج يا دوزيمتري تعيين گردد كه حداقل با ويژگي هاي ANSI براي صداسنج SI.4-1983,type S2A يا ويژگي هاي ANSI SI.25-1991 براي دوزيمترهاي فردي صدا مطابقت داشته باشد. وسايل اندازه گيري بايد در شبكه وزن يافته A در وضعيت آهسته (SLOW) تنظيم شوند. مدت مواجهه نبايد از مقادير مندرج در جدول (1) تجاوز نمايد. اين مقادير بدون توجه به اينكه مواجهه به صورت مداوم يا به صورت مواجهه هاي كوتاه مدت است، براي كل مدت مواجهه كار روزانه به كار مي رود. وقتي مواجهه روزانه با صدا از دو يا چند دوره زماني با ترازهاي متفاوت تشكيل شده باشد اثر تركيبي آنها بايد بيشتر از اثر جداگانه هر يك از مواجهه ها مورد نظر قرار گيرد در چنين مواردي براي ارزيابي از رابطه زير استفاده مي شود:

                                                                                 

در رابطه فوق  بيانگر مدت مواجهه با تراز فشار صوت معين و  بيانگر مدت مجاز مواجهه با همان تراز فشار صوتي معين مي باشد. در صورتي كه حاصل جمع رابطه فوق از عدد يك تجاوز كند ميزان تماس از مقدار حد تماس شغلي فراتر رفته است. تمام تماس هاي شغلي با تراز فشار صوتي 80 دسي بل A و بيشتر به طريق فوق محاسبه مي شود.

در صورت استفاده از صداسنج معمولي اين رابطه زماني قابل استفاده است كه صدا با تراز يكنواخت حداقل به مدت 3 ثانيه ادامه داشته باشد. در غير اين صورت بايد از دوزيمتر و يا صداسنج از نوع جمع شونده (integrating) استفاده شود. لذا در دستگاه دوزيمتري كه مطابق با اصل متغير 3 دسي بل نسبت به زمان و تراز صداي 85 دسي بل A براي 8 ساعت مواجهه تنظيم شده است، چنانچه دوزيمتر دوز صدا را بيش از 100 درصد نشان دهد، مواجهه با صدا بيش از حد مجاز است. لذا دوز بيش از صد در صد دليل بر مواجهه بيش از 85 دسي بل A به ازاي 8 ساعت كار است. مواجهه بيش از حد تماس شغلي بر روي دستگاه صداسنج از نوع جمع شونده هنگامي حادث مي گردد كه متوسط تراز صدا از مقادير مندرج در جدول 1 تجاوز نمايد.

 

صداي ضربه اي يا كوبه اي

در صورت استفاده از وسايل اندازه گيري توصيه شده توسط ANSI مدل SI.4 و SI.25 يا IEC804، صداي ضربه اي يا كوبه اي در هنگام سنجش صدا به طور خودكار اندازه گيري مي شود. تنها ضابط، آن است كه دامنه اندازه گيري مورد نياز بايد بين 140-80 دسي بل A و دامنه ضربه حداقل 63 دسي بل باشد. مواجهه بدون حفاظ گوش، با تراز فشار صوت بيش از 140 دسي بل در شبكه وزن يافته C مجاز نمي باشد. اگر وسيله اندازه گيري قادر به اندازه گيري تراز قله در شبكه وزن يافته C نباشد آنگاه بايد اندازه گيري تراز قله (peak) با ميزان كمتر از 140 دسي بل ملاك اندازه گيري قرار گيرد.

 

تذكر:

1- براي صداهاي ضربه اي بالاتر از 140 دسي بل C وسيله حفاظت از شنوايي بايد استفاده شود و براي چنين شرايطي از محافظ شنوايي (گوشي صداگير) با ويژگي هاي MIL-STD-1474 C در داخل گوش يا روگوشي به تنهايي يا توأم استفاده شود.

2- ممكن است تماس با برخي از مواد شيميايي منجر به افت شنوايي گردد. لذا انجام شنوائي سنجي دوره اي شاغلين در محيط هايي كه علاوه بر مواجهه با صدا، امكان تماس با برخي مواد شيميايي نظير تولوئن، سرب، منگنز، ان بوتيل الكل وجود دارد، توصيه مي گردد.

3- در نظافت و بهداشت وسايل حفاظت از شنوايي دقت و توجه لازم معمول گردد.

 


این مطلب در تاریخ: دوشنبه 10 شهريور 1393 ساعت: 17:13 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,
نظرات()

آزادى و عدالت در انديشه امام خمينى(ره)

بازدید: 413

 

آزادى و عدالت در انديشه امام خمينى(ره)

پيشگفتار

در نگاه نخستين به مفاهيم آزادى و عدالت، ارتباط و هماهنگى خاصى ميان اين دو مفهوم نمى‏يابيم و آنچه را از اين دو مفهوم دريافت مى‏كنيم دو گانگى و تا حدى بيگانگى است.

ليكن پس از بررسى اين دو حقيقت و دريافت واقعيت آنها، هيچ گونه بيگانگى را در اين دو مفهوم درك نمى‏كنيم و درمى‏يابيم كه وابستگى ميان آنها به اندازه‏اى است كه هر كدام با نبود ديگرى، تحقق نيافته و به وجود نمى‏آيد; آزادى از عدالت‏سرچشمه مى‏گيرد و عدالت در پناه آزادى اجرا مى‏گردد و در نتيجه، پيدايش يكى از آنها بدون ديگرى امكان ندارد. تلاش ما در اين مقاله، روشنگرى حقيقت اين دو مفهوم از ديدگاه امام خمينى قدس سره و بيان ارتباط و وابستگى ميان آنها در انديشه والاى بزرگترين مجرى عدالت و سخت كوشترين آزادى خواه و آزادى بخش معاصر بنيانگذار جمهورى اسلامى امام راحل قدس سره است كه در گفتار و كردار خود، اين دو مفهوم را روشن كرده و با تلاشى همه جانبه، خواهان اجرا و پياده ساختن آنها در جامعه اسلامى بود و روشن است كه سخن ما، در روشنگرى مفهوم سياسى آزادى و عدالت است، نه مفهوم كلامى و فلسفى و ديگر مفاهيم آنها.

مفهوم آزادى

آزادى از مفاهيم بسيار روشنى است كه هر كس آن را مى‏شناسد و نيازى به مراجعه به كتابهاى لغت و آوردن شواهد و نمونه‏ها از نثر و شعر و محاورات مردم و اهل سخن ندارد.

اگر به كتاب لغت مراجعه كنى، همان را مى‏بينى كه از مردم كوچه و بازار مى‏شنوى و همگان در پرسش از اين مفهوم، پاسخ مى‏گويند: آزادى به معناى رهايى، در قيد و بند نبودن و با اراده و اختيار خود كارها را انجام دادن است و بر همين اساس، زمانى كه از امام خمينى درخواست مى‏شود معناى آزادى را بيان كنند، در پاسخ چنين مى‏گويند:

«آزادى يك مساله‏اى نيست كه تعريف داشته باشد، مردم عقيده شان آزاد است. كسى الزامشان نمى‏كند كه شما بايد حتما اين عقيده را داشته باشيد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه حتما بايد اين راه را برويد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه بايد اين را انتخاب كنيد. كسى الزامتان نمى‏كند كه در كجا مسكن داشته باشيد يا در آنجا چه شغلى داشته باشيد. آزادى يك چيز واضحى است‏». (1)

در اين سخن، امام به جاى پرداختن به تعريف مفهوم آزادى، به برخى از مصاديق آن اشاره مى‏كند; زيرا مفهوم آن نياز به بيان ندارد و بر همگان روشن است و از بديهيات است. آنچه مهم است، پياده كردن اين مفهوم در عينيت‏خارجى و بيان پيش نيازها و شروط آن و چگونگى و همين طور شكل‏گيرى آن در زمانها و مكانها و ديگر نيازمندى‏هاى آزادى است كه بايد مطرح شود.

آزادى از مفاهيمى است كه براى شناخت آن، در آغاز، بايد مفهوم مقابل آن را درك كرد تا بتوان گستره اين مفهوم را دريافت نمود. زمانى كه مى‏گوييم آزادى، اگر هيچ كدام از مفاهيمى كه در برابر آن قرار گرفته‏اند را درك نكنيم، نمى‏توانيم حقيقت و گستره اين مفهوم را نيز دريافت كنيم. در آغاز بايد مقيد بودن به يك قيدى را در نظر بگيريم، سپس حدود و مرزهاى آن قيد را مشخص نماييم، آنگاه رهايى از آن قيد را تصور نماييم و نام آزادى را بر آن قرار بدهيم، مقيد بودن به سكونت در يك محل، خلاف آزادى است و رهايى از اين قيد، آزادى نسبى است كه در برابر آن قرار گرفته است. محدود بودن در گفتار و يا در كردار و يا در انديشه، خلاف آزادى است و رها بودن از محدوديتها، آزادى است.

و بر همين اساس است كه عنوان آزادى در هر جايى به كار برده شود، نمى‏توان آن را به معناى رهايى از هر قيد و بندى تلقى كرد; بلكه بايد گفت كه اين كلمه در برابر چه قيد و بندى منظور شده است. اگر در كلام خدا و يا در سخن پيامبر خدا و يا يكى از امامان معصوم عليهم السلام و يا يكى از بزرگان و انديشمندان دينى و غير دينى، اين واژه آمده باشد، نمى‏توان آن را به معناى رها بودن از هر قيد و بند و تكليف و عادت و رسم استفاده كرد و مفهوم مطلق آن را به كار گرفت. اين سخن نه تنها در مورد خداپرستان و اهل اديان صادق است; بلكه در مورد انديشمندانى كه عقيده به خدا و دين ندارند نيز چنين است و هيچ انديشمندى هر چند خداپرست نباشد و دينى را در زندگانى خود انتخاب نكرده باشد، آزادى را رهايى مطلق و بى بندوبارى بى حد و مرز ندانسته و گستره مفهوم آزادى را هر چند وسيع تلقى كند، در آخر براى آن حد و مرزى هر چند كم و كوتاه در برخوردها، رفتارها، پوشيدن لباس و ديگر نيازها قرارداده است و در هيچ زمانى و هيچ ملتى آزادى مطلق و بى بندوبارى از هر حد و مرزى اراده نشده‏است. هيچ آزاديخواهى از آغاز آفرينش تا امروز پيدا نشده است كه بگويد انسان از حيوانات ديگر پست‏تر است و به هيچ گونه عادت و رسمى براى زندگانى نياز ندارد و مى‏تواند در رهايى بى حد و مرزى زندگى كند.

پس در هر موردى كه واژه آزادى به كار گرفته شده است، بايد گفت كه اين واژه در برابر چه مفهوم مخالفى از آزادى به كار گرفته شده است و رهايى از كدام قيد مقصود بوده است.

آزادى سياسى در اسلام

از ديدگاه اسلام، انسان آزاد است، آزاد آفريده شده و آزاد زندگى مى‏كند و از بهترين و بالاترين نوع آزادى برخوردار است، ليكن آزادى به شكل درست و معقول آن و در حد و مرز قانون. قانون براى تامين آزادى تمام افراد جامعه آمده است نه براى محدود ساختن و در تنگنا قرار دادن و گرفتن آزادى.

اگر قانون نباشد، جامعه از آزادى محروم خواهد شد; زيرا اگر خواستها و خواهشها در افراد بدون مرز به كار گرفته شود، همه ناكام خواهند ماند و آرزوها در نزاع و كشمكش از ميان مى‏روند و يا زورمند، ضعيف را پامال كرده و حق زندگانى را از او مى‏گيرد و گاهى همه افراد نابود خواهند شد. رانندگى در جاده‏هاى يك كشور براى رانندگان آزاد است و راننده حق رانندگى آزاد را در جاده‏ها دارد; ليكن اين آزادى با قوانين راهنمايى و رانندگى مرز بندى مى‏شود.

قانون رانندگى سرعتها را كنترل مى‏كند، حركت‏ها را منظم مى‏كند، حق تقدمها را روشن مى‏سازد و در نتيجه، رانندگى سالم و آزادى را در اختيار رانندگان قرار مى‏دهد. قوانين اسلام براى كنترل خواهشها و تنظيم خواستها آمده است تا هر انسانى در سايه قانون از حق آزادى بهره‏مند گردد. آزاد انديشه كند; آزاد، زندگى كند; آزاد، نيازهاى خود را به كار گيرد و از هر قيد و بندى رها بوده و تنها در سايه قانون قرار گيرد.

امام خمينى در موضوع آزادى در اسلام چنين مى‏گويد:

«شما اگر چنانچه به احكام اسلام اعتقاد داريد، اين احكام اسلام است. اسلام، انسان را آزاد قرار داده است. انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نواميسش ساخته است و مى‏گويد; هر انسانى در مسكن آزاد است، در مشروب و ماكول، آنچه خلاف قوانين الهيه نباشد، آزاد است. در مشى آزاد است. [اين] حكم اسلام است [كه] اگر كسى به منزل كسى حمله برد، براى آن كسى كه مورد حمله واقع شده است، كشتن حمله كننده جايز است. [آيا] اسلام كه اين قدر با آزاديها موافق است، ارتجاع سياه است؟...

اگر اسلام را كه همه ما تابع او هستيم قبول داريد و اسلام سرمنشا همه آزاديها و همه آزادگيها، همه بزرگيها و همه استقلالهاست ; اگر اسلام را قبول داريد، اين احكام اسلام است. كجايش ارتجاع است؟.» (2)

و هم ايشان در موضوع محدود بودن آزادى در قانون چنين مى‏گويد:

«آقايانى كه اسم از آزادى مى‏آورند; چه آقايانى كه در داخل مطبوعات هستند و چه قشرهاى ديگرى [كه] فريادى از آزادى مى‏زنند، اينها آزادى را درست‏بيان نمى‏كنند ويا نمى‏دانند در هر مملكتى، آزادى در حدود قانون است. مردم آزاد نيستند كه قانون را بشكنند و معناى آزادى اين نيست كه هر كس بر خلاف قانون اساسى يك ملت‏بر خلاف قوانين ملت هر چه دلش مى‏خواهد بگويد.» (3)

پس آزادى در اسلام تنها به قانون خدا محدود شده است و جز قانون خدا براى آن، حد و مرزى نيست. زمانى كه مى‏گوييم آزادى اسلامى ; يعنى رهايى از تمام قيدها و بندها جز قانون خدا، رهايى از بردگى در برابر زورمندان، رهايى از وابستگيهاى مادى، رهايى از شهوت و خواست نفس، رهايى از ستم پذيرى و چاپلوسى، رهايى از انديشه، رهايى از عقيده، رهايى از انتخاب در سايه قانون خدا و حكم اسلام كه تنظيم كننده تمام اين رهاييها و آزاديها است.

اما رهايى از همه چيز حتى قانون خدا، آزادى سالم نيست ; بلكه حقيقت و واقعيت آن آزادى نيست ; خدا خواسته كه انسان از اين قيد و بندها رها باشد و سرورى و سيادت و عزت را افتخار و سربلندى و كرامت داشته باشد; چنانچه مى‏فرمايد: «و لقد كرمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطيبات.» (4) «به تحقيق فرزندان آدم را گرامى داشتيم و به آنها كرامت‏بخشيديم و در خشكى و دريا وسيله سوارى براى آنها قرار داديم و روزى آنها را از نعمتهاى پاكيزه و گوارا قرار داديم.»

انسان آزاده و با كرامت، آزادى را به معناى بى‏بند و بارى و رهايى از قانون خدا نمى‏داند و آن را به معناى پيروى از خواست و خواهش نفس قرار نمى‏دهد ; بلكه آزادى را در حد قانون خدا محدود مى‏داند.

امام خمينى قدس سره در معناى صحيح آزادى چنين مى‏گويد:

«حالا كه من آزادم كه هر كارى مى‏خواهم بكنم، آزادم كه هر كه را مى‏خواهم اذيت‏بكنم، آزادم كه هر چه مى‏خواهم بكنم ولو به ضد اسلام باشد، ولو به ضد منافع مملكت‏باشد; [آيا] اين آزادى است؟[آيا] اين را ما مى‏خواستيم؟ ما آزادى مى‏خواستيم در پناه اسلام، ما مى‏خواستيم... اسلام هم آزادى دارد; اما آزادى بى‏بندوبارى نه، آزادى غربى ما نمى‏خواهيم، بى‏بندوبارى است او.» (5) و در موضوع آزادى غلط در غرب، چنين مى‏گويد:

«بايد همه بدانيم كه آزادى به شكل غربى كه آن موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح كشور حرام است. و برهمه ما و مسلمانان، جلوگيرى از آنها واجب است و از آزادى مخرب بايد جلوگيرى شود.» (6)

مفهوم عدالت

راغب اصفهانى در مفردات، عدل و عدالت را به معناى مساوات قرار داده و گفته است:

«عدل، تقسيم كردن به طور مساوى است و بر اين اساس، روايت‏شده است كه آسمان و زمين بر پايه عدالت‏برقرار شده است، براى آگاهى دادن به اينكه اگر يك ركن از چهار ركن جهان بر ديگرى بيشتر و يا كمتر باشد، بر مقتضاى حكمت جهان با نظم نخواهدبود.» (7)

ابن منظور در لسان العرب نيز عدل را به معناى تساوى ميان دو چيز معنا كرده است. (8)

شيخ طوسى در معناى آن چنين مى‏گويد: «العدالة فى اللغة ان يكون الانسان متعادل الاحوال متساويا.» (9)

عدالت در لغت، به معناى اين است كه انسان احوال متعادل و متساوى داشته باشد و علامه طباطبايى آن را چنين معنا كرده است: «هى اعطاء كل ذى حق من القوى حقه و وضعه فى موضعه الذى ينبغى له.» (10)

عدالت، اين است كه هر صاحب حقى از نيروها را به حقش برسانى و آن را در جايگاه مناسب خويش قرار دهى و اين معنا، با معناى لغوى عدالت كه تساوى است، منافات ندارد; زيرا مقصود از تساوى، تقسيم به طور متساوى نيست كه به هر يك مقدارى مخصوص برسد و همه به يك اندازه بهره‏مند شوند; بلكه مقصود، رعايت تناسب و اعتدال است ; يعنى هر چيزى را مناسب با وضع خود رعايت كردن و به طور شايسته به كار گرفتن.

از ارسطو نيز براى عدالت همين معنا نقل شده است:

«عدالت، به معناى خاص كلمه، برابر داشتن اشخاص و اشياء است. هدف عدالت هميشه تامين تساوى رياضى نيست، مهم اين است كه ميان سود و زيان و تكاليف و حقوق اشخاص، تناسب و اعتدال رعايت‏شود. پس در تعريف عدالت مى‏توان گفت ; فضيلتى است كه به موجب آن، بايد به هر كس آنچه را كه حق اوست، داد.» (11)

از پيشوايان راستين و امامان دين نيز عدالت‏به همين معنا نقل شده است:

امام هفتم موسى‏ابن جعفر عليه السلام فرمود:

«خداوند هيچ گونه مالى را رها نكرده ; بلكه آن را قسمت كرده و حق هر صاحب حقى را به او داده است. اگر عدالت در ميان مردم برقرار شود، خواص و عوام، فقرا و مساكين و همه قشرهاى مردم، بى نياز خواهند شد.» (12)

ارتباط آزادى با عدالت

آزادى فردى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، قضايى، جزايى و آزادى در تمام انواع و بخشها از عدالت‏سرچشمه مى‏گيرد. عدالت است كه فرد را آزاد ساخته و به افراد اجتماع در روابط و مناسباتى كه با هم دارند، آزادى داده و نيز عدالت است كه در سياست ،اقتصاد، قضا، انديشه و ديگر كارها به انسان آزادى بخشيده است. در طول تاريخ ، هرگاه انسانها از آزادى محروم شده‏اند، از بى عدالتى بوده است. به زندان رفتن آزاديخواهان و آواره شدن آنها از وطن و كشته شدن مردان خدا از امامان معصوم عليهم‏السلام تا افراد عادى، همه از بى عدالتى حاكمان و زمامداران خودسر بوده است.

خداوند عادل است و از عدالت‏خود، انسان را آزاد آفريده و به انسان آزادى داده و اراده و اختيار را در نهاد او قرار داده است.

از عدالت‏خدا است كه نظام آفرينش منظم شده و هر پديده‏اى در آفرينش خدا در جاى مناسب خود قرار گرفته و بر اين اساس از هماهنگى و يگانگى و نظمى كه در پديده‏هاى جهان است، عدالت‏خدا به اثبات مى‏رسد و يگانه بودن او ثابت مى‏گردد.

عدالت در خدا، نظام تشريعى را در قالب يك قانون و قاعده در آورده است و آن، پيروى احكام شرع از مصالح و مفاسد واقعى در اشياء جهان است. مجاز بودن هر كارى بايد هماهنگ با وجود مصلحتى باشد كه در آن است و ممنوع بودن هر كار، بايد هماهنگ با وجود مفسده‏اى باشد كه در آن كار است.

عدالت‏خداوند، براى هر فردى حقى را آفريده است و اين حق، گاهى مساوات و برابرى با ديگران را مى‏طلبد و گاهى تفاوت را ; تساوى همگان در برابر قانون و اجراى آن و تفاوت در برابر متفاوت بودن افراد در كوشش و تلاش براى نزديك شدن به كمال و رحمت‏خدا.

پياده كردن عدالت پيش از اجراى مسابقه و پس از پايان آن مثل هم نيست. عدالت مى‏گويد آغاز مسابقه تمام افراد شركت كننده در يك درجه هستند و همگان بايد از امكانات موجود به طور مساوى استفاده كنند و ليكن پس از پايان مسابقه و روشن شدن تفاوت ميان افراد در استعدادها و كوششها بايد با هر فردى مطابق با درجه استعداد و كوشش او رفتار كرد و در تشويق و جايزه بايد بين نفر اول با نفر دوم تفاوت قائل شد.

به كارگيرى آزادى در مسابقه نيز هماهنگ با پياده ساختن عدالت در آن است. زندگى براى انسانها نيز ميدان مسابقه است. انسانهايى كه به سر حد عقل و تميز مى‏رسند، به شركت در اين مسابقه دعوت شده‏اند و همگان از حقوق اولى و همگانى به طور متساوى برخوردار هستند و خداوند ابزار كار را به طور متساوى در اختيار آنها قرار داده و آنها را به تلاش و كوشش دعوت نموده است. اين دعوت از طرف خدا به تعبيرهاى گوناگونى در قرآن آمده است:

«و سارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات والارض اعدت للمتقين.» (13)

«شتاب كنيد به سوى بخشش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن آسمانها و زمين است كه براى پرهيزگاران آماده شده است.»

«واستبقوا الخيرات‏» (14) «و پيشى گيريد بر يكديگر در كارهاى نيك‏»و پس از پايان مسابقه، تفاوت مردم در تلاش كردن به سوى هدف مسابقه روشن مى‏شود و عدالت و آزادى در مسابقه مى‏گويد; با افراد جامعه نبايد با يك درجه نگاه كرد، و بر همين اساس گاهى از پيامبر صلى‏الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «الناس سواء كاسنان المشط‏» (15) «مردم با هم مساوى و برابرند مانند دندانه‏هاى يك شانه‏»و يا فرمود: «لافضل لعربى على عجمى (16) » «عرب هيچ گونه برترى بر عجم ندارد»و اين، تساوى و برابرى افراد انسان است در دعوت الهى و به كارگيرى نعمتهاى او و فرمانبرى از دستورات او. ليكن قرآن مى‏فرمايد: «ام نجعل اللذين آمنوا و عملواالصالحات كالمفسدين فى الارض ام نجعل المتقين كالفجار» (17)

«آيا كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كار شايسته انجام داده‏اند مانند كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين فساد مى‏كنند و آيا پرهيزگاران را مانند گنه كاران قرار مى‏دهيم.»

پس تساوى و برابرى كه در روايات آمده است، نسبت‏به قانون الهى و ابزار كار و حقوق همگانى است كه خداوند آن را به طور متساوى به تمام افراد بشر عنايت فرموده است و به اصطلاح، تساوى و برابرى پيش از اجراى مسابقه در ايمان و انجام كارهاى شايسته است و تفاوتى كه در آيه بيان شده است، نسبت‏به پايان مسابقه ايمان و عمل صالح است كه برندگان در اين مسابقه و تلاشگران در اين ميدان با كسانى كه از كاروان عقب مانده و يا نخواسته‏اند تلاش كنند و يا در مسير مخالف در حركت‏بوده‏اند بايد تفاوت داشته باشند.

اين عدالت‏خداوند است كه همه را از حقوق مساوى بهره‏مند مى‏سازد و همه را به مسابقه در ايمان و عمل صالح دعوت مى‏كند و در پايان كه مردم در تلاش با هم تفاوت داشتند پاداشها نيز بايد تفاوت داشته باشد.

امام خمينى قدس سره در پيوندى كه عدالت و آزادى با يكديگر دارند، چنين مى‏گويد:

«بايد جوانان روحانى و دانشگاهى قسمتى از وقت را صرف كنند در شناخت اصول اسلام كه در راس آن توحيد و عدل و شناخت انبياى بزرگ [و] پايه گزاران عدالت و آزادى است ; از ابراهيم خليل تا رسول خاتم صلى الله عليه و آله‏» (18)

و نيز مى‏گويد:

«جمهورى اسلامى، عدل اسلامى را مستقر مى‏كند و با عدل اسلامى همه و همه در آزادى و استقلال و رفاه خواهند بود.» (19)

عدالت و آزادى در بزهكاران و تبهكاران

تبهكارانى كه بر خود ستم كرده و يا به حقوق ديگران تجاوز مى‏نمايند و حق حيات و آزادى را از ديگران سلب كرده و با قلم و قدم خود، مردم را به فساد و بد انديشى سوق مى‏دهند، نبايد با آنها چون مردم پاك انديش و پاك كردار برخورد شود و آزادى كه براى پاكان وجود دارد، نبايد براى ناپاكان هم باشد; زيرا پاكان با انديشه پاك و نيك و كردار شايسته، خود را به كمال و سعادت مى‏رسانند و ديگران را نيز با خود همراه ساخته و به هدف عالى، هدايت رهبرى مى‏كنند; ليكن بد انديشان در انديشه تباهى و فساد هستند و براى رسيدن به هدف زشت‏خود، از ارتكاب هر كار زشتى ابا ندارند. حقوق ديگران را پايمال كرده جان و مال و آبرو و ناموس ديگران را وسيله رسيدن به اهداف ناپاك خود قرار مى‏دهند.

اجراى عدالت در اينگونه افراد حكم مى‏كند كه از آزادى در عمل محروم شوند و دست آنها در خرابكارى و فساد و تعدى به ديگران قطع شود. آزادى دادن به اين گروه، خلاف عدالت است ; زيرا خلاف آزادى ديگران است. اينان با فساد و تباهى كه دارند و با سلب حق ديگران، مردم را از آزادى محروم ساخته و اجازه كار و فعاليت‏به آنها نمى‏دهند.

پس رابطه ديگر عدالت و آزادى در اينجا روشن مى‏شود و آن اينكه، آزادى دادن به گروه بزهكار و تبهكار و مفسد، خلاف اجراى عدالت و خلاف اجراى آزادى در جامعه است ; چرا كه اگر اين گروه با آزادى حقوق ديگران را پايمال كرده و به آزادى ديگران تجاوز مى‏كنند و به اين ترتيب، ديگران در اعمال حقوق خود آزاد نخواهند بود، آزادى از پيكره اجتماع رخت‏برمى‏بندد و از ميان مى‏رود; چنانچه عدالت نيز پايمال شده و از ميان مى‏رود.

امام خمينى قدس سره چنين مى‏گويد:

«ما هر چه خواستيم اين قشرهاى فاسد را هدايت كنيم و هر چه مهلت داديم كه هدايت‏بشوند و به خود بيايند و به مصالح كشور نظر كنند، عكس آن را عمل كردند. هر چه به آنها آزادى داديم كه آزادى را براى ملت وسيله رشد قرار بدهند; آزادى قلم داديم، آزادى بيان داديم، اجتماعات و احزاب را آزاد گذاشتيم كه اگر راست مى‏گويند كه براى ملت كار مى‏كنند و دموكرات هستند و حكومت مردم بر مردم مى‏خواهند، چرا نمى‏گذارند مردم سرنوشت‏خودشان را تعيين كنند چرا، با خرابكاريها مى‏خواهند [كه مردم] حكومت‏خودشان را تعيين نكنند... آنها مى‏خواهند ما را غارت كنند و جوانهاى ما بى‏تفاوت باشند. جوانهايى كه در عشرتگاه هستند، بى‏تفاوتند. جوانهايى كه مبتلا به مخدرات هستند، در امور كشور بى‏تفاوت هستند، جوانهايى كه در مراكز فحشا بزرگ مى‏شوند، نسبت‏به مصالح كشور بى‏توجهند و به مصالح كشور كار ندارند... ما مى‏خواهيم مملكت را حفظ كنيم و حفظ مملكت‏به آن آزادى كه شما مى‏گوييد، نيست. اين آزادى مملكت را بر باد مى‏دهد... شما مى‏خواهيد كه ما آزاد بگذاريم تا جوانان ما فاسد بشوند و در پايان شما بهره ببريد.» (20)

آزادى و عدالت

آزادى با عدالت پيوند شديد و ارتباط مستحكم دارد. تمام انواع گوناگون عدالت‏با آزادى ارتباط دارند اين عدالت در چند شكل تجلى پيدا مى‏كند. بدين قرار:

1- عدالت ادارى

اداره كردن اجتماع به گونه‏اى كه اداره كننده بتواند صفات و ويژگيهاى افراد اجتماع را در نظر بگيرد و با هر فردى هماهنگ با استعداد و تلاش و كوششى كه در پيشرفت كار اجتماع دارد، برخورد نمايد. در امكانات موجود و در خدمات عمومى و حقوق همگانى در ميان افراد، به تساوى رفتار كند و در تفاوت كوششها و تلاشها در رفتارها تفاوت قايل شود; نظير ميدان مسابقه‏اى كه پيش از اجراى مسابقه با افراد به طور يكسان رفتار مى‏شود و پس از پايان آن، ميان افراد به تفاوت كوشش آنها، تفاوت رعايت مى‏گردد.

اداره جامعه بايد به كسى سپرده شود كه عدالت را بشناسد و بتواند آن را خوب اجرا كند، امام موسى بن جعفر عليه‏السلام فرمود: «لايعدل الا من يحسن العدل‏» (21)

«عدالت را اجرا نتواند كرد، مگر كسى كه آن را نيك بشناسد و نيك اجرا كند.»

اداره كننده جامعه اگر از مخالفان عدالت‏بترسد و يا در اجراى آن، ضعف نشان بدهد و يا نتواند آن را نيك شناسايى كند و نتواند با هر فردى همان طور كه در خور و شايسته اوست، رفتار كند، نمى‏تواند عدالت را اجرا كند و كسى كه عدالت را درست‏شناسايى نكرده باشد و از آن تصور درست و كاملى نداشته باشد، نمى‏تواند آن را اجرا كند و بر اين اساس است كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود: «ايهاالناس لا خير فى دين لا تفقه فيه‏» (22)

«اى مردم در دينى كه شناسايى و نيك‏شناسى نباشد، خيرى نيست‏».

در سايه عدالت ادارى كه حفظ حقوق افراد مى‏شود، آزادى انديشه، بيان، كردار و ديگر انواع آزادى نيز تامين مى‏شود.

2- عدالت جزايى

كيفرهاى جزايى كه در ملتها قانونى مى‏شود، از عدالت‏سرچشمه مى‏گيرد و انديشمندان هر ملتى براى برقرارى عدالت، قوانين كيفرى وضع مى‏كنند تا حقوق افراد جامعه پايمال نشده و تجاوزگران به كيفر كار زشت‏خود برسند و داد ستمديده از ستمگر گرفته شود.

در اسلام پيش از وضع قوانين كيفرى، رهنمودهايى در مورد ريشه يابى تباهى و جرم انجام شده و پيش از وقوع جرم، ريشه‏هاى آن شناسايى گشته است و مردم را از خطر و زشتى آنها آگاهى داده و از ارتكاب برحذر داشته است. به عنوان نمونه براى جلوگيرى از سرقت، تصرف در مال ديگران را بدون رضايت آنان ممنوع ساخته و از نتايج‏سوئى كه اين كار دارد، از باطل بودن عبادات با مال حرام و مستجاب نشدن دعا با خوردن حرام و كيفرهايى كه در جهان آخرت براى تصرف كننده در مال حرام است، به مردم هشدار داده است. براى جلوگيرى از قتل و آدم‏كشى، خون مسلمان را محترم دانسته و كمترين آزار را نسبت‏به ديگران حرام كرده تا راه آدمكشى را با اين وسيله مسدود نمايد.

پس از وقوع جرم، انسان را از كار زشتى كه كرده آگاه نموده و از مجرم مى‏خواهد توبه كند و از كار زشت‏خود پشيمان شود و خسارتى را كه بر خود و يا ديگران وارد كرده، جبران نمايد. و با اين فرمان، مجرم را هدايت كرده و از اجراى كيفر نسبت‏به او جلوگيرى مى‏كند; زيرا هر مجرمى توبه كند و به خدا برگردد و جبران خسارت وارده نمايد، كيفرى نسبت‏به او اجرا نمى‏گردد.

و اگر اين گونه اندرزها و هشدارها مؤثر واقع نشد و جرم اتفاق افتاد و مجرم توبه نكرد، آنگاه انواع كيفرهايى كه با جرمها هماهنگى و تناسب كامل دارد، به كار مى‏گيرد و در مورد مجرم اجرا مى‏كند. كيفرى كه مناسب جرمى است كه مجرم انجام داده ; مثلا در آدم كشى عمدى، قصاص را قانونى كرده و فرمان داده است هر كس مسلمانى را بكشد، بايد در برابر اين جنايت كشته شود و در قرآن مى‏فرمايد كه اين كيفر، باعث‏حيات و زندگانى جامعه مى‏گردد و براى ادامه حيات و زندگانى جامعه قاتل را بايد كشت و قصاص نمود و «لكم فى القصاص حيات يا اولوالالباب لعلكم تتقون.» (23)

و «در اجراى قصاص براى شما حيات و زندگانى هست اى صاحبان عقل شايد پرهيزگار شويد.»

قصاص هرچند ظاهرى خشن دارد ; ليكن اگر با انديشه به آن نگاه شود، روشن خواهد شد كه تنها عاملى كه مى‏تواند جلوى كشتار افراد جامعه را بگيرد و حيات و زندگى را براى انسانها تضمين نمايد، كشتن قاتل است.

مصلحت انديشى براى جامعه در اينگونه كيفرها، بر مصلحت انديشى فرد برترى پيدا كرده و صلاح جامعه نسبت‏به صلاح فرد جنايتكار، اهميت‏بيشترى پيدا مى‏كند، البته اگر بگوييم كه فرد جنايتكار صلاح و مصلحت دارد و با انجام جنايت، آن را از دست نمى‏دهد.

بريدن دست دزد نيز از اين قبيل كيفرهاست كه براى حفظ اموال مردم از چپاول و غارت قانونى شده است و به همان نحو كه قصاص از قاتل، سبب ادامه و استمرار حيات افراد جامعه است، بريدن دست دزد نيز سبب حفظ اموال مردم و حفظ ارزش حقوقى زحمتهاى ديگران است. اگر اين گونه كيفرها اعمال نشود، جامعه به سوى نابودى خواهد رفت و جان و مال مردم از ميان مى‏رود، عدالت پياده نخواهد شد و آزادى براى افراد نيز از ميان مى‏رود; زيرا زمانى آزادى براى افراد تامين مى‏شود كه جان و مال آنان محفوظ باشد و با خاطرى آسوده و به دور از تشويش و نگرانى زندگانى كنند. كسى كه در انديشه از دست دادن جان و يا مال خود باشد، آزادى انديشه ندارد، آزادى بيان ندارد، آزادى كردار ندارد و در يك كلام، به كارگيرى آزادى تنها در محيطى امن و خاطرى آسوده قابل تحقق و پياده شدن است.

3- عدالت اقتصادى

در اسلام بر عدالت اقتصادى تاكيد بسيار شده و آن را مايه بى‏نيازى و غناى افراد اجتماع معرفى كرده است. امام صادق (ع) فرمود: «ان الناس يستغنون اذا اعدل بينهم.» (24) «اگر در ميان مردم به عدالت رفتار شود همه بى نياز مى‏شوند.»

و امام كاظم (ع) فرمود:

«خداوند هيچ گونه مالى را رها نكرده است ; بلكه آن را قسمت نموده و حق هر صاحب حقى را به او داده است. و اگر در ميان مردم به عدالت رفتار شود، خواص و عوام و فقيران و بينوايان و همه قشرهاى مردم بى نياز مى‏شوند.» (25)

آنچه بر خلاف عدالت اقتصادى باشد، در اسلام حرام شده است ; مانند ربا كه در قرآن ظلم و ستم به حساب آمده است. آنجا كه مى‏فرمايد:

«يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنين فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون و لاتظلمون.» (26)

«اى اهل ايمان بترسيد از خدا و واگذاريد آنچه را كه از ربا باقى مانده است، اگر ايمان داريد. پس اگر ربا را ترك نكنيد، با خدا و پيامبرش اعلام جنگ كرده‏ايد و اگر توبه كنيد، پس سرمايه مال براى خودتان است. نه ستم كنيد و نه زير بار ستم برويد.»

در هر حال، رباگيرى خلاف عدالت اقتصادى بوده و ظلم شمرده شده و در شرع نيز حرام و ممنوع است.

امام خمينى در تفسير آيه ربا چنين گويد:

«و ان قوله تعالى و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون ظاهر فى ان اخذ الزيادة عن راس المال ظلم فى نظر الشارع الاقدس و حكمة فى الجعل ان لم نقل بالعلية و ظاهر فى ان الظلم لا يرتفع بتبديل العنوان مع بقاء الاخذ عملى حاله و قد مرت ان الروايات الصحيحة و غيرها عللت‏حرمة الربا بانه موجب لانصراف الناس عن التجارات و اصطناع المعروف و ان العلة كونه فسادا و ظلما.» (27) «آيه شريفه كه مى‏گويد اگر توبه كنيد سرمايه مال از خودتان است، نه ستم كنيد و نه زير بار ستم برويد; دلالت دارد بر اينكه گرفتن زياده از سرمايه در نظر شارع اقدس ظلم است و همين ظلم و ستم حكمت جعل تحريم است، اگر نگوييم كه علت آن است. و روشن است كه ظلم با تغيير عنوان از ميان نمى‏رود; در حالى كه زياده از سرمايه را مى‏گيرد. و پيش از اين گذشت كه در روايات صحيحه، علت‏حرام بودن ربا، منصرف شدن مردم از تجارتها و كارهاى خير قرار داده شده است و در روايات آمده است كه علت‏حرام بودن ربا، فساد و ستمى است كه در آن قرار گرفته است.»

عدالت در اقتصاد، داد و ستد و معاملات را بر موازين برابرى و قواعد عادلانه برقرار كرده است كه اگر از آن موازين تجاوز شود، برخلاف عدالت است و آن داد و ستد لازم‏الاجرا نيست ; به گونه‏اى كه اگر يكى از دو طرف قرارداد خسارت ببيند، بايد خسارت او جبران شود و در موارد متعددى حق پشيمانى و به هم زدن معامله به كسى كه خسارت ديده، داده شده است كه از آنها در فقه به خيار تعبير شده است. برخى از اين خيارات عبارتند از: خيار عيب، خيار غبن، خيار شرط، خيار وصف و... كم فروشى و غش در معامله حرام شده و پولى كه در برابر جنس فروخته شده در اين معامله گرفته شود، در ملك فروشنده قرار نمى‏گيرد.

عدالت اقتصادى سلامت قراردادها را تضمين كرده و پايدارى به آنها را تامين مى‏نمايد. با اجراى اين بخش از عدالت در اقتصاد، اقتصادى سالم در جامعه حاكم مى‏شود و با اين اطمينان و آسودگى خاطر است كه انسانها مى‏توانند هر نوع قراردادى را برقرار كنند و داد و ستد را رونق دهند و از آزادى اقتصادى كه از عدالت اقتصادى سرچشمه مى‏گيرد، بازارهاى داد و ستد خود را رونق دهند و با هر شخص و در هر زمان و يا مكان، قراردادهاى خود را امضا كنند. در هر صورت، اين توانايى را مى‏توان آزادى اقتصادى ناميد. پس آزادى اقتصادى از عدالت اقتصادى سرچشمه مى‏گيرد و هر گاه در اقتصاد، عدالت‏باشد، آزادى نيز هست و اگر در اقتصاد عدالت نباشد و قراردادها بر پايه زور و ستم و پايمال كردن حق و مال ديگران به انجام برسد، آزادى انسانها در برقرارى قراردادهاى خود دچار ابهام مى‏شود و مردم به انجام چنين قراردادهايى مايل نمى‏باشند و اگر معامله‏اى را انجام دهند، از روى اضطرار و ناچارى است نه از روى ميل و اختيار.

4- عدالت در قضاوت

قاضى بايد عادل باشد و در قضاوت نيز عدالت را اجرا كند. عدالت در قاضى با عدالت در قضاوت بايكديگر متفاوت است. عدالت در قاضى به معناى ترك گناه و نافرمانى خداست، از طريق انجام واجبات و ترك محرمات با نيروى نفسانى كه او را بر اين كار وادار مى‏كند.

و عدالت در قضاوت، تساوى و برابرى ميان دو طرف دعواست كه قاضى بايد به هر دو نفر با يك چشم نگاه كند و يكى را بر ديگرى برترى ندهد.

خداوند در قرآن كريم در خصوص قضاوت و حكم ميان مردم فرمان به عدالت داده است:

«ان الله يامركم ان تؤدوالامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل.» (28) «همانا خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبانشان برگردانيد و هر گاه ميان مردم حكم و قضاوت كنيد، با عدالت‏حكم را اجرا نمائيد.»

«يا ايهاالذين آمنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لا يجر منكم شنئان قوم على ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى‏» (29)

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در راه خدا استوار و پايدار باشيد و براى ساير ملل عالم گواه عدالت و راستى و درستى باشيد و دشمنى با گروهى سبب نشود كه عدالت را اجرا نكنيد. عدالت را اجرا كنيد كه به پرهيزگارى و تقوا نزديكتر است. »

امامان معصوم نيز ما را به عدالت در قضاوت فرمان داده‏اند:

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس گرفتار قضاوت شد، بايد در اشاره و نگاه و محل نشستن [طرفين دعوا] تساوى را رعايت كند.» (30)

و فرمود: مردى بر اميرالمؤمنين (ع) وارد شد و چند روزى مهمان او بود. سپس براى دادخواهى به نزد آن حضرت آمد. حضرت به او فرمود: طرف دعوا هستى؟ گفت: آرى. فرمود: از خانه ما بيرون برو ; زيرا پيامبر (ص) نهى فرمود از اينكه طرف دعوا مهمان[قاضى]، شود، مگر اينكه طرف ديگر او نيز مهمان بشود.» (31)

عدالت در قضاوت به قاضى حق نمى‏دهد كه يكى از دادخواهان را بر ديگرى ترجيح دهد و يا راه پيروزى بر طرف ديگر را به او بياموزد; زيرا اين كار زيان رسانى به طرف ديگر محسوب شده و زيان رسانى در اسلام حرام است. قضاوت براى بستن راه دشمنى و كينه است ; در حالى كه ستم در قضاوت، دشمنى و كينه را بيشتر مى‏كند و با عدالت در قضاوت كه خداوند در قرآن و پيامبر و اهل بيت او در روايات به آن دستور داده‏اند، سازگار نيست.

امام خمينى قدس سره در خصوص عدالت در قضاوت چنين مى‏گويد:

«وظايف قاضى چند امر است ; واجب است ميان دادخواهان تساوى برقرار كند، هر چند از نظر مقام تفاوت داشته باشند و اين تساوى بايد در سلام كردن به آنها، پاسخ گفتن به سلام آنها، نگاه كردن به آنها، سخن گفتن با آنها، ساكت‏شدن در برابر آنها، خوشرويى و ديگر آداب و احترامها رعايت‏بشود و اجراى عدالت در حكمرانى ميان آنها واجب است. اين تساوى در زمانى است كه دادخواهان مسلمان باشند و اگر يكى از آنها كافر باشد، تساوى در احترام واجب نيست ; اما اجراى عدالت در حكم بر هر حال واجب است. قاضى نمى‏تواند به يكى از دادخواهان چيزى را بياموزد كه بتواند بر ديگرى پيروز شود و نمى‏تواند كيفيت استدلال و دستيابى به راه پيروزى بر خصم را به يكى از آنان بياموزد. اگر دادخواهان يكى پس از ديگرى وارد بشوند، بايد در آغاز به دادخواهى اولين كسى كه وارد شده است گوش فرا دهد، مگر اينكه به مقدم شدن ديگرى رضايت دهد و تفاوتى نيست در اين حكم، ميان دادخواهان كه در يك رتبه باشند يا متفاوت ; مرد باشند يا زن و اگر با هم وارد بشوند و يا نداند كدام يك از آنها اول وارد شده است و راهى براى تشخيص آن نباشد، قرعه مى‏زند.» (32)

اين وظايف، نمونه‏اى از عدالت در قضاوت است كه در اسلام بر آن تاكيد شده است و اجراى اين وظايف، براى قاضى دو اصل اخلاقى فقهى را زنده مى‏كند و آنها را در جامعه اجرا مى‏نمايد; اصل عدالت و اصل آزادى.

اصل اول كه روشن است ; اما اصل دوم چگونه اجرا مى‏شود؟ پاسخ اين است، زمانى كه دادخواه بداند در محكمه قضاوت و حكم قاضى، عدالت اجرا مى‏گردد و اصل تساوى و برابرى حقوق تامين مى‏شود و حق او پايمال نمى‏گردد، با استفاده از آزادى كامل مى‏تواند دادخواهى كند، سخن خود را بگويد و حق خود را بخواهد; ليكن اگر بداند عدالت در قضاوت اجرا نمى‏گردد، كسى به حرف او گوش نمى‏دهد و به حق خود نمى‏رسد، از دادخواهى صرف نظر مى‏كند و يا دروغ مى‏گويد، به بيراهه مى‏رود و بالاخره اراده و اختيار و آزادى و حق انتخاب صحيح را از دست مى‏دهد و به اضطرار و ناچارى گرفتار مى‏شود. و از اين نكته، پيوند عدالت در قضاوت و آزادى براى ما روشن شده و ارتباط و همبستگى ميان آنها معلوم مى‏شود.

عدالت در كارگزاران اسلام

كارگزاران اسلام كه عهده دار خدمت‏به مردم هستند، بايد عدالت را اجرا كرده و خدماتى را كه به مسلمانان ارايه مى‏دهند، بايد صادقانه و از روى عدالت‏باشد تا تمام افراد جامعه به حقوق اسلامى خود برسند و بر كسى ستم نشود. كارگزاران در اسلام عبارتند از رهبر يا مرجع تقليد، قاضى ، امام جماعت و جمعه، شاهد، كاتب، مترجم، عامل صدقات، مقوم، مقسم، نائب در انجام عبادات، امين حاكم بر مال ايتام و غائب و ديوانه و امين حاكم بر قبض حقوق مالى و ديگر كسانى كه بخشى از خدمات جامعه را تحت هر عنوانى به عهده دارند، بايد عادل باشند.

اجراى عدالت در گروه كارگزاران، آزادى جامعه را نيز تضمين مى‏كند; زيرا در جامعه‏اى كه عدالت‏باشد و حقوق مردم به طور شايسته به آنها برسد، حق آزادى كه يكى از حقوق اسلامى است نيز براى افراد به دست مى‏آيد.

اميرالمؤمنين (ع) مى‏فرمايد: «و ان افضل قرة عين الولاة استقامة العدل فى البلاد» (33)

«بالاترين چشم روشنى رهبران دينى و كارگزاران اسلامى، برپا داشتن عدالت در بلاد است.» و فرمود: «و ان افضل عبادالله عندالله امام عادل.» (34)

«بالاترين بندگان در نزد خداوند، رهبر عادل است.»

علاوه بر رهبر دينى كه بايد عادل باشد، دولتمردان او نيز بايد عادل باشند و ستمگر را كمك ندهند. اميرالمؤمنين (ع) به مالك اشتر مى‏فرمايد: «وليكن وزرائك ممن لم يعاون ظالما على ظلمه.» (35

«اى مالك بايد دولت مردان تو كسانى باشند كه ستمگرى را در ستم كردن كمك نداده باشند.»

و در اوصاف والى و حكمران مى‏فرمايد:

«و قد علمتم انه لا ينبغى ان يكون الوالى على الفروج و الدماء و المغانم والاحكام و امامة المسلمين البخيل فتكون فى اموالهم نهمة و لا الجاهل فيضلهم بجهله و لا الجافى فيقطعهم بجفائه و لا الحائف للدول فيتخذ قوما دون قوم.» (36)

«و به تحقيق مى‏دانيد كه حكمران بر فروج و دماء و اموال غنيمتى و احكام دين و رهبرى مسلمين نبايد بخيل باشد، تا چشم طمع به مال مسلمانان نداشته باشد و نبايد نادان باشد، تا مردم را با نادانى خود گمراه نكند و نبايد جفاگر باشد، تا با جفاى خود، فروپاشى كانون اجتماع آنها را نكند و نبايد ستمگر در تقسيم اموال باشد، تا برخى را بدون جهت‏بر برخى ديگر برترى ندهد.»

امام خمينى قدس سره در خصوص عدالت كارگزاران اسلام و آزادى چنين مى‏گويد:

«سياست دولت اسلامى، حفظ استقلال، آزادى ملت و دولت و كشور و احترام متقابل، بعد از استقلال تمام مى‏باشد و فرقى بين ابرقدرتها و غير آنها نيست.» (37)

«اسلام بيش از هر دين و هر مسلكى به اقليتهاى مذهبى آزادى داده است. آنان نيز بايد از حقوق طبيعى خودشان كه خداوند براى همه انسانها قرار داده است، بهره‏مند شوند. ما به بهترين وجه از آنان نگهدارى مى‏كنيم. در جمهورى اسلامى كمونيستها نيز در بيان عقيده خود آزادند.» (38)

«در جمهورى اسلامى هر فردى از حق آزادى عقيده و بيان برخوردار خواهد شد وليكن هيچ فرد و يا گروه وابسته به قدرتهاى خارجى را اجازه خيانت نمى‏دهيم.» (39) «با جمهورى اسلامى، سعادت، خير، صلاح براى همه ملت است. اگر احكام اسلام پياده بشود، مستضعفين به حقوق خودشان مى‏رسند. تمام اقشار ملت‏به حقوق حقه خودشان مى‏رسند. ظلم و جور و ستم ريشه كن مى‏شود. در جمهورى اسلامى زورگويى نيست، در جمهورى اسلامى ستم نيست، در جمهورى اسلامى آزادى است، استقلال است. همه اقشار ملت در جمهورى اسلامى بايد در رفاه باشند. در جمهورى اسلامى عدل اسلامى جريان پيدا مى‏كند.» (40)

امام در باره ستمگرى كارگزاران جامعه و از ميان رفتن آزادى افراد جامعه چنين مى‏گويد:

«ما همه بدبختى هايى كه داشتيم و داريم و بعد هم داريم، از اين سران كشورهايى است كه اين اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده‏اند. اعلاميه حقوق بشر را پنهانى امضا كردند كه سلب آزادى بشر را در همه دوره هايى كه كفيل بوده‏اند و دستشان به يك چيز مى‏رسيده‏است، كرده‏اند. سرلوحه اعلاميه حقوق بشر، آزادى افراد است. هر فردى از افراد بشر آزاد است، بايد آزاد باشد، همه در مقابل قانون على السويه مى‏باشند، همه بايد آزاد باشند... اين اعلاميه حقوق بشر را آمريكا يكى از آنهاست كه تصويب كرده‏اند اين را و امضا كردند... اين آمريكايى كه اعلاميه حقوق بشر را به اصطلاح امضا كرده است، ببينيد چه جناياتى را بر اين بشر واقع كرده است.» (41)

«در محيطى گفته مى‏شود آزادى داريم كه بهترين فرزندان و عزيزان ايران در زير شكنجه و تبعيد به سر مى‏برند. در محيطى دم از احترام به علماى اسلام مى‏زنند كه علماى اسلام در حبس غيرقانونى و در تبعيد گاهها بدون مجوز به سر مى‏برند.» (42)

ارتباط عدالت اجتماعى با آزادى

اجتماع دينى، اجتماعى است كه در آن موجبات رشد و تكامل وجود داشته باشد. موانع ترقى و سعادت از ميان برداشته شود. اجتماعى كه در آن سلامت روانى وجود نداشته باشد، به رشد و تكامل نمى‏رسد زمانى سلامت روانى اجتماع تامين مى‏شود كه مردم در عقيده، بيان، انتخاب، راى و ديگر نيازها آزاد باشند. البته آزادى در حدود قانون اسلام كه تامين كننده بهترين و بالاترين نوع آزادى است. بهترين راه اجراى عدالت، اجراى آن در اجتماعى است كه سلامت روانى داشته باشد. اضطراب، ناكامى و تعارض و تضارب در نيازها وجود نداشته باشد. و از ميان رفتن اين گرفتاريها و ناراحتيها زمانى ميسر خواهد شد كه مردم از حق آزادى سالم برخوردار باشند. و از اينجا ارتباط عدالت اجتماعى با آزادى روشن مى‏گردد. اجراى عدالت‏بدون آزادى، امرى محال است و اجراى آزادى بدون عدالت اجتماعى، امرى ناممكن مى‏باشد.اسلام براى اجراى بهترين شكل عدالت و آزادى در اجتماع، اسباب وموجبات رشد آن را فراهم كرده و از موانع آن جلوگيرى كرده و افراد را هشدار داده است ; از بى‏دينى و بى‏اعتقادى گرفته تا بى‏عدالتى و هر آنچه مانع رشد و پيشرفت جامعه باشد. «اعبدوالله مالكم من اله غيره.» خدا را بپرستيد جز خدا معبودى نداريد.» (43)

«فاوفوا الكيل و الميزان‏» «به كيل و پيمانه و وزن وفادار مانده از كم فروشى و نقصان بپرهيزيد.» (44)

براى اجراى عدالت اجتماعى، شناخت درست انسانها و ارزش و كرامت افراد جامعه نقش بسيار مهمى دارد.امير مؤمنان (ع) در عهدنامه مالك اشتر، انسانها و افراد جامعه را بر دو گونه قرار داده است; 1- برادران دينى و مسلمانها كه در اسلام با هم مشتركند. 2- همنوعان كه در انسانيت‏با هم مشترك هستند; هر چند در دين و اعتقاد با هم اختلاف دارند و هيچ كدام از آنها نبايد تحقير گردند يا ستم ببينند. (45) آزادى تنها از عدالت‏سرچشمه نمى‏گيرد; بلكه تمام حقوق انسانى از عدالت‏سرچشمه مى‏گيرند و بايد با آن هماهنگ باشند تا جايى كه گفته شده است ; حقوق و عدالت دو همزاد تاريخى‏اند. يونانيان اين اتحاد را بيش از ديگران دريافتند و روميان انديشه آنان را گرفتند.

حكومت كفرى كه عدالت را رعايت كند، باقى مى‏ماند و ليكن حكومتى كه عدالت را رعايت نكند و حقوق افراد جامعه را به آنها ندهد، باقى نمى‏ماند. حقوق و قوانين اداره كننده جامعه بايد از عدالت الهام گرفته و با آن هماهنگ باشد.

«دوم، قاعده و قانونى را كه با عدالت و انصاف هماهنگ نبينند، آن را با ميل و رغبت اجرا نمى‏كنند و براى فرار از آن به انواع سليقه‏ها و ابزارها دست مى‏زنند. پس هر حكومتى كه بخواهد جامعه را اداره كند وباقى بماند، بايد قوانين اداره كننده خود را با عدالت هماهنگ سازد و براى حفظ نظام عمومى و ايجاد آرامش و امنيت عمومى ناگزير است كه تا سر حد امكان قواعد حقوقى را كه در جامعه اجرا مى‏كند، با عدالت‏سازگار كند. در اخلاق و حكمت نيز والاترين ارزشها در كرامت انسانى، آزادى برابرى و عدالت است و اين سه مفهوم چندان عزيز و گرانبها هستند و با روح آدمى سازگار، كه برترى دادن يكى از آنها بر ديگرى دشوار است و شايد علت آن، وحدت و يگانگى است كه بر روح و حقيقت آنها حكمفرماست ; ليكن هر كدام از ديگرى سرچشمه مى‏گيرد و از او جدا نيست. اين هماهنگى و يگانگى تا جايى رسيده است كه مركزيت را براى هر كدام مجهول ساخته است و هر كس با تصوراتى كه دارد، يكى از آنها را به عنوان مركز براى ديگرى معرفى كرده است. برخى گفته‏اند مركز، عدالت است كه برابرى و آزادى از آن سرچشمه مى‏گيرند و برخى مركزيت را از آن آزادى مى‏دانند و مى‏گويند; آزادى مركز و قطب همه ارزشهاى انسانى است و هر چه هست وابستگى و همبستگى ميان اين سه قطب است كه تمام ارزشهاى اخلاقى و حقوقى انسان از آن سرچشمه مى‏گيرند.

امام خمينى در موضوع عدالت و برابرى در اسلام چنين مى‏گويد:

«ما عدالت اسلامى را مى‏خواهيم در اين مملكت‏برقرار كنيم. اسلامى كه راضى نمى‏شود حتى به يك زن يهودى كه در پناه اسلام است، تعدى بشود. اسلامى كه حضرت امير سلام‏الله عليه مى‏فرمايد: براى ما اگر چنانچه بميريم ملامتى نيست و لشكر مخالف آمده است و با فلان زن يهوديه‏اى كه ملحد بوده است‏خلخال را از پايش درآورده است. يك همچو اسلامى كه عدالت‏باشد در آن، اسلامى كه در آن هيچ ظلمى نباشد، اسلامى كه در آن شخص اولش با آن فرد آخر، على السويه در مقابل قانون باشند. در اسلام چيزى كه حكومت مى‏كند، يك چيزى است و آن قانون الهى... قانون حكومت مى‏كند. شخص هيچ حكومتى ندارد آن شخص ولو رسول خدا باشد ولو خليفه رسول خدا باشد، شخص مطرح نيست، در اسلام قانون است، همه تابع قانونند و قانون هم قانون خداست. قانونى است كه از روى عدالت الهى پيدا شده است. قانونى است كه قرآن است. قرآن كريم است و سنت رسول اكرم است‏» (46) «جمهورى اسلامى عدل اسلامى را مستقر مى‏كند و با عدل اسلامى همه و همه در آزادى و استقلال و رفاه خواهند بود.» (47)

امام قدس سره در اين سخن به روشنى بيان كرده است كه آزادى از عدالت‏سرچشمه مى‏گيرد و اگر در جامعه عدالت اجرا شود، آزادى و استقلال و رفاه به دنبال آن خواهد آمد و پيوند عدالت و آزادى پيوند علت و معلول است واين پيوند نزديكترين و شديدترين پيوندهاست كه در سخن امام به آن اشاره شده است.

«ملت ايران مسلمان است و اسلام را مى‏خواهد ; آن اسلامى كه در پناه آن، آزادى و استقلال است، رفع ايادى اجانب است، عدم پايگاه ظلم و فساد است، قطع كردن دستهاى خيانتكار و جنايتكاران است.» (48)

«اگر احكام اسلام پياده شود، مستضعفين به حقوق خودشان مى‏رسند. تمام اقشار ملت‏به حقوق حقه خودشان مى‏رسند، ظلم و جور و ستم ريشه كن مى‏شود... در جمهورى اسلامى، آزادى است، استقلال است. همه اقشار ملت در جمهورى اسلامى بايد در رفاه باشند.... در جمهورى اسلامى عدل اسلامى جريان پيدا مى‏كند.» (49)

زمانى كه نابرابريهاى اجتماعى در زمينه اقتصاد، آزادى و ديگر حقوق ثابت تمام افراد جامعه پيدا شده، نياز به برابرى و اجراى عدالت‏بيشتر مى‏گردد و ارزش والاى اين دو مفهوم بيشتر احساس مى‏شود. و روشن است كه مفهوم آزادى در اجتماع تا زمانى ارزش دارد و براى انسانها كرامت‏به حساب مى‏آيد كه محكوم به عدالت و برابرى باشد و يا به عبارت ديگر از مفهوم عدالت‏برابرى سرچشمه گرفته باشد و اگر به فرض آزادى‏اى در جامعه باشدكه با عدالت و برابرى سازگارى نداشته باشد، آن آزادى ارزش خود را از دست مى‏دهد و از كرامت انسانى خارج مى‏شود.

در فلسفه وجودى حقوق اجتماعى كه هدف حكومت و قانون تامين برابرى اقتصادى و اجتماعى است، آزادى تا جايى محترم است كه با اين هدف سازگار باشد و به آن لطمه نزند و تاثير همين فلسفه‏ها سبب شده است كه در اجتماع آزاد بشرى نيز قانون از آزاديها بكاهد و انسان را در نيازهاى شخص خود رها و يله قرار ندهد تا بهره‏گيرى برابر تمام افراد از حقوق خود، در جامعه حكمفرما باشد و در حقيقت مركزيت‏با عدالت است. آزادى بايد در محدوده عدالت‏باشد و برابرى نيز از آن سرچشمه بگيرد. نياز واقعى انسانها به عدالت است ; چرا كه تساوى و تعادل در ذات و جوهر عدالت است; بلكه عدالت عين تساوى و تعادل است كه در كتابهاى لغت‏به همين معنا آمده است و ما در بخش مفهوم عدالت‏به آن اشاره كرديم. و روشن است كه مقصود از برابرى، تساوى تمام افراد جامعه در تمام ارزشها نيست ; بلكه تساوى در حقوق همگانى و عمومى و ارج نهادن به سعى و كوشش و تلاش هر كس به فراخور حال خود است كه پيش از اين ; به آن اشاره رفت.

پس، ارزشهاى انسانى و والاترين آنها كه آزادى و برابرى است، در عدالت‏خلاصه مى‏شود و عدالت را بايد به عنوان نخستين ارزش برگزيد و آن را معيار و ميزان تمام ارزشها و حقوقها قرار داد.

و بر همين اساس است كه خداى تبارك و تعالى، فرمان به عدالت مى‏دهد و آن را معيار ارزش و كرامت انسانى كه تقوا و پرهيزگارى است، قرار مى‏دهد: «اعدلوا هو اقرب للتقوى‏» (50) «عدالت را اجرا كنيد كه به تقوى و پرهيزگارى نزديكتر است‏» و در آيه ديگر، كرامت انسانى را تقوا دانسته و مى‏فرمايد: «ان اكرمكم عندالله اتقيكم‏» (51) «همانا گرامى‏ترين شما در نزد خدا، باتقواترين شماست‏» و در آيه ديگر، ملاك و ميزان در حكمرانى ميان مردم را عدالت قرار داده است ; «و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل‏» (52) «و هرگاه ميان مردم حكم مى‏كنيد از روى عدالت‏حكم كنيد» و بالاخره به عنوان يك فرمان و يك دستور ويژه، از فرمان به عدالت‏ياد مى‏كند و مى‏گويد: «ان الله يامر بالعدل و الاحسان‏» (53) «همانا خداوند فرمان به اجراى عدالت و نيكى كردن مى‏دهد.»

امام خمينى در اين باره، چنين مى‏گويد:

«اسلام خدايش عادل است ; پيغمبرش هم عادل است و معصوم ; امامش هم عادل است و معصوم است ; قاضى‏اش هم معتبر است كه عادل باشد; فقيهش هم معتبر است كه عادل باشد; شاهد طلاقش هم معتبر است كه عادل باشد ; امام جماعتش هم معتبر است كه عادل باشد; امام جمعه‏اش هم بايد عادل باشد. از ذات مقدس كبريا گرفته تا آن آخر زمامدار بايد عادل باشد. ولات آن هم بايد عادل باشد.» (54)

خود امام، هدف پيامبران بزرگ خدا در رسالت و كوشش و تلاشى كه براى هدايت مردم داشتند، اجراى عدالت و پياده كردن قوانين عادلانه مى‏داند و در اين زمينه، چنين بيان كرده است:

«مقصود انبيا از كوششها و جنگهايى كه با مخالفين مى‏كردند، كشورگشايى و اينكه قدرت را از خصم بگيرند و در ست‏خودشان باشد، نبوده ; بلكه مقصد اين بوده كه يك نظام عادلانه به وجود آورند تا به وسيله آن، احكام خدا را اجرا نمايند.» (55)

«اين سيره مستمره انبيا بوده است و اگر تا ابد هم فرض كنيد انبيا بيايند، باز همين است. باز جهات معنوى بشر تا اندازه‏اى كه بشر لايق است، اقامه عدل در بين بشر و كوتاه كردن دست‏ستمكاران [خواهد بود] و ما بايد اين دو امر را تقويت كنيم.» (56)

امام راحل در اين سخن اخير، پس از بيان اينكه اجراى عدالت هدف پيامبران بوده است، بر امر ديگرى تاكيد مى‏كنند و آن، وظيفه ما نسبت‏به اين هدف مقدس است كه اين هدف، تنها براى پيامبران نبوده و ما نبايد به صرف حكايت و نقل آن اكتفا بكنيم و در مقام بيان فضايل پيامبران از آن يادآورى نماييم ; بلكه وظيفه ما تقويت آن دو امر است ; يعنى اقامه عدل و كوتاه كردن دست‏ستمكاران.

بايد هدف از رسالت پيامبران را تقويت كرد و آن را اجرا نمود و بايد از كوشش و تلاشى كه مردان خدا در راه اقامه عدل از خود به يادگار گذاشته‏اند عبرت گرفت و در استمرار و تداوم آن، سختكوش باشيم.

نتيجه بررسى

آزادى با عدالت پيوند ناگسستنى دارد و اين پيوند كه پيوند بين علت و معلول است، نزديكترين و شديدترين پيوندهاست. عدالت، علت است و آزادى معلول آن. آزادى از عدالت‏سرچشمه گرفته و مركزيت در ارزشها با عدالت است.

والاترين ارزش و بلندترين كرامت انسان، اجراى عدالت است كه با آن، ارزشهاى ديگر نيز تحقق مى‏يابند.

هدف رسالت رسولان خدا، اقامه عدل و اجراى عدالت‏بوده است و وظيفه مردم در برابر رسالت پيامبران، استمرار اين رسالت و تداوم پيام آنهاست و مردم بايد همانند پيامبران خدا، در اقامه عدل و اجراى عدالت، سختكوش و تلاشگر باشند.

ء پى نوشت‏ها:

1. صحيفه نور، ج‏9، ص 88.

2. كتاب [امام] خمينى و جنبش سخنرانى مورخه 25/2/43، صص‏9 10.

3. صحيفه نور، ج‏7، ص 18.

4. سوره اسراء، آيه 70.

5. صحيفه نور، ج‏7، ص 61.

6. همان، ج 21،ص 195.

7. معجم مفردات الفاظ القرآن، دارالكتب العربى، ص‏336.

8. لسان العرب، نشر ادب الحوزه، قم، ج 11.

9. المبسوط، چاپ المكتبة‏المرتضويه، ج 8، ص‏217.

10. الميزان فى تفسير القرآن، ج 1، ص 371.

11. عدالت، حقوق، دولت، چاپ انتشارات مطالعات، ص 8.

12. كافى، ج 11، ص 542، والحياة، ج‏6، ص 345.

13. سوره آل عمران، آيه‏133.

14. سوره بقره، آيه 148.

15. بحارالانوار، ج‏76،ص 235.

16. همان، ج 22، ص 348.

17. سوره ص، آيه 28.

18. صحيفه نور، ج 2، ص 18.

19. همان، ج‏6، ص‏77.

20. در جستجوى راه، سخنرانى مدرسه فيضيه به مناسبت عيد فطر، مورخه 4/6/58،ص 278.

21. كافى، ج 1، ص 542; و الحياة، ج‏6، ص‏346.

22. بحارالانوار، ج 70، ص‏307.

23. سوره بقره، آيه‏179.

24. كافى، ج‏3، ص 568; و الحياة، ج‏6، ص 345.

25. كافى، ج 1، ص 542، و الحياة، ج‏6،ص 345.

26. سوره بقره، آيات 278 و279.

27. كتاب البيع، ج 2، ص 460.

28. سوره نساء، آيه 58.

29. سوره مائده، آيه 8.

30. وسايل الشيعه، باب‏3، آداب القاضى، حديث 1.

31. همان، حديث 2.

32. تحريرالوسيله، ج 2، صص‏409- 410.

33. نهج البلاغه، نامه‏53.

34. همان، خطبه 164.

35. همان، نامه‏53.

36. همان، خطبه 131.

37. صحيفه نور، ج‏3، ص‏89.

38. همان، ص 48.

39. همان، ص 178.

40. صحيفه نور، ج 5، ص‏279.

41. همان، ج 2، ص‏23.

42. همان، ص 95.

43. اعراف، آيه 85.

44. همان.

45. كافى، ج 8، ص 32.

46. صحيفه نور، ج‏9، ص 42.

47. همان، ج‏6، ص‏77.

48. همان، ج 1،ص 250.

49. همان، ج 5، ص‏279.

50. سوره مائده، آيه 8.

51. سوره حجرات، آيه 12.

52. سوره نساء، آيه 58.

53. سوره نحل، آيه 90.

54. صحيفه نور، ج 2، ص‏6.

55. همان، ج 8، ص 81.

56. همان، ج 18، ص‏33.

 


این مطلب در تاریخ: چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت: 16:50 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق درباره زندگی نامه هوشنگ ابتهاج

بازدید: 1375

 

تحقیق درباره زندگی نامه هوشنگ ابتهاج

امير هوشنگ ابتهاج، سايه، در ششم اسفندماه 1306 هجري شمسي در رشت به دنيا آمد، دورة تحصيلات ابتدايي و قسمتي از متوسطه را در مدارس رشت گذراند. وي كه از نوجواني شعرگويي را آغاز كرده بود، دورة دبيرستان را به پايان نرسانده به تهران مي‌آيد و در مدرسه « تمدن » نام‌نويسي مي‌كند و دو سال پياپي در كلاس پنجم متوسطه مردود مي‌شود و بعد هم به كلي درس و مدرسه را رها مي‌كند.

در تهران با مهدي حميدي شيرازي و فريدون توللي آشنا مي‌شود. سايه كه از نوجواني به شعرگويي روي آورده، به بيست سالگي نرسيده بود كه نخستين دفتر شعرش را به نام « نخستين نغمه‌ها» با مقدمه‌هايي از دكتر مهدي حميدي شيرازي و عبدالعلي طاعتي، در رشت، منتشر مي‌كند.

آشنايي و دوستي با شهريار و اندكي بعد با نيما ـ هر چند كه از قبل با اشعارشان آشنايي داشت ـ در شعر سايه تأثير مي‌گذارد و همين سال‌هاست كه با شاعران جوان هم سن و سالش در تهران آشنا مي‌شود.

گرايش او به حزب توده كه از سال‌هاي اقامت در رشت آغاز شده بود، در تهران بيشتر مي‌شود. فعاليت‌هاي او كمتر وجه سياسي پيدا مي‌كند و غالباً جنبة ادبي ـ اجتماعي دارد.

در سال 1330 دفتر شعر « سراب » را انتشار مي‌دهد. سراب نخستين مجموعة او به اسلوب جديد است. اما قالب همان چهارپاره است با شكل‌هايي كه توللي و خانلري ارائه دادند و مضمون، نوعي تغزل يا بيان احساسات و عواطف فردي است، ولي عواطفي واقعي و طبيعي. در مقدمة « سراب » سايه مي‌نويسد كه ديگر آواي دل دردمند و ترانه‌هاي عاشقانه فردي سر نخواهد داد و با مردم همگام خواهد شد و به آنچه مي‌گويد، در مجموعة « شبگير / 1332) جامة عمل مي‌پوشاند. در همين سال، يعني 1332 به فكر نشر برگزيدة آثار كلاسيكش با عنوان « سياه مشق» مي‌افتد. اين فكر را بعدها با مجلدات ديگري از سياه مشق دنبال مي‌كند. بر نخستين « سياه مشق » او شهريار و مرتضي كيوان مقدمه مي‌نويسند. شاعر در اين مجموعه توانايي خويش را در غزل نشان مي‌دهد به گونه‌اي كه مي‌توان گفت پاره‌اي از غزل‌هاي او از بهترين غزل‌هاي اين دوره به شمار مي‌رود.

شاعر، در مجموعة « شبگير» و « دفتر زمين/ 1334» مي‌كوشد تا خود را به مرزهاي شعر نيمايي نو نزديك كند، او هر چند نشان مي‌دهد كه شعر نو نيمايي را هم از لحاظ قالب و هم از جهت محتوا درك كرده است اما چون زبان شعري او تغزلي است، نمي‌تواند خود را از آن دور نگه دارد و در سرودن اشعار اجتماعي توفيق چنداني به دست آورد.

از سال 1334 كه « دفتر زمين » را منتشر مي‌كند، تا ده سال بعد از سايه دفتر شعري انتشار نمي‌يابد، البته شعرهاي پراكندة او گاه‌گاه در مجلات منتشر مي‌شود. در سال 1344 سفري به چند شهر شوروي برايش پيش مي‌آيد و قبل از اين سفر است كه « چند برگ از يلدا» را در نسخه‌هاي اندكي به هزينة خود چاپ مي‌كند.

سايه در سال 1351 همكاري خود را با راديو ايران آغاز كرد و برنامة «گلهاي تازه» و « گلچين هفتة» راديو ايران را سرپرستي كرد. در سال 1353 با همكاري محمدرضا لطفي « گروه موسيقي شيدا» و درسال بعد با حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان « گروه موسيقي عارف» را بنياد نهاد. پس از انقلاب اسلامي نيز سايه با همكاري همين موسيقيدانان « كانون چاووش » را تأسيس مي‌كند. همكاري سايه با راديو ايران تا سال 1357 بيشتر ادامه نيافت، در اين سال سايه و همكارانش در گروه عارف و شيدا، در اعتراض به واقعه 17 شهريور از كار در راديو استعفا دادند و بيرون آمدند.

در دهة پنجاه جز « سياه مشق دو / 1352 » دفتر ديگري از سايه انتشار نيافت. در سال 1360 دو دفتر« تا صبح يلدا» و « يادگار خون سرو» از او منتشر شد.

در سال 1366 امواج زندگي سايه را ناگزير از مسافرت‌ به اروپا و اقامت در شهر كلن مي‌كند. براي سايه در اروپا و آمريكا شب‌هاي شعر و مجالس شعرخواني متعددي ترتيب داده مي‌شود. در سال 1364 دفتر « سياه مشق سه» و در سال 1371 « سياه مشق چهار » انتشار مي‌يابد كه اشعار جديد شاعر را در برمي‌گيرد.

سايه يك نوانديش كهن‌پرداز غزل سراي غزل‌باره است، در اين راه و روال در معاصران همتايي ندارد، والاترين نمونه‌هاي غزل معاصر از آن اوست. سايه در ساية بهره‌گيري بجا و بهنجار از ناب‌ترين و زلال‌ترين شاخة جريان سبك عراقي، اين اقبال را يافته كه نيروي باليدن در كنار درختان برومند و تنومند اين راه و روند را به دست آورد. او مثل بندبازي ماهر، با مهارت تمام از ريسماني به سلامت عبور كرد كه بر بالاي مغاك هولناك سبك هندي تعبيه شده بود. سايه تعادل نگاه داشت و از دم پر مهابت اين سبك‌ وارهيد. در شيوة نو كارهاي جمع و جور و مرتب و پاكيزه‌اي از او به چشم مي‌خورد كه البته به پاي اشعار مشابه همگنان نوپردازش و صدالبته به پاي غزلش نمي‌رسد. سايه در شعرش مرد ميداني عاقل و معتدل جلوه مي‌كند. درد اهل زمانه را از دور، ولي عميقاً حس مي‌كند. زبان « حافظ » حلالش باد كه آن را هيچ‌گاه حرام نكرد.


بيداد همايون

فتنة چشم تو چندان پي بيداد گرفت
آنكه آيينة صبح و قدح لاله شكست
آه از شوخي چشم تو، كه خونريز فلك
منم و شمع دل سوخته، يا رب مددي
شعرم از نالة عشاق، غم‌انگيزتر است
سايه! ما كشتة عشقيم كه اين شيرين‌كار

كه شكيب دل من دامن فرياد گرفت
   خاك شب در دهن سوسن آزاد گرفت
   ديد اين شيوة مردم‌كشي و ياد گرفت
   كه دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت
   داد از آن زخمه كه ديگر ره بيداد گرفت
   مصلحت را مدد از تيشة فرهاد گرفت

 


این مطلب در تاریخ: دوشنبه 27 مرداد 1393 ساعت: 17:2 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,
نظرات()

تحقیق درباره اختلالات یادگیری (بررسی اختلال دیکته یا نوشتن درکودکان)

بازدید: 1123

اختلالات یادگیری (بررسی اختلال دیکته یا نوشتن درکودکان)

مقدمه

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:

اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.


از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:

  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:

  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:

  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.

بسیاری از دانش آموزان عادی مشغول به تحصیل در دوره ی
  ابتدایی وجود دارند که در یک یا چند درس (نوشتن ، ریاضی وخواندن ) مشکل یا ضعفی دارند که دچار اختلال یادگیری در یکی از این درسها    می باشند، با تکنیک های لازم و تخصصی آن ها را شناسایی کرده واختلال آن ها را تشخیص و ارزیابی  نموده  و  بعد درمان آن اختلال شروع می شود .

    یکی ازاختلال هایی که در کودکان بیشتر مشاهده شده است، اختلال دیکته می باشد که در مقاطع مختلف تحصیلی بخصو ص در ابتدایی قابل مشاهده و زیاد است .

     معلمین محترم مقاطع ابتدایی برای دانش آموزانی که در دیکته نمره ی کمتر می گیرند، برخوردهای متفاوتی که معمولاً منجر به افت تحصیلی ،  کاهش اعتماد  به نفس و ترساندن  کودک  از  درس املا  می شود  را  انجام و تکرار   می کنند. مواردی از این برخوردها وعکس العمل ها که در کتاب درمان دیکته ی دکتر تبریزی هم به آن اشاره شده است  عبارتند از :

    1- سرزنش وتحقیر کودک در حضورهم کلاسی هایش .

    2-نصیحت کردن بیش ازحدکودک.

    3-تکالیف زیادی به دانش آموزان.

    4-از روی غلط ها چند بار بنویس.

    5-باغلط ها جمله بساز.

    6-وبسیاری روش های نادرست دیگر.....

برخی معلمان محترم درپایان دیکته، نمره هایی به دانش آموزان می دهندکه کودک از شکل آن نمرات وحشت کرده وکابوسی بر کودک حاکم می شود. مثلاً نمره صفریا یک رابه دانش آموزمی دهند درحالی که ازدیکته ی 100کلمه ای اوفقط 20کلمه رااشتباه نوشته است و80کلمه راصحیح نوشته است پس نمره ی دانش آموزباتوجه به تحلیل فوق 16می شود.یادرپایان دیکته می نویسندغیرقابل تصحیح در حالی که کودک حداقل 20کلمه رادرست نوشته است. ومواردی ازاین قبیل ....

حال آیا شما فکرمی کنیدبااین عبارت هاوکارهای مختلف، مشکل دانش آموز حل می شود؟

آیا دانش آموزتلاش نمی کند ؟وبسیاری سوالات دیگر.

شاید مشکل این دانش آموز مربوط به ناحیه ای دیگرمی باشد ونمی تواند کاری انجام بدهد، تا نمره ی خوبی بگیرد . 

مدیران واولیایی که ازوجودمراکزآموزشی وتوان بخشی اختلالات  ویژه ی یادگیری درشهرستان  خود  اطلاع   دارند  می تواننداین گونه دانش آموزان را به مرکزمعرفی کرده تامربی متخصص دراین زمینه باآزمونها وتست هایی که انجام می دهد ، بتواند مشکل دانش آموزراتشخیص بدهد وبه درمان آن بپردازد.

درمراکز اختلالات یادگیری، مربی متخصص باگرفتن آزمون هوشی وکسلر ، مصاحبه های بالینی وآزمون های تشخیصی دیگر،تشخیص می دهدکه دانش آموزچه اختلالی دارد، راه حل ودرمان آن ارائه می دهد.

باتشخیص وارزیابی درست مربی ، دانش آموزان عادی دچاراختلال دردیکته غالباًمشخص می شوند.   

نمونه هایی از اشتباهات دانش آموزان مبتلابه اختلال دیکته :

ردیف

غلط

درست

نوع مشکل

ردیف

غلط

درست

نوع مشکل

 

 

1

 

 

منزور

منظور

حافظه دیداری

 

 

4

جانه

خانه

دقت

هیله

حیله

حافظه دیداری

گودک

کودک

دقت

مقازه

مغازه

حافظه دیداری

گردم

کردم

دقت

اسحاب

اصحاب

حافظه دیداری

رسبد

رسید

دقت

 

  

2

 

 

مسباک

مسواک

حساسیت شنیداری

 

 

5

 

مارد

مادر

حافظه توالی دیداری

نانبا

نانوا

حساسیت شنیداری

آدر

آرد

حافظه توالی دیداری

جاکت

ژاکت

حساسیت شنیداری

برارد

برادر

حافظه توالی دیداری

رفتن

رفتند

حساسیت شنیداری

زور

روز

حافظه توالی دیداری

 

 

۳

 

 

دیده گان

دیدگان

آموزشی

 

 

6

 

 

روز

زود

تمیزدیداری

شوده است

شده است

آموزشی

دوس

دوش

تمیزدیداری

خاهر

خواهر

آموزشی

بیبند

ببیند

تمیزدیداری

خیش

خویش

آموزشی

وزرش

ورزش

تمیزدیداری


اختلال در بیان کتبی (اختلال دیکته نویسی )

مشکلات ديکته نويسی

دانش آموزان زیادی وجود دارند که در درس دیکته دچار مشکل هستند و به نسبت تعداد غلطهایی که مرتکب می شوند٬ نمرات کمتری دریافت می کنند. معمولآ معلمان و والدین برای تقویت دیکته آنان به راههای زیر متوسل می شوند:
۱ـ به کودک پند و اندرز می دهند و از آنان کوشش بیشتری را طلب می کنند.
۲ـ کودک را تحقیر
٬ سرزنش و مؤاخذه می کنند.
۳ـ به سرزنش و انتقاد از معلم می پردازند.
۴ـ هر کدام از والدین
٬ والد یا عضو دیگری از خانواده را مقصر می شمارند.
۵ـ میزان تکالیف خانه و مدرسه را که به نوعی به درس دیکته مربوط می شود افزایش می دهند.
۶ـ از کودک می خواهند شکل صحیح کلماتی را که در نوشتن آن مرتکب اشتباه شده است
٬ بارها بنویسد.

اگر شما با مشکل دیکته نویسی یک دانش آموز روبرو شوید٬ چه خواهید کرد؟
آیا فکر می کنید روشهای نام برده شده می تواند مشکل دیکته دانش آموز را حل کند؟
آیا مشکل به این جهت است که دانش آموز به اندازه کافی تمرین و تکرار نکرده است؟
آیا مشکل دانش آموز به این خاطر است که سرزنش
٬ تحقیر و مؤاخذه نشده است؟
به این پرسشها باید با احتیاط پاسخ داد. نصیحت و سرزنش به نتیجه مثبتی نخواهد انجامید اما اگر دانش آموز درس مورد نظر را بارها و بارها بنویسد
٬ البته که با توجه به استعداد خویش٬ نوشتن صحیح کلمه را خواهد آموخت و امکان اشتباه مجددش کاهش خواهد یافت. اما آیا تمرینهای مکرر باعث یادگیری کودک در واژه های ویژه ای که تمرین کرده است٬ می شود؟ آیا این یادگیری به سایر درسها و واژه ها نیز انتقال می یابد؟
واقعیت این است که انواع اشتباهاتی که کودک مرتکب می شود از یک نوع و یک سنخ نیستند تا بتوان با اتخاذ یک روش همه آن اشتباهات را از بین برد و به پیشرفت وی اطمینان یافت.
برای دستیابی به یک راه حل ساده و امیدوار کننده
٬ بهتر است ابتدا با اجرای آزمون هوشی٬ از طبیعی بودن هوش کودک اطمینان حاصل نماییم. اگر کودک در سایر درسها و فعالیت هایش مثل سایر کودکان معمولی باشد٬ به اجرای آزمون هوش نیاز نداریم. بعد از اطمینان از عادی بودن هوش دانش آموز باید اشتباهات دیکته های متعدد دانش آمود را از روی دفتر دیکته وی یادداشت کنیم و علت یا علل آن اشتباهات را بیابیم. برای بررسی عینی تر نوع اشتباهاتی که یکی از دانش آموزان مرتکب شده است را نشان می دهیم:

غلط درست نوع اشتباه
منزور منظور حافظه دیداری
مسباک مسواک حساسیت شنیداری
تجربها تجربه ها آموزشی
نهنفته نهفته دقت
ـ (جا انداخ ته) آمد حافظه شنیداری
مارد مادر حافظه توالی دیداری
دوز زود تمیز دیداری ـ شنیداری
امیر المؤمنین امیرالمؤمنین نارسا نویسی

اولین کار مربی و درمانگر این است که غلطهای املایی دانش آموز را یادداشت کرده
٬ تجزیه و تحلیل نماید و سپس نوع غلطها را دسته بندی کند و با توجه به اینکه فراوانی غلطهای املایی دانش آموز به کدام یک از انواع غلطها مربوط می شود٬ برای درمان آن یک برنامه طراحی نماید.

اصول و مبانی املا 

 مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زیر تقسیم می شود:

1- آموزش نوشتن غیر فعال ( رونوسی )

2- آموزش نوشتن نیمه فعال ( املا )

3- آموزش نوشتن فعال پایه یك    ( كلمه سازی )

4- آموزش نوشتن فعال پایه دو     ( حمله سازی )

5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق )    انشا و انواع آن

با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می پردازیم. مهارت املا نویسی به معنی توانایی جانشین كردن صحیح صورت نوشتاری حروف , كلمات و جمله ها به جای صورت آوایی آنهاست . دانش آموزان بـایـد به این مهارت دست یابند تا بتوانند بخوبی بین صورت تلفظی كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پیـونـد مناسبی بـرقـرار كنند بدین ترتیب زمینه لازم برای پیشرفت آنان در درس های جمله نویسی , انشا و به طور كلی مهارت نوشتن بهتر فراهم می شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا باید نكاتی را در باره صداهایی كه بوسیله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاری می شود رعایت نمایند :

الف) آنها را خوب بشنوند + تشخیص دقیق كلمه + ادراك كلمه

ب) آنها را خوب تشخیص دهند + یادآوری و مجسم ساختن تصویر + بازشناسی كلمه صحیح در ذهن.

ج) آنها را درست بنویسند + نوشتن صحیح حروف سازنده كلمه + بازنویسی كلمه و توالی مناسب آنها.

اشكالات املایی دانش آموزان كه از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشكالات رسم الخطی , تاثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف , تبدیل , افزایش و قلب به وجود می آیند از دیدگاه روان شناختی از موارد زیر سرچشمه می گیرند :

الف) ضعف در حساسیت شنوایی , مثال : ژاله -  جاله

ب) ضعف در حافظه شنوایی , مثال جا انداختن كلمات

ج) ضعف در حافظه دیداری , مثال حیله هیله

د) ضعف در حافظه توالی دیداری , مثال مادر مارد

هـ) قرینه نویسی , مثال دید

و) وارونه نویسی , مثال دید -

ز) عدم دقت , مثال : گندم كندم

ح)نارسا نویسی , مثال رستم رسم

روش تدریس املا

املا واژه ای است عربی و معنای آن نوشتن مطلبی است كه دیگری بگوید یـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـی دوره ابتدایی اهداف زیر را در بر می گیرد.

1- آموزش صورت صحیح نوشتاری كلمه ها و جمله های زبان فارسی

2- تشخیص اشكالات املایی دانش آموزان و رفع آنها

3- تمرین آموخته های نوشتاری دانش آموزان در رونویسی.

بدیهی است با نوشتاری كه با غلط های املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه بخوبی برقرار نمی شود . بنابراین , لزوم توجه به این درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـویسی , دانـش آمـوزان را یـاری می كند تا مهارت های خود را در زمینه های زیر تقویت نمایند.

      1- گوش دادن با دقت

2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوینده ( معلم )

3- آمادگی لازم برای گذر از رونویسی ( نوشتن غیرفعال ) جمله نویسی و انشا (نوشتن فعال)

نكات برجسته روش آموزش املای فارسی :

1- توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن

2- انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات  در هر جلسه املا

3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی

4- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون

معیارهای ارزشیابی

عناصر دیگر روش آموزش املا را به صورت زیر هم میتوان مرحله بندی كرد :

گام اول, انتخاب متن املا  و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن

گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی

گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشكالات املایی استخراج شده.

گام اول , انتخاب متن :

در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود :

- متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهایی خودداری شود.

- كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشكیل شده باشند كه قبلاً تدریس شده اند.

- كلمات خارج از متن كتاب های درسی , از 20 درصد كل كلمات بیشتر نباشد.

- علاوه بر جملات موجود در كتاب های درسی , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند .

- در هر جلسه از كلماتی كه در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشكل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری كرد.

گام دوم

معلم متن املا را از روی تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت می كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداری كرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله كامل قرائت می كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار می كند تا كند نویسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .

گام سوم

این گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسی و مشكلات را استخراج می كند . به این ترتیب كه معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به كمك دانش آموز كلمات یاد شده را رونویسی می كند. سپس املای دومین , سومین و .... در دست می گیرد و به كمك همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می كند . البته هر جا كه غلط ها تكراری بودند جلوی اولین مورد آن یك علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشكالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می كند .

گام چهارم

در ایـن گام معلـم با توجه به مهمترین و پر تعداد ترین اشكالات املایی دانش آموزان با بكار گیری انواع تمرینات حرف نویسی و كلمه نویسی و همچنین تمرینات كلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد .

راههای پیشنهادی برای تقویت املایی دانش آموزان ضعیف

با مطالعه اطلاعات جمع آوری شده در جلسه شورای معلمان جهت تقویت املا با پیشنهادات متعدد همكاران مواجه شدیم كه در ذیل فهرست وار آورده ایم .

- دقت به مشق ( رونویسی ) و تصحیح غلط ها و رعایت خط زمینه

- توجه به دست ورزی در دوره آمادگی

- مطمئن شدن از شناخت حروف الفبای فارسی

- بررسی دقیق تكلیف شب در خانه

- توجه بیشتر به دانش آموزان كند نویس

- پرهیز از حركات اضافی موقع گفتن املا

- استفاده از دانش آموزان ممتاز برای روخوانی و تكرار و تمرین در كلاس

- توجه به نوع نشستن

- استفاده از كارت تند خوانی

- تركیب صامت و مصوت

- اطمینان از تلفظ صحیح حروفات توسط دانش آموزان

-        تصحیح املا توسط خود دانش آموزان  و . . . .

كه قرار شد تعدادی از پیشنهادهای همكاران در مورد دانش آموزانی كه در املا ضعیف هستند اجرا شود . از جمله آموزش حروفاتی كه دانش آموزان در آن اشكال دارند ( قبل از گفتن املا )  - یادداشت غلط هایی كه بیشتر دانش آموزان از آن دارند دقت در مشق دانش آموزان .

چگونگی اجرای راه جدید

با دعوت از اولیای دانش آموزان مورد نظر قرار شد كه بصورت خصوصی در یك محل روزانه یك ساعت در ساعت مقرر در املا به آنان ( دانش آموزان ) تدریس شود . در مرحله اول حروف الفبای فارسی تدریس شد و در هر روز تعدادی از حروفاتی كه دانش آموزان در آن اشكال داشتند تدریس می شد و آنان به كلمه سازی با آن حروف می پرداختند . استفاده از جدول الفبا كتاب فارسی اول و كارت های تنـد خوانی , تركیب صامت با مصوت كمك موثری در یاد گیری دانش آموزان می كرد .

    پس از یك هفته از كتاب فارسی دوم استفاده كردیم . در ابتدا قسمتی از درس ( یك پاراگراف ) قرائت می شد و دانش آموزان با دقت به كتاب خود نگاه می كردند , بعد آنها قسمت گفته شده را می خواندند و غلط های را كه             می خواندند در یك دفتری یادداشت می گردید و دفعات بعدی ابتدا غلط ها تكرار و تمرین می شد ( خواندن و نوشتن ) . وقتی كه دانش آموزان در خواندن درس جدید مهارت كافی بدست می آوردند . مرحله نوشتن آغاز می گردید . سعی    می شد هنگام نوشتن متنی , متن ها خوانده شده بعد نوشته شود . ین كار ادامه داشت و روز به روز پیشرفتی در وضعیت دانش آموزان مشاهده می گردید . طوری كه تا قبل از شروع كار با آنان , آنان در كلاس خویش زنگ املا بیش از سه چهار كلمه نمی توانستند بنویسند و به جرات می توان گفت نمی دانستند چگونه بنویسند و چی بنویسند و بخش و صدا كشی برای آنان نا مفهوم بود . اما بعد از تدریس خصوصی  به مرور توانستند متن املای دوم را همانند سایر دانش آموزان بنویسند و نمرات بالاتری بگیرند .

در ادامه با مشكل غلط نویسی كلماتی كه حروف عربی دارند ( ثـ ث - حـ ح  ط ت ذ- ضـ ض - ظ و .... ) مواجه شدیم كه جهت غلبه بر این مشكل سعی شد زیر كلمات فوق خ كشیده شود و در دفتر نوشته شود و این كلمات بیشتر قرائت و نوشته شود تا ملكه ذهن گردد .

خوشبختانه بعد از بیست جلسه دانش آموزان مشكل دار , طوری پیشرفت كردند كه معلم پایه دوم باورشان نمی شد كه این دانش آموزان , همان دانش آموزان بیست روز پیش هستند . شركت در بحث های كلاس , پیشرفت در سایر نتیجه تقویت آنها در درس املا بود . جهت تشویق دانش آموزانی كه پیشرفت حاصل نموده اند مدیر مدرسه جوایزی را به آنان داد . اولیای دانش آموزان هم خیلی خوشحال بودند و حتی یكی از اولیا كه بیسواد بود تصمیم گرفت كه كلاس فشرده ای هم برای او جهت سواد آموزی بصورت خصوصی در نظر گرفته شود .

گرد آوری اطلاعات ( شواهد 2 )

از رفتار های دانش آموزان مورد نظر معلوم بود كه آنان پیشرفت قابل ملاحظه ای نموده اند . برای اینكه معلمان دیگر از روند كار و پیشرفت حاصله اطلاع پیدا كنند و در موقعیت های مناسب از این روشها استفاده كنند , مدیر مدرسه در جلسه شورای معلمان گزارش از روند كار از اول تا حال را ارائه داد و نظر بنده را راجع به روش بكار برده شده برای حل ضعف املای دانش آموزان مورد مطالعه جویا شد و بنده هم چندین مورد را ذكر كرده ام . از جمله :

1- توجه ویژه به دانش آموزان ضعیف و كند نویس

2- استفاده از معلمان فعال و پر انرژی برای پایه اول جهت تكرار و تمرین بیشتر و ارائه ابتكارات ویژه

3- رعایت مراحل گفتن املا از طرف همكاران كه مراحل قبلاً آورده شده است .

4- ارتباط با اولیای دانش آموزان بخصوص دانش آموزان ضعیف .

مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زير تقسيم مي شود:

1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي )

2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )

3- آموزش نوشتن فعال پايه يك    ( كلمه سازي )

4- آموزش نوشتن فعال پايه دو     ( جمله سازي )

5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق )    انشا و انواع آن

با توجه به مشكل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين كردن صحيح صورت نوشتاري حروف , كلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست . دانش آموزان بـايـد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند بخوبي بين صورت تلفظي كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پيـونـد مناسبي بـرقـرار كنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله نويسي , انشا و به طور كلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نكاتي را در باره صداهايي كه بوسيله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند :

الف) آنها را خوب بشنوند + تشخيص دقيق كلمه + ادراك كلمه

ب) آنها را خوب تشخيص دهند + يادآوري و مجسم ساختن تصوير + بازشناسي كلمه صحيح در ذهن.

ج) آنها را درست بنويسند + نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه + بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها.

اشكالات املايي دانش آموزان كه از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشكالات رسم الخطي , تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف , تبديل , افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند :

الف) ضعف در حساسيت شنوايي , مثال : ژاله -  جاله

ب) ضعف در حافظه شنوايي , مثال جا انداختن كلمات

ج) ضعف در حافظه ديداري , مثال حيله هيله

د) ضعف در حافظه توالي ديداري , مثال مادر مارد

هـ) قرينه نويسي , مثال ديد

و) وارونه نويسي , مثال ديد -

ز) عدم دقت , مثال : گندم كندم

ح)نارسا نويسي , مثال رستم رسم

روش تدريس املا

املا واژه اي است عربي و معناي آن نوشتن مطلبي است كه ديگري بگويد يـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـي دوره ابتدايي اهداف زير را در بر مي گيرد.

1- آموزش صورت صحيح نوشتاري كلمه ها و جمله هاي زبان فارسي

2- تشخيص اشكالات املايي دانش آموزان و رفع آنها

3- تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.

بديهي است با نوشتاري كه با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نمي شود . بنابراين , لزوم توجه به اين درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـويسي , دانـش آمـوزان را يـاري مي كند تا مهارت هاي خود را در زمينه هاي زير تقويت نمايند.

      1- گوش دادن با دقت

2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم )

3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي ( نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)

نكات برجسته روش آموزش املاي فارسي :

1- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن

2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات  در هر جلسه املا

3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني

4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون

معيارهاي ارزشيابي

عناصر ديگر روش آموزش املا را به صورت زير هم ميتوان مرحله بندي كرد :

گام اول, انتخاب متن املا  و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن

گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي

گام چهارم , تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشكالات املايي استخراج شده.

 

گام اول , انتخاب متن :

در انتخاب متن املا به موارد زير توجه شود :

- متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهايي خودداري شود.

- كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـي تشكيل شده باشند كه قبلاً تدريس شده اند.

- كلمات خارج از متن كتاب هاي درسي , از 20 درصد كل كلمات بيشتر نباشد.

- علاوه بر جملات موجود در كتاب هاي درسي , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند .

- در هر جلسه از كلماتي كه در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشكل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري كرد.

گام دوم

معلم متن املا را از روي تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت مي كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداري كرده , متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله كامل قرائت مي كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار مي كند تا كند نويسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .

گام سوم

اين گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسي و مشكلات را استخراج مي كند . به اين ترتيب كه معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به كمك دانش آموز كلمات ياد شده را رونويسي مي كند. سپس املاي دومين , سومين و .... در دست مي گيرد و به كمك همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري , صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي كند . البته هر جا كه غلط ها تكراري بودند جلوي اولين مورد آن يك علامت ( مثلاً * ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها , اشكالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي كند .

گام چهارم

در ايـن گام معلـم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشكالات املايي دانش آموزان با بكار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و كلمه نويسي و همچنين تمرينات كلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .

راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعيف

با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همكاران مواجه شديم كه در ذيل فهرست وار آورده ايم .

- دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه

- توجه به دست ورزي در دوره آمادگي

- مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي

- بررسي دقيق تكليف شب در خانه

- توجه بيشتر به دانش آموزان كند نويس

- پرهيز از حركات اضافي موقع گفتن املا

- استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تكرار و تمرين در كلاس

- توجه به نوع نشستن

- استفاده از كارت تند خواني

- تركيب صامت و مصوت

- اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان

استفاده از برگه‌ي مچاله شده:

در اين روش كلمات كليدي را روي كاغذ نوشته و پس از مچاله كردن در اختيار آنان قرار مي‌دهيم كودكان پس از خواندن كلمه‌ي مورد نظر خودشان به گروه‌هاي ديگر سركشي مي‌كنند تا كلماتي كه شبيه نوشته خودشان هست پيدا كنند و با گروه جديد يك جمله بسازند.

املاي آبي:

با استفاده از بطري‌هاي خالي سس يا قطره چكان يا آفتابه و آب. در اين روش دانش‌آموزان به محيط حياط برده مي‌شوند و كلماتي را كه معلم مي‌گويد، آن‌ها به وسيله‌ي آب و فشار قوطي روي زمين مي‌نويسند.

روش توپي:

كلمات كليدي يا مشكل را روي كاغذ نوشته و روي توپ مي‌چسبانيم و هر بار توپ را به طرف يك دانش‌آموز پرتاب كرده، او پس از ديدن كلمه، جمله‌اي را به تمام كلاس ديكته مي‌گويد.

كلمه‌ي گم شده:

 چند كلمه را روي تابلو درست مي‌نويسيم، يكي از دانش‌آموزان را از كلاس بيرون مي‌فرستيم و سپس يكي از كلمه‌ها را پاك مي‌كنيم تا دانش‌آموز وقتي وارد كلاس شد حدس بزند كدام كلمه پاك شده است و آن را مجدداً بنويسد.

نوبت كيه؟:

در اين روش بخش‌هاي هر كلمه و يا تركيب‌ها را در كارت‌هايي نوشته و به دانش‌آموز داده مي‌شود. آموزگار كلمه‌اي را نام مي‌برد و هر دانش‌آموزي كه كارتي را در دست دارد كه مي‌تواند آن كلمه را بسازد بيرون مي‌آيد و يكي ديگر از دانش‌آموزان آن كلمه را روي تخته مي‌نويسد.

اسم، فاميل:

اين همان بازي قديمي است با اين تفاوت كه ستون‌ها كمتر و صداي اول كلمه‌ي مورد نظر چاپ شده است.

روش مشاركتي:

هر گروه يك جمله را آماده كنند و به ترتيب براي كليه دانش‌آموزان كلاس ديكته كنند.

در گروه (سه يا چهار نفري) يكي از اعضا جمله را مي‌گويد و ديگر اعضا مي‌نويسند. يكي از اعضا نيز مي‌تواند به عنوان ناظر درست نويسي جمله گروه را كنترل كند.

املاي پاي تخته:

به روش مسابقه:

بين چند نفر اجرا شود كه ابتدا تخته بين دو يا سه نفر تقسيم شود و كلمه يا جمله توسط معلم يا گروه به آن‌ها گفته شود.

با خواندن واژه‌ها توسط آموزگار:

كلمه‌ي مورد نظر در هر گروه بر روي تخته وايت برد كه روي ميز هر گروه قرار دارد نوشته و بعد از آن هر گروه كلمه‌ي خود را به ديگر افراد كلاس نشان مي‌دهند و در صورت اشتباه آن را تصحيح مي‌كنند.

منابع:

برگرفته از روش تدريس فارسي ابتدايي

 

 


این مطلب در تاریخ: شنبه 11 مرداد 1393 ساعت: 18:53 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق و پروژه درباره اوراق اجاره

بازدید: 241

اوراق اجاره

چكیده

اوراق اجاره به سندهایی مالی اطلاق می‌شود كه از قابلیت گردش در جهت بهره‌وریاقتصادی برخوردارند و مالكیت بر عین‌های اجاره داده شده یا منافع و یا خدمات رانشان می‌دهند.

اوراق اجاره شامل مجموعه‌ای متنوع است كه اصلی‌ترین ویژگی مشترك آن‌ها گردشراحت‌تر و سریع‌تر آن‌ها است. اوراق اجاره سه گونه است: اوراق اجاره منافع, اوراقاجاره خدمات و اوراق اعیان اجاره‌ای. هریك از این گونه‌ها خود به چند دسته تقسیممی‌شوند.

این مقاله در صدد مطالعه فقهی این اوراق و بررسی عناصر مشترك و اختصاصی آن‌هااست.

از این رو ابتدا به تعریف اوراق اجاره و تبیین انواع آن می‌پردازد. سپس باشناسایی عناصر همه یا هریك از انواع اوراق اجاره, مطالعه‌ای فقهی را در جهت سازگاربودن و یا نبودن این عناصر با موازین فقهی به سامان می‌رساند. نتیجه‌ای كه از اینمطالعه حاصل می‌شود آن است كه: دست كم بسیاری از انواع اوراق اجاره از نظر فقهیمواجه با اشكال نمی‌باشند.

واژگان كلیدی: اوراق اجاره, اوراق اجاره منافع, اوراق اجاره خدمات,

اوراق اجاره اعیان


 

1ـ تعریف اوراق اجاره و انواع آن

الف. تعریف اوراق اجاره

اوراق اجاره به سندهایی مالی اطلاق می‌شود که برخوردار از قابلیت گردش در جهتبهره‌وری اقتصادی بوده و مالکیت دارنده آن را نسبت به عین‌های اجاره داده شده یامنافع توصیف شده‌ای که عمدتاً تقدیری ـ و نه فعلی و تحقیقی هستند، نشان می‌دهد.

از این‌رو اوراق اجاره را باید شامل مجموعه‌ای متنوع دانست که با برخی ویژگی‌هایمشترک و اختصاصی قابل شناسایی است. بعد از عنصر «ارتباط داشتن با عقد اجاره» اصلی‌ترین ویژگی مشترک سندهای اجاره گردش راحت‌تر و سریع‌تر آن‌ها است, که از آنابزاری برای سرمایه گذاری راحت‌تر اقتصادی و گام نهادن در مسیری منتهی به توسعهساخته است.

ب. انواع اوراق اجاره

انجام هرگونه مطالعه فقهی پیرامون این اوراق تنها پس از توضیح انواع و گونه‌هایآن‌ها امکان‌پذیر است. تفکیک قایل شدن میان انواع اوراق اجاره، ما را در شناساییعناصر شکل دهنده و هویت بخش به هر یک از آن‌ها, یاری می‌رساند. قیود و مختصات تمییزدهنده هر یک از این انواع از دیگری تنها هنگامی مشخص می‌شود که با توضیح انواع ایناوراق, به شناسایی و بررسی ویژگی‌های انحصاری و مشترک آن‌ها پرداخته شود.

این مسئله در مطالعه فقهی این اوراق بسیار راه‌گشا می‌باشد؛ زیرا نشان می‌دهد کههر یک از این انواع تا چه میزان با موازین فقه سازگاری دارد.

اوراق اجاره سه گونه متفاوت را پوشش می‌دهد: اوراق اجاره منافع، اوراق اجارهخدمات و اوراق اعیان اجاره‌ای. در زیر تبیین این انواع را پی می‌گیریم:

1 ـ اوراق اجاره منافع

اوراق اجاره منافع، سندهایی هستند که تداول ]دست به دست گشتن[ آن‌ها پس از صدور،دربردارنده انجام سلسله‌ای از عقدهای اجاره نسبت به منافع یک عین است. این اوراق بهدو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول: سندهای اجاره اموال وقفی و یا مشابه آن

این در موردی است كه به عنوان مثال, زمینی وقفی یا زمینی که اداره آن دراختیارشهرداری است وجود داشته باشد و متولی وقف و یا شهرداری به‌منظور جذب سرمایه لازمبرای احداث بنا در زمین تحت اختیار خود، سندهایی را صادر نماید؛ به این صورت که بادادن آن‌ها به مجموعه‌ای از افراد, مبالغی در چارچوب عقد اجاره از آنان دریافت کندو دارندگان سندها نیز در موعد مقرر از منافع سکونت در بنای احداث شده در آن زمیناستفاده نمایند. در این گونه از اوراق اجاره، شهرداری یا مرجع مشرف به زمین‌ها ازوکالت صاحبان سندها برای اجاره دادن مجدد آن‌ها به افراد دیگری برخوردار است.

ابعاد و ویژگی‌های این دسته از سندهای اجاره را می‌توان به صورت زیر ارایهنمود:

1ـ عقد اجاره میان ناظر یا مشرف از یک طرف و اشخاص متعدد از طرف دیگر صورتمی‌گیرد؛

2ـ مشرف یا ناظر با استفاده از مبالغی که در ازای واگذاری سندهای اجاره دریافتمی‌کند به سرمایه گذاری در زمین تحت اختیار خود دست می‌زند؛

3ـ از جانب دارندگان سند به مشرف یا ناظر وکالت داده می‌شود تا وی بتواند حقانتفاع از مال الاجاره را از جانب آن‌ها به افرادی که در نهایت از منافع حاصل ازاجاره بهره‌مند می‌شوند واگذار نماید. این افراد مستأجران نهایی به حسابمی‌آیند؛

4ـ تمام منافع حاصل از زمین پس از اتمام کار به صاحبان این سندها تعلق نداردبلكه بخشی از آن به اشخاص حقیقی یا حقوقی که وقف و یا ملکیت زمین مربوط به آن‌هااست، تعلق می‌گیرد و مشرف ملزم به پرداخت این سهم به آن‌ها است؛

5ـ اجاره دوم و دیگر اجاره‌ها ـ اجاره‌هایی که بعد از اولین اجاره از طریقانتقال سندها صورت می‌گیرد ـ آمیخته‌ای از اجاره بالوکاله و اجاره بالاصاله است؛زیرا صادر کننده سند (مشرف و یا ناظر) در اجاره دادن سهم مربوط به دارندگان سندها, بالوکاله و در اجاره دادن سهم مربوط به صاحب وقف و یا اشخاص حقوقی صاحب زمینبالاصاله عمل می‌نماید.

دسته دوم: سندهای اجاره اموالی که وقفی و یا مشابه آن نیستند

برای این‌ دسته می‌توان به قطعه زمینی مثال زد که مالک آن می‌تواند با صدورسندهای اجاره, مبالغی را از خریداران این اوراق دریافت دارد تا پس از پایان مراحلمختلف احداث بنا, صاحبان سند یا مستأجران از منافع ساختمان بهره مند شوند. دارندگاناین سندها می‌توانند با واگذار کردن آن‌ها به افرادی دیگر حق استیفای منفعت را ازخود به دیگران واگذار کنند. در صورت انجام چنین کاری مالک سند یا مستأجر اول خود بهموجری برای مستأجر دوم بدل می‌شود. این وضعیت تا هنگامی که مالکان سند اجاره آن رابه دیگری واگذار کنند تکرار می‌گردد.

به عبارت بهتر, از آن‌جا که با هر بار واگذاری سند, صاحب آن می‌تواند منافع موردانتظار را به دیگری اجاره دهد, وی ـ به رغم آن‌که خود این منافع را پیش از ایناجاره کرده است ـ موجر و مالک جدید سند مستأجر خواهد بود.

مشخصات این دسته اوراق اجاره عبارت است از:

1ـ در این دسته از اوراق، عقد اجاره مبنایی است هم برای شروع و هم برای تداول؛شروع از آن جهت که انتقال اوراق از سوی صادر کننده آن به مجموعه‌ای از اشخاص, درقالب عقد اجاره صورت می‌گیرد. وی ــ صادر کننده سند ــ در جایگاه موجر و دریافتکنندگان سند در جایگاه مستأجر قرار می‌گیرند. و مبنا بودن عقد اجاره برای تداول ازآن جهت است که علاوه بر عقد اجاره نخستین ـ که در آن صادر کننده سند موجر و دریافتکنندگان آن مستأجران می‌باشند ــ عقدهای اجاره دیگری به ترتیب صورت می‌گیرد که درهر نوبت، مستأجر در عقد قبلی، خود به موجر در عقد جدید تبدیل می‌شود؛

2ـ منفعت در این اجاره‌ها تأجیلی است؛ به این معنا که منافع مورد انتظار مستأجراز عین، فعلیت ندارد و تنها توصیف می‌گردد. به این ترتیب درهر عقد اجاره‌ای که صورتمی‌گیرد هر یک از مالکان اوراق، صاحب منفعتی می‌گردد که در ذمه توصیف می‌شود و پساز انتقال سند به فرد دیگر, حق انتفاع از منافع نیز به فرد دوم انتقال می‌یابد؛

3ـ اجرت نیز آن چیزی است که به صورت مشخص و معین در نظر گرفته می‌شود و مستأجرآن را در ازای منفعت ــ که صرفاً توصیف شده و هنوز موعد استیفای آن فرا نرسیده استــ می‌پردازد. اجرت در اجاره نخستین, مبالغی است که دریافت کنندگان سند می‌پردازندو به کمک آن زمین, بنا می‌گردد و در اجاره‌های بعدی نیز مبالغی است که در قبالدریافت سند پرداخت می‌گردد؛

4ـ در تمام موارد تداول، مالک عین کسی است که در آغاز, سندها را صادر کرده است.

2ـ اوراق اجاره خدمات

این اوراق به سندهایی اطلاق می‌شود که شخص حقیقی یا حقوقی صادر کننده آن‌هاارایه خدماتی مشخص را در موعدی از پیش تعیین شده تضمین می‌کند. سندهای اجاره خدماتبه دو صورت زیر صادر می‌گردد:

الف. شخص حقیقی یا حقوقی صادر کننده سند اجاره خدمات، خود ارایه دهنده خدماتتضمین شده در سندها می‌باشد. به عنوان مثال, یک مؤسسه آموزش عالی می‌تواند برایارایه واحدهای درسی مشخص در موعدی معین، سندهایی قابل واگذاری را به فروش برساند تابا استفاده از عواید مالی این کار اقدام به آماده سازی شرایط برگزاری این واحدهانماید. دارندگان چنین سندهایی می‌توانند در صورت تمایل, آن‌ها را به دیگران واگذارنمایند. آخرین دریافت‌كنندگان سند در صورت برخورداری از شرایط مورد توافق برای شرکتدر این کلاس‌ها حق خواهند داشت تا از خدمات تحصیلی دانشگاه که در قالب واحدهای موردانتظار ارایه می‌شود استفاده نمایند.

گردش این دسته از سندها, هم‌چون دیگر انواع سندهای اجاره, با دست به دست شدناتفاق می‌افتد, به گونه‌ای که آخرین دارندة سند را باید آخرین مستأجر یا مستأجرنهایی برای استفاده از خدمات دانست.

ب. شخص حقیقی یا حقوقی صادر کننده سند, خود ارایه کننده خدمات نمی‌‌باشد بلکهواسطه تضمین کننده نسبت به ارایه خدمات می‌باشد. در چنین مواقعی صادر کننده سندموظف است با عقد قرارداد، شرایط ارایه خدمات مورد انتظار در سندهای اجاره را برایدارندگان آن‌ها فراهم آورد و در واقع شخص حقیقی یا حقوقی صادرکننده سندهای اجارهخدمات به این شیوه, به دارندگان اسناد تضمین می‌دهد که در موعدی مقرر خدمات مذکوردر اسناد را دریافت خواهند داشت. در این مورد می‌توان به بسیاری از مؤسسات خدماتیواسطه‌ای اشاره کرد که در قبال دریافت وجوهی مشخص, ارایه خدماتی معین را توسط افرادثالت تضمین می‌کنند. اگر این مؤسسات اقدام به صدور اسناد قابل واگذاری برای اجارهخدمات نمایند که مطابق با آن‌ها انجام خدماتی مشخص تضمین گردد، فعالیت اقتصادیآن‌ها از جمله مصادیق مسئله مورد بحث ما خواهد بود.

در واقع در چنین موردی سه ركن وجود دارد و معمولاً دو قرارداد نیز منعقد می‌شود. این سه ركن عبارت است از: صادرکننده سندهای اجاره خدمات, دریافت‌كنندگان این سندهاو ارایه دهندگان یا مجریان خدمات. یکی از دو قرارداد میان صادر کننده سندها بهعنوان تضمین کننده ارایه خدمات و دریافت‌كنندگان این سندها منعقد می‌شود، و قرارداددوم نیز میان صادر کننده اسناد و شخصیت حقیقی یا حقوقی ارایه دهنده یا مجری خدماتمنعقد می‌گردد. بدیهی است انگیزه صادر کننده این اسناد, جمع آوری سرمایه‌های دیگرانو استفاده از آن‌ها (و عمدتاً در فاصله زمانی میان صدور سندها و هنگام ارایه یااجرای خدمات مورد انتظار) می‌باشد.

سه نکته در ارتباط با هر دو دسته از سندهای اجاره خدمات، قابل توجه می‌باشد:

نکته اول: صادر کننده باید اقدامات تضمینی لازم برای ارایه خدمات در موعد مقرررا به عمل آورد. در صورت عمل نكردن به مفاد سندهای اجاره, مسئولیت حقوقی متوجه ویخواهد بود.

نکته دوم: نوع, میزان و زمان ارایه خدمات باید به روشنی و بدون هرگونه ابهامیمعین گردد و به تعبیر فقهی, سندهای اجاره باید از هرگونه جهالتی به دور باشد.

نکته سوم: علت تأجیلی بودن ارایه خدمات (احاله آن به آینده), هم‌چنان‌که پیش‌ترنیز مورد اشاره قرار گرفت, جذب اموالی از مردم و سرمایه‌گذاری به وسیلة آن اموالمی‌باشد, تا پس از فراهم آمدن زمینه، ارایه خدمات امکان پذیر گردد. بنابراین نبایدپنداشت که موکول کردن ارایه خدمات به آینده، ضروری و بازگشت ناپذیر است.یک مؤسسهمی‌تواند هم زمان با صدور سندهای اجاره خدمات، ارایه آن‌ها را برای دریافت‌كنندگانآن سندها توسط مؤسسه‌ای دیگر تضمین کند و یا خود اقدام به ارایه آن خدماتنماید.

3 ـ اوراق اعیان اجاره

این نوع از اجاره خود به گونه‌های متعددی تقسیم می‌شود که در زیر به مهم‌ترینآن‌ها اشاره می‌‌شود:

الف. مالک، اقدام به صدور سند برای ملکی می‌کند که آن را اجاره داده است؛ سندیكه حکایت از ملکیت او بر آن عین می‌كند. چنین سندی اگر به غیر واگذار شد، عین،مالکی جدید و مستأجر، موجری جدید پیدا می‌کند.

این‌که چه کسی سند را صادر کرده است؛ خود مالک, مستأجر, مؤسسه‌ای خاص و یا... تفاوتی ندارد؛ هر یک از این افراد یاد شده ممکن است اقدام به صدور چنین سندهاییبنماید. در هر صورت دارنده سند، مالک عین به شمار می‌آید.

مشخصات این گونه سندها را می‌توان به صورت زیر ارایه نمود:

1ـ انتقال ملکیت بر اساس انتقال سند انجام می‌پذیرد. به تعبیر دیگر, انتقال سنداز شخصی به شخص دیگر به معنای انتقال عین از اولی به دومی است؛

2ـ مستأجر پس از انتقال سند، اجرت را به صاحب سند تسلیم می‌کند؛ بنابراین اگر درهر دوره از موعدهای اجاره، مالکی جدید برای عین مورد اجاره وجود داشته باشد وی بایدبهای اجاره را به او پرداخت نماید.به عبارت فنی‌تر, انتقال مالکیت عین را باید بهمعنای انتقال جریان پرداخت اجرت اجاره دانست؛

3ـ صادر کردن سند و یا کتابت انتقال آن ــ در صورتی که شیوه ثبت جریان انتقال درسند برگزیده شده باشد ــ می‌تواند در اداره ثبت یا خود سند و یا حتی با استفاده ازهر شیوه مناسب دیگری اتفاق بیفتد.این مسئله در امکان فروش سند ملکیت عین اجاره دادهشده به دیگران تفاوتی ایجاد نمی‌کند؛

4ـ خصوصیات مورد توافق مالک اول و مستأجر باید در سندها به طور دقیق مشخص گردد؛خصوصیاتی هم‌چون عین جنس, مدت اجاره و قیمت اجاره از جمله اصلی‌ترین این خصوصیاتمی‌باشد؛ زیرا در غیر این صورت, جهالت پدید خواهد آمد که از جمله موانع صحت اجارهمی‌باشد.

ب. مالک عین، سندها و ارواق متعددی را صادر می‌کند که هر یک بر سهم‌هایی مشخص ازعین دلالت می‌کند. خریداران این سندها مالکان جدید خواهند بود که به صورت مشاع درمالکیت آن با یکدیگر شریک هستند. تعلق درآمد حاصل از اجاره به صاحبان این سندها نیزبر اساس درصد مالکیتشان می‌باشد؛ یعنی این افراد از اجرتی که مستأجر می‌پردازد، هماندازه با سهم خویش برخوردار می‌شوند. به عنوان مثال, اگر فردی صاحب سندی باشد کهبر بیست درصد از مالکیت عین دلالت می‌کند, بیست درصد از درآمد حاصل از اجاره به ویتعلق خواهد گرفت.

تفاوت این مورد با مورد اول در این است که عین در این‌جا, بر خلاف مورد نخست, بهصورت مشاع به افراد متعدد فروخته می‌شود. براساس این تفاوت, در این‌جا صاحب هر یکاز سندها به نسبت سهمی که از عین به صورت مشاع به او تعلق گرفته است از درآمد ناشیاز اجاره عین برداشت می‌کند, در حالی که در آن‌جا به صورت کامل به صاحب سند تعلقمی‌گرفت.

نکته مهم در این‌گونه سندها این است که باید درصد مالکیت هر یک از آن‌ها بر عینمشخص شده باشد.

ج. گاه یک مؤسسه یا شخصیت حقوقی اقدام به صدور سندهایی می‌نماید که طبق آن‌هامی‌تواند از طرف خریداران سندها, اقدام به خرید یک عین و سپس بهره برداری از آن درقالب عقد اجاره نماید؛ البته گاه این اجاره در سندهای پذیره نویسی مورد تصریح واقعمی‌شود و گاه در قالب عقدی جدید منعقد می‌گردد.

به تعبیر دیگر, پذیره نویسی دریافت کنندگان این سندها به معنای اعطای وکالت برایخرید عین مورد نظر در چارچوب عقد بیع و اجازه لازم برای بهره برداری از آن درچارچوب عقد اجاره می‌باشد. طبیعی است استفاده از منافع عین خریداری شده محصور بهبهره برداری فوری از منافع آن نمی‌باشد و شامل شیوه‌های دیگر بهره برداری از جملهسرمایه گذاری در آن ـ مانند احداث بنا در زمین خریداری شده ـ و سپس منتفع شدن ازمنافع آن می‌باشد.

اگر پذیره نویسی متضمن عقد اجاره نیز باشد این عقد بر اساس توصیف در ذمه خواهدبود؛ ولی اگر در پذیره نویسی اشاره‌ای به عقد اجاره نشود تنها به توکیل مؤسسه صادرکننده اسناد در خرید عین مورد توافق اشاره دارد. در این صورت بهره‌برداری از منافعاین عین منوط به انعقاد عقد اجاره به صورت جداگانه است که باید پس از تسلط یافتنمؤسسه بر عین انجام پذیرد. در هر حال, مؤسسه اجاره کننده موظف است پس از خریداریعین به وکالت از پذیره نویسان, اجرت اجاره را به صاحبان سندهای پذیره نویسی شدهپرداخت نماید.

در واقع دو عقد در این‌جا صورت می‌گیرد: اول, بیع به صورت وکالتی و سپس اجاره ازجانب صاحبان سندهای پذیره نویسی شده؛ زیرا عین خریداری شده, به آن‌ها تعلق دارد.

د. همان صورت سوم است, با این تفاوت که یک واسطه میان خریداران سندها و مؤسسهعلاقه‌مند به بهره‌برداری از منافع یک عین ارتباط برقرار می‌کند.چنین واسطه‌هاییمعمولاً بانک‌ها یا دیگر مؤسسات اعتباری هستند. در این فرض بانک ابتدا اقدام بهصدور سند می‌کند و سپس با استفاده از اعتبارات به دست آمده, عین مورد درخواست مؤسسهطرف قرار داد را به وکالت از صاحبان سندها خریداری می‌نماید, آن‌گاه حق بهره‌برداریاز منافع حاصل از عین را در قبال اجرتی مشخص به مؤسسه واگذار می‌کند و در نهایت, درآمد حاصل از اجاره عین خریداری شده را از طرف مؤسسه به صاحبان سندها می‌پردازد.

در این قسم سه رکن اصلی وجود دارد که عبارت‌اند از:

1 ـ مستأجر: مؤسسه یا هر شخصیت حقوقی دیگری که به استیفای منافع یک عین علاقهنشان می‌دهد ولی به هر دلیل مایل به خرید آن نیست؛

2 ـ موجر: افرادی که با پذیره نویسی, به واسطه وکالت می‌دهند تا از طرف آن‌هااقدام به خرید عین مورد درخواست مستأجر نماید و سپس آن را به وی اجاره دهد؛

3 ـ واسطه: بانک یا مؤسسه اعتباریی که اعمال زیر را انجام می‌دهد:

3ـ1ـ به درخواست مؤسسه خواهان استیفای منافع یک عین, اقدام به صدور سندهایاعتباری به منظور جذب اعتبار لازم برای خرید آن عین می‌نماید؛

3ـ2ـ تحویل دادن سندها از یک سو و خرید عین مورد درخواست به وکالت از صاحبانسندها از سویی دیگر؛

3ـ3ـ اجاره دادن عین مورد تقاضا به مؤسسه‌ای که خواهان استیفای منافع حاصل از آنمی‌باشد.

در برخی از قراردادها وظایف محوله به واسطه، شامل تداوم واسطه‌گری میان موجر ومستأجر تا پایان اجاره و حل معضلات و منازعات احتمالی نیز می‌شود.

به این ترتیب, صورت چهارم را باید به دو قسم واسطه‌گری موقت و واسطه‌گری دایمتقسیم نمود.

نقطه مشترک در چهار صورتی که به آن‌ها اشاره شد آن است که سندهای صادر شده, بهملکیت تمام یا بخشی از اعیان دلالت می‌کنند. هم‌چنان‌که به تفصیل توضیح داده شد, این ملکیت در صورت نخست بر تمام عین و در صورت‌های دوم, سوم و چهارم بر بخشی از عینمی‌باشد.

پرسشی که در این‌جا پیش می‌آید این است که علت نام‌گذاری این سندها ـ یعنی اوراقاعیان اجاره که بیان‌گر ملکیت بر اعیان هستند ـ به سندهای اجاره‌ای چیست. در پاسخباید به هدف افرادی که اقدام به خریدارای این اسناد می‌نمایند اشاره کرد, زیرا هدفآن‌ها از خریداین اسناد دست‌یابی به سود و اجرت ناشی از اجاره آن‌ها می‌باشد. درواقع خریداران این اسناد به نوعی سرمایه گذاری روی می‌آورند که درآمدهای ناشی از آناز ناحیه عقد اجاره و واگذاری منافع عین خریداری شده به غیر تحصیل می‌شود.*

2ـ حکم فقهی اوراق اجاره

اصلی‌ترین ویژگی سندهای اجاره, گردش راحت‌تر و سریع‌تر آن‌ها است. این ویژگی کهاز جمله نخستین دلایل صدور اسناد اجاره است باید قبل از سایر مباحث مرتبط با اسناداجاره مورد توجه قرار گیرد.

بررسی فقهی پیرامون گردش اسناد اجاره میان مالکان و خریداران آن‌ها نشان می‌دهدکه هیچ‌گونه اشکالی در انجام این کار نیست, زیرا دست به دست شدن این سندها در نهایتبه یکی از دو صورت بیع یا اجاره باز می‌گردد. و روشن است که هر دو صورت از مبناییفقهی و حقوقی برخوردار می‌باشد. در واقع اگر اسناد بر اساس انتقال ملکیت دست به دستشوند ـ مانند صورت سوم که اسناد بیان‌گر مالکیت بر اعیان بود ـ تداول (چرخش اقتصادیسندهای اجاره) ناظر به عقد بیع خواهد بود و با هر بار دست به دست شدن سند, عقدیجدید منعقد می‌گردد, و اگر این سندها بر اساس ملکیت صاحب سند بر خدمات یا منافع عینانتقال یابند با هر بار انتقال سند, عقد اجاره جدیدی شکل می‌گیرد.

خلاصه آن‌که: چرخش مالکیت در سندهای اجاره یا بر اساس انتقال ملکیت بر عین اتفاقمی‌افتد و یا بر اساس انتقال ملکیت بر منافع و خدمات, که در هر دو صورت مبتنی برمبنایی فقهی است. صورت نخست ناظر و یا مبتنی بر شکل گیری عقد بیع و صورت دوم ناظر ویا مبتنی بر عقد اجاره است. به این ترتیب, چرخش مالکیت بر اعیان یا منافع, بر اساسسندهای اجاره به خودی خود با مشکل فقهی روبه‌رو نبوده و ناقض شرایط فقه برای معاملهنمی‌باشد, اما با مطالعه دقیق این سندها به عناصری در درون همه یا برخی از آن‌هابرمی‌خوریم که امکان دارد مانع از تحقق برخی از ارکان بیع یا اجاره شود. بنابراینلازم است به مطالعه هر یک از این عناصر بپردازیم.

ناگفته پیدا است که اگر یکی از عناصر مشترک در همه انواع, ناسازگار با فقه باشد،پرونده جواز فقهی این مبحث به سرانجام نخواهد رسید و راهی برای تجویز سندهای اجارهباقی نخواهد ماند؛ ولی اگر یکی از عناصر اختصاصی یا مشترک میان یک یا چند نوع ازاین اوراق دچار مشکل باشد،دایره عدم تجویز فقهی به آن محدود می‌گردد.

در ادامه به بررسی این عناصر می‌پردازیم:


عنصر اول: ورود عقد بیع بر عین مورد اجاره

در برخی از اقسام سندهای اجاره ـ که قبلا شرح آن‌ها گذشت ـ با این وضعیت روبه‌روهستیم که نسبت به عینی که در دست اجاره است، عقد بیع صورت می‌گیرد. پرسش این است کهآیا عقد بیع بر عین مستأجره با موازین فقهی سازگار است.

در این جا دو سؤال مطرح شده است: یکی آن‌که آیا عقد بیع درست است و دیگر این‌کهآیا اجاره باطل می‌شود؟ بیش‌تر فقیهان امامیه ـ اگر نگوییم همه آنان (علامه حلی, 1374: 329)ـ و برخی فقهای اهل سنت، مانند احمد بن حنبل (ابن قدامه: 114) و نیزشافعی (همان) (در یکی از دو قول نسبت داده شده به وی) حکم به صحت ورود بیع بر عینمستأجره نموده و معتقد شده‌اند علاوه بر صحت این عقد، اعتبار اجاره نیز به حال خودباقی می‌ماند و باطل نمی‌گردد.

روشن است که درست بودن عقد بیع, به معنای انتقال مالکیت عین فروخته شده بهخریدار، و باطل نبودن اجاره, به معنای تداوم سلطه مستأجر بر منافع عین است؛ منافعیکه در ازای آن هزینه‌ای می‌پردازد.

جهت اثبات این دو حکم ـ صحت عقد و عدم ابطال اجاره ـ دو دلیل می‌توان ارایهکرد:

دلیل اول: هیچ یک از عقود بیع و اجاره مقتضی نفی دیگری نیستند

مقتضای تحقق هیچ یک از این دو عقد نفی دیگری نیست. توضیح این‌که: هیچ‌گاه مقتضایعقد اجاره, منع مالک از مطلق تصرف ـ از جمله فروش عین ـ نیست؛ بلکه مقتضای آن صرفاًعدم تسلط موجر ـ مالک عین ـ در مدت اجاره بر منافع عین مستأجره، و تعلق داشتن اینمنافع به مستأجر است.

بنابراین مالک عین حتی در دوران اجاره نیز می‌تواند از دیگر انواع تسلط ـ به غیراز تسلط بر منافع ـ استفاده کند. به بیانی دیگر, اجاره دادن یک عین به معنای آن استکه مالک تا انتهای دوره اجاره حق بهره برداری از منافع را ندارد و می‌تواند نسبت بهسایر تصرف‌ها از جمله فروش آن اقدام نماید.

هم‌چنین مقتضای عقد بیع منع مستأجر از استیفای منافع عین مستأجره نیست, زیرا بیعبر عین جاری شده است و نه بر منافع آن. توضیح بیش‌تر این که: ورود عقد بیع بر عینمستأجره در چارچوب یکی از سه وضعیت زیر تحقق پذیر است:

الف. مشتری از قضیه «در اجاره بودن عین» اطلاع دارد و با بایع چنین قرارمی‌گذارد که درآمد ناشی از اجاره, به فروشنده ـ مالک پیشین عین ـ تعلق بگیرد. بهاین ترتیب, بعد از بیع، اجرت اجاره تا پایان دوره آن باید از جانب مستأجر به مالکپیشین عین پرداخت گردد.

ب. مشتری از اجاره با خبر است و بنا را بر آن می‌گذارد که از هنگام بیع, درآمدناشی از اجاره عین به وی ـ مشتری ـ تعلق گیرد.

همان‌طور که پیدا است, در دو صورت بالا مشتری نسبت به بهره برداری از منافع توسطمستأجر اعتراضی ندارد و فروش عین مستأجره از جانب بایع همراه با آگاهی و رضایتمشتری از وضعیت آن انجام می‌پذیرد.

ج. مشتری جاهل به اجاره بوده و بعد از عقد بیع از آن اطلاع می‌یابد.

در ارتباط با این قسم, بحث‌هایی درگرفته است. فقیهان امامیه و بسیاری از عالماناهل سنت اعتقاد دارند که عدم اطلاع مشتری از اجاره عین, مانع از تحقق بیع نیست بلکهموجب تخییر مشتری در رد یا قبول بیع می‌شود. به تعبیر دیگر, مشتری مخیّر است صبرکند تا مدت اجاره به سر بیاید و عین مال را دریافت کند و یا این‌كه معامله را فسخکند. در هر صورت، بر حسب رأی فقها, بیع، موجب تحقق یافتن سلطنت مشتری بر منافع تحتملکیت مستأجر در مدت اجاره نمی‌شود تا حکم به بطلان اجاره گردد. به بیان دیگر, هرچند عقد بیع سلطنت خریدار بر عین را سبب می‌شود, ولی این به معنای ایجاد سلطنت برمنافع تحت ملکیت مستأجر در مدت اجاره نیست.

با توضیحی که گذشت, به دست می‌آید که بیع در هیچ یک از سه صورت مسئله، موجبابطال اجاره نخواهد شد.

آن‌چه تطبیق مسئله فقهی ورود بیع بر اجاره را در ارتباط با سندهای اجاره اعیانآسان می‌سازد آن است که در سندهای اجاره اعیان, خریدار و فروشنده بر اساس این پیشفرض اقدام به واگذاری سند و فروش عین می‌نمایند که همه امور مربوط به عین از زمانواگذاری سند, به مالک جدید تعلق یابد.به این ترتیب درآمد حاصل از اجاره از زمانانتقال سند, به مالک جدید و خریدار عین تعلق می‌گیرد. توضیح بالا نشان می‌دهد کهسندهای اجاره اعیان تنها در قالب صورت دوم جای می‌گیرد که مطابق با آن مشتری ازاجاره خبر دارد و اجرت اجاره از زمان عقد بیع به بعد به وی تعلق می‌گیرد.

دلیل دوم: معتبره حسین بن نعیم

حسین بن نعیم از امام ششم نقل می‌کند که حضرت فرمود:

>>شنیدم از پدرم که فرمود ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) فرمود: بیع، اجاره وسکنی را نقض نمی‌کند؛ولی به فروش می‌رسانی آن را بر این اساس که خریدار، تملک نکندآن‌چه را خریده، مگر آن که سکنی به صورتی که شرط شده انقضا یابد و همین‌طور استاجاره»؛ (حر عاملی, 1371, باب 24, حدیث 3).

دلالت روایت بر مدعا, بی‌نیاز از توضیح می‌باشد.

عنصر دوم: اقدام مستأجر به اجاره دادن عین مستأجره

این مسئله ـ اقدام مستأجر در اجاره دادن آن‌چه اجاره کرده ـ از مواردی نیست کهشکل‌گیری آن وام‌دار موضوع «اوراق اجاره» باشد؛ بلکه از مسایل دارای پیشینه در فقهبه شمار می‌آید.

در این مسئله، جمهور فقیهان اهل سنت و تمامی فقیهان امامیه حكم به جوازداده‌اند؛ یعنی گفته‌اند مستأجر می‌تواند عین مورد اجاره را به دیگری اجاره دهد؛البته فقیهان امامیه معتقدند این جواز مربوط به موردی است که مالک در عقد اجاره،شرط استیفای منفعت به صورت مباشر را مطرح نکرده باشد.

به هر حال, برای اثبات جواز اقدام مستأجر ـ در اجاره دادن عین تحت اجاره ـ ایندلیل را می‌توان ارایه کرد که معیار صحت عقد اجاره، مالکیت نسبت به منفعت است و نهمالکیت نسبت به عین. به تعبیر دیگر, کسی که عینی را اجاره می‌دهد لازم نیست مالکخود عین باشد, بلکه مالک بودن او بر منفعت کفایت می‌کند؛ زیرا اجاره در واقع چیزیجز تملیک منفعت یا مسلط کردن کسی بر عینی جهت استیفای منفعت آن نیست و این اقدام بهعنصری فراتر از ملکیت داشتن بر منفعت نیاز ندارد و مستأجر چنین مالکیتی را دارااست.

فقیهان امامیه به رغم اعتقاد به جواز،، این بحث را مطرح نموده‌اند که آیا جایزاست مستأجر بعد از تحقق اجاره ــ یعنی اجاره دوم که در آن او موجر می‌گردد ــ عینرا بدون اذن مالک به مستأجر دوم تسلیم کند, یا این که تسلیم عین باید با اذن مالکباشد. در پاسخ به این مسئله دو قول وجود دارد:

قول اول: عدم جواز تسلیم عین بدون اذن مالک

این قول متعلق به شیخ طوسی و ابن ادریس و علامه می‌باشد و دلیل آن را چنین بیاننموده‌اند كه: در اجاره، عین امانتی است در دست مستأجر و در این امانت، مالکاجازه‌ای مبنی بر واگذار کردن آن به غیر صادر نکرده است.

قول دوم: جواز تسلیم عین بدون اذن مالک

آیة الله خویی برای اثبات این قول چنین می‌گوید:

«اقدام مالک در رخصت دادن به مستأجر جهت استیلا یافتن بر عین, ناشی از برخورداریاو از وصف عنوانی «مالک بودن نسبت به منفعت» است و نه برخاسته از ذات و جنبه‌هایتشخص بخشی به او. بر این اساس، هرکس که مالک منفعت باشد، می‌تواند اقدامی این چنینــ رخصت دادن به غیر جهت استیلا یافتن بر عین ــ را به عمل آورد»؛ (خویی, 1365, ج1: 274).

البته وی اضافه می‌کند از آن‌جا که عین امانتی نزد مستأجر اول است و به همین جهتباید آن را محافظت کند، جایز نیست که او ــ یعنی مستأجر اول ــ عین را در معرض خطرقرار دهد و اجاره دادن آن به انسان جائر و خائن ــ که از او اطمینانی نسبت به حفاظتاز عین وجود ندارد ــ قرار دادن آن در معرض خطر می‌باشد؛ (همان).

حاصل سخن این که: به طور کلی، اقدام مستأجر در اجاره دادن عین در دست اجاره, بامشکل فقهی روبه‌رو نیست؛ با این توصیف, سندهای اجاره ممکن است با یک اشکال مهمروبه‌رو گردند و آن این که فقها با استناد به برخی روایات گفته‌اند: در برخی موارد،اقدام مستأجر به اجاره دادن عین به بیش از قیمتی که اجاره کرده، جایز نیست. اینموارد عبارت‌اند از: اتاق، خانه، دکان و اجیر, مگر آن که تغییری را در آن‌ها ایجادکند, مثل سفید کردن و یا تعمیر نمودن آن؛ (بحرانی, بی‌تا: 292).

این اشکال از آن جهت است که سندهای اجاره معمولاً براساس اجاره‌هایی بیش ازقیمت‌های قبلی شکل می‌گیرند؛ از این رو مشمول اقدام مستأجر به اجاره عین به بیش ازقیمتی که اجاره کرده است, می‌گردد.

اگرچه ارایه این بحث مجالی گسترده‌تر می‌طلبد ولی در این‌جا می‌توان به نکات زیراشاره نمود:

1ـ عده‌ای از فقیهان, این ممنوعیت اجاره به اکثر را ـ که در روایات آمده ـ حملبر کراهت نموده اند؛ در مقابل، مشهور قایل به منع شده اند؛ (همان).

2ـ این اشکال در همه سندهای اجاره‌ای نمی‌آید بلکه فقط در سندهایی جریان دارد کهتبادل و تداول ـ انتقال و دست به دست شدن ـ آن‌ها بر اساس عقد اجاره صورت می‌گیرد؛مثل سندهای اجاره منافع و سندهای اجاره خدمات؛ اما سندهای اجاره اعیان با اشکالروبه‌رو نیست.

3ـ این اشکال در سندهای اجاره منافع و اجاره خدمات نیز تنها در مواردی می‌آید کهاجاره به یکی از موارد یاد شده (اتاق، خانه، دکان و اجیر) تعلق یافته باشد؛ در غیراین صورت, اشکالی از این نظر پیش نمی‌آید. و همان‌طور که پیدا است, برای سرمایهگذاری در عصر حاضر موارد بسیاری غیر از چهار مورد یادشده وجود دارد که می‌توانسندهای اجاره را نسبت به آن‌ها شکل داد.

عنصر سوم: طولانی شدن مدت اجاره

در سندهای اجاره, عنصر «به طول انجامیدن مدت اجاره» را به روشنی می‌توان دید؛ چهآن که این سندها میان مردم دست به دست می‌شود و طبیعی است كه این دست به دست شدن درزمانی طولانی رخ می‌دهد.

در این‌جا این پرسش مطرح می‌شود که از نظر فقه، طولانی شدن مدت اجاره چه حكمیدارد. در پاسخ باید گفت: هیچ دلیلی بر نفی اعتبار اجاره طولانی مدت وجود ندارد.دراین زمینه علامه حلی چنین می‌گوید:

مدت اجاره از نظر کم بودن و زیاد بودن, اندازه‌ای ندارد ]یعنی: به لحاظ زمانهیچ محدودیتی ندارد[ می‌توان یک لحظه, به شرط آن‌که ضبط انجام پذیرد, و یا هزارسال، ]چیزی را[ اجاره کرد»؛ (علامه حلی, 1374: 316) وی این را قول همه عالمان شیعهمی‌داند؛ (همان).

عنصر چهارم: باقی نماندن عین در خلال مدت اجاره

بی‌گمان بقای عین در صحت اجاره معتبر و لازم است. اما سؤالی که وجود دارد ایناست که آیا واقعاً باید به بقای عین قطع پیدا کنیم تا اجاره صحیح باشد, یا احتمالعقلایی بر بقا کافی است.

اگر قطع به بقای عین را ضروری بدانیم باید حتی در موردی که با احتمال عدم بقایعین روبه‌رو می‌شویم، حکم به عدم صحت اجاره کنیم و اگر در صحت اجاره احتمال عقلاییبقا را کافی بدانیم، عقد اجاره تنها در موارد وجود احتمال عقلایی بر عدم بقای عین, محکوم به بطلان می‌شود و نه در موارد وجود احتمال بر عدم بقا.

دیدگاه دوم درست است؛ یعنی در صحت اجاره, احتمال عقلایی به بقا کفایت می‌کند؛زیرا اگر قطع به بقا لازم باشد باید هیچ عقد اجاره‌ای را ـ مگر در موارد اندک ـدرست ندانیم؛ به دلیل این‌که در بسیاری از اجاره‌ها احتمال از بین رفتن عین به جهتاسباب و عواملی در آینده ـ که عمدتاً قابل پیش بینی نیستند ـ وجود دارد.

مقصود از وجود احتمال عقلایی به بقای عین، آن است که ظاهر عین از باقی ماندن تاپایان مدت اجاره حکایت کند. بر اساس این, مقصود علامه حلی که می‌گوید: «جایز استاجاره عین در مدتی که در آن باقی می‌ماند»، بقای عین به حسب نوع و از نظر عرف است, نه بقای قطعی؛ (همان).

عنصر پنجم: پوشش دادن مدت اجاره به تمام عمر اقتصادی عین

با توجه به این که در سندهای اجاره ـ به لحاظ دست به دست گشتن تا پایان عمراقتصادی اعیان ـ پایان یافتن مدت اجاره و تمام شدن عمر اقتصادی اعیان هم‌زمان اتفاقمی‌افتد، این پرسش مطرح می‌شود که از نظر فقه وضعیتی این‌چنین که عمر اقتصادی عینبرابر بامدت اجاره می‌گردد و به تعبیر دیگر, مدت، تمام عمر اقتصادی عین را در بر می‌گیردـ صحیح است یا نه.

ممکن است قایل شویم چنین اجاره‌ای درست نیست, زیرا فاقد این شرط از شروط اجارهمی‌باشد و انتفاع از عین نباید منجر به نابودی آن گردد,* و سندهای اجاره چنینوضعیتی دارند.

حقیقت این است كه ادعای عدم رعایت شرط یاد شده در سندهای اجاره بی‌مورد است؛زیرا انتفاع منتهی به زوال عین در سندهای اجاره به دلیل به طول انجامیدن آن، از سنخانتفاع‌های مبطل عین ـ که ذات آن‌ها را عنصر از بین بردن عین تشکیل می‌دهد ـ نیست؛به تعبیر دیگر, از بین رفتن عین در سندهای اجاره، در نتیجه روند ناشی از تداوم واستمرار انتفاع رخ می‌دهد, در حالی که زوال عین در انتفاع‌های متلف عین به محض وقوعانتفاع اتفاق می‌افتد.

از طرف دیگر, در انتفاع متلف عین که عدم آن شرط می‌شود اصل عین بعد ازانتفاع نابود می‌گردد؛ مانند نان که به محض وقوع انتفاع از آن (یعنی خوردن) از بینرفته و اثری از آن باقی نمی ماند؛ در حالی که در سندهای اجاره این عمر اقتصادی استکه بعد از یک انتفاع طولانی از بین می‌رود، و نه اصل عین.

عنصر ششم: وقوع مجموعه‌ای از اجاره‌ها بدون استیفای منفعت

وقوع مجموعه‌ای پشت سر هم از اجاره‌ها بدون آن که بعد از آن‌ها استیفای منفعتصورت بگیرد، عنصر دیگری است که در سندهای اجاره‌ای ــ البته در آن دسته از سندها کهبیان‌گر ملکیت نسبت به منافع و یا خدمات هستند ــ به چشم می‌آید. باید پرسید ازلحاظ فقهی چنین عنصری این سندها را با مشکل روبه‌رو می‌سازد یا نه. ناگفته پیدا استکه این عدم استیفای منفعت، در همه اجاره‌هایی که بر اساس تبادل سند‌ها انجاممی‌گیرد، اتفاق می‌افتد و تنها در آخرین اجاره این وضعیت رخ نمی‌دهد.

پرسش جدی‌تر این که, آیا مگر نه این است که اجاره برای استیفای منفعت است؛ اگرپاسخ مثبت است پس چگونه می‌توان چنین اجاره‌های عاری از استیفا را تجویز کرد, و آیادر حقیقت این اجاره‌ها، صورتی بدون محتوا و ظاهری خالی از روح اجاره نیستند ؟!

ممکن است چنین پاسخ دهیم که بعد از توجه به این که امکان استیفا با تحقق استیفایمنفعت تفاوت دارد، آن‌چه وجود آن در هر اجاره‌ای لازم و شرط است امکان استیفایمنفعت است و نه تحقق استیفا در خارج و به صورت عملی. به همین دلیل است كه فقهامی‌گویند اگر مستأجر اقدام به استیفای منفعت نکرد، حکم به بطلان اجاره نمی‌شود؛(محمد قمی, بی‌تا, 352).

بنابراین می‌توان گفت: شرط صحت اجاره, امکان استیفا است و نه وقوع استیفا وهمان‌گونه که مشخص است, سندهای اجاره از این معیار صحت ـ امکان استیفا ـ برخوردارمی‌باشند, زیرا هر صاحب سند می‌تواند از واگذاری آن به دیگری سر باز زند و آن را تافرا رسیدن موعد اجاره و زمان استیفا برای خود نگه دارد.

عنصر هفتم: عدم اتصال مدت اجاره به عقد

گاه مدت اجاره به عقد متصل نیست؛ مثل آن‌که روزها یا ماه‌ها و یا سال‌ها بعد ازوقوع عقد، مدت اجاره شروع گردد.

این عنصر را نیز در سندهای اجاره ـ دست کم در بسیاری از موارد آن ـ می‌توانمشاهده نمود. سؤالی كه در این‌جا مطرح می‌شود این است كه آیا اجاره‌ای که میان عقدو مدت آن فاصله زمانی برقرار است، درست می‌باشد. به تعبیر دیگر, آیا اتصال مدت بهعقد شرط است ؟ در پاسخ به این سؤال دو قول میان فقیهان مشاهده می‌شود:

الف. اتصال مدت اجاره به عقد شرط نیست

مشهور فقیهان (یزدی, 1404: 599). گفته‌اند لازم نیست از نظر زمانی مدت اجارهمتصل به عقد باشد, زیرا دلیلی بر این امر وجود ندارد, بلکه دلیل، كه همان عموم «اوفوا بالعقود» می‌باشد, اجاره فاقد اتصال را نیز صحیح می‌داند؛ (حكیم, 1404: 68).

ب. اتصال شرط است

این قول را پاره‌ای از فقیهان از جمله شیخ طوسی (شیخ طوسی, 1387, ج3: 230) ارایهکرده اند. در میان اهل سنت نیز عده‌ای, از جمله شافعی, این قول را برگزیده اند؛(شیخ طوسی, 1387, ج2: 35).

این گروه برای اثبات مدعای خود دلایلی چند را ارایه کرده اند که به برخی ازآن‌ها اشاره می‌کنیم:

دلیل اول: با توجه به این‌که اجاره عقدی شرعی است، ثبوت آن منحصر به مواردی استکه دلیل در کار باشد و از آن‌جا که دلیلی بر صحت اجاره مورد بحث ـ که میان عقد ومدت آن از نظر زمانی فاصله افتاده است ـ در دست نیست، اتصال به عقد لازم است. اینوجه را شیخ طوسی در كتاب «خلاف» ارایه نموده است.

این استدلال مردود است, زیرا همان‌طور که گذشت, دلیل بر صحت اجاره مورد بحث،عموم «اوفوا بالعقود» است؛ (همان).

دلیل دوم: قدرت بر تسلیم, یکی از شرایط عقد اجاره است. مقصود از این قدرت، قدرتموجود در حال عقد است و نه قدرتی که قابل حصول در زمانی متأخر از عقد می‌باشد. برپایه این شرط، نمی‌توان برای اجاره مورد بحث، اعتباری قایل شد؛ زیرا در آن، قدرتفعلی بر تسلیم در حال عقد وجود ندارد، بلکه آن‌چه وجود دارد، قدرتی شأنی است کهبعداً و به هنگام شروع مدت اجاره به فعلیت می‌رسد.

در رد این استدلال می‌توان گفت:

اولاً: دلیلی بر اعتبار قدرت بر تسلیم در اجاره در دست نیست؛ آن‌چه هست این استکه گاه با نبود این قدرت، عقد اجاره دچار اشکال می‌گردد؛ ولی این دچار اشکال شدن نهبه لحاظ اعتبار قدرت بر تسلیم بما هو هو است, بلکه به لحاظ امر دیگری از قبیل سفهیشدن معامله و یا غرری شدن آن در نتیجه عدم قدرت بر تسلیم می‌باشد و فقدان قدرت برتسلیم در مسئله موضوع بحث،نه به سفهی شدن معامله می‌انجامد و نه به غرری شدن آن.

ثانیاً: قدرت شأنی در حین عقد کافی است، زیرا به اقتضای ضرورت تناسب شرط ومشروط، نمی‌توان برای شرط، اعتباری فراتر از محدوده ظرف تحقق مشروط ـ و به تعبیردیگر ظرف ترتب اثر ـ قایل شد و ظرف ترتب اثر در اجاره مورد بحث، با شروع مدت اجارهشکل می‌گیرد. از این بیان نتیجه می‌گیریم که قدرت فعلی در هنگام عقد لازم نیست بلکهقدرت در ظرف تحقق ترتب اثر مورد نیاز است. این پاسخ را صاحب عروه با این بیان ارایهکرده است:

«ادعای بطلانِ ـ عقد اجاره‌ای که میان مدت و عقد آن فاصله زمانی افتاده است ـ بهجهت عدم قدرت بر تسلیم آن‌گونه است که می‌بینی؛ زیرا تسلیم در زمان استحقاق لازماست و نه قبل از آن»؛ (یزدی, بی‌تا: 192).

دلیل دیگری ــ غیر از تناسب شرط و مشروط ــ را نیز می‌توان برای عدم لزوم قدرتفعلی در زمان عقد ارایه داد و آن این که: اگر قدرت فعلی در حین عقد شرط باشد، بایدبیع سلف و سلم را محکوم به بطلان نماییم, زیرا در این دو بیع، قدرت فعلی در حال عقدوجود ندارد.

نتیجه این که: سندهای اجاره را نمی‌توان به لحاظ وجود انفصال میان مدت اجاره وعقد آن محکوم به بطلان نمود.


عنصر هشتم: تعلق اجاره به مشاع

وجود این عنصر را نیز در سندهای اجاره به دلیل منتشر شدن آن‌ها در نزد اشخاصمختلف می‌توان مشاهده کرد. باید دید فقه تعلق به مشاع را جایز می‌داند یا نه. اگرتعلق به مشاع از نظر فقهی با اشکال روبه‌رو باشد، سندهای اجاره از این بابت مشکلپیدا می‌کنند.

در پاسخ به این پرسش باید گفت: فقه، اجاره مشاع را تجویز می‌کند؛ (علامه حلی, 1374: 336؛ مقدس اردبیلی, 1374, ج10: 68؛ شیخ اصفهانی, 1409: 29؛ خویی, 1365: 218). البته موجر در اجاره مشاع نمی‌تواند عین را تسلیم مشتری نماید مگر بعد از اذن شریک؛(همان)؛ همان‌طور که در بیع نیز همین وضعیت جریان دارد.

دلیل جواز اجاره مشاع، اطلاقات ادله باب اجاره است. اطلاق این ادله همان‌طور کهاجاره تمام عین را در بر می‌گیرد، اجاره سهمی مشاع از آن ـ خواه نصف، ثلث و یا... باشد ـ را نیز پوشش می‌دهد.

البته این تمسک به اطلاق هنگامی قابل قبول است که استیفای منفعت با مانعیروبه‌رو نباشد. باید دید آیا در مورد اجاره مشاع، مانعی این‌چنین ـ که از استیفایمنفعت جلوگیری کند ـ وجود دارد یا نه.

آن‌چه می‌تواند در این زمینه مانع تلقی گردد دو چیز است: اشاعه و شرکت, كه هیچكدام مانعی بر سر راه استیفای منفعت به حساب نمی‌آید. محقق اردبیلی در این بارهمی‌گوید:

...اشاعه و شرکت صلاحیت مانع شدن ]برای استیعفای منفعت[ ندارند؛ (مقدس اردبیلی, 1374, ج10: 68).

این دو مانع قابل تصور در مسئله, یکی عقلی و دیگری شرعی است:

الف. مانع عقلی

نفس اشاعه و مشاع بودن ممکن است مانعی عقلی جهت استیفای منفعت پنداشته شود؛ بهاین معنا که به طور عقلی استیفای منفعت در هنگام اشاعه امکان پذیر نیست.

ادعای امکان ناپذیر بودن استیفای منفعت (مانع عقلی) غیر قابل پذیرش است, زیرا بااذن گرفتن از شریک, استیفا امکان پذیر می‌گردد و در صورت عدم اذن، دخالت حاکم شرعممکن است راه را برای استیفا هموار سازد.

ب. مانع شرعی

شرکت ممکن است مانعی شرعی برای استیفای منفعت تلقی گردد؛ به این معنا که از نظرشرعی تسلیم عین بدون اذن شریک جایز نیست و با عدم تسلیم عین، استیفای منفعت از آنصورت نمی‌گیرد.

پاسخ این است كه این مانع، مانعی قابل زوال به حساب می‌آید و حکم به عدم صحتاجاره به لحاظ وجود یک مانع غیر پایدار بی‌وجه است؛ زیرا شریک پس از اذن گرفتن ازاو, یا اجازه می‌دهد, که در این صورت مانع برطرف می‌شود و یا اجازه نمی‌دهد کهدرنتیجه قضیه به حاکم ارجاع می‌شود تا وی برای حل مشکل دخالت کند. بنابراین مانعیاز نظر شرع برای استیفای منفعت وجود ندارد.

عنصر نهم: تعلق یافتن اجاره به «موصوف در ذمه <<

اصل «متعلق قرار گرفتن موصوف در ذمه برای اجاره» از نظر فقهی با مشکل روبه‌رونیست. فقیهان تعلق اجاره به «موصوف در ذمه» را خالی از اشکال معرفی کرده اند. شیخطوسی می‌گوید:

«اجاره از دو حال خالی نیست, یا معین می‌باشد یا در ذمه»؛ (طوسی, بی‌تا, ج3: 495).

عنصر دهم: معدوم بودن منافع در حین عقد

در بسیاری از سندهای اجاره استیفای منافع به آینده موکول می‌شود؛ به لحاظ آن کهاعیانی که باید از آن‌ها استیفای منفعت کرد هنوز ایجاد نشده‌اند. هنگامی که اعیانمعدوم هستند به طریق اولی منافع آن‌ها نیز معدوم می‌باشد؛ در این صورت چگونه تملیکمتوجه و متعلق به یک معدوم ـ یعنی منافع ـ می‌گردد. پاسخ این است که حتی اگر در حینعقد، اعیان معدوم نباشند باز هم منافع امری معدوم می‌باشد؛ بنابراین, اشکال, اختصاصی به مورد سندهای اجاره ندارد بلکه در همه اجاره‌ها ـ اگر آن را به تملیکمنفعت تعریف کنیم ـ جریان دارد.*

پاسخی که نسبت به مشکل متوجه به اصل اجاره داده شده، برای مشکل سندهای اجاره نیزراه گشا است. پاسخ این است که: معدوم بودن در عالم خارج الزاماً به معنی معدوم بودندر عالم اعتبار نیست و منفعت اگر چه در خارج معدوم است, ولی دارای وجودی تقدیری است(یعنی متعلق اعتبار قرار گرفته است) و این مقدار برای صحت جریان امری اعتباریهم‌چون تملیک کافی است. (ر.ك: اصفهانی, 1409: 5).

عنصر یازدهم: وجود خارجی داشتن اعیان در حین عقد

در بسیاری از سندهای اجاره، اعیان به هنگام صادر شدن سند و عقد اجاره هنوز ایجادنشده‌اند, به دلیل آن که فرض این است كه صادر کردن سند برای سرمایه گذاری جهت تهیهاین اعیان است. پرسش این است که آیا معدوم بودن عین، ضرری به اجاره می‌زند یا نه. می‌توان پاسخ داد: اگر ادعای ضرورت وجود عین در هنگام عقد به لحاظ شرط «قدرت برتسلیم عین» است, باید گفت: آن‌چه در حقیقت لازم است, قدرت بر تسلیم عین در زمان فرارسیدن مدت اجاره است و در زمان عقد به چیزی بیش از قدرت شأنی بر تسلیم نیاز نیست وچنین قدرتی در سندهای اجاره ـ همان‌طور که قبلاً بیان شد ـ وجود دارد. و اگر ضرورتآن به لحاظ ضرورت وجود منفعت باشد, به این معنا که منفعت باید وجود داشته باشد تاتملیک به آن تعلق پیدا کند و روشن است كه بدون وجود عین، منفعت ـ که مترتب بر عیناست ـ وجود پیدا نمی‌کند، پاسخ این است که تملیک از اعراض حقیقی به شمار نمی‌آید تابه معروضی واقعی در خارج نیازمند باشد, بلکه از مقولات اعتباری است و به همین لحاظبه بیش از وجود تقدیری و اعتباری نیاز ندارد و موجود بودن عین در خارج در زمان عقدضروری نیست, و همان‌طور که پیدا است, شرایط سندهای اجاره، امکان تحقق چنین اعتباریرا می‌دهد.


منابع

* قرآن كریم.

1ـ حلی, (علامه) حسن بن یوسف, تذكرةالفقها, قم, مؤسسه آل البیت, 1374, ج2.

2ـ ابن قدامه, عبدالله بن احمد, الشرح الكبیر, بیروت, دارالكتب العربی, ج13, ج6.

3ـ شیخ حر عاملی, محمد بن حسن, وسائل الشیعه, بیروت, آل البیت, 1371.

4ـ خویی, ابوالقاسم, كتاب الاجاره, قم, انتشارات لطفی, 1365, ج1.

5ـ بحرانی, یوسف, حدائق الناضرة فی احكام العترة الطاهره, قم, مؤسسه نشر اسلامی, بی‌تا, ج21.

6ـ نجفی, محمدحسن, جواهرالكلام, تهران, دارالكتب الاسلامی, بی‌تا,

ج27.

7ـ موسوی خمینی (امام), سید روح‌الله , تحریرالوسیله, قم, مؤسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی, 1379.

8ـ قمی سبزواری, علی بن محمد, جامع‌الخلاف والوفاق, قم, پاسدار اسلام, چاپ اوّل, بی‌تا.

9ـ یزدی, سید كاظم, عروةالوثقی, قم, مؤسسه نشر اسلامی, 1440ق, ج2.

10ـ نراقی, ملا احمد, مستندالشیعة فی احكام الشریعة, مؤسسه آل البیت, 1429, چاپاوّل, ج11.

11ـ حكیم, سید محسن, مستمسك العروة, مكتبة سید مرعشی, 1404ق, ج12.

12ـ شیخ طوسی, ابوجعفر محمد بن حسن, المبسوط فقه الامامیه, مكتبة المرتضویه, 1378‌ , ج3.

13ـ عبدالكریم محمد, فتح العزیز فی شرح الوجیز, بیروت, دارالفكر,

بی‌تا, ج7.

14ـ مقدس اردبیلی, مجمع الفائدة و البرهان, قم, انتشارات جامعه مدرسین, 1374, ج1.

15ـ شیخ طوسی, ابوجعفر محمد بن حسن, الخلاف, قم, انتشارات جامعه مدرسین,بی‌تا, ج3.

16ـ اصفهانی, محمدحسین, الاجارة, مؤسسه نشر اسلامی, 1409ق.

________________________

* محقق و مدرس حوزه علمیه قم.

برای مطالعه  * سندات الاجارة وبیش‌تر پیرامون سندهای اجاره ر. ك: منذر قحف, الاعیان الموجرة: المعهد الاسلامی للبحوث و التدریب, و مجله مجمع فقه اسلامی، دوره 12 .

* فقیهان گفته‌اند عقد اجاره نسبت به انتفاع‌هایی که حصول آن‌ها برابر است با ازبین بردن عین, صحیح نیست. به تعبیر دیگر, صحیح نیست عقد اجاره بر استهلاک عین انجامبگیرد . امام خمینی در این زمینه می‌گوید: «اجاره آن‌چه که انتفاع از آن حاصل نمیگردد مگر با از بین بردن عین درست نیست؛ مانند اجاره نان برای خوردن و شمع یا هیزمبرای سوزاندن»؛ (امام خمینی, 1379: 447).

 

* محقق اصفهانی در طرح این اشکال می‌گوید: «ان المنفعة معدومة حال الاجارة والمعدوم لایملک»؛ (اصفهانی, 1409: 4).


این مطلب در تاریخ: شنبه 11 مرداد 1393 ساعت: 10:28 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق درباره استفاده از فناوری اطلاعات درحسابداری

بازدید: 343

استفاده از فناوری اطلاعات درحسا بداری

مقدمه

امروزه تحولات شگرفی در زمینه فناوری‌اطلاعات رخ داده و پیشرفت‌های آن فراگیر شده است به‌طوریکه روندهای دگرگونی را در زمینه‌های مختلف ایجاد کرده است. مهمترین ویژگی‌های آن سرعت زیاد در پردازش داده‌ها، دقت فوق العاده زیاد، سرعت بالای دسترسی به اطلاعات، به روز بودن، امکان مبادله الکترونیکی اطلاعات، کیفیت بالا، قیمت فوق العاده ارزان و رو به کاهش می‌باشد و از طرفی گسترش حجم عملیات و پیچیده تر شدن امور را در پیش داریم. با توجه به این عوامل دیگر نیازی به توجیه استفاده از فناوری اطلاعات در دنیای امروز نخواهیم داشت و حسابداری نیز ناگزیر به کاربرد و استفاده از تمام یا برخی از روشهای نو در ارائه خدمات و وظایف خود می‌باشد. چرا که به گفته گری ساندم[1] رئیس سابق انجمن حسابداران آمریکا، نقش اطلاعات در جامعه اهمیت بیشتری پیدا کرده پس تهیه کنندگان اطلاعات به‌خصوص حسابداران باید تهیه کننده اطلاعات پیشرفته و باکیفیت باشند تا خدمات‌شان با قیمت‌های بالا خریدار داشته باشد، در غیر این صورت در آینده جایگاهی نخواهند داشت.

  بنابراین تحقیقاتی در این زمینه جهت شناخت فناوریهای جدید و پی بردن به اینکه کدامیک از این فناوریها و چگونه باید بکاربرده شوند تا باعث ارتقاء کیفیت حرفه و پیشرفت حسابداری هم‌زمان با تحولات اساسی در فناوری اطلاعات شود، لازم و ضروری است.

 لزوم مدل جدید گزارشگری مالی

اولین و بزرگترین عامل که در کار سازمانها تغییر ایجاد کرده و خواهد کرد، اینترنت[2] است. اینترنت با تغییر اساسی روش عملکرد شرکت‌ها، حرفه را زیر و رو می‌کند، این تغییرات به‌مراتب فراتر از تجارت الکترونیکی[3] هستند، به‌طوریکه محصول فرعی تجارت الکترونیکی،  تغییر بنیادی در فرایندها و فرهنگ سازمان می‌باشد.

 

در حالی‌که، اینترنت، فناوری‌اطلاعاتی است که بیشترین مسئولیت را برای تغییر در رویه حرفه به عهده دارد، ‌نباید نقش سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع شرکت (ERP‍‍‍‍‍‍‍)[4] را نادیده گرفت. آنچه که سیستم‌های ERP انجام می‌دهند این است که همه اطلاعات سازمان را در یک منبع مرکزی گردآوری می‌کنند به طوریکه دسترسی به اطلاعات کلیدی مخصوصاً‌ برای اعضاء خارج از سازمان خیلی آسانتر می‌شود. بدست آوردن یک مرحله بالاتر ERP مستلزم هماهنگی سیستم ERP داخلی سازمان با سیستم‌های فروشندگان و مشتریان می‌باشد که باعث ایجاد سیستم برنامه‌ریزی منابع چند شرکته‌ (MERP)[5] می‌شود. تکنولوژی توانمند برای تکامل چنین سیستم‌هایی، اینترنت است.

در این جا ممکن است این سؤال پیش آید که «چگونه فناوری‌اطلاعات به مدلهای گزارشگری مالی مرتبط می‌باشد و چرا این مدلها به تغییر نیاز خواهند داشت؟» جواب کوتاه و مختصر این است که سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان نیز جزو اعضاء حرفه محسوب می‌شوند و دنبال منابع اطلاعاتی متناوب برای ارزیابی کارایی شرکت هستند. از طرفی پیشرفت چشمگیر فناوری‌اطلاعات و مزایای آن باعث می‌شود اطلاعات زیادی از طریق پایگاه عمومی‌داده‌ها مخصوصاً اینترنت قابل دسترسی باشد و در نتیجه تصمیم‌گیرندگان بتوانند به طور روزافزون از اطلاعات به‌موقع و متنوع برای تصمیم‌گیری استفاده نمایند. در‌حالیکه آنها هنوز مجبور به استفاده از اطلاعات صورتهای مالی حسابرسی شده هستند که این اطلاعات فقط به‌صورت دوره‌ای و بر مبنای گذشته قابل دسترسی هستند. بنابراین منطقی است فرض کنیم که انتظار آنها نیز برای دسترسی به اطلاعات کلیدی موجود در سیستم‌های اطلاعاتی داخلی شرکت‌ها، بیشتر خواهد شد. این انتظارات برای بعضی افراد کاملاً ‌متفاوت از افشاهایی است که توسط سازمانها روزانه به صورت رایگان از طریق سایتها ارائه می‌شوند. صرفا‌ً اعلام ساده اسناد مالی و صورتهای مالی حسابرسی شده(به‌صورت دوره‌ای و بر مبنای گذشته)، و آنها را از طریق اینترنت در اختیار عموم گذاشتن، نیاز سرمایه‌گذران را که با بی‌تابی جویای اطلاعات جاری درباره وضعیت مالی شرکت هستند، برطرف نمی‌کند. بنابراین، این اطلاعات حسابداری ارائه شده، برای تصمیم‌گیری کم اهمیت خواهند بود مگر اینکه مدلی جدید بمنظور تهیه اطلاعات مالی به‌موقع و برطرف کردن این نیاز، ایجاد شود.


مدل جدید گزارشگری مالی

 

 شکی نیست که فناوری اطلاعات، جریان اطلاعات را بین شرکتهای تهیه کننده اطلاعات و استفاده کنندگان اطلاعات تغییر داده است. از سالها قبل کلیه مراحل چرخه حسابداری بجز گزارشگری، به‌صورت الکترونیکی انجام می شدند. با این وجود، رشد فزاینده فناوری اطلاعات از قبیل پیدایش اینترنت و ابزارهای آن و استفاده از آنها در گزارشگری، از سال 1997 مکانیزم جدیدی را ایجاد کرده‌اند و گزارشگری مالی را به‌سمت گزارشگری مالی به‌هنگام(پیوسته)[6] سوق داده‌اند. بدین صورت که با استفاده از XBRL[7]  سیستم مالی یکپارچه شرکت به‌صورت مستقیم به اینترنت وصل می‌شود. بنابراین استفاده‌کنندگان از اطلاعات حسابداری در هر نقطه از جهان می‌توانند به وب سایت شرکت مراجعه کرده و هر لحظه صورتهای مالی را با آخرین تغییرات مشاهده نمایند و تجزیه و تحلیل کنند. حتی با استفاده از نرم افزارهای هوشمند[8]، ERP‍‍‍‍‍‍‍[9]، [10]HTML، [11]XML، [12]XBRL و...که در ادامه به آنها اشاره می‌شود، استفاده‌کنندگان می‌توانند نسخه خود را در جهت گزارش دلخواه دستکاری نمایند. به این ترتیب، نیازی به چاپ و توزیع صورتهای مالی آن هم فقط در پایان سال مالی و میان‌دوره‌ای نخواهد بود که به این نوع گزارشگری مالی که در آن اطلاعات از طریق اینترنت (یا جانشین آن) در همه حال در دسترس خواهد بود گزارشگری مالی به‌هنگاممی‌گویند

تعدادی از فناوریهایی مؤثر در مدل گزارشگری جدید عباتنداز:

 * پایگاه داده‌ها (جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها)، *سیستم‌های خبره (کمک به تجزیه وتحلیل انحرافات، وام، و تحلیل ریسک)، *شبکه‌های عصبی (به عنوان ابزار پیش بینی)، *انبارهای اطلاعات (جهت فراهم آوردن اطلاعات خاص جهت استفاده کنندگان)، *نرم افزار پشتیبانی تصمیم (به تصمیم گیرندگان کمک می کند تا داده‌ها را تجزیه و تحلیل کند و تأ ثیر تصمیمات را پشتیبانی کند قبل از اینکه یک تصمیم را انتخاب کنند)، *ارتباط برتر (جهت بهبود در قابلیت دسترسی به اطلاعات)، * امضاءهای دیجیتالی و تأییدیه‌های دیجیتالی (امکان حسابرسی مستمر را فراهم می‌کنند) ،* نرم افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی (تغییر گزارشها را مطابق با شرایط امکان‌پذیر می‌کند)، *داده کاوی و پردازش تحلیلی هم‌زمان، * عاملهای هوشمند (به‌منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و کمک به تصمیم‌گیری)، و *زبان گزارشگری XBRL (1- جهت انتقال اطلاعات حسابداری به شبکه جهانی وب 2- به‌منظور تسهیل دسترسی سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران به اطلاعات، 3- ابزار قوی برای استخراج و ارزیابی درست داده‌ها برای استفاده کنندگان می‌باشد، 4- مقایسه گزارشهای مالی شرکتها در هر گروه صنعتی را از طریق ایجاد سازگاری در طبقه بندی داده‌های مالی امکانپذیر می‌کند).

 

پیشنهادها

با توجه به نیاز‌های اطلاعاتی استفاده‌کنندگان و معایب مدل گزارشگری فعلی(سنتی)، مشخص می‌شود که مدل گزارشگری مالی نهایتاً باید بسمت گزارشگری مالی به‌هنگام سوق یابد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد که نظام حسابداری کشور در این مسیر گام بردارد. بدین صورت که سیستم‌های حسابداری و حسابرسی متناسب با فناوری جدید را طراحی و توسعه دهد و گزارشگریها و افشاگریهای جامع حسابداری و مالی را با تغییرات سریعی که در دنیای تجاری ایجاد شده همگام سازد.

 

منابع و مآخذ

Ashbaugh, H., Johnstone, K. and Warfield, T. (1999). "Corporate Reporting on the Internet". Accounting Horizons. 13 (3): 241- 257.

 

Dull, R, B., Graham, A, W. and Baldwin, A, A. (2003). "Web-based Financial Statement: Hypertext Links to footnotes and their effect on decisions". International Journal of Accounting Information Systems. Vol 4. pp 185-203.

 

Financial Accounting Standard Board Steering Committee. (2000). "Business Reporting Research Project". FASB.  www.fasb.org

 

Hollander, A, S., Denna, E, L. and Cherrington, J, O. (1999). "Accounting, Information Technology and the Business Sloution". Tow edit. Irwin/McGraw-Hill.

 

Romney, M, B., Steunbart, P, J. (2000). "Accounting Information Systems". 8 thed. Prentic-Hall.

 

Sutton, S, G. (2000). "The Changing Face of Accounting in an Information Technology Dominated World", International Journal Of Accounting Information Systems, page1-8 

 

Top 10 Technologies – Plus 5 For Tomorrow. (1999). Journal of Accountancy. May. pp16-17.

 

Turban, E. and  Wetherbe ,J. (2004). " Information Technology for Management ". John Wiley & Sons ,inc.

 

Turban, E.; Rainer R ,K.  and Potter ,R ,E. (2005). "Introduction to Information Technology ".   John Wiley & Sons ,inc. Third Edition

 

XBRL. "XBRL: Transforming Business Reporting". (2003). Available at http://www.xbrl.org/ahatisxbrl/index.asp.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- Gray Sundem

[2]- Internet

[3]- e-commerce

[4] -Enterprise Resource Planning

[5]- Multi-Enterprise Resource Planning

[6]- On-line continuous financial reporting

[7] - زبان گزارشگری مبتنی بر XML است که برای انتقال اطلاعات حسابداری به شبکه جهانی وب مورد استفاده قرار می‌گیرد

[8]- Inteligent software 

[9]- Enterprise Resource Planning

[10]- Hypertext Markup Language

[11]- eXtensible Markup Language

[12]- e

 

 


این مطلب در تاریخ: سه شنبه 07 مرداد 1393 ساعت: 19:4 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,
نظرات()

تحقیق درباره ابزارهاي مالي در بازار سرمايه

بازدید: 177

  تحقیق درباره ابزارهاي مالي در بازار سرمايه

ابزارهاي مالي مشتقه در بازار سرمايه

مقدمه                                                                                                            

هدف از اين مقاله بيشتر تشريح ابزار مشتقه و طراحي ابزار نوين براي بازار سرمايه است. شايان ذكر است كه اين ابزارهاي مالي در بسياري از نقاط دنيا سخت مورد توجه افكار عمومي واقع شده و اميد است كه در آينده نزديك بتوان از اين ابزار در بازار سرمايه ايران نيز بهره گرفت.

مشتقه:                                                                                 

گونه اي از ابزار مالي است كه فقط، متخصصان فن، از چندوچون عملكرد آنها آگاهي كامل دارند و معمولاً خبرگان حرفه اي روي آنها سرمايه گذاري مي كنند.به طور خلاصه مي توان گفت كه مشتقه ها (FINANCIAL DERVATIVES) ، قراردادي بين دو يا چند طرف است كه پرداختهاي آن، براساس موقعيت سنجي (BENCHMARK) تعيين مي شود - درواقع، مشتقه ها، ابزارهايي براي كاهش يا انتقال مخاطره (ريسك) به شمار مي آيند. برخي از مشتقه ها كه توسط شركتهاي بزرگ صادر شده اند، به صورت استاندارد و تضمين شده در بورس، سازمان يافته و معامله مي شوند و برخي در حاشيه بورس و به صورت خارج از بورس، با توافق و مذاكره دو طرف انجام مي گيرد.

   

مهمترين گونه مشتقه ها عبارتند از:                                                               

قراردادهاي سلف(FORWARD CONTRACT):

قراردادي است كه به موجب آن دو طرف تعهد مي كنند در يك تاريخ مشخص با يك قيمت مشخص يك كالا با كيفيت مشخص كه كلاً براساس توافق طرفين تعيين خواهد شد را مبادله كنند. در اين قرارداد هم پيش شرط اين است كه تفاوت ديدگاه نسبت به قيمت آينده براي خريدار و فروشنده وجود داشته باشد. براساس قرارداد سلف تمامي مبلغ بايستي قبلاً پرداخت گردد و كالا در سررسيد تحويل شود. بدين ترتيب، در اين معاملات، غالباً يا پول نقد رد وبدل مي شود يا اسنادي كه معادل پول نقد به شمار مي آيند. يكي از دارائيهايي كه معامله سلف آنها بسيار متداول است، نفت خام (مثل نفت خام سبك عربستان، تحويل در ژانويه) است.

        

قراردادهاي آينده:

 قراردادي است كه در آن دو طرف تعهد مي كنند كه دريك تاريخ مشخص تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس و با يك قيمت مشخص و تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس،. يك كالا با كيفيت مشخص و تعيين شده طبق ضوابط بازار رسمي بورس، را مبادله كنند. مبلغ اين معامله يا در زمان معامله قرارداد آينده يا در زمان سررسيد معامله قرارداد آينده تعيين مي شود.لذا اگر مبلغ معامله در زمان معامله تعيين شود فروشنده معمولاً نگران است كه قيمت كالا در آينده بالا رود و خريدار نگران است كه قيمت كالا ثابت مانده يا پايين بيايد و برعكس در صورتي كه مبلغ معامله در زمان سررسيد مشخص شود خريدار نگران است كه قيمت كالا در آينده بالا رود و فروشنده نگران است كه قيمت كالا ثابت مانده يا پايين بيايد. اين قراردادها در بازارهاي رسمي يا بورس انجام مي گيرد و مقداري از مبلغ مورد معامله نزد سازمان بورس به عنوان وجوه تضمين حسن انجام قرارداد قرار مي گيرد.

قراردادهاي معاوضه اي:

 قراردادي است كه طرفين به موجب آن تعهد مي كنند كه براي مدت معين (توافق شده) دو دارايي يا منافع حاصله از دو دارايي را با كيفيت مشخص (توافق شده) به نسبت تعيين شده معاوضه كنند. پس از سررسيد، هريك از طرفين متعهد است عين دارايي را به صاحب آن مسترد دارد. اين دارايي ممكنست فيزيكي يا مالي باشد، اين قراردادها به صورت غيررسمي(OVER THE - COUNTER MARKET) انجام مي گيرند. نمونه متداول و شناخته شده معاوضه، معامله دو روش پرداخت سود براي يك مبلغ اصل يگانه است. در اينگونـــــه مشتقه، مثلاً پرداخت سود يك وام. 1000 دلاري در 10 سال با نرخ ثابت 7 درصد با پرداخت سود يك وام 1000 دلاري 10 ساله با نرخي كه طي 10 سال تغيير مي كند، معاوضه مي شود. معاوضه نرخ بهره، معمولاً به سه صورت (نرخ ثابت در برابر نرخ شناور، نرخ شناور در برابر نرخ ثابت و نرخ شناور در برابر نرخ شناور) انجام مي شود.    

قراردادهاي اختيار:

مشتقه اي است كه براساس آن، به خريدار مشتقه اختيار داده مي شود كه در مدتي معين و با قيمتي مشخص، اوراق قرضه يا دارايي معلومي (از قبيل سهامي معين يا سبدي از سهام مشخص) را بخرد يا بفروشد. حق انتخاب به اين معناست كه خريدار، الزامي به انجام معامله ياد شده ندارد. اگر حق انتخاب براي خريد باشد، آن را «حق خريد» و اگر براي فروش باشد «حق فروش» مي نامند.در ذيل به كمك نمودارها به تشريح عملكرد اين نوع قراردها مي پردازيم:                                     

تحليل اختيار خريد از ديدگاه خريدار (الف):

در صورتي اين قرارداد موضوعيت پيدا مي كند كه ديدگاه خريدار و فروشنده نسبت به قيمت كالا كه در اينجا سهام شركت آلفاست. متفاوت باشد. به عبارتي خريدار تصور مي كند كه قيمت سهام فوق افزايش خواهد يافت در حالي كه فروشنده نگران است كه قيمت در 5000 ريال باقي مانده و يا كاهش مي يابد.                                                                            

همان طوري كه از نمودار يك مي توان نتيجه گرفت چنانچه پس از 3 ماه قيمت سهام از 5000 ريال كمتر شود خريدار اختيار خريد (الف) قرارداد را اجراء نكرده و فقط ضرر او مبلغي است كه براي خريد اختيار خريد پرداخت كرده است كه در مورد هر سهم 500 ريال خواهد بود. چنانچه قيمت از 5000 ريال بيشتر شود يعني در 5500 ريال از ديد خريدار (الف) بي تفاوت است چون 500 ريال براي خريد اختيار پرداخت كرده و 5000 ريال هم براي خريد ورقه سهم كه مجموعاً 5500 ريال مي شود. اما چنانچه قيمت سهام فراتر از 5500 ريال شود مسلماً سود عايد اين خريدار خواهد شد.

 

2 - تحليل اختيار خريد از ديدگاه فروشنده (ب):                                                    

در صورتي كه فروشنده (ب) با دريافت 500 ريال در ازاي هر سهم اختيار خريد را به خريدار (الف) فروخته باشد، چنانچه قيمت كمتر از 5000 ريال باشد طبعاً قرارداد اجرا نخواهد شد و فروشنده (ب) يك درآمد از اين بابت خواهد داشت ولي چنانچه قيمت بيشتر از 5000 ريال شود يعني در 5500 ريال وضعيت بي تفاوتي وجود دارد ولي براي قيمت بيش از 5500 ريال قطعاً فروشنده (ب) ضرر خواهد كرد، زيرا سهامي كه ارزش آن مثلاً 6000 يا 7000 ريال است را مجبور است به قيمت 5000 ريال معامله كند.      

خريد و فروش اختيار فروش :

1(PUT POTION) - تحليل اختيار فروش از ديدگاه خريدار (ب): با همان مفروضات قبلي فروشنده سهام (ب) كه خريدار اختيار فروش است با پرداخت مثلاً 500 ريال به خريدار سهام (الف)، اختيار فروش 10000 سهم را به قيمت 5000 ريال خريداري كرده است و مدت قرارداد نيز سه ماه تعيين شده است. در سررسيد قيمت سهام ممكن است كمتر يا بيشتر از 5000 ريال باشد كه نمودار شماره 3 نشان دهنده وضعيت از ديدگاه خريدار اختيار فروش (ب) است.                                                    

چنانچه در سررسيد قيمت سهام كمتر از 5000 ريال باشد فروشنده (ب) سود مي كند چون سهامي كه قيمت آن مثلاً 4000 ريال شده را به قيمت 5000 ريال به فروش مي رساند. قيمت در نقطه بي تفاوتي 4500 ريال است چون در اين حالت ارزش سهام فروخته شده 4000 ريال به علاوه 500 ريال اختياري خريدار شده كه جمعاً 4500 ريال خواهد شد. هر قيمتي بالاتر از 4500 ريال به زيان براي فروشنده (ب) منجر خواهد شد. مثلاً اگر قيمت سهام 6000 ريال باشد، فروشنده سهامي را كه داراي ارزش 6000 ريال است را به قيمت 5000 ريال بايد معامله كند كه در اين صورت از اجراي اختيار خودداري كرده و زيان او همان 500 ريال خواهد بود.                                                                

2 - تحليل اختيار فروش از ديدگاه فروشنده (الف):                                                    

همان طوري كه از نمودار 4 مي توان نتيجه گرفت، چنانچه قيمت سهام كمتر از 4500 ريال باشد خريدار سهام (الف) زيان خواهد كرد چون سهامي كه قيمت آن در بازار مثلاً 4000 ريال است را مجبور است به قيمت 5000 ريال خريداري كند. باتوجه به اينكه مبلغ 500 ريال بابت فروش اختيار فروش دريافت كرده، كه زيان خالص با احتساب اين مبلغ محاسبــــه مي شود. در صورتي كه قيمت سهام بيش از 5000 ريال باشد قرارداد به اجرا گذاشتـــه نمي شود و فقط درآمد فروشنده اختيار (الف) همان 500 ريال خواهد بود.                                                                                  

اگه اجازه بديد تعريفي از forward و future را در اينجا ميگذارم تا تفاوت آن روشن شود . اين مطالب از برخي كتابهاي انگليسي اقتباس شده است.

       

الف) قراردادهاي فور وارد:                                                                             

قرارداد سلف به عنوان ساده‌ترين اوراق مشتقه به شمار مي‌آيد. اين قرار داد توافق خريد يا فروش يك دارايي در يك زمان مشخص در آينده با يك قيمت مشخص است. اين قيمت مي‌تواند از قيمت نقدي آن كه قيمت معامله در روز قرارداد مي‌باشد متفاوت باشد. قرارداد سلف در بازار فرابورسي(غيررسمي) معامله مي‌شود كه اصولاً مابين دو موسسه مالي يا يك موسسه مالي و مشتري او صورت مي‌گيرد.                                                                                      

يكي از طرف‌هاي قرارداد سلف با خريد دارايي مورد معامله در يك زمان مشخص در آينده و با قيمت مشخص براي خود وضعيتي مثبت از دارايي در محاسبات خود فرض مي‌كند و به عكس طرف ديگر با توافق‌ فروش دارايي در همان زمان و به همان قيمت براي خود وضعيتي منفي از آن دارايي‌ در آن زمان را فرض ميكند. قيمت در يك قرار داد سلف به قيمت delivery موسوم است. در زماني كه اين قرادراد ثبت مي‌شود، قيمت delivery براي محاسبات منظور مي‌شود و لذا قرارداد سلف براي هر دو طرف قرارداد داراي وضعيت چه مثبت و چه منفي هزينه‌اي نداشته و معادل صفر است.

 

         

قيمت سلف:                                                                                               

در زمان انعقاد قرارداد، قيمت سلف با قيمت delivery برابر است. قيمت سلف يك قرارداد اصولا به سررسيد بستگي دارد. طبيعي است هرچه زمان سررسيد قرارداد طولاني‌تر باشد قيمت سلف پايين‌تر خواهد بود. در معامله نقدي قيمت بالاترين مقدار ممكن خواهد بود.                                      

قراردادهاي آتي:                                                                          

همانند قرارداد سلف، قرارداد آتي توافقي است بين دو خريدار و فروشنده يك دارايي مشخص واستاندارد در يك زمان مشخص در آينده با يك قيمت مشخص، برخلاف قرارداد سلف اين قرارداد توسط يك صرافي صورت مي‌گيرد. صرافي (واسطه) ويژگيهاي استاندارد قرارداد را مشخص مي‌كند. هم‌چنين چون دو طرف قرارداد ممكن است آشنايي با هم نداشته باشند، واسطه هم‌چنين براي هر دو طرف اجراي قرارداد را تضمين مي‌كند.                                                                               

بزرگترين صرافي‌هايي كه قراردادهاي آتي در آن‌جا معامله مي‌شوند شامل هيات تجاري شيكاگو (CBOT) و صرافي مركانتايل شيكاگو هستند. در اين صرافي‌ها يا ديگر صرافي‌ها دارائي‌هاي بسيار زيادي از دارائي‌هاي فيزيكي و دارائي‌هاي مالي معامله مي‌شوند.                                           

وجه تمايز ديگر قرارداد آتي با قرارداد سلف در اين است كه تاريخ دقيق تحويل كالا مشخص نمي‌شود.

رابطه قيمت قرارداد آتي با قيمت نقدي:                                                         

با نزديک شدن به زمان سررسيد قيمت آتي به قيمت نقدي نزديک مي‌شود و با رسيدن به زمان سررسيد قيمت آتي با قيمت نقدي برابر بوده و يا اختلاف کمي دارد.

         

الگوي قيمت قراردادهاي آتي:                                                            

براساس داده‌هاي سري زماني مي‌توان الگوهاي مختلفي را براي قيمت اين قراردادها استخراج کرد. بطور معمول در يک بازار عادي قيمت‌هاي آتي نسبت به زمان روندي صعودي دارند (همانند قراردادهاي آتي طلا)، وليکن در برخي موارد ازجمله نفت خام، قيمت آتي اصولاً تابعي کاهنده نسبت به سررسيد مي‌باشد.جدول مقايسه قراردادهاي سلف و آتي      

 

سلف آتي                                                                            

قرارداد خصوصي بين دو طرف معامله در صرافي (بازار) معامله مي‌شود                                       

قرارداد غيراستاندارد قرارداد استاندارد                                                            

اصولاً يک روز مشخص براي تحويل دارد داراي يک دوره زماني براي تحويل                                     

تسويه در پايان دوره تسويه روزانه                                                              

تحويل کالا و يا تسويه نقدي فسخ قرارداد قبل از سررسيد                                           

داراي ريسک اعتباري تقريباً فاقد ريسک اعتباري                                                 

مبلغ اين معامله يا در زمان معامله قرارداد آينده يا در زمان سررسيد معامله قرارداد آينده تعيين مي شود.                                                                                  

قيمت در روز انعقاد قرارداد تعيين ميشود ولي چون قراردادهاي آتي استاندارد هستند در بازار ثانويه قابل معامله هر روز قيمت گذاري ميشود و به قيمت روز ميتواند معامله و يا قبل از سررسيد فسخ(close out) شود.

 

 

در تهيه اين مقاله از اين منبع استفاده كرده است:

 

           

MADURA JEFF, INTERNATIONAL FINANCIAL MANAGEMENT, 5TH ED, USA: SOUTH - WESTERN COLLEGE, 1998.

 

 

 

 

 

محمدمهدي حميدي زاده: عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي قزوين


این مطلب در تاریخ: سه شنبه 07 مرداد 1393 ساعت: 17:26 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق اختلال دو قطبی

بازدید: 267


تحقیق اختلال دو قطبی

تعریف اختلال دو قطبی :

اختلال دو قطبی ( Bipolar Disorder ) که مانند نوعی جنون شناخته می شود ، یک اختلال مغزی است که باعث تغییر غیر عادی حالت ( mood ) ، انرژی ، توانایی و عملکرد فرد می شود . علائم اختلال دو قطبی طاقت فرسا هستند و ممکن است به روابط شخص آسیب برساند . عملکرد ضعیف در مدرسه و یا در محل کار و حتی خودکشی از دیگر پیامدهای اختلال دو قطبی است .

حدود 5.7 میلیون آمریکایی بزرگسال و حدود 2.6 درصد جمعیت 18 سال و به بالا دچار این اختلال هستند . این اختلال معمولا در دوران جوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهد . البته در بعضی از مردم علائم اختلال دو قطبی در دوران کودکی و در بعضی دیگر در اواخر عمرشان ظاهر می شود . اختلال دو قطبی عموما به عنوان یک بیماری تشخیص داده نمی شود و مردم ممکن است سالها از آن رنج ببرند و بعدها متوجه شوند که دچار بیماری هستند . این بیماری یک بیماری دراز مدت است .

Bipolar Disorder باعث تغییر چشمگیری در حالت شخص از خشم شدید به افسردگی و یا نا امیدی و سپس بازگشت به حالت اولیه می شود . تغییر شدید در انرژی و رفتار به موازات دیگر تغییرات اتفاق می افتد . این دوره های بالا و پایین ، اپیزود های ( Episode ) هیجان بیش از اندازه و افسردگی نامیده می شوند ( Mania Episode  ، Depression Episode ) .

علائم اختلال دو قطبی :

نشانه های هیجان بیش از حد ( Manic Episode ) :

1- افزایش انرژی و فعالیت و بی قراری

2- بسیار خشن ، بسیار مهربان ، بسیار شاد

3- بسیار تحریک پذیر

4- بی قاعده گی در افکار ، تند صحبت کردن ، پریدن از یک ایده به ایده ی دیگر

5- حواس پرتی یا کمبود تمرکز

6- تمایل به بیدار ماندن

7- احساس قدرت و توانمندی غیر واقعی

8- قضاوت ضعیف

9- شوخی و مزاح بیش از اندازه

10- رفتارهایی که با حالت معمول متفاوت است

11- افزایش میل جنسی

12- استفاده از مواد مخدر ( کوکائین ، الکل و داروهای خواب آور )

13- رفتار تحریک آمیز

14- انکار هر چیز خطایی

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که سه تای آنها یا بیشتر در طول روز به مدت یک هفته و بیشتر رخ بدهند و ادامه پیدا کنند .

نشانه های حالت افسردگی ( Depression Episode ) :

1- غم و اندوه پایدار ، دلواپسی ، حس پوچی کردن

2- احساس نا امیدی و بدبینی

3- احساس گناه ، بی ارزشی و بی چارگی

4- از دست دادن علاقه و لذت نسبت به کارهایی که قبلا لذت بخش بوده مانند سکس

5- کاهش انرژی و احساس خستگی

6- عدم تمرکز ، فراموشی و نا توانی در تصمیم گیری

7- بی قراری و پرخاشگری

8- خواب بیش از حد یا بی خوابی

9- تغییر در اشتها ، کاهش یا افزایش وزن

10- درد مزمن و یا دیگر علائم مزمن بدنی که مربوط به بیماری خاص یا جراحت نیستند

11- فکر کردن به مرگ یا خودکشی یا اقدام به آن

این علائم زمانی تشخیص داده می شوند که پنج تای آنها یا بیشتر ، در اکثر مدت روز و برای یک دوره ی دو هفته ای یا بیشتر ادامه پیدا کنند .

یک مرحله ی ملایم از Mania ، جنون خفیف ( Hypomania ) نامیده می شود . Hypomania به شخصی که آن را تجربه می کند احساس خوبی می دهد و حتی ممکن است با عملکرد خود و بالا بردن بازده ی فرد همراه شود . بنابراین زمانی که خانواده یا دوستان فرد متوجه می شوند که این تغییرات ممکن است به علت اختلال دو قطبی باشد ، شخص آن را انکار می کند . به هر حال بدون درمان صحیح و به موقع ، Hypomania می تواند به جنون شدید ( Mania )  تبدیل شود و در بعضی مردم می تواند به افسردگی منجر شود .

بعضی اوقات ، اپیزودهای جنون و افسردگی شامل علائم روان پریشی می شود . اغلب ، علائم روان پریشی شامل توهم ( شنیدن ، دیدن و حس کردن چیزهایی که واقعا آنجا نیستند ) ، هذیان ( اعتقاد و باور شدید به چیزی که صحت ندارد ) می شود . علائم روان پریشی در اختلال دو قطبی بازتاب حالت شخص در آن زمان است . برای مثال هذیان بزرگنمایی ( خود را به عنوان رییس جمهور و یا یک قدرت اجتماعی فرض کردن ) ممکن است در حالت Mania رخ دهد و هذیان بی ارزشی ( خود را بی پول و فقیر فرض کردن و یا خود را مسئول جنایت دانستن ) ممکن است در حالت Depression رخ دهد . افرادی که دچار اختلال دو قطبی هستند و علائم بالا را نیز دارند ممکن است به اشتباه به عنوان مبتلا بهSchizophrenia و یا دیگر بیماری های شدید مغزی تشخیص داده شوند .

می توان حالات مختلف اختلال دو قطبی را مانند یک طیف در نظر گرفت . به طوری که قسمت زیرین آن افسردگی شدید است و در بالای آن افسردگی ملایم و پس از آن افسردگی کوتاه مدت و گذرا قرار دارد . در بالای این مرحله حالت نرمال و حد وسط فرد قرار دارد . بعد از آن مرحله ی Hypomania و در بالا ترین قسمت این طیف جنون شدید جای دارد .

در بعضی از مردم علائم Mania ( جنون ) و Depression ( افسردگی ) می تواند با هم رخ دهد که به این حالت Mixed Bipolar می گویند . علائم Mixed Bipolar اغلب شامل سراسیمگی ، مشکل در خوابیدن ، تغییر قابل توجه در اشتها ، روان پریشی ( توهم و هذیان ) و افکار خودکشی گرایانه است . یک شخص ممکن است احساس اندوه و نا امیدی شدید بکند و در حالی که در همان زمان احساس قدرت و نیرومند بودن هم بکند .

اختلال دو قطبی معمولا با دیگر مشکلات و بیماری های روانی ظاهر می شود . مانند مصرف الکل و مواد مخدر ، عملکرد ضعیف در مدرسه یا محل کار و تیره شدن روابط فرد با دیگران .

بعضی از مردم با اختلال دو قطبی به خودکشی تمایل نشان می دهند . هر کسی که به خود کشی فکر میگند به توجه و مراقبت بی درنگ نیاز دارد . هر کسی که از خودکشی صحبت می کند را باید جدی گرفت . خطر خودکشی با حاد شدن روند بیماری بوجود می آید . بنابراین تشخیص به موقع و آموزش بهترین راه برای اداره ی بیماری می تواند خطر مرگ و خود کشی را کاهش دهد .

اغلب مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، در میان اپیزودها ( یعنی درحالت نرمال ) علائم در آنها وجود ندارد . ولی در حدود یک سوم مردم علائم در هر حالتی خود را نشان می دهند و در درصد کمی از مردم علائم مزمن و همیشگی هستند ، حتی با وجود درمان .

بیماری در حالت کلاسیک خود شامل اپیزودهای جنون و افسردگی است . به این حالت Bipolar I Disorder (اختلال دو قطبی 1 ) می گویند . بعضی از مردم هرگز به جنون شدید ( Mania ) دچار نمی شوند در غوض آنها دچار اپیزودهای جنون خفیف ( Hypomania ) هستند که مرتبا با افسردگی در حال تعویض است . به این حالت Bipolar II Disorder (اختلال دو قطبی 2 ) می گویند . زمانی که چهار تا و یا بیشتر از چهار تا از اپیزودهای بیماری برای یک دوره ی 12 ماهه رخ دهد ، شخص به Rapid Cycling Bipolar Disorder دچار است .

اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان :

هم کودکان و هم نوجوانان می توانند به اختلال دو قطبی دچار شوند . این اختلال در کودکانی که پدر یا مادرشان نیز به این بیماری دچارند ، شایع تر است . کودکان و نوجوانان بر خلاف بسیاری از بزرگسالان که اپیزودهایی واضح و آشکار دارند ، اغلب بسیار سریع از جنون به افسردگی و برعکس تغییر حالت می دهند . و این اتفاق به دفعات در طول روز تکرار می شود . کودکان با Mania بیشتر رفتار تحریک آمیز و مخرب از خود نشان می دهند تا رفتار شادمانه .

تمایز اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان از دیگر بیماری ها کار بسیار دشواری است . برای مثال کج خلقی و رفتار تجاوز کارانه می تواند از علائم اختلال دو قطبی باشد در حالی که این علائم می تواند نشانه های بیماری های دیگر مانند کمبود توجه ( Attention-Deficit Hyperactivity Disorder ) ، اختلال رفتاری ( Conduct Disorder ) و یا دیگر اختلال های مغزی که در بزرگسالان شایع است مانند افسردگی شدید یاشیزوفرنی باشد .  

حالتهایی که ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود :

استفاده از الکل و مواد مخدر در میان افراد مبتلا به این اختلال بسیار شایع است . Anxiety Disorders ( اختلال های اضطرابی ) مانند PTSD و OCD ممکن است با اختلال دو قطبی همراه شود .

علت ها ی اختلال دو قطبی :

دانشمندان در حال بررسی عواملی هستند که امکان دارد باعث اختلال دو قطبی شوند . اکثر آنها عقیده دارند که یک دلیل واحد برای اختلال دو قطبی وجود ندارد بلکه بسیاری از عوامل با همدیگر باعث بروز این اختلال می شود .

چون اختلال دو قطبی به صورت سلسله وار در خانواده ها دیده می شود ، محققان به دنبال ژن مخصوصی هستند که شاید باعث افزایش شانس فرد به مبتلا شدن به این اختلال باشد . اما ژن ها نمی توانند تنها دلیل باشند . مطالعات روی دوقلوهای همسان نشان می دهد که به غیر از ژن ها دیگر عموامل هم در اختلال دو قطبی نقش دارند .اگر این اختلال تنها مربوط به عوامل ژنتیکی بود ، در نتیجه پدر و مادرانی که این بیماری را دارند ، می بایست همواره آن را به دوقلوهای همسان خود انتقال دهند در صورتی که چنین نیست اما اگر یکی از دوقلوها به این اختلال دچار باشد احتمال دچار شدن آن یکی نیز بیشتر می شود .

به علاوه ، یافته ها نشان می دهد که اختلال دو قطبی مانند دیگر بیماریهای مغزی تنها به علت وجود یک ژن نیست . بلکه ترکیب بسیاری از ژنها و عوامل مختلف مانند محیط زندگی فرد ، باعث این بیماری می شود . پیدا کردن ژن هایی که باعث اختلال دو قطبی می شوند کار بسیار دشواری است اما دانشمندان امیدوارند که به لطف دستگاه های تحقیقاتی پیشرفته بتوانند این ژن ها را کشف کنند و درمان بهتری را برای اختلال دو قطبی بیابند .

درمان اختلال دو قطبی : 

 

اکثر مردمی که دچار اختلال دو قطبی هستند ، حتی آنهایی که در حالت های حاد و شدید این اختلال قرار دارند با درمان مناسب می توانند بیماری خود را بهبود نمایند . از آنجا که اختلال دو قطبی یک بیماری بازگشت پذیر است ، غالبا درمان آن بصورت طولانی مدت انجام می شود . برای درمان این اختلال از ترکیب دارو درمانی و روان درمانی که بهترین راه برای مهار این بیماری است استفاده می شود .


این مطلب در تاریخ: دوشنبه 06 مرداد 1393 ساعت: 18:53 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,
نظرات()

تحقیق و مقاله درباره برنامه های مکمل و تکالیف خلاقانه در کلاس

بازدید: 615

 

برنامه های مکمل و تکالیف خلاقانه

فعالیت فوق برنامه و مکمل چیست؟

      فرآیند یاددهی و یادگیری ، فرآیند دو جانبه ای است که در آن یاددهی با ابتکار  و خلاقیت معلم و یادگیری بر اساس مفاهیم و اهداف درس است به نحوی که هر دو  طرف فر آیند ، معلم و متعلّم در این فعالیت مشارکت داشته باشند.

 به فعالیت هایی که بر اساس نوآوری و ابتکار معلمین در کنار تدریس و بر اساس آموزش مفاهیم و اهداف درس به کار گرفته شوند و در داخل یا خارج کلاس انجام   شود ، فعالیت مکمل گفته می شود.

فعالیت های فوق برنامه مجموعه فعالیت های سازمان یافته و پیش بینی شده ای است که به منظور تثبیت ، تعمیق ، آشنایی و کارکرد عملی در طول سال تحصیلی برای دانش آموزان درنظر گرفته می شود تا به رشد و تعالی ، شکوفایی استعدادها و مشارکت در برنامه های عملی کمک کند . این برنامه ها در توسعه ی تجربیات تربیتی دانش آموزان نقش مهمی دارد (فراگیری مهارت های زندگی و حل مسئله ) ، در عرض برنامه ی درسی قرار گرفته است ، نیازهای فردی دانش آموزان و ویژگی های محلی و منطقه ای را مورد توجه قرار می دهد و بالاخره موجب غنای برنامه ی درسی می شود . فعالیت های فوق برنامه را می توان کلیه اعمالی دانست که در برنامه درسی روزانه برای آن ساعات به خصوص  پیش بینی نشده و هدف آن شناسایی و پرورش استعدادهای نهفته دانش آموزان است . ( خان بابائی ، 1374 )

      چنانچه این فعالیت ها با توجه به شرایط خاص منطقه ای یا اقلیمی باشد و یا در  راستای آموزش استعدادهای خاص فراگیران باشد ، فعالیت فوق برنامه گفته می شود. همزمان با آغاز سال تحصیلی معلم با توجه به اهداف آموزشی، یکسری فعالیت را برای یکسال تحصیلی تنظیم می نمایند که این مقاله در نظر دارد تا با نشان دادن گام های برنامه ریزی هر معلم متناسب با استعداد ، توانایی ، وقت و هزینه خود مبادرت به تدوین و اجرای آن نماید.

این را باید بخاطر سپرد که معلم نمی تواند محتوای کتاب را آموزش دهد بدون پذیرش فراگیران و نمی توان دانش، مهارت و حتی نگرشی را یاد داد بدون مشارکت فراگیران !! برای رسیدن به سطح یادگیری می توان ازچهار کلمه برای مشخص کردن یک فرایند یادگیری استفاده کرد: انجام دادن1 ، بررسی کردن2 ، یادگرفتن3 و به کاربردن4. در این فرایند ، فعالیت در حین یادگیری ( انجام دادن )، نیاز به تفکر و ارزیابی ( بررسی کردن )، استخراج معنا از این مرور( یاد گرفتن ) و استفاده ی برنامه ریزی شده از یادگیری در عملیات آینده ( به کاربردن ) مورد توجه قرار می گیرد . در مرحله ی به کاربردن ، از دانش آموزان خواسته می شود که یادگیری خودشان را برای تنظیم اهداف و طراحی برخی فعالیت ها به موقعیت هایی که می شناسند انتقال دهند . این فعالیت ها می توانند به کلاس یا خارج از کلاس مرتبط شوند . (واتکینس و کارنل ، 2000 )

اهداف برنامه های مکمل و تکالیف خلاقانه

دیوید سلبی (2000 ) معتقد است که هدف از آموزش مهارت های زندگی ، افزایش توانایی های روحی اجتماعی است ، آن مهارتهایی که می تواند افراد را در اداره ی موثر نیازها ، سختی ها و فشارهای زندگی توانا سازد .( ادیب ، 1382 ، ص13 )

 

اما در کنار اهداف مندرج در کتب آموزشی و یا همان  اهداف کلی ، اهداف اختصاصی تر نیز وجود دارند که سعی می شود در هنگام اراده تکالیف خلاقانه و یا برنامه مکمل یادگیری، به حصول آنها دست یافت مانند :

 

اهداف اصلی:

 

توسعه ی دیدگاه مدرسه محوری .  تعمیق فرایند یاددهی یادگیری در زندگی دانش آموزان . غنی سازی برنامه ی درسی و اوقات فراغت دانش آموزان .  گسترش یادگیری از مدرسه به خانواده و جامعه . تسهیل فرایند رشد اجتماعی دانش آموز. رسیدن فراگیران به مهارت طراحی و حل مسئله. تشویق فراگیر به خود یاگیری.

 

اهداف فرعی:

 

توانمند کردن افراد ، ایجاد و افزایش مهارت تصمیم گیری . ارتقای مهارت تفکر انتقادی و خلاقیت . تقویت فرایند حل مسئله. تحقق توانایی های بالقوه و انطباق با تغییرات زندگی . ارتقای مهارت های 9 گانه.  تقویت اعتماد به نفس ، عزت نفس و هویت فردی .شکل گیری و تقویت ارزش ها. افزایش مسئولیت پذیری .افزایش عملکرد تحصیلی .افزایش مشارکت .  ...

 

  

 

اهمیت فعالیت فوق برنامه و مکمل

      در مدارس هدف یک معلم موفق،  انتقال دانش نیست!! زیرا دستگاهها و رسانه ها، بهتر و سریع تر و در بسیاری از موارد جذابتر دانش و اطلاعات عمومی را منتقل می کنند. بلکه هدف تشویق فراگیران برای رسیدن به سطح خود یادگیری است ، یعنی ایجاد شرایط برای کسب تجربه و بروز رفتار ( رضا پورشیخ- تفاوت آموزش و یاددهی- بانک اطلاعاتی معلم-1390) .

 

 مدارس محل کشف و بروز استعدادهای افراد و تمرین و تثبیت آنهاست.  مدیران و معلمان به طور موثر در برنامه یادگیری و رضایت دانش آموزان و فعالیت های بهبود و ارتقای مستمر کیفیت نقش دارند. کیفیت چیزی نیست که بتوان به  مدرسه تزریق کرد، تحقق کیفیت نیازمند مشارکت صادقانه همه کارکنان ، معلمان ،‌اولیاء و  عوامل مدرسه است. تعداد ی از اهداف طبقه بندی شده به قرار ذیل می باشد:

 

1- درگیر کردن مستقیم دانش آموز در خلال برنامه ی درسی با کتاب و مسائل آموزش داده شده.

 

2.  آشنا کردن دانش آموزان با نحوه ی طرح سوال .

 

3. وارد شدن دانش آموز به حیطه ی ارزشیابی . او به قضاوت می نشیند که کدام مسئله ی کتاب مهم تر است و ترجیح دارد سوال امتحانی باشد .

 

4. فراهم آمدن شرایط لازم برای این که معلم تاثیر تدریس خود را بر دانش آموزان به طور غیرمستقیم مشاهده کند . به این صورت که معمولا دانش آموزان گرایش دارند ، مسائلی را مطرح کنند که دبیر بر آنها تاکید بیشتری کرده است .

 

5.  وادار کردن تمامی دانش آموزان به فعالیت و توجه به تفاوت های فردی . بخصوص در فعالیت هایی که بصورت گروهی و مشارکتی طراحی شده است.

 

6. ایجاد تنوع در کار معلم و فراگیر و تاکید بر نقش تعاملی معلم دانش آموز. معلم به جای تصحیح پاسخ ها ، سوال ها را بررسی می کند و دانش آموز به جای تلاش برای حفظ مطالب ، طرح سوال می کند .

 

7.  تقویت نقش مداخله گری موثر معلم در طراحی برنامه ی درسی .

 

8.  ترکیب مفاهیم دروس و برقرار ارتباط طولی و عرضی مفاهیم و مطالب مندرج در کتب یک پایه.

 

9. قرار گرفتن دانش آموز در جایگاه معلم . به این ترتیب ، او با توجه به نوع فعالیت ، از تقلب و رونویسی دوری می کند .

 

10. فراهم شدن یک مخزن سوال و یا برنامه مدون برای استفاده ی معلم و دانش آموزان دیگر بخصوص در مدارس هوشمند و شبکه ای .

 

      کار معلم و مربیان هنرمند و توانمند این است که با فعالیت های زنده و پویا و با  ایجاد لحظه های نشاط آور ، مفاهیم را به فراگیران عرضه کنند، نه آنکه به عنوان یک  وسیله مکانیکی( معلم- مجری)  ، بدون تحریک اشتیاق دانش آموز و بدون نوآوری و خلاقیت ، تنها ذهن دانش آموز را درگیر حفظ محتوای کتاب نماید.

 

 درست است بسیاری از فراگیران مطالب و نکات کلیدی و مفاهیم پایه را از کتب خود حفظ می کنند و نمره خوبی هم در آزمون ها کسب می کنند اما این ملاک واقعی یک فراگیر خلاق و زرنگ نیست . ذهن فراگیر صرفاً مکانی برای انباشتن اطلاعات و محتویات کتاب نیست ،  بلکه باید برای رشد همه جانبه فراگیران ایشان را تشویق به خود یادگیری و طراحی مسئله نمود. رسیدن به طراحی مسئله از حل کردن مسئله بالاتر است. ( رضا پورشیخ- تفاوت آموزش و یاددهی- بانک اطلاعاتی معلم-1390) .

 

فراگرفتن علوم با نشستن بر روی  نیمکت مدرسه و گوش دادن به سخنان معلم میسر نیست شاید آموزش صرف صورت گیرد.اما در آموزش واقعی باید دانش آموز از کلاس بیرون بیاید و وارد زندگی و  اجتماع شود. ( مهارت های زندگی )

 

فراهم نمودن این فرصت برای دانش آموز باعث می شود تا ذهن فراگیر را بر  انگیزاند و او را به سوال و کنجکاوی کشانده، محرّک فکر، جهت دستیابی به نوآوری و خلاقیت شود. همچنین در مدرسه طوری برنامه ریزی شود که معلم ودانش آموز اندیشه خلاق خودرا  به کار ببندند و مهارت هایی مانند تفکر حل مسئله وتصمیم گیری را کسب کنند.  دانش آموز را باید آموزش داد تا مهارت و دانش را بیاموزد نه آنکه چیزی را به  او القاء کرد.

 

اهداف آموزشی باید در راستای کشف استعداد ها؛ ایجاد اعتماد بنفس( بروز نوآوری و خلاقیت)؛ آموزش مهارت های لازم برای آمادگی زندگی در جامعه؛ کمک به فراگیران تا علوم یاد گرفته شده را با زندگی خود هماهنگ کنند( کاربست علوم و مهارت) ؛ رسیدن به سطح خود یادگیری و حل مسئله و... باشد نه حافظه پروری

 

مراحل طراحی و برنامه ریزی فعالیت فوق برنامه

 

لازمه ی برنامه ریزی برای فعالیت های مکمل و فوق برنامه و اجرای آنها در مدارس، انتخاب روش های یادگیری فعالی است که مشارکت دانش آموزان را به دنبال داشته باشد . در رویکردهای سنتی و معمول آموزش ، معلم در نقش فعال و دانش آموزان در نقش مخازن اطلاعات به وظایف محوله ی خود عمل می کردند . در نهایت ، یادگیری دانش آموزان نتیجه محور بود و به سطوح پایین شناختی محدود می شد . پژوهش های اندک انجام گرفته در مورد عوامل موثر بر پایین بودن سطح مهارت های زندگی نیز نشان می دهد که عواملی مانند : عدم به کارگیری الگوها و روش های مناسب تدریس ، روش های نادرست ارزشیابی ، انفعالی بودن دانش آموزان ، دیکته شدن محتوای آموزشی در قالب کتاب های درسی و عدم ارتباط عمیق بین خانه و مدرسه ، در پایین بودن سطح مهارت های زندگی دانش آموزان دوره ی ابتدایی موثر بوده اند . ( میرجوادی کرمانی ، 1381 )    

 

 اهداف وزارت آموزش و پرورش بسیار کلی است مدارس باید بر حسب دوره تحصیلی و  با نگاه به اهداف کلی، اهداف اختصاصی و تفصیلی و قابل دستیابی خود را تدوین  کنند. به همین دلیل لازم است در ابتدای سال تحصیلی هدف گذاری یکساله برای مدرسه صورت گیرد و اهداف در حیطه های آموزشی،فرهنگی تربیتی وسپس  خدماتی ورفاهی به ترتیب اولویت بندی ومشخص گردد. بعدازتعیین اهداف باید درصدد باشیم دربرنامه زمانی معین شده باشیوه های موثربه نتیجه مطلوب ودلخواه برسیم. جمله مراحل برنامه ریزی به شرح ذیل پیشنهاد می گردد:

 

1- نیاز سنجی آموزشی : قبل  از هدفگذاری و استخراج اهداف آموزشی مورد نظر می بایست شرایط؛ منابع انسانی و مالی و حتی بازده مورد نظر پیش بینی شود در این خصوص یکسری پیش نیاز ها مورد توجه قرار گیرد: شرایط فیزیکی مکانی که باید رفتار مورد نظر در آن بروز کند، شرایط جسمی و روحی که فراگیر در هنگام انجام آن کُنش می بایست داشته باشد، شرایط فعل یا رفتاری که باید مورد مشاهده و ارزشیابی قرار گیرد، سازماندهی نیروهای انسانی که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در این فعالیت دخیل هستند، ساماندهی منابع و اقلام موجود مورد نیاز از قبیل رسانه های آموزشی و امکانات آموزشی مورد نیاز، پیش بینی هزینه مورد نیاز و مقرون به صرفه، نوع ارزشیابی و بارم بندی، و....

 

2- هدفگذاری : ابتدا اهداف آموزشی و نکات کلیدی ، قواعد و کُنش های هر درس و فعالیت را بشناسید. در راستای تحقق آنها برنامه های مکمل و تکالیف خلاقانه خود را طراحی کنید و از دادن فعالیت هایی که از سطح اهداف بالاتر و یا دور تر هستند جداً بپرهیزید. چون علاوه بر وقت گیر بودن باعث سردرگمی و دلزدگی فراگیر می شود. بدانید کجا هستید و به کجا می خواهید برسید

 

3- مدیریت زمان:. بسیاری از اهداف کتب آموزشی تکمیل کننده همدیگر هستند و به اصلاح همدیگر را پوشش م یدهند و از طرفی، فعالیت های خلاقانه و تمرینی بسیار وقت گیر بوده و به برنامه کلاسی و ساعات آموزش و سطح دشواری فعالیت اشراف داشته باشید. بسیاری از فعالیت های مکمل داری زمان مشخصی نیستند .فعالیت های مکمل و فعالیت های مشابه آن ، زمان مشخصی ندارند . با این حال به نظر می رسد بهترین زمان برای موقعی است که معلمان حداقل چندین درس از کتاب را تدریس کرده باشند و یک یا دو نمونه ارزشیابی پایانی ، همانند ارزشیابی ماهانه ( از نظر زمانی ) و یا ارزشیابی براساس فصل بندی بعضی کتاب ها انجام داده باشد . دلیل این امر آن است که دانش آموزان با نحوه ی ارزشیابی معلم خود به طور اجمالی آشنا شوند و از طرف دیگر ، دامنه ی انتخاب مطالب برای دانش آموز وسیع تر و امکان تنوع بخشیدن به سوالات بیشتر باشد .

 

4- برنامه ریزی گام به گام :انجام کار بصورت مرحله به مرحله و در صورت امکان نوشتن طراحی آموزشی یا تقویم اجرایی برای محتوای آموزشی بعد از بررسی کل محتوا. دیدن تمام تکالیف و فعالیت ها بصورت منسجم و طراحی هر فعالیت بصورت گام به گام و یا به اصطلاح سناریو نویسی تا فراگیر بداند دقیقاً چه کاری را باید انجام دهد.

 

5-  انتخاب نوع فعالیت: این فعالیت در بر گیرنده کدام حیطه از یادگیری است (دانش مهارت نگرش) و معلم با کدام روش تدریس می خواهد به این حیطه برسد ، دیدگاه معلم کدام است( معلم محور- گروه محور- فراگیر محور) در انتخاب نوع فعالیت دخیل می باشد.

 

6- اجرای فعالیت: در هنگام اجرای فعالیت و قبل از رخواست از فراگیران باید به نیاز آموزشی ، سن فراگیران و توانایی آنها توجه کرد و مراحل تکالیف و مکمل آموزشی را جدا گانه و بصورت  امتیازی و یا گام به گام طراحی و فراگیران را توجیه نمود تا هر مرحله را جدا گانه انجام و یا ثبت نمایند . در فعالیت های گروه محور می بایست تقسیم وظیفه ، هماهنگی گروه، نظم و... مد نظر قرار گیرد. برای اینکه ارزیابی بصورت مستمر و واقعی صورت گیر پیشنهاد می گردد هر مرحله بصورت چک لیست رفتار کنترل گردد.

 

در اجرای فعالیت های مکمل ؛ یکی از روش های پیشنهادی زیر با توجه به لحاظ کردن تفاوت های فردی در یادگیری؛ اهداف و محتوای آموزشی؛ فرایند و زمان یادگیری، محصول یادگیری و نوع ارزشیابی ؛ تعداد اعضاء گروه و... می توان انجام داد:

 

اطلاعات کلامی، مهارت ذهنی، مهارت های بدنی و حرکتی، بروز خلاقیت و راهبرد شناختی، تغییر و اصلاح نگرش ها و...

 

شرح فعالیت : برای فعل های بالا می توان از خُرده فعالیت های زیر الهام گرفت: حفظ کردن شعر یا آیه ؛ خواندن سرود، انجام نمایش، عروسک گردانی ،بازی کردن، ساختن و روی هم سوار کردن تا حد ابداع و نوآوری، مقاله نویسی، روزنامه دیواری، نقاشی کشیدن تا حد بروز خلاقیت ، تهیه گزارش به شکل های مکتوب و یا مصور، تهیه آلبوم از تصاویر و اشیاء ، تحقیق ساده تا حد میدانی ؛ بررسی یک یا چند مفهوم، تجزیه یک موضوع و مسئله ، تحلیل داده های بدست آمده ؛ خلاص کردن کتاب، بازدید و گردش علمی، انجام آزمایش و ثبت مشاهدات، محاسبه کردن و.... (در خاتمه ی این مکتوب چند مثال کاربردی ارائه شده است).

 

7- نظارت و هدایت : از آنجائیکه معلم در روش های تدریس جدید نقش راهنما و هدایتگر را بر عهده دارد و او در کنار فراگیران به فعالیت آموزشی می پردازد و گاهی موارد جزء یکی از از اعضاء گروه فعالیت می کند امکان بازخورد گیری از فعالیت فراگیران و کنترل رفتار و هدایت این حرکت بسوی هدف، راحت تر و غیر ملموس تر خواهد داشت با طرح سوال و یا برانگیختن و تشویق به ابداع راه حل های بیشتر، همفکری و همکاری در گروه ، رغبت پذیری و دادن انگیزه، تغییر در نگرش و ... معلم می تواند در حین نظارت فعالیت ها ، نقش هدایت را نیز برای حصول اهداف رفتاری طرح بر عهده داشته باشد.

 

8- ارزیابی : پس از اجرای فعالیت و انجام  فعالیت های کنترل ونظارت ، لازم است تا میزان اثربخشی و تحقق اهدافی که براین برنامه مترتب بوده را ارزیابی کرد که آیا فراگیران به این سطح از یادگیری، مهارت یا نگرش دست یافته است یا خیر. در صورت حصول نتیجه مطلوب در  پایان ارزیابی می توان این فعالیت را در بوته تجارب موفق مدیریتی قرار داد.  نمونه هایی از تجارب در زمینه فعالیت های فوق ، برنامه قابلیت گسترش و تعمیم است، این فعالیت از جنبه های متفاوت قابلیت گسترش و تعمیم دارد. از جمله این که می توان کار دانش آموزان را توسط سایر دانش آموزان ارزیابی کرد . این کار را می توان با قراردادن فرم ارزشیابی سوالات در اختیار دانش آموزان انجام داد . این کار بعنوان فعالیت فوق برنامه به گروه های آموزشی یا دیگر معلمان پیشنهاد نمود.

 

حتماَ تکالیف و فعالیت های ارائه شده توسط فراگیران به صورت های مختلف مانند : گروهی ؛ کنفرانس؛ ارائه گزارش و یا... مورد بررسی و ارزش گذاری قرار گیرد. تا با راهنمایی و هدایت های جهت دار به ایشان انگیزه و رغبت یادگیری داد.

 

9- ارزشیابی فعالیت برای ارزشیابی : با توجه به اینکه معلم از چه نوع ارزشیابی استفاده می کند و هدف او چیست ؟ آیا نمره ، سطح یادگیری ؛ میزان تغییر رفتار؛ ثابت بودن یادگیری ، عمق یادگیری، و یا توصیف فعالیت یادگیری و محصول آن برای معلم ملاک است می توان این قسمت را تعریف و تشریح نمود.

 

هر معلمی می تواند بنا بر سلیقه ی خود روش ویژه ای را درنظر گیرد که البته بسته به رشته و کتاب درسی می تواند متفاوت باشد . ولی عموماً مواردی که مهم و قابل ارزیابی هستند ، عبارت اند از: پاکیزه بودن ، تنوع سوالات ، املا و انشای سوالات ، ابتکار و نوآوری در طرح سوال ، نحوه ی نمره گذاری ، در راستای اهداف درس و کتاب بودن سوالات . در این مورد لازم است ، معلمان برای بعضی سوالات ارزش و امتیاز خاص قائل شوند؛ نظیر : سوالاتی که برداشت کلی از یک مطلب درسی یا یک درس هستند . سوالات یکه تا سطح راهبر شناختی و یا خلق و نوآوری می رسد. سوالاتی که درواقع عیناً در متن نیامده اند ولی خارج از درس نیز نیستند . سوالاتی که چند مطلب را در هم ادغام می کنند . سوالاتی که یک فعالیت علمی و منطقی خاصی را باید فراگیر انجام دهد. سوالاتی که فعل یا کُنش خاصی را مورد سنجش قرار می دهد. سوالات چهار گزینه ای که گزینه های آنها منطقی ، ظریف و با دقت انتخاب شده باشند . واضح است که این گونه سوالات دلیل بر فهم کامل مطالب درسی هستند .

 

10- تشویق و ایجاد انگیزه : برای برانگیختن و دادن رغبت به یادگیری و رسیدن فراگیر به سطح خود یادگیری و احساس رضایتمندی از فعالیت های آموزشی تحویل گرفتن تکالیف با دقت نظر است . برای وقت و فعالیت فراگیر ارزش قائل شده و با دقت و توجه خاصی این فعالیت و زاویه  های پنهان آنرا مورد بررسی قرار دهیم. سرسری و با عجله در راهرو بین کلاس در زنگ تفریح و یا .... هرگز فعالیت ها را مورد بررسی قرار ندهید مانند یک استاد راهنما و یا مشاور وقت بگذارید و به فعالیت ایشان بعنوان یک سطح از یادگیری نگاه کنید تا خدایی نا کرده باعث دلزدگی یا دلسردی ایشان نگردد.

 

این را بخاطر بسپاریم ؛ هر فعالیت تا هر اندازه ؛ ابتدا نیاز به تشویق دارد . بعد از تشویق و بررسی نقاط قوت یک راهنمایی قابل پذیرش تر می باشد. یکی از بهترین مشوق ها و عوامل ایجاد انگیزه در دانش آموزان ، برای تلاش بیشتر در اجرای فعالیت مذکور، قرار گذاشتن با آنها به این ترتیب است که : تا زمان تحویل فعالیت و یا تکلیف و پاسخ سوالات فرصت بررسی و تجدید نظر و جمع آوری اطلاعات داشته و بهترین فعالیت مورد تشویق قرار خواهد گرفت و امتیاز بعدی برای گروهی بعدی است که فعالیت های خود را ضعیف تر و یا دیر تر تحویل دهد. از این قسمت اهداف برانگیزندگی و ایجاد رغبت و افزایش انگیزه را می توان دنبال کرد و در ضمن اهداف ذیل را نیز می توان برنامه ریزی نمود:

 

دانش آموزان ممتاز در گروه برای کسب نمره تلاش بیشتری می کنند تا همه ی اعضای گروه مطلب را فرا گیرند.  دانش آموزان کاهل سعی در تقویت و همگامی خود با گروه خواهند داشت. فراگیران به پاسخ سوالات طرح شده ی خود نیز توجه می کنند . دانش آموزان تا زمان تحویل فعالیت ، مشتاق باقی می مانند .  فعالیت حالت مسابقه به خود می گیرد . در فعالیت گروهی معجونی از رقابت و رفاقت خواهیم داشت.

 

نتیجه : انجام فعالیت های مکمل و فوق برنامه در مدارس محرک بسیار خوبی برای تجربه کردن فراگیران و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت و تقویت فعالیت گروهی در جامعه و افزایش اعتماد به نفس و ایجاد انگیزه و رغبت در دانش آموزان برای یادگیری مهارتها و تعمیق یادگیری است و ما معلمان و مدیران لازم است تا بستری مناسب برای پرورش استعدادها ، افکار منطقی و خلاقیت در دانش آموزان را فراهم نمائیم تا در کنار تجربه های جدید به رشد و خود شکوفایی و بالندگی دست یابند . درست است فعالیت های فوق برنامه و بخصوص انجام فعالیت در گروه وقت گیر است،  اما با تقسیم وقت و هزینه ، نمره را هم نیز بین خود تقسیم می کنند و نقش معلم در کنترل و هدایت گروه کمی مشکل تر خواهد شد. در خاتمه و قبل از ارائه تعدادی از نمونه فعالیت های آموزشی این نکته  را متذکر می شویم که نقش معلم نه آموزش است و نه یاددهی بلکه تشویق و راهنمایی فراگیرست تا رسیدن به خود یادگیری.

 

 

 

نمونه فعالیت ها ی پیشنهادی و یا چارچوب عملکرد

 

1- یادگیری اطلاعات کلامی

 

فرد یاد می گیرد که اطلاعاتی را شرح دهد و رویداد و مجموعه ای از وقایع بصورت شفاهی برای فرد یا افراد دیگر توضیح دهد. البته در مقاطع بالاتر بصورت دستنویس و یا متن تایپ شده حتی پاورپوینت ، نقاشی و توضیح زیر آن مفهوم را منتقل کند. جمله سازی ، بخوانیم ، بنویسیم و نوشتن انشاء بسیار بسیار اهمیت دارد.

 

کلمات و نام ها:

 

حفظ کردن آیات قرآن ؛ شعر؛ تاریخ ادبیات و ... ( در قالب  تکالیف کلاسی).

 

نام بردن اسامی اشخاص؛ امکان؛ القاب؛ عناصر ؛ وقایع و.... ( در قالب  تکالیف خارج از کتاب).

 

تشریح یک فیلم؛ یک نوشته؛ یک آزمایش و ... ( نتیجه بحث در گروه بدون دخل و تصرف و اظهار نظر ، فقط بیان رویداد)

 

یادگیری حقایق و وقایع:

 

توضیح یک مسئله ؛ بیان یک حادثه و وقایع تاریخی و خاطره  ( در قالب  تکالیف کلاسی).

 

نقل و قول کردن خاطرات و یادداشت های مورخان، پدر بزرگ و ....  ( در قالب  ارائه گزارش بدون دخل و تصرف).

 

کنفرانس، روزنامه دیواری؛ سخنرانی، نقاشی و..... یک رویداد تاریخی و مراحل یک رُخداد  ( در قالب  فعالیت مکمل).

 

بیان یافته های خود از یک بازدید؛ سخنرانی، همایش، جلسه، و..... ( در قالب  ارائه گزارش مکتوب و مصور).

 

قراردادها و قوانین:

 

بیان یک فرمول ؛ راه حل یک مسئله ؛ تعریف یک قانون ؛ بیان قرارداد و...  ( در قالب  تکالیف کلاسی بدون کشف و یا ابداع).

 

تعریف یک رابطه؛ توضیح یک فرمول؛ تشریح یک معادله و..... ( در قالب  بحث گروهی).

 

تشریح مفاهیم؛ چرایی؛ چگونه؛ ذکر دلایل و زنجیر کردن مفاهیم و بیان اصول... ( در قالب  تکالیف خارج از کلاس).

 

درک و فهم:

 

انجام آزمایش در منزل؛ حل مسئله های مشابه؛ ( در قالب  تکالیف خارج از کتاب)

 

تهیه نقشه کشور های همسایه ایران ؛ خاورمیانه ؛ قاره ها بار درج توضیح لازم و.... ( در قالب روزنامه دیواری-  گروهی).

 

درک مفاهیم انتزاعی و تشریح آنها ( در قالب فعالیت گروهی و انتقال دانش).

 

درک یک مسئله و ترسیم تصویر مرتبط و یا ارائه مسئله برای تصویر ( در قالب فعالیت کلاسی).

 

شنیدن داستان و تشخیص و انتخاب تصاویر مرتبط با موضوع و..... ( در قالب فعالیت گروهی).

 

کاربرد:

 

انجام آزمایش در کلاس ؛ حل مسئله های مشابه در گروه و.... ( در قالب  تفحص گروهی و تدریس اعضای تیم)

 

مشخص کردن بر روی نقشه استان ؛ شهر ؛ محله با نام امکان و.... ( در قالب فعالیت گروهی درس نقشه خوانی و جغرافی در کلاس).

 

بکار بستن ابزار در مکان های مناسب، کار بست فرمول در مسئله متناسب و .....  ( در قالب  تکالیف کلاسی).

 

 تهیه نقشه کشور ایران در دوران و سلسله  های مختلف و.... ( در قالب گزارش و آلبوم مصور-  گروهی).

 

ارائه تصاویر شماره دار و درخواست داستان و یا مطلب مرتبط با موضوع ( در قالب فعالیت گروهی).

 

استفاده از ضرب المثل و اشعار ؛ آیات  روایت در نوشته و صحبت های خود در محل مناسب ( در قالب ارائه گزارش و کنفرانس).

 

تجریه و تحلیل:

 

بازدید علمی از کارخانه ها؛ نمایشگاه ها؛ موزه ها ؛ ترمینال و.... ( در قالب  خبرنگار و گزارشگر).

 

اظهار نظر منتقدانه در خصوص فعالیت های هنری و ورزشی همکلاس ها ( در قالب  خبرنگار و گزارشگر).

 

مقایسه انواع انرژی؛ چارت حیوانات و گیاهان؛ انواع سنگ ها و.... ( در قالب تدریس اعضای تیم و گزارش در گروه).

 

ترکیب:

 

نقد و بررسی یک داستان ؛ تصویر ؛ نوشته و یا فیلم و... ( در قالب تدریس اعضای تیم و گزارش در گروه).

 

انجام آزمایش در منزل؛ طراحی مسائل مشابه و.... ( در قالب  تکالیف خلاقانه).

 

طراحی مجدد؛ مهندسی معکوس؛خلاقیت در ارائه مطلب و... ( در قالب  تکالیف خارج از کتاب).

 

نوشتن مقاله و داستان ( در قالب  مسابقه؛ تکلیف ؛ دگر اندیش ؛ نو آوری و یا ....).

 

ساختن یک داستان ؛تئاتر؛  نمایش خلاق ؛ پانتومیم و.... ( در قالب فعالیت گروهی برای ایجاد انگیزه اول درس - معلم یار).

 

بررسی انواع انرژی؛ گوناگونی حیوانات و گیاهان؛ انواع سنگ ها و.... ( در قالب بررسی تحقیقی و تهیه گزارش).

 

ارزشیابی و قضاوت:

 

برگزاری آزمون در گرو های دیگر؛ پرسش کلاسی و.... ( در قالب  معلم یار).

 

شرکت در محکم قضایی؛ بارش فکری؛ زنجیر کردن مفاهیم ؛ حل مسئله و... ( در قالب روش های نوین تدریس و تفکر خلاقانه).

 

برگزیدن ؛ انتخاب ؛ تشخیص  ؛ داوری و.... ( در قالب هیات داوران و جمع منتقدان ).

 

 

2- مهارتهای ذهنی

 

تمیز دادن( استفاده از حواس خود ، بینایی ، شنوایی و...):

 

پیدا کردن یک حرف یا کلمه در کتاب و .... ( تشخیص شکل حروف کلاس پیش دبستانی و اول ابتدایی ).

 

انجام بازی هایی که نیاز به دیدن و شنیدن دارد ( در قالب قصه خوانی ، شعر خوانی و درس بخوانیم).

 

تشخیص مزه ها ، شناخت رنگ ها ، تشخیص میوه و گل از روی بوی آنها و... ( تشخیص ، بازهای آموزشی).

 

تشخیص کلمات و جملات غلط در یک داستان یا قصه و... ( بالا بردن مهارت گوش دادن با بازی).

 

یافتن جملات ، تصاویر، اشکال ، فرم ها و وصله های نا مرتبط با بقیه  ( استفاده از حواس در تمیز دادن با بازی ).

 

دسته بندی کردن اشیاء با لمس کردن ( گام اولیه برای درک مفاهیم محسوس).

 

تشخیص انواع آیینه ها و عدسی ها با لمس کردن و دیدن تصاویر ( تفحص در گروه ).

 

مفاهیم محسوس( استفاده از خصوصیات فیریکی اشیاء و موضوعات برای کشف و طبقه بندی ):

 

انجام آزمایش های ساده علوم که نیاز به دیدن ، لمس کردن و حس کردن دارد ( گروه بندی و دسته بندی کردن و تشخیص ).

 

دسته بندی کردن اشیاء از روی وزن و رنگ و... ( همفکری در گروه برای تفحص گروهی ).

 

دسته بندی اشیاء بر اساس حرارت، اندازه ، سختی، زبری و ....  ( فعالیت های گزارشی و اکتشافی ).

 

در مفاهیم محسوس که با خصوصیات فیزیک اشیاء ارتباط دارند مانند : پهنا ، انبساط، انقباض، طول و... ( دریافت مفاهیم محسوس ).

 

درک مفاهیم قدمت و ارزش بر اساس توضیحات کارشناسان در موزه و بازدی و...( ایجاد آمادگی برای خروج از مفاهیم محسوس به انتزاعی).

 

مفاهیم تعریف شده( مفاهیمی که قابل احساس نیستند و خواص فیزیکی هم ندارند ... درک و کاربرد مفاهیم انتزاعی نه تعریف ):

 

شناسایی اعداد اول و کشف مفاهیم و قواعد آن  ( همفکری در گروه بمنظور تفحص گروهی ).

 

انواع مثلث و ترسیم آن با روش ها و ابزار ی مختلف و... ( فعالیت های گزارشی و اکتشافی بمنظور تدریس اعضای تیم ).

 

نوشتن مقاله در خصوص آزادی و استقلال و .....  ( کار تحقیقاتی و تجزیه و تحلیل مفاهیم ).

 

گردش علمی ؛ انجام آزمایشات ساده ، جمع آوری نمونه از محیط و... ( کاربست مفاهیم انتزاعی در محیط عملی و حل مسائل ).

 

ارج نهادن ، ارزش گذاری و احترام کردن به بزرگتر ها و لزوم آن و... ( برقراری ارتباط با حیطه ی نگرشی کودک از نظر منطقی و علمی ).

 

استفاده از قواعد( روابط بین مفاهیم و مهارت ذهنی تسلط یافته و کشف حقایق ):

 

بررسی صورت و مخرج کسر و کشف فرمول ساده کردن و...  ( همفکری در گروه بمنظور تفحص گروهی ).

 

ترکیب کردن رنگهای اصلی و کشف چرخه ی رنگ و... ( فعالیت های گزارشی و اکتشافی بمنظور تدریس اعضای تیم ).

 

انجام معادله های ساده ریاضی و یا کشف فرمول مساحت دایره از روی مساحت مستعطیل  ( همفکری در گروه ثبت گزارش ).

 

کشف چرایی نصف کردن مساحت مثلث نسبت به مربع... ( فعالیت های گزارشی و اکتشافی بمنظور تدریس اعضای تیم ).

 

دسته بندی کردن گیاهان و جانواران با کشف خصوصیات آنها و...  ( همفکری در گروه بمنظور ارائه گزارش تحقیقاتی ).

 

بررسی چند آیه و ثبت یافته های مشترک آنها و... ( فعالیت های تحقیقاتی برای تجزیه و ترکیب مفاهیم و کشف حقایق ).

 

مقایسه دو واقعه تاریخی در دو زمان متفاوت وکشف اتفاقات مشترک آن و....  ( همفکری در گروه بمنظور تفحص گروهی ).