تحقیق رایگان دبیران و معلمان

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی ها   لیست اقدام پژوهی ها         تجربیات ارتقای شغلی

ویژگی های مدرسه خوب

بازديد: 15
ویژگی های مدرسه خوب

يک مدرسه خوب داراي چه ويژگي هايي است. مدرسه اي که مايليد فرزند شما در آنجا درس بخواند؟

    مدرسه خوب و مطلوب مدرسه اي است که داراي ويژگي هاي خاصي باشد شايد بتوانم فهرست وار اين طور خدمتتان عرض کنم که يک مدرسه خوب مدرسه اي است که:

    اول) مدير مدرسه يک رهبر آموزشي است و کارها را از طريق مشارکت جلو مي برد.

    دوم) معلم خود را وقف بچه ها مي کند.

    سوم) در اين مدرسه به توانمندي ها و علايق بچه ها توجه مي شود.

    چهارم) مدرسه داراي برنامه است و همه تلاش ها در جهت و همسو با همان برنامه است.

    پنجم) مدرسه اي شاد و بانشاط است.

    ششم) فضايي زيبا و آرام بخش و نظافت و تميزي قابل توجه دارد.

    هفتم) در اين مدرسه همه همديگر را دوست دارند و براي يکديگر احترام قائلند.

    هشتم) مدرسه اي که فرزندم را درگير يادگيري مي کند.

    نهم) مدرسه اي که معلم فرزندم شيفته کارش است.

    دهم) مدرسه خوب مدرسه اي است که کوشش و تلاش فراگيران در اين مدارس ناديده گرفته نمي شود و آنها موردتشويق و تحسين قرار مي گيرند.

    يازدهم) در چنين مدرسه اي آموزش معلمان به کارآيي فراگيران منجر مي شود.

    دوازدهم) ارتباط رضايت بخش بين معلم و والدين برقرار است.

    سيزدهم) در مدرسه مطلوب، فرآيند يادگيري ثمربخش است و همه عوامل مدرسه در خدمت فرآيند يادگيري هستند.

    چهاردهم) در اين مدرسه معلم صلاحيت لازم علمي، اعتقادي، عاطفي و اجتماعي لازم را دارد.

    پانزدهم) مدرسه براي دانش آموزان جاذبه دارد.

    شانزدهم) دانش آموزاني که از اين مدرسه فارغ التحصيل مي شوند مطالعه کنندگان خوب و شهرونداني مطلوب هستند.

    فکر مي کنم در اين مختصر به پاره اي از ويژگي هاي يک مدرسه مطلوب اشاره شد هرچند که ممکن است بتوان فاکتورهاي ديگري به آن افزود. به هرحال من اميدوارم که روزي فرا برسد که بتوانيم بگوييم همه مدارس کشور ما در زمره مدارس خوب و با ويژگي هاي مطلوب قرار دارند.

ویژگی های مدرسه هوشمند

          مدرسه هوشمند مدرسه ای است كه كنترل و مدیریت آن مبتنی بر فناوری رایانه ای و شبكه ای انجام می شود و محتوای اكثر دروس آن الكترونیكی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.       

 

در مدرسه هوشمند، برنامه درسی محدودكننده نیست و به دانش آموزان اجازه داده می شود از برنامه های درس خود فراتر گام بردارند. در این مدرسه، روش تدریس براساس دانش آموز محوری است.

تاكید بر مهارت های فكر كردن و فراهم ساختن محیط یاددهی ـ یادگیری، از راهبردها و خط مشی های مدرسه هوشمند است.

هفت اصل كلیدی در مدارس هوشمند عبارتند از:

۱- دانش خلاق،

۲- استعداد یادگیری،

۳- توجه به فهم مطالب،

۴- آموختن با هدف تسلط و انتقال آن،

۵- ارزیابی آموخته ها به شكل متمركز،

۶- غلبه بر مشكلات،

۷- مدرسه به عنوان یك سازمان آموزشی.

مدرسه هوشمند مدرسه ای است كه كنترل و مدیریت آن مبتنی بر فناوری رایانه ای و شبكه ای انجام می شود و محتوای اكثر دروس آن الكترونیكی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.

در مدارس هوشمند كامپیوتر جایگزین تخته سیاه و سی دی جای دفتر مشق را می گیرد. دانش آموزان می توانند از طریق اینترنت اطلاعات بسیاری درباره هر موضوع كه بخواهند بدست آورند. در این سیستم، معلم و شاگرد هر دو تولید محتوای الكترونیكی و درس را به صورت سی دی ارائه می كنند.

در مدارس هوشمند آموزش منحصر به معلم نیست بلكه یاددهی و یادگیری كاملاً تعاملی است و دانش آموزان نقش اساسی در آموختن مباحث علمی دارند.

در مدارس هوشمند، دبیران با استفاده از محتوای درسی الكترونیكی موجب تفهیم بهتر مطالب درس و صرفه جویی در وقت می شوند و دانش آموزان هم این فرصت را دارند كه توانایی و قابلیت های خود را آشكار و به تولید محتوا بپردازند.

در این گونه مدارس، كسب موفقیت دست یافتنی است و میزان آن به تلاش و پیگیری دانش آموزان و هدایت صحیح و جهت دار بستگی دارد. در این روش روح پژوهش و جستجوگری قطعاً جایگزین روحیه بی هدف دانش آموزان خواهد شد.

در این سیستم ركن اصلی برای هر گونه تغییر، تغییر در فكر است و ابزار و امكانات تنها وسیله ای برای جامه عمل پوشاندن به افكار هستند.

در مدارس هوشمند معلمان می توانند به جای اینكه تلاش كنند خودشان پاسخی برای پرسش های دانش آموزان پیدا كنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسش هایشان را در رایانه پیدا كنند وبرای بقیه بازگو كنند.

مدرسه هوشمند، مدرسه ای است كه با كمك فناوری های نوین سیستم های آموزشی دیجیتالی هوشمند در سرعت بخشی به فرآیند یاددهی، یادگیری و بهبود مدیریت به صورت كاملاً نظام یافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دسته بندی و استفاده بهینه از منابع فنی دانش روز با توجه به طیف گسترده آن برای كشف استعداد خود و بروز خلاقیتها باشد.

مدارس هوشمند مدارسی هستند كه مبانی توسعه آنها استفاده از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات می باشد.در این مدارس دانش آموزان باید حضور فیزیكی داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازی این است كه معمولاً به مدارس از راه دور گفته می شوند مدرسه هوشمند با مدرسه مجازی فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد باید دانش آموزان در آن حضور فیزیكی داشته باشند اما در مدرسه مجازی، دانش آموز و معلم می توانند كیلومترها از هم فاصله داشته باشند.معلمین مدارس هوشمند الزامی به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلكه باید بتوانند از سیستم این مدرسه مطلع باشند و از امكانات آن خوب استفاده كنند. به عنوان مثال یك معلم این نوع مدارس باید خوب بداند كه منابع در كجاها وجود دارند كه وقتی دانش آموزان سوالی مطرح كردند آنان را به منابع مورد نظر راهنمایی كند.

مدرسه هوشمند مدرسه ای فیزیكی است كه كنترل و مدیریت آن، مبتنی بر فناوری رایانه و شبكه انجام می گیرد و محتوای اكثر درون آن الكترونیكی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است.مدرسه هوشمند در واقع مرحله برتری در كاربرد فناوری اطلاعات در نظام آموزش كشور است. مدرسه هوشمند، مدرسه ای است كه مدیریت و كنترل آن مبتنی بر فناوری شبكه و رایانه است و محتوای بیشتر درس های آن الكترونیكی است و نظام ارزشیابی و نظارت آن نیز هوشمند (الكترونیكی) است.مدرسه هوشمند دانش آموز محور است و در آن معلم نقش هدایتگر را دارد. دانش آموز به منابع موجود در مدرسه یا شبكه های اطلاع رسانی بیرونی نیز دسترسی دارد و در استفاده از منابع برای درس های خود آزاد است.

او از ۲ نوع محتوا استفاده می كند:

۱- محتوای الكترونیك،

۲- محتوایی كه معلم تولید می كند.

ارتباط والدین با مدرسه، به خط (online) است و از طریق اتصال به وسیله تلفیق كننده یا مودم (modem) به رایانه مركزی مدرسه، این امكان را دارند كه با مدیر یا معلمان مدرسه ارتباط پیدا كنند و از وضعیت تحصیلی فرزندان خود آگاه شوند. بانك اطلاعاتی مدرسه باید با استانداردهای روز جهان مطابقت داشته باشد. كتابخانه این مدرسه، یك كتابخانه الكترونیكی است و دانش آموز می تواند به صورت «برخط» (online) از آن استفاده كند. محیط های گفت و گو، بحث و پرسش و پاسخ به صورت همزمان و ناهمزمان در این مدرسه فعال است.

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 22:51 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,
نظرات()

روش‌هاى مربيان در مدرسه به‌منظور ايجاد خلاقيت

بازديد: 11
روش‌هاى مربيان در مدرسه به‌منظور ايجاد خلاقيت

روش‌هاى مربيان در مدرسه به‌منظور ايجاد خلاقيت

          دیدگاه مربیان

          ساختار کلاس درس

          حقّ انتخاب

          محدودیت‌ها و استانداردها

          تجارب ویژه

          فلسفهٔ کلی آموزش

          استراتژی روزانهٔ تدریس

          برانگیختن استعدادهای برانگیخته نشده

          القاء تدریجی عادات خلاقیت

 

چنانچه اغلب پدران و مادران کودکان مدرسه تشخيص مى‌دهند، مربيان تأثير بسيار زيادى نه تنها بر موفقيت تحصيلى کودک که بر روش کودک در قبال مدرسه و به‌طور کلى بر يادگيرى دارند.       

به همين نحو، مربيان توانائى تضعيف حس کنجکاوى طبيعى کودکان را داشته و مى‌توانند انگيزهٔ آنان را از ميان ببرند، حس احترام به خود را در کودکان سرکوب کنند و مانع از خلاقيت آنان گردند. در بعضى جهات، مربيان خيلى خوب (يا خيلى بد) مى‌توانند نفوذى بسيار قوى‌تر از پدر و مادران بر روى کودکان داشته باشند.          

چرا مربيان چنين قدرتى دارند؟ زيرا آنان فرصت‌هائى بيش از پدران و مادران براى برانگيختن و يا تضعيف خلاقيت در اختيار دارند. اغلب کودکان در عرض هفته، زمان بيشترى را با مربيان خود مى‌گذرانند تا با پدران و مادران خود. مربيان بنابر ضرورت شغلى خود مستقيماً مى‌توانند کودکان را مورد ارزيابى قرار دهند و از آنجائى که کودکان مشتاقانه به پيشرفت خود علاقه‌مند هستند، مربيان مى‌توانند به نوعى صداى الهى تبديل شوند.       

آيا مربيان حقيقتاً مى‌توانند خلاقيت را آموزش دهند؟ مربيان مطمئناً قادر به آموزش قلمرو مهارت‌ها يعنى مهارت‌هاى علمى و فنى در قلمروهاى خاص مانند سخنوري، رياضيات و يا هنر مى‌باشند. در حقيقت اغلب مردم اين کار را جزئى از شغل مربيان مى‌دانند. مربيان تا حدى مى‌توانند مهارت‌هاى خلاقيت مانند روش‌هاى تفکر دربارهٔ مسائل و قوانين علمى براى تدبير راه‌هاى جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند. چنين مهارت‌هائى را مى‌توان مستقيماً آموزش داد اما بهترين روش انتقال، طرق نمونه بودن خود مربى است.

اما در مورد جزء ديگر خلاقيت يعنى انگيزهٔ درونى چطور؟ آموزش مستقيم انگيزهٔ دروني، غيرممکن است و نمى‌توان به کودکان گفت انگيزهٔ درونى داشته باشند. ولى مربيان مى‌توانند با بيان آزادانهٔ احساس خود از قبيل کنجکاوي، علاقه، شادى و احساس شخصى مبارزه‌طلبي، نمونه‌اى براى کودکان باشند. مهمترين راه براى ترغيب انگيزهٔ درونى در مدرسه، تشکيل کلاس درسى است که محيطى عارى از فشارهاى خارجى که مخرب چنين انگيزه‌اى است داشته باشد.          

پس در واقع، مربيان نمى‌توانند بيش از پدران و مادران خلاقيت را به کودکان بياموزند. اما مى‌توانند خلاقيت را رواج داده، پرورش دهند و موجب رشد آن گردند.  

ديدگاه مربيان

مهمترين راهى که مربيان از آن طريق قادر هستند خلاقيت را در کودکان ترغيب نمايند حمايت از انگيزهٔ درونى آنان است. همهٔ کودکان، قلمرو مهارت‌ها را در مدرسه فرا مى‌گيرند (بعضى بهتر از ديگران). اغلب آنان از طريق تماس با نمونه‌هاى تفکر خلاق مى‌توانند مهارت‌هاى خلاقيت را به‌دست آورند. اما تعداد کمى از کودکان مدرسه را در حالى ترک مى‌نمايند که انگيزهٔ درونى آنها دست‌نخورده باقى‌مانده است.  

انگيزهٔ درونى هنگامى رشد مى‌کند که مربيان معتقد به دادن استقلال نسبى به کودکان در کلاس درس باشند. اما اين سؤال مطرح است که چه نوع مربيانى بيشتر از ديگران قادر هستند کلاس درسى که در جهت استقلال عمل کند تشکيل دهند؟ پاسخ اين است که مربيانى موفق‌تر هستند که کامل نبودن خود را قبول داشته باشند و براى کودکان احترام عميق قائل باشند. با اين روش، حتى مربيان کودکان بسيار خردسال مى‌توانند به آنان کمک کنند در يادگيري، همکارى واقعى بنمايند.        

فلسفهٔ کلى آموزش

عناصر اصلى فلسفهٔ آموزش، که موجب ترغيب خلاقيت در کودکان مى‌گردد، عبارت است از:       

- يادگيري، بسيار مهم و تفريحى است.   

- کودکان به‌عنوان افراد منحصر به فرد قابل احترام و محبت هستند.        

- کودکان بايد يادگيرندهٔ فعال باشند. بايد آنان را ترغيب کرد که علايق، تجارب، ايده‌ها و وسايل خود را به کلاس درس بياورند. بايد به کودکان اجازه داده شود که دربارهٔ هدف‌هاى کار روزانهٔ خود با مربيان بحث نمايند و به آنان استقلال کارى داده شود تا تصميم بگيرند چگونه آن هدف‌ها را به انجام برسانند.     

- کودکان بايد در کلاس درس خود، احساس آسايش و تشويق کنند. همچنين تنش و فشار نبايد وجود داشته باشد.

- کودکان بايد داراى حس مالکيت و غرور دربارهٔ کلاس درس خود باشند. آنان بايد در سر و سامان دادن کلاس و نگهدارى آن دخالت داشته باشند. بايد تشويق شوند وسايلى را از منزل به کلاس بياورند (حتى ”آشغال“) و از آنها در فعاليت‌هاى آموزشى استفاده کنند. مربيان بايد بگويند ”اين کلاس درس من نيست. اين کلاس درس ماست!“   

- مربيان منبع اطلاعات و هدايت هستند نه افراد پليس يا گروهبان‌هاى مشق نظامى دهنده و يا خدا. کودکان بايد براى مربيان احترام قائل شوند اما در حضور آنان نيز، احساس راحتى نمايند.   

- مربيان باهوش هستند اما کامل نيستند.         

- کودکان بايد براى بحث بى‌پرده و دربارهٔ مسائل با مربى يا همکلاسى‌هاى خود، احساس آزادى نمايند. اين کلاس درس براى همه است و براى حفظ آرامش آن شريک هستند.         

- تجارب يادگيرى بايد حتى‌الامکان به تجارب دنياى واقعى کودکان نزديک باشد. کودکان بايد در کلاس قدرت و مسئوليت داشته باشند.

ساختار کلاس درس

بارزترين تفاوت ميان سبک‌هاى کلاس درس طى سى سال گذشته، تفاوت ميان کلاس درس ”باز“ و ”سنتي“ بوده است. اگرچه کلاس درس باز اشکال مختلفى به خود مى‌گيرد؛ اما به‌طور کلى داراى ساختار قابل انعطاف‌تر، محدوديت‌هاى کمتر بر عملکرد دانش‌آموز و توجه بيشتر به فرديت وى مى‌باشد.  

استراتژى روزانهٔ تدريس

استراتژى‌هاى خاصى وجود دارد که موجب بالا بردن خلاقيت در فعاليت‌هاى آموزشى روزانه مى‌گردد که شامل: ارزيابى و پاداش است.  

ارزيابى

ارزيابى مربى از کار دانش‌آموز بزرگترين کشندۀ خلاقيت در کلاس درس است.     

- مربى بايد به‌جاى ارزيابى مبهم و غيرملموس، از عکس‌العمل منطقى و سازنده استفاده کند.

- از دانش‌آموزان براى ارزيابى کار خود و درس گرفتن از اشتباهات خودشان استفاده نمائيد.

- به‌جاى تأکيد بر ”چگونه انجام داديد؟“ بر روى ”چه ياد گرفتيد؟“ تأکيد کند.      

 پاداش

نمره‌ها نه تنها به‌عنوان وسايل ارزيابى در کلاس درس بلکه به‌صورت پاداش (يا تنبيه) عمل مى‌کنند. ساير منابع پاداش که به‌طور معمول مورد استفاده قرار مى‌گيرد عبارت هستند از نشان‌هاى چسباندني، ستاره‌هاى طلائي، تقديرنامه‌ها، جوايز و امتيازهاى خاص.          

کودکان چنين پاداش‌هائى را دوست دارند و بعضى مواقع براى به‌دست آوردن آنها هر کارى را انجام مى‌دهند و مشکل همين است. تحقيق نشان داده است که وقتى فکر کودکان بر روى پاداش به‌عنوان دليلى براى انجام کار متمرکز شود، انگيزهٔ درونى و خلاقيت آنان تضعيف مى‌گردد.   

بهترين پاداش‌ها براى کارهاى خوب در کلاس، کارهاى غيرملموس است؛ يک لبخند يا تکان سر به نشانهٔ تأييد، زدن به پشت کودک، گفتن يک کلمهٔ تشويق‌آميز، فرصت براى نشان دادن و ارائهٔ کار دانش‌آموزان و کارهاى اضافي. اگر جوّ کلاس درس، کودکان را متوجه مى‌سازد که همه‌کس (از جمله مربي) معتقد هستند يادگيرى امرى هيجان‌انگيز و تفريحى است، کارهاى اضافى به‌عنوان پاداش محسوب مى‌گردد.

کار ”غيرملموس“ و فوق‌العادهٔ ديگر آن است که به کودکان اجازه داده شود غرور خود را نسبت به کار خود بيان کنند و آن را با ديگران در ميان بگذارند.          

وقتى که از پاداش‌هاى ملموس مانند نشان‌ها و امتيازات خاص استفاده مى‌شود بايد براى کودکان غيرمنتظره باشد. براى مثال يک هديهٔ اضافى به‌دليل آنکه کودکان، کار خوب خاصى را در موردى انجام داده‌اند و يا به اين دليل که آنان کار خيلى مشکلى را انجام داده‌اند و يا صرفاً به‌دليل آنکه مربى حوصله داشته است در کار خاصى کودکان را دخالت بدهد! ترفند کار در اين است که پاداش‌هاى ملموس به طريقى مورد استفاده قرار گيرد که دانش‌آموزان انتظار آن را نداشته بانشد و در نتيجه با صراحت در جهت آن کار نکنند.      

 

در نهايت وقتى پاداش داده مى‌شود بايد به‌خاطر خلاقيت و همچنين انجام کار صحيح باشد. به اين طريق، کودکان به وضوح، اين پيام را دريافت مى‌کنند که چون در کلاس درس، خلاقيت مجاز است، تشويق مى‌شوند و به آن بهاء داده مى‌شود

حقّ انتخاب

در هر جا که امکان دارد بايد به کودکان حق انتخاب داده شود. مثلاً يک درس علوم بايد حاوى تعداد مختلفى موضوع براى آزمايش باشد؛ يک فعاليت هنرى بايد تا حدّ امکان انواع بسيار متفاوتى از راه‌ها و امکانات را ارائه بدهد؛ براى نويسندگي، کودکان بايد موضوعات خود را انتخاب کنند و مسيرهاى متفاوتى را براى رسيدن به هدف يادآورى نمايند. اگر براى انجام کارى فقط يک راه مخصوص به کودکان ارائه شود آنان نيز مانند موشى که طبق عادت براى رسيدن به غذا و فرار از خطر فقط راه مستقيم، ساده و غير خلاق را انتخاب خواهد کرد، کودکان نيز همين راه را انتخاب مى‌کنند.         

کليد کار، داشتن نوعى فعاليت يادگيرى مى‌باشد که بى‌ساختار اما در درون يک ساختار باشد. لازم است کودکان به‌ويژه کودکان کوچکتر، احساس هدفمند بودن داشته باشند. آنان به محدوديت‌هائى نياز دارند و اغلب يک طرح کلى از طرز انجام آن کار مورد نياز آنها است. هرچه امکان انتخاب آنان در مورد طرز انجام و زمان انجام يک هدف بيشتر باشد، بهتر است.        

برانگيختن استعدادهاى برانگيخته نشده

توضيح را با يک مثال شروع مى‌کنيم: دو کودک که در کلاس، هيچ کارى انجام نمى‌دادند و اغلب اوقات خود را به خيره شدن به بيرون از پنجره، يا رسم تصاوير از بازيکنان فوتبال و يا دادن يادداشت به همکلاسى‌هاى خود دربارهٔ بازى شب گذشته مى‌گذراندند. مربى آنان متوجه شد که اين دو، فعاليت‌هاى معمول کلاس درس را انجام نمى‌دهند. جلسهٔ مشاوره‌اى با آنان تشکيل داد و معلوم شد آن دو شديداً به فوتبال علاقه‌مند هستند. طى يک برنامه آنان موظف شدند چند پاراگراف دربارهٔ بازيکنان محبوب خود و يا هيجان‌انگيزترين بازى‌ها بنويسند و براى دوستان خود بخوانند، همچنين مى‌بايست آمارهائى دربارهٔ تيم‌ها و بازيکنان تهيه و يک کتاب از نقاشى‌هائى که خود آنها از بازيکنان ترسيم کرده‌اند گردآورى کنند.         

هر دوى اين پسرها درگير فعاليت‌هاى جديد خود شدند. زيرا آن فعاليت‌ها به‌طور مستقيم به شور و هيجانى که دربارهٔ فوتبال داشتند، مربوط مى‌شد. در حالى که آنان قبلاً از کلاس درس خسته بودند و يا تکاليف درسى را از سر باز مى‌کردند، اکنون نوعى ارتباط ميان جهان واقعى با آنچه را که انجام مى‌دادند، مشاهده مى‌کردند و سطح چالش آنان با توانائى‌هاى هر يک، متناسب بوده و استعدادهاى موجود آنان به‌تدريج گسترش مى‌يافت.       

محدوديت‌ها و استانداردها

مشکل اجتماعى شدن“، يا به‌عبارتي، پاسخ اين سؤال که آيا بدون فشارهاى خارجى قوى مى‌توان قوانين اساسى رفتارى را به کودکان آموخت بسيار دشوار است.       

کودکان بايد در انجام وظيفه ”قانون‌گذاري“ در داخل کلاس درس همکارى کنند و همراه با مربى يک رشته قوانين که براى عملکرد معقول کلاس لازم است، مثل يورش فکرى (طوفان مغزي) همکارى نمايند. پس از بحث دربارهٔ قوانين (و شايد نتايج نقص آن) مى‌توان آنها را مانند يک قرارداد نوشت؛ روى تابلو اعلانات چسباند و امضاء کرد. احتمال زيادى وجود دارد که کودکان؛ قوانينى را که در نوشتن آن دست داشته‌اند اجراء نمايند و کمتر احساس مى‌کنند آن قوانين آنان را تحت کنترل برونى قرار داده است.

به‌علاوه اگر قوانين به‌صورت اطلاع و خبر ارائه گردد، احتمالاً کودکان احساس نمى‌کنند که تحت کنترل برونى هستند. بايد به کودکان يک محدوديت رفتارى همراه با دليل خوبى براى آن محدوديت ارائه شود و قبول کرد که ممکن است بدون عبارات کنترل‌کننده مانند ”اين کارى است که من مى‌خواهم انجام دهي“ مشتاقانه از آن محدوديت‌ها فرمانبردارى ننمايند.  

گاهى اجراء استانداردهاى آموزشى سبب مى‌شود تا مربيان احساس کنند که بايد ”موضع سخت‌گيرانه“ اتخاذ نمايند. به‌ويژه با توجه به محبوبيت اخير ”بازگشت به اصول“ و آزمون‌هاى شايستگى استاندارد شده، مربيان به‌شدت مى‌کوشند تا اطمينان حاصل کنند که دانش‌آموزان ”وضع را به درستى درک مى‌کنند“. به‌منظور حفظ خلاقيت در چنين جوي، شناساندن زمينه‌هائى که در آن پاسخ درست يا غلط وجود ندارد، و زمينه‌هائى که در آن ايده‌ها، سبک‌ها و روش‌هاى مختلف داراى ارزش مساوى هستند، بسيار مهم است.

القاء تدريجى عادات خلاقيت

مربيان حتى بيش از والدين فرصت‌هائى به‌دست مى‌آورند که به کودکان در زمينهٔ يادگيرى مهارت‌هاى خلاقيت، به‌وسيلهٔ الگو قرار دادن آن مهارت‌ها، کمک نمايند.     

هنگامى که به راه‌هاى مختلف انجام يک فعاليت توجه مى‌کنيد اجازه دهيد دانش‌آموزان صداى بلند فکر کردن شما را بشنوند. بعضى از مهارت‌هاى جديد خلاقيت از جمله نگاه‌ مجدد به مشکلات را به‌درستى بيازمائيد و دانش‌آموزان را در طى کردن مسير فرآيند تفکر هدايت کنيد. اگر دانش‌آموزان پيوسته از شما جملاتى اين چنين بشنوند: ”بيائيد يک راه خلاقانه براى اين کار بيابيم“؛ ”به چه طريق ديگرى مى‌توانيم از اين استفاده کنيم؟“ و ”بيائيد تا حد امکان هر تعداد ايدهٔ جديد مى‌توانيم تدبير کنيم“، به اين ترتيب، آنان نيز به‌تدريج و به شکل يک عادت، روش تفکر خلاق‌ترى را در پيش خواهند گرفت.      

تجارب ويژه

اگر در کلاس درس چيزهائى غيرمعمول اتفاق بيفتد کودکان متوجه مى‌شوند که خلاقيت داراى ارزش است. چند نمونه از ”تجارب ويژه“ که به‌طور مؤثر مى‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، عبارتند از: مربى براى يک روز، مسافرت‌‌ها، بازديدکنندگان، کارهاى ويژه روز قبل از تعطيل هفتگي.  

مربى براى يک روز (يا يک ساعت)

اين تجربه تا حدى به منزلهٔ اجراء نقش معکوس است که در آن يک کودک براى مدتى به‌عنوان مربي، کلاس را اداره مى‌کند و مربى ”يکى از کودکان مى‌شود“. مثلاً در کودکستان مى‌تواند برنامهٔ روزمرهٔ صبح را دربارهٔ تقويم اجراء کند، در حالى که مربى به همراه گروه کودکان به سؤالاتى دربارهٔ آنکه امروز چه روزى از هفته است و يا چند روز ديگر از ماه جارى باقى‌مانده است و يا تا آن موقع چند روز از سال تحصيلى را گذرانده‌اند، پاسخ مى‌دهد. و يا در کلاس بالاتر، يک کودک مى‌تواند جلسهٔ بحث دربارهٔ کتابى را که همهٔ کلاس خوانده‌اند و يا فيلمى را که ديده‌اند، اداره کند.  

مسافرت‌ها

براى بالا بردن خلاقيت کودکان مى‌توان موضوع قديمى مورد علاقهٔ همگان يعنى مسافرت را با روش‌هاى مهم به‌صورت جديد درآورد. تا جائى که عملى باشد دانش‌آموزان بايد در هر مرحله از مراحل برنامه‌ريزى مسافرت شرکت داده شوند. آنان مى‌توانند در صورت لزوم ايده‌هائى براى تأمين بودجه تدبير نمايند و در واقع آن ايده‌ها را به اجراء درآورند. مى‌توان از کودکان خواسته شود چيزهائى دربارهٔ مسافرت که به آن علاقهٔ خاص دارند بيابند و سپس آن جنبه را به‌صورت انفرادى يا گروهى مورد تحقيق قرار دهند.  

بازديدکنندگان

پدران و مادران مى‌توانند با به خانه آوردن بازديدکنندگان بزرگسال که جالب و متفاوت باشند، خلاقيت کودکان خود را برانگيزند به همين ترتيب، مربيان مى‌توانند در کلاس درس، خلاقيت کودکان را برانگيزند. گاهى مربيان از يافتن بزرگسالان مشتاقى که به اندازهٔ کافى باشند درمى‌مانند، اگر اين مربيان، ديد خود را وسعت دهند با کمال تعجب متوجه خواهند شد که چه کسانى مى‌توانند براى اين منظور قابل قبول باشند. براى کودکان، بازديدکنندگان متفاوتى از جمله فرد مُسنى که پرورش‌دهندهٔ گل و گياه است و يا خانم خانه‌دارى که يک ستون طنز در هفته‌نامهٔ شهر در اختيار دارد، مى‌توانند برانگيزندهٔ خلاقيت باشند. هدف آن است که کودکان با راه‌هاى مختلف زندگى و کار، روش‌هاى مختلف تفکر و شيوه‌هاى متفاوت بيان آشنا شوند.      

کارهاى ويژهٔ روز قبل از تعطيل هفتگى (يا هر يک از روزهاى هفته)

مربى مبتکر اين ايده و در اصل اين کار را به‌عنوان راهى براى ”يافتن“ زمانى که بتواند به‌طور انفرادى با کودکان در کلاس درس کار کند انتخاب مى‌نمايد. ضمناً در جريان کار، ساعتى را تعيين مى‌کند که در آن تمام دانش‌آموزان، بالا بردن خلاقيت را تجربه کنند.          

فعاليت‌هاى ويژهٔ روز قبل از تعطيل هفتگي، نمايانگر مجموعه‌اى وسيع و پى‌درپى شامل عروسک‌سازي، کاغذسازي، زبان علائم، شيرينى‌سازي، خَلق يک نمايش ويديوئى و اختراع بازى با کلمات مى‌تواند باشد. براى بسيارى از کودکان، اين دوره را رويداد مهم هفته به‌شمار مى‌آورند. اين فعاليت‌ها موجب گسترش و تقويت قلمرو مهارت‌هاى آنان شده، و انگيزهٔ درونى آنان را برمى‌انگيزد

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 22:48 منتشر شده است
برچسب ها : ,,
نظرات()

تحقیق درباره ترس از مدرسه در دانش آموزان

بازديد: 3
تحقیق درباره ترس از مدرسه در دانش آموزان

ترس از مدرسه

وحید خسروشاهیان مهر ۱۳۸۲

اشاره: هنوز چند روزی به شروع فصل مدرسه باقی نمانده بود که فرید کوچولو، با مامان تو خیابون ها، کوچه و بازارها از این مغازه به آن مغازه به دنبال خرید لباس فرم مناسبی بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً باید رنگش سرمه ای با خطهای سفید روی آستین باشد! برای خواهر بزرگش هم روپوشی کرم رنگ با مقنعه ای سرمه ای که مخصوص بچه های راهنمایی بود! مجید برادر بزرگترش هم باید کله اش را نمره چهار می‌زد! دل تو دلش نبود، نمی فهمید اینقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چیه؟ او دائم تو خانه می‌گفت: باز هم شروع شد، باید و سختگیری های مدیر و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنیم! باز هم تنبیه! باز هم درس! تکلیف و جریمه! حیف، چقدر زود گذشت، کاش اصلاً مدرسه نمی رفتیم! طفلک فرید، اینها را که می‌شنید و صحبت های مامان رو که می‌گفت توی مدرسه مواظب باش این کار را نکنی . درس نخوانی، خانم معلم کتکت می‌زند و شنیده بود، بچه های شیطون را می‌اندازند تو اتاق های تاریک و... بابا می‌گفت آخر که چی لیسانس بگیرند، بیکار و بی عار، ویلون تو خیابونها. فرید کوچولو اینها را می‌شنود . پاک ترس ورش می‌دارد، یعنی مدرسه اینقدر بده! چقدر سختگیرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توی یک کفش می‌کنه که من مدرسه نمی روم، جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد که مدرسه را دوست ندارم. دلیل اینکه بچه‌ها از مدرسه رفتن می‌ترسند چیست؟

ترس: Fear

روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس می‌تواند یک شی ء باشد، یک انسان یا مسئله و موقعیت مشخص.

مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه

ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.

- امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می‌شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می‌دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می‌شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. در خانواده هایی که بچه‌ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می‌شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.

- معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچه‌ها منتقل می‌کنند.

- اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند.

- ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن می‌دهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال می‌دهند و از آنها می‌خواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان می‌کارند.

یک تجربه

- علی کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی می‌گوید:من هیچ وقت از مدرسه رفتن نترسیدم، یادم می‌آید هفته اول مهر بود، درست تا یک هفته هیچ تکلیف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم می‌آمد در مورد کتابها و درسهایمان چیزهایی می‌گفت و می‌رفت، همیشه لبخند می‌زد، هیچ وقت ندیدم اخم کند یا کسی را کتک بزند.

یادم می‌آید بعضی از بچه‌ها با مامان هاشون اومده بودند مدرسه، چندتایی گریه می‌کردن، خانم معلم با خنده به بچه‌ها گفت، بگین مامانتون بره خونه، بچه‌ها هم رفتن به مامانها گفتند برن خونه.

خانم معلم با مهربانی توضیح می‌داد از هفته آینده دفترچه بیاریم و مشقهایمان را چطور بنویسیم. خیلی از او خوشم آمده بود.

از علی می‌پرسم چطور شد از مدرسه رفتن نترسیدی؟ می‌گوید: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلم‌ها بازی می‌کردیم، با بچه های کلاس پنجم دوست شده بودیم.

مامان همیشه تو خونه از معلم ها، مهربانی هاشون و دلسوزی هاشون تعریف می‌کرد. راستش هیچ ترسی نداشتم، اما یکی دو تا از بچه‌ها هی گریه می‌کردند. تا جایی که با چند تا از بچه‌ها دست‌ها و پاهاشون را گرفتیم، آوردیم کلاس، همین که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و یادشان رفت برای چی گریه می‌کردند.

- یعنی هیچ وقت نشده از مدرسه بترسی؟ راستش یادمه فقط یک بار کودکستان وقتی مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا ۵ دقیقه گریه می‌کردم! اما خانم معلم وقتی تشویقم کرد بازی کنم و نقاشی بکشم همه چیز را فراموش کردم.

ترس از مدرسه در مقاطع مختلف

تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می‌شود. اما علت‌ها و دلایل متفاوتی دارد.

 

مقطع ابتدایی: نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده می‌شود، کودک ۶یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او می‌دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می‌تواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد.

 

آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می‌دهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج می‌کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچه‌ها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار می‌آورد.

 

اضطراب جدایی

عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می‌دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می‌شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی می‌تواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچه‌ها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده می‌شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار می‌رود، است.

 

راهنمایی

در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن می‌دهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح می‌شود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی.

این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز می‌شود.

 

نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است.

بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود.

اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد.

 

متوسطه

این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار می‌گذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها می‌کنند. (در واقع استقلال می‌دهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن می‌بیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار می‌کند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی می‌کند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان می‌دهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده می‌شود.)

 

عامل پنهان

آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار می‌گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان‌ها و پیش دبستانها می‌بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه‌ها استفاده می‌کنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را می‌بینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران می‌گفت: وقتی دیواره‌ها و محیط دبستان کنار اداره را می‌بینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران می‌افتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل می‌کنند!

در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه می‌تواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچه‌ها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچه‌ها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده می‌کند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچه‌ها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!

بچه‌ها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلم‌ها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج می‌باشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو...

 

راهکار

والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادواره‌ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه‌ها در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه‌ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم‌ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه‌ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا می‌توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند.

 

نکاتی برای مسئولان

برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچه‌ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد.

"محیط آموزشی و فیزیکی مدرسه‌ها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست."

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 22:35 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,
نظرات()

نقش مدارس در استعداد یابی ورزشی

بازديد: 27
نقش مدارس در استعداد یابی ورزشی
منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: شنبه 12 خرداد 1397 ساعت: 19:10 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,
نظرات()

تحقیق در مورد اختلالات تفکر

بازديد: 31
تحقیق در مورد اختلالات تفکر

تحقیق رایگان سایت علمی و پژوهشی آسمان , تحقیقات دانش آموزی ، فرهنگیان و دانشجویان ، اقدام پژوهی ، گزارش تخصصی

اختلالات تفکر

تفکر عبارتست از جریان معطوف به هدف عقاید، رمزها و تداعی ها که در مواجهه با یک مسئله آغاز و به نتیجه ای متکی به واقعیت منتهی می گردد. با توجه به این تعریف انتظار اینست که اختلالات تفکر شامل اختلال در یک یا همه موارد از ویژگی های تفکر باشد.

 

انواع اختلالات تفکر :

الف اختلال جریان فکر : منظور از جریان فکر سنجش سرعت و تداوم تفکر می باشد، مواردی از انواع اختلالات جریان فکر را می توان به شرح زیر نام برد:

1. تفکر سریع                 6. رفتار کلامی کلیشه ای                    11. تفکر سحرآمیز

2. پرش افکار                7.  تفکر بی ربط                                12. تفکر فلسفی

3. کندی فکر                 8. تداعی صوتی                                 13. واژه سازی

4. حاشیه پردازی             9. انسداد یا وقفه فکر                         14. تفکر مماسی

5. تکرار(درجازدن)          10. تفکر پارالوژیک

ب اختلال فرم فکر : این اختلال را اختلال تفکر انتزاعی یا تصوری نیز نامیده اند. در این قسمت ما از انتزاعی بودن یا غیر انتزاعی بودن فکر صحبت می کنیم. از ویژگی های تفکر انتزاعی اینست که شخص بتواند به طور اردی مسیر افکار خود را از یک وجه موقعیتی خاص به وجهی دیگر تغییر بدهد، هم چنین وجوه مختلف را همزمان در ذهن ظاهر نماید، نکات اساسی یک موضوع را با هم در نظر بگیرد و از نمادها استفاده کند.  اما در حالات غیر انتزاعی یا تفکر خشک فرد قادر به قدرت تعمیم نمی باشد و آن را تفکر ذاتی یا واقعی نیز می نامند.این اختلال بیشتر در بیماران اسکیزوفرنی دیده می شود.

اشنایدر برای اختلال فرم فکر پنج خصوصیت ذکر کرده است.

1.     خروج از خط: فکر اصلی به فکر معینی تبدیل می شود.

2.     جانشین سازی: فکر معین جانشین فکر اصلی می شود.

3.     ترکیب: ترکیب اجزای ناهمگون فکر.

4.     بی ربط گویی: ترکیب مختل اجزا تشکیل دهنده یک فکر مرکب.

5.     حذف: کنار گذاشتن بی معنی یک فکر یا قسمتی از آن.

بهترین و ساده ترین روش برای تشخیص اختلال فرم فکر، یعنی اینکه مشخص کنیم فکر بیمار انتزاعی یا غیر انتزاعی است پرسیدن معنای یک ضرب المثل است.

ج اختلال در مالکیت فکر: به طور طبیعی هر فردی تفکر خود را متعلق به خود می داند هم چنین خو را کنترل کننده تفکرش احساس می کند. اما در بعضی از بیماریهای روانی فرد احساس می کند فکرش مربوط به خودش نیست یا اینکه فکر او را کنترل می کنند مانند کنترل افزوده در مانیک.

یکی از شایع ترین موارد عدم کنترل در فکر شخص افکار وسواسی است. که بدون اختیار و با اجبار افکار در ذهن شخص تکرار می گردد . بیمار وسواس افکار وسواسی را بیگانه و خارج از خود نمی داند. اما در بعضی از بیماریها مثل اسکیزوفرن فرد احساس می کند که افکارش تحت کنترل یک عامل خارجی است یا اینکه دیگران در افکار وی سهیم هستند. چند مثال از هذیان های نفوذ بدین شرح می باشند :

1.     هذیان کاشته شدن فکر                                  8. توهمات جسمی

2.     هذیان انتشار فکر                                         9 . درک هذیانی

3.     هذیان پژواک فکر                                        10. خلق هذیانی

4.     هذیان دزدیده شدن فکر                               11. ساخته پنداری

5.     شنیدن افکار خود با صدای بلند

6.     جر و بحث راجع به بیمار به عنوان سوم شخص

7.     صداهای توهمی به صورت اشارات مستمر(خودت را بکش)

د: اختلال محتوای فکر: هدف از بررسی محتوای فکر سنجش عقاید بیمار است. انچه در زمینه محتوای فکر مورد توجه قرار می گیرد هذیانها می باشد، یعنی برای اینکه بدانیم بیمار از نظر محتوای فکر دچار اختلال است یا نه، در ذهن شخص به دنبال هذیان ها می گردیم. لذا باید در قسمت محتوای فکر مشخص کنیم که محتوای فکر بیمار هذیانی یا غیر هذیانی می باشد. هذیان باور غلط و ثابتی است که با قدرت های شناختی بیمار در زمان سلامتی و سایر اعضای جامعه هماهنگی نداشته و با منطق نیز قابل اصلاح نمی باشد. هذیانها انواع مختلفی دارند که در 3 گروه جای می گیرند :

1.     هذیان ظلم و ستم

2.     هذیان بزرگ منشی

3.     هذیان افسردگی

نکته ای که در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد تفاوت بین هذیان و عقاید بیش بها داده شده است. اولا عقاید بیش بها داده شده هم در افراد سالم و هم در بیماران مشاهده می شود در صورتی که هذیان فقط در بیماران روان پریش مشاهده می گردد. دوما در عقاید بیش بها داده شده، اعتقاد فرد حتمی نیست بنابراین با منطق و استدلال قابل اصلاح و تغییر پذیر می باشد، در صورتی که در هذیان چنین نیست.

Thought disorder اختلال در تفکر                

 

دربررسی و ارزیابی وضعیت روانی بیماران اسکیزوفرنی گاهی تفکر انان شکل هذیان به خود  می گیردبه

عبارت دیگر در اسکیزوفرنی هذیان مربوط به اختلال  در تفکر بیمار محسوب می شود  که عبارت از یک

عقیده  باطلی است که با منطق قابل اصلاح  نبوده واعضاء  دیگر گروهی که  فرد  متعلق به ان است در ان

عقیده شریک نیستند برای شناسایی بیشتر اختلال در تفکربیماران اسکیزوفرنی چند نمونه از اختلالات فکر

در این بیماران را شرح میدهیم :

Incoherence  گسستگی یا بی ربط گویی:                                                                                                                                                                                                  

 این نوع گفتارغیر قابل درک است و فهم ان برای دیگران غیر ممکن است چون بین کلمات و جملات ارتباط

معنا داری وجود ندارد مثلا بیماریکه پرسیده شد چه احساسی داری ؟ گفت درخت پایین شهر اینجا نیست که

تاثیر زیادی داشته باشد.

  

 Loosening of associationواپاشی تداعیها                                                                          

 جریان افکاری که مبهم،نا متمرکز،وغیر منطقی است مثلا از بیماری پرسیده شد چه احساسی دارد ؟گفت

من امروز خیلی خوبمفهر چند که فکر نمی کنم به اندازه کافی خوبی در جهان باشد .

Illogical thinking                                                                                   تفکر غیر منطقی:

تفکری که با تضادها ونتیجه گیریها ی اشتباه مشخص میشود وکل سیستم شناختی فرد را توصیف می کند و

افرادی که غیر منطقی فکر می کنند معمولا نمی توانند درک کنند که دیگران انها را غیر منطقی بر داشت

می کنند مثلا بیماری که شیر دوست دارد فکر می کند باید تا اندازهای گربه باشد چون می داند که گربه ها

شیر زیاد دوست دارند.                

                                                                                                                                                             

 Neologismواژه تراشی:                                                                                                

بیمار کلمات جدیدی را ابداع می کند،یا کلماتی که بیمار معانی شخصی جدیدی به ان داده است را تحریف

کند مثلا زنی در خیالپردازی به ادم کشی می گوید :من نمی توانم این افکار تپانچه ای قتلانه  را تحمل  کنم

Poverty of contant of speechنارسایی محتوای گفتار:                                                        

گفتاری که اطلاعات خیلی کمی را انتقال می دهد زیراسخنگومبهم،بیش انتزاعی،بیش عینی،یا یکنواخت

است وقتی از بیمار می پرسند چه احساسی داری می گوید :میتوانم بگویم خوبم و خوب نیستم اما بهتر است

بگویم مثل سنجابی هستم که روی یک تکه اهن زنگ زده نشسته است.

 Blockingانسداد فکر:                                                                                                       

در این حالت در زمان صحبت کردن فکری را گم میکند ومدتی سکوت می کند چندثانیه تا چند دقیقه طول

می کشد.

 

Circumstantialityحاشیه پردازی :                                                                                    

 در این حالت بیمار با توضیح جزییات نامربوط و غیر ضروری که منجر به دور افتادن از موضوع اصلی

میگرددمشخص است مثلا اگر از بیمار در باره شغلش سوالی  پرسیده  شود  سابقه 15  سا له کار خود  را

توضیح می دهد که بسیار کسل کننده است حاشیه پردازی را تفکر لا بیرنتی هم می گویند.

Tangentialityتفکرانحرافی:                                                                                              

این حالت بیمار از اصل مطلب  منحرف می شود و به موضوع اصلی هم بر نمی گردد  مثلا زمانی که  از

زنی پرسیده شدچه مدت است که افسرده شده است او شروع کرد در  باره خلق غمگین و اندوهگینش و  در

اخر هم از اوضاع نا مناسب رسیدگی شکایت کرد.

Canfabulationافسانه بافی :                                                                                              

دراینجا بیمار به  ساختن واقعیتها و رویدادها  برای پر کردن جاهای خالی  در حافظه  می پردازد که  اینها

دروغهای هوشیار نیستند بلکه تلاشی هستند برای پاسخ دادن به سوالات  وجوابهایی که نزدیک  به واقعیت

است مثلا اگر از بیمار پرسیده شود صبحانه چه چیز خورده است او می گوید که  بلغور با جو با عسل ،در

اینجا بجای جواب اصلی صبحانه ای که در منزل می خورده را می گوید.

Echolaliaپژواک گویی:                                                                                                  

  دراینجا بیمار مدام با  تکرار و منعکس کردن کلمات یا عبارتها  ،بطوری که انگار فرد  ادا در می اورد

یا کنایه میزندمثلا وقتی دوستش از بیمار پرسید ساعت چند است  گفت ساعت ساعت ساعت ساعت .

Flight of ideasپرش افکار:                                                                                             

گفتار سریعی که اگر چه معمولا قابل فهم استاما با شتاب ،تغیرناگهانی موضوع،وبازی با کلمات  مشخص

میشود مثلا بیمار می گوید من باید سر کار بروم همین الان میروم باید کمی پول پیدا کنم بچه ها نیاز دارند

خیلی گران شده من نیاز دارم من به مقداری پول نیاز دارم.

 Pressure of speechفشار تکلم:                                                                                       

تکلم بیمار بقدری سریع وبر انگیخته استکه انگار فرد در درون خود  مجبور به بیان سیلی از تک  گویی

بدون توقف است  در واقع  انفجاری  صحبت  مکنند  مثلا بیمار  وسط  جمله مکثی می کند  ، نفس  بلندی

میکشد بعد باقی جمله را به جمله بعدی وصل می کند و مجال تداخل را از شنونده می گیرد.

 Perseverationدرجاماندگی:                                                                                            

به تکرار فکر،کلمه،یا صدایی یکسان می گویند مثلا زنی می گوید باید لباس بپوشم ،باید لباس بپوشم لباس

هایم،لباسهایم باید لباس بگوشم و....

  تفکر، جریان هدفدار عقاید، نمادها و تداعی­ها که در مقابل یک مساله یا کار شروع شده و به نتیجه­­ای واقع‌گرایانه منتج می­شود. توالی منطقی این جریان حاکی از طبیعی بودن تفکر است. انحراف‌­های گاه به گاه از منطق که لغزش‌های فرویدی نیز خوانده می‌شود، جزئی از تفکر نرمال خوانده می‌شود.[1] اختلال در تفکر به سه بخش تقسیم می­شود که عبارتند از:

 

یک. اختلال کلی در فرم یا فرآیند تفکر که شامل اختلالات زیر است:[2]

 

الف. اختلال روانی: سندرم رفتاری یا روانی با اهمیت بالینی، همراه با ناراحتی یا ناتوانی که واکنش قابل انتظار در مقابل حادثه­ای خاص نباشد.

ب. روان‌پریشی: ناتوانی برای تفکیک واقعیت از خیالات، اختلال سنجش واقعیت و خلق واقعیت جدید در مقایسه با نوروز[3].

ج. سنجش واقعیت[4]: قضاوت و ارزیابی عینی دنیای خارج از خود.

د. اختلال تفکر صوری[5]: اختلال در فرم تفکر تا محتوای آن. تفکری که با واژه‌سازی و ساختار غیرمنطقی همراه است و فرآیند تفکر مختل است.

ه. تفکر غیرمنطقی[6]: تفکر، حاوی نتیجه­گیری­های اشتباه یا تناقض­های درونی است. وقتی این طرز تفکر بروز کرده و ناشی از ارزش­های فرهنگی و نقص­های هوشی نباشد، بیمارگونه است.

و. تفکر کاذب[7]: فعالیت ذهنی ناهماهنگ با منطق و تجربه. به این نوع تفکر، واقع‌گریزی در تفکر می‌گویند.

ز. تفکر اوتیستیک[8]: تفکری که امیال درونی را اقناع کرده ولی با واقعیت هماهنگ نیست.

ح. تفکر سحرآمیز[9]: نوعی تفکر کاذب که در آن، افکار و کلمات دارای نیرو فرض می­شوند.

ط. تفکر فرآیند اولیه[10]: اصطلاح کلی برای تفکری که کاذب، غیرمنطقی و سحرآمیز است. به‌طور طبیعی در رویا و به صورت بیمارگونه در سایکوز مشاهده می­شود.

ی. بینش هیجانی[11]: سطح عمیق از فهم و آگاهی که ممکن است به تغییرات مثبت در شخصیت فرد منجر شود.

دو. اختلالات خاص در فرم تفکر که شامل اختلالات زیر است:

الف. واژه‌سازی[12]: ساختن واژه­های جدید توسط بیمار، معمولا با ترکیب سیلاب‌های سایر کلمات، اغلب در اسکیزوفرن مشاهده می­شود.

ب. سالاد کلمات[13]: ترکیب نامربوط کلمات و عبارات.

ج. حاشیه‌پردازی[14]: گفتار غیرمستقیمی که با تاخیر در ادای مطلب همراه است. شخص، بالاخره از مبداء به مقصد مورد نظر می­رسد و با اضافه کردن مفرط جزئیات و اشارات داخل پرانتز مشخص می­شود.

د. تفکر مماسی[15]: ناتوانی در داشتن تداعی­های هدفدار در تفکر که در آن سخنگو هرگز به مقصد نمی­رسد.

ه. بی‌ربطی[16]: افکاری که عموما قابل فهم نیست. در کنار هم بودن افکار و کلمات بدون هیچ ارتباط گرامری یا منطقی که منجر به آشفتگی می­شود.

و. درجازدن[17]: تداوم پاسخ به محرک قبلی، بعد از آنکه محرک جدید ارائه شده است.

ز. وراجی[18]: تکرار بی‌معنی کلمات یا عبارات خاص.

ح. پژواک کلام[19]: تکرار کلمات یا عبارات یک شخص توسط شخص دیگر.

ط. ادغام[20]: ترکیب مفاهیم متفاوت به شکل واحد.

ی. پاسخ نامربوط[21]: پاسخی که با سوال هماهنگی ندارد.

ک. خروج از خط[22]: انحراف تدریجی یا ناگهانی در رشته افکار بدون انسداد.

ل. شل شدن تداعی‌ها[23]: جریان افکار که در آن، فکر به طریقی کاملا نامربوط از موضوعی به موضوع دیگر منحرف می­شود.

م. پرش افکار[24]: ایراد سریع کلمات یا بازی با کلمات که موجب انحراف مکرر از موضوعی به موضوع دیگر می­شود.

نژ. تداعی صوتی[25]: تداعی کلماتی که صدای یکسان ولی معنای متفاوتی دارند؛ کلمات هیچ ارتباط منطقی با هم ندارند.

س. انسداد[26]: قطع ناگهانی در رشته افکار قبل از آنکه فکری به پایان برسد. بعد از یک وقفه کوتاه، شخص از آنچه مورد بحث بوده، چیزی به خاطر نمی­آورد.

ع. گلوسولالی[27]: ابراز پیامی مکاشفه‌ای از طریق کلماتی نامفهوم. سخن گفتن زیرزبانی[28] هم گفته می­شود. اگر در متن مذهب صورت بگیرد، اختلال تفکر شمرده نمی­شود. زبان کلامی خصوصی[29] هم گفته می­شود.

 

سه. اختلالات خاص در محتوای تفکر که شامل اختلالات زیر است:[30]

الف. فقر محتوای کلام[31]: کلامی که به علت ابهام، تکرارهای بی­معنی و عبارات نامفهوم اطلاعاتی به شنونده منتقل نمی­کند.

ب. عقیده بیش بها داده‌شده[32]: باور اشتباهی غیرمعقول ثابت، که ثبات آن کمتر از تفکر هذیانی است.

ج. هذیان[33]: عقیده باطلی که بر استنباط نادرست شخص از واقعیت بیرونی متکی است، هماهنگ با هوش و زمینه فرهنگی بیمار نیست و با منطق اصلاح نمی­گردد و شامل انواع گوناگونی است.

د. گرایش فکری یا اشتغال فکری[34]: تمرکز فکر روی عقیده­­ای به‌خصوص، همراه با یک مایه عاطفی قوی، مثل گرایش پارانوئید یا اشتغال ذهنی انتحاری.

ه. ایگومانی[35]: اشتغال ذهنی بیمارگونه با خود.

و. مونومانی[36]: اشتغال ذهنی با موضوعی واحد.

ز. خودبیمارانگاری[37]: نگرانی مبالغه­آمیز در مورد سلامت جسمی که مبنای عضوی ندارد، بلکه بر تعبیر غیرواقعی نشانه­ها یا غیرطبیعی بودن احساس­ها متکی است.

ح. وسواس فکری[38]: دوام بیمار­گونه یک فکر یا احساس غیرقابل مقاومت که با سعی منطقی قابل رفع از هشیاری نیست و با اضطراب همراه است.

ط. وسواس عملی[39]: نیاز بیمارگونه برای به انجام رساندن یک تکانه، که اگر مقاومت شود، ایجاد اضطراب می­کند. رفتار تکراری در واکنش به یک فکر وسواسی یا انجام آن طبق آدابی خاص که فی‌نفسه هدفی ندارد مگر جلوگیری از وقوع اتفاقی در آینده.

ی. بددهنی[40]: ادای جبری کلمات زشت.

ک. فوبی[41]: ترس بیمارگونه، مقاوم، غیرمنطقی و اغراق‌آمیز از محرک یا موقعیتی خاص که نتیجه آن میل شدید به اجتناب است و شامل انواع گوناگونی می‌باشد.

ل. نوسیز[42]: حالتی وحی‌گونه که در آن، نور شدیدی پدید می­آید و شخص این احساس را پیدا می­کند که برای هدایت و فرماندهی برگزیده شده است.

م. وحدت عرفانی[43]: احساسی نامحدود از اتحادی اسرارآمیز با قدرتی لایتناهی. اگر هماهنگ با مذهب و محیط فرهنگی بیمار باشد، اختلال محتوای فکر شمرده نمی­شود.

 

  اختلال تفکر، اغلب در آسیب­های مغزی و سایکوز­ها[44] مشاهده می­شود، اما ممکن است علائمی همچون پرش افکار در بیماران مانیک نیز مشاهده شود.[45] اختلال در تفکر، معمولا از طریق اختلالاتی که در تکلم یا نوشتن نمودار می‌شود، تشخیص داده می­شود.[46]

 

 روانپریشی چیست؟

کلمه ی روانپریشی یا سایکوز (psychosis ) برای توصیف شرایط  غیرطبیعی ذهن و وضعیت روانی به کار می رود که در طی آن ارتباط فرد با واقعیات قطع می شود.در این حالات ،علاوه بر قطع ارتباط با واقعیات ، اختلال در تفکر ، درک و قضاوت نیز بروز می کند. زمانی که کسی دچار حالت روانپریشی شود ، روانپریش یا سایکوتیک (psychotic ) نامیده میشود.

 روانپریشی ممکن است بدنبال بیماری های جسمی (مثلا به دنبال: ضربه های مغزی، عفونت های شدید، مصرف مواد)و یا در اثر بیماری های روانی (مثلا:اسکیزوفرنیا) حادث شود.اگرچه روانپریشی ممکن است در هر گروه سنی دیده شود اما بیشتر در افراد جوان اتفاق می افتد . حدود سه تا پنج نفر از هر صد نفر حالاتی از روانپریشی را تجربه می کنند که این میزان بیشتر از میزان شیوع دیابت (بیماری قند) است. غالب مردم از این دوره بیماری رهایی پیدا می کنند.

روانپریشی ممکن است برای هر کسی اتفاق بیافتد و مثل هرنوع  بیماری دیگری می تواند درمان شود.

روانپریشی انواع مختلفی دارد مانند اسکیزوفرنیا، افسردگی روانپریشانه ، اختلال خلق دو قطبی ،و اختلال هذیانی. اسکیزوفرنیا[1]  از موارد شایع بیماریهای روانپریشانه است که حدود 5/1-1 درصد افراد جامعه را در طول عمر مبتلا میسازد.

 

علایم روانپریشی چیست؟

روانپریشی ، موجب تغییرات خلق و تفکر(بروز عقاید غیرمعمول) ،قضاوت ، و ادرک می شود. مجموعه ی این عوامل باعث می شوند که گفتار، کردار ورفتار شخص آن چنان دچار آشفتگی شود که به راحتی نتوانیم احساسات شخص بیمار را درک کنیم. برای فهم تجربیات مربوط به روانپریشی بهتر است به چند علامت مشخص آن اشاره کنیم:

·تفکر گیج و مبهم (سردرگمی)

در این حالت افکار روزمره مبهم شده و ارتباط معمول و منطقی خود  با یکدیگر را از دست می دهند. صحبت های شخص نامشخص و یا نامفهوم و یا نامربوط می شوند. شخص ممکن است در تمرکز، دنبال کردن مکالمه و یا یادآوری مسائل مشکل داشته باشد و سرعت افکار ممکن است بسیار تند و یا کند شود.

·اعتقادات غلط (هذیان)

کسی که یک دوره ی روانپریشی را تجربه می کند، ممکن است دچار عقاید و باورهای غلط و نابجائی  شود که هذیان نامیده می‌شود . در این حالت شخص چنان به عقاید خود مطمئن است که بحث‌های منطقی نمی‌تواند تغییری در آنها ایجاد کنند. به عنوان مثال، «ممکن است شخصی از چگونگی توقف اتومبیل‌‌ها در بیرون منزلش، اظهار کند که پلیس او را تحت نظر دارد».

  • توهم

توهم به مفهوم درک بدون وجود محرک خارجی واقعی است.در این حالت شخص روانپریش ، چیزهایی را می بیند، می شنود، حس می کند، می چشد و یا بویی احساس می کند که وجود خارجی ندارند. به عنوان مثال چیزهایی می شنود که افراد دیگر حاضر در همان موقعیت زمانی و مکانی نمی شنوند و  یا چیزهایی می بیند که وجود خارجی ندارند.

علائم در ا فراد مختلف تفاوت هایی دارند که ممکن است در طی زمان تغییر کنند.

یک دوره روانپریشی در سه مرحله اتفاق می افتد، طول این دوره ها از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

·مرحله یک: مقدماتی

در این مرحله علائم گنگ و مبهم هستند و به سختی می توان متوجه آنها شد. ممکن است تغییراتی در چگونگی بیان احساس، ادراک و افکار ایجاد شود. مثلاً شخص کمی مشکوک و بدبین می شود. دیر بخواب می رود. مرتب دلشوره دارد. انگیزه قبلی خود برای کارکردن را از دست می دهد، و زود عصبانی می شود.

·مرحله دوم: حاد

در این مرحله علایم روانپریشی به وضوح تجربه می شوند. این  علائم شامل توهم، هذیان و یا تفکر مبهم است.

  • مرحله سوم: بهبودی

گروهی از حالات روانپریشانه قابل درمان هستند. الگوی رفع علایم از فردی به فرد دیگر فرق داشته و رفع علائم تدریجی می باشد.

گروهی از بیماران بعد از اولین دوره روانپریشی بهبود می یابند و هرگز دوره دیگری از روانپریشی را تجربه نمی کنند.

انواع مختلف روانپریشی کدامند؟   

روانپریش نامی است که به مجموعه ی علائم مشخص، بدون در نظر گرفتن علت بیماری ،اطلاق می گردد. تجربه هر فردی از روانپریشی متفاوت است و دادن یک نام خاص یا زدن برچسب بیماری روانپریشانه روی فرد، در مراحل اولیه همیشه مفید نمی باشد.

تشخیص به معنای شناختن یک بیماری از طریق تفسیر علائم و نشانه های موجود ،تعیین عامل بروز بیماری و طول مدت علائم می باشد. زمانی که فردی برای نخستین بار یک دورۀ روانپریشی را تجربه می کند، تشخیص دقیق نوع روانپریشی بسیار دشوار است .زیرا بسیاری از عوامل توصیف کننده هنوز واضح نیستند. با وجود این، برخی از انواع آن به شرح زیر است:

 

·روانپریشی ناشی از مواد

استفاده یا ترک موادی مانند الکل، حشیش، شیشه، قرص اکستازی و سایر مواد می توانند با ظهور علایم روانپریشی مرتبط باشند. گاهی این علایم پس از رفع اثر یک ماده از بین می روند. در موارد دیگر، بیماری ممکن است طولانی شود یا پس از ترک مواد تظاهر نماید.

·روانپریشی بعلت صدمات مغزی

برخی اوقات روانپریشی ممکن است ناشی از صدمات وارد شده به سر یا مربوط به بیماری های جسمی دیگری که عملکرد مغز را می سازند( نظیر انسفالیت یا التهاب مغز، ایدز یا سرطان) باشد. در این گونه موارد، غالباً علایم دیگری چون مشکلات حافظه یا اختلال جهت یابی و همچنین علائم جسمی (مثلاً تب، درد یا جراحت) نیز وجود دارند.

·روانپریشی واکنشی گذرا

علایم روانپریشی ممکن است به طور ناگهانی و به دنبال یک استرس (فشار روانی) در زندگی فرد مثل مرگ یکی از اعضای خانواده یا تغییر محیط زندگی بروز کنند.این علایم می توانند شدید باشند اما غالباً فرد به سرعت و تنها در عرض چند روز بهبود می یابد.

·اسکیزوفرنیا

اسکیزوفرنیا نوعی روانپریشی است که تغییرات رفتاری و علایم آن حداقل (شش) ماه طول بکشد. علایم و طول مدت بیماری از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

  • اختلال شبیه اسکیزوفرنی (اسکیزوفرنی فرم)

این بیماری بسیار شبیه اسکیزوفرنیا است به استثنای اینکه علایم آن کمتر از (شش) ماه طول می کشد.   

  • اختلالات خلقی

این گروه از اختلالات، اختلالات خلقی دو قطبی (مانیک- دپریسو)،مانیا( شیدایی)- وافسردگی را شامل می شوند.

در اختلال خلقی دو قطبی، شخص به طور متناوب دچار خلق بالا (شیدایی) و یا کاهش خلق (افسردگی) می شود. در صورت بروز نشانه های روانپریشی، این نشانه ها اغلب با خلق سازگار خواهند بود. به عنوان مثال بیماران افسرده ممکن است صداهایی را بشنوند( توهمات شنوایی) که آنها را بی کفایتی  و یا بی ارزش می نامند و یا او را گناهکار می خوانند.

بیمار مانیک ممکن است بیش از حد هیجان زده و یا خوشحال باشد. فکر کند که فرد بسیار مهمی است و به بذله گویی یا شیرین کاریهای افراطی  مبادرت ورزد.

  • اختلال اسکیزوفرنیا افکتیو

این تشخیص زمانی مطرح می شود که فرد هم علائم بیماری خلقی (نظیر افسردگی یا شیدایی) و هم علائم اسکیزوفرنیا را به صورت همزمان دارا باشد. به عبارت دیگر تابلوی بیماری، شبیه هیچ یک از اختلالات خلقی یا اسکیزوفرنیا (به تنهایی) نیست.

  • افسردگی روانپریشانه

این اختلال به صورت افسردگی شدید همراه با علایم روانپریشی مشخص می شود به صورتی که هیچ دوره‌ای از شیدایی یا خلق بالا حین بیماری اتفاق نیفتاده باشد. این نکته تفاوت این بیماری با اختلال دو قطبی می‌باشد.

اختلال شخصیت مرزی



افراد مبتلا به BPD ، اغلب الگوهای بسیار ناپایداری از روابط اجتماعی دارند.

در حالی که نگرش آنها ممکن است نسبت به خانواده ، دوستان و عزیزان به طور ناگهانی از idealization (تحسین بزرگ و عشق)  به کاهش ارزش (خشم شدید و دوست نداشتن) تغییر نماید.

بنابراین ، ممکن است آنها دلبستگی فوری و فرم صورت خیالی و شاعرانه نسبت به فرد دیگری داشته باشند، اما زمانی که جدایی جزئی یا تعارض رخ می دهد ، غیر منتظره و به طور افراطی شروع به عصبانیت به شخص دیگر می کنند و آنها را متهم می کنند که مراقبت نمی کنند.

به نظر می رسد این ترس از رها شدن به مشکلات احساس عاطفی به افراد مهمی که به آنها متصل هستند و زمانی که آنها از نظر فیزیکی غایب هستند مرتبط می شود ، فرد با  BPDاحساس  از دست دادن و شاید بی ارزشی می کند.

تهدید به خودکشی و تلاش ممکن است همراه با خشم در رها درک و نا امیدی ها رخ دهد.

افراد مبتلا به BPDنمایشهای رفتاری دیگر مثل ضربه ، خرج کردن بیش از حد ، خوردن شراب خواری و رابطه جنسی مخاطره آمیزدارند.

BPDاغلب همراه با دیگر مشکلات روانی ، به ویژه اختلال دو قطبی ، افسردگی ، اختلالات اضطراب ، سوء مصرف مواد و اختلالات شخصیتی دیگر رخ می دهد.

درمان

درمان برای BPD  در سالهای اخیر بهبود یافته است.

گروه روان درمانی فردی و حداقل تا حدودی برای بسیاری از بیماران موثر است.

در عرض 15 سال گذشته ، درمان جدید روانی بنام درمان رفتار دیالکتیکی (DBT) به طور خاص برای درمان BPDتوسعه داده شد ، و این روش نگاه امیدوار کننده ای در مطالعات درمان دارد .

درمان فارماکولوژیک اغلب بر اساس نشانه های خاص هدف نشان داده شده توسط هر فرد تجویز می شوند.

داروهای ضد افسردگی و تثبیت کننده های خلق ممکن است برای افسردگی و / یا حالت نا پایدار مفید باشد. هنگامی که اختلالات تفکری وجود دارد داروهای ضد جنون نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرند.

یافته های پژوهش های اخیر

اگر چه علت  BPt ناشناخته است ، هر دو عوامل محیطی و ژنتیکی نقش مؤثری در  علائم بیماران BPD و صفات آنان بازی میکنند.

مطالعات نشان می دهد که بسیاری ، اما نه همه افراد با BPDگزارش سابقه سوء استفاده ، غفلت ، یا جدایی به عنوان فرزندان جوان داشته اند.

گزارش شده است چهل تا 71 درصد از بیماران BPD، معمولا توسط یک سازمان غیر پرستار مورد آزارجنسی قرار گرفته اند .

محققان بر این باورند که BPDترکیبی از یک محیط زیست با آسیب پذیری فرد به استرس ، غفلت و یا سوء استفاده به عنوان کودکان کوچک ، ویا مجموعه ای از وقایع که باعث بروز اختلال به عنوان بزرگسالان جوان است.

بزرگسالان مبتلا به BPDنیز بطور قابل توجهی بیشتر به احتمال زیاد قربانی خشونت ، از جمله تجاوز بهعنف و جرایم دیگر هستند.

این کار ممکن است از هر دو محیط های مضر و همچنین تکانشگری و فقر قضاوت در انتخاب همکاران و شیوه زندگی منجر شود.

NIMHبودجه تحقیقات علوم اعصاب کارکردهای اساسی مغز را در BPDآشکار ساخت بطوریکه تکانشگری ، بی ثباتی خلقی ، پرخاشگری ، خشم و هیجان منفی دیده می شود.

مطالعات نشان می دهد که افراد مستعد به تجاوز در تنظیم مدارهای عصبی اشان مختل است که احساسات را زیر و بم می کند.

در ساختار عمیق در داخل مغز ، amygdala، کوچک بادامی شکل بخش مهمی از مدار است که مقررات مربوط به احساسات منفی است. در پاسخ به سیگنال های مغزی از مراکز دیگر تهدید درک شده ،  ترس و انگیختگی marshalsرا نشان می دهد.

این ممکن است بیشتر تحت تاثیر داروها مانند الکل ، یا استرس نمایان شود. در مناطق جلوی مغز (پیش پیشانی منطقه) اقدام به تعدیل فعالیت از این مدار است.

مطالعات تصویربرداری مغز اخیر نشان می دهد که تفاوت های فردی در توانایی برای فعال کردن مناطق واقع در جلو استخوان پیشانی قشر مغزی به فکر فعالیت در مهار و پیش بینی توانایی سرکوب احساسات منفی نقش داشته باشد.

سروتونین ، نوراپی نفرین و استیل کولین در میان رسان های شیمیایی در این مدار نقش مهمی در تنظیم احساسات از جمله غم ، خشم ، اضطراب ، تحریک پذیری دارند.

مواد مخدر که موجب افزایش عملکرد سروتونین مغز می شود ممکن است علائم عاطفی در BPDرا بهبود بخشد.

چنین آسیب پذیری های مبتنی بر مغز را می توان با کمک  مداخلات رفتاری و داروهای موفق ، شبیه بهافراد مستعد وابتلا به دیابت یا فشار خون بالامدیریت کرد.

اختلال اضطرابی منتشر

تعریف

احساس گاهگاهی نگرانی یا اضطراب طبیعی است. این حالت برای همه پیش می آید. در واقع میزان متوسطی از اضطراب می تواند خوب باشد . اضطراب کمک می کند که به خطرات واقعی پاسخ بدهید و می تواند برای شما انگیزه ای جهت پیشرفت در محل کار و خانه باشد.

اما اگر احساس اضطراب بدون دلیل می کنید و نگرانی های شما زندگی روزانه تان را مختل کرده است ، امکان دارد که اختلال اضطرابی منتشر داشته باشید. این وضعیت باعث اضطراب زیاده از حد  یا غیر واقعی درمورد شرایط زندگی معمولاً بدون یک علت مشخص می شود.

نام اضطراب دائمی که بر زندگی روزانه شما تأثیر کند اختلال اضطرابی است. اختلال اضطرابی منتشر در همراهی با فوبیا ( ترس ) حمل هول و اختلال وسواسی جبری یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است که حدود 4 میلیون نفر را هر ساله در ایالات متحده تحت تأثیر قرار می دهد. زنان بیش از مردان اختلال اضطراب منتشر را تجربه می کنند.

زندگی با اختلال اضطرابی منتشر می تواند مشکل باشد، اما این بیماری قابل درمان است. داروها و مشاوره و درمان کارشناسانه می توانند را در فائق آمدن بر اثر اختلال اضطراب منتشر یاری کنند.

علائم و نشانه ها

علائم و نشانه های اختلال اضطراب منتشر در شدت و ترکیب ( همراهی ) متفاوت هستند. آنها می توانند شامل موارد زیر می باشند :

- بی قراری

- احساس تحت فشار بودن

- احساس وجود یک توده در شکم

- مشکل در تمرکز گرفتن

      - خستگی

- تحریک پذیری

- بی صبری

-  کشش عضلانی

- ( بی خوابی ) مشکل در شروع خواب یا مشکل در خواب ماندن

- افزایش تعریق

- نفس تنگی

- درد معده

- اسهال

- سردرد

اگر مبتلا به اختلال اضطراب منتشر باشید امکان دارد زمانهائی را تجربه کرده باشید که نگرانی هایتان بر طرف شده اما شما هنوز احساس اضطراب کنید. ممکن است در مورد بیشتر
جنبه های زندگی تان یا همه آنها احساس فشار کنید. مثلاً ، ممکن است احساس نگرانی شدید در مورد امنیت خود یا افراد محبوبتان داشته باشید یا ممکن است احساس کنید اتفاق بدی برایتان در حال رخ دادن است، حتی اگر هیچ خطر فوری وجود نداشته باشد.

اختلال اضطراب منتشر غالباً در سنین پائین و علائم و نشانه های آن ممکن است خیلی آهسته تر از دیگر اختلالات اضطرابی بروز کند. بسیاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر به یاد
می آورند که آخرین بار چه زمانی احساس راحتی و آرامش کرده اند.

علتها

وقتی احساس می کنید بدنتان هورمونهایی را برای آماده کردن شما جهت مقابله با تهدید آزاد می کند. این را پاسخ جنگ و گریز می نامند. زمانی که اضطراب خارج از کنترل می شود، این پاسخ تقریباً  به صورت مداوم اتفاق می افتد حتی در زمانهایی که آرام به نظر می رسید. پزشکان و محققین کاملاً نمی دانند که این مسئله چرا اتفاق می افتد.

گر چه علل اختلال اضطراب منتشر ناشناخته است، بعضی عوامل ممکن است با این اختلال مربوط باشند .

وضعیتهای پزشکی خاص :  اختلالات خاصی مثل غدد تیروئید پر کار ( هیپرتیروئیدی ) می تواند باعث ایجاد اضطراب شود.

سازگاری با بیماری:  داشتن یک بیماری جسمی جدی، مانند سرطان می تواند شما را مضطرب کند. نگرانی در مورد تشخیص و درمان احتمالی می تواند زیاد خسته کننده باشد.

استرس : یک زندگی پر استرس می تواند به اضطراب زیاده از حد دامن بزند. مثلاً ابتلا به یک بیماری جسمی همراه با استرس از دست دادن شغل یا درآمد می توانند با هم ترکیب شده و یجاد اختلال اضطراب منتشر کند.

شخصیت : بعضی افراد با انواع خاصی از شخصیت بیشتر مستعد اضطراب هستند.  افرادی با نیازهای فیزیولوژیک برآورده نشده مانند داشتن یک رابطه نزدیک که ارضاء کننده نبوده است ممکن است احساس امنیت کمتری کنند و در خطر بیشتری برای اختلال اضطراب منتشر قرار گیرند علاوه بر این، اختلالات شخصیت مانند اختلال شخصیت حد واسط نیز می توانند دچار اختلال اضطراب منتشر شدند.

ارث : بعضی تحقیقات پیشنهاد می کنند که اختلال اضطرابی منتشر می تواند بصورت خانوادگی اتفاق بیفتد.

عوامل خطر

برخی عوامل می توانند، خطر اختلال اضطراب منتشر را افزایش دهد: اینها شامل موارد زیر هستند .:

- مجموعه ای از استرس ها

- یک بیماری جسمی طولانی مدت یا جدی

- یک نوع خاص شخصیت یا اختلال شخصیتی که بیشتر مستعد اضطراب است

- یک اختلال اضطرابی در خانواده شما

اختلال اضطرابی و سایر اختلالات اضطرابی به فراوانی در بین افرادی که بیماری طبی مزمن مانند دیابت و پرفشاری خون دارند دیده می شود.

چه زمانی باید به دنبال توصیه های پزشکی بود؟

اگر برای کنترل نگرانی های خود مشکل دارید، یا اگر اضطراب با زندگی روزانه شما تداخل دارد،  به پزشک خود مراجعه کنید.

 

غربالگری و تشخیص

اختلال اضطرابی منتشر با طول زمان تداومش و اینکه چه میزان بر زندگی روزمره تأثیر
می گذارد از نگرانی معمولی و سایر اختلالات اضطرابی تشخیص داده می شود. اگر اضطراب و نگرانی شدید را به طور مداوم برای مدت شش ماه یا بیشتر تجربه کرده اید، ممکن است اختلال اضطراب منتشر داشته باشید .

اضطراب مداومی که روزانه شما را گرفتار می کند یک مشکل طبی در نظر گرفته می شود.

پزشک شما احتمالاً معاینه بالینی و ارزیابی های فیزیولوژیکی را انجام خواهد داد که سایر اختلالات و مشکلات طبی را که ممکن است اختلال اضطراب منتشر را تقلید نمایند رد کند.

ارزیابی بالینی شامل یک پرسشنامه در مورد خودتان و مصاحبه با پزشک می باشد.  سایر آزمایشات مانند یک تست آزمایشگاهی برای اندازه گیری فعالیت تیروئید هم ممکن است انجام شود. بسته به علت و شدت وضعیت شما ممکن است به یک کارشناس بهداشت روان یا سایر متخصصین پزشکی ارجاع شوید.

عوارض

افرادی که اختلال اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر دارند احتمال بیشتری برای ابتلا به سایر بیماریهای پزشکی دارند و داشتن یک اختلال اضطرابی می تواند دوره این بیماریها را طولانی کند.

اختلال اضطرابی منتشر معمولاً به طور همزمان با افسردگی و سایر اختلالات روانی مانند حملات هول و فوبیا ( ترس ) اتفاق بیفتد.

وابستگی به مواد یا سوء استفاده از آنها که اغلب به صورت خود درمانی غلط انجام می شود. ممکن است با اختلال اضطراب منتشر همراه شود.

اضطراب و فشار ناشی از اختلال اضطراب منتشر می تواند موجب کم خوابی ، سندرم روده تحریک پذیر، سردرد و دندان قرچه شود.

 

درمان

دوره درمان عمده برای اختلال اضطرابی منتشر درمان طبی و روان درمانی هستند که
می توانند به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر به کار بروند.

داروها

پزشکان از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب برای درمان اختلال اضطراب منتشر و سایر انواع اختلالات اضطرابی استفاده می کنند. داروهایی که به طور عمده تجویز می شوند شامل موارد زیر است :

- داروهای ضد اضطراب

بنزودیازپین ها و داروهای آرامبخش غالباً بین 30 تا 60 دقیقه اضطراب را رفع می کنند اما اگر بیش از چند هفته از آنها استفاده کنید می توانند ایجاد عادت کنند. به این علت پزشکان ممکن است آنها را برای مدت کوتاهی برای کمک به شما جهت رهایی از یک دوره اضطرابی خاص تجویز کند. شایعترین آرامبخش هایی که تجویز می شوند شامل موارد زیر هستند :

آلپرازولام ( زاناکس )، کلرودیازپوکساید ( لیبریوم )، کلونازپام ( کلونوپین) ، دیازپام ( والیوم ) و لورازپام ( آتیوان )، این داروها می توانند باعث بی ثباتی ، خواب آلودگی، کاهش هماهنگی عضلات شده و مشکلاتی در تعادل ایجاد کنند. دوزهای بالاتر دارو و استفاده طولانی مدت از آن می تواند باعث مشکلات حافظه شود. زمانی که از این داروها استفاده می کنید رانندگی و کارهای سنگین ماشینی انجام ندهید.

داروی دیگری که برای اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر تجویز می شود بوسپیرون است( Buspar) اگر در گذشته از بنزودیازپین ها استفاده کرده باشید این دارو اثر
نمی کند. یک عارضه جانبی شایع بوسپیرون احساس موقتی ? سبکی سر ? بلافاصله پس از مصرف دارو است. عوارض جانبی ناشایعتر، سردرد ، تهوع، عصبیت و بی خوابی است.

 

 

- ضد افسردگی ها

این داروها بر فعالیت برخی مواد شیمیایی خاص مغز ( نوروترانسمیترها) که به سلولهای عصبی مغز شما کمک می کنند تا پیامها را دریافت کنند تأثیر می کنند.

مثالهائی از داروهای ضد افسردگی مورد استفاده در درمان اضطراب در زیر آورده شده است فلوکستین (Prozac)، پاروکستین ( پاکسیل) ، ایمی پرامین ( تروفانیل) و نلافاکسین ( رافکسور).

ضد افسردگی ها عموماً در 60 تا80 درصد موارد مؤثر هستند.اما چون پزشک شما نمی تواند پیش بینی کند که چه دارویی برای شما بهتر است، ممکن است لازم باشد بیش از یک دارو را امتحان کنید که ببینید کدام دارو برایتان بهتر است.

علاوه بر این ضد افسردگی ها معمولاً فوراً اثر نمی کنند.

ممکن است حدود 2 هفته طول بکشد تا اثر دارو شروع شود اما این مسئله ممکن است تا زمانی که شما متوجه اثر کامل دارو شوید حدود 8 هفته طول بکشد.

- رواندرمانی

این درمان که گفتگو ( حرف ) درمانی هم نامیده می شود. به دریافت کمک از یک کارشناس یهداشت روان از طریق ترکیبی از گفتن و شنیدن اطلاق می شود.

یک نوع از رواندرمانی درمان رفتار ? شناختی است که اختلالات تفکری را که موجب مشکلات روانی می شوند امتحان می کند. درمان رفتار ? شناختی در درمان بیماریهایی روانی بخصوص اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر بسیار مؤثر است. این درمان بر این اساس پایه گذاری شده است که شما چیزی هستید که فکر می کنید. در حین درمان رفتار ? شناختی، درمانگر به شما کمک می کند افکار و اعتقادات ناجوری که باعث استرسهای روانپزشکی ترس یا افسردگی می شود را تعیین کنید .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .83; .

شما یاد می گیرید که افکار منفی را با ادارک مثبت تر و واقعی تر جایگزین کنید. شما راههایی را یاد می گیرید که وقایع زندگی را درست تر ببینید و با آنها کنار بیایید. عموماً در یک درمان کوتاه مدت رفتار- شناختی بر یادگیری ایجاد حس ارزبابی و کنترل فکرها و احساساتتان تأکید می شود.

درمان اختلال اضطرابی منتشر یا هر بیماری روانی دیگر بسته به هر فرد تعیین می شود. هیچ رژیم درمانی واحدی برای همه یکسان کار نمی کند. بسیاری درمانها بر اساس درمان سرپائی هستند اما بعضی افراد امکان دارد نیاز به مراقبت در بیمارستان داشته باشند.

مراقبت از خود

این نکات می تواند به شما کمک کند که اضطراب خود را کم کنید:

- فعال باشید : تعیین کنید که چه چیزهایی شما را مضطرب می کند. مثلاً اگر مسایل مالی نگرانتان می کند. پس انداز کنید.

- Let it go : در نگرانی گذشته خود را غرق نکنید. آنچه را می توانید تغییر دهید و اجازه دهید بقیه چیزها مسیر خود را طی کند.

- چرخه را بشکنید:  زمانی که احساس اضطراب می کنید قدم بزنید یا مشغول سرگرمی خاصی که باعث تمرکز شما می گردد، بشوید.

- از خود مراقبت کنید: استراحت کافی داشته باشید. غذای متعادل مصرف کنید. ورزش کنید و زمانی را برای آرامش در نظر بگیرید. از کافئین و نیکوتین که باعث تشدید اضطراب می شوند پرهیز کنید. برای رهایی از اضطراب به الکل یا داروهای بدون نسخه پناه نبرید.

- با کسی صحبت کنید:  مشکلات خود را با یک دوست با مشاور کارشناس که می تواند به شما کمک کند همه جانبه نگاه کنید در میان بگذارید.

 

- مهارتهای سازگاری

زندگی با اختلال اضطراب منتشر می تواند مشکل باشد. به علاوه حین دست و پنچه نرم کردن با نگرانی ها ممکن است به سایر وضعیتها مثل افسردگی که غالباً با اختلال اضطراب منتشر همراهی می کند و می تواند باعث شود احساس اضطراب و نگرانی بیشتری کنید، دچار شوید. اضطراب می تواند به تقابل شما با دوستان و خانواده، توان تولید کنندگی شما در محیط کار و کیفیت کلی زندگی شما اثر بگذارد.

ممکن است پی ببرید که صحبت با یک مشاور یا درمانگر می تواند در سازگاری با اثرات اختلال اضطراب منتشر به شما کمک کند. یا امکان دارد در یک گروه حمایتی اضطراب احساس تشویق و درک متقابل پیدا کنید.

گرچه گروههای حمایتی به درد همه نمی خورند اما منابع اطلاعاتی خوبی هستند. اعضای گروه در مورد آخرین درمانها اطلاع دارند و تمایل دارند که تجربیات خود را با شما در میان بگذارند. اگر دوست داشته باشید پزشکتان ممکن است گروهی را به شما توصیه کند.

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:15 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

ليست صفحات

تعداد صفحات : 111

موضوعات

ارسال لينک

پيوندهاي روزانه

امکانات جانبي

خبرنامه سایت

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

اینستاگرام سایت

به کانال اینستوگرام سایت ما بپیوندید

نظرسنجي

چقدر از تحقیقات سایت راضی هستید و به دیگران سایت را معرفی می کنید ؟




درباره ما

آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 10000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , کارآموزی