تحقیق رایگان دبیران و معلمان

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی ها   لیست اقدام پژوهی ها         تجربیات ارتقای شغلی

معرفی آموزش پيش دبستاني

بازديد: 0
معرفی آموزش پيش دبستاني

آموزش پيش دبستاني

سياستهاي آموزشي

ميزان ثبت نام در مراکز پيش دبستاني طي سال تحصيلي99ـ 1998 در سراسر كشور9/6 درصد براي مجموع دختر و پسر است. ميزان ثبت نام براي دختران 5/6 درصد و پسران 7 درصد است. اما ميزان ثبت نام براساس جنس شامل بچه‌‌هايي كه در برنامه‌‌هاي آموزش مادر ـ كودك شركت مي‌كنند نمي‌‌شود چون آمار جداگانه اي در مورد جنسيت كودكان در اين برنامه‌‌‌ها به عمل نيامده است.

علاوه بر تعداد كودكان مراكز دولتي آموزش پيش دبستاني، تعداد كودكان مراكز مهد كودك تحت نظارت مراكز خدمات اجتماعي که بر طبق اصل191 به نگه‌داري از كودكان با هدف فراهم نمودن آموزش پيش دبستاني براي كودكان نيازمند و تامين سلامتي جسماني و روحي آنان و آموزش عادات و نگرش‌‌‌ها و ارزش‌‌هاي پايه در گروه هاي سني 0 تا 6 سال ، افزوده شده است.

خدمات اجتماعي فردي درمراكز نگه‌داري كودك روزانه فراهم است.مراكز مهدكودك و امكانات مراكز اجتماعي در مؤسساتي كه به آن نياز داشتند به منظور فراهم نمودن آموزش پيش دبستاني براي كودكاني كه اوليائشان در مؤسسات و سازمآن‌‌هاي دولتي مشغول به كارند ساخته شده است. اصل191 قانون خدمتگزاران دولتي بر احداث مهدهاي كودك و امكانات رفاهي ويزه خدمت‌گزاران دولتي تاکيد دارد.

ساختار آموزشي

آموزش پيش دبستاني جريان قانونمند و هدف‌داري از آموزش است كه كودكان گروه هاي سني 0 تا 72 ماهگي را براساس خصوصيات و سطح پيشرفتشان با فراهم نمودن محيطي سرشار از انگيزه پوشش مي‌‌دهد. در اين جريان پيشرفت فيزيكي، عقلاني، روحي و اجتماعي كودكان به بهترين وجه در مسير ارزش‌‌هاي فرهنگي جامعه هدايت مي‌‌شود.مقطع پيش دبستاني، مرحله اي است كه پيشرفت كودك بسيار سريع است. آموزش فراهم شده در اين دوران بر روند پيشرفت كودك در سال‌‌هاي آتي تأثير بسيار دارد.

تحقيقات درازمدت نشان ميدهد كه قسمت اعظم نگرش‌‌هاي مكسوبه دوران كودكي، شخصيت،ديدگاه‌‌ها، عادات، اعتقادات و سيستم ارزشي شخصي را در سال‌‌هاي بزرگ‌سالي وي شكل مي‌‌دهد.

كودك كه در ارتباط شديد روحي در مرحلة بعد از تولد با اعضاء خانواده است، حدود سه سالگي براي بودن با ديگر هم‌سالان و بازي با آن‌‌‌ها احساس نياز مي‌‌كند.گروه‌‌هاي هم‌سال محيطي را براي كودك فراهم مي‌‌كنند كه در آن خود را بشناسد. كودك از طريق اين محل‌‌هاي بازي مي‌‌آموزد كه پذيرفته شود، با ديگران شريك شود، از حقوق خود دفاع كند و به ديگران احترام بگذارد. بنابراين كودك از دنياي خود محور به مرحلة احساس اجتماعي قدم مي‌‌گذارد. در کشور ترکيه نيز اين نوع از آموزش بعنوان يكي از شاخه هاي الحاقي نظام آموزشي عمومي مطرح مي باشد.اكثر اينگونه مدارس بطور خصوصي اداره مي شوند .هرچند كه برخي به دولت وابسته هستند. عمده اين مدارس در شهرهاي بزرگ فعاليت داشته و نيازهاي مادران شاغل را بر طرف مي كنند.

 ساختار آموزش پيش دبستاني

تعداد معلمان زن

تعداد كل معلمان

تعداددختران ثبت نامي

تعدادكل ثبت نامي

تعدادمدارس

سال تحصيلي

7095

7124

56641

119866

3819

1990

7961

7995

62660

132965

4454

1991

8372

8400

64506

136117

4683

1992

8874

8908

67226

143349

4908

1993

9049

9098

70350

148088

5169

1994

9725

9771

74299

158354

5600

1995

9930

9971

82038

174710

6082

1996

10123

10186

113942

240885

7532

1997

اهداف دراز مدت آموزشي

از جمله اهداف دراز مدت آموزش پيش دبستاني در راستاي اصول اساسي آموزش ملي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1ـ حصول اطمينان از پيشرفت فيزيكي،عقلاني و روحي كودكان و اطمينان از اين‌كه آن‌‌‌ها عادت‌هاي مورد نياز را كسب كرد‌ه‌اند

2ـ ايجاد آمادگي در كودكان براي ورود به مقطع آموزش ابتدايي

3ـ ايجاد  محيطي امن براي كودكاني كه از خانواده‌‌هايي با شرايط نا مساعد آمد‌ه‌اند

4ـ حصول اطمينان از اين‌كه كودكان زبان تركي را خوب صحبت مي‌‌كنند

اهداف كوتاه مدت آموزشي

از جمله اهداف کوتاه مدت آموزش پيش دبستاني در راستاي اصول اساسي آموزش ملي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1ـ فراهم نمودن محيطي مناسب در جهت پيشرفت كودكان و تقويت توانائي‌‌‌ها و قابليت‌‌هاي فيزيكي عقلاني، زباني، روحي و اجتماعي آنان

2ـ در نظر گرفتن گروه هاي مختلف سني کودکان، علائق و نياز‌هايشان در راستاي امكانات موجود در مدرسه و محيط اطراف آن

3ـ  در نظر گرفتن امكانات موجود در محيط اطراف

4ـ پيش‌بردآموزش پيش دبستاني به‌گونه ‌اي كه ازكيفيت‌‌هاي لازم براي ايجاد احساس عشق، احترام، مسئوليت و اتحاد در كودكان برخوردار باشد.

5- تأكيد بر تکلم مناسب کودکان به زبان تركي

6- ايجاد احساس وابستگي عاطفي به سرزمين مادري،ملت تركيه، پرچم تركيه، آتاتورك، عشق به خانواده و انسان‌‌‌ها و حصول اطمينان از وفاداري آنان به ارزش‌‌هاي اخلاقي

7- تأكيد داشتن براين‌كه كودكان از طريق تجربه ارزش‌‌‌ها را كسب كنند.

8- برخورداري كودكان از حقوق مساوي، با درنظرگرفتن تفاوت‌‌هاي شخصي، نشان دادن علايق، عشق و احساس، بدون تبعيض و عدم تنبيه آنان.

9- ايجاد و گسترش ارزش‌‌هاي اجتماعي– فرهنگي در كودكان.

10- عدم اعمال فشار و محدوديت‌‌ بركودكان درانجام فعاليت‌‌هاي آموزشي كه باعث خدشه دار شدن شخصيت آن‌‌‌ها شود و داشتن رفتاري هم‌راه با عشق و احساس.

11- اطمينان از اين‌كه كودكان درمورد موضوعات محيطي مانند تميز و مرتب بودن محيط و ساختن محيطي سالم، آگاه و حساس باشند.

13- فراهم نمودن آموزش از طريق هم‌كاري کادر مدارس و اولياء.

14- افزايش نرخ ثبت نامي مراکز آموزش پيش دبستاني

به طورکلي مي توان گفت که هدف مقطع كمك به رشد صحيح جسمي، روحي، رواني، عاطفي و اجتماعي كودكان است. گفتني است كه گذراندن مقطع آموزش پيش دبستاني در ترکيه اجباري نمي باشد.

هدف از برنامة آموزشي مهدهاي كودك مراقبت و تغذية صحيح كودكان و رشد جسمي و روحي آنان است. هدف از برنامة آموزشي كودكستانها آموزش موضوعي نيست، ولي كودكان زبان تركي تمرين مي كنند، براي خواندن و نوشتن آماده مي شوند ، آموزشهاي بهداشتي و محيط زيستي مي بينند و براي دورة بعد آموزشي مهيا مي شوند. به عبارت ديگر مي توان گفت كه هدف از كلاسهاي پيش دبستاني تشويق و آماده سازي كودكان رده هاي سني 5 تا 6 سال براي ورود به دورة اجباري دبستان است.

 

 

پروژه‌‌هاي آموزشي

از جمله مهمترين پروزه هاي آموزشي مراکز پيش دبستاني کشور ترکيه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

 

1- پروژه آموزش و پيشرفت كودكان طي سال‌‌هاي اوليه كودكي

اين پروژه از طريق برنامه انتقالي1991 – 1995–1996در هم‌كاري بين دولت تركيه و سازمان يونيسف به منظور بهبود استاندارد زندگي كودكان و در جواب به اصل اولويت دهي به كودكان به اجرا در آمده است. عمده تاکيد پروزه فوق بر پاسخگويي به احتياجات مربوط به رشد كودكان پيش دبستاني و شركت مؤثر خانواده و جامعه و گسترش و تداوم  آموزش پيش دبستاني است.

بنا برطرح مذکور، برنامه آموزش نوزادان رده هاي سني0تا 36ماهه، برنامه آموزش كودكان37تا60 ماهه در مهدهاي کودک و برنامه آموزش پيش دبستاني(آمادگي) براي کودکان61 تا 72 ماهه طرح و ارائه شده است. علاوه بر اين نوار‌هاي آموزشي ويدئويي(تصويري) براي اوليايي كه فرزندشان در گروه سني0تا 3 سالگي و 3 تا5 و 5 تا 7سالگي قرار دارند، تهيه و با هدف ترويج فعاليت‌‌هايي براي آموزش و پرورش كودكان سراسر جامعه از طريق كانال‌‌هاي عمومي تلويزيون در اختيار عموم است. نوار‌‌هاي فوق مطالب زير را پوشش مي‌‌دهند:

خود آگاهي

مهارت‌‌هاي رواني- حركتي

نگه‌داري از خود

خصوصيات روحي

مهارت‌‌هاي اجتماعي

مهارت‌‌هاي زباني

حس زيبائي شناختي و خلاقيت

-از جمله دستاوردهاي پروژه آموزش و پيشرفت كودكان طي سال‌‌هاي اوليه كودكي مي توان به تاسيس مركز آموزش پيش دبستاني چند منظوره در سال 1995 دراستانبول اشاره نمود. اين مركز با حمايت مشاور‌هاي هيئت علمي دانشكده آموزش پيش دبستاني در دانشگاه «مارمارا» به منظور گسترش خدمات آموزش پيش دبستاني و توسعه مدل‌هاي اقتصادي‌تر در دست‌يابي‌ كودكان و خانواده‌‌‌ها به امکانات آموزش پيش دبستاني تأسيس شد. مركزفوق اهداف مشخص زير را دنبال مي‌‌كند:

- گسترش آموزش پيش دبستاني

- افزايش كيفيت برنامه‌‌هاي آموزش پيش دبستاني

- هدف گرفتن كودكاني با موقعيت اجتماعي – اقتصادي نامساعد

- فراهم نمودن مراكز روزانه نگه‌داري از كودكان مادران كارمند و آموزش آنان

در راستاي اين اهداف بررسي و ارزيابي ‌احتياجات کودکان به وسيله بخش آموزش اوليه كودكان دانشگاه مارمارا در 875 خانه صورت گرفت، تا اساس كار پي‌ريزي شود.

براين اساس يك مغازه اسباب بازي ساخته شد تا اسباب بازي‌هاي ارزان قيمت از مواد اضافي بسازد. يك اتوبوس و ميني بوس اهدايي به مركز تغيير صورت يافت تا به‌عنوان كلاس‌‌هاي پيش دبستاني متحرك از آن استفاده شود تا اين خدمات را براي بچه‌‌هايي كه نمي‌‌تواند آموزش كلاسيك داشته باشند، فراهم كند. هدف اصلي تشکيل چنين مراکزي، آموزش كودكان در مؤسسات آموزش پيش دبستاني و بالا بردن ميزان ثبت نام و حصول اطمينان از اين‌كه كودكان گروه هاي سني6-5 سال که ازخدمات آموزش پيش دبستاني بهره مند نبوده و در موقعيت خانوادگي نا مساعد زندگي مي‌‌كنند بتوانند به‌صورت رايگان از خدمات آموزش پيش دبستاني در نزديك‌ترين محل به زندگي خود استفاده كنند.

به طور کلي مي توان گفت که پروژه فوق طي سال‌‌هاي تحصيلي 1993 تا 1996 اجرا شده و آموزش پيش دبستاني رايگان را براي 41628 كودك در 2165 كلاس تازه تأسيس پيش دبستاني فراهم نموده و در اين راه از2400 معلم  به‌كار گرفته شد.

2- پروژه تحقيق ، توسعه و تهيه برنامه‌‌هاي تلويزيوني (Tomurcuklar)

13 برنامه آموزش تلويزيوني تحت عنوان(Tomurcuklar) از طريق هم‌كاري مدير كل آموزش پيش دبستاني و مدير كل راديو وتلويزيون تركيه به منظور كمك به پيشرفت زباني كودكان در گروه سني پيش دبستاني تهيه شد تا استفاده بهتر از زبان تركي را ترغيب و آگاهي ملي پرستي را در قالب اصول و اصطلاحات آتاتورك فراهم نمايد. اين برنامه از اكتبر سال1998 از طريق كانال‌هاي عمومي تلويزيون تركيه پخش مي‌‌شود.اين پروژه درحقيقت خدمات آموزش پيش دبستاني از راه دور را براي كودكان و خانواد‌هايي كه به مراكز آموزش پيش دبستاني در منطقه خود دسترسي ندارند فراهم مي‌‌كند

 

خانواده و نقش عملکرد آن در تربيت ديني ، تضاد شيوه هاي تربيتي خانواده ومدرسه


در تربيت اخلاقي، تربيت ديني از جايگاه رفيع برخوردار است. تحقيقات انجام شده نشان ميدهد که تربيت ديني توسط خانواده ها نقش اساسي در سلامت روان و سازگاري اجتماعي دارد. همچنين پژوهش ها مؤيد اين مطلب است که مذهب مي تواند خويشتن داري را که عنصر اساسي در تربيت است افزايش دهد و در اين ميان خانواده مي تواند بعنوان اصلي ترين و اساسي ترين عنصر تربيت ديني تلقي شود.

هدف از تربيت ديني آن است که مربي چه در مقام معلم و چه در مقام والدين شور و شوق فطري کودک را نسبت به جلال و جمال الهي پرورش دهد و از رهگذر آن فضايل اخلاقي را به ملکات اخلاقي مبدل سازد.

براي آنکه بتوان تعريفي از تربيت ديني به دست آورد نخست بايد به تبيين معناي «تربيت» و «دين» پرداخت.

تربيت عبارتست از: «فراهم آوردن زمينه ها و عوامل به فعليت رساندن يا شکوفا ساختن استعدادهاي شخص در جهت رشد و تکامل اختياري او به سوي هدفهاي مطلوب»[1]

دين در لغت به معناي جزا، اطاعت و قهر و غلبه، عادت، انقياد، خضوع و پيروي است و در اصطلاح عبارتست از: «مجموعه عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي که براي اداره امورجامعه انساني وپرورش آنها بکار گرفته ميشود».[2]

با عنايت به تعريفي که از «تربيت» و «دين» به عمل آمده مي توان گفت تربيت ديني فرايندي است دو سويه ميان مربي و متربّي که ضمن آن مربي با بهره گيري از مجموعه عقايد، قوانين و مقررات ديني تلاش مي کند تا شرايطي فراهم آورد که متربي آزادانه در جهت رشد و شکوفايي استعدادهاي خودگام برداشته، به سوي هدفهاي مطلوب رهنمون گردد.

تربيت ديني همچون ساير جنبه هاي تربيت مانند تربيت جسماني، ذهني، اخلاقي و... فرايندي است دو سويه که بايد آموخته و فراگرفته شود، با اين تفاوت که اين نوع تربيت از ساير انواع تربيت است و بايد دقت و ظرافت خاص انجام شود. يادگيري در تربيت ديني داراي سه بعد شناختي، عاطفي و رفتاري است که خانواده ها در هر بعد وظايف خاصي را بايد بکار گيرند. که در اينجا به دو مورد از اين ابعاد اشاره مي کنيم.

بعد شناختي:

خانواده ها نخست بايد به کودکان انديشيدن را بياموزند. اين منظور به دست نمي آيد، مگر آنکه مقدمات آن فراهم آمده باشد. فکر، نخست با احساس آغاز مي شود. از ترکيب تاثرات حسي، عقل حسي و مفاهيم، و از ترکيب مفاهيم، ادراک عقلاني حاصل مي شود.

خانواده نخست بايد آموزش را از آشنايي کودک با طبيعت آغاز کند. بدين معنا که درباره نظم و زيبايي سخن گفت: سپس رابطه طبيعت را با خدا تبيين کرد، به تدريج که کودک رشد مي کند مي توان مفاهيم ديني را بدو آموخت.

بايد به کودک آموخت که تصور خداوند در هر حالت و هر شکل بايد همراه با تقديس و تکريم باشد. بايد مراقب بود تا والدين و ساير اعضاي خانواده بي جهت نام مقدس خداوند را به زبان نياورند زيرا ديده شده که به خاطر هر چيز بي ارزشي به نام خدا قسم مي خورند و با اين کار قداست نام خدا را کم رنگ مي کنند و کودکان نيز به تبعيت از خانواده بطور مکرر و بي جهت نام خدا را به زبان مي آورند.

2- بعد رفتاري:

مربي در خانواده چه در جايگاه پدر و مادر و چه در جايگاه خواهر و برادر بايد سعي کند تا در کودک فضايل اخلاقي به ملکات اخلاقي مبدل گردد. برخي از فلاسفه معتقدند که بايد فضايل اخلاقي چنان در روح آدمي رسوخ کند که حتي در خواب هم به عمل خلاف نينديشند و اين ممکن نيست مگر آنکه عادات نيک از کودکي در وي پرورش يابد. به همين جهت تربيت را فن تشکيل عادات دانسته اند. گرچه برخي از علماي تعليم و تربيت جديد تشکيل عادات را روشي تلقيني دانسته آن را مغاير با تربيت مي دانند، اما اکثر متفکرين تعليم و تربيت بر اين نکته اتفاق نظر دارند که بايد تلاش کرد تا از طفوليت ،کودک در خانواده خود به عادات نيک خو گيرد و پرورش يابد.[3]

يکي از راههايي که کودک مي تواند به وسيله آن داراي عاداتي نيک و رفتاري پسنديده گردد، داشتن الگوي مناسب است. بهترين الگو براي کودک خانواده و در خانواده پدر و مادر در رتبه نخست قرار دارند. گرچه محيط پيرامون آدمي، جامعه، فرهنگ، حکومت و به خصوص مدرسه، تاثير بسزائي در تربيت ديني و اخلاقي کودک دارد، اما خانواده از جايگاه ويژه اي برخوردار است. کودکان از سالهاي نخستين زندگي خود از طريق الگوپذيري به يادگيري مي پردازند

والدين که عامل اصلي تربيت او هستند و مهمترين نقش را در پرورش وي ايفا مي کنند آنها از يک سو عامل وراثتند و از سوي ديگر عامل محيطي، در جنبه وراثت خصايص بسياري را از خود و اجداد خود به فرزندان منتقل مي کنند و در جنبه محيط نيز دامان والدين نخستين مدرسه براي کودک است که در آن، همتهاي بلند، ارزشهاي عالي، خلق و خوي نيکو و آزادگي و يا به عکس پستي ها، توسري خوريها، کج خلقي ها و انزواطلبي ها را مي آموزد.

غالباً ديده شده که تقريبا از اواخر سالهاي دوم، به خصوص سال سوم زندگي کودک به تقليد از اطرافيان خود مي پردازد. بطوري که مي توان به نيکي دريافت کرد که کودک رفتار ايشان را در نظر دارد و از ايشان تقليد مي کند. علاقه کودک به پدر و مادر و محبتي که از ايشان مي بيند سبب مي شود تا به همانند سازي با ايشان همت گمارد. به همين جهت است که رفتار والدين نقش اساسي در تربيت فرزندان خواهد داشت. [4]

براي اينکه اين الگو پذيري کودک از والدين در خانواده بنحو احسن صورت گيرد مهمترين عامل يکي بودن کردار و گفتار در خانواده است. آنچه پدر و مادر مي گويند و بدان عمل مي کنند براي کودک به منزله حجت تلقي شده و از اعتبار خاصي برخوردار است. بنابراين همخواني کردار و گفتار تائيدي است بر آنچه والدين، کودک خود را به آن ترغيب مي کنند. عدم هماهنگي ميان قول و فعل ايشان نه تنها نصايح آنان را بي اعتنا مي سازد، بلکه موجب مي شود. تا شخصيت پدر و مادر نزد فرزند کم رنگ و بي رونق شده، درموارد ديگر نيز خود را ملزم به اطاعت از پدر و مادر نبيند. [5]

توصيه هاي کلامي و به بيان ديگر پند و اندرز شيوه اي است که اگر با رعايت نکات روان شناختي همچون حفظ احترام مخاطب، پرهيز از تکرار و توضيح بيش از حد، بهره گرفتن از استدلال و توجيه منطقي انجام شود تاثير بسزايي خواهد داشت، اما با اين وجود عمل مرتبه اي بالاتر را داراست. براي مثال ما به عنوان مربي مي توانيم به کودکان بياموزيم که چرا و چگونه بايد در حفظ بهداشت محيط زندگي خود بگوشيم و چه وظايفي در اين زمينه داريم. اما هر گاه بر روي زمين آشغالي ديديم خود آنرا برداشته، در محل زباله قرار دهيم تاثير بيشتري خواهد داشت، زيرا اولاً او را با وظايف خود آشنا کرده ايم و ثانياً متوجه خواهد شد که کار براي همه حتي مربي نه تنها وظيفه بلکه افتخار است تا مصداق آيه شريفه:

«اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم»[6] واقع نشوند.

انديشمندان و مربيان بزرگ مسلمان درباره اهميت و ارزش تربيت در خردسالي و کودکي چه نکته ها و چه سخنها که نگفته اند.

غزالي مي گويد: بدان که کودک امانتي است در دست مادر و پدر، و آن دل پاک وي چون گوهري است نفيس، و نقش پذير است چون موم و از همه نقشها خالي است. چون زميني پاک است که هر تخم که در وي افکني، برويد، اگر تخم خير افکني به سعادت دين و دنيا شريک باشند، واگر برخلاف اين باشد، بدبخت شود و ايشان در هر چه بر وي رود شريک باشند.[7]

خانواده هايي که آرزو دارند فرزندان صالح، راستگو، معتقد و اهل نماز و عبادت داشته باشند بايد خود چنين باشند. وقتي خانواده اي خود از مقيمين صلاه باشند، نونهالان چنين خانواده اي نياموخته، اهل نماز مي شوند. چيزي که نياز به آموختن دارد، فصول نماز است نه اصول نماز.

تربيت ديني و عبادي فرزندان در خانواده همچون آموختن شنا به ماهي است. پيامبر اکرم (ص) مي فرمايد: «کل مولود يولد علي الفطره حتي تکون ابواه يهودانه و ينصرانه»[8]

ترجمه: هر نوزادي به فطرت (اسلام و توحيد) متولد مي شود، آنگاه پدر و مادر او را به يهوديت و نصرانيت گرايش مي دهند و از راه فطرت منحرف مي سازند.

غريزه تقليد يکي از عزايز نيرومند و ريشه دار انسان است. اگر اين غريزه نبود کودک چگونه مي توانست بسياري از رسوم زندگي، آداب معاشرت، غذا خوردن و... را فرا گيرد؟

چشم و گوش براي کودک چونان دريچه اي است که بطور مستمر مي بيند و مي شنود و ذهنش همانند آينه از مشاهدات خود عکس مي گيرد و ضبط مي کند. کودک براي ساختن شخصيت خود نياز به الگو و اسوه دارد. خانواده و بخصوص والدين بايد از اين غريزه تقليد کمال بهره را بگيرند و تربيت ديني را از اين طريق به کودک خود بياموزند، همانگونه که پيامبر اکرم (ص) اسوه و الگوي نسل بشر اينگونه آموخت: «صلوا کما رايتموني اصلي» همانگونه نماز گزاريد که من انجام ميدهم. والدين نمي توانند تنها با توسل به گفتار، کودکان خود را به رفتار نيک رهنمون گردند، مگر آنکه با رفتار و عمل، گفتار خود را تاييد کنند.

امام صادق (ع) مي فرمايد: «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم»[9] مردم رابا رفتار وعمل خودبه حق رهبري کنيد، نه با زبان خويش.

قرآن اين حقيقت را به زيباترين لفظ و معني بيان مي کند: «يا ايها الذين آمنوالم تقولون ما لا تفعلون»[10] اي ايمان آورندگان، چرا مي گوييد آنچه را که عمل نمي کنيد.

در خانواده والدين به عنوان اصلي ترين عضو آن بايد در تربيت ديني کودکان تلاش کنند تا متربي از سرشوق و اشتياق به تجارب دروني دست يابد، به نحوي که خود بتواند فطرت خداجوي خود را کشف کند و تجربه ديني را بطور حضوري شهود نمايد. اين ممکن نخواهد شد جز با عشق. عشق کليد تربيت ديني است. کسب فضايل اخلاقي بايد به واسطه عشق به خداوند حاصل شود. انسان کامل کسي است که بتواند گرايش هاي والاي انساني، همچون کمال طلبي، حقيقت جويي، خداجويي، علم طلبي، عدالت خواهي و... را در خود کشف کند و بپروراند. در حقيقت جمال معنوي است که مي تواند دل را مهياي کمال سازد. براي شناخت حقيقت مي توان از عقل و استدلال و نيز دل مدد جست. [11]

در گرايش کودکان و نوجوانان به امور ديني و مذهبي عناصر مختلفي نقش دارند. از جمله مهمترين و مؤثرترين اين عوامل خانواده مي باشد.

تربيت و آموزش، انتقال اطلاعات نيست بلکه تغيير در جهان بيني است.[12] هيچ تربيت و آموزشي بدون زمينه سازي، موفق نيست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تاثيرگذار در ارسال يک پيام ارزشي، از وحدت و هماهنگي لازم در عمل برخوردار نباشد، نمي تواند موثر واقع شوند و چه بسا آثار يکديگر را خنثي کنند. عناصر و عوامل تاثير گذارنده در محيط خانه ، مدرسه و جامعه در القاي يک ارزش معنوي و رسانيدن پيام و بيان روح مذهبي ، اگر عملاً يکديگر را نفي کنند و يا در برنامه ها و اظهار مطالب ، هر کدام راه و هدفي متفاوت و مغاير با يکديگر بپيمايند ، در ذهن فرد تناقض بوجود مي آورند و پيام منجر به ايجاد انگيزه ، شوق ، اراده و عمل نمي شود. اما در اين ميان ، يک نکته مهم و قابل توجه را نبايد فراموش کرد که اگر تربيت ديني و مذهبي خانواده اي اساسي و ريشه اي باشد ، فرد تربيت شده مي تواند در برابر تندبادهاي مختلف فرهنگي و اجتماعي مقاومت کند و از مسير صحيح زندگي خارج نشود. آموزش و پرورش روحية مذهبي مناسب ، ابتدا از خانه شروع مي شود و خانواده نقش مهمي در انتقال فرهنگ ديني از خود بروز مي دهد.

حضرت امام (ره) با اشاره به تاثير محيط خانه ، بويژه نقش مادر در سرنوشت فرزند مي فرمايد: دامن مادر بزرگترين مدرسه اي است که بچه در آنجا تربيت مي شود. آنچه بچه از مادر مي شنود غير از آن چيزي است که از معلم مي شنود. بچه از مادر بهتر مي شنود تا معلم ، در دامان مادر بهتر تربيت مي شود تا در جوار پدر يا در جوار معلم.[13]

از اين رو پاکسازي محيط خانه از بدآموزيهاي رفتاري و اخلاقي و ارائه الگوهاي شايسته از مسئوليتهاي جدي والدين است.

آداب و عبادات مذهبي چون پاسخي به عالي ترين نيازهاي معنوي است ، اگر بطور طبيعي و با جلب رضايت قلبي ارائه شود ، احساس خوشايند را در آنان بر مي انگيزد و متربي آن را براحتي جذب مي کند ، چرا که عواطف و احساسات ، مهمترين نقش را در تکوين ، رشد و پرورش شخصيت جوان و نوجوان دارند. بديهي است زماني که کودکان و نوجوانان در معرض يادگيري و آموزش احکام و عبادات قرار دارند ، لازم است براي اين موضوع زمينه سازي شود تا همراه با آموزش ، احساس خوشايند در او ايجاد گردد و به اين ترتيب، نتيجه اي مطلوب به بار آورد. در اينصورت، تقويت چنين گرايش فطري نيز بسيار آسان و طبيعي خواهد بود. کسب عادتها و رفتارهاي مذهبي بيش از آنکه متاثر از اندرزها و سخنان والدين باشد، معلول پذيرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.[14]

با برانگيختن احساساتي خوشايند در حين انجام فرايض مذهبي در کودکان و نوجوانان، زمينه يادگيري رفتارها و احساسات مطلوب فراهم مي گردد و اين نيز به نوبه خود موجب تقويت انگيزه و گرايش به نيايش و ارتباط با پروردگار متعال مي شود. يادگيري بيشتر رفتارها و گفتارهاي کودکان و نوجوانان، براساس مشاهداتي است که نسبت به اعمال والدين دارند و نيز احساسي که فضاي ارتباطي خانواده در آنها پديد مي آورد، در اين امر موثر است. در کانون خانواده است که گرايش ديني افراد تقويت مي شود و خمير مايه شخصيت مذهبي در آنان تکريم مي يابد.
به عنوان مثال هنگامي که شب در خانه دست از سخن گفتن و بازي کردن با کودک دو ساله خود برمي داريد و سجاده اي پهن مي کنيد و به نماز مي ايستيد، از همان آغاز، کودک شما حس مي کند که شما در حال خاصي به سر مي بريد، مي بيند هر چه شما را صدا مي کند جواب او را نمي دهيد، بلکه در عوض کلماتي به زبان مي آوريد که با حرفهائي که به او مي زنيد فرق دارد. گاهي خم مي شويد و قدري مي نشينيد و پس از چند بار نشستن و برخاستن، دوباره با او صحبت مي کنيد. همچنين وقتي نيمه شب فرزند از خواب برمي خيزد و چراغ را برخلاف شبهاي ديگر روشن مي يابد و پدر و مادر را مي بيند که دور سفره اي نشسته اند و غذا مي خورند و دعا مي خوانند و پس از ساعتي، ديگر چيزي نمي خورند، با اين تجربه، روزه عملاً در ذهنش نقش مي بندد. وقتي به اين ترتيب در دوران کودکي در خانه و خانواده عملاً با نماز و روزه و طهارت و نجاست و محرم و نامحرم و حلال و حرام آشنا مي شود، اندک اندک اوضاع و احوال حاکم بر خانواده، به اعمال و آداب اسلامي تأدّب پيدا مي کند. براي کساني که از سابقه پرورش خانوادگي با آداب اسلامي بي بهره اند، عمل کردن به فرائض اسلامي مثل پريدن در استخري پر از آب سرد است. کسي که بر لب چنين استخري ايستاده مي تواند نظراً خودش را قانع کند که بايد به درون استخر بجهد اما عملاً پايش مي لرزد، اختلافي که ميان درجه حرارت تن او و آب استخر وجود دارد، انتقال دفعي از بيرون به درون استخر را مشکل مي سازد، اينست که اگر مصمم به آب تني باشد ابتدا سرانگشت پاي خود را تر مي کند بعد دستي به سر و سينه خود مي کشد و خلاصه مدتي با آب بازي مي کند تا بتواند دل به دريا بزند و با تمام بدن در آب فرو رود، بسا که همين ترس او از سردي آب سبب شود تا هرگز عملا وارد استخر نشود و همواره در کنار آب بنشيند. طفلي که از بدو تولد در فضاي اسلامي بزرگ شده است، هرگز خود را با انتقالي اين چنين نامانوس و دشوار مواجه نمي بيند، او به شناگري مي ماند که از اول بي آنکه ابهت و غرابت و گزندگي سرماي آب استخر يکباره دست و پاي او را سست کرده باشد، خود را تا گردن در آب مي بيند، و اگر تصميم به شنا کردن بگيرد ديگر ترس از آب، ميان تصميم و عملش فاصله ايجاد نخواهد کرد.[15]

بسياري از رفتارها و گرايشهاي کودک و نوجوان، از قبيل گرايش به نماز و روزه، شرکت در کارهاي خير و اهميت دادن به وظايف و تکاليف ديني، غالباً متاثر از تجارب خوشايند تربيتي آنان در خانه و خانواده است. کودکان بشدت نيازمند و تشنه يادگري هستند و احتياج به امنيت و آرامش خاطر و اتصال به يک قدرت، رحمت و عطوفت دارند. آواي ملکوتي قرآن و نواي دلنشين اذکار نماز، حتي در دوران بارداري مادر موجب جنب و جوش و شکوفايي گرايش و احساسات ديني در کودک مي شود.[16]

حضرت علي (ع) مي فرمايد: «قلب نوجوان، همچون زميني خالي است، هر بذري که در آن افکنده شود مي پذيرد. من پيش از آنکه دلت سخت گردد و فکرت مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت کردم».[17]

بنابراين خانواده در تربيت ديني فرزندان و هدايت صحيح آنها بسوي رستگاري و اعمال صالح بيشترين و مؤثرترين نقش را در برابر ساير عوامل دارد، هر چند که نقش عوامل ديگر را نمي توان انکار کرد اما اگر تربيت ديني در يک خانواده به نحو احسن و با نظارت و کنترل دقيق و دور از هر گونه افراط و تفريط صورت گيرد، مي توان بر بسياري از دوگانگي ها و عوامل مخرب و تاثيرگذار ديگر غلبه کرد. چگونه است که در خانواده اي دختري با ديدن همکلاسي ها و دوستان خود از پدر و مادر خود تقاضا مي کند چادر را از سر بردارد و همانند دوستانش در انظار حاضر شود و از سوي ديگر در خانواده اي ديگر در همان شهر، وقتي پدري در مهماني اقوام و خويشان خود رو به دخترش مي کند و به شوخي به او مي گويد: در اينجا غريبه نيست چادرت را از سر بردار، آن دختر با ناراحتي و اخم اتاق را ترک مي کند، اين تفاوتها به نقش و نحوه تربيت ديني يک خانواده برمي گيرد.

وقتي در خانواده اي صداي آهنگهاي بندري و ترانه هاي غربي آنقدر بلند باشد ديگر فريادهاي يا حسين بسيجيان لاي نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد.

وقتي پدر و مادرها مي نشينند فيلمهاي مبتذل را از طريق ماهواره وويدئو و غيره با کيف تماشا مي کنند و قربان صدقه فلان هنرپيشه و فلان خواننده مي روند و آنها را الگوي زندگي خود قرار مي دهند ديگر وقت ندارند که به سيلي خوردن حضرت زهرا (عليها السلام) فکر کنند و معصومين (عليهم السلام) را الگو و نصب العين زندگي خود قرار دهند و بچه هاي خود را با راه و رسم اين بزرگواران آشنا سازند.

وقتي خانواده اي افتخار مي کند که بچه شان «همبرگر» را درست تلفظ مي کند و به پيتزا علاقه پيدا کرده است. وقتي بچه ها مي بينند که مادرانشان کنار خيابان بدنبال جواهرات مي گردند و پوست گوزن مي پوشند و روسري ژورژت سر مي کنند. وقتي پدرانشان غيرتشان را گم کرده اند و توي چراگاههاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند، ديگر چگونه توقع داريم که بچه ها تحت تاثير تربيت ديني به اصول و ارزشهاي فرهنگ ديني خود پايبند باشند.
بنابراين خانواده بايد تلاش کند که آموخته هاي مذهبي کودکان با تجارب و احساسات خوشايندي شکل بگيرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندي و روحيه رضايتمندي، گرايش به اين احساسات مذهبي را براي کودکان گوارا مي سازد.

مشاهده رفتار اطرافيان (بخصوص والدين) انگيزه اي قوي و غني براي يادگيري و آموزش فرزندان است. وقتي که کودک نسبت به رفتار و نحوه حرکات و حرف زدن والدين و اطرافيان کنجکاو مي شود، بايد توجه داشت که کنجکاوي وي بي هدف و بي نتيجه نيست، بلکه متضمن الگوگيري و مشارکت فعالانه او به صورت تجربه اي جديد در فرازهاي حساس زندگي است. زماني که نوجوان، الگوهاي رفتاري مطلوب خويش را در موقعيتها و شرايط مختلف زندگي، در رفت و آمدها، ميهمانيها و برخورد بستگان و دوستان مشاهده مي کند احساس شادماني، شوق و شعف سراسر وجودش را فرا مي گيرد و عميقا نسبت به رفتار آنها کنجکاو مي شود و از آنان الگو مي گيرد.
مهيا کردن چنين فضايي، بخصوص اگر همراه با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان و همسالان آنان باشد برايشان بسيار دلنشين و دلپذير است و همين امر بتدريج گرايش به امور مذهبي و روحيه اجتماعي را در آنان تقويت مي کند. بديهي است هر قدر الگو محبوبتر باشد، يادسپاري رفتار آسانتر مي گردد. نگاهها و حالات و به سر بردن در اين لحظات، غرق در سرور و شادي مي شوند و سعي دارند که خود نيز اين قبيل رفتارها را با اشتياق تمام باز آفريني کنند. پدر و مادر و اهل خانه اگر در رفتارهاي خود، به راست گويي، صداقت، عفاف و حجاب، صبر و بردباري و توجه به حساسيت نسبت به اوقات نماز ارج بنهند و در عملکردهاي خود ثابت قدم باشند، تاثير گذاري و درون سازي گفتار و رفتارشان به مراتب بيشتر از زماني است که تنها با گفتار و يا اجبار، فرزندان خويش را به کارهاي مذهبي وادار سازند، در حاليکه خود در عمل سهل انگاري مي کنند. لحظه هاي حساس و پرجاذبه رفتار پدر و مادر در ايجاد فضاي دوستانه، صميمي و دلنشين عاطفي در مواجهه با فرزندان، سبب مي گردد که آنان بدون زحمت، رفتار مورد علاقه خود را مورد توجه و تقليد آگاهانه قرار دهند. پدر و مادر و اعضاي خانواده، اگر توجه داشته باشند که در خانه، سفر يا گردش، در ميمهاني و يا در حين کار و بطور کلي در هر موقعيتي به اصول و احکام ديني پايبند باشند و به آن اهميت دهند، در تلقي و نگرش فرزندان نسبت به فرايض ديني تاثير مضاعف خواهد داشت. [18]

بجاست که خانواده ها با الهام از فرهنگ غني اسلام و احکام و تعاليم آن به تربيت صحيح فرزندان مراقبت و تربيت نياز دارد و اين جز از طريق عمل صالح و تادب به آداب شريعت و پرهيز از عوامل غفلتزا ميسر نخواهد شد.

«ان في دلک لذکري لمن کان له قلب او القي السمع و هو شهيد»[19]


  

 

 

 

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت: 19:50 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,
نظرات()

ميزان وعلل نا هنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان

بازديد: 0
ميزان وعلل نا هنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان

ميزان وعلل نا هنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان

عنوان: ميزان وعلل نا هنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان مقطع راهنمايي و روشهاي مقابله با آن

محقق:غلامرضا حسني

 

بيان مسئله:نا هنجا ريهاي اجتماعي از جمله عواملي است كه بتدريج نظم اجتماعي را مختل مي سازد.بنابراين شناخت ميزان و علل ناهنجاريها در هر اجتماعي مي تواند در تصحيح روند جامعه پذيري و نظم اجتماعي موثر باشد.تحقيقات متعدد نشان دهنده اين است كه عوامل مختلف فردي و اجتماعي در بروز ناهنجاريها موثرند.از جمله اين عوامل ميتوان به موارد زير اشاره كرد: به نقش هنجارهاي فرهنگي ,روابط اجتماعي,گروههاي همسالان,ديگران مهم,زندگي در خيابان,و وقت گذراندن در سر كوچه و محله,

تضعيف كنترل اجتماعي غبر رسمي,ارزوهاي بي حد و حصر,تعارضات والدين و فرزندان,ناسازگاري والدين,پايگاه اجتماعي-اقتصادي و فرهنگي خانواده,سطح تحصيلات خانواده,دلبستگي جوانان به دوستان بزهكار خود,بيكاري و

با توجه به اين مطالب تحقيق حاضر بدنبال بررسي ميزان ناهنجاريهاي رفتاري نوجوانان در محيطهاي اموزشي و غير اموزشي بوده و نيز در پي شناخت ويژگيهاي محيهاي اجتماعي كه نوجوانان با انها در ارتباط هستند,مي باشد تا از اين طريق به تبيين عوامل تـاثير گذار بر ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بپردازد.www.zibaweb.com

 

اهداف تحقيق:

1-شناخت نا به هنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان مقطع راهنمايي شهر مشهد.

2-شناخت عوامل تاثير گذار بر هنجاريهاي دانش اموزان در مقطع راهنمايي شهر مشهد.

3-مقايسه نتايج تحقيق حاضر با ساير تحقيقان انجام شده و بررسي ميزان انطباق ان با نظريه هاي فرهنگي,كنترل اجتماعي و فشار و تضاد در زمينه انحرافات اجتماعي.

4-ارائه راهكارهاي متناسب با نتايج حاصل از تحقيق به منظور كاهش ميزان نا بهنجاريهاي رفتاري دانش اموزان.

 

سوالات تحقيق:

 

1-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان دانش اموز مقطع راهنمايي چقدر است؟

2-عوامل موثر بر ميزان نا بهنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان دانش اموز كدامند؟

3-راهكارهايي كه ميتواندموجب كاهش نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان گروه,كدامند؟

 

فرضيات تحقيق:

 

1-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب جنسيت انان تفاوت معناداري وجود دارد.

2-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموزوسن انان رابطه معناداري وجود دارد.

3-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب ويژگيهاي شخصيتي انان تفاوت معناداري وجود دارد.

4-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب وضعيت جسماني انان تفاوت معناداري وجود دارد.

5-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان تقيد مذهبي انان رابطه معناداري وجود دارد.

6-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ناهنجاريهاي رفتاري اعضاي خانواده انان رابطه معناداري وجود دارد.

7-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان تقيد مذهبي اعضاي خانواده رابطه معنادار و معكوسي وجود دارد.

8-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب سطح تحصيلات والدين تفاوت معناداري وجود دارد.

9-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب وضعيت اقتصادي خانواده انان تفاوت معناداري وجود دارد.

10-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب امكانات اموزشي و تربيتي محيطهاي اموزشي انان تفاوت معناداري وجود دارد.

11-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي در محيطهاي اموزشي رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.

12-بين ميزان نا بهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان كنترل اجتماعي در محيطهاي اموزشي رابطه معنادارومعكوسي وجود دارد.

13-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ساعات استفاده از وسايل ارتباط جمعي توسط انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.

14-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز وكيفيت استفاده از وسايل ارتباط جمعي توسط انان رابطه معناداري وجود دارد.

15-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموزوميزان تقيد مذهبي دوستان انان رابطه معنادار و معكوسي وجود دارد.

16-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز وميزان نابهنجاريهاي دوستان انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.

17-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و تعداد دوستان انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.

18-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ساعات تماس انان در شبانه روز با دوستانشان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.www.zibaweb.com

 

پيشينه تحقيق:

 

زماني پور در بررسي خود(1366)نتيجه مي گيرد كه بين از هم گسيختگي خانواده،فقر اقتصادي و اعتياد با جرائم سرقت و فروش مواد مخدر رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.نتايج تحقيق شكري(1373)نيز حاكي از ان است كه عوامل فردي(سن،جنس،قدرت و عوامل ژنتيك)،(عوامل رواني(ترس،خود پسندي،نفرت،هيستري و...)و عوامل محيطي(خانواده نابه سامان،طلاق،كمبود محبت،محبت بيش از حد،سابقه بزهكاري والدين،بيكاري و..)به نحوي در بروز انحراف اجتماعي مؤثرند.در تحقيقي تحت عنوان((بزهكاري و انحراف جوانان ،عوامل و راه حلها))(خيري،1372)نتايج زير بدست اموده است.

مهمترين عوامل انحراف عبارتند از:

1- خانواده

 2-دوستان ناباب

 3-دين گريزي و هوا پرستي

 4-راهنمايان و الگوهاي نامناسب

 5-جهالت

 6-هجوم فرهنگي

 7-فقر اقتصادي و بيكاري

 8-محيط اجتماعي نامناسب

 

نتايج تحقيق موسوي(1377)نيز حاكي از ان است كه بين وضعيت تحصيلي،وضعيت تأهل،وضع زندگي والدين،تفاوت سطح سواد فرد با همسر،تأثير گروه دوستان،تفاوت سني فرد با والدين،ميزان پايبندي فرد به شعائر مذهبي با احتمال انحراف اجتماعي رابطه معناداري وجود دارد.

در تحقيق كه به بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر بزهكاري نوجوانان اصفهان (1373)پرداخته شده است.

نتايج زير قابل ملاحظه است:

 

1-ميزان بهره مندي بزهكاران از امكانات زندگي در مقايسه با غير بزهكارانكمتر بوده است.

2-پايگاه اجتماعي خانواده بزهكاران و درامد ماهيانه انان در مقايسه با غير بزهكاران پائين تر بوده است.

3-ميزان گسيختگي در خانواده هاي بزهكاران به نسبت بيشتر از خانواده هاي غير بزهكار مي باشد.

4-ميزان رسيدگي و توجه والدين بزهكاران راجع به حل مشكلات فرزندانشان نسبت به والدين غير بزهكار كمتر است.

5-ميزان اگاهي والدين از وضعيت دوستان و معاشرين فرزندان در خانواده هاي بزهكاران به نسبت كمتر از خانواده هاي غير بزهكار است.

6-بزهكاران نسبت به غير بزهكاران تمايل بيشتري به تيپهاي كجرو دارند.

7-ميزان تماس افراد بزهكار در مقايسه با غير بزهكاران با دوستان كجرو بيشتر است.

 

نتايج ساير تحقيقات مطرح شده در پيشينه نيز حاكي از انست كه :

 

1-ميزان جامعه رنجوري و افسردگي جوانان معتاد به مواد مخدر در مقايسه با جوانان عادي بيشتر است.(شايسته 1375).

2-بين دلبستگي هاي جوانان (به ويژه پسران)به دوستان بزهكار خود و رفتار بزهكارانه رابطه وجود دارد(شيري،1376)

3-ميزان مشاركت جوانان(بويژه دختران)كه دلبستگيهاي ضعيفي به قواعد حاكم بر خانواده و مدرسه داشته اند،در فعاليتهاي بزهكارانه افزايش داشته است.(همان)

4-دختراني كه موفقيت تحصيلي در مدرسه نداشته اند يا عضو خانواده نابسامان بوده اند،رفتارهاي بزهكارانه انها افزايش داشته است.(همان)

5-بين مهاجرت و رفتار بزهكارانه رابطه وجود دارد.(همان)

6-ميان ستيز والدين،سطح تحصيلات خانواده و پايگاه اجتماعي خانواده و بزهكاري دانش اموزان رابطه وجود دارد.(نقدي،1374)

7-ناهنجاريهاي اجتماعي در ميان پسران بيش از دختران بوده است.(...،1377مشهد)

8-بين حالتهاي گوشه گيري و افسردگي ،هيجان پذيري،پرخاشگري،بي قراري و تمايلات ضداجتماعي نوجوانان بزهكار پسر و نوجوانان غير بزهكار تفاوت معناداري وجود دارد.(؟،؟)

9-ميان اعتقادات،تجربيات و التزام مذهبي با كجروي رابطه معكوس و معناداري وجود دارد.(طالبان،1378)

 

برخي نتايج تجقيقات خارجي در اين زمينه نيز نشان ميدهد كه:

 

1-هر چه مجازاتها بيشتر باشد،احتمال كار انحرافي كاهش مي يابد.(ويزه،1994).

2-گروههاي همسالان و ديگران مهم بر رفتار انحرافي جوانان تأثير دارند(ماتسودا،1992).

3-زندگي در خيابان و وقت گذراندن در سر كوچه و محله ها بر انحرافات تأثير دارند.(هگمان و مك كارتي1992)

4-تضعيف كنترل اجتماعي غير رسمي و ارزوهاي بي حد موجب پيدايش انحرافات در بين جوانان ميشود.(هگمان و همكاران1992)

5-ارتباط با دوستان منحرف بر پيدايش رفتار انحرافي در فرد مؤثر است.(مستروكروهن1990).

6-همبستگي اعضاي خانواده (والدين و فرزندان)به عنوان يك عامل كنترل كننده از رفتارهاي نابهنجار جلوگيري ميكند.(همان)

7-تلويزيون بر رواج خشونت و گرايش به پرخاشگري مؤثر است.(ديويدسن و اسپرافكينگ،1982)

روش تحقيق:

تحقيق حاضر از نوع توصيفي و تبييني است.

جامعه اماري،حجم نمونه و شيوه نمونه گيري:

جامعه اماري پژوهش حاضر كليه دانش اموزان دختر و پسر مقطع راهنمايي در نواحي هفتگانه مشهد و حجم نمونه 800نفر ميباشد. شيوه نمونه گيري طبقه اي متناسب است.

 

نتايج تحقيق:Ab-normal students

 

1-در مدارس دخترانه

رعايت نكردن بهداشت

مطالعه نكردن دروس

مبادله عكس و فيلمهاي غير مجاز

توجه نكردن به سخنان معلمين و مدير و معاونين

تخريب و اسراف اموال مدرسه

دعوا و رفتارهاي خشونت اميز

غيبت غير موجه

 به ترتيب بيشترين فراواني را در ميان رفتارهاي نابهنجار اجتماعي در محيط مدرسه به خود اختصاص داده اند.

 

2-در مدارس پسرانه

 به ترتيب اولويت

 رعايت نكردن بهداشت محيط مدرسه ،

دعوا و رفتارهاي خشونت اميز،

تخريب و اسراف اموال مدرسه،

توجه نكردن به سخنان معلمين هنگام تدريس،

توجه نكردن به سخنان مسئولين مدرسه،

مبادله فيلمهاي مبتذل و ويدئويي،

غيبت غير موجه و مطالعه نكردن دروس،

بيشترين فراواني را در ميان رفتارهاي اجتماعي نابهنجار به خود اختصاص داده اند.

 

3-ميزان نابهنجاري در دانش اموزان پسر بيش از دختران است.

4-با افزايش سن دانش اموزان ميزان نابهنجاري انان افزايش مي يابد.

5-بين ويژگيهاي شخصيتي(ميزان پرخاشگري)دانش اموزان و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي انان تفاوت معناداري وجود دارد.

6-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي و رفتاري دانش اموزاني كه داراي نقص عضو هستند بيش از دانش اموزاني است كه از سلامتي برخوردارند.

7-بين ميزان نابهنجاريهاي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي انان رابطه معكوسي وجود دارد.

8-خانوادگيهايي كه ميزان گسيختگي در انها بيشتر بوده است ،ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي فرزندانشان بيشتر بوده است.

9-بين ميزان نابهنجاريهاي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي خانواده رابطه معكوسي وجود دارد.

10-بين سطح تحصيلات والدين و ميزان نابهنجاريهاي دانش اموزان در خارج از محيطهاي اموزشي رابطه معكوسي وجود دارد.

11-بين وضعيت اقتصادي خانواده و ميزان ناهنجاريهاي دانش اموزان رابطه مثبتي وجود دارد.

12-بين ميزان امكانات اموزشي-تربيتي واحدهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه معكوسي وجود دارد.

13-بين ميزان وقوع نابهنجاريهاي محيطهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه مستقيمي وجود دارد.

14-بين ميزان كنترل اجتماعي در محيطهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه معكوسي وجود دارد.

15-نتايج نشان ميدهد كه تأثير ميزان استفاده از ماهواره،ويدئو،تماشاي تلويزيون بر ناهنجاريها مثبت است.ماهواره بيش از ويدئو و ويدئو بيش از تلويزيون بر افزايش نابهنجاريهاي دانش اموزان تأثير ميگذارد.

16-بين تماشاي فيلمهاي عشقي و پليسي و جنايي و ميزان نابهنجاريهاي دانش اموزان رابطه مثبت وجود دارد.

17-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي دوستان انها رابطه معكوسي وجود دارد.

18-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان و ميزان نابهنجاريهاي دوستان انها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.

19-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و تعداد دوستان صميمي انها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.

 

پيشنهادات:

 

1-با توجه به تأثير تقيد مذهبي بر ناهنجاريها ضروري است خانواده،مدرسه با تقويت ارتباط خود و وسايل ارتباط جمعي اعم از راديو،تلويزيون،سينما,روزنامه ها و نشريات از طريق پيامهاي خود در طرز تفكر و رفتار افراد جامعه مؤثر واقع شوند.اگر پيامهاي اين رسانه ها به سمت ارزشهاي مذهبي جامعه گرايش پيدا كند،ميتواند در جهت تربيت ديني نسل جوان مؤثر افتد.

2-در محيط اموزشي با تشويق دانش اموزاني كه رفتارهاي متناسب با هنجارها و ارزشهاي مورد انتظار را دارا هستند و تنبيه متناسب دانش اموزاني كه فاقد چنين شرايطي هستند،ميتوان رفتار دانش اموزان را كنترل نمود.

3-هماهنگي مدير،معاونين در برخورد،دانش اموزان.

4-ايجاد ارتباط بين خانواده و مدرسه و بالا بردن سطح اگاهي وشناخت خانواده در مورد اثار سوء نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان.

5-تشكيل جلسات فوق برنامه و ارائه نتايج حاصل از رفتارهاي نابهنجار براي فرد و جامعه در محيطهاي اموزشي.

6-تشكيل جلسات پرسش و پاسخ با حضور والدين در محيطهاي اموزشي به منظور ارتقاء سطح اگاهي خانواده نسبت به سالم سازي محيط خانواده .

7-استفاده از حداقل امكانات به منظور انجام مسابقات در زمينه هاي مختلف ورزشي،علمي،اعتقادي و... ميتواند در ارضاء نياز استقلال طلبي و خود شناسي دانش اموزان بطور سالم مؤثر باشد و از بروز اشكال نابهنجاري،خودنمايي و ابراز وجود نوجوان بكاهد.

8-تقويت منابع كتابخانه اي در مدرسه بويژه كتابهاي علمي و تخيلي و كتابهايي در ارتباط با مسائل جوانان.

9-ارتقاء سطح اگاهي دانش اموزان در زمينه چگونگي انتخاب دوست و اگاه نمودن والدين در كمك به نوجوانان در انتخاب گروه دوستي خود و كنترل روابط انان با دوستانشان. www.zibaweb.com

10-هنجارسازان جامعه به اين نكته توجه داشته باشند كه بازداشتن نوجوانان و جوانان از ويدئو و ماهواره وشبكه هاي اينترنت يك راهكار منطقي در جهت اثار سوء اين وسايل نخواهد بود بلكه بايستي توان گزينش صحيح را از طريق روند جامعه پذيري در ميان افراد جامعه بالا برد.http://www.khedu.ir/

*****************************

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت: 19:41 منتشر شده است
برچسب ها : ,,
نظرات()

تحقیق درباره ترک تحصیل در دانش آموزان

بازديد: 3
تحقیق درباره ترک تحصیل در دانش آموزان

مقاله در مورد ترک تحصیل در دانش اموزان

مقدمه

 

امروزه ترک تحصیل یکی از معصلات اغلب جوامع است، چون هر ساله مقادیر زیادی از نیروی اقتصادی ،فکری و زمانی معلمان، دانش آموزان ،پدران و مادران و مولان آموزش و پرورش و بالاخره جامعه بیهوده صرف می شود بدون اینکه نتیجه ای حاصل گردد. گذشته از این تاثیر ناگواری  بر وضعیت روش و فکری دانش آموزان دارد.

کشور اسلامی مان ایران،قرنها مشعل دار علم و فرهنگ جهان بوده که در دامن دانش پرور خود هزاران فیلسوف ، دانشمند، عارف، شاعر و ادیب پرورانده است کشوری که در حال حاضر در مسال زیادی الگو و سرآمد دیگر کشورها می باشد. در مسال تعلیم و تربیت نتوانسته به هدف مورد نظر برسد و حتی در راه مانده است ، که بزرگترین معضل تعلیم و تربیت در حال لاضر افت تحصیلی میباشد که مربوط به جای جای کشور است. در ایران تا به حال این نوع شکست تحصیلی از زوایای متفاوتی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است . از جمله: مطاله ی شرایط فرهنگی اقتصادی ،خانوادگی و آموزش ، اجتماعی که به نوعی برروی مسئله تاثیر گذار بوده اند.

تعریف ترک تحصیل :حالتی است که دانش آموز توانایی ادامه تحصیل را داشته ولی به عللی از ادامه تحصیل باز مانده است.

بررسی علل ترک تحصیل و افسردگی:ترک تحصیل عبارتست از دور ماندن و نرسیدن به اهداف در هر درس و دوره ی تحصیلی.

این پدیده هم یکی از نگرانی های مهم خانواده ها  و دست اندر کاران تعلیم و تربیت است همه ساله تعداد زیادی از دانش آموختگان در کشورهای مختلف جهان با پدیده های به نام افت تحصیلی مواجه اند این پدیده علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی که به دلیل تکرار پایه یا مصرف هزینه ی مجدد برای دانش آموزان انجام می گیرد آثار شومی که سلامت روحی دانش آموزان را مخدوش می نماید بر جای می گذارد .

ترک تحصیل علاوه بر آثار سوء اقتصادی در شکل کلی تاثیر ناگوار بر سلامت روانی دانش آموزان گذشته و متعاقب آن مشکلات و نگرانی عدیده ای را برای خانواده ها به دنبال دارد.

ترک تحصیل یکی از مشکلات عمده ی نظامهای آموزشی در دنیای کنونی است و هر سال مقادیر متناهبی از امکانات مالی نیرو های انسانی و آموزش و پرورش به این معضل اختصاص می یابد.

از آنجایی که ترک تحصیل با نظام آموزشی، فرهنگی ، اجتماعی و خانوادگی جامعه ارتباط تنگا تنگی دارد برسی آن مستلزم دقت نظر و ارزیابی دقیق عوامل  عدیده ای  است که بسیاری از افراد ترک تحصیلی را به معنای ناتوانی دانش آموز در یادگیری مواد درسی می دانند بدون شک این تصوری نا درست  است. ناتوانی کودک در فراگیری دروس ممکن است از توانایی های محدود ذهنی ناشی شود در حالی که ترک تحصیل به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطح پایین تر در تحصیل و آموزش است.به منظور تمایز بین این قبیل ناتوانایی ها و ترک تحصیل اراده ی تعریضی به این صورت که ترک تحصیلی به معنی کاهش ،عملکرد تحصیلی از سطحی رضایت بخش به سطحی نا مطلوب ضروری به نظر می رسد که در مورد سطح عملکرد قبل و حال او بهترین شاخص می باشد.

تاثیر خانواده بر ترک تحصیل

مهمترین عامل موثر در شکل گیری مگرش دانش آموزان نسبت به تحصیل خانواده است، اولیا دانش آموز می توانند با تجارت و ارتباط با آموزشگاه در خصوص انجام و پایبندی دانش آموزان، همراه خوب برای سازمان دهی اوقات مطالعه ی آنان باشند.

ایجاد محیط آرام و مساعد و با کم کردن محرک های مزاحم از جمله تلویزیون، بازی سایر کودکان و سر و صداهای دیگر،امکان پذیر است، هم چنین می توانند به جای خرید اشیاء غیر ضروری برای داانش آموز، کتابها و وسایل کمک آموزشی تهیه کنند که متاسفانه در کشور ما مطالعه کتابهای غیر درسی و کمک درسی کم تر متداولاست ،در حالی که از طریق تهیه ی این گونه کتاب ها می توان کمک موثری به پیشرفت درسی دانش آموزان کرد فقر مالی و فقر فرهنگی به طور غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی موثر است.

محروم ماندن از غذای سالم و کافی نداشتن استراحت لازم به علت فعالیت ها در کارهای غیر درسی برای جبران فقر خانواده ، موجب شکست دانش آموزان در تحصیل می شود که اگر بی سوادی و کم سوادی والدین هم به آن اضافه شود دیگر جایی برای تحصیل موفق نمی ماند درشد 1387 ص 56 اکثر خانواده ها تصور می کنند چون فرزنداندانشان را به مدرسه فرستاده اند ،دیگر مسولیتی در قبال یادگیری و تربیت آنها ندارند بلکه فقط باید مواظب باشند فرزندان از نظر مادی و ظاهر کمبود نداشته باشند گاهی پیش می آید که والدین از وضعیت درسی فرزند خود ،کاملا بی اطلاع هستند.

والدین باید مراتب با مدرسه در تماس باشند و با معلم فرزند خود ارتباط مستقیم برقرار کنند و از نقاط ضعف یا قوت درس او مطلع شوند باید کمک کنند اگر ضعفی وجود دارد آن ضعف را از بین ببرند

 تاثیر مدرسه بر ترک تحصیل

شرایط فیزیکی کلاس:گرما یا سرمای بیش از حد ،نا مناسب بودن نظافت و نور کلاس ، سر و صدای غیر معمول و تعدادی بیش از حد دانش آموزان در یک کلاس ، عواملی هستند که مشکلات تحصیل را در پی دارند هر چند که نمی توان تعداد دانش آموزان را کاهش داد ولی تعادل دمایی درکلاس ،نظافت به موقع کلاس ،توجه دبیر به تمیزی و نظم کلاس ،حذف سرو صدای خارج از کلاس را می توان کنترل کرد.

برنامه ی درسی مدرسه: گاهی اوقات برنامه درسی طراحی شده از طرف مدرسه مناسب نیست،به طور مثال درس نسبتا سخت پشت سر هم یا در ساعاتی که عموما دانش آموزان خسته است قرار می گیرد.توجه به ساعت درس خیلی مهم است ،دانش آموز باید در کلاس درس بی صدا و بی حرکت بود ساکت در ردیف نشسته و تنها تکالیفی به آنها داده می شود انجام دهند و فقط وقتی که سوالی از   آنها صحبت می شود حق دارد صحبت کند و اگر صحبتی غیر از آنچه از آنها خواسته می شود. داشته باشند توبیخ و جریمه خواهند  شد. شرایط نامناسب مدرسه و کلاس ،تحدید ها و توبیخ های رسمی و غیر رسمی و تنبیها و جریمه های مکرر، ثبات عاطفی و روانی دانش آموزان را مختل نموده ،شخصیت آنها را متزلزل کرده و آن را کینه توز و پرخاشجو و نا متعادل می سازد. لذا به خشونت و بی انضباطی گرایش یافته و این شرایط و مقررات نا مطلوب،کارایی نا مناسب مدارس را به صورت مردودی و افت تحصیلی در پی خواهد داشت.

 تاثیر معلم بر ترک تحصیل

 کانت معتقد است یک معلم خوب  برای اداره کردن به دو ویژگی نیاز دارد: اشراف بر کلاس یعنی توانایی معلم برای انجام دادن دویا چند عامل« عامل در یک زمان» هر دانش آموز به شیوه ی خاص مطالب درسی را درک می کند. یکی از اهداف تدریس کمک به دانش آموز در کسب اطلاعات است.

1-    ایجاد تمرکز در دانش آموزان مساله مهمی است اغلب دانش آموزان از عدم تمرکز شکایت دارند که می توان با دادن چند تکلیف ساده تمرکز را در شاگردان افزایش داد.

2-    از بین بردن اضطراب و نگرانی در شاگردان کار مهم دیگری است که می توان به شخصیت هر فرد آن را کاهش داد عمل اضطراب می تواند ترس از امتحان٬ نمره و معلم می باشد.

 

 

تاثیر محرومیت های محلی و جغرافیایی و توزیع نامناسب امکانات آموزش بر ترک تحصیل

بررسی وضع آموزش و پرورش کشوری مختلف مخصوصا در کشورهای جهان سوم٬ مشخص می نماید که امکانات آموزشی در مناطق روستایی به مراتب نامناسب تروناچیز تر ازمناطق شهری است در مناطق روستایی وحتی حواشی شهرهای بزرگ ٬با کمبود مدارس وامکانات نامناسب تعلیم وترییتی وآموزگاران کم تجربه روبرو هستند.

سازمان بندی منطقی تر تحصیلی وتناسب کردن وقت کار مدرسه بانیازها وشرایط محلی ٬به طوری که در زمان برداشت  محصول با مواقع دیگری که به کار دانش آموزان نیاز بسیار شدیدی وجود دارد ٬آنان بتوانند در اختیارخانواده باشند ودر مواقع دیگر به کار تحصیل خود بپردازند .برقراری خدمات راهنمایی تحصیلی وشغلی وخدمات مشاوره در مدرسه نیز ازشکست تحصیلی وشغلی وخدمات مشاوره  در مدرسه نیز از شکست  تحصیلی دانش آموزان می کاهد.

 

 

مشکلات فردی دانش آموزان

ازعوامل شخصی وشخصیتی که بر آموزش تاثیر می گذارد می توان به موارد بسیاری اشاره کرد که عبارتند از:

 

1-    میزان هوش و استعداد

2-    انگیزه های تحصیل و میزان علاقه به تحصیل

3-    معلولیت جسمی

4-    احتلال و ادراکی از قبیل ضعف بینایی و شنوایی

5-    وجود هرگونه معارضه در بدن و جهره که موجب کراهت منظر شود

6-     ضعف مهارتهای حرکتی بخصوص در انگشتان

7-    انزوا طلبی

8-    عدم اعتماد به نفس و کم رویی

9-    احساس حقارت و کوچکی

10-                        کابوس های شبانه

11-                        اضطراب و بی قراری

12-                        حساسیت زیاد و عصبانیت های غیرعادی

13-                        پرخاشگری ها و ناسازگاریهای مرضی

14-                        رشک حسد و رقابتهای منفی

15-                        اختلالات رفتاری از قبیل دروغگویی٬ دزدی٬ فرار از مدرسه٬ ولگردی و...

16-واکنش روان٬ تنی از قبیل سر دردهای مزمن٬ درد و مفاصل٬ آسم٬ ورم معده و...

17-                        مسائل پیچیده مربوط به دوران بلوغ بخصوص مسایل جنسی و اثرات ناشی از آن

18-                        سوء تغذیه و ضعف مواد غذایی

 

یکی از عوامل در ترک تحصیل دانش آموزان بایستی مد نظر قرار گیرد عوامل فردی و شخصی می باشد که باعث ترک تحصیل دانش آموزان می شود میزان هوش و استعداد پائین٬ عدم علاقه به تحصیل٬ بوجود آمدن ضایعات مغزی در اثر تصادف و حوادث در زمان تحصیل٬ ابتدا به بیماریها و مشکلات روانی و سایر موارد در میان دانش آموزان که ترک تحصیل کرده اند به چشم  می خورد.

 

 

عوامل اجتماعی و تاثیرات آن بر روند آموزشی

 

1-    ورود به مدرسه و مشکلات انس گرفتن با فضای جدید و افراد ناشناس

2-    رشد سریع جمعیت و عدم برنامه ریزی مناسب

3-    آینده رشته های تحصیلی از دیدگاه کاریابی و اشتغال

4-    فصلی بودن کار مردم در برخی نقاط

5-    میزان درآمد مشاغلی که با رشته های تحصیلی ادامه دارد

6-     مقررات کنکور سراسری بخصوص رشته های مختلف در یک گروه آموزشی

7-    وجود گروه های سنی مختلف در یک محیط و اشکال برقراری ارتباط بین آنها

8-    کمبود فضای آموزشی مناسب برای ادامه تحصیل

9-    در دسترس نبودن فضای آموزشی و فاصله ی آن تا محل زندگی

 

خلاصه نتایج تحقیق (نتیجه گیری)

افراد ترک تحصیل کرده عامل افت تحصیلی را به این ترتیب می دانند.

اجتماع- فرد- آموزش- خانواده- معلم

در عوامل اجتماعی عامل هایی مانند٬ باور نداشتن جوانان و عدم احترام به آنها به خاطر محیط های نا امن اجتماعی٬ ناسالم بودن محیط و وجود افراد ناسالم و دوستان ناباب که به انواع بزهکاری و خلاف کاری آلوده اند. نا امیدی افراد جامعه از آینده و تحصیل به خاطر از بین رفتن احترام برخی مشاغل و بی ارزش بودن مدرک تحصیلی مورد توجه می باشد.

عوامل فردی، عامل هایی مانند، نداشتن هدف انگیزه به خاطر عملکردی مسئولان آموزش و پرورش، نبودن تضمین شغلی، نداشتن راهنما در جهت هدایت تحصیلی و رفتاری آموزش در سن بلوغ، کم شدن علاقه به خاطر اشتغال نداشتن به رشته تحصیلی یعنی از تحصیل کردگان و عوض شدن محتوی و کتابهای درسی.

در عدل آموزشی د: عملکرد نامناسب دستگاه آموزش و معلمان عامل هایی مانند عدم برنامه ریزی صحیح مسئولان جهت هدایت دانش آموزا- نبودن مشاور دلسوز، نبودن روابط صمیمی بین دانش آموزان،معلم، و مسئولین، تبعیض قائل شدن بین دانش آموزان و عدم توجه به تفاوت های فردی، کمبود امکانات رفاهی و آموزشی تخصص کم معلمان.

در مورد علل خانوادگی عامل هایی مانند: مشکلات اقتصادی، اختلافات خانوادگی، درک نکردن دانش آمئزان، آشنایی نداشتن با مسائل روانشناختی، بی سوادی پدر و مادر، کم بودن رابطه بین والدین و مدرسه، نبودن تکیه گاه مطمئن در خانه و گرایش به دوستان در محیط.

 

 

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت: 19:28 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق درباره انواع اختلالات یادگیری در دانش آموزان

بازديد: 0
تحقیق درباره انواع اختلالات یادگیری در دانش آموزان

تحقیق درباره انواع اختلالات یادگیری در دانش آموزان 

یکی از عوامل نبود موفقیت تحصیلی در دانش آموزان، وجود اختلالات یادگیری در آنان است که منجر به افت تحصیلی، کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس و ترک تحصیل آنها می شود. برچسب های «عقب مانده»، «تنبل» و غیره به این قبیل دانش آموزان آنها را از ادامه تحصیل بازمی دارد و لطمات جبران ناپذیری از نظر روانی و اقتصادی به کودک و خانواده و نظام آموزش و پرورش کشور وارد خواهد کرد.

از آنجا که دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری، جزو بچه های در معرض خطر و شکننده محسوب می شوند، آموزش و پرورش باید از این افراد پشتیبانی کند و یک سپر دفاعی برای آنان باشد. همچنین نظام اجتماعی نیز باید از آنان حمایت و مراقبت کند. برای کاهش آمار بالای مبتلایان به این اختلالات و عوارض جانبی، ضرورت دارد معلمان با این اختلالات آشنایی پیدا کنند.

تعریف اختلالات یادگیری

روان شناسان با اندک تفاوت هایی اختلالات یادگیری را چنین تعریف می کنند: کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری کسانی هستند که در یک یا چند فرایند اساسی در رابطه با خواندن، سخن گفتن، درک کردن و نوشتن دارای اشکال هستند به شرطی که این مشکلات ناشی از عقب ماندگی های ذهنی، نقص بینایی، نقص حرکتی و یا نقائص فرهنگی نباشد. علائم این اختلالات ممکن است به صورت های مختلف از قبیل اختلال در توجه به تفکر، تکلم، نوشتن و یا حساب کردن باشد. اختلالات یادگیری ترجمه واژه (Learning disabilities) است که به ناتوانی های یادگیری نیز ترجمه شده است و به مجموعه ای از نارسایی ها در یادگیری اطلاق می شود که برخلاف نارسایی های جسمانی، اغلب تا زبان آموزش رسمی در مدرسه ناشناخته می ماند. در دوران تحصیل دانش آموز در مدرسه نیز به علت شناخت نداشتن برخی از معلمان، بیشتر اوقات این اختلالات به عنوان اختلالات خاص یادگیری تشخیص داده نمی شوند، بلکه با عقب ماندگی ذهنی اشتباه گرفته و زمینه فشار روانی بر کودک فراهم می شود. در این میان اختلاف دیدگاه میان اولیا و مربیان، رفع این اختلالات را به تأخیر می اندازد.

در یک سوی این اختلاف معلمان و مسئولان آموزش و پرورش هستند که برای تشخیص و پیگیری این اختلالات نیاز به دانش افزایی بیشتری دارند و در سوی دیگر ناآگاهی و نپذیرفتن وجود اختلال در کودک از جانب برخی از اولیا است. برخی از اولیا به صورت ناخودآگاه گرایش دارند تا کودکان خود را (حتی در صورت داشتن مشکل) سالم تلقی کنند و در پذیرش این نکته که فرزند آنان دچار اختلال است از خود مقاومت نشان می دهند و اصرار دارند که کودکشان مشکل ندارد و مشکل از شیوه آموزشی معلم یا عوامل دیگر است. غافل از این که کودکانی که دچار این اختلالات هستند با روش ها مرسوم تعلیم و تربیت کودکان عادی قادر به یادگیری نیستند و نیاز به کمک های ویژه دارند. متأسفانه، دانش آموزان با ناتوانی یادگیری گاهی به اشتباه به عنوان دیرآموز (Show Learner) درنظر گرفته می شوند. درحالی که فهم کودک دیرآموز در پیامدهای رفتار ناپخته خود کم است. درحالی که دانش آموز با اختلال یادگیری هرچند ممکن است به صورت نامناسب عمل کند، ولی از پیامدهای بدرفتاری خود کاملاً آگاه است. متأسفانه این فهم نمی تواند راهنمای رفتار او باشد حتی با وجود مداخله، پیشرفت دانش آموز دیرآموز خیلی آهسته است ولی روش هایی که برای بهبود وضع دانش آموز با ناتوانی یادگیری بکار برده می شود ممکن است پیشرفت های مداوم و نزدیک به هنجار در برخی از زمینه های تحصیلی به وجود آورد.

مسائل سازشی اجتماعی در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری فراوان به چشم می خورد مشاهدات و درجه بندی های رفتاری که از همسالان، معلمان و والدین صورت گرفته، نشان می دهند که این دانش آموزان چندان مورد علاقه دیگران نیستند. دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری نسبت به توانایی های درسی خود ناامید هستند. کمتر در آنها انگیزه ای به وجود می آید و انگیزه هایی که در آنها دیده می شود به جای این که درونی باشد، جنبه خارجی دارند. آنان نمی توانند تصدیق کنند که اگر کار و کوشش بیشتری از خود نشان دهند، موفقیت هایشان زیادتر خواهد شد. به جای آن سعی دارند که شکست را به ناتوانی های خویش نسبت دهند. این حالت بدبینی درباره علل موفقیت ها و شکست هایشان در آنان حالتی به وجود می آورد که اصطلاحاً به آن درماندگی اکتسابی می گویند و این حالتی است که فرد فکر می کند هر اندازه کوشش کند، باز نتیجه ای جز شکست به بار نخواهد آورد.

مشخصه های اولیه ناتوانی در یادگیری

کودکانی که ناتوانی در یادگیری دارند از مشخصات زیر برخوردارند.

مشکل در صحبت کردن، خواندن، نوشتن، محاسبه، مشکل در تمرکز حواس و توجه به مطالب، گیج شدن در مورد زمان و فضا، رفتار تحریک پذیرانه، مشکل در یادآوری، هماهنگی فیزیکی ضعیف، مشکل در سازماندهی برای انجام یک منظور و مشکل در دوست شدن با افراد و دوست ماندن با آنها.

طبقه بندی اختلالات یادگیری در دانش آموزان

اختلالات یادگیری در زمینه های گفتاری، شنوایی، خواندن و نوشتن به شرح زیر است:

اختلالات گفتاری و شنوایی

اختلالات گفتاری و شنوایی غالباً با یکدیگر همراه هستند، زیرا سخن گفتن در وهله نخست به شنیدن نیاز دارد. گوش داخلی، مرکز اصلی دستگاه شنوایی است و گوش خارجی و میانی، کانالی برای جمع آوری و انتقال امواج صوتی به گوش داخلی به حساب می آیند. از این رو در اختلالات شنوایی، دو نوع کری انتقالی و عصبی وجود دارد که علل پیدایش و درمان هر یک متفاوت است. والدین و مربیان باید از میزان شنوایی فرزندان و دانش آموزان خود آگاه باشند. کسانی که ضعف شنوایی دارند با اندکی دقت قابل تشخیص هستند.

معلمان باید توجه داشته باشند که هرچند، نقص های شنوایی عمدتاً، توسط دستگاه های سنجش شنوایی قابل تشخیص هستند، ولی یک سری علائم آشکار وجود دارند که معلم به کمک آنها می تواند نقص های شنوایی را تشخیص دهد. به طور مثال بی توجهی به بحث های کلاسی، چرخاندن بی مورد سر، اشکال در پیدا کردن جهت صدا، رفتارهای نامناسب با موقعیت، خجالت و کناره گیری، پرهیز از بحث و صحبت و حتی نخندیدن به یک نکته خنده دار در کلاس، می تواند علائم نقص شنوایی باشد. این افراد هنگامی که مخاطب قرار می گیرند، نگاه های خیره کننده و استفهام آمیزی دارند و به پرسش های مطرح شده پاسخ درستی نمی دهند. تشخیص نقص های شنوایی از این نظر اهمیت دارد که برای صدمات جزئی گوش، درمان هایی وجود دارد و در مدارس نیز معمولاً صدمات و نقایص شنوایی از نوع ملایم و جزیی است. بعد از شناسایی دانش آموزانی که نقص شنوایی دارند (و احتمالاً سنجش میزان نقص) معلم باید برای افزایش میزان یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنها سعی کند که این افراد را در ردیف های جلو کلاس و نزدیک به محل صحبت کردن خویش قرار دهد.

یکی از اختلالات گفتاری رایج میان کودکان لکنت زبان است که ممکن است بر اثر ضایعات دستگاه تکلم و یا فشارهای روانی به وجود آید. لکنت زبان تکرار و توقف یا کشیده گفتن تشنج آمیز و غیرطبیعی و غیر ارادی صداها و هجاها و حروف یا کلمات است که به صورت مکث های طولانی و یا تکرار کلمات ظاهر می شود و موجب نگرانی و تشویش فرد است. تلفظ برخی حروف و کلمات از جمله حروفی که با بستن لب ها تلفظ می شوند مثل «ب، پ، م» و حروفی که با حرکت زبان ادا می شوند مثل «ت، ث، س، ط» برای آنان مشکل تر است.

سن آغاز لکنت زبان حدود دو تا پنج سالگی است. لکنت زبان با یک سلسله علائم به هم پیوسته و مرتبط نظیر گوشه گیری، احساس حقارت، عقب ماندگی درسی، هیجان زدگی و شتاب در پاسخ دادن به سؤالات و نداشتن ا عتماد به نفس همراه است. عوامل متعددی از جمله علل عضوی، کنش و غلبه نکردن طرفی مغز باعث لکنت زبان می شود. در درمان لکنت زبان ابتدا باید علل ایجاد کننده شناسایی شود و علاوه بر مشاوره و گفتاردرمانی، باید معلمان و والدین نیز نکاتی را رعایت کنند و همکاری لازم را در روند درمان داشته باشند.

اختلالات خواندن

یکی از مهمترین مسائلی که کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری باآن مواجهند ناتوانی های مربوط به خواندن است. مشکلات خواندن به شکل های مختلف خود را نشان می دهند. اصطلاحات متعددی در اشاره به دانش آموزانی که دچار مشکلاتی در خواند هستند، به کار می رود. یکی از شایع ترین آنها دیسلکسی (dysiexia) است. دیسلکسی یک کلمه یونانی است و به معنای «نارسایی در خواندن» است دیسلکسی از اختلالات اختصاصی یادگیری به شمار می آید و در میان برخی دانش آموزان مدارس وجود دارد. فرد مبتلا به دیسلکسی نمی تواند کلمات کتاب را تشخیص دهد و در نتیجه در یادگیری خواندن با مشکل مواجه است. این اختلال در میان پسران بیشتر از دختران رواج دارد. فرد مبتلا به دیسلکسی نمی تواند از ترکیب حروف کلمه جدید بسازد، کلمات را در جمله تشخیص نمی دهد، به فراگیری خواندن علاقه مند نیست، و در تشخیص فاصله و زمان و جهت با مشکل مواجه است. این کودکان چون ضعف در خواندن و نوشتن دارند، در امور تحصیلی شکست می خورند و در نتیجه شکست های مکرر، اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و به احساس حقارت و بی کفایتی و انواع مشکلات عاطفی گرفتار می شوند.

اختلالات نوشتن

مهمترین مشکلات کودکان در نوشتن عبارت است از نارسانویسی و چپ دستی.

الف) نارسانویسی: در این اختلال فرد علیرغم هوش طبیعی، بسیار بد می نویسد و این قبیل کودکان ممکن است ناتوان از انجام اعمال حرکتی در نوشتن حروف و اشکال باشند و در مواردی نیز بر اثر ضعیف بودن کارکردهای بینایی ناتوان از تبدیل اطلاعات بینایی خود به صورت اعمال حرکتی هستند. بسیاری از روان شناسان تأثیر سیستم اعصاب نواحی مختلف بدن و نیز رشد کامل اعضای حرکتی را عامل مؤثر در تکوین این اختلال تلقی کرده اند از نظر آسیب شناسی دلایل اصلی که می تواند در بروز اختلال نارسانویسی مؤثر باشد عبارتند از: خطا در ادراک بینایی حروف و کلمات، وجود اشکال در تبدیل ادراک از بینایی به صورت حرکتی (ناتوان از تبدیل حافظه بصری به عملکرد نوشتاری)، وجود نارسایی و ضعف در مهارت های حرکتی و وجود حالات هیجانی از قبیل بی قراری و تندخویی.

ب) چپ دستی: چپ دستی عبارت است از تمایل طبیعی فرد در نوشتن با دست چپ، کودک چپ دست در نوشتن از چپ به راست مشکل چندانی ندارد ولی هنگامی که بخواهد از راست به چپ بنویسد با مشکل روبرو می شود. چنین فردی به علت نداشتن دید کافی در آنچه که می نویسد به صورت بدخط و نامرتب می نویسد و حتی در آغاز چیزی جز سیاه کردن کاغذ به نظر نمی رسد و به همین جهت برای زیبا نوشتن در مواردی دست خود را چرخانده و به صورت کمانه درمی آورد. اگر چپ دستی به صورت برتردستی در نیامده باشد می توان او را تشویق به استفاده از دست راست کرد. لکن در افراد برتر دست (چپ) نباید فشار زیادی در جهت ممانعت از این امر به او وارد کرد.

نتیجه گیری

از مسائل مبتلا به آموزش و پرورش این است که دانش آموزانی را می بینیم که در امر یادگیری دارای مشکلاتی هستند و قادر نیستند به طور طبیعی به یادگیری بپردازند و به همین جهت همواره از افراد همسال خود در این زمینه عقب تر هستند. این موضوع درحالی است که بسیاری از افراد مبتلا به مشکلات یادگیری از نظر هوشی و نیز سایر توانایی های ذهنی در سطح مناسبی اند. از آنجا که اختلالات یادگیری مانع از شکوفایی استعدادهای دانش آموزان می شود و باعث سرخوردگی و تحقیر آنها می شود، شناسایی و تشخیص اختلالات یادگیری و اقدام در مورد درمان و رفع مشکل آنان امری است که باید موردتوجه دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گیرد.

عواملی نظیر بیماری های جسمانی، ناراحتی های عاطفی، نامساعد بودن شرایط خانوادگی و پایین بودن کیفیت آموزشی، یادگیری دانش آموز را مختل می کنند و موجب عقب ماندگی تحصیل می شوند. معلمان باید علائم اختلالات یادگیری را بشناسند تا در مواقع ضروری، دانش آموزان مبتلا را به مراجع ذیصلاح ارجاع دهند.

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت: 19:18 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,
نظرات()

تحقیق درباره كودكان و دانش آموزان عقب مانده ذهني

بازديد: 5
تحقیق درباره كودكان و دانش آموزان عقب مانده ذهني

كودكان و دانش آموزان عقب مانده ذهني:

عقب ماندگي ذهني يك بيماري و يا مرض نيست بلكه يك شرايط خاص ذهني است گروهي از مردم استنباط نادرستي از عقب ماندگي ذهني داشته و تصور مينمايند كه عقب ماندگي ذهني همانند يك مرض بوده و مي تواند از شخصي به شخص ديگر سرايت نموده و يا مانند سل و آبله و سرجمه قابل انتقال در ميان كودكان باشد با اين فرق كه بيماري ذهني طولاني تر و سخت تر است. عده اي نيز بر اين عقيده اند كه عقب ماندگي ذهني همان بيماري رواني و يا ديوانگي است چنين برداشتهاي غلط و تصورات نادرست حتي كه گاه در ميان افراد تحصيل كرده نيز بچشم ميخورد. آنچه كه قابل توجه ميباشد اين است كه عقب ماندگي ذهني بيماري و مرض نيست كودكان و بزرگسالان هرگز بواسطه مجاورت با افراد عقب مانده دچار عقب ماندگي ذهني نميشوند. عقب ماندگي ذهني يك وضعيت و حالت خاص ذهني است كه در اثر شرايط مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و يا پس از تولد كودك پديد مي آيد عقب ماندگي ذهني ميتواند در اثر مرضي عفونت و ويروس بوجود آيد اما قابل سرايت به ديگري نيست عقب ماندگي ذهني مانند دست و يا پائي است كه بخوبي كار نميكنند. معمولاً دانشمندان و متخصصان تعليم و تربيت استثنائي بدليل مختلفي از جمله زير در تعريف كودك عقب مانده ذهني و پاسخ به چرائي و چگونگي عقب ماندگي ذهني با اشكال مواجه هستند: زيرا: 1- در جوامع مختلف از معيارهاي متفاوتي براي تشخيص عقب ماندگي ذهني استفاده مي شود. 2- علل عقب ماندگي ذهني هنوز بطور كامل معين و روشن نگرديده است. 3- چگونگي رشد و كارائي اجتماعي گروه هاي مختلف عقب ماندگان ذهني در محيط و سطوح مختلف يك جامعه بطور يكسان نمي باشد. بطوريكه تعدادي از عقب ماندگان ذهني در محيط هاي روستائي و ساده بعنوان عقب مانده تلقي نشده و مشكلي ندارند در حاليكه در محيط هاي شهري و صنعتي و پيشرفته و پيچيده دچار اشكالات فراوان در سازگاري اجتماعي و كفايت اقتصادي و اجتماعي مي باشند 4- چگونگي توزيع عقب ماندگي ذهني در ميان گروه هاي مختلف سني كاملاً متفاوت بوده و بخاطر مشكلات تحقيق بويژه در دوران طفوليت مشخص نمودن آن بطور دقيق تقريباً غير ممكن بنظر مي رسد. 5- در تحقيقات و مطالعات انجام شده در جوامع مختلف حتي در درون يك جامعه توسط متخصصان مربوطه كاربرد تكنيك ها و روشهاي مختلف در شناسائي عقب ماندگي ذهني كاملا متفاوت است. عقب ماندگان ذهني در هر حال بطور كلي حدود 2 تا 3 درصد از جمعيت هر كشوري را تشكيل مي دهند توزيع عقب ماندگي ذهني ميان گروه هاي مختلف اجتماع بطور يكسان نيست زيرا غالباً تشخيص و شناسائي عقب ماندگي ذهني در زمان طفوليت بسيار مشكل است. اما در دوران دبستان و بعد از آن راحت تر شناسائي مي گردند دست بعضي از انواع عقب ماندگي ذهني از بدو تولد قابل تشخيص مي باشند بويژه مي باشند بويژه آنهائي كه علائم بدني و كلينيكي دارند بعنوان مثال اطفال منگل و ميكروسفالي از گروه هائي هستند كه در بدو تولد قابل تشخيص مي باشند. همچنين كودكان مبتلا به اختلالات متابوليكي در زمان تولد قابل تشخيص مي باشند و بايد سريعاً تحت مراقبت هاي ويژه پزشكي قرار گيرند. عقب ماندگان ذهني افرادي هستند كه به علت وقفه يا كمبود رشد ذهني در شرايط عادي قادر به استفاده مطلوب از برنامه هاي معمولي آموزش و پرورش، سازگاري اجتماعي و تطبيق با محيط نمي باشند اين افراد بدليل عقب ماندگي هوشي از ادراك مباني و مفاهيم و از قدرت استدلال و قضاوت صحيح و از توانائي دقت و يادگيري بدرجات مختلف محرومند. از جمله خصوصيات مشترك گروه هاي عقب مانده ذهني نارسائي و ناهنجاري در رشد زباني است و بسياري از آنان داراي اختلالات حسي و حركتي و احياناً نقيصه عضوي مي باشند. بعضي ديگر فقط كند ذهن و دير آموزند.

علل عقب ماندگي ذهني:

علل عقب ماندگي ذهني را مي توان به سه مرحله در رابطه با تولد كودك تقسيم نمود.

الف. علل قبل از تولد كه شامل عوامل ژنتيكي و محيطي مي باشد.

ب. عوارض هنگام تولد كه شامل عارضه هاي زمان تولد مي باشد.

ج. علل بعد از تولد شامل بيماري هاي مختلف، تصادفات و ضايعات گوناگون عصبي و مغزي و عوامل محيطي و فرهنگي مي باشد.

اختلالات ژنتيكي:

گروهي از عقب ماندگي هاي ذهني در آغاز انعقاد نطفه (شروع حاملگي) مشخص مي گردند.

عوارض و مشكلات وراثتي باعث ايجاد اختلالات فراوان در رشد جسمي و ذهني كودكان مي گردد. گروهي از كودكان كه به علت نارسائي هاي ژنتيكي دچار عقب ماندگي ذهني شده اند اغلب داراي اختلالات ديگري نيز مي باشند. تعدادي از نوزادان ناقص كه مرده متولد مي شوند اغلب بعلت همين اختلالات ژنتيكي مي باشد كه نتوانسته اند در حالت طبيعي رشد و نمو كنند. برخي ديگر كه بعلت مشكلات ژنتيكي در حالت وخيمي بدنيا مي آيند نياز فوري و شديدي به مراقبت هاي پزشكي دارند. كودكاني كه بعلت اختلالات ژنتيكي دچار عقب ماندگي مي شوند داراي خصوصيات جسمي و ذهني يكسان نمي باشند بطور مثال كودكان منگول كه وجوه و خصوصيات مشتركي با هم دارند باز هم بطور يكسان نيستند كودكاني كه بعلت اختلالات ژنتيكي در سوخت و ساز دوران جمعي مبتلا به نارسائي ذهني ميشوند نيز با هم اختلافات زيادي دارند. چنانچه اطفال مبتلا به PKU يا اختلالات متابوكيلي در بدو تولد تشخيص داده شوند با تغيير رژيم غذائي و درماني مخصوص مي توان از تاثيرات منفي شرايط قبل از تولد پيشگيري نمود. بيشتر اختلالات ژنتيكي بعلت وجود ژنهاي مغلوب مي باشد تا ژنهاي غالب عامل همخوني:

اين عامل در ايجاد ناهنجاري هاي هوشي تاثير فراوان دارد در ميان اقليت ها و روستائيان و خانواده هائي كه ازدواج با نزديكان همخون مانند دختر عمو و پسر عمو يا عمه زاده و دائي زاده و خاله زاده و امثال آنها متداول است درصد عقب ماندگي ذهني بيش از ديگران است.

سيفيلس ارثي:

ابتلاء والدين يا يكي از آنها به بيماري سيفيلس موجب ابتلاء جنين به اين بيماري ارثي مي شود. اين بيماري براي جنين و رشد طبيعي آن بسيار خطرناك و معمولاً از طريق مادر به كودك سرايت مي كند علاوه بر ايجاد نارسائي هاي هوشي در كودك ناهنجاري حسي و حركتي بالاخص كوري و فلج و صرع را نيز سبب مي گردد در بعضي از موارد موجب سقط جنين و يا مرگ طفل در رحم مي شود.

الكليسم

اعتياد والدين به مشروبات الكلي موجب مسموميت شده و بوسيله ژن مسموم توليد نقص هوشي و ضعف عمومي در رشد طبيعي و ناهنجاري هاي حسي و حركتي مي شود و موجب عقب ماندگي عمومي و گاه ناهنجاري هاي شديد مي گردد.

سرخجه و بيماري هاي عفوني مسموميت ها سوء تغذيه و اختلالات غدد داخلي باعث عقب ماندگي ذهني نوزاد مي گردد.

ويژگي هاي عاطفي و رواني

عوامل مربوط به هنگام تولد:

بسياري از اختلالات حسي و حركتي و هوشي كودكان حاصل شرايط نامطلوب زايمان و يا بر اثر اشتباهات پزشكي بهنگام تولد مي باشد. اگر چه امروزه اكثر زايمان ها طبيعي و يا بدون ضايعات و صدمات صورت مي گيرد. اما تعدادي از زايمان ها بصورت خطرناك انجام شده و در مواردي ضايعات و صدمات شديدي بهمراه دارد. اگر از ضايعات مادرزادي در هنگام تولد و بموقع پيشگيري نشود موجب ضايعات و صدمات بيشتر و گاه جبران ناپذير در آينده مي گردد. ضايعات مغزي از متداول ترين ضايعات زمان زايمان است و مهمترين علل عقب ماندگي ذهني محسوب مي گردد. زايمان هاي سخت و پيچيده بيهوشي طولاني، خونريزي شديد داخلي، پيچيدگي ناف بدور گردن دشواري استنشاق، استفاده از وسايل جراحي مشكلات تنفسي نوزاد تولد زود رس و مشكلات ديگر باعث مختل ساختن سيستم مركز عصبي عقب ماندگي ذهني و يا نقيصه ها و ضايعات ديگر مي گردد. تولد زود رس يكي از عوامل مساعد عقب ماندگي ذهني است كه امروزه با آنكه با پيشرفت علوم پزشكي سعي مي گردد از مرگ اين چنين نوزادان جلوگيري بعمل آيد در بعضي از موارد متاسفانه باعث بروز ضايعات مغزي و بالطبع عقب ماندگي ذهني مي شود.

(زايمان هاي طولاني ضربه ها و لطمه هاي وارده بر مغز كودك بهنگام تولد) مثال

عوامل عقب ماندگي ذهني بعد از تولد:

انواع منژيت، مسموميت ها، ضربه وارد به مغز كودك، اختلالات غدد داخلي كودك، كمبود غذا و سوء تغذيه، خستگي هاي جسمي و رواني عوامل فرهنگي و تربيتي و عقب ماندگي فرهنگي در مورد كودكان عقب مانده چه كارهائي مي توان انجام داد؟

پيشگيري ها:

1-    پيشرفت علوم پزشكي بويژه مامائي و كودكان اين فرصت را مي دهد كه حداكثر مراقبت را در مرد مادران باردار مخصوصاً آنهائيكه احتمال بيشتر در حمل كودك عقب مانده درند بعمل آورد. بويژه در دوران بارداري، هنگام زايمان و بعد از زايمان

2-    از آنجا كه تعداد قابل توجهي از عقب ماندگي ذهني بعلت اختلالات ژنتيكي ناشي مي شود ايجاد مراكز مشاوره ژنتيكي، مراكز تشخيص براي افرادي كه ميخواهند ازدواج كنند و يا تازه ازدواج نموده اند و مشاوره با پدران و مادراني كه صاحب يك بچه عقب مانده و يا معلول شده اند از ضروريات مي باشند.

3-    داروها، مواد مخدر و مسموم كننده و ميكروبهاي مختلف كه در محيط زيست است براي رشد طبيعي نطفه و نوزاد خطرناك مي باشند بايد كاملاً تشخيص داده شده و پدران و مادران را در مورد اينگونه عناصر خطرناك و مصرف موادي كه احياناً كامل ميكروبهاي بيماري زا مي باشند آگاه نمود.

4-    دانشمندان اثرات منفي راديو اكتيو و اشعه ايكس را در رشد نطفه تشخيص داده اند مادران بويژه در دوران بارداري بايد از اشعه هاي نامرئي محفوظ باشند.

5-    مراقبت كودكان در منزل و توچه و مدرسه از وظايف خطير پدران و مادران مي باشد زيرا كه همه ساله تعداد زيادي از كودكان بعلت تصادفات و لطمات شديد ناگهاني تلف شده و يا دچار ضايعات شديد مغزي و عقب ماندگي مي گردند.

6-     دور ماندن كودك از مهر و محبت مادري و سرپرستي پدري نيز عاملي است كه در رشد طبيعي رواني و هوشي كودك اثر نامطلوب بجاي مي گذارد.

7-    طرح و برنامه ريزي هاي صحيح، تربيت متخصص و مربيان با كفايت جهت كار كردن با كودكان عقب مانده و اولياء آنها از مسائل اجتناب ناپذير هر جامعه مي باشد.

بنابراين روشهاي پيشگيري عقب ماندگي ذهني، تشخيص سريع و تعليم و تربيت صحيح عقب ماندگان ذهني برنامه هاي مشاوره راهنمائي خدمات پزشكي روانشناسي مددكاري و مشاوره خانوادگي و ديگر خدمات بهداشتي و اجتماعي و آموزشي از عوامل اصلي در جهت خدمت به جامعه محسوب مي شود.

طبقه بندي عقب ماندگان ذهني:

علماي تعليم و تربيت با ديدگاه آموزشي و پرورشي افراد عقب مانده ذهني را معمولاً به چهار گروه تفكيك مي نمايند.

الف) گروه ديرآموز

ب) گروه افراد عقب مانده ذهني آموزش پذير

ج) گروه افراد عقب مانده تربيت پذير

د) گروه افراد عقب مانده پناهگاهي و كاملا متكي و يا به عبارتي حمايت پذير

منبع: روانشناسي و آموزش و پرورش كودكان استثنائي

تاليف: دكتر غلامعلي افروز

نقاشي كودكان عقب مانده ذهني

سميرا حيدري

كارشناس ارشد روانشناسي

كودكان عقب مانده ذهني، افرادي از جامعه هستند كه از لحاظ فعاليت هاي ذهني نسبت به همسالان خود نارسايي داشته و در نتيجه به درجات مختلف از توانايي يادگيري، همسازي با محيط، بهره برداري از تجربيات، درك مفاهيم،قضاوت و استدلال صحيح محرومند و نارسايي فعاليت هاي ذهني آنها از بدو تولد يا مراحل اوليه كودكي وجود دارد.

از لحاظ باليني، بهترين روش تشخيص عقب ماندگي ذهني در كودكان توجه به بازي و نقاشي مي باشد زيرا به تنهايي نمي توان از راه رفتن، نشستن و تكلم به رشد هوشي كودك پي برد.

چون بعضي مواقع حتي در كودكان تيزهوش نيز تاخيرهاي رشدي وجود دارد. كودكان عقب مانده شديد اصلا با كودكان ديگر بازي نمي كنند يا نحوه بازي هاي آنان مانند كودكان عادي نيست. معمولاً كودكان طبيعي در مورد وسايل بازي تازه، كنجكاوي كرده و طرز كاراسباب بازي ها را مي دانند و از والدين خود راجع به انواع وسايل بازي سوال مي كنند و در بازي هاي گروهي و انفرادي شركت مي نمايند. از طرف ديگر نقاشي آنان نيز نشان دهنده خصايص ويژه اي است كه با رشد هوشي، سن و تجربياتشان مرتبط مرتبط بوده و با نقاشي كودكان عقب مانده ذهني تفاوت فاحشي دارد.

كودكان در كلاس هاي اول دبستان و آمادگي به رنگ كردن با انگشت، نقاشي آبرنگ، نقاشي با مداد و فوتك و ساير فعاليت هاي هنري مي پردازند كه هر يك از آن ها در پردازش نيروي تخيل، عواطف و تمايلات كودك اهميت بزايي دارد. از آنجا كه پرورش فكري كودكان عقب مانده ذهني به آرامي صورت مي گيرد، نقاشي هاي آن ها نيز داراي موضوع و خصوصيات عجولانه اي است كه خاص اين كودكان مي باشد و به علت وقفه و تاخير در رشد فرآيندهاي ادراكي، حافظه، شناخت و بصيرت، نقاشي آنان داراي مشخصاتي است كه با نقاشي هاي كودكان عادي متفاوت مي باشد. اين كودكان معمولا به دليل نقص، تثبيت يا تاخير در رشد هوش نمي توانند از تجربيات گذشته، درك مفاهيم و تصورات ذهني استفاده كرده، آن ها را در نقاشي هايشان بكار برند. معمولاً اكثريت آن ها از نقاشي كردن احساس عجز و ناتواني نموده و رغبت و انگيزه اي براي ثبت مواردي كه در محيط و اطراف شان است را ندارند. اشيا و مواردي كه در نقاشي آنان ديده مي شود فاقد ابعاد هندسي و جنبه هاي پرسپكتيو بوده و اكثريت موردها و اشيايي كه بر روي كاغذ رسم مي نمايند به صورت سطحي و نموداري مي باشد. تجسم سه بعدي، هندسي و فضايي اشيا در نقاشي شان به چشم نمي خورد. مثلاً در كشيدن اشياي گوناگون ماند خانه، كشتي يا درخت و آدمك از خطوطي بهم چسبيده كه سطح كوچكي از كاغذ را اشغال كرده، استفاده مي كنند. از سوي ديگر گاهي اشيايي كه كودك بر يك صفحه سفيد نقاشي مي كند قابل فهم نيست، زيرا به دليل ضعف شناختي و ادراكي نمي تواند تصوير مشخصي از درخت يا ماشين ارائه كند. در نتيجه با سر هم بندي كردن خطوطي نامشخص، منظور اصلي خود را از ترسيم يك شي كه فقط از ديدگاه خودش قابل قبول است، ابراز مي نمايد.

كودك عقب مانده ذهني فاقد كنجكاوي هاي خلاقانه است. معمولا اين كودنا در كلاس نقاشي دچار احساس كسالت و افسردگي مي شوند زيرا داراي شوق و انگيزه براي ترسيم اشيا و مناظر نيستند و معلم نمي تواند روش تدريس ثابتي را در زمينه نقاشي بكار بندد تا نهايتاً به نتيجه مطلوبي برسد. عدم كنجكاوي، در نقاشي كودكان عقب مانده ذهني مشخص است.

به طور كلي كودك عقب مانده ذهني از رنگ آميزي دقيق و تمركز زياد، زود خسته مي شود و نمي تواند در اين مورد پايداري از خود نشان دهد. اكثريت اين كودكان حالت تنش و بيقراري خود را در كشيدن خطوط با فشار زيادي كه به نوك مدادشان وارد مي آورند، آشكار مي كنند. موضوع ديگري كه در نقاشي آنان مشهود مي باشد، ترسيم اشكال به طور واژگون است.

به طور كلي بايد گفت، كودكان با اختلالات خاص يادگيري و آسيب مغزي قادر نيستند احساسات و عواطف خود را همانند كودكان عادي در نقاشي هايشان منعكس كنند.

 

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: دوشنبه 14 آبان 1397 ساعت: 21:46 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات()

ليست صفحات

تعداد صفحات : 114

موضوعات

پيوندهاي روزانه

امکانات جانبي

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

نظرسنجي

چقدر از تحقیقات سایت راضی هستید و به دیگران سایت را معرفی می کنید ؟




درباره ما

آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 10000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , کارآموزی