جواب سوالات دبیرستان

راهنمای سایت

سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  -  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .

3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل http://up.asemankafinet.ir/view/2488784/email.png  را بنویسید.

http://up.asemankafinet.ir/view/2518890/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86.jpghttp://up.asemankafinet.ir/view/2518891/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA.jpg

لیست گزارش تخصصی ها   لیست اقدام پژوهی ها         تجربیات ارتقای شغلی

انشا درباره نامه ایی برای یک شهید بنویسید

بازديد: 18
انشا درباره نامه ایی برای یک شهید بنویسید

انشا در مورد نامه ایی به یک شهید بنویسی

 

این مطلب شامل پنج انشا است :

انشاء یک

انشا در مورد نامه ایی به یک شهید بنویسید و بفرستید

نام فرستنده:                                            نام گیرنده: شهید گمنام

 

آدرس فرستنده:                                         آدرس گیرنده: بهشت

 

به نام خداوند که جهاد را راهی برای نزدیک تر شدن به خود قرار داد.

به نام پروردگاری که غرور و غیرت را در رگ های شهیدان همچون خون جاری ساخت تا ایستادگی کنند و با گرفتن حق خود و نابودی ظالم شهید شوند. اما زیر بار ذلت و حقارت نروند. سلام به شما دلاور مردی که همچون من و خیلی از آدم های دیگر پر از آرزو بودید اما قید همه چیز و همه ی زندگیتان را زدید و به جنگ رفتید تا من و دوستانم و هم سن و سال های دیگرم در سرتاسر ایران اینگونه با خیالی آسوده و فکری باز در امنیت و آرامش به آرزوهایمان برسیم. شما کاخ آرزوهایتان را خراب کردید و برای ما کاخ ساختید. شما از جان خود گذشتید تا ما جان بگیریم و زندگی کنیم. شما باید پشت همین صندلی و میزی می نشستید و درس می خواندید اما رفتید و به ما درس دادید. شما به ما درس ایثار و از خود گذشتگی را دیکته گفتید. شما به ما عشق به میهن و نوع دوستی را سر مشق گفتید و شما به ما آموختید که در سخت ترین شرایط و با کمترین امکانات هم می توان گفت نقطه، سرخط. من نیز اینگونه جبران می کنم. نگاهم را همچون دلان شما پاک می سازم. خشمم را در صدایم می بندم، در وجودم کنترل می کنم و در مقابل ظالم همچون مشتی مکحم بر دهانش می کوبم. ایران من سرگذشتی دارد به بزرگی وصیت های ارزشمند شما، من این سرگذشت را در وجودم حفظ می کنم. من با تمام وجودم به داشتن چنین ایرانی با چنین مردمانی افتخار می کنم.

رزوهایتان را خراب کردید و برای ما کاخ ساختید، شماشما

 

انشاء دو

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام ای روح پاک و آسمانی ، سلام ای بنده ی برگزیده ی خدا ، ای اسوه ی شهادت

درود بر تو که از متاع گرانبهای وجودت در راه دفاع از وطن گذشتی تا که شاید بعد از تو سرزمینی امن برای مردم کشورت فراهم شود. حال من در قصیده ی پاک شما قدم نهادم و بر سر مزارتان ایستادم. شاید پدری باشی که دختر یا پسری داشت و برای دفاع از سرزمین خود ، آنها را از دیدن و وجود خود محروم کردی و دست از تمامی آرزوهایت کشیدی یا جوانی باشی که مادرت آرزوی دیدن تو را در جامه ی دامادی داشت یا نوجوانی که خیلی پیش تر از موعد مرد شده است ....

نه احساس شرم می کنم ، من روسیه ، اکنون که بیش از پیش رشادت و بزرگیتان را درک می کنم . با تمام وجود نسبت به شما احساس دین می نمایم.

بارها به خاطر موانع کوچک به راحتی قافیه را باخته ام و در مبارزه با مشکلات پا پس کشیده ام . اما شما در راه رسیدن به هدفی بزرگ و خطیر تا پای جان ایستاده اید. من هم می خواهم بجنگم با همان دشمن دیروز که امروز سلاحش عوض شده است . نبرد من با سلاح سرد دشمن است آنان که اینک مغز دختر مرا با افکار مسموم نشانه گرفته اند.

می خواهم با نگاهی برتر و گامی راسخ قدم در راهی بگذارم که تو نهادی تا حداقل پاسدار خون پاکتان باشم.

 


انشاء سه

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ) بقره/ 154

 

و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نخوانید بلکه زنده‌اند ولی شما در نمی یابید.

 

عجب از ما واماندگان زمینگیر که به جستجوی شهدا به قبر آنها می آییم و این خود دلیلی است بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم. مرده آن است که نصیبی از حیات طیبه شهدا ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست؟ «شهید آوینی»

وقتی اشک می آید یعنی تو مرا خوانده‌ای!

وقتی پاهایم آرام آرام پله های مزار شهدای گمنام را بالا می روند یعنی تو مرا دعوت کرده‌ای.

مگر نه اینکه تو هم نام داری و هم نشان! پس نشانه هایت کجا رفته؟

مگر نه اینکه تو گمنام نیستی پس نامت کو؟

این بالا که نشستم دیدم که چقدر گمنامی! چقدر زود از خاطرمان رفتی و به خاطره ها پیوستید ، خاطره هایی که از مرور کردنشان عاجزم .

تو همان شاهد شهری و شهر بی تو چقدر کمرنگ است. چرا مرا خوانده‌ای؟

چرا قلم را به راه انداختی؟ قلمی که مدتهاست از تو نامه های ننوشته دارد و در سکوت مانده.

من که تو را نمی شناسم، فقط اسمت را شنیده‌ام شهید گمنام!

مرا خوانده‌ای تا دوباره از غربت غریب بی دردی بنویسم. خودت که علاجش را بهتر می دانی. درد بی درمان علاجش آتش است. در این دنیا که همه سرشان به شلوغی خودشان گرم است و بی خبر از گذشته در پی آینده موهوم از یاد تو و امثال تو کنده‌اند. فقط در شهر می شود مردمی دید که نقاب نفاق بر چهره گذاشته‌اند و در پیش رو ثنا و در پشت سر غیب می کنند.

 آری همانهایی که تو را مرده می پندارند و دل از تو بریده‌اند. این چه دردی است که به دل ما افتاده!

نه دردمان فقط بی دردی است دردمان دردهای مقطعی است که هر کدام گوشه‌ای از ذهنمان را مشغول کرده و آن درد عمیق را از یاد برده است. آری چه دردی عمیق تر از بی صاحب شدن! چرا پس از گذشت هزاران سال هنوز بی صاحبیم؟

صاحبی که منتظر است. آری منتظر اوست نه ما، او منتظر است که بخوانیمش که شاید فرجی شود و به کمکمان بیاید.

بگو دل با غم ماندن چه سازد که این ماتم دلم را می گیرد، تا کی باید در بند تعلقات دنیا بمانیم؟ از بی رنگ تعلق گرفته ایم  با یکرنگی بیگانه گشته ایم . اما باز هم بیا. بازهم سراغی از غریبه ها بگیر. باز هم سری به کوچه مان بزن که اگر تو بیایی خدا بیشتر تحویلمان می گیرد.

 

انشاء چهار

اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام !

 

کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟

مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟

در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند.

نخیر آقای هدایت! اینجا را اشتباه کردی رفیق. در زندگی زخم هایی هست که اصلا زخم نیست, درد نیست. زجر لحظه لحظه و مدام است که تمامی ندارد. بار سنگین مسئولیت است که میگذاردت کنار رینگ زمانه و ناکارت میکند.

نه مثل خوره هست و نه در انزوا ! مثل اره برقی به جان جمجمه و روحت می افتد و در مقابل چشم همه آنچنان به زمینت میزند که آرزو کنی کاش در انزوا بود و بدور از این همه چشم.

با شما موافقم که نمیشود این درد ها را به کسی اظهار کرد اما نه به این دلیل که ممکن است آن را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند. برعکس! برای اینکه اینقدر این دردها عادی و تکراری و دم دستی شده که نهایت ابراز هم دردیشان به گفتن آهی خلاصه میشود و یا خیلی که مرام بگذارند یک باد دماغ به همراه تکان دادن سر به نشانه تاسف و همدردی مهمانت میکنند. انتظاری هم نیست . توقعی هم نیست از آدم هایی که هر کدامشان دردی دارند غیر مشترک.

روزگار, روزگار دردهای مشترک فریاد شده نیست آقای هدایت! اگر فروغ را دیدی از قول من به او بگو. زمستان است و سرها در گریبان است. خودمان هستیم و خودمان.

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود، مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود،مراقب رفتارت باش که عادتت می شود، مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود، مراقب شخصیتتباش که سرنوشتت می شود.

 

انشاء پنج

دوست دارم گمنام باشی و گمنام خطابت کنم، مگر نه اینکه گمنامهای شهید نظر کرده های زهرای اطهرند؟!

 

سلام شهید گمنام؛

منم؛ سرخوش، سرخوشی که هزار آینه تاریکی در دلش تلألؤ داشت. سرخوشی که به بوی گناه سرخوش بود! چه روزهایی که غرق در مرداب گناه، بی هیچ روزنه‌ی نیلوفری، بر روی جوانی ام خطی از غلفت کشیدم! و اگر خدای بی کران آمرزنده‌ام لحظه‌ای، فقط لحظه‌ای پرده از همه چیز کنار می زد و آشکار می شد گناهانم، دیگر هیچ کس، هیچ کس حتی شاخه‌ای از علفهای هرز، حتی پست ترین موجودات هم مرا بی تاب نمی آوردند!

و چه بگویم از نعمتهای بی انتهای خدایم در فراق من؟!

او به انتظار نشسته است با چشمی اشک و چشمی خون و مدام صدایم می زند: «سرخوشم ! سرخوش نازنینم  ! بیا، بیا و از می من سرخوش شو، بیا و دُردانه‌ام شو ...»

و من، من غفلت زده‌ی اسیر هامون!

آه نازنین خدایم! با تو چه کردم؟! با خود چه کردم؟!

و آه ای گمنام نامی تر از ستاره‌ی سهیل؛

چه بزرگوار بودند آدمیان خطه‌ی تو! چه جوانمرد! چه یاری دهنده!

روزی به صفحه‌ی دلم از روی بی حوصلگی نوشتم: دلم! فقط کمی هامون زده شدم، همین!

اما دلم فریب نمی خورد، مگر می شود دل خود را هم فریب داد؟!

دلم هنوز به طلوع نیلوفر امید داشت، به خدای کعبه سوگند بوی امید تمام وجودم را تسخیر کرده بود!

امّا هنوز ندای عزازیل از دور دست های ظلمانی‌ام شنیده می شد و آه از این عزازیل که چه بر سرم آورد، و می دانم که فردای قیامت زیر بار هیچ کدام نخواهم رفت!

و خدایم، خدای بی کران آمرزنده‌ام دست دراز کرد و به سرانگشتی از مرداب بیرونم کشید.

مُهر سفری را بر پیشانیم زد که باورش تا دل سفر هم برایم نا ممکن بود!

ویزای دلم به مقصد بی ستون مهر و موم شد.

و من نه درد فرهاد کشیده و نه رخ شیرین دیده، راهی بیستون شدم.

و آمدم چه فرهادها دیدم تیشه به دست که نه رخ شیرین بر سنگ بلکه تمثال شیرین را بر لوح دل می نگاشتند. تیشه به ریشه‌ی خود می زنند و تخم شیرین را در نهادشان می پراکندند و دیر نبود که شیرین ها از فرهادها برویند!

و تو ای فرهاد گمنام؛

کدامین بیستون سهم شیرینت بود که من سجده گاه خویش کردم؟

کربلای شرهانی؟  عطش فکّه؟ علقمه‌ی طلائیه؟ خروش اروند؟ دل سوخته‌ی چزّابه؟ یا غربت زهرای (س) شلمچه؟!

و از زمانی که بیستون فرزندان زهرا (س) را دیدم به دنبال تیشه‌ام، تیشه‌ای که دمار از ریشه‌ی سرخوش برآرد تا طلوع شیرین را از پس دنیای ظلمانیم به نظاره بنشینم.

فقط دعایم کن که دیر نشده باشد و هنوز بهار زندگیم پایدار باشد!

شفاعتم کن که خدای بی کران آمرزنده‌ام در این راه پر تلاطم تنهایم مگذارد.

و شما گمنامان پر آوازه؛ شمایی که به گفته‌ی سیّد علی – که جانم فدای لبخندش باد –ستاره های راهنمایید، خضر راهم شوید و تا وصال آب حیات دستم را رها نکید.

من نیز تشنه‌ی شیرینم ...              راه بیستون را نشانم دهید ....

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 ساعت: 11:18 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

انشا درباره عجله کار شیطان است پایه یازدهم صفحه ۱۰۲

بازديد: 28
 انشا درباره عجله کار شیطان است پایه یازدهم صفحه ۱۰۲

تحقیق رایگان سایت علمی و پژوهشی آسمان , تحقیقات دانش آموزی ، فرهنگیان و دانشجویان اقدام پژوهی گزارش تخصصی

انشا درباره عجله کار شیطان است پایه یازدهم صفحه ۱۰۲

 

انشا شماره 1 :

در کره ی خاکی زیر سقف بزرگ آسمان، خانواده ایی کوچک زندگی می کرد ، شغل مرد تجارت بود و خرید و فروش مزارع و املاک در شهر را برعهده داشت. زندگیشان می گذشت و شاد و خرم زندگی می کردند، آنها روزهای خوبی را در دفتر خاطراتشان به ثبت می رساندند.

در یکی از روزها مرد خانواده وارد بازار شهر شد و یکی از دوستان قدیمی خود را دید و بسیار خوشحال شد. او به گفت و گو با دوستش پرداخت.دوستش به او پیشنهاد کاری سودمند را داد و مرد نیز که بعد از سالها دوستش را دیده بود بسیار شاد بود، از این ملاقات خیلی سریع پیشنهاد شراکت را پذیرفت و با دوستش قول و قرار گذاشت.

آنها با هم نقشه ی پیروزی خود را کشیدند و در این میان قرار شد که مرد هر چه را دارد به میان بگذارد و به دنبال سود کلانی به دست بیاورد. مرد هر چه را که داشت فروخت و پولش را نقد کرد و به پیش دوستش برد تا با این کار حسن نیت خود را نشان دهد و وارد شراکت شود.

گذشت و گذشت اما خبری از دوستش نشد. پرسان پرسان به دنبال دوستش به بازار رفت، اما هر چه بیشتر می گشت کمتر خبری از دوستش پیدا می کرد.

بعد از گذشت مدتی که هم چنان به دنبال دوستش بود خبری از او به گوشش رسید که از شهر رفته و همه پول ها را با خود برده است. مرد که بسیار از حماقت خود پشیمان بود بر سر خود کوبید و های های گریه کرد، زیرا که تمام دار و ندارش را فروخته بود.

او آن زمان بود که فهمید عجله کار شیطان است و هیچ وقت نباید در چنین مواردی عجله و بی دقتی کرد.

 

انشاء دوم

مثل ها حکایت گر داستان ها و سرگذشت حال انسان هایی هستند که در زمان گذشته زندگی می کردند و درس های زندگی خود را برای آیندگان به یادگار گذاشتن تا ما نیز از آن ها بهره بگیریم و مثل های آن ها را سرمشق راه و زندگی خود قرار دهیم، با صبر و شکیبایی در انجام کارها و تصمیمات زندگی همه ی هدف ها مورد ارزیابی  و آزمایش قرار می گیرند و با دقت فراوان به انجام می رسانند.

اما کسانی که در همه ی کارهای خود عجله دارند ،تنها به انجام کار عمل می کنند و نتیجه ی کار و درستی کار برایشان اهمیتی ندارد، همانطور که همه می دانیم با عجله کردن در کار علاوه بر نگرفتن نتیجه ی مطلوب اغلب خسارت هایی نیز به ما وارد می شود که این خسارت ها می توانند جانی و مالی باشند و گاه می توانند غیرقابل جبران باشند و یک زندگی را تباه کنند. همانطور که گفته شد، عجله کار شیطان است، 

همان شیطانی که همیشه ما را وادار به انجام کارهایی می کند که به صلاح ما نیستند و به ما ضرر می رسانند. مثل اینکه لحظه ی آخر از خواب بیدار شویم و از عجله ی زیاد صبحانه نخوریم و به مدرسه برویم. این صبحانه نخوردن مثالی از ضرر رساندن است که طی طولانی مدت بیماری های زیادی را پشت سر خود به همراه دارد. انسان عاقل و باهوش همیشه در کارها صبوری خرج می کند و از شتاب بیهوده و تصمیمات عجولانه دوری می کند 

 

تا در نهایت به نتیجه مطلوب دست یابد در حالی که با عجله کردن در کارها تنها به خودش ضرر می رسد و هرگز نمی تواند به هدف زندگی خود دست یابد و همیشه سرافکنده و نادم باقی می ماند. مطمئنا در اطراف ما همیشه انسان هایی بوده اند که با عجله کردن زندگی خود را تباه کرده اند. بنابراین با دیدن آن ها و درس گرفتن از عاقبت آن ها همیشه صبر و شکیبایی را پیشگام در زندگی خود قرار دهیم تا در زندگی سربلند و پیروز باشیم

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: یکشنبه 23 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:46 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

مثل نویسی برداشت خود را از مثل اگر صبر کنی ز غوره حلوا سازی بنویسید

بازديد: 77
مثل نویسی برداشت خود را از مثل اگر صبر کنی ز غوره حلوا سازی بنویسید
منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: یکشنبه 23 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:17 منتشر شده است
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,
نظرات()

چرا یخ لغزنده است؟

بازديد: 31
چرا یخ لغزنده است؟
منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: شنبه 04 فروردين 1397 ساعت: 19:10 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات()

آب و هوای گرم و خشک ایران

بازديد: 1081

 

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع :

آب و هوای گرم و  خشک ایران

تهیه و تنظیم کنندگان :

 

دبیر گرامی :

 

 

 

آب و هوای گرم و  خشک ایران

مقدمه

آب و هوای ایران

ایران در منطقهی معتدله ی خشک شمالی و در عرض متوسط روی کره زمین در ناحیهی جنب استوایی و استوایی قرار دارد. همین موقع جغرافیایی با دوری از دریاهای بزرگ، به ویژه جریانات هوایی موجب شده است تا آب و هوای ایران خشک و بَری باشد، اما به سبب وسعت بسیار و وجود عوارض گوناگون طبیعی مانند ارتفاعات بلند در شمال و مغرب و پستیهای وسیع، چون دشتهای مرکزی در داخل فلات و افزون بر آن، مجاورت دریای مازندران و خلیج فارس و اقیانوس هند ـ که هریک از این افقها، اقلیمی جداگانه می‌سازند، ایران از اقلیم مختلف و آب و هوای متنوع برخوردار است.

ایران فلاتی مرتفع، نزدیک به دشتهای وسیع آسیا که ارتفاع متوسط آن حدود 1200 متر از سطح دریاست. وضع چین‌خوردگیها و ارتفاعات که بلندی برخی از آنها از 4 هزار متر بیشتر است و وجود دریاهای شمال و جنوب که دور از نواحی مرکزی قرار دارند، به ویژه وضع قرار گرفتن کوهها که بر گرد ایران حلقه زده‌اند این کشور را از جمله کشورهای نادر جهان قرار داده است که می‌توان در آن انواع آب و هوا را شاهد بود.

ارتفاع کوههای ایران بقدری بلند است که از تأثیر بادهای مرطوب دریای مازندران، دریای مدیترانه و خلیج فارس در نواحی داخلی ایران جلوگیری می‌کند. به همین سبب، دامنه‌های خارجی این کوهها دارای آب و هوای مرطوب بوده و دامنه‌های داخلی آن خشک است. در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، آب و هوا معتدل و میزان بارندگی آن به ویژه در سواحل غربی گیلان بیشتر از دیگر نقاط است.

مقدار متوسط گرمای سالانه در حدود 18 درجه سانتیگراد است. آب و هوای قسمت غربی کشور مدیترانه‌ای است و در نواحی جنوبی آن، آب و هوای نیمه صحرایی گرم نیز بر آن تأثیر می‌گذارد. در این نواحی، تابستانها با گرمای سختی در دره‌ها و هوای معتدل در ارتفاعات همراه بوده و در زمستانها هوای معتدل در دره‌ها و سرمای سخت در ارتفاعات حکمفرماست.

در نواحی جنوبی، با وجود هوای مرطوبی که در سرتاسر این منطقه حاکم است، میزان حرارت بالاست، به طوری که حداکثر گرما در خوزستان به 54 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد. از ویژگیهای این ناحیه تابستانهای گرم و زمستانهای معتدل است و اختلاف درجه حرارت در فصول مختلف و شب و روز زیاد نیست. به سبب وجود کوه-های البرز در شمال و رشته کوههای ابرسن در غرب کشور، نواحی داخلی فلات ایران دارای آب و هوای خشک و بیابانی است. با توجه به مطالب بالا، سه نوع آب و هوا به طور کلی در ایران دیده می‌شود :

آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی، آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای معتدل مازندرانی.

 

تنوع آب وهوا و اقليم در ايران به دليل ويژتگيهاي متنوعي است كه از آن ميان مي توان به گستردگي عرض جغرافيايي امتداد كوهستان‌ها تغييرات چشم‌گير ارتفاعات و بالاخره موقعيت سرزمين نسبت به دريا ها و گستره‌هاي آبي مجاور يا دور اشاره كرد. ايران جزو مناطق خشك و نيمه خشك جهان محسوب مي شود كه از نظر شرايط اقليمي و آب و هوا به دو گره عمده خشك و مرطوب قابل تقسيم بندي است و هر كدام از اين دو گره از چند اقليم فرعي تشكيل شده‌اند.

حدود90% کشور عزیزمان (ایران) را، مناطق خشک تشکیل می‏دهند وعرصه های وسیعی از آنهارا،نواحی مختلف کویری وبیابانی شامل می‏شوند .درباره‏مسائل این وسیع ترین بخش مملکت ،طرحهای تحقیقاتی متعددی اجرا می‏شود ،سخنرانیها ومقالات بسیاری ارائه می‏گردند وکتابهای زیادی چاپ ومنتشر می‏شوند....امامتاسفانه در اغلب منابع مشاهده می‏شود که با ویژگیهای مناطق خشک وانواع آنها آشنانیستند، کویر رابابیابان عوضی می‏گیرند ویا کویر راهمان بیابان می‏پندارند ،بیابان را"صحرا" می‏نامند وخلاصه با بسیاری مفاهیم و خصوصیات درباره انواع مختلف مناطق خشک وبه ویژه نواحی کویری وبیابانی ،آشنا نیستند.بدیهی است که این عدم شناخت کامل از ویژگیهای مساحتِ وسیعی از کشور ،مسائلی رادر زمینه‏های مختلف به وجود می‏آورد . بر این اساس نگارنده سعی کرده است با استفاده از 4-3 دهه کار وتجربه ونیز مسافرتهای متعدد به مناطق مختلف خشک وکویری وبیابانی ایران وجهان ،طی این مقاله ابتدا به تعریف و طبقه‏بندی انواع مختلف مناطق خشک بپردازد ،آنگاه کویر وبیابان را که در دل مناطق خشک قراردارند،از جنبه های مختلف (تعاریف، مفاهیم ، ویژگیها وچگونگی پیدایش و...) مورد مطالعه وشناخت قراردهدوفرق بیابان با کویر وبیابان با صحرا... را مشخص کند. خلاصه ،هدف اصلی این مقاله تذکر اشتباههاوبیان تعاریف صحیح برای بیابان وکویر وصحراو آشناکردن علاقه مندان با ویژگیهای مناطق خشک وکویری وبیابانی ونیز اشاره ای به راههای بهره برداری از امکانات واستعدادهای طبیعی وهمچنین مناظر زیبای آنها برای جلب توریست وتوسعه اقتصادی واجتماعی وفرهنگی است.

آب وهوای مرطوب وآب وهوای خشک وجایگاه کویر وبیابان درآنها

به طور کلّی ،آب وهوای کره زمین را از لحاظ وضعیت بارندگی می‏توان به دونوع یا تیپ (1) اصلی تقسیم کرد: آب وهوای مرطوب وآب وهوای خشک : قبل از شرح درباره مناطق خشک، ابتدا به طور خیلی خلاصه ویژگی مناطق مرطوب ومرز آن با مناطق خشک را شرح داده وتعیین می‏کنیم تا ویژگی وموقعیت مناطق خشک کاملاً مشخص شود.

اقليم خشك

ميزان تبخير در اين اقليم بيش از بارندگي است و حدود كشور را در بر مي‌گيرد اقليم خشك به دو اقليم فرعي بري و استپي تقسيم شده است اقليم فرعي بري اقليم عرفي بري در دو بخش سواحل جنوب غربي و داخل كشور (بخش هاي مركزي) ديده ميشود. گرماي شديد و بارندگي كم از ويژگي‌هاي ناحيه نخست است. در ناحيه دوم يا مناطق داخل درجه حرارت روزانه و سالانه آن دگرگون‌هاي زيادي داشته و كحمي بارندگي از مشخصات آن به شمار مي‌رود بخش هايي از متطق پست شرقي و جنوب شرقي ايران از اين نوع آب و هوا برخورددار است. اقليم فرعي استپي؛ اين اقليم حد فاصل آب و هواي بري و آب وهواي مرطوب تر است. حدود پانصد هزار كيلومتر مربع از ايران را اين اقليم در بر مي گيرد. اين نوع آب و هوا معمولا در ارتفاعات 1000 تا 1500 متر وجود دراد و كوهپايه‌هاي خوزستان را نيز شامل مي‌شود.

نواحی خشک و نيمه خشک و بيابانی در ايران:

نواحی خشک :  ناحیه ی خشک چاله های مرکزی ایران راالبرز، شرق زاگرس و دامنه های جنوبی زاگرس تا خلیج فارس دربرمی گیرد.میانگین بارش سالانه این ناحیه154میلیمتر است که حدود 56درصدآن درفصل زمستان می بارد.این ناحیه گسترده ترین ناحیه بارشی کشوراست. به همین جهت میانگین سالیانه بارش ازتنوع مکانی بالایی برخوردار است.قسمتهای مرکزی این ناحیه دردشت کویر،دشت لوت و چاله جازموریان بسیارخشک هستند و به طرف قسمتهای حاشیه مقدار بارش افزایش می یابد بارندگی تابستان در همه جای ناحیه به  استثنای قسمت جنوب شرقی صفر است. فقط  در جنوب شرقی ناحیه درفصل تابستان به هنگام ورودتوده هوای موسمی و بالاتر رفتن پرفشارجنب حاره ای آن براثرصعود همرفتی بارش صورت می گیرد.عمده ترین ویژگی این ناحیه بی نظمی بارش است.

آب و هوای بيابانی داخلی:

 درمرکزوشرق ایران حکم فرماست که دمابسیاربالا،تبخیرزیاد،اختلاف دما در شب وروزوتابستان وزمستان و بارندگی کم است.

آب وهوای بيابانی کناره ايی : کناره های خلیج فارس ودریای عمان را دربرمیگیرددراین نواحی دمای هوا با لا وبارندگی کم است امابه دلیل وجودرطوبت ناشی ازدریااختلاف درجه حرارت دما درشب و روزو بین فصول زیاد است ودرفصل تابستان به دلیل گرمی زیاد هوا وتبخیر آب دریا هوا گرم و مرطوب می شود وبه صورت شرجی درمی آید که بسیار آزاردهنده است.

آب و هوای نيمه بيابانی : درکوهپایه های البرزوزاگرس وجودداردبه طوری که هرچه ازنواحی داخلی  وکناره ایی به سمت کوهپایه های البرز وزاگرس پیش میرویم مقداربارش بیشتر و دوره ی گرما کوتاه ترمی شود که به آن آب وهوای نیمه بیابانی کوهپایه ای نیز گفته ناهمواری های ناحیه ی بيابانی و نيمه بيابانی :سرزمینهای پست ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی عبارت است ازدشتهایی مانند دشت کویر و دشت لوت و جلگه های مانند خوزستان در فاصله ی کوه های پراکنده ی ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی شن زارها،نمک زار هایی دیده می شودکه دریاچه ها وتالاب ها ی آن غالبا شور است و وسعت آنها در طول سال تغییر میکند زیرا در فصل سرد سال با افزایش بارندگی پر آب می شود و درفصل گرما آب آنها کم وخشک می گردد وگاهی جای آب را نمک زار می گیرد . خصوصيات اقليم گرم و خشك

قسمت اعظم از سرزمين ايران يا به عبارت ديگر بيش از دو سوم از وسعت خاك كشور كه فلات مركزي ايران را تشكيل مي دهد از سوي شمال به كوهپايه اي جنوبي البرز و از سوي غرب به كوهپايه هاي شرقي زاگرس مي رسد و در جنوب به كناره ها منتهي شده و در شرق بخش وسيعي از سرزمينهاي شرقي ايران را در بر مي گيرد . اقليم اين ناحيه كه شامل كليه سرزمين هاي داخل فلات اعم از چاله ها و دشت مي باشد خشك و بياباني است .

از ويژگيهاي كلي آب و هواي آن يكي طولاني بوده مدت گرماي خشك كه گاهي بيش از 7 ماه در سال است ، ديگري باران كه مقدار ريزش آن در سال از 30 تا 250 ميليمتر تجاوز نمي كند و بيشتر آن در كوهپايه هاي جنوبي البرز و كوهپايه هاي جنوب غربي زاگرس مي بارد.

در بيابان و چاله هاي پست داخلي (مركزي ، شرقي ، جنوب شرقي) آب و هواي خشك بياباني حكم فرماست . اگر نظري به وضع ساختمان طبيعي ايران بيافكنيم خواهيم ديد كه قسمت عمده از مركز و شرق ايران و بيابان و كويرهاي شور تشكيل مي دهد و در حقيقت ربعي از مساحت ايران از بيابان پوشيده شده است . در كويرها جز در فصل زمستان آبي نمي توان يافت و در تابستان به جاي آب ورقه نمكي در سطح كوير ديده مي شود .

از مشخصات آب و هوايي اين ناحيه اين است كه هوا در دشتها و كويرهاي ايران بقدري سخت و شدید است كه نه در تابستان مي توان گرماي آنرا تحمل كرد و نه در زمستان سرماي آن را ، خشكي هوا به خشونت آن مي افزايد و رطوبت نسبي را به حداقل در دشت لوت مي رساند . ازطرف ديگر به علت باز بودن فضا ، اين نواحي هميشه در معرض وزش آزاد باد است چون سطح آن از ذرات ريز خاك و شن پوشيده شده است به علاوه پوشش نباتي به اندازه اي نيست كه بتواند خاكها را حفظ كند فرسايش (بادرفتگي) ايجاد مي گردد .                                                                                           

بادها عموما از جنوب غربي جنوبي شرقي و شمال شرقي مي وزد بادهاي جنوب غربي و جنوب گرم و خشك و در تابستان با خود خاك و ماسه همراه دارند . بادهاي شمال شرقي بخصوص باد 120 روزه سيستان كه خشك است با خود ماسه هاي نرم حمل  مي كند .

 

بادها هنگام وزش مقداري از ذرات ريز خاك و شن را به شكل ريگ روان با خود از نقطه اي به نقطه ديگر حمل مي كند و براي عابرين و كاروانان حتي خانه ها و بناهاي مرتفع و دهكده و مزارع خطر ايجاد مي نمايند ، گاهي شدت اين بادهاي حامل خاك بقدري است كه مانند ابري در مقابل نور خورشيد قرار گرفته عبور نور را تا حدي مشكل مي سازند ، اما بادهاي موسمي اقيانوس هند كه در تابستان به سوي ايران          مي وزند قسمتي از نواحي جنوب شرقي ايران را تحت تاثير قرار مي دهند ، چون حامل رطوبت مي باشند موجب ريزش باران تابستاني در ناحيه بياباني جنوب شرقي ايران

مي شود ، بطوريكه گاهي بارانها موجب جاري شدن سيل در اين نواحي مي شود .

هر چه از دشتها و چاله هاي داخلي بسوي كوهپايه ها خصوصاً كوهپايه هاي البرز و زاگرس پيش برويم در آب و هواي گرم و خشك و بياباني داخلي تغييراتي پديد       مي آيد ، دامنه ها و پيش كوههاي ارتفاعات شمالي و غربي و جنوبي كه بداخل فلات ختم مي شوند به علت ارتفاع نسبت به چاله هاي مركزي يا محل ، از نم بادهاي مرطوب كه از فراز آنها مي گذرد تا حدي استفاده مي كنند و اقليم تقريباً معتدلي نسبت به چاله هاي اصلي بوجود مي آورند به اين ترتيب كه در كوهپايه ها مدت گرما تقليل مي يابد در مقابل مقدار باران و ريزش برف بيشتر بوده و كمتر است . چون عامل اين نوع آب و هوا در حقيقت دامنه ها و پيش كوههاي ارتفاعات مي باشند به آن نوع آب و هواي كوهپايه اي و به علت مشابهي كه با اندك تفاوت با آب و هواي بياباني دارد و به آن نيمه بياباني مي گويند .

علت اين تفاوت خصوصاً افزايش نسبي باران در نواحي كوهپايه اي حاصله در غرب جريان هواي حامل رطوبت غرب است كه از اقيانوس اطلس و درياي مديترانه به سوي ايران مي آيد و در ناحيه كوهستاني غرب ايران موجب ريزش باران بيشتري مي شود ولي هرچه بداخل كشور پيش مي رود از مقدار آن به علت بالا بودن دماي هوا در دشت لوت و نواحي شرقي ايران كاسته مي شود . تا اينكه در زابل ميزان بارندگي سالانه به 50 ميليمتر (1962- 1975) و در ميرجاوه (مرز ايران و پاكستان) به 30 ميليمتر در سال تنزل پيدا مي كند .

خصوصیات بیابان ها در نواحی گرم و خشک

: انواع و ویژگیهای آن

بنابر آنچه تا اینجا درباره مناطق خشک نوشتیم، بیابان، قسمتی ازمناطق خشک است وبه نواحی گفته میشود که متوسط بارش سالانه آن کمتر از 50 میلی متر است‏و امکان دارد در طول سال ویاسالها، به کلّی فاقد بارندگی باشد(تعریف بیابان از نظر اقلیم شناسی). در چنین شرایطی ،امکان دارد منطقه از لحاظ آب فقیر ویابه کلّی فاقد بارندگی باشد (به عنوان مثال بیابان لوت رامی‏توان نام بردکه فقط دارای پنج چشمه است که آب تمامی آنها شور است ویک رود دائمی (بنام رود شور بیرجند) در آن جریان دارد که براثر گرماوتبخیر شدید سرانجام خشک شده ونمکزار ( نمکزار شهداد) تبدیل می‏گردد وازنمک آن بهره‏برداری می‏شود (10)

درمنطقه ای که سالها باران نمی بارد (بیابان)، آن منطقه معمولاً از لحاظ پوشش گیاهی فقیروحتی مساحتهای وسیعی از آن به کلی فاقد گیاه است (تعریف بیابان از نظر گیاه‏شناسی) باز،بهترین مثال بیابان لوت ایران است که قسمت مرکزی آن به طول 200 وعرض 150 کیلومتر (به استثناء یک قطعه کوچک) به کلّی فاقد گیاه است (16) و(9).

در نواحی بیابانی که ممکن است در طول سال ویاسالها بارندگی صورت نگیرد و بارش چند سال آن ظرف چند روزویا چندساعت ببارد، فرسایش آبی وبادی بسیار شدید است (تعریف بیابان از لحاظ ژئومرفولوژی).

بنابراین از دیدگاههای مختلف بیابان به مناطقی اطلاق میشود که:متوسط بارش سالانه آن کمتر از 50 میلی‏متر باشد و در طول سال و یا سالها درآن بارندگی صورت نگیرد، از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر و یا مساحتهای وسیعی از آن بدون گیاه باشد، از آن شدید باشد و...

اما بیابان ازدیدگاه اکولوژیستها(کارشناسان سامان ملل متحّد) تعریف دیگری دارد: مناطقی رابیابان می‏نامند که فعالیت موجودات زنده (گیاه،انسان،حیوان)

درآن کم باشد :

الف - درمورد گیاهان :

مناطقی را که پوشش گیاهی آن درحال از بین رفتن است، می‏گویند در حال بیابانی شدن(Desertification) است واگر پوشش گیاهی آن خیلی تُنک شد (به کمتر از 10% رسید) ویا به کلّی از بین رفت ، می‏گویند این ناحیه یا سرزمین به بیابان (Desert) تبدیل شد.

ب - درمورد انسانها :

درمواردی که یک روستابه علت مهاجرت شدید درحال تخلیه شدن است می‏گویند این روستا ،دارد به بیابان تبدیل می‏شود واگر به کلّی خالی از سکنه شد، می‏گویند به بیابان تبدیل شد ( در حالی که در چنین شرایطی از لحاظ پوشش گیاهی ، غنی می‏شود زیرا دیگر انسان ویاحیوانی ازاو در آنجا وجود ندارند که موجب ازبین رفتن پوشش گیاهی شوند.

ج - درمورد حیوانات

حیوانات بردودسته اند : خشکی زی وآبزی : اگربه عنوان مثال به هر علتی حیوانات خشکی زی آن منطقه مانندآهو،گوزن، گورخر وامثال اینها ازبین بروند،می‏گویند آنجا به بیابان تبدیل شد . وحتی اگر موجودات زنده یک دریاچه (موجودات آبزی) براثر ریختن فاضلاب یا پسابِ آلوده صنعتی وشهری در حال از بین رفتن باشند، گویند این دریاچه در حال بیابانی شدن است واگرتمام موجودات زنده آن مردند ، می‏گویند این دریاچه به بیابان تبدیل شده است. لذا ازدیدگاه اکولوژیست‏ها کم شدن فعالیت موجودات زنده نشانه بیابان زائی است .براین اساس است که در یک منطقه مرطوب مانند رشت که در هیچ کجای آن اثری ازبیابان دیده‏نمی‏شود، اگر دراین منطقه جنگلها ازبین بروند می‏گویند به "بیابان سبز" تبدیل شده‏است.

منبع :

www.sid.ir

منبع : سايت علمي و پژوهشي آسمان
اين مطلب در تاريخ: سه شنبه 10 آذر 1394 ساعت: 12:26 منتشر شده است
برچسب ها : ,
نظرات()

موضوعات

ارسال لينک

پيوندهاي روزانه

امکانات جانبي

خبرنامه سایت

با اطمینان خرید کنید

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل شما  فرستاده می شود .

اینستاگرام سایت

به کانال اینستوگرام سایت ما بپیوندید

نظرسنجي

چقدر از تحقیقات سایت راضی هستید و به دیگران سایت را معرفی می کنید ؟




درباره ما

آدرس مشهد قاسم اباد - سایت علمی و پژوهشی آسمان -کافی نت آسمان - هدف از راه اندازی این سایت ارائه خدمات مناسب علمی و پژوهشی و با قیمت های مناسب به فرهنگیان و دانشجویان و دانش آموزان گرامی می باشد .این سایت دارای بیشتر از 10000 تحقیق رایگان نیز می باشد .که براحتی مورد استفاده قرار می گیرد .پشتیبانی سایت : 09159886819-09338737025 - صارمی سایت علمی و پژوهشی آسمان , اقدام پژوهی, گزارش تخصصی درس پژوهی , تحقیق تجربیات دبیران , پروژه آماری و spss , کارآموزی